سخنان رهبری :
غدير آمده است بفهماند در هر عصرى بايد حكومت سياسى عدلى براى اقامه دين خدا برپا باشد.
 
 
  • تصویر 1
  • تصویر 2
  • تصویر 3
  • تصویر 4
تعیین وقت ظهور
نوشته شده در پنج شنبه 24 فروردین 1391 
ساعت : 7:30 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

آسیب شناسی اندیشه مهدویت :

تعیین وقت ظهور

نویسنده : حجت الاسلام جعفری

یکی از آسیب های بحث مهدویت، تعیین وقت ظهور است. چرا که حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان علیه السلام بر بندگان مخفی بماند. لذا احدی نمی‌تواند زمانی برای ظهور تعیین کند.
مفضل بن عمر گفت: « از مولایم امام صادق علیه السلام پرسیدم: هل للمأمور المنتظر المهدی علیه السلام من وقت موقت یعلمه الناس؟ فقال: حاش لله أن یوقّت ظهوره بوقت یعلمه شیعتنا... فقال: یا مفضل، لا اوقّت له وقتا و لا یوقّت له وقت، انّ من وقّت لمهدینا وقتاً فقد شارک الله تعالی فی علمه وادّعی انّه ظهر علی سره...؛
آیا ظهور حضرت مهدی علیه السلام وقت معینی دارد که مردم آن را بدانند؟ فرمودند: این چنین نیست که خداوند برای آن وقت تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند. ای مفضل، برای آن وقتی تعیین نمی کنم. وقتی هم نمی شود برای آن معین کرد. آن که برای ظهور ما وقتی تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که از اسرار خداوند آگاه گشته است».
فضیل نیز از امام باقر علیه السلام پرسید: « هل لهذا الامر وقت؟ فقال: کذب الوقّاتون، کذب الوقّاتون، کذب الوقّاتون؛ آیا برای این امر وقتی معین است؟ آن حضرت سه مرتبه فرمودند: آنان که وقتی برای آن تعیین می کنند، دروغ می گویند».
از امام صادق علیه السلام درباره‌ ی امام زمان علیه السلام پرسیدند، فرمود: « کذب الوقّاتون، انا اهل البیت لا نوقّت، ثم قال: ابی الله الاّ أن یخلف وقت الموقّتین؛ آنان که وقتی برای آن تعیین می کنند، دروغ می گویند. ما اهل بیت، زمانی برای آن تعیین نمی کنیم. آن گاه فرمودند: خداوند چنین اراده کرده است که با هر وقتی که تعیین کنند، حتماً مخالفت نماید و ظهور را در آن وقت قرار ندهد».
در برخی روایات، علت عدم تعیین وقت، چنین بیان شده است:
امام جواد علیه السلام فرمودند: « لو عیّن لهذا الامر وقت لقست القلوب و لرجع عامة الناس عن الاسلام و لکن قالوا: ما اسرعه! ما اقربه! تألفاً لقلوب الناس و تقریباً للفرج؛ اگر برای این امر وقتی تعیین شود دل ها را قساوت می گیرد و توده ی مردم از اسلام برمی‌گردند. بگویید: چه زود است! چه قدر نزدیک است! تا دل مردم آرام گیرد و فرج نزدیک شود».

 توقیت / تعیین وقت برای ظهور

پیامدهای تعیین وقت ظهور

 تعیین وقت، جدای از این که ادعایی است بی دلیل و دروغی آشکار است چرا که اهل بیت علیهم السلام فرموده اند کسی از زمان آن آگاه نیست، پیامدهای متفاوتی دارد که به ذکر چند نمونه می پردازم:
1 ـ ایجاد یأس و ناامیدی به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعیین شده.
2 ـ ایجاد بدبینی نسبت به اصل ظهور.
3 ـ ایجاد بدبینی به شخصیت امام در اثر عدم تحقق ظهور.
4 ـ قساوت قلب ها.
5 ـ برگشتن مردم سست ایمان از دین.

 


ادامه مطلب


 



اقتصاد معنویت محور ، اساس جهاد اقتصادی تولید ملی
نوشته شده در پنج شنبه 24 فروردین 1391 
ساعت : 10:43 AM
نويسنده : حسن کربلایی

نویسنده : محمد شریف زاده

براساس آموزه های قرآنی، اقتصاد مایه قوام جامعه است. اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا آموزه های قرآنی، اقتصاد را زیربنا می داند؟ یا آن که این قوام بودن با محوریت جامعه و اجتماع دارای چارچوب های مشخصی است؛ یا این که اگر زیربنایی برای اقتصاد فرض شود تنها در این چارچوب خواهد بود؛ یا این که اصولا مراد از قوام بودن، زیربنا قرار گرفتن نیست، بلکه معنایی دیگر از آن مراد است؟

