ميعادگاه |وعده گاه حسينيان و مهدي(عج)|
اللهم عجل لوليك الفرج
جدیدترین مطالب

اطاعت

وقتی به معارف و دستورات دینی مراجعه می کنیم می بینیم که خداوند متعال ما را ملزم به اطاعت از عده ای از انسانها که مخلوق اویند کرده است. از بارزترین افراد این گروه می توان به پدر و مادر اشاره کرد و یا کسانی که انسان بر اساس یکی از قراردادهای اسلامی با او و یا برای او کار می کند. سوال اینجاست که حد اطاعت از این عده تا کجاست؟

این سوال در افرادی مانند حضرات معصومین علیهم السلام مطرح نیست؛ چرا که ما بر اساس آیاتی مانند « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (1) ملزم به اطاعت بی قید و شرط از آن حضرات هستیم. علت بی قید و شرط بودن این اطاعت هم آن است که ایشان سخنگوی وحی الهی اند و سخن آنها سخن خداست و در علم و عمل از هر گونه رجس و پلیدی و گناه مصونند(1)؛ بنابراین جز به حق امر و نهی نمی کنند و اطاعت از آنها اطاعت از خداست.

 

اما نسبت به غیر ایشان تکلیف چیست؟ و مرز اطاعت تا کجاست؟

در دیگرانی که دارای چنین مشخصه هایی نیستند احتمال هر امر یا نهیی که مغایر با دستور الهی باشد وجود دارد؛ این احتمال به خصوص در افرادی که اصلا و یا چندان مقید به آداب و احکام اسلامی نیستند به شدت بالا می رود؛ سوال این است: اگر چنین شد و آن فردی که خدا امر به اطاعت از او کرده ما را به کاری امر کرد که بر خلاف دستور خدا بود آیا آن لزوم اطاعت همچنان پابرجاست یا آنکه وظیفه چیز دیگری خواهد شد؟

امام حسین علیه السلام او را به یاد سخن دیگری از حضرت رسول صلی الله علیه و آله انداختند که فرمود: « لا طاعَةَ لِمَخلوقٍ فی مَعصِیَةِ الخالِقِ؛ هیچ کس حق ندارد به نام اطاعت از مخلوق خدا؛ خداوند متعال را نافرمانی کند

پاسخ امام حسین علیه السلام به این سوال

 ابن شهرآشوب در کتاب المناقب(3) خود به نقل از اسماعیل بن رجا و عمرو بن شعیب می نویسد: روزی امام حسین علیه السلام بر عبد اللّه بن عمرو بن عاص گذشت . عبد اللّه [به اطرافیان خود] گفت: مَن أحَبَّ أن یَنظُرَ إلى أحَبِّ أهلِ الأَرضِ إلى أهلِ السَّماءِ فَلیَنظُر إلى هذَا المُجتازِ؛ هر كس دوست دارد به محبوب ترینِ زمینیان نزد آسمانیان بنگرد به این رهگذر بنگرد كه من از شب هاى صفّین تا كنون با او سخن نگفته ام.

امام حسین

ابو سعید خُدرى [که این سخن و اعتراف او را شنید] او را نزد امام حسین علیه السلام آورد. امام علیه السلام به او فرمود: «تو مى دانى كه من ، محبوب ترینِ زمینیان نزد آسمانیان هستم و با این حال با من و پدرم در صفّین جنگیدى ؟!» بعد هم فرمود: «به خدا سوگند كه پدرم از من ، بهتر بود.»

عبد اللّه ، عذر آورد و گفت : پیامبر صلى الله علیه و آله به من فرمود : «از پدرت ، اطاعت كن!»

