السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30430بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
وراثت حکومت مستضعفان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (3)

وراثت حکومت مستضعفان

مستضعفین

از جمله مسائلی که در نهج البلاغه درباره جریان مهدویت بدان اشاره شده، این است که ظهور مهدی موعود (علیه السلام) به عنوان وارث حکومت مستضعفان جزء اراده و خواست حتمی الهی است که به طور یقین، روزی تحقق خواهد یافت.

 


ما طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه پرداختیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی کردیم . در مقاله دوم « حضرت مهدی (علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر» و «حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر» را به اختصار شرح دادیم و در این مقاله هم «مهدویت یا وراثت حکومت مستضعفان» و «پرتوی از سیمای یاران حضرت مهدی (علیه السلام)» را مورد بررسی قرار می دهیم:

مهدویت یا وراثت حکومت مستضعفان

از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره جریان مهدویت بدان اشاره شده، این است که ظهور مهدی موعود (علیه السلام) به عنوان وارث حکومت مستضعفان جزء اراده و خواست حتمی الهی است که به طور یقین، روزی تحقق خواهد یافت; زیرا به گفته بعضی از بزرگان اهل حکمت، بشر از زمانی که در زمین سکنا گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت بوده است و به امید رسیدن چنین روزی قدم برمی دارد و اگر این خواسته تحقق خارجی نمی داشت، هرگز چنین آرزو و امیدی در نهاد انسان ها نقش نمی بست; چنان که اگر غذایی نبود گرسنگی نبود، و اگر آبی نبود تشنگی تحقق نمی یافت.

از این رو، به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در بر خواهد داشت که در آن روز، جامعه بشری پر از عدل و داد شود و مردم با صلح و صفا همزیستی نمایند و افراد انسانی غرق فضیلت و کمال شوند، و این آرزو و خواست عمومی به دست مهدی موعود(علیه السلام) تحقق خواهد یافت.

از این رو، امیرمۆمنان (علیه السلام) می فرماید: «لَتعطفنَّ الدنیا علینا بعد شماسها، عطفَ الفرَّوس علی ولدها و تلا عقیبَ ذلکَ:(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)»; (نهج البلاغه، حکمت 209) دنیا پس از سرکشی به ما روی‌می کند; چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد. پس حضرت این آیه را تلاوت نمود که خداوند‌می فرماید: اراده کردیم که بر مستضعفان زمین منّت گذارده، آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم.

چون حضرت مهدی (علیه السلام) برای اجرای عدالت و اصلاح بشر در تمام شئون وجودی آن قیام‌می کند، لازم است کارگزاران دولت کریمه او بدین وصف، که نقش اساسی در پیشبرد اهداف الهی حضرت دارد، مجهّز باشند; زیرا اگر درک معرفت و حکمت نداشته باشند چگونه‌می توانند مسئولیتی بر عهده بگیرند که علم و معرفت در آن اساس کار است

ابن ابی الحدید ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «به اتفاق شیعه و سنّی، این کلام حضرت علی (علیه السلام) اشاره به ظهور امامی است که در آخرالزمان پدید‌می آید و سراسر زمین را تحت حکومت خویش درمی آورد.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4  ص 336)

 

پرتوی از سیمای یاران حضرت مهدی(علیه السلام)

 یکی از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره حضرت مهدی (علیه السلام) آمده مسئله یاران و کارگزاران دولت کریمه آن حضرت است. امیرمۆمنان (علیه السلام) از کارگزاران دولت حضرت مهدی (علیه السلام) چنین یاد‌می کند: «ثُمَّ لیشخذنَّ فیها قومٌ شخَذَ القینَ النّصلَ، تجلّی بالتنزیل ابصارهم، و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأسَ الحکمةِ بعدالصبوحِ»; (نهج البلاغه، خطبه 150) سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده‌می گردند، و چون شمشیرها صیقل‌می خورند، دیده هایشان با قرآن روشنایی‌می گیرند و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکنده و در صبحگاهان و شامگاهان جام‌های حکمت سر‌می کشند.

یار

ابن ابی الحدید در ذیل این فراز نورانی کلام حضرت آورده است: وصف این گروه آن است که پرده از جان آنان برداشته شده، معارف الهی در دل هایشان ایجاد‌می شود و درک اسرار باطنی قرآن به آنان الهام‌می گردد و جام حکمت را در هر صبح و شام سر‌می کشند و بدین سان، معارف ربّانی و اسرار الهی همواره بر قلب آنان افاضه‌می گردند و آنان کسانی اند که بین پارسایی و شجاعت و حکمت جمع نموده و سزاوارند که یاور ولی الهی باشند که قرار است بیایند. (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 9 و 10، ص 129)

اما در تحلیل این کلام امیرمۆمنان (علیه السلام) به طور خلاصه باید گفت: حضرت به دو ویژگی مهم یاران مهدی موعود(علیه السلام) اشاره نموده است:

الف. ویژگی‌های فرهنگی

چون حضرت مهدی (علیه السلام) برای اجرای عدالت و اصلاح بشر در تمام شئون وجودی آن قیام‌می کند، لازم است کارگزاران دولت کریمه او بدین وصف، که نقش اساسی در پیشبرد اهداف الهی حضرت دارد، مجهّز باشند; زیرا اگر درک معرفت و حکمت نداشته باشند چگونه‌می توانند مسئولیتی بر عهده بگیرند که علم و معرفت در آن اساس کار است; چرا که اصلاح و هدایت بر آگاهی و شناخت استوار است و چون در دوران ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) اصلاح امور در تمام ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مانند آن در سایه احیا و ظهور حقیقت اسلام و معارف زلال قرآن کریم تأمین‌می شود، پس مجریان این برنامه بزرگ جهانی نیز باید از بالاترین معرفت و آگاهی نسبت به رهاورد وحی و حقایق قرآنی برخوردار بوده، جام معرفت و زمزم توحید را عاشقانه سرکشیده، مهذّب و خودساخته باشند تا بتوانند به اصلاح دیگران اقدام کنند.

ابن ابی الحدید ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «به اتفاق شیعه و سنّی، این کلام حضرت علی (علیه السلام) اشاره به ظهور امامی است که در آخرالزمان پدید‌می آید و سراسر زمین را تحت حکومت خویش درمی آورد»

ب. ویژگی نظامی

نکته دیگر، که در کلام امیرمۆمنان (علیه السلام) در نهج البلاغه در وصف یاران حضرت مهدی (علیه السلام) مورد اشاره قرار گرفته، آن است که یاران آن حضرت برای در هم کوبیدن فتنه ها و اصلاح در تمام ابعاد زندگی بشر همچون شمشیر صیقل زده با صلابت، قدرت و پر حرارت و کوبنده وارد صحنه کارزار‌می شوند; چون سنّت الهی بر آن است که کارها از راه عادی و مجرای معمولی و طبیعی انجام گیرند، گرچه معجزه و کرامت و دعا لازم و مۆثرند و در جای خود اعمال‌می شوند، اما قرار نیست همه کارها از طریق غیرطبیعی انجام شوند. بدین روی در روایات، بر قدرت شمشیر حضرت مهدی (علیه السلام) اصرار شده و در رهاورد بزرگان اهل معرفت نیز از شمشیر حضرت مهدی(علیه السلام) زیاد سخن به میان آمده است. این مسئله حکایت از آن دارد که اجرای عدالت و اصلاح جامعه بشری در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، نیازمند قدرت و توان برتر و بالاتری است و حضرت با یاران پر صلابت و پر تلاش وارد صحنه اصلاح و هدایت بشر‌می شود.

در روایتی از حضرت امیرمۆمنان (علیه السلام) رسیده که یاران حضرت مهدی (علیه السلام) همه جوان و پرطراوت هستند: «اصحابُ المهدی شبابٌ ولا کهلَ فیهم»; یاران مهدی همه جوان هستند و پیرمردی در میان آنان نیست.

در روایتی دیگر آمده است: «یک رزمنده از یاران حضرت مهدی (علیه السلام) برابر چهل نفر قدرت دارد و قلب هر کدام از آن ها از کوه آهن سخت تر است و هرگاه در برابر کوه آهن قرار گیرند آن را متلاشی‌می کنند.»

از این گونه روایات، که تعدادشان نیز فراوان است، به خوبی معلوم‌می شود که یاران حضرت مهدی (علیه السلام) به سلاح علمی و عملی فوق العاده مجهّزند و با حکمت و معرفت و علم و درایت کامل، به اصلاح امور و تعدیل شئون زندگی بشر‌می پردازند. بنابراین، در یک جمله‌می توان گفت: یاران حضرت مهدی(علیه السلام) کسانی اند که خود صالح هستند و به اصلاح دیگران قیام‌می کنند و از این راه، جامعه صالح جهانی پدید آمده و وعده الهی،(انبیاء: 105) که حکومت و وراثت زمین را از آن صالحان دانسته است، به تحقق خواهد پیوست.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:33 AM
لینک ثابت
آسایش اقتصادی بشر
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (2)

آسایش اقتصادی بشر

مهدویت

 

یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود (علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت‌های زمینی و آسمانی تأمین‌می شود.

 


ما بنا داشتیم طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه بپردازیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی کردیم . در این مقاله مباحث «حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر» و «حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر» را به اختصار شرح خواهیم کرد:

حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر

یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود (علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت‌های زمینی و آسمانی تأمین‌می شود.

امیرمۆمنان (علیه السلام) درباره نعمت‌های زمین در عصر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)‌ می فرماید: «تخرجُ له الارضُ افالیذَ کبدِها و تلقی الیه سلماً مقالیدَها»; (نهج البلاغه، خطبه 138) در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین میوه‌های دل خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون‌می ریزد و کلیدهایش را به او‌می سپارد.

مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می فرماید: «... و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ»; (لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، باب 3، ص 589) در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان‌می گردند و نهرها کشیده‌می شوند، برکات زمین افزایش‌می یابند و گنج ها استخراج‌ می گردند.

