ما که از بین همه طالب دیدار توایم
ما که از بین همه طالب دیدار توایم
صحه بگذار به بر این رأی پسندیده ما
ای که در کون مکان یاور مظلوم توئی
بنشین بر سر این سفره ناچیده ما
اگر روزی رسد روی تو بینم
اگر روزی رسد روی تو بینم
گذارم زیر پایت این جبینم
چرا احوال زارم را نپرسی
ابا صالح که از هجرت غمینم
خود را مقیم وادی احساس می کنم
خود را مقیم وادی احساس می کنم
دل را خمار عطر گل یاس می کنم
تا واکنی گره زکار فرو بسته دلم
خود را دخیل حضرت عباس می کنم
گو به هر غرقه دریاى بلا، فلک نجات
گو به هر غرقه دریاى بلا، فلک نجات
آمده تا که ببخشد به شما باز حیات
نیست اى عاشق دلخسته دگر وقت سکوت
به گل روى جگر گوشه زهرا صلوات





