كافى، ج ۵، ص ۵۳۵، ح ۱
امام صادق علیه السلام فرمودند:
اِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى غَیورٌ وَ یحِبُّ كُلَّ غَیورٍ وَ لِغَیرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛
خداوند تبارک و تعالى باغیرت است و هر باغیرتى را دوست دارد و از غیرتمندى اوست كه زشتىها را از پیدا و ناپیدا، حرام فرموده است.
تحف العقول، ص ۲۸۳
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
سُبحانَ مَن جَعَل الإعترافَ بِالنِّعمَةِ لَهُ حَمداً، سُبحانَ مَن جَعَلَ الإعترافَ بِالعَجزِ عَن الشّکرِ شُکراً؛
منزّه است خدایی که اعتراف به نعمت را، حمد خود قرار داده است. منزّه است خدایی که اعتراف به ناتوانی از شکر را، شکر محسوب میدارد.
تفسیر امام حسن عسكرى علیه السلام، ص ۳۴۹، ح ۲۳۲
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
اللهُ... ینْتَقِمُ مِنَ الظّالِمِ بِما هُوَ عادِلٌ بِحُكمِهِ؛
خداوند به خاطر قضاوت عادلانهاش، از ظالم انتقام مىگیرد.
بحارالأنوار، ج ۳، ص ۱۳۸ و ۱۳۹
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هذِهِ الآفاتُ... مِنَ الوَباءِ وَ الجَرادِ و ما اَشبَهَ ذلِكَ ما بالُها لا تَدومُ...و یلذَعُ اَحیانا بِهذِهِ الآفاتِ الیسیرَةِ لِتَأدیبِ النّاسِ وَ تَقویمِهِم، ثُمَّ لا تَدومُ هذِهِ الآفاتُ، بَل تَـكشِفُ عَنْهُم عِندَ القُنوطِ مِنهُم، فَتَـكونُ وُقوعُها بِهِمْ مَوعِظَةً و كَشفُهاعَنهُم رَحمَةً.... فَاِذا عَضَّتهُ المَكارِهُ وَ وَجَدَ مَضَضَهَا اتَّعَظَ وَ اَبصَرَ كَثیرا مِمّا كانَ جَهِلَهُ وَ غَفَلَ عَنهُ، وَ رَجَعَ اِلى كَثیرٍ مِمّا كانَ یجِبُ عَلَیهِ... اِنَّ هذِهِ الآفاتِ وَ اِن كانَ تتَنالُ الصّالِحَ وَ الطّالِحَ جَمیعاً، فَاِنَّ اللهَ جَعَلَ ذلِكَ صَلاحا لِلصِّنفَینِ كِلَیهِما:اَمَّا الصّالِحونَ فَاِنَّ الَّذى یصیبُهُم مِن هذا یرُدُّهُم نِعَمَ رَبِّهِم عِندَهُم فى سالِفِ اَیامِهِم فَیحدوهُم ذلِكَ عَلَى الشُّكرِ وَ الصَّبرِ، وَ اَمَّا الطّالِحونَ فَاِنَّ مِثلَ هذا اِذا نالَهُم كَسَرَ شِرَّتَهُم وَ رَدَعَهُم عَنِ المَعاصى وَالفَواحِشِ، وَ كَذلِكَ یجْعَلُ لِمَن سَلِمَ مِنهُم مِنَ الصِّنفَینِ صَلاحا فى ذلِكَ، اَمَّا الاَبرارُ فَاِنَّهُم یغتَبِطونَ بِماهُم عَلَیهِ مِنَ البِرِّوَ الصَّلاحِ و یزدادونَ فیهِ رَغبَةً وَ بَصیرَةً، و اَمَّا الفُجّارُ فَاِنَّهُم یعرِفونَ رَأفَةَ رَبِّهِم وَ تَطَوُّلَهُ عَلَیهِم بِالسَّلامَةِ مِن غَیرِ استِحقاقِهِم، فَیحُضُّهُم ذلِكَ عَلَى الرَّأفَةِ بِالنّاسِ وَالصَّفحِ عَمَّن اَساءَ اِلَیهِم؛
این آفتها، از قبیل وبا و هجوم ملخ و مانند اینها، دوام ندارند...و گاهى با این آفتهاى زودگذر، آسیبى به مردم مىرسد تا ادب شوند و مقاوم گردند. البته آفتها دوامى ندارند و همین كه موجب ناامیدى مردم شوند، برداشته مىشوند تا معلوم گردد كه گرفتار شدن به آفات، اندرزى براى مردم و برطرف شدن آفات نیز بخشایشى در حق آنان است... پس هرگاه سختىها انسان را فرا گرفتند و او رنج آنها را چشید، پند مىگیرد و از بسیارى چیزها كه نمىدانست و غفلت داشت، آگاه مىگردد و به سوى بسیارى چیزها كه بر او واجب بوده، توجه مىكند... هرچند چنین آفتهایى هم به نیكوكاران و هم به بدكاران مىرسند، امّا خداوند، آنها را براى هر دو گروه، خوب قرار داده است. براى نیكوكاران، خوب است، چون هر آسیبى به آنان برسد، آنها را نسبت به نعمتهاى پروردگارشان ـ كه در گذشته داشتهاند ـ هشیارتر مىكند و به سپاسگزارى و صبر برمىانگیزد. براى بدكاران هم خوب است، چون وقتى چنین آسیبى به آنها برسد، شرارتشان را در هم مىشكند و از گناهان و زشتىها بازشان مىدارد. همچنین خداوند، جانِ سالم به در بُردن از آفتها را براى هر دو گروه، خوب قرار داده است. براى نیكوكاران، خوب است، چون آنها را به نیكى و درستكارى خویش امیدوار مىكند و براى بدكاران هم خوب است، چون مهربانى و احسان پروردگارشان را درمىیابند كه آنها را سالم قرار داد، با آنكه شایستهاش نبودند، و همین، آنها را به مهربانى با مردم و گذشت از بدىهاى دیگران در حقّ خویش، تشویق مىكند.
