بهر دیدار تو ای شاه بیا
بهر دیدار تو ای شاه بیا
من مسکین گدا بر خیزم
تا بر آورده شود حاجت نو
سحر از بهر دعا بر خیزم
بشنوم زآمدنت گر خبری
بشنوم زآمدنت گر خبری
بی مهابا به خدا بر خیزم
پشت در منتظردیدارم
برون از خانه بیا برخیزم
حق دوباره کرمی کرد که بیدار شوم
حق دوباره کرمی کرد که بیدار شوم
با نگاه تو گل فاطمه هشیار شوم
از ازل گر دل من بر تو ارادت کردست
مادرت خواست که من بر تو گرفتار شوم
باد هم کم نکند سوز دل صحرا را
باد هم کم نکند سوز دل صحرا را
قطره ای عشق به آتش بکشد دریا را
از غم عشق تو ای دوست ببین جان به لبم
فرصتی نیست دگر وعده مده فردا را