در همین زمینه، عارف بزرگ سعدالدین حموی نیز بر مسئله آسایش و رفاه اقتصادی مردم در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) تأکید نموده و گفته است: «صاحب زمان که علم به کمال دارد، تمامت روی زمین را به عدل آراسته گرداند و تمامت گنج‌های روی زمین بر وی ظاهر گردند، هرچند صفت وی کنم از هزار یکی نگفته ام.» (عزیزالدین نسفى، انسان کامل، ص 320، رساله نبوت و ولایت)

در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان «یعسوب الدّین» و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا‌می گیرند یاد شده و آمده است: «فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف»؛ چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند

یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت نیز گفته است: «در ایّام حکومت حضرت مهدی(علیه السلام) مردم روزگار سرسبز و پر طراوتی دارند، رزق و روزی در آن ایّام فراوان‌می شود و مردم در کمال امنیت به عبادت خدای رحمان‌می پردازند.»

 

حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر

گرچه برداشت عمومی از تأمین عدالت در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) معمولا عدالت اجتماعی و اصلاح امور اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت‌های جهانی است، اما حقیقت آن است که با ظهور مصلح کل، حضرت مهدی (علیه السلام)، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستی پدید‌می آید و پیشه و اندیشه بشری اصلاح‌ می گردد و عقل انسان ها در هر دو بعد علمی و عملی تعدیل‌می شود; بدین بیان که اکنون به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحی، تمام قوای ادراکی و تحریکی او در مرداب افراط و تفریط گرفتار آمده و هر روز که بر جامعه بشری‌ می گذرد، مکتب‌های جدیدی در شرق و غرب جهان پدید‌می آیند و طرح ها و الگوهای فکری، فرهنگی و سیاسی گوناگونی را عرضه‌ می کنند و نسل‌های بشر را یکی پس از دیگری از مسیر انسانی منحرف کرده، در معرض سقوط فکری، فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی قرار‌می دهند. اما با ظهور ذخیره هستی، مهدی موعود (علیه السلام)، همه مکتب‌های غربی و شرقی و مذاهب گوناگون افراطی و تفریطی در هم پیچیده‌می شوند و بشر در سایه احکام و دستورات آسمانی، از گرداب هوا و هوس نجات‌می یابد و فکر و فرهنگ او اصلاح‌می شود.

مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می فرماید: «... و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ»; در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان‌می گردند و نهرها کشیده‌می شوند، برکات زمین افزایش‌می یابند و گنج ها استخراج‌ می گردند

در این باره، امیرمۆمنان (علیه السلام) در نهج البلاغه‌می فرماید: «یعطفُ الهوی علی الهدی اِذا عَطفُوا الهُدی علی الهَوی، و یعطف الرأی علی القرآنِ اِذا عطفوا القرآنَ علی الرأی... و یُحیی میّت الکتابِ و السّنّةِ»; (نهج البلاغه، خطبه 138) (حضرت مهدی) خواسته ها را تابع هدایت وحی‌می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس‌های خویش قرار داده اند، و در حالی که نظریه‌های گوناگون، خود را بر قرآن تحمیل‌می کنند، او (مهدی) نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن‌می سازد و کتاب خدا و سنّت پیامبر را زنده‌می گرداند.

ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «این سخن امیرمۆمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار‌می شود.» (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2 ،ص 386)

همچنین در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان «یعسوب الدّین» و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا‌می گیرند یاد شده و آمده است: «فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف»; (نهج البلاغه، حکمت 1) چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
استمرار خلافت الهی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

نهج البلاغه و مهدویت (1)

استمرار خلافت الهی

نهج البلاغه

 

نهج البلاغه آینه ای است که سیمای پر فروغ قائم آل محمّد(علیهم السلام) در آن گرچه اندک، ولی زیبا، پرجاذبه، نویدبخش، دل انگیز و تحرّک آفرین تجلّی کرده و همچون جام بلورینی است که زمزم سخنان علوی درباره فرزندش مهدی موعود (علیه السلام)در آن ریخته شده است.


در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند.

 

ما طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه می پردازیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی می کنیم:

مهدویت و استمرار خلافت الهی

از جمله مسائل مهم و اساسی در بحث مهدویت، جریان خلافت الهی است; زیرا مسئله خلافت الهی در زمین، که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: (إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً) (بقره: 30)

از این رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهی در زمین تکیه شده است و حضرت امیرمۆمنان(علیه السلام) در کلام مبسوطی در این باره‌می فرماید: «اللّهمَّ بلی، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بیّناتُه. و کم ذا؟ و أین اولئکَ؟ اولئک و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. یحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بیّناته... اولئکَ خلفاءُ اللّهِ فی ارضِه و الدّعاةُ الی دینه. آه! آه! شوقاً الی رۆیتهم.» (نهج البلاغه، حکمت 147)

حضرت در این فراز نورانی، که بخشی از کلام مبسوط ایشان است، ‌می فرماید: آری خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند، تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه‌های خود را نگاه‌می دارد... آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم.

ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد (علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد

در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مورد عنایت ویژه قرار گرفته است.

از آنچه گفته شد، به خوبی روشن‌ می گردد که وجود حضرت مهدی موعود (علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایاتی، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند.

 

حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی

بی تردید موضوع تأمین «عدالت» عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه «عدالت» در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلکه در تمام کلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمۆمنان (علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تکیه نموده و از پدید آمدن عدالت در ابعاد گوناگون در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خبر داده است;‌ می فرماید: «و سیأتی غدٌ بما لا تعرفونَ یأخذ الوالی من غیرِها عمّالها علی مساوی اعمالها... فیُریکم کیفَ عدلَ السیّرة»; (نهج البلاغه، خطبه 138)

فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست خواهد آمد، زمامداری که غیر از خاندان حکومت‌های امروزی است، (مهدی) عمّال و کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد... بدین روی، روشی عادلانه در حکومت حق به شما‌می نمایاند.

امام زمان

و در جای دیگر‌می فرماید: «الا و مَن ادرکَها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یخذوفیها علی مثالِ الصالحین لیحلَّ فیها رِبقاً و یعتقَ رقاً و یصدعُ شُعباً و یشعب صدعاً»; (نهج البلاغه، خطبه 150، بند 3) بدانید آنکه از ما (مهدی) فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام‌می نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و امامان(علیهم السلام)) رفتار‌می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت‌های اسیر را آزاد سازد، جمعیت‌های گم راه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را جمع آوری‌می کند.

ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد (علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد. (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 416)

در سخنان حضرت سه نکته اساسی به خوبی مورد توجه قرار گرفته اند:

اول. حضرت مهدی (علیه السلام) وقتی در برابر فتنه ها و بی عدالتی‌های اجتماعی قرار‌می گیرد با چراغ پرفروغ حکمت و درایت الهی وارد عمل شده، در پرتو دستورات وحی آسمانی و قرآن کریم، به ایجاد عدالت و خاموش نمودن شعله‌های بی عدالتی‌می پردازد.

دوم. تمام ستم دیدگان عالم توسط حضرت مهدی (علیه السلام) از قید اسارت‌های گوناگون و بی عدالتی رهایی یافته، زندگی همراه با سعادت و شادکامی برای آنان فراهم‌می گردد.

وجود حضرت مهدی موعود (علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایاتی، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند

سوم. سیره عملی حضرت مهدی (علیه السلام) همان سیره صالحانی است که حضرت امیرمۆمنان در نهج البلاغه درباره آن ها فرموده: «اللّهمَّ انّک تَعلمُ انَّه لم یکن الّذی کانَ منّا منافسةً فی سلطان و لا التماس شیء مِن فضول الحطام و لیکن لنَرُدَّ المعالمَ من دینکَ و نُظهر الاصلاحَ فی بلادِکَ فیأمَن المظلومونَ مِن عبادِکَ و تُقام المعطَّلةُ مِن حدودِک.» (نهج البلاغه، خطبه 131)

در این کلام، بر خطوط کلی روش و عملکرد ائمّه اطهار(علیهم السلام)که حضرت مهدی آخرین پرچمدار آن هاست، توجه داده شده، حضرت‌می فرماید: «خدایا تو‌می دانی آنچه از ناحیه ما (اهل بیت(علیهم السلام)) صورت‌می گیرد برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه‌می خواهیم نشانه‌های حق و دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح پدید آوریم تا بندگان ستم دیده ات از محرومیت نجات یافته، با امنیت زندگی کنند و قوانین فراموش شده ات بار دیگر اجرا گردند.

 

خلاصه سخن اینکه:

معلوم است که از نظر نهج البلاغه، تأمین عدالت در همه ابعاد زندگی بشر، یکی از اهداف بزرگ دولت کریمه حضرت مهدی (علیه السلام) است و جهانیان در سایه حکومت الهی عدل گستر جهانی قائم آل محمّد (علیهم السلام)، از هرگونه ستم و اسارت و بردگی نجات یافته، طعم شیرین عدالت را به خوبی خواهند چشید.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:32 AM
لینک ثابت
به واسطه شماست که باران می بارد!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

به واسطه شماست که باران می بارد!

 

امام زمان

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) رشته ی محکم میان بندگان و خدا هستند که چنگ زدن به این ریسمان الهی سبب حفظ انسان در بلاها می شود. حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه شریف) انسان کاملی است که صاحب مقام رحمانیت است یعنی از جانب خداوند متعال رحمت عالم الهی را به بندگان می رساند و واسطه ی فیض حضرت حق است. مقام رحمانیت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) به اذن پروردگار متعال مقامی است بلند مرتبه که بندگان خدای رحمان را بدو می رساند.

این مقام جلوه های گوناگونی دارد که این نوشتار می کوشد بدان اشاره ای داشته باشد.