نویسنده در این مطلب بر آن است که نقش اقتصاد را در آموزه های اسلامی و جایگاه و میزان اهمیت و ارزش آن را تبیین و تحلیل نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اقتصاد مایه قوام جامعه

--------------------------

براساس آموزه های قرآنی، اقتصاد به معنای مدیریت تولید، توزیع و مصرف ثروت و دانش دخل و خرج و هزینه، از اهمیت و جایگاه مهم و اساسی برخوردار است چرا که اقتصاد و ثروت، مایه قوام جامعه است. (نساء، آیه 5) این قوام بودن سرمایه و ثروت برای جامعه به این معناست که یکی از ستون های اصلی جامعه راتشکیل می دهد؛ چرا که جامعه به مجموعه ای از افراد انسانی گفته می شود که به هدف دست یابی به امنیت، آرامش و آسایش در کنار هم گرد آمده اند و هر یک با گذشت از برخی از حقوق و اتخاذ نقشی اجتماعی، مسئولیتی را به عهده می گیرد تا این مهم و اهداف تحقق یابد.

بنابراین، آسایش و نوعی از آرامش و امنیت در سایه اقتصاد و ثروت به دست می آید. از این رو هر جامعه ای ماموریت اصلی خود را تامین این اهداف می داند و اگر جامعه ای ناتوان از تامین این اهداف باشد از مشروعیت خارج شده و همگرایی و همدلی به واگرایی و گریز از همدیگر تبدیل شده و جامعه فرو می پاشد؛ زیرا اگر جامعه نتواند ماموریت و رسالت خود را انجام دهد، انگیزه ای برای همگرایی و بقا در جامعه به عنوان عضو و شهروند وجود ندارد و شخص خواستار خروج از تابعیت، اقامت و شهروندی شده و به جا و جامعه دیگر منتقل شده و به تابعیت و اقامت آن جامعه درمی آید. این گونه است که هجرت و تابعیت مجدد در جوامع بشری شکل می گیرد.

همین مسئله قوام و ستون بودن اقتصاد در جوامع بشری است که قرآن بر آن تاکید می کند و با اشاره به این جایگاه بر اهمیت اقتصاد تاکید کرده و به افراد جامعه اجازه نمی دهد تا ثروت را در دست سفیهان و نابخردان قرار دهد؛ زیرا این عمل موجب از میان رفتن ثروت و سرمایه جامعه و کاهش قدرت تامین و تحقق اهداف می شود.(نساء، آیه5)

نقش و جایگاه مهم و اساسی اقتصاد در جامعه چنان است که خداوند در آیاتی از جمله 15 سوره سباء، اقتصاد و ثروت را نعمت الهی و نشانه ای از عنایت و توجه خداوند معرفی می کند و به ارزشی بودن اقتصاد و ثروت از این جهت توجه می دهد.

اما این بدان معنا نیست که اقتصاد در ماموریت، اهداف و ارزش های والای انسانی زیربنا باشد؛ زیرا اگر بپذیریم که نقش زیربنائی و قوام بودن را برای جامعه بازی می کند، ولی انسانیت انسان به جامعه و یا اجتماعی بودن انسان باز نمی گردد، بلکه براساس آموزه های قرآنی، انسانیت انسان به متاله و ربانی بودن اوست که می تواند نقش خلافت الهی را به عهده گیرد. از این رو معنویتی چون باورها و نگرش ها زیربنا قرار می گیرد و مبانی و اصول فرهنگی در جایگاه برتر جای می گیرد و ارزش و اعتبار واقعی را به دست می آورد.

خداوند در آیاتی چند سعادت انسان را در اصول و مبانی معنوی چون یکتاپرستی و توحید می داند؛ زیرا این اصول و مبانی است که جهت گیری کلان بشر را نشان می دهد و زیربنای انسان و انسانیت را تشکیل می دهد؛ چرا که حرکت به سوی متاله شدن و ربانی گشتن و دست یابی به خلافت انسانی را تنها می توان در سایه این بینش و نگرش به دست آورد و تحقق بخشید.

البته این بدان معنا نیست که ما نقش اقتصاد و سلامت آن یعنی اقتصاد عدالت محور را نادیده بگیریم، چرا که از نظر قرآن، جامعه برای تحقق بخشیدن به این هدف والای آفرینش یعنی خدایی و ربانی شدن، نیازمند سلامت اقتصادی است؛ از این رو خداوند در آیه 85 سوره اعراف و آیات 84 و 85 سوره هود بر نقش کلیدی و حساس سلامت اقتصادی در کنار سلامت اعتقادی تأکید می کند و تأمین سعادت انسانی را در گرو هر دو امر می داند. این بدان معناست که هرگونه فساد در اعتقاد و اقتصاد می تواند دسترسی به سعادت انسانی را با مشکل مواجه سازد. بر همین اساس حضرت شعیب(ع) بر تصحیح و اصلاح روابط اقتصادی ناسالم جامعه خویش در کنار اصلاح مسائل اعتقادی پا می فشارد و آن را در صدر آموزه های خود قرار می دهد. (اعراف، آیه85 و نیز هود، آیات 84 و 87 و شعراء، آیات177 و نیز 181 تا 183)

