هزار و سیصد و نود و چهار رسید آقا
هزار و سیصد و نود و چهار رسید آقا
هنوز چهره ات اما نشد پدید آقا
گشا پرده ز رخسار و جلوه ای بنما
به قلب منتظرانت بده امید آقا
پس از دعای ظهورت امیدم آن روزست
که در میان نگاهت شوم شهید آقا
یا مقلب القلوب و الابصار، سال نو آمد و نیامد یار
یا مقلب القلوب و الابصار، سال نو آمد و نیامد یار
یا مدبر اللیل و النهار، بی حضورش چه اشتیاق بهار
یا محول الحول و الاحوال، منتهی کن فراق را به وصال
حول حالنا الی احسن الحال، به امید فرج همین امسال
عمری به انتظار نشستم، نیامدی
عمری به انتظار نشستم، نیامدی
دل را به روی غیر تو بستم، نیامدی
ای خضر راه گم شدگان در مسیر عشق
چشم انتظار هر چه نشستم، نیامدی
گفتند سبز پوش تو از کعبه میرسد
هر جمعه رو به کعبه نشستم نیامدی
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد
بر شورزار دلها باران نخواهد آمد.
شاید به شعر تلخم خرده بگیری اما
جایی که سفره خالی است ایمان نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مرد تانیاید باران نخواهد آمد