 

مقام رحمانیت

چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) انسان کامل است که همه ی صفات کمالی در او به تجلّی رسیده است و نخستین مقام پس از مقام حضرت حق است لذا همه ی صفات کمالی الهی در او تجلی یافته است از جمله این صفات، صفت رحمت است که خداوند متعال صاحب آن است. مقام رحمت الهی دو بخش اساسی دارد. مقام رحمانیت و مقام مرجعیت. مقام رحمانیت حضرت حق رحمت عام است که شامل همه ی مخلوقات می شود، و مقام رحیمیت حضرت حق همان رحمت خاص الهی است که شامل بندگان خاص می شود که ایشان را در راه قرب و کمال یاری می رساند. امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) نیز به اذن الهی بواسطه ی به فعلیت رسیدن همه ی صفات کمال الهی در او، صاحب مقام رحمت است. او نیز نسبت به همه بندگان خدا مقام رحمانی دارد و به اذن خدا واسطه ی فیض و رحمت خدا بر بندگان است.

 

باران از شماست!

در فرازهایی از دعای شریف جامعه ی کبیره مقام رحمانی معصومین (علیهم السلام) مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله آنجا که می فرماید: به واسطه ی شماست که باران می بارد! باران از مصادیق رحمت عام الهی است که شامل همه موجودات و همه ی بندگان خدا می شود. حتی کفار نیز از رحمت باران بهره مند می شوند! در این اساس مقام رحمانی خداوند متعال توسط معصومین (علیهم السلام) در هر عصر و زمانی به بندگان می رسد و ایشان واسطه های فیض حضرت حقند! در این عصر و زمان حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه شریف) واسطه ی فیض خدا و صاحب مقام رحمانی به اذن خداوند متعال است.

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه ی طینت ما خلق کرده ای، آن ها گناهان زیادی با اتکا بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آن ها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آن ها را اصلاح کن

مقام رحیمی

رحمت خاص خداوند متعال به بندگان خاص و ثابت قدم در مسیر حق می رسد، آنچنانکه می فرماید: " وَمَن یَتَّقِ اللَّـهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ  (طلاق/3- 2) "  از جمله مصادیق بارز رحیمیت خداوند متعال امدادهای غیبی در زندگی بشر است که شامل مومنان حق می شود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) به اذن خداوند متعال مقام رحیمی الهی را به بندگان خاص می رساند و واسطه ی فیض خاص خدا بدان هاست. از جمله مصادیق مقام رحیمی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) دعای خیر در حق دوستان و شیعیان خالص است.

 

دعای امام برای شیعیان

سید بن طاووس(ره) می گوید: سحرگاهی در سرداب مقدس بودم. ناگاه صدای مولایم را شنیدم که برای شیعیان خود دعا می کردند و عرضه می داشتند:

«اللَّهُمَّ إِنَّ شِیعَتَنَا خُلِقَتْ مِنْ شُعَاعِ أَنْوَارِنَا وَ بَقِیَّةِ طِینَتِنَا وَ قَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً کَثِیرَةً اتِّکَالًا عَلَی حُبِّنَا وَ وَلَایَتِنَا فَإِنْ کَانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضِینَا وَ مَا کَانَ مِنْهَا فِیمَا بَیْنَهُمْ فَأَصْلِحْ بَیْنَهُمْ وَ قاصَ بها عَن خُمسِنا وَ أَدْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ وَ زَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ وَ لَا تَجْمَعْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَعْدَائِنَا فِی سَخَطِکَ»

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه ی طینت ما خلق کرده ای، آن ها گناهان زیادی با اتکا بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آن ها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آن ها را اصلاح کن و از خمسی که حق ماست به آن ها بده تا راضی شوند و آن ها را از آتش جهنم نجات بده و آن ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.»

 

دعای کامل

توجه در مضامین عالی این دعای شریف نشان می دهد که اولاً ارتباط و پیوستگی میان شیعیان و امام تا چه حد عمیق و اساسی است و ایشان از شعاع انوار امام آفریده شده اند!

ثانیاً مقام رحیمی امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه شریف) نمود بارز و ظهور آشکاری در دعا برای شیعیان دارد. زیرا هر دو دسته ی گناهان حق الله و حق النّاس از جانب پروردگار مورد عفو قرار می گیرد. چرا که دعای امام مستحاب است و این نشان می دهد که اگر کسی از شیعیان گناهی را مرتکب شود تا چه حد امام خویش را آزرده دل می نماید!

امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) نیز به اذن الهی بواسطه ی به فعلیت رسیدن همه ی صفات کمال الهی در او، صاحب مقام رحمت است. او نیز نسبت به همه بندگان خدا مقام رحمانی دارد و به اذن خدا واسطه ی فیض و رحمت خدا بر بندگان است

رضوان خدا در رضای امام

همچنین این دعا نشان می دهد که برای رسیدن به رضوان الهی و آمرزش ذنوب جز مسیر محبت و ولایت معصومین (علیهم السلام) راهی مطمئن نمی توان یافت. امام در حق شیعیانش دعایی کامل را به درگاه الهی مسئلت می نماید و همه چیز را برایشان به نحو احسن از خداوند متعال طلب می کند!

 

اوج تجلّی مقام رحیمی امام!

از دیگر نمودهای بارز مقام رحیمی امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) آن است که از خمسی که حق معصوم (علیه السلام) است به شیعیان می دهد و از خداوند در خواست می کند که چنین اجازه ای فرماید تا گرفتاری های مالی و دنیوی شیعیان را نرنجاند! اما جز پدری مهربان و دلسوز نسبت به شیعیان نیست. خدا کند که بفهمیم!

والشمس که بی روی تو من حیرانم

والفجر که بی وصل تو در بحرانم

واللیل که چون موی تو روزم تاریک

والعصر که بی عشق تو در خسرانم

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:30 AM
لینک ثابت
موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد

امام علی

برخی محققان بیانات رسیده از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه را موضوع بندی کرده اند.(1) یکی از موضوعاتی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است، تعابیری است که حضرت در وصف پدران گرانقدر خویش و معصومان علیهم السلام و به ویژه امیرمومنان علیه السلام داشته اند. در ادعیه رسیده از حضرت مهدی علیه السلام ایشان مولای متقیان علی علیه السلام را "آیت کبری" و "نبأ عظیم" نامیده اند.


حضرت مهدی علیه السلام در دعایی که برای اعیاد اربعه از ایشان نقل شده است درباره حضرت علی علیه السلام می فرماید:

« ...كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ لَا یُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِی رَحِمٍ وَ لَا بِسَابِقَةٍ فِی دِینٍ وَ لَا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] ... » (2)

حضرت علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هدایت کننده از گمراهی بود و روشنگر از نابینایی. ریسمان محکم خداوند بود و راه مستقیم به سوی او. کسی در نزدیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت علی علیه السلام مقدم تر نبود و در دین کسی از او سبقت نگرفته بود. و در فضیلتی از فضایلش به او نرسیده بود. او پای در جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله نهاد.

امام مهدی علیه السلام در دعای افتتاح، حضرت امیر علیه السلام را "نشانه بزرگ خدا" و "نبأ عظیم" معرفی می کنند:

« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ عَبْدِكَ وَ وَلِیِّكَ وَ أَخِی رَسُولِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى‏ خَلْقِكَ وَ آیَتِكَ‏ الْكُبْرى وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ »

"نبأ عظیم" عبارتی است که در آیه دوم سوره نبأ به کار رفته است:

« عَمَّ یَتَساءَلُونَ [١] عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ [٢] الَّذی هُمْ فیهِ مُخْتَلِفُونَ [٣]»

درباره چه چیز از یکدیگر می پرسند؟ [١] از آن خبر بزرگ [٢] که درباره آن با هم اختلاف دارند.[٣]

با توجه به تعبیری که درباره آیات ابتدایی سوره نبأ مطرح شد و همچنین با در نظر گرفتن این بیان زیبای حضرت مهدی علیه السلام، به واسطه اختلافی که درباره ولایت حضرت علی علیه السلام بین مردم در گرفت، مومنان تمییز داده می شوند

درباره نبأ عظیم وجوه مختلفی را مفسران مطرح کرده اند: گروهى آن را اشاره به روز رستاخیز، و بعضى اشاره به نزول قرآن مجید، و بعضى به همه اصول دین از توحید گرفته تا معاد، و در روایاتى نیز تفسیر به مساله ولایت و امامت شده است.(3)

بدین ترتیب یکی از مصادیقی که در تفاسیر شیعه و سنی درباره "نبأ عظیم" در این آیه شریفه مکرر وارد شده است، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. چنان چه مردم در خلافت ایشان اختلاف کردند و گروهی ایشان را تکذیب و عده ای دیگر تصدیق کردند.

روایت است که یکی از اصحاب به امام باقر علیه السلام عرض كرد: قربانت، شیعه از شما تفسیر این آیه را مى‏خواهد «عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ ‏»: «از چه از هم مى‏پرسند از خبرى بزرگ» ... فرمود: درباره امیرالمومنین علیه السلام است، امیر مومنان علیه السلام مى‏فرمود: براى خدای عزّ و جلّ نشانه ای از من بزرگتر نیست و براى خدا نبأیى نیست كه از من عظیم تر باشد.(4)

همچنین در اصول کافی از حضرت صادق علیه السلام در تفسیر این آیه روایت شده است که فرمود: «النبأ العظیم الولایة» «نبأ عظیم ولایت است»(5)

بر همین اساس در جای دیگر از ادعیه رسیده از امام زمان عجل الله تعالی فرجه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که:

« لَوْ لَا أَنْتَ یَا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُوْمِنُونَ بَعْدِی »(6)

ای علی اگر تو نبودی پس از من مومنان شناخته نمی شدند.

یکی از مصادیقی که در تفاسیر شیعه و سنی درباره "نبأ عظیم" در این آیه شریفه مکرر وارد شده است، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. چنان چه مردم در خلافت ایشان اختلاف کردند و گروهی ایشان را تکذیب و عده ای دیگر تصدیق کردند

با توجه به تعبیری که درباره آیات ابتدایی سوره نبأ مطرح شد و همچنین با در نظر گرفتن این بیان زیبای حضرت مهدی علیه السلام، به واسطه اختلافی که درباره ولایت حضرت علی علیه السلام بین مردم در گرفت، مومنان تمییز داده می شوند.