نقش محوری اقتصاد در کنار مسایل اعتقادی را می توان از کنار هم قرار گرفتن این دو در آیاتی از جمله 3 سوره بقره و 41 و 43 و 83 و 177 و 277 همین سوره و 39 سوره نساء و نیز 2 و 3 سوره انفال و آیات دیگر قرآن به دست آورد. البته در همه این آیات همچنان نقش تقدمی اعتقاد مورد تأکید است و از نظر رتبه و درجه، اصول اعتقادی زیربنا قرارگرفته است؛ چرا که بینش ها و باورهاست که همگرایی را سبب می شود و جامعه را شکل می بخشد و جهت اقتصادی را سامان می دهد. چنان که بینش ها و باورها و نگرش های اعتقادی است که انسانیت انسان را معنا می بخشد؛ هر چند که اقتصاد به این معنا کمک می کند تا تحقق و فعلیت یابد.

ادامه مطلب


 



نقد عرفان کیهانی (1)
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین 1391 
ساعت : 8:00 PM
نويسنده : حسن کربلایی

نقد عرفان کیهانی (1)

نویسنده : حامد جدیدی

چکیده :

 این پژوهش به بررسی مبانی واصول عرفان کیهانی می پردازد. و با تطبیق آن با مبانی اسلام و عرفان اسلامی نکات مثبت و منفی آن را مورد ارزیابی قرار می دهد.

 مقدمه :

 در دوره معرفی انواع گرایش های عرفانی شرقی و غربی در ایران ، گرایش جدیدی از عرفان اسلامی ارائه گردیده است که آن را عرفان کیهانی یا حلقه می نامند. ارائه دهنده این گرایش عرفانی آقای محمد علی طاهری می باشد که هدف خود را مقابله با عرفانهای نوظهور وارداتی بیان می دارد. این گرایش با استفاده از برخی مبانی عرفان اسلامی و آیات و روایات اسلامی ، تلاش می کند تا رویکردی جدید و جذاب از عرفان اسلامی با مبانی اسلام و عرفان اسلامی به مخاطب خود ارائه نماید. متأسفانه در این روند ، اصول و مبانی این گرایش و رویکرد از عرفان ، چندان با مبانی اسلام و عرفان اسلامی تطابق نداشته و دچار انحرافات و التقاطاتی می باشد. در این بررسی به برخی از موارد انحراف و یا التقاط اعتقادی در این گزارش عرفانی می پردازیم.
در این مقاله قصد داریم به سوالات زیر پاسخ گوییم:
1- آیا عرفان کیهانی یا حلقه ، با مبانی و اصول اسلام و عرفان اسلامی مطابقت دارد؟
2- عرفان کیهانی می تواند معرف عرفان اسلامی شیعی باشد؟
3- عرفان کیهانی می تواند در برابر هجوم عرفان های جعلی و انحرافی راه گشا باشد؟
4- عرفان کیهانی ، هدایت شده است یا گمراه کننده؟
در این بررسی ، دفتر اول عرفان کیهانی ( حلقه ) به قلم آقای محمد علی طاهری و با مقدمه دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی ، مورد بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول: نقد مقدمه دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی
گفتار دوم: بررسی اصول و مبانی عرفان کیهانی
گفتار سوم: بررسی اساسنامه عرفان کیهانی

 گفتار اول : نقد مقدمه دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

 دکتر منصوری لاریجانی در مقدمه این کتاب ، پیدایش خدایان مختلف را در زمان انسان های نخستین ، به دلیل حس جستجوگری و کاوش فطری موجود در روح انسان ها می داند که به پیدایش خدایان مختلف و اسطوره سازی و نهاد پروری می رسد. ایشان با استناد به کتاب « تاریخ اساطیری ایران » اسطوره سازی و خلق خدایان مختلف را ، نتیجه ناتوانی و درماندگی و ضعف انسان ها در برآوردن آرزوها و ترس از حوادث می داند.

ایشان در این تحلیل ، انسان های نخستین را به دور از رسالت انبیاء الهی نشان می دهند . در واقع انسان ها در جوامع نخستین بشری ، از ابتدای خلقت حضرت آدم (ع) تحت تعلیم و هدایت انبیاء الهی بوده اند و همواره دارای مفاهیم دینی جهت یکتاپرستی بوده اند. (1)


علت گرایش انسان ها در طول تاریخ به چند خدایی و بت پرستی و اسطوره سازی خدایان مختلف ، انحرافات و گمراه نمودن انسان ها توسط شیطان بوده است. انسان ها فطرتاً یکتا پرست می باشند اما شیاطین در طول تاریخ با تحریف ذهن بشر ، تفکر چند خدایی و تجسم خدایان زمینی را در میان بشر القاء نموده است. (2)


شکل گیری این انحراف امری فطری و هم راستا با نیازهای بشر نبوده است.


