عيون أخبار الرضا: 2/93/1
امام رضا علیه السّلام فرمودند:
إنَّ في تَسمِيَةِ اللّه ِ عزّ وجلّ الإِقرارُ بِرُبوبِيَّتِهِ وتَوحيدِهِ .
در ناميدن خداوند عز و جل به اللّه ، اقرار به ربوبيت و يگانى او نهفته است .
بحارالانوار/ ج 75/ ص 63
امام علی علیه السّلام فرمودند:
سَکِّنُوا في أنفُسِکُم مَعرِفهَ ما تَعبُدُونَ حَتّي يَنفَعَکُم مَا تُحَرِّکُونَ مِنَ الجَوارحِ بِعبادَهِ مَن تَعرِفُونَ؛
شناخت خدايي که مي پرستيد را در جانهاي خود جاي دهيد تا خم و راست شدنهايتان براي عبادت کسي که مي شناسيدش، شما را سود دهد.
بحارالأنوار، ج 53، ص 193
امام مهدی علیه السلام فرمودند:
أبَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً؛
همانا خداوند متعال، اباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به اتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.
بحارالأنوار، ج ۷۷، ص ۱۳۶، ح ۴۸
پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ اللهَ یقولُ:... وَ لَو اَنَّ قُلوبَ عِبادِى اجْتَمَعَت عَلى قَلْبِ اَسْعَدِ عَبْدٍ لى مازادَ ذالِكَ فى سُلطانى جَناحَ بَعوضَةٍ وَ لَوْ اَنّى اَعْطَیتُ كُلَّ عَبْدٍ ما سَاَلَنى ما كانَ ذالِكَ اِلاّ مِثْلَ اِبْرَةٍ جاءَها عَبْدٌ مِنْ عِبادى فَغَمَسَها فِى البَحرِ وَ ذالِكَ اَنَّ عَطائى كَلامٌ وَ عِدَتى كَلامٌ وَ اِنَّما اَقولُ لِشَّىْءٍ: كُنْ فَیكونُ؛
خداوند مىفرماید: «... اگر دلهاى بندگانم، همه یکجا در دلِ خوشبختترین بندهام جمع شوند این، به مقدارِ بالِ پشهاى بر سلطنت من نمىافزاید و اگر به هر بندهاى آنچه بخواهد، عطا كنم، این نباشد، مگر همانندِ سوزنى كه بندهاى از بندگانم بردارد و در دریایى فرو بَرَد؛ زیرا عطاى من به گفتارى است و وعدهام نیز به گفتارى. به چیز مىگویم: هست شو، پس هست مىشود.
صحیفه سجّادیه، فرازی از دعاى ۱۲
امام سجاد علیه السلام به خداوند متعال عرضه داشتند:
اَللهمَّ اِنَّهُ یحْجُبُنى عَنْ مَساَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ وَ تَحدونى عَلَیها خَلَّةٌ واحِدَةٌ یحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ وَ نَهىٌ نَهَیتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَیهِ وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرتُ فى شُكْرِها وَ یحدونى عَلى مَسْاَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَنْ اَقْبَلَبِ وَجْهِهِ اِلَیكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَیكَ، اِذْ جَمیعُ اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ و اِذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِداءٌ؛
بار خدایا! سه چیز باعث مىشود كه من از تو درخواست نكنم و تنها یک چیز مرا بر آن مىدارد. آنچه مرا باز مىدارد، یكى آن است كه تو مرا فرمان دادى و من در انجام آن سستى كردم، دیگر آنكه مرا از كارى نهى فرمودى، امّا من به انجام دادن آن شتافتم، سوم آنكه مرا نعمت ارزانى داشتى، ولى من در شكرگزارى آن كوتاهى كردم. امّا آنچه مرا به درخواست كردن از تو مىكشانَد، تفضّل تو بر كسى است كه به درگاهت روى كند و با خوشگمانى به سوى تو آید، كه همه احسانهایت، تفضّل است و همه نعمتهایت، نخستین است.