در پایان یکی دیگر از بیانات زیبای دیگری که حضرت مهدی علیه السلام در دعای عبرات (7) در وصف مولای متقیان علیه السلام به کار برده اند، می آوریم:

« أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ ... بِمَنْ جَعَلْتَهُ لِنُورِهِ مَغْرِباً [مَغْرَماً] وَ عَنْ مَكْنُونِ سِرِّهِ مُعْرِباً سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِیَاءِ یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ قَائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ أَبِی الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِینَ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ » (8)

به تو تقرب می جویم ... به وسیله کسی که او را خاستگاه نور پیامبرت کرده ای و بیانگر سرّ او نمودی. سرور اوصیا و پیشوای پرهیزکاران و رهنمای دین و پیشوای سپید رویان و پدر امامان راهنما، علی امیرمومنان.

 

پی نوشت:

1) در این زمینه ر.ک: دین شناسی از دیدگاه حضرت مهدی علیه السلام، علی اصغر رضوانی، انتشارات دلیل ما.

2) اقبال الاعمال، ص 296.

3) تفسیر نمونه، ذیل آیات.

4) أصول الكافی ( ترجمه كمره‏اى)، ج‏2، ص 147.

5) تفسیر شریف لاهیجی، ج 4، ص 688.

6) إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 296.

7) البته درباره نسبت دادن این دعا به حضرت مهدی علیه السلام جای تردید وجود دارد و این دعا را به امام صادق علیه السلام نیز نسبت داده اند.

8) مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: 345.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:29 AM
لینک ثابت
به این دلایل امام خود را دعا کن
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

به این دلایل امام خود را دعا کن

امام زمان

اموری در این‏جا بیان می‏شود که اگر یکی از آن‏ها در شخصی یافت شود بر ما واجب و لازم است که برای او دعا کنیم، به حکم عقل یا شرع یا فطرت انسانی؛ بلکه از روی سرشت حیوانی. در صورتی که تمام این امور در وجود مقدس امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - جمع است. در ادامه سعی می کنیم به برخی از آن ها اشاره کنیم.

 

دعایی نجات دهنده

شایسته است که مۆمن برای مۆمنین دعا کند که هم‏کیش و هم‏عقیده او هستند، و این مطلب به حکم عقل و شرع ثابت است. پس دعا کردن برای آن بزرگوار که سالار مۆمنین است بر ما لازم می‏باشد. چنان‏که در کافی حدیث مسندی از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏علیه السلام آمده است که فرمود:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ مۆمنی برای مرد یا زن مۆمنی دعا نکند مگر آن‏که خداوند متعال آنچه که او برای آن‏ها خواسته است، مانند آن را به سوی او برگرداند، از طرف هر مرد یا زن مۆمنی که از اوّل روزگار تا روز قیامت آمده یا خواهد آمد. و بسا باشد که روز قیامت بنده مۆمنی را دستور دهند تا به آتش افکنده شود و او را می‏کشند تا به دوزخ ببرند، ولی مۆمنین و مۆمنات عرضه می‏دارند: پروردگارا! این همان شخصی است که برای ما دعا می‏کرد شفاعت ما را درباره او بپذیر. پس خداوند شفاعت آن‏ها را درباره او قبول می‏فرماید و او نجات می‏یابد. ( اصول کافی: 507:2 )

معاویه بن عمّار از امام صادق علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود:

دعاى مسلمان در غیاب برادر مسلمانش، گشایش روزى را براى دعاكننده به همراه دارد، و بلا را از او دور مى‏گرداند، و فرشتگان به او مى‏گویند: دو برابر آنچه براى برادرت خواستى براى تو است.( پاداش نیكی ها و كیفر گناهان/ ترجمه ثواب الأعمال )    

 

اجابت دعای ما به برکت امام‏

بدان که از جمله نعمت‏های بزرگ خداوند متعال بر ما این است که به ما اجازه داده تا او را بخوانیم و دعا کنیم و حاجت‏های خود را از او بخواهیم و خداوند متعال به لطف و کرمش دعای ما را مستجاب می‏فرماید. و چون در جای خود ثابت است که تمام نعمت‏های الهی به برکت وجود امام زمانمان به ما می‏رسد و نیز پرواضح است که اجابت دعا از بهترین نعمت‏هاست، بلکه مهم‏ترین نعمت است. زیرا که به وسیله این نعمت به نعمت‏های دیگر دست می‏یابیم؛ اهمیت حقّ مولایمان امام زمان‏ علیه السلام بر ما روشن می‏شود، زیرا که وجود آن حضرت وسیله تحقق یافتن این نعمت و موهبت بزرگ از جانب خداوند است، پس بر ما واجب است که با دعا و یا کارهای دیگر جبران این لطف را بنماییم.

همه احسان آن حضرت در حق ما ثمره محبتش نسبت به ما است ولی یک نکته را که نباید غافل باشی اینکه محبت او در حق ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند تعالی نیست پس اگر محبت آن بزرگوار را می خواهی بر تو باد اطاعت خدای تعالی و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی

روایتی است که صفّار در بصائر الدرجات به سند خود از امام ابوجعفر باقر علیه السلام آورده است که فرمود: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمۆمنین فرمود:

آنچه بر تو دیکته میکنم بنویس،

علی علیه السلام عرضه داشت: ای پیامبر خدا آیا می ترسی فراموش کنم؟

فرمود: نمی ترسم فراموش کنی؛ من از خداوند خواسته ام که تو را حفظ کند، و فراموشت ننماید، ولی برای شریکانت بنویس.

عرضه داشت شرکای من کیانند؟

فرمود: امامان از فرزندان تو که خداوند به سبب آنان بر امت من باران می فرستد و به سبب آنان دعای ایشان را مستجاب می کند و به سبب آنان بلا را از آنها دور میسازد و به سبب آنان رحمت از آسمان نازل می شود و این نخستین آنان است - به امام حسن علیه السلام اشاره کرد - سپس به امام حسین علیه السلام اشاره کرد و فرمود: امامان از فرزندان تو اند.( بصائر الدرجات: 167)

امام زمان

 

آیا پاداش احسان جز احسان است

احادیث و روایات از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه (علیهم السلام) در باب آثار و برکات وجودی امام فراوان است كه ذكر آن در این مختصر نمى گنجد، لكن از باب نمونه به عنوان تیمّن و تبرّك، حدیثى را از امام سجّاد (علیه السلام) كه بیانگر پاره اى از بركات وجودى امام (علیه السلام) است، ذكر مى كنیم:

سلیمان از امام صادق (علیه السلام) و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر (علیه السلام) و آن حضرت از امام زین العابدین نقل مى كند كه حضرتش فرمودند:

«ما (اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم)) پیشوایان امت اسلام، حجت هاى خدا بر جهانیان، آقاى اهل ایمان، پیشواى روسفیدان و سرپرست مۆمنانیم. ما امان براى اهل زمین هستیم، همچنان كه ستارگان امان براى اهل سمائند. ما كسانى هستیم كه خدا به واسطه ما آسمان را بر فراز زمین نگه داشت و اهل زمین را از هلاكت نجات بخشیده است. به واسطه ما باران مى بارد و رحمت خدا منتشر مى شود و زمین بركاتش را بیرون مى آورد و اگر نبود در هر عصر و زمانى امامى از ما اهل بیت در زمین، زمین اهلش را فرو مى برد و هلاك مى كرد.

سپس فرمودند:

از هنگام خلقت آدم تا قیامت، زمین از حجت خدا خالى نبوده و نخواهد بود; خواه حجتش در میان مردم آشكار و معروف باشد یا غایب و ناپیدا. خدا در زمین عبادت نمى گردید».

سلیمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم كه مردم در زمان غیبت چگونه از امام غایب بهره مند مى شوند؟ آن حضرت فرمود:

«همچنان كه از خورشید هنگامى كه در پشت ابرها است، بهره مند مى گردند».

احسان امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به ما نحوه‏های گوناگون دارد و از جمله آن‏ها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنت‏ها و... می‏باشد. خداوند متعال می‏فرماید: «هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلاَّ الإِحْسانُ»؛ (سوره الرحمن، یه 60) آیا پاداش احسان جز احسان است البته احسان به حکم عقل و شرع و فطرت انسانی، انگیزه دعا کردن است که:

                         أحسن إلی الناس تستعبد قلوبهم                      فطا لما استعبد الإنسان إحسان

به مردم احسان کن که دل‏هایشان را به بند خواهی کشید و بسیار می‏شود که احسان، انسان را به بردگی می‏کشاند.

احسان امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به ما نحوه‏های گوناگون دارد و از جمله آن‏ها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنت‏ها و... می‏باشد. خداوند متعال می‏فرماید: «هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلاَّ الإِحْسانُ»

نکته ای مهم

همه احسان آن حضرت در حق ما ثمره و نتیجه محبتش نسبت به ما است ولی یک نکته را که نباید غافل باشی اینکه محبت او در حق ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند تعالی نیست پس اگر محبت آن بزرگوار را می خواهی بر تو باد اطاعت خدای تعالی و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی که از کسانی خواهی بود که خداوند درباره آنها فرمود:

"ان الذین یودون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا"؛ البته آنان که خدا و رسولش را می آزارند خداوند در دنیا و خرت لعنتشان کرده است و برایشان عذاب خوارکننده ای آماده نموده است.

                 مرا ببخش نگشتم چنان كه می خواهی                 به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی

                همیشه عهد شكستن ز سمت من بوده                   مرا ببخش كه سوگند خورده ام گاهی

                تمام عمر فقط ادعا، كه یار توام                                 ولی دریغ چه گویم، خودت كه گاهی

(علی لواسانی)

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:29 AM
لینک ثابت
رمز و رازی میان مادر و فرزندی آسمانی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

رمز و رازی میان مادر و فرزندی آسمانی

حضرت فاطمه

آنچه که از تفکر در  برخی از آیات، روایات و تشرفات به دست می آید این است که ارتباطی خیلی نزدیک بین حضرت زهرا (علیهاالسلا‌م) و حضرت مهدی(عج) وجود دارد، گویی رمز و رازی میان این دو بزرگوار می ‌باشد. مهدی باوری، بی شناخت فاطمه (علیهاالسلا‌م) میسور نیست. حضرت فاطمه (علیهاالسلا‌م) به چنین فرزندی می بالد و  حضرت مهدی (عج) نیز بر چنین مادری فخر می فروشد. مناسب است به نمونه هایی از این ارتباط و مشابهت‌ها بپردازیم.