كافى، ج ۵، ص ۲۶۲، ح ۲
امام صادق علیه السلام فرمودند:
اِنَّ بَنى اِسرائیلَ اَتَوا موسى علیه السلام، فَسَأَلوهُ اَنْ یسْاَلَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْیمْطِرَ السَّماءَ عَلَیهِمْ اِذا اَرادوا، وَ یحْبِسَها اِذا اَرادوا، فَسَاَلَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ ذلِكَ لَهُمْ. فَقالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: ذلِكَ لَهُم یا موسى، فَاَخْبَرَهُم موسى فَحَرَثوا وَ لَمْ یتْرُكوا شَیئا اِلاّ زَرَعوهُ ثُمَّ اسْتَنْزَلُوا الْمَطَرَ عَلى اِرادَتِهِم، وَ حَبَسوهُ عَلى اِرادَتِهِم، فَصارَت زُروعُهُم كَاَنَّهَا الْجِبالُ وَ الآجامُ، ثُمَّ حَصَدوا وَ داسوا وَ ذَرّوا فَلَمْ یجِدوا شَیئا فَضَجّوااِلى موسى علیه السلام وَ قالوا: اِنَّما سَأَلناكَ اَنْ تَسْاَلَ اللهَ اَنْ یمْطِرَ السَّماءَ عَلَینا اِذا اَرَدْنا فَاَجابَنا، ثُمَّ صَیرَها عَلَینا ضَرَرا فَقالَ: یا رَبِّ اِنَّ بَنى اِسرائیلَ ضَجّوامِمّا صَنَعْتَ بِهِم، فَقالَ: وَ مِمَّ ذاكَ یا موسى؟ قالَ: سَاَلونى اَنْ اَسْاَلَكَ اَنْ تُمْطِرَالسَّماءَ اِذا اَرادوا وَ تَحبِسَها اِذا اَرادوا فَاَجَبْتَهُمْ ثُمَّ صَیرتَها عَلَیهِمْ ضَرَرا! فَقالَ: یا موسى، اَنَا كُنتُ المُقَدِّرَ لِبَنى اِسرائیلَ فَلَمْ یرضَوا بِتَقدیرى، فَاَجَبْتُهُم اِلى اِرادَتِهِمْ فَكانَ ما رَاَیتَ؛
بنى اسرائیل نزد موسى علیه السلام آمدند و از او خواستند كه از خداوند عزّوجلّ درخواست كند تا هرگاه آنان اراده كردند، آسمان برایشان ببارد و هرگاه آنان خواستند، آن را از باریدن باز دارد. موسى علیه السلام نیز خواسته آنان را از خداوند عزّوجلّ در خواست نمود. خداوند عزّوجلّ فرمود: «اى موسى! باشد پذیرفتم». موسى علیه السلام آنان را خبردار كرد. پس به كشت همه دانهها پرداختند و چیزى را فروگذار نكردند. سپس بر پایه خواستشان، بارش باران را درخواست نمودند و براساس درخواستشان از آن جلوگیرى كردند. در نتیجه، كشتزارهایشان چنان پُربار شد كه محصول آنها همانند كوهها و نیزارها گردید. سپس درو كردند و كوبیدند و باد دادند، امّا چیزى به دست نیاوردند. پس، نزد موسى علیه السلام فریاد و ناله سر دادند و گفتند: ما از تو در خواست كردیم كه از خدا بخواهى كه هرگاه ما خواستیم، آسمان بر ما ببارد. خدا خواسته ما را پذیرفت و سپس آن را بر ضرر ما گرداند! موسى علیه السلام گفت: پروردگارا! بنى اسرائیل، از كار تو به فریاد آمدند. خداوند فرمود: «اى موسى! براى چه؟» گفت: از من درخواست كردند كه از تو بخواهم هرگاه آنان خواستند، آسمان را ببارانى و هرگاه خواستند، آن را از بارش باز دارى. تو هم پذیرفتى، اما آن را به ضررشان گرداندى! خدا فرمود: «اى موسى! من براى بنى اسرائیل، تقدیر كرده بودم، ولى آنان به مقدرات من راضى نشدند. پس، خواستهشان را پذیرفتم و نتیجهاش این شد كه دیدى».