 


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 1:07 PM مهرداد مقصودی ]
امام حسینامام حسین علیه السلام همواره به دنبال فرصتی بود تا بر ضد حکومت ظالمانه و غاصبانه بنی امیه قیام کرده و بساط ظلم و ظالم را برچیند فرصتی که در زمان امام حسن علیه السلام و حتی سالها پس از شهادت آن حضرت به شکل جدی رخ نداد؛ ولی هر چه که زمان به پایان عمر معاویه نزدیک می شد با تلاشهای نامحسوسی که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام انجام داده بودند شرایط اجتماعی برای یک قیام علنی آماده تر می شد از این رو امام حسین علیه السلام رفته رفته، جنگ تبلیغاتی با معاویه را تشدید كرد تا آن كه یك سال قبل از مرگ معاویه، در مِنی و در جمع دویست نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله و بیش از پانصد تن دیگر از نخبگان جهان اسلام در خطبه ای به تفصیل، حقوق اهل بیت علیهم السلام را یادآور شد وآنان را به احیای آن و مبارزه با ظلم فرا خواند. امام علیه السلام با چنین كارهایی، برای قیام بر ضدّ حكومت بنی امیّه پس از مرگ معاویه، زمینه سازی می كرد و منتظر فرصت مناسب بود .

یك سال پیش از مرگ معاویه، امام حسین علیه السلام عازم حج شد و عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن جعفر نیز با او بودند. امام علیه السلام حاجیان بنى هاشم چه مرد و چه زن؛ وابستگان و پیروانشان و نیز هر كس از انصار را كه خود یا خانواده اش را مى شناخت، گرد آورد؛ پیك هایى را هم فرستاد تا تمام اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله را كه آن سال به حج آمده و به صلاح و عبادتْ معروف بودند را در آن گردهمایی حاضر کنند.

بیش از هفتصد نفر در خیمه هاى حسین علیه السلام در سرزمین منى گرد آمدند. بیشتر این افراد از تابعیان و حدود دویست نفر نیز از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و غیر آنان بودند.

آنگاه سوگندشان داد که که بگویند آیا این مطلب را شنیده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كسى كه بپندارد مرا دوست مى دارد اگر على را دشمن بدارد؛ دروغ مى گوید . [ هیچ كس ] در حالى كه على را دشمن مى دارد مرا دوست ندارد

امام حسین علیه السلام میان آنان به سخن ایستاد و پس از حمد و ثناى خداوند ، فرمود: «امّا بعد، این طاغوت با ما و پیروانمان آن كرده كه دیده اید و مى دانید و پیش روى شماست. پرسشى از شما دارم. اگر راست گفتم؛ تصدیقم كنید و اگر دروغ گفتم؛ تكذیبم كنید. [اگر تصدیق کردید] به حقّ خدا بر شما و حقّ پیامبر خدا و حقّ نزدیكى ام به پیامبرتان؛ از این جا که رفتید هر آن كس از افراد قبیله تان را كه به او اعتماد داشتید؛ فرا خوانید و همه آن را برای آنها نیز نقل کنید؛ چرا كه من بیم دارم كه این موضوع (امامت)، از یاد برود و حق مغلوب شود و از بین برود؛ « فَادعوهُم إلى ما تَعلَمونَ مِن حَقِّنا ؛ فَإِنّی أتَخَوَّفُ أن یَدرُسَ هذَا الأَمرُ و یَذهَبَ الحَقُّ و یُغلَبَ » و خداوند، تمام كننده نور خویش است؛ اگرچه كافران خوششان نیاید؛ «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَـفِرُونَ» .(1)

آنگاه حضرت شروع به یادآوری حقایقی کردند که یکایک آنها سندی بر حقانیت امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است و جمع هفتصد نفری حاضر به تک تک آنها شهادت داده و سخنان امام علیه السلام را تصدیق کردند. آن معارف عبارت بودند از:

1. اخوت و برادری رسول خدا صلی الله علیه و آله با علی علیه السلام که در جریان مراسم اخوت و برادری که حضرت بین مهاجرین و انصار برگزار  کردند علی علیه السلام را برادر خود در دنیا و آخرت قرار داد.

2. سَدُّ الابواب مگر باب علی علیه السلام. در این جریان رسول خدا صلی الله علیه و آله به دستور خداوند متعال، فرمان داد تا درِ تمام خانه هایی که به مسجد النبی باز می شود ببندند مگر درِ خانه علی علیه السلام.