 

راه مهدوی در امتداد راه فاطمی

حضرت مهدی(عج) ادامه‌ ی حضرت زهراست، و آینه‌ی تمام نمای او. اهداف امام مهدی(عج) اهداف حضرت فاطمه(علیهاالسلا‌م)، و راه و سلوک او، راه و سلوک فاطمه (علیهاالسلا‌م) است. در این مورد به چند روایت اشاره می کنیم.
قال رسول‌ اللّه: المهدی‌ من‌ عترتی‌ من‌ وُ‌لد‌ فاطمه‌ یقاتل‌ علی‌ سنتی‌ کما قاتلت‌ علی‌ الوحی.
‌پیامبر اکرم (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) فرمودند‌: مهدی از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه است‌ که‌ بر اساس‌ سنّت‌ من‌ جنگ‌ می ‌کند؛‌ چنانکه‌ من‌ بر طبق‌ وحی‌ جنگ‌ کردم.
قابل‌ توجه‌ است که پیامبر (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) در ابتدا به‌ طور کلی‌ می‌فرماید: مهدی‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با "مِن" دایره‌ را تنگ ‌می‌کند؛ که‌ از فرزندان‌ حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) است.
روایت‌ دیگری ‌که‌ دلالت ‌بر این‌ مطلب ‌می ‌کند، قسمتی‌ از حدیث ‌لوح ‌است؛‌ که ‌خداوند فرمود: ‌

ای‌ محمد! به‌ تو عطا کردم‌ کسی‌ را (علی) که ‌یازده ‌راهنما از نسل‌ او خارج‌ خواهم‌ کرد؛ که ‌همگی ‌از نسل ‌تو، از زهرای ‌بتول‌ است. آخرین‌آنها مردی‌است ‌که ‌به‌ دست‌ او از هلاکت‌ نجات ‌می‌ بخشم… 
امّ ‌سلمه ‌می‌ گوید: از پیامبر (صلّی ‌اللّه‌‌ علیه ‌و آله) شنیدم ‌که‌ می‌ فرمود:‌ مهدی از خاندان ‌من، از فرزندان فاطمه است.
از این روایات و روایات دیگری که در این زمینه در کتب شیعه و سنی آمده است، روشن می شود که حضرت مهدی (عج) از نسل حضرت زهرای اطهر می باشد.

 

الگویی آسمانی برای قطب عالم امکان

‌حضرت‌ مهدی(علیه ‌السّلام) در بخشی از جواب نامه جماعتی از شیعیان چنین فرمودند: " ... و  فی ابنة ‌رسول ‌اللّه لی‌ اسوة حسنة ..." 
"...سیره و عمل یگانه دختر پاک رسول خدا برای من الگو و اسوه ی نیکو و پسندیده ای است،..."
‌الگو سازی و شناساندن الگوی مناسب از جمله روشهای اسلام ‌برای ‌ارائه برنامه ‌زندگی ‌و ارشاد به ‌کمالات ‌و مقامات ‌معنوی‌ است، ‌خداوند در قرآن ‌در دو مورد الگو معرفی ‌می‌کند:
یکی‌ در سوره ‌احزاب، ‌آیه‌ ۲۱ : «لقد کان ‌لکم‌ فی‌ رسول ‌اللّه‌ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
و دیگری‌ در سوره‌ ممتحنه،‌ آیه ‌‌4 تا‌ ۶ : «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ ...» ؛ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ...».

در آیات بالا‌ حضرت ابراهیم و رسول اسلام و کسانی که با ایشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند. پس‌ الگو منحصر به‌ شخص ‌پیامبر  اسلام و ابراهیم (علیهما السلا‌م) نیست؛‌ بلکه‌هر کس‌ به تمام معنا در راه ‌اینان باشد می ‌تواند الگو واقع شود.

پیشوایان‌ معصوم‌ ما، اگر با کسی‌ پیمان‌ می‌بستند، (گر چه‌ از روی‌ مصلحت‌ و تقیه)، به‌ آن‌ پای‌ بند بودند. اما حضرت‌ مهدی(عج) به‌ دلیل‌ این‌ که‌ برای‌ ریشه‌ کن‌ کردن‌ ستم‌ و ستمگران‌ آفریده‌ شده‌ است‌ و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش‌ به‌ معنای‌ رضا به‌ ستمگری‌ ستمگران‌ و ترک‌ نبرد با آنان‌ بود ، در پس‌ پرده‌ غیبت‌ به‌ سر می‌بَرد تا بیعت‌ کسی‌ بر گردنش‌ نباشد

پس اینکه امام ‌زمان (علیه ‌السّلام) حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام) را الگوی خود قرار می‌ دهد؛ از آن روست که حضرت ‌زهرا(علیهاالسّلام) جزء ‌"و الذین‌ مَعَه" است‌، ‌و ‌او کسی ‌است‌ که ‌از هر جهت حتی ‌در راه‌ رفتن و سخن‌ گفتن و در سیرت ‌و صورت‌ شبیه‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) است.
البته باید این نکته را در نظر گرفت که امام زمان(عج) از آنجا که امام، معصوم و جامع علوم و خصایص و کمالات الهی است نیازی به اسوه و الگو برای خودش در تمام امور ندارد؛ شاید این جمله ناظر به بخشی از زندگانی و وجوه خاصی از وجود حضرت زهرا (علیهاالسّلام) باشد.

 

بیعت‌ کسی‌ بر آن‌ دو بزرگوار نیست‌

بیعت، پیمانی‌ است‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ نتوان‌ با ستمگران‌ به‌ نبرد برخاست‌ و از روی‌ ناچاری‌ و تقیّه‌ باید حکومت‌ آنان‌ را به‌ رسمیّت‌ شناخت. همهِ‌ پیشوایان‌ معصوم، به‌ مقتضای‌ حکمت‌ الهی‌ دچار چنین‌ پیمانی‌ بودند، امّا بعضی‌ از معصومان‌ چنین‌ بیعتی‌ بر گردن‌ نداشتند.

دشمنان، پس‌ از غصب‌ خلافت، سعی‌ کردند از همهِ‌ مردم، به‌ ویژه‌ صحابهِ‌ خاصّ پیامبر اکرم (صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) خاصّه‌ خاندان‌ رسالت‌ (حضرت‌ علی‌ و حضرت‌ زهرا (علیهماالسّلام)) برای‌ خود بیعت‌ بگیرند تا افکار عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ کنند، ولی‌ حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام)، همهِ‌ مصیبت‌ها را تحمل‌ کرد و تا زنده‌ بود، با غاصبان‌ حکومت‌ بیعت‌ نکرد، بلکه‌ برای‌ بازگرداندن‌ خلافت‌ به‌ مسیر اصلی‌اش، مبارزه‌ نمود و حتی‌ مانع‌ بیعت‌ حضرت‌ علی(علیه السّلام) شد.

غیبت کے زمانے میں دین کا تحفظ 3

در این میان، پیشوایان‌ معصوم‌ ما، اگر با کسی‌ پیمان‌ می‌بستند، (گر چه‌ از روی‌ مصلحت‌ و تقیه)، به‌ آن‌ پای‌ بند بودند. بهترین‌ گواه، این‌ است‌ که‌ امام‌ حسین(علیه السّلام) تا زمانی‌ که‌ معاویه‌ زنده‌ بود، به‌ خاطر احترام‌ به‌ صلح‌ برادرش‌ قیام‌ نکرد. اما حضرت‌ مهدی(عج) به‌ دلیل‌ این‌ که‌ برای‌ ریشه‌ کن‌ کردن‌ ستم‌ و ستمگران‌ آفریده‌ شده‌ است‌ و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش‌ به‌ معنای‌ رضا به‌ ستمگری‌ ستمگران‌ و ترک‌ نبرد با آنان‌ بود (گرچه‌ از روی‌ تقیّه)، در پس‌ پرده‌ غیبت‌ به‌ سر می‌بَرد تا بیعت‌ کسی‌ بر گردنش‌ نباشد. همین، یکی‌ از علل‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ شمرده‌ شده‌ است.
حضرت‌ علی(علیه السّلام) می ‌فرماید: …اِن القائم‌ منّا اِذا قام‌ لم‌ یکن‌ لا‌حد فی عنقه‌ بیعة فلذلک‌ تخفی‌ ولادته‌ و تغیب‌ شخصه. 
هنگامی‌ که‌ قائم‌ ما قیام‌ کند، بیعت‌ احدی‌ بر گردن‌ او نخواهد بود. از این‌ رو، ولادت‌ او مخفی‌ می‌شود و از دیده‌ها پنهان‌ می‌شود.
حضرت‌ مهدی(عج) فرمود: اِنّه‌ لم‌ یکن‌ لا‌حد من‌ آبائی اِلاّ و قد وقعت‌ فی عنقه‌ بیعة لطاغیة زمانه‌ و اِنّی‌ ا‌خرج‌ حین‌ ا‌خرج‌ و لابیعة لا‌حد من‌ الطواغیت‌ فی عنقی. 
بر گردن‌ همهِ‌ پدرانم، بیعت‌ سرکشان‌ زمانه‌ بود، امّا من‌ وقتی‌ خروج‌ کنم، بیعت‌ هیچ‌ سرکشی‌ بر گردنم‌ نیست.

