آه کشم دم به دم سیر کنم کو به کو
آه کشم دم به دم سیر کنم کو به کو
تا به سر کوی تو با تو شوم رو به رو
خسته شدم از بهار با گل و باغم چه کار
جز گل روی تو ام نیست به باغ آرزو
چشم انتظار قایق صیاد مانده ام
چشم انتظار قایق صیاد مانده ام
محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور مانده ام از خاک کربلا
آقا بیا و همسفر بال نور کن
زخنده تو زمین و زمان به وجد آیند
زخنده تو زمین و زمان به وجد آیند
خدا چه تعبیه کرده به کار لبخندت
جهان ما که در آتش چو لاله می سوزد
شکوفه زار شود از بهار لبخندت
شفق نشسته به خون بی قرار لبخندت
شفق نشسته به خون بی قرار لبخندت
سپیده دم بود آیینه دار لبخندت
سحر زپاکی دامان تست یک شبنم
بهشت قطره ای از آبشار لبخندت
اللّهمّ عجّل لولیک الفرج