در واقع ایشان در این دوره نقش انبیاء الهی را در هدایت بشر و نقش شیطان را در شکل گیری تفکر چند خدایی لحاظ نمی نمایند.


ایشان پس از این مرحله ، سیر رشد تفکر انسان را به شکل گیری فلسفه و سوال های فلسفی در ذهن انسان می داند و با استناد به کتاب « انسان و هستی » ادوار مختلف فلسفه یونان و سیر تکاملی آن را برمی شمارند تا به دوره شکل گیری سوفسطائیان می رسد.


در واقع ایشان اعتقاد دارند ، شکل گیری تفکر فلسفی در یونان ، مرحله دوم رشد تفکری بشر می باشد ، درحالی که قدمت تفکر فلسفی یونان به 2500 سال تا 3000 سال پیش باز می گردد. که تحت تأثیر حکمت خسروانی ایران باستان بوجود آمد. اما سیر رشد بشر ، بسیار قبل تر از این ، مراحل تعالی خود را در هستی شناسی عالم و خداوند توسط انبیاء طی نموده است.

ادامه مطلب


 



حضرت زهرا (س) اسوه جهاد اقتصادی زنان
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین 1391 
ساعت : 12:54 PM
نويسنده : حسن کربلایی

نویسنده: حجت‌الاسلام دکتر حسین سوزنچی

وقتی رهبر معظم انقلاب امسال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند، برخی گمان کردند منظور ایشان «شدت بخشیدن به تلاش‌های اقتصادی» است. اگرچه افزایش تلاش‌های اقتصادی، یکی از ارکان جهاد اقتصادی است، اما این تمام ماجرا نیست. اگر مسئله فقط همین بود، بسیاری از اقشار مردم مانند معلمان، دانش‌آموزان، اصحاب قلم، زنان خانه‌دار، پزشکان و پرستاران و ... از دایره خطاب ایشان خارج می‌شدند. در حالی که ایشان رهبر کل جامعه هستند و از آن‌جا که نامگذاری‌های ایشان برای جهت‌دهی به سمت و سوی کارهای عموم جامعه است، طبیعتاً نامی را برنمی‌گزینند که فقط به گروه خاصی مربوط شود.

برخی نیز تصور کردند که منظور ایشان در درجه اول، اقشاری مانند کشاورزان و کارگران و صاحبان صنایع است و با توجه به عمومیت مخاطبان ایشان، بقیه نیز باید تا حدی که می‌توانند وارد کارهای اقتصادی شوند. این نیز تلقی نادرستی است. در یک نظام مطلوب، هر کسی باید کار خود را انجام دهد و این‌که مثلاً معلمان و پزشکان و ... بخواهند وارد کارهای اقتصادی شوند، توصیه عاقلانه‌ای نیست.

راهی برای ضربه به حکومت دینی

به نظر می‌رسد ریشه بسیاری از این‌گونه تلقی‌ها این است که واژه «جهاد» در این عبارت، درست مورد توجه قرار نگرفته است. این کلمه اگرچه در لغت به معنای «تلاش فراوان» است، اما در ادبیات دینی بار معنایی خاصی دارد و با اموری همچون استقامت، ایثارگری، اخلاص و ... گره خورده است. در واقع به نظر می‌رسد که مقصود ایشان آن است که همه اقشار جامعه با «روحیه جهادی» به مسائل اقتصادی مربوط به زندگیشان توجه کنند.



این‌جاست که ناصواب بودن اعتراض عده‌ای که می‌گویند چرا مهمترین دغدغه رهبر دینی جامعه باید این‌گونه مطالب باشد، معلوم می‌شود: در قرآن کریم، یکی از مهمترین راه‌هایی که منافقان برای ضربه زدن به حکومت دینی مطرح می‌کنند، ایجاد بحران‌های اقتصادی است. قرآن کریم از قول منافقان نقل می‌کند که «آن‌ها می‌گویند اطرافیان پیامبر(ص) را در تنگنای اقتصادی قرار دهید تا پراکنده شوند» (سوره منافقون، آیه 7) طبیعتاً یک اقدام مهم مؤمنان برای خنثی کردن این اقدام منافقان در جامعه دینی آن است که با روحیه جهادی، عرصه اقتصاد جامعه دینی را حفظ کنند.



مسئله جهاد اقتصادی از زاویه دیگری نیز در ادبیات دینی مطرح شده است. بی‌تردید یکی از مهمترین واجبات دینی که پشتوانه به ثمر نشستن سایر واجبات است، «جهاد» است. قرآن کریم، در اکثر مواردی که سخن از جهاد به میان آورده، جهاد اقتصادی (جاهدوا باموالهم) را در کنار حضور در جبهه جنگ (جاهدوا بأنفسهم) و بلکه مقدم بر آن ذکر کرده است. (نساء/95؛ انفال/72؛ توبه/20 و 44 و 81 و 88؛ حجرات/15) ضمناً می‌دانیم که گرداندن امور جبهه‌های جنگ فقط وظیفه و کار افراد نظامی نیست، بلکه در اسلام، جهاد به ویژه اگر شرایط دفاع از نظام و جامعه اسلامی مطرح باشد، بر همگان واجب است؛ چنان‌که در دوره دفاع مقدس نیز جبهه‌ها را عمدتاً همین بسیجیان (نیروهای مردمی) پر کرده بودند.



نقش زن خانه‌دار در جهاد اقتصادی


-----------------------------------------


بدین ترتیب، اگر اسلام جهاد اقتصادی را هم‌رتبه با حضور در جبهه‌های جنگ معرفی می‌کند و با توجه به این‌که حضور در جبهه‌های جنگ برای دفاع از جامعه و نظام اسلامی بر همگان واجب است، بنابراین عرصه جهاد اقتصادی نیز عرصه حضور همگان است. البته باید توجه داشت که در جنگ این‌گونه نبود که همگی افراد اسلحه بردارند و در متن عملیات شرکت کنند، بلکه عده‌ای مشغول برنامه‌ریزی و هدایت بودند، عده‌ای در قسمت تدارکات مشغول بودند، عده‌ای به مجروحان رسیدگی می‌کردند، عده‌ای سنگر یا پل می‌ساختند و... اما آنچه که در همه مشترک بود، آن روحیه جهادی و اخلاص و ایثار بود، نه اسلحه به دست گرفتن. در عرصه جهاد اقتصادی نیز نباید گمان شود تنها کار ممکن، انجام فعالیت‌های اقتصادی است.

ادامه مطلب


 



اولویتهای طرح ساماندهی اقتصادی در حکومت امام علی (ع)
نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین 1391 
ساعت : 9:54 PM
نويسنده : حسن کربلایی

نویسنده : جواد سلیمانی

مقدمه



به دنبال سستی‏ ها و سهل‏ انگاری‏ ها و حسادت‏ ها و خودخواهی‏ های برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله، جامعه اسلامی پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله تا 25 سال در حال رکود و از دست دادن ارزش‏ ها و دستاوردهای دوران بعثت و هجرت به سر می‏ برد. طی این دوران نسبتا طولانی، نابسامانی‏ هایی همچون تعطیلی حدود الهی، فساد اخلاقی و اداری، از بین رفتن حرمت احکام اسلامی، اجتهاد در برابر نص، فراموشی سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و تغییر الگوهای رفتاری جامعه رخ نمود. یکی از مهم‏ترین این نابسامانی‏ ها شکاف روزافزون طبقاتی در بهره ‏مندی از امکانات مادی بود. سیر حرکت‏ حکومت اسلامی در دوران خلفا به‏ گونه‏ ای بود که عده محدودی با کم‏ترین تلاش، به بیش‏ترین رفاه دست‏ یافته بودند، ولی اکثریت اقشار جامعه روز به روز بر محرومیشان اضافه می‏ شد; نظام به‏ گونه‏ ای اداره می‏ شد که خواص اصحاب در اندک زمانی از راه‏های به ظاهر قانونی به ثروت‏ های کلانی دست‏ یافتند، اما اقشار پایین و توده مردم همواره در تهی‏دستی و نداری باقی می‏ ماندند.


این موضوع و برخی امور دیگر زمینه اعتراض و انقلاب مسلمانان را علیه عثمان فراهم آورده و مردم را به فکر انتخاب خلیفه‏ ای لایق و کارامد برای حل معضلات جامعه و سامان بخشیدن به نابسامانی‏ ها واداشت; و از آن‏جا که جز امیرالمؤمنین علیه السلام احدی از چهره‏ های سرشناس و خواص اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله شایستگی و توانایی حل مشکلات جامعه اسلامی را نداشت، همه مردم، اعم از اصحاب مدینه و انقلابیان مصر و کوفه گرداگرد آن حضرت حلقه زدند و با اصرار از ایشان تقاضا کردند جُبّه خلافت‏ به تن کنند و بر جایگاهی، که از روز نخست تنها به او تعلق داشت، بنشینند.امیرالمؤمنین علیه السلام ابتدا از پذیرش خلافت‏ خودداری کردند; راز مطلب هم این بود که ذایقه بسیاری از خواص به سنت‏های غلط و غیرعادلانه خلفای سلف شیرین شده بود و هر یک به مال و منال و جاه و جلالی رسیده بودند.از این‏رو، با تایید سیاست‏های غلط خلفا، توده مردم را در تشخیص حق و باطل و اسلام ساختگی و اسلام ناب به غلط افکنده بودند.خواص به مثابه قطب ‏نمای حرکت عوام به سوی سعادت بودند که با از کار افتادن و انحراف خویش، مسیر جامعه اسلامی را از قبله‏ گاه واقعی‏ اش منحرف ساختند.بدین‏ روی، حضرت با توجه به این مشکل و برخی نابسامانی‏ های دیگر فرمودند:


«مرا رها کنید و سراغ دیگری بروید; زیرا ما به استقبال وضعی می‏رویم که چهره‏های مختلف و جهات گوناگونی دارد، به طوری که دل‏ها بر آن استوار و عقل‏ها ثابت نمی‏ مانند» . (1)


اما سرانجام، به دلیل اصرار زیاد مردم و با هدف ظلم ‏ستیزی و گرفتن حقوق از دست رفته تهی‏دستان، خلافت را در کمال بی‏ رغبتی پذیرفتند، اما تنها برای اصلاح امور جامعه اسلامی و سامان بخشیدن به نابسامانی‏های اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و اداری، آستین همت‏ بالا زدند.ولی از آن‏جا که اصلاحات اجتماعی بدون اصلاحات اقتصادی غیرممکن است، حضرت در نخستین روزهای خلافت‏ خویش، طرح «اصلاحات اقتصادی‏» خود را آغاز کردند.



موانع اساسی سامان‏دهی اقتصادی در حکومت علوی



مهم‏ترین مانع در برابر حضرت علی علیه السلام برای سامان‏دهی به امور معیشتی جامعه، دو چیز بود:


الف.مخالفت‏ با سیره خلیفه اول و دوم;


ب.مقابله با خواسته‏ های بی‏جای چهره‏ های سرشناس و اصحاب متنفذ.


مردم سال‏ها با بدعت‏ها و سنت‏های غلط خلفا، به خصوص دو خلیفه اول و دوم خو گرفته بودند و گمان می‏کردند آنچه آن دو بنا نهاده‏ اند همانند سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله واجب الاتباع است، در حالی که علی علیه السلام اساس انحراف جامعه اسلامی را در استمرار سنت‏های غلط آن‏ها می‏دیدند.


علاوه بر این، عده زیادی از اصحاب نامدار پیامبر صلی الله علیه وآله و حتی دوستان و نزدیکان و اقوام امیرالمؤمنین علیه السلام طی دوران خلفا، به تدریج، جذب مظاهر دلفریب دنیا و مبتلا به استحاله فرهنگی شده و تحت تاثیر فرهنگ جاهلی قرار گرفته بودند; به مال‏اندوزی و آسایش و رفاه حرص داشتند و از علی علیه السلام توقعات نابجایی داشتند که پاسخ به آن‏ها حرکت اصلاحات علوی را بکلی متوقف می‏ساخت.


از این‏رو، حضرت از ابتدای کار، با بیعت‏ کنندگان اتمام حجت نمودند و سیاست‏ خویش را در برابر سنت‏ خلفای سلف و عناصر متوقع چنین بیان نمودند:


«آگاه باشید! اگر دعوت شما را اجابت کنم، طبق علم خویش رفتار خواهم کرد و به حرف این و آن و ملامت ملامتگران گوش نخواهم داد» . (2)


یعنی: نه سیره خلفا را حجت می‏دانم و طبق آن مشی می‏کنم و نه سرزنش‏های دوستان و آشنایان جلودار من است.حضرت با این جملات، که در بحبوحه رویکرد جامعه به آن بزرگوار ایراد گردید، امید هرگونه تساهل و تسامح را در دل‏های فرصت‏ طلبان به نومیدی مبدل ساختند و راه گله و اعتراض فردای آنان را مسدود نمودند.

ادامه مطلب


 



رهبری و فرهنگ تولید ملی
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 
ساعت : 8:00 PM
نويسنده : حسن کربلایی
تاکید رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مسوولان:
ضرورت اهتمام جدی دستگاههای تبلیغی در فرهنگ سازی برای مصرف کالاهای ساخت داخل/ آغاز سال جدید زمینه ساز همت، نشاط و امید برای ادامه حرکت پرشتاب کشور باشد (۱۳۹۱/۰۱/۱۵ - ۱۸:۰۸)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز(سه شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان کشور در سه قوه، همه مسئولان را به همدلی، همفکری، همکاری صمیمانه و تلاش جدی برای حمایت از تولید ملی و فرهنگ سازی عمومی در جهت آن فراخواندند و تأکید کردند: عید و آغاز سال جدید، باید زمینه ساز همت، فکر، نشاط، امید و انگیزه ای جدید برای ادامه پرشتاب تر حرکت رو به جلو کشور و برداشتن یک گام جدی و بزرگ در موضوع تولید ملی و داخلی، باشد.


رهبر انقلاب اسلامی، مبارک بودن سال برای مسئولین را منوط به انجام وظیفه و حرکت در مسیر اسلام دانستند و افزودند: اگر مسئولین با کار و تلاش جدی و مخلصانه خود، زمینه ساز جلب رحمت و لطف الهی شوند، قطعاً سال، بر مردم هم مبارک خواهد شد.


حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین نامگذاری امسال بعنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی خاطرنشان کردند: جمع بندی از حرکت خوب کشور به سمت اهداف والا و امکانات و شرایط موجود و همچنین تمرکز بدخواهان نظام اسلامی بر مسائل اقتصادی، نشان می دهد که حمایت از تولید ملی یک نیاز ضروری در شرایط کنونی است.


ایشان با اشاره به تلاش همه جانبه جبهه استکبار برای تشدید فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران افزودند: با وجود تدارک گسترده معاندان و مخالفان نظام اسلامی ، مسئولان و جوانان کشور، با عزم و ایمان خود و هوشیاری و شناخت از امکانات و تلاشهای دشمنان و همچنین سرعت عمل، همه امکانات و تواناییهای داخل را به میدان خواهند آورد و جبهه استکبار را یکبار دیگر ناکام خواهند گذاشت.


رهبر انقلاب تأکید کردند: آشکارترین دلیل بر بی نتیجه بودن تلاشهای جبهه استکبار، ناکارآمدی بیش از سی سال تحریم و فشار اقتصادی بر نظام اسلامی و پیشرفت و قدرت روزافزون ایران است.


ایشان یکی از لوازم حرکت همه جانبه در جهت حمایت از تولید ملی و مقابله با تلاشهای جبهه استکبار را همکاری و همدلی مجلس و دولت برشمردند و به قوای مقننه و مجریه توصیه کردند: امروز کشور در عرصه های مختلف نیازمند تلاش، تحرک، نوآوری و ابتکار است که لازمه رسیدن به این هدف، همفکری، تدبیر و همراهی مسئولان بویژه در دولت و مجلس است.

ادامه مطلب


 



جهانی شدن اقتصاد و نیاز به دکترین مهدویت
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 
ساعت : 3:54 PM
نويسنده : حسن کربلایی

جهانی شدن اقتصاد و نیاز به دکترین مهدویت

نویسنده : ناصر جهانیان

منبع : فصلنامه انتظار

چکیده

این مقاله درصدد بیان چند مطلب است:


1. جهانی‌شدن اقتصاد یک واقعیت است؛

2. این واقعیت با دکترین مکتب سرمایه‌داری، رفاه وخوش‌بختی به ارمغان نیاورده و نمی‌آورد؛ زیرا دکترین سرمایه‌داری به عدالت توجهی ندارد.


3. نیاز به دکترین جدیدی است که همه مردم دنیا آن را درک و مطالبه کنند؛ دکترین عدالت اقتصادی مهدوی.

4. دکترین عدالت مهدوی ضمن تبیین شاخص‌های عدالت، احکام اسلام را در زمینة رشد اقتصادی پایدار و عادلانه به مردم شیفتة عدالت اعلام می‌دارد و تحقق این احکام را در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی ضامن رفاه و خوش‌بختی همگان می‌داند.

مقدمه

دیدگاه اسلام و اندیشه اقتصادى اسلام در مورد جهانی‌شدن اقتصاد نه تنها مثبت، بلکه به مثابه آرمانی است که همواره در جان و دل اولیا و پیروان این مکتب ریشه داشته و دارد. یک‌پارچگى اقتصادی ملت‌هاى مختلف در سراسر جهان آرمان اساسى انسان است. برای رسیدن به این آرمان، باید بر نقل و انتقال آزادانه کالا، انسان‌ها، سرمایه و اطلاعات اعتماد و اتکا کرد.

ایجاد موانع ساختگى، تنها باعث عقیم ماندن آرمان رسیدن به وحدت بشر و افزایش رفاه همگانى است. با این همه، در صورتى که عدالت تأمین شود، یک‌پارچگى پایدار هم مى‏تواند تحقق یابد. وقتی پای عدالت در میان نباشد، به رغم پیشرفت، ابتدا ممکن است یک‌پارچگى پدید آید، اما پس از آن‌که ملت‌ها پى ببرند که مزایا و دست‌آوردهاى یک‌پارچگى به‌طور منصفانه توزیع نمى‏شود، طرح یک‌پارچگى نقش بر آب خواهد شد.

جهانی‌شدن اقتصاد و رفاه

اقتصاد نوین جهانى، با وجود آن‌که بر مقوله یک‌پارچگى اقتصادى پاى مى‏فشارد، جایگاه عدالت را در اقتصاد، بسان اقتصاد اسلامی مهم نمی‌انگارد. از لوازم عدالت، برخورد برابر با هم قطار و نابرابرعمل کردن با نابرابرهاست؛ در همان حال که صادرات کشورهاى صنعتى افزایش مى‏یابد، صادرات کشورهاى در حال توسعه نیز باید افزایش یابد، بلکه باید با نرخ بالاتر از کشورهاى صنعتى افزایش یابد تا به افزایش سهم این کشورها در تجارت جهانى و کاهش شکاف بین کشورهاى فقیر و غنى انجامد. با وجود این، تا زمانى که همه موانع از سر راه صادرات کشورهاى در حال توسعه به کشورهاى صنعتى برچیده نشده باشد، سهم آنها در صادرات جهانى افزایش مناسب، نخواهد یافت.

گسترش صادرات کشورهاى در حال توسعه، بدون دست‌یابى به توسعه شتابان به گونه‏اى که توانایى آنها را براى تولید، جهت صادرات با قیمت‌هاى رقابتى ارتقا دهد، امکان‏پذیر نیست. با کمال تأسف، این توسعه شتابان در حال شکل‌گیرى نیست. در این صورت، حاصل آزادسازى چیزى جز افزایش واردات کشورهاى در حال توسعه و نابودکردن ظرفیت تولیدى از پیش ایجاد کرده آنان نیست.


نگاهی گذرا به آمارهای رشد اقتصادی، نابرابری و فقر کشورهای در حال توسعه ما را با این واقعیت تلخ آشنا می‌کند که جهانی شدن اقتصاد نه تنها فقر و نابرابری را کاهش نداده که حتی رشد اقتصادی را نیز به ارمغان نیاورده است.

1. حقایق رشد اقتصادی در جهان


اگر رشد اقتصادی ابزاری ضروری برای کاهش فقر باشد،‌ وضعیت رشد در دهه‌های اخیر چگونه بوده است؟ آیا رشد در کشورهای در حال توسعه تحقق یافته و همه آنها از نرخ رشد مثبت برخوردار بوده‌اند، یا ‌این‌که خیر؛ برخی از کشورها و مناطق جهان نه تنها رشد نداشته‌اند بلکه تنزل هم کرده‌اند؟


برای درک بهتر روند رشد اقتصادی به آمارهای گزارش توسعه جهانی در دهه 1990 مراجعه می‌‌کنیم. در جدول 1-2 ملاحظه می‌شود که کشورهای کم‌درآمد و فقیر دنیا در دهه 1990 از رشد سرانه 4/0 برخوردار بودند که تداوم فقرشان را نشان می‌دهد. کشورهای با درآمد متوسط و پردرآمد هم در این دهه نرخ رشد بالایی ندارند. بنابراین، از طریق رشد اقتصادی خیلی قادر به مبارزه با فقر نیستند. البته، از این نکته هم نباید غفلت کرد که کشورهای پردرآمد به علت حجم بالای درآمد سرانه، باوجود نرخ رشد4 تا 5 درصدی نیز برای اشتغال‌زایی و مبارزه با فقر رشد مناسبی دارند.

ادامه مطلب


 



19راهکار برای حمایت از تولید داخلی‬
نوشته شده در یک شنبه 20 فروردین 1391 
ساعت : 7:30 PM
نويسنده : حسن کربلایی


ریسک پایین به همراه سودآوری بالا در فعالیت‌های غیر مولد به گسترش سوداگری در اقتصاد ایران دامن زده و باعث گردیده انگیزه‌ی تولید و سرمایه‌گذاری مولد کاهش یابد و به جای آن، سوداگری و دلال بازی رواج یابد که خود دارای پیامدها و عوارض منفی متعددی است‬. ‫حال سؤال این است راهکارهای خروج از این وضعیت چیست‬؟

 

 

 

نگاهی به نام‌گذاری سال­های اخیر از سوی مقام معظم رهبری نشان از این دارد که عرصه‌ی اقتصادی ضرورت و اولویت اصلی است و هم‌چنان که شاهد گسترش تحریم­‌های اقتصادی کشورهای استثمارگر غربی هستیم، محوریت مباحث کشور نیز حول مقابله با این تهدیدها و  تحریم‌­هاست. سال گذشته سال «جهاد اقتصادی» نام‌گذاری شد و در تداوم آن، امسال از سوی معظم‌له به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی اعلام شد.

 


در کنار بحث تحریم­های اقتصادی، مروری بر سند چشم انداز 1404 کشور حاکی از این است که دست‌یابی به قدرت اول اقتصادی همراه با علم و فن­آوری در سطح کشورهای منطقه‌ی آسیای جنوب غربی نیز باید به عنوان آرمان ملی ملاک اقدام‌ها، برنامه‌ها، تدابیر و سیاست­گذاری‌ها باشد. از این رو از دو بعد یعنی گسترش و تأکید مکرر غرب بر تحریم­های اقتصادی و دیگری محوریت چشم­انداز نظام بر تحقق قدرت اول اقتصادی در منطقه، اهمیت مسایل اقتصادی مبرهن