 

یاد موعود أُمم تسلا‌ی قلب مادر

همزمان با تولد امام‌حسین(علیه‌السّلام) به حضرت زهرا(علیهاالسلا‌م) خبر داده می‌شود که حسینش را شهید خواهند کرد.‌حضرت‌زهرا(علیهاالسّلام) ناراحت و گریان می شود امّا ‌خبر می آید که ‌مهدی امت از ذریّه او خواهد بود.
در این رابطه، ‌روایاتی ‌است که دو نمونه از آنها ذکر می ‌شود:
‌عن ‌ابی‌عبدالله (علیه‌السّلام) قال:‌ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَیْنَاهُ تَدْمَعُ فَسَأَلَتْهُ مَا لَكَ- فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَخْبَرَنِی أَنَّ أُمَّتِی تَقْتُلُ حُسَیْناً فَجَزِعَتْ وَ شَقَّ عَلَیْهَا فَأَخْبَرَهَا بِمَنْ یَمْلِكُ مِنْ وُلْدِهَا فَطَابَتْ نَفْسُهَا وَ سَكَنَتْ.
امام‌صادق(علیه‌السّلام) فرمود: فاطمه(علیهاالسّلام) وارد بر پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) شدند؛ دیدند اشک ‌از چشمان‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) جاری است. سو‌ال ‌کردند:‌ علت‌گریه چیست؟ فرمودند: جبرئیل به ‌من ‌خبر داد که‌ امت ‌من، ‌حسین ‌را می‌ کشند. حضرت ‌زهرا (علیهاالسّلام) هم‌شروع‌ به ‌گریه ‌و ناله کرده و این سخن بر او سخت آمد تا اینکه پیامبر(صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) به‌او خبر دادند كه یكى از فرزندان این مولود مالك امور گشته و انتقام از قاتلین خواهد گرفت. پس از این خبر حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها خشنود گشته و نفس مباركش آرام گشت.

اینکه امام ‌زمان (علیه ‌السّلام) حضرت‌ زهرا(علیهاالسّلام) را الگوی خود قرار می‌ دهد؛ از آن روست که حضرت ‌زهرا(علیهاالسّلام) جزء ‌"و الذین‌ مَعَه" است‌، ‌و ‌او کسی ‌است‌ که ‌از هر جهت حتی ‌در راه‌ رفتن و سخن‌ گفتن و در سیرت ‌و صورت‌ شبیه‌ پیامبر(صلّی ‌اللّهُ علیه‌ و آله‌) است

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
جبرئیل بر رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) نازل شد پس عرض كرد: یا محمّد! خداوند سلام مى ‏رساند و بشارت مى ‏دهد شما را به فرزندى كه از فاطمه متولّد شده و امّت پس از شما او را مى ‏كشند.
رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) فرمودند: اى جبرئیل به پروردگارم سلام من را برسان و عرض كن احتیاجى به چنین فرزندى كه از فاطمه متولّد شود و بعد از من امّتم او را بكشند ندارم.
پس جبرئیل  به آسمان بالا رفت و سپس به زمین فرود آمد و محضر رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) مشرّف شد و عرض كرد: اى محمّد ! پروردگارت به تو سلام مى ‏رساند و بشارت مى‏ دهد كه امامت و ولایت و وصایت را در نسل این مولود قرار مى ‏دهد.
پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) فرمود: راضى و خشنود شدم.
سپس حضرت براى فاطمه سلام اللَّه علیها خبر فرستاد .. و اظهار نمودند كه:
خداوند به من بشارت داده كه فرزندى از شما متولّد گشته و پس از من امّتم او را مى‏كشند.
حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) براى پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستاده و اظهار كردند كه: به فرزندى كه امّت بعد از شما او را بكشند نیازى ندارم.
پیامبر اكرم (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستادند كه:
خداوند امامت و ولایت و وصایت را در نسل این فرزند قرار داده.
حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) براى رسول خدا (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) خبر فرستادند كه راضى شدم.

 

همچون مادر به دنبال هدایت دیگران

آری حضرت مهدی (عج) می آید تا ادامه دهنده راه مادرش حضرت زهرای اطهر(علیهاالسّلام) باشد و همچنانکه آن بزرگوار برای پایداری دین پدر بزرگوارش شبانه به در خانه مهاجر و انصار رفته و آنان را به یاد بیعتشان در غدیر می انداخت، با این هدف که امام زمانشان را به آنان بشناساند و آنان را از گمراهی برهاند، حضرت مهدی (عج) نیز برای تحقق آرمان های والای پیامبر (صلّی ‌اللّهُ ‌علیه‌ و آله‌) و در ادامه مسیر حرکت حضرت زهرا(علیهاالسّلام) همواره مشغول مجاهدت و سازندگی است.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:28 AM
لینک ثابت
اینک منم، همان امامان معصوم !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

اینک منم، همان امامان معصوم !

 

شباهت‌های امام مهدی (علیه‌السلام) به سایر امامان (علیهم‌السلام)
شباهت‌های امام مهدی

بنا بر روایات همه امامان معصوم(علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آن‌ها بوده‌است اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است. امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند. در این بخش به شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) و ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازیم.

 

 

اینک منم...

در روایتی امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: قائم به دیوار کعبه تکیه داده و مردم جهان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌فرماید: «هر کس بخواهد آدم و شیث را ببیند، اینک منم آدم و شیث؛ هر کس بخواهد نوح و سام را ببیند، اینک منم نوح و سام؛ هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، اینک منم ابراهیم و اسماعیل؛ هر کس بخواهد موسی و یوشع را ببیند، اینک منم موسی و یوشع هر کس بخواهد عیسی و شمعون را ببیند، اینک منم عیسی و شمعون؛ هر کس بخواهد محمد- صلی الله علیه و آله - و علی -علیه السلام- را ببیند، اینک منم محمد و علی، هر کس بخواهد حسن و حسین -علیهماالسلام- را ببیند، اینک منم حسن و حسین، هر کس بخواهد امامان از اولاد حسین -علیه السلام- را ببیند، اینک منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسین...» (١)  

 

 

آینه تمام و کمال عصمت پیشگان

مهم‌ترین شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) با سایر امامان (علیهم‌السلام) عبارتند از:
1- شباهت امام مهدی به امیر‌المومنین (علیهما‌السلام):
بارزترین صفات امیرالمومنین (علیه‌السلام)، علم، زهد و شجاعت ایشان می‌باشد که تمام آن‌ها در امام مهدی (علیه‌السلام) نمودار است. امام علی (علیه‌السلام) درباره علامت‌های امام بر حق می‌فرماید: «امام، آگاه‌ترین فرد است به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون و اوامر و نواهی او و هر چه مردم نیازمند آن هستند.» (٢)

او از حقایق مادی و معنوی پرده بر‌می‌دارد و مجهولات و نادانسته‌ها را برای همگان روشن می‌سازد. انسان‌ها را همراه با تکامل علوم مادی و دانش بشری، در خداشناسی و تکامل معنوی نیز کمک می‌کند و جامعه‌های جاهل را، آگاه، بینا و دانا می‌سازد.رهبر جامعه موعود، امام عالمی است که کسی دانشمندتر و حکیم‌تر از او نیست "أَوْسَعُكُمْ كَهْفاً وَ أَكْثَرُكُمْ عِلْما" (٣) علم و دانش در قلب و وجود او ریشه دوانده و جای گرفته است: «به درستی که علم به احکام خدا و سنت پیامبر -صلی الله علیه و آله - در دل مهدی -علیه السلام- می روید؛ همان طور که زراعت می‌روید بهترین روئیدنی»(٤) امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «او عالم‌ترین مردم و حکیم‌ترین مردم و با تقوا‌ترین مردم و بردبارترین مردم و شجاع‌ترین مردم و بخشنده‌ترین مردم و عابدترین مردم است» (٥)

همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آن‌ها بوده‌است اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است.
2- شباهت امام مهدی به امام حسن (علیهما‌السلام):
یکی از مهمترین اوصاف رهبر یک جامعه حلم و بردباری است و از جمله آثار این صفت: سکون، آرامش داشتن و سبک- سری نکردن در مواقعی است که شخص از دیگران نارواها ببیند. بارزترین صفت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) حلم و بردباری ایشان بود. امام مهدی (علیه‌السلام) در طول دوران غیبت صغرا و کبرا ناملایمات زیادی از دوست و دشمن دیده است و همه آنها را تحمل کرده و بلکه در مواقعی، برای رفع این جهالت‌ها دعا کرده و از خداوند طلب بخشش کرده است. حضرت مهدی (‌علیه‌السلام) در نامه‌ای به شیخ مفید نوشتند:

«ما بر احوال شما آگاه هستیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست. ما در رسیدگی و رعایت امور شما اهمال نکرده‌ایم و شما را از یاد نبرده‌ایم.»(٦)

مرحوم سید‌بن‌طاووس می‌فرماید: در یک سحرگاه در سرداب مطهر (منزل حضرت در سامرا) از حضرت صاحب‌الامر ارواحنا فداه این مناجات را شنیدم که می‌فرمود:

خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‌ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر ... و آنچه از گناهان آن‌ها که در ارتباط با خودشان است، خودت بین آنها را اصلاح کن...آن‌ها را از آتش جهنم نجات بده و آن‌ها را با دشمنان ما در خشم و سخط خود جمع نفرما. (٧)


3- شباهت‌های امام مهدی به امام حسین(علیهما‌السلام):
امام مهدی(علیه‌السلام) شباهت‌های زیادی به امام حسین (علیه‌السلام) دارند. برخی از این شباهت‌ها عبارتند از:
الف- موعود کتب آسمانی: از هر دو بزرگوار در قرآن و سنت پیامبران(صلوات‌الله‌علیهم) و کتاب‌های آسمانی یاد شده است. (٨)
ب- نهی از زشتی ها: امام حسین(علیه‌السلام) در امر به معروف و نهی از منکر اهتمام داشتند و تقیه نکردند، امام مهدی(علیه‌السلام) نیز این‌گونه‌اند. امام حسین(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «همه خیر‌ها در آن زمان است که مهدی قیام می‌کند و همه این زشتی‌ها را ازمیان برمی‌دارد.» (٩) امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: «دنیا پایان نمی یابد تا اینکه خدای عزوجل مردی از ما اهل بیت را بر می‌انگیزد او به کتاب خدا عمل می‌کند و زشتی در شما نمی‌بیند مگر اینکه از آن نهی می‌کند.» (١٠)

امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند.

