شاید برای آمدنت دیر کرده ای
شاید برای آمدنت دیر کرده ای
وقتی نگاه آینه را پیر کرده ای
دیری است آسمان مرا شب گرفته است
خورشید من برای چه تأخیر کرده ای
دنیای با حضور تو دنیای دیگریست
دنیای با حضور تو دنیای دیگریست
روز طلوع سبز تو فردای دیگریست
بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها
خاک زمین بهاری گلهای دیگریست
دلم دوباره خبر می دهد ظهور تورا
دلم دوباره خبر می دهد ظهور تورا
بدون فاصله حس میکنم حضور تورا
به من مگو که نرفته چگونه باز آید
مسیر جاده خبر می دهد عبور تورا
گر بیایی به سراغ دل غمدیده ما
گر بیایی به سراغ دل غمدیده ما
غم رود از دل و از خاطر رنجیده ما
تو که بی واسطه آگاهی از اسرار و رموز
ما و این قصه نا گفته و نشنیده ما