3. منع دیگران از اینکه حتی روزنه ای به مسجد باز کنند.

4. نصب علی علیه السلام به ولایت امری در روز غدیر خم که این از مهمترین اسناد امامت و ولایت این خاندان است که باید بر آن تاکید شود. امام حسین علیه السلام در این فراز فرمود: «شما را به خدا سوگند، آیا مى دانید كه پیامبر صلى الله علیه و آله در روز غدیر خُم ، او را منصوب كرد و ولایت را براى او تثبیت كرد و فرمود: حاضران به غایبان برسانند ؟» که جمعیت پاسخ دادند: « به خدا ، آرى»

تبوک

5.در جریان غزوه تبوک رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: تو نسبت به من ، چون هارون نسبت به موسایى و تو پس از من ، ولىّ هر مؤمنى؛ «أنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسى ، وأنتَ وَلِیُّ كُلِّ مُؤمِنٍ بَعدی»

6. جریان مباهله

7. فتح قلعه خیبر و این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره او که فرمود: آن را به كسى مى دهم كه خدا و پیامبرش او را دوست مى دارند و او نیز خدا و پیامبرش را دوست دارد ؛ كسى كه یورش برنده بى فرار است و خداوند به دست او ، قلعه خیبر را فتح مى كند؛ «لَأَدفَعُهُ إلى رَجُلٍ یُحِبُّهُ اللّه ُ ورَسولُهُ ویُحِبُّ اللّه َ ورَسولَهُ ، كَرّارٍ غَیرِ فَرّارٍ ، یَفتَحُهَا اللّه ُ عَلى یَدَیهِ»

8. در مورد فرستاده سوره برائت فرمود: از سوى من ، جز خودم و یا مردى از من ، ابلاغ نمى كند؛ «لا یُبَلِّغُ عَنّی إلّا أنَا أو رَجُلٌ مِنّی»

9. هر سختی که به حضرت رو می کرد از سر اعتماد به علی علیه السلام او را برای رفع آن می فرستاد.

10. به علی علیه السلام فرمود: اى على! تو از منى و من از تو اَم ، و تو پس از من ، ولىّ هر مرد و زن مؤمنى «یا عَلِیُّ ! أنتَ مِنّی وأنَا مِنكَ ، وأنتَ وَلِیُّ كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ بَعدی»

11. رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتب علوم و معارف خود را به او می آموخت.

12. با این جمله «زَوَّجتُكِ خَیرَ أهلِ بَیتی ، أقدَمَهُم سِلما وأعظَمَهُم حِلما وأكثَرَهُم عِلما» ؛ شوهر تو ، بهترینِ كسانِ من ، پیش ترینشان در اسلام آوردن ، بزرگ ترینشان در بردبارى و دانشمندترینِ آنان است، که به فاطمه سلام الله علیها فرمود، علی علیه السلام را بر جعفر و حمزه سلام الله علیهما برتری داد.

13. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من ، سَرورِ فرزندان آدم هستم و برادرم على ، سَرورِ عرب و فاطمه ، بانوى زنانِ بهشت و دو پسرم حسن و حسین ، سَرورِ جوانان بهشتند «أنَا سَیِّدُ وُلدِ آدَمَ ، وأخی عَلِیٌّ سَیِّدُ العَرَبِ ، وفاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجَنَّةِ ، وَابنایَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ سَیِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ»

14. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمان داد تا غسلش دهد و به او خبر داد که جبرئیل علیه السلام او را یاری خواهد کرد.

تنها راه رهایی از هلاکت و رسیدن به سعادت؛ تمسک به اهل بیت علیهم السلام و دریافت معارف قرآن از مجرای این ذوات مقدس است و این همان موضوعی است که امام حسین علیه السلام برای نجات جامعه انحراف زده بر آن تاکید داشت

15. رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین سخنرانی خود فرمود: اى مردم! من در میان شما ، دو چیز گران سنگ باقى گذاشتم : كتاب خدا و اهل بیتم . به آن دو ، چنگ بزنید تا هرگز گم راه نشوید «أیُّهَا النّاسُ ! إنّی تَرَكتُ فیكُمُ الثَّقَلَینِ كِتابَ اللّه ِ وأهلَ بَیتی ، فَتَمَسَّكوا بِهِما لَن تَضِلّوا»

آنگاه سوگندشان داد که که بگویند آیا این مطلب را شنیده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كسى كه بپندارد مرا دوست مى دارد اگر على را دشمن بدارد؛ دروغ مى گوید . [ هیچ كس ] در حالى كه على را دشمن مى دارد مرا دوست ندارد» . كسى گفت : اى پیامبر خدا! چه طور چنین است؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : « چون او از من است و من از اویم . آن كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و آن كه مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است و آن كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است و آن كه مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است؟

«مَن زَعَمَ أنَّهُ یُحِبُّنی ویُبغِضُ عَلِیّا فَقَد كَذَبَ ، لَیسَ یُحِبُّنی وهُوَ یُبغِضُ عَلِیّا»! فَقالَ لَهُ قائِلٌ : یا رَسولَ اللّه ِ ! وكَیفَ ذلِكَ ؟ قالَ : «لِأَنَّهُ مِنّی وأنَا مِنهُ ، مَن أحَبَّهُ فَقَد أحَبَّنی ومَن أحَبَّنی فَقَد أحَبَّ اللّه َ ، ومَن أبغَضَهُ فَقَد أبغَضَنی ومَن أبغَضَنی فَقَد أبغَضَ اللّه َ»

جمعیت این را هم تایید کردند و بعد پراکنده شدند.(2)

 

برداشت:

آنچه که سبب دور شدن جامعه از معارف و ارزشهای والای اسلامی می شود دوری از قرآن و اهل بیت علیهم السلام است. تمسک به قرآن منهای اهل بیت علیهم السلام هم نمی تواند مانع از انحراف و هلاکت جامعه اسلامی شود. بنابراین تنها راه رهایی از هلاکت و رسیدن به سعادت؛ تمسک به اهل بیت علیهم السلام و دریافت معارف قرآن از مجرای این ذوات مقدس است و این همان موضوعی است که امام حسین علیه السلام برای نجات جامعه انحراف زده بر آن تاکید داشت.

 

پی نوشت:

1. سوره صفّ آیه 8

2. كتاب سلیم بن قیس : ج 2 ص 788 ، بحار الأنوار : ج 33 ص 181 و الاحتجاج : ج 2 ص 87

امید پیشگر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 1:04 PM مهرداد مقصودی ]

آدم در كربلا

وقتی حضرت آدم علیه السلام مرتکب ترك اولى شد از بهشت رانده و بر زمین فرستاده شد، محل هبوط او در مكّه معظّمه بوده است. آدم علیه السلام بر روى زمین حركت كرد و بیابانها و دشتها را زیر پا گذاشت تا گذار او به سرزمین كربلاى پر بلا افتاد. وقتى به آن سرزمین رسید، ملاحظه كرد كه گرد غم و غبار همّ در وجودش پدیدار شد و قلبش به تنگ آمد، تا رسید به قتلگاه حضرت سیّد الشهداء علیه السلام، قدمش به سنگى برخورد كرد و افتاد - و بر اثر اصابت سرش به زمین - خون از سر حضرت آدم جارى شد، آدم علیه السلام ناراحت شد و سر به آسمان برداشت كه، بار الها آیا گناه تازه اى مرتكب شده ام كه مرا اینگونه مجازات می كنى خدایا من تمام عالم را گشتم و چنین بلائى بر سرم وارد نشد، حال آنكه در اینجا چنین عقوبت می شوم!

از جانب پروردگار عالم ندا آمد كه اى آدم از جانب تو گناهى سر نزده است لكن این همانجایى است كه فرزندت حسین علیه السلام بر اثر ظلم شهید می شود، و خداوند روضه سیّد الشهداء را خواند و حضرت آدم علیه السلام بر مصائب آن حضرت گریست. حضرت آدم عرض كرد: خدایا آن حسین كه در این جا شهید می شود پیامبر می باشد؟

وحى نازل شد كه اى آدم او پیامبر نیست، لكن نوه پیامبر آخرالزمان و فرزند دختر آن پیامبر، فاطمه زهرا می باشد. پس با رهنمایى جبرئیل چهار مرتبه بر قاتلین حضرت سیّد الشهداء علیه السلام لعن فرمودند.

باد به امر پروردگار متعال شروع به مرثیه خوانى نمود و گفت: اى سلیمان در همینجا حسین علیه السلام را به قتل می رسانند. همینجا نوه محمد مختار صلّى الله علیه وآله و پسر على كرار را شهید می کنند.

سلیمان علیه السلام گریه كرد و بعد فرمود: چه كسى او را شهید می كند؟


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 1:01 PM مهرداد مقصودی ]

یکی از صالحان نقل مى كند: در خواب دیدم بانوی دو عالم زهرای مرضیه علیهاالسلام را که پیراهنى از فرزندش بدست دارد و از ظلم امت شكایت مى كند.

در خواب دیدم خداوند متعال مى خواهد برساكنان تهران عذاب نازل فرماید در این هنگام حضرت سیدالشهداء علیه السلام عرضه داشت: خدایا آنان را به من ببخشاى زیرا آنان براى من عزادارى و گریه مى كنند.

 

روضه وداع بخوان

میرزا یحیى ابهری در عالم رؤیا علامه مجلسى (ره) را در صحن مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام در طرف پائین پاى حضرت در اطاق روضة الصفّا نشسته و مشغول تدریس است سپس مشغول موعظه شد و چون خواست شروع در مصیبت كند.

یك وقت كسى آمد و گفت : حضرت صدیقه طاهره سلام اللّه علیها فرمودند:

«اذكر المصائب المشتملة على وداع ولدى الشهید» یعنى مصائب وداع فرزند شهیدم را بخوان.

مرحوم مجلسى نیز مصیبت وداع را ذكر كرد و عده زیادى جمع بودند و گریه شدیدى نمودند كه مثل آن روز در عمرم ندیده بودم .

 

سینه زدن حضرت بقیّة اللّه عج

علاّمه سید بحرالعلوم روز عاشورائى با عدّه اى از طلاب از كربلا به استقبال دسته سینه زنى طویرج مى روند، ناگهان طلاب مى بینند مرحوم سیّد بحرالعلوم با آن عظمت و مقام شامخ علمى عمامه و عبا و قبا و عصا را كنار انداخت و مثل سایر سینه زنها لخت شده و خود را میان عزاداران و سینه زنان انداخت و بسر و سینه مى زند.

حضرت باقر علیه السلام فرمود: هركس در مصائب اباعبداللّه الحسین علیه السلام از چشمهایش به اندازه بال مگسی اشك ریزد حق تعالى گناهان او را مى آمرزد، اگر چه به قدر كف دریا باشد

طلاّبى كه با معظم له به استقبال آمده بودند هرچه سعی مى كنند كه مانع از آن همه احساسات پاك و محبّت بشوند میّسر نمى گردد، بالاخره عدّه اى از طلاّب براى حفظ سیّد بحرالعلوم اطراف ایشان را میگیرند كه مبادا زیردست و پا بیافتد و ناراحت شود، تا اینكه بعد از اتمام برنامه سینه زنى بعض از خواص از آن عالم بزرگ مى پرسند چگونه شد كه شما بى اختیار وارد دسته سینه زنى شدید و آنگونه مشغول عزادارى گردیدید؟

فرمود: وقتى به دسته سینه زنى رسیدم دیدم حضرت بقیة اللّه روحى فداه با سروپاى برهنه میان سینه زنها به سر و سینه مى زنند و گریه مى كنند، من نتوانستم طاقت بیاورم لذا از خود بى خود شدم و درخدمت حضرتش مشغول سینه زدن گردیدم .


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 12:57 PM مهرداد مقصودی ]

امام حسین(علیه السلام) فرمودند:

من مرگ را جز خوشبختى نمى‏دانم و زندگى با ستمكاران را چیزى جز نكبت و رنج نمى‏شمارم.

روز عاشورا تمامش با حزن و اندوه بر اهل بیت (علیهم السلام) گذشت، آثار فجایع بنى امیه در آن روز دل هر شنونده را آب و چشمانش را خونبار مى‏كند، در آن روز جز فریاد زنانى كه كسان خود را از دست داده بودند، و جز آه و ناله مادران داغدیده و دلسوخته‏هاى محزون صداى دیگرى شنیده نمى‏شد، و هر كسى جز افراد پریشان مویى كه رنج مصیبت، آنان را از پاى در آورده، و غبار آلودهایى كه خاك بر سر افشانده بودند دیده نمى‏شد. گروهى بر سر و سینه مى‏زدند، گویى مردم همه در حال سكر و بى هوشى بسر مى‏برند كه نه مست بودند و نه بیهوش ولى سوز و گداز مصیبت، بیش از حد، غم و اندوه، بسیار بزرگ و عظیم بود اگر روزنه‏اى از عالم بالا بسویت باز شود آنگاه خواهى شنید كه عالم ملكوت غرق در ضجه و ناله و حوران بهشت در غرفه‏هاى آن در آه و فعان و امامان راستین به گریه و شیون در سوگ نشسته‏اند.

آرى چرا چنین نباشد كه یادگار رسالت و خورشید خلافت و نشان امامت، فرزند پیغمبر مصطفى (صلى الله علیه و آله و سلم) و پاره تن فاطمه زهرا و جگر گوشه وصى مرتضى و برادر حسن مجتبى و حجت خدا بر جهانیان، شهید شده است.

عبدالله بن سنان روز عاشورا خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، دید حضرت چهره مباركش گرفته و غمگین است و قطرات اشك از چشمان مباركش مانند مروارید بر گونه هایش مى‏غلطد. از وى پرسید: براى چه مى‏گریید یابن رسول الله؟ حضرت فرمود: مگر تو غافلى! و نمیدانى مصیبت ابى عبدالله در امروز بوده است؟

براى عزاى او گریه كم و غمگسارى اندك است، اگر در این مصیبت بزرگ دلها پاره پاره شود و جانها قالب تهى كنند هنوز كم است و كسى حق آن را اداء نكرده است. چرا این زندگى حیوانى فدا نگردد و حال آنكه سر چشمه حیات اصیل و پاك انسانى را از بین برده‏اند، و چرا این اشكهاى ناقابل نریزند و حال آنكه خون مظلوم دنیا، ثارالله را بر زمین ریخته‏اند و چگونه كشتى آفرینش، لنگر بگیرد و حال آنكه لنگر و لنگرگاه در تلاطم و خروش است؟

آیا مى‏شود اشك چشم افزایش پیدا نكند و حال آنكه پیوسته مى‏بیند قربانیان آل محمد را كه سر از بدن جدا و یا بدنهاى پاره پاره روى زمین داغ كربلا عرضه شمشیر بنى امیه گشته‏اند و سرهاى مقدسشان را بالاى نیزه نصب كرده، شهر به شهر و دیار به دیار هدیه مى‏برند. و مى‏بیند آنها را كه خود آبروى دنیا و آخرت بوده‏اند چگونه آب فرات را بر آنها بستند و با لب تشنه شریعه فرات شهیدشان كردند. تمام حیوانات و وحوش بیابان از آن استفاده مى‏كردند ولى زنان و كودكان اهل بیت پیغمبر از آن ممنوع بودند!! اسبهاى نیرومند و تازه نفسى برگزیدند و بر آن بدنهاى پاك و مطهر تاخت و تاز مى‏كردند و داستان غم‏انگیز سینه حسین (علیه السلام) زیر سم ستور گفتنى نیست.

پیغمبر عظیم و بزرگ اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) به مجردى كه به یاد حسین و مصیبت او مى‏افتاد گریه مى‏كرد، بنابر این كسانى كه مى‏خواهند به او تأسى كنند و از او پیروى نمایند باید جلسات سوگ بر حسین (علیه السلام) برقرار كنند و همه اهل خانه را وادار كنند بر او گریه نمایند و به یكدیگر تسلیت بدهند و همانطور كه در حدیث از امام باقر (علیه السلام) وارد شده است، هنگام ملاقات به یكدیگر بگویند:

عظم الله أجورنا و أجوركم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاكم من الطالبین بثاره مع ولیه المهدى من آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم).(1)


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 11:56 AM مهرداد مقصودی ]
امام حسین

دوباره ضربه ی سیلی نشست بر رویی

 

به تازیانه کشیدند باز ، بازویی

 

اگر چه هیچ دری وا نشد، ولی آن روز

به جای میخ به نیزه زدند ، پهلویی

شنیده ایم که یک عصر پای یک خیمه

به دست باد پریشان شده است ، گیسویی

شنیده ایم که یک ظهر روی یک نیزه

بدون آب جوانه زده است ،شب بویی

و ماجرا که به اینجای کار ختم نشد

چقدر زخم زبانها شنید ، بانویی

تمام دغدغه ی من زماجرا این است

که خم نگشت در آن روز هیچ ابرویی

نادر حسینی

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 11:52 AM مهرداد مقصودی ]


1- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله عليه و آله در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.

2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .

3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.

4- مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسين عليه السلام را با زيارت عاشورا زيارت نمايند.

5- سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نيتى خالص بر پا نمايند و اگر نمى توانند در مساجد يا منازل دوستانش به برپايى اين مراسم كمك كنند.

 

 

 

6- شايسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.

7- مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زيارت تسليت را بخوانند.

8- يكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اينكه اول اين ماه ، اول سال بوده و از طرف ديگر دعاهاى قبل از وقت نيز تاءثير خاصى در برآورده شدن حاجات و رسيدن به امور مهم دارد؛ اين دعا تاءثير زيادى در سلامتى و دورى از آفات دينى و دنيايى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نيكيها دارد.

9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهايى را كه در اين شب وارد شده به مقدار حال و توانايى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و يازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعايى را كه پيامبر صل الله عليه و آله بعد از اين نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگيرد. در روايت آمده است كسى كه چنين عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت يك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آينده محفوظ خواهد بود.

10- مستحب است كه روز سوم را روزه بگيرد. در روايت آمده است : حضرت يوسف عليه السلام در اين روز از چاه خارج شد. و اگر كسى اين روز را روزه بگيرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختيها را بر او آسان مى نمايد.

11- روايت شده است : مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگيرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روايت مخصوص داريم ، اما احتياط اين است كه روز عاشورا را روزه نگيرد ولى از خوردن و آشاميدن تا عصر خوددارى نمايد و آنگاه چيزى بخورد يا بياشامد؛ به جهت اين كه امام حسين عليه السلام و ياران حضرت در عصر از غصه هاى اين دنياى پست رهايى يافتند.

12- از كارهايى مثل سرمه كشيدن و غير آن ، بهتر است پرهيز شود.

13- مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پيش قبر امام حسين عليه السلام بماند.

14- از شيخ مفيد رحمة اللّه روايت شده است كه شب بيست و يكم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه عليه السلام است و به همين جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.

15- مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذيرد.

http://www.ashoora.ir


ارسال شده توسط : مهرداد مقصودی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 آذر 1390 11:51 AM مهرداد مقصودی ]

تعداد کل صفحات : 9 1 2 3 4 5 6 7 8 9
درباره وبلاگ

خدا مزدهاى ما را به خاطر سوگوارى‏مان براى حسین(درود بر او باد) بزرگ گرداند، و قرار دهد ما و شما را از خونخواهانش به همراه‏ ولى‏اش امام مهدى از خاندان محمّد(درود بر ایشان باد).
آرشیو
لینک دوستان
آمار و بازدید ها
کل بازدید:15750
تعداد کل مطالب : 45
تعداد کل نظرات : 5
تاریخ آخرین بروزرسانی : سه شنبه 15 آذر 1390 
تاریخ ایجاد بلاگ : شنبه 12 آذر 1390