ج- آزاد از بیعت طاغوت: امام حسین (علیه‌السلام) زیر بار بیعت طاغوت زمان نرفتند، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز زیر بار بیعت طاغوتی نمی‌روند. در روایتی از امام رضا (علیه‌السلام) علت غیبت این گونه بیان شده‌است: «برای اینکه آن زمان که با شمشیر قیام می‌کند کسی بر عهده او [امام مهدی علیه‌السلام] بیعتی نداشته باشد.» (١١)
د- بر بال فرشتگان: فرشتگان، هر دو امام بزرگوار (امام حسین و امام مهدی علیهما‌السلام) را در زمان ولادت به اذن خداوند متعال به آسمان بالا بردند. (١٢)
ه- مصیبت بزرگ: مصیبت امام حسین (علیه‌السلام) سخت‌ترین مصیبت‌هاست، مصیبت امام مهدی (علیه‌السلام) نیز طولانی و محنتش شدید است.

و- کیست مرا یاری کند: امام حسین (علیه‌السلام)، هنگامی که می‌خواستند از مکّه به سوی عراق خروج کنند، یاری خواستند، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز، هنگام ظهور در مکه یاری می‌طلبند. در این زمان نیز اگر گوش دلمان را باز کنیم ندای امام مهدی (علیه‌السلام) را خواهیم شنید که از اهل ایمان یاری می‌طلبند، آیا کسی هست که ندای آن حضرت را پاسخ گوید؟ (١٣)

ادامه دارد....

 

پی نوشت:
 ١. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 53، باب 28، ص 9.
 ٢. همان،ج 25، باب 4، ح 33،ص 165.
 ٣. همان، ج 51، باب 2، ح 14، ص 115.
 ٤. همان، ج 52، باب 27، ح 16، ص 318.
 ٥. معانی‌الاخبار، ابن‌بابویه، باب معنی الإمام المبین، ح 4، ص 102.
 ٦. بحار‌الأنوار، علامه مجلسی، ج 53، ص 175
 ٧. این مطلب به نقل از مرحوم علامه مجلسی قدس سره از ملحقات کتاب انیس العابدین و علامه میرزا حسین نوری قدس سره می‌باشد. البته محدث نوری در نجم الثاقب در ذیل حکایت 19 در انتساب این واقعه به سید‌بن‌طاووس تردید می فرمایند.
 ٨. ر.ک به: المحجّة فیما نزل من القرآن فی الحجّة علیه‌السلام و جلد دهم بحار‌الانوار و تفاسیر و غیر این کتب.
 ٩. الغیبه، طوسی، ص 438.
 ١٠. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52،، باب 27، ح 182، ص 378.
 ١١. کمال‌الدین، صدوق، ج 2، باب 44، ح 4، ص 232، ترجمه منصور پهلوان.
 ١٢. همان، باب 41، روایاتی که در مورد مادر مکرمه حضرت قائم (علیه‌السلام) وارد شده‌است.
 ١٣. با استفاده از: مکیال‌المکارم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 321 تا 328.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:28 AM
لینک ثابت
آینه تمام عیار سلسله عصمت
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آینه تمام عیار سلسله عصمت

 

شباهت‌های امام مهدی (علیه‌السلام) به سایر امامان (علیهم‌السلام) (٢)
حضرت مهدی

 

همانطور که در بخش قبل بیان شد، بنا بر روایات، همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) از یک نور آفریده شده‌اند و یک هدف را بر عهده داشته‌اند و آن هدایت مردم و اشاعه نور ایمان در دل آنها بوده‌است؛ اما بنا بر اقتضائات، در هر زمانی صفتی خاص در هر یک از امامان (علیهم‌السلام) بروز کرده‌است. امام مهدی (علیه‌السلام) آخرین امام از سلسله ائمه (علیهم‌السلام) هستند و اهداف و زحمات اهل بیت (علیهم‌السلام) را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع همه کمالات الهی انبیاء و اولیاء و ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند به همین خاطر از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند. در این بخش به شباهت‌های میان امام مهدی (علیه‌السلام) با سایر ائمه (علیهم‌السلام) می‌پردازیم.


4- شباهت امام مهدی به امام سجاد (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام سجاد (علیه‌السلام) عبادت ایشان می‌باشد که «زین‌العابدین» و «سیّد‌العابدین» نامیده شدند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه‌اند. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...» (١)


5- شباهت امام مهدی به امام باقر (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام باقر (علیه‌السلام)، شباهت به رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) بود لذا جابر بن عبدالله انصاری هنگامی که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: «به پروردگار کعبه قسم، شمائل پیامبر است.» (٢) روایات بسیاری از طرق شیعه و سنی از رسول اکرم (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) نقل شده که آن حضرت فرمودند: «نام او نام من و کنیه‌اش کنیه من است، از نظر خلقت و رفتار شبیه‌ترین مردم به من است ...» (٣)

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

6- شباهت امام مهدی به امام صادق (علیهما‌السلام):
بارزترین صفت امام صادق (علیه‌السلام) پخش علوم و بیان احکام برای مردم بود به طوری که برای امامان پیش از آن حضرت این امر میسّر نشد، با این حال تمام علومی که نزد آن حضرت بود، کشف نشد و برای ظهور امام مهدی(علیه‌السلام) به تأخیر افتاد و آن حضرت تمام احکام را بیان خواهند کرد و آنچه را که امامان (علیهم‌السلام) و پیغمبران (صلوات‌ الله‌ علیهم) شایستگی آن را در مردم ندیدند، فاش خواهند کرد.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «علم و دانش 27 حرف (شعبه) است. تمام آنچه پیامبران الهی آورده‌اند، دو حرف (شعبه) بیشتر نبود و مردم تا‌کنون جز دو حرف را نشناخته‌اند اما هنگامی که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد و در میان مردم منتشر می‌کند و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می‌کند تا 27 حرف کامل و منتشر شود.» (٤)


7- شباهت امام مهدی به امام موسی کاظم (علیهما‌السلام):
امام موسی کاظم (علیه‌السلام) بیش از پدران بزرگوارش دچار تقیه و شدت بیمناکی از دشمنان بودند. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز (در دوران غیبت) این‌گونه هستند، به‌طوری که در برخی از روایات یکی از علل غیبت حفظ جان حضرت مهدی (علیه‌السلام) عنوان شده‌است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «امام منتظر پیش از قیام خود مدتی از چشم‌ها غایب خواهد شد». از حضرت درباره علت آن سوال شد، حضرت فرمودند: «بر جان خویش بیمناک است» (٥)


8- شباهت امام مهدی به امام رضا (علیهما‌السلام):

امام زمان

خداوند ریاست و مقام ظاهری را برای امام رضا (علیه‌السلام) قرار داد به طوری که برای پدران طاهرینش واقع نشده بود و تقیّه و بیمناکی در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه است، خداوند بیمناکی او را به امنیّت بدل خواهد ساخت و به او در زمین اقتدار و تسلّطی خواهد داد که برای کسی از پیشینیان میسّر نکرده است.

امام صادق (علیه‌السلام) در مورد آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» (٦) فرمودند: این آیه در شأن قائم و اصحابش نازل شده‌است. (٧)


9- شباهت امام مهدی به امام جواد (علیهما‌السلام):
امام جواد (علیه‌السلام) در سنین کودکی و در حالی به امامت رسیدند که از عمر مبارکشان هشت بهار نگذشته بود، امام مهدی (علیه‌السلام) نیز در سنین کودکی به امامت رسیدند.


10- شباهت امام مهدی به امام هادی (علیهماالسلام):
امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که نظیر آن را احدی نداشته است به طوری که دشمنان آن حضرت، ایشان را به خاطر هیبتشان تعظیم و احترام می‌کردند نه از روی محبت و علاقه. امام مهدی (علیه‌السلام) نیز این‌گونه هستند و در دل دشمنان هیبت و رعب خاصی دارند. در مورد ایشان آمده‌است: "یسیر الرعب بین یدیه، لا یلقاه عدوّ إلّا هزمهم بإذن اللّه"(8)؛ رعب پیشاپیش او در حرکت است و هیچ سپاهی از دشمن با او رو‌به‌رو نمی‌شود، مگر آنکه شکست می‌خورد.

امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در وصف امام مهدی (علیه‌السلام) فرمودند: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند...»

11- شباهت امام مهدی به امام حسن عسکری (علیهما‌السلام):
امام حسن ‌عسکری (علیه‌السلام) نیز مانند امام هادی (علیه‌السلام) هیبتی داشتند که دشمنان با دیدن ایشان لرزه بر اندامشان می‌افتاد. (٩) و از این نظر امام مهدی (علیه‌السلام) به ایشان شباهت دارند.(١٠)

 

حُسن ختامِ مسیر هدایت

بنا بر آنچه در این بخش و بخش قبلی بیان شد، امامان از یک نور آفریده شده‌اند و هدف هدایت مردم را بر عهده داشته‌اند اما بنا بر اقتضائات در هر زمان، صفتی در هر یک از امامان بروز کرده است. امام مهدی (علیه‌السلام) اهداف امامان را به سرانجام می‌رسانند. ایشان جامع کمالات ائمه اطهار (علیهم‌السلام) می‌باشند لذا از جهات مختلفی به آن بزرگواران شباهت دارند.

