
وقتی به معارف و دستورات دینی مراجعه می کنیم می بینیم که خداوند متعال ما را ملزم به اطاعت از عده ای از انسانها که مخلوق اویند کرده است. از بارزترین افراد این گروه می توان به پدر و مادر اشاره کرد و یا کسانی که انسان بر اساس یکی از قراردادهای اسلامی با او و یا برای او کار می کند. سوال اینجاست که حد اطاعت از این عده تا کجاست؟
این سوال در افرادی مانند حضرات معصومین علیهم السلام مطرح نیست؛ چرا که ما بر اساس آیاتی مانند « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ » (1) ملزم به اطاعت بی قید و شرط از آن حضرات هستیم. علت بی قید و شرط بودن این اطاعت هم آن است که ایشان سخنگوی وحی الهی اند و سخن آنها سخن خداست و در علم و عمل از هر گونه رجس و پلیدی و گناه مصونند(1)؛ بنابراین جز به حق امر و نهی نمی کنند و اطاعت از آنها اطاعت از خداست.
اما نسبت به غیر ایشان تکلیف چیست؟ و مرز اطاعت تا کجاست؟
در دیگرانی که دارای چنین مشخصه هایی نیستند احتمال هر امر یا نهیی که مغایر با دستور الهی باشد وجود دارد؛ این احتمال به خصوص در افرادی که اصلا و یا چندان مقید به آداب و احکام اسلامی نیستند به شدت بالا می رود؛ سوال این است: اگر چنین شد و آن فردی که خدا امر به اطاعت از او کرده ما را به کاری امر کرد که بر خلاف دستور خدا بود آیا آن لزوم اطاعت همچنان پابرجاست یا آنکه وظیفه چیز دیگری خواهد شد؟
پاسخ امام حسین علیه السلام به این سوال
ابن شهرآشوب در کتاب المناقب(3) خود به نقل از اسماعیل بن رجا و عمرو بن شعیب می نویسد: روزی امام حسین علیه السلام بر عبد اللّه بن عمرو بن عاص گذشت . عبد اللّه [به اطرافیان خود] گفت: مَن أحَبَّ أن یَنظُرَ إلى أحَبِّ أهلِ الأَرضِ إلى أهلِ السَّماءِ فَلیَنظُر إلى هذَا المُجتازِ؛ هر كس دوست دارد به محبوب ترینِ زمینیان نزد آسمانیان بنگرد به این رهگذر بنگرد كه من از شب هاى صفّین تا كنون با او سخن نگفته ام.

ابو سعید خُدرى [که این سخن و اعتراف او را شنید] او را نزد امام حسین علیه السلام آورد. امام علیه السلام به او فرمود: «تو مى دانى كه من ، محبوب ترینِ زمینیان نزد آسمانیان هستم و با این حال با من و پدرم در صفّین جنگیدى ؟!» بعد هم فرمود: «به خدا سوگند كه پدرم از من ، بهتر بود.»
عبد اللّه ، عذر آورد و گفت : پیامبر صلى الله علیه و آله به من فرمود : «از پدرت ، اطاعت كن!»