 

پی نوشت: 

1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج46، باب 5، ح 19، ص63.
2. همان، ص225.
٣. کمال‌الدین، صدوق، ج1، باب 25، ح 1، ص 535، ترجمه منصور پهلوان.
٤. بحار‌الانوار ج 52، باب 27، ح 73، ص 336.
٥. کمال‌الدین، صدوق، ج 2 ،باب 44، ص 233، ح 7، ترجمه منصور پهلوان.
٦. خداوند در سوره نور آیه 55 می‌فرماید: « خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمین خواهد كرد، همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.»
٧ . الغیبه، نعمانی، ح35، ص240.
٨. التشریف بالمنن، ابن‌طاووس، باب131، ح158، ص138.
٩ . ر.ک به حدیث بحار‌الانوار، علامه مجلسی، ج50، ص308 و 309.
١٠ . با استفاده از: مکیال‌المکارم، آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 321 تا 324.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:26 AM
لینک ثابت
«بصیرت» شرط اصلی ظهور + راهکارهای کاربردی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

برخی معتقدند اگر امام زمان فقط ۳۱۳ یار مخلص داشته باشند، ظهور می کنند و بر این اساس چنین سؤالی را مطرح می کنند که آیا در میان این تعداد مسلمان و شیعه، ۳۱۳ نفر یار برای ظهور حضرت وجود ندارد؟

بصیرت


در پاسخ باید گفت که اولاً: در روایات مختلف، برای یاران و اصحاب خاص حضرت مهدی علیه السلام، صفات و خصوصیات ویژه ای ذکر شده که ممکن است این افراد با این شرایط ویژه هنوز در بین ما موجود نباشند.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده می شود که یاران حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور، محدود به 313 نفر نمی شود و باید دسته دیگری از یاوران امام زمان علیه السلام که ده هزار نفر هستند نیز برای قیام حاضر باشند، چراکه بدون حضور ایشان در مکه قیام صورت نمی گیرد.(1)
ثالثاً فراهم شدن ۳۱۳ نفر از یاران خاص حضرت ولی عصر علیه السلام علت تامّه برای ظهور حضرت نیست و تنها یکی از شرایط تحقق ظهور است. در حقیقت ظهور امام مهدی علیه السلام شرط مهم دیگری نیز دارد که همان «آمادگی عمومی» و استقبال جهانی برای تشکیل حکومت عدل الهی است.

آمادگی برای ظهور در پرتوی بصیرت همگانی

اقبال و خواست عموم مردم نسبت به امام زمان علیه السلام و حمایت از تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند این است که شناخت و بصیرت نسبت به حقانیت و اهداف قیام امام عصر علیه السلام در بین مردم به بالاترین حد ممکن برسد. بنابراین می توان گفت: یکی از مهمترین ابزار ایجاد آمادگی عمومی، برای ظهور امام مهدی علیه السلام بصیرت افزایی در جوامع اسلامی است.

گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت

لفظ بصیرت از نظر لغوی به معنای بینایی است اما در اصطلاح به بینایی قلب و درک و فهم عمیق مسائل گفته می شود. بصیرة -و بصر- نیروى بینائى چشم و قدرت ادراك دل است.(2)
«بصیر» فردی است كه نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، معنوی و... ، از بینش عمیق و صحیحی برخوردار باشد که به وسیله آن بتواند حق و باطل را از هم تمیز داده و در هنگام بحران و فتنه، راه حق و سعادت را تشخیص دهد و طبق آن حركت كند.

اوج بصیرت در یاران منجی

یاران امام زمان علیه السلام باید از بالاترین سطح بصیرت برخوردار باشند. گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت.

راههای کاربردی کسب بصیرت

1. تقوای دل: یکی از مهمترین راه های بصیرت افزایی پرورش روح تقوا و دوری از معاصی در جامعه است. قرآن کریم می فرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً»(3) اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند قدرت تمیز حق از باطل را به شما عطا خواهد کرد.
همان طور که در تعریف بصیرت آمد، بصیرت نوعی ادراک قلبی است که به وسیله آن می توان حق و باطل را از هم تمییز داد؛ بنابراین به نورانیت دل بستگی دارد و اگر قلب از زنگار گناه پاک باشد می تواند حقیقت را به روشنی در آینه دل جلوه گر ببیند.

2. تذکر و غفلت زدایی: یکی از مهمترین امور بصیرت بخش؛ «یادآوری» و «ذکر» است که موجب «غفلت زدایی» می شود. خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن بندگان را به ذکر خود و یا یادآوری نعمات و آیات الهی، وقایع عبرت آموز و بلایای واردشده بر امتهای پیشین و... سفارش کرده است.(4)
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره تأثیر ذکر بر افزایش بصیرت می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الذِّكْرَ جَلَاءَ الْقُلُوبِ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ»(5) بدرستى كه خداى سبحان ذكر را جلادهنده دلها، قرار داده که بینا می شوند به وسیله آن بعد از کوری و اشتباه در تاریكى .
چنانکه خداوند نیز خطاب به پیامبرش می فرماید: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنین »)6) پیوسته تذكر ده، زیرا تذكر مؤمنان را سود مى بخشد. 
و در جای دیگر خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به یادآوری «ایام الله» [روزهای خدا] دستور می دهد و می فرماید: « وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه »(7)
مفسران در تفسیر آن احتمالات مختلفى داده اند اما اصولا نمى توان این تعبیر گویا و رسا را محدود ساخت. ایام الله تمام روزهایى است كه داراى عظمتى در تاریخ زندگى بشر است. هر روز كه یكى از فرمانهاى خدا در آن چنان درخشیده، كه بقیه امور را تحت الشعاع خود قرار داده، از ایام الله است. هر روز كه فصل تازه اى در زندگى انسانها گشوده، و درس عبرتى به آنها داده و ظهور و قیام پیامبرى در آن بوده، یا طاغوت و فرعون گردنكشى در آن به قعر دره نیستى فرستاده شده، و خلاصه هر روز كه حق و عدالتى بر پا شده و ظلم و بدعتى خاموش گشته، همه آنها از ایام الله است.(8)
در روایتی نیز امام محمدباقر علیه السلام سه روز را به عنوان برجسته ترین روزهای دوران، «ایام الله» معرفی می فرماید: «أَیَّامُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَةٌ یَوْمَ یَقُومُ الْقَائِمُ وَ یَوْمَ الْكَرَّةِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَة»(9) ایام خدا سه روز است: روز ظهور حضرت حجت و روز رجعت و روز قیامت.

یادآوری نعمات و الطاف الهی بر مردم، هنگامی که در راه حق استقامت ورزیدنده به پیروزی رسیدند و همچنین یادآورشدن شکستها و مصائبی که به سبب غفلت، بی صبری، تفرقه و عدم ولایت پذیری، در طول تاریخ دامنگیرشان شده است، نقش بسزایی در افزایش بصیرت عمومی خواهد داشت

طبق این روایت روز ظهور امام قائم علیه السلام، ایام الله است. بنابراین با تمسک به آیه «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه » پیوسته باید این وعده الهی را یادآور شد تا به این وسیله غبار غفلت در عصر غیبت از قلوب مؤمنین زدوده شود.
بنابراین یادآوری نعمات و الطاف الهی بر مردم، هنگامی که در راه حق استقامت ورزیدنده به پیروزی رسیدند و همچنین یادآورشدن شکستها و مصائبی که به سبب غفلت، بی صبری، تفرقه و عدم ولایت پذیری، در طول تاریخ دامنگیرشان شده است، نقش بسزایی در افزایش بصیرت عمومی خواهد داشت.

3.  تفکر و عبرت پذیری: امیرالمؤمنین علیه السلام در تعریف انسان بصیر می فرماید: «فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً»)10) انسان صاحب بصیرت كسى است كه به درستى شنید و اندیشه كرد، پس به درستى نگریست و آگاه شد، و از عبرتها پند گرفت، سپس راه روشنى را پیمود، و از افتادن در پرتگاه ها، و گم شدن در كوره راهها دورى كرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در جای دیگر می فرماید: «لَا بَصِیرَةَ لِمَنْ لَا فِكْرَ لَهُ»)11) کسی که تفکر نمی کند بصیرتی برایش نخواهد بود؛ زیرا بصیرت در هر باب، از تفكر و تأمّل در آن حاصل می شود.
عبرت گرفتن بارزترین شاخصه برای افراد بصیر است. تا جایی که در بسیاری از کتب لغت «بصیرت» را مساوی با «عبرت» معنا کرده اند.)12)
مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرماید: «این بصیرتى كه در حوادث لازم است و در روایات و در كلمات امیرالمؤمنین علیه السلام هم روى آن تكیه و تأكید شده، به معناى این است كه انسان در حوادثى كه پیرامون او می گذرد و در حوادثى كه پیش روى اوست و به او ارتباط پیدا می كند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عامیانه و سطحى عبور نكند.» (13)

به سوی ظهور موعود

بنابراین باید توجه داشت یکی از شرایط ظهور امام عصر علیه السلام آمادگی یاران و عموم مردم برای تشکیل حکومت عدالت گستر الهی است و این آمادگی جز با افزایش بصیرت اجتماعی امکانپذیر نیست. آنچه موجب افزایش بصیرت خواهد شد در مرحله اول شناخت حدود و احکام الهی و رعایت این حدود است که از آن به «تقوا» یاد می شود. راهکار قرآنی و روایی دیگر برای افزایش بصیرت، «ذکر» و یادآوری «ایام الله» است که البته باید همراه با «تفکر» و «عبرت پذیری» باشد تا جامعه منتظر را به اوج بصیرت و آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام و زمینه سازی برای آن سوق دهد.

پی نوشت:
1. ر.ک. كمال الدین: ج2، ص 654 ، ح 20؛ بحار الأنوار:ج 52، ص 323 ، ح 33
2. ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن،ج 1، ص275
3. سوره انفال: 29
4. ر.ک. بقره:152، المائدة : 11، الأنفال : 26، اعراف:74 و...
5. بحار الأنوار ، ج 66، ص: 325
6. الذاریات:55
7. ابراهیم:5
8. تفسیر نمونه، ج 10، ص: 271 و272
9. الخصال، ج 1، ص: 108
10. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص: 213 ، خطبه153
11. غرر الحكم و درر الكلم، ص783
12. لسان العرب، ج 4، ص: 65، كتاب العین، ج 7، ص: 118
13. سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان استان قم 1389

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 دی 1394 
ساعت : 8:09 AM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5
1
2
3
4
5

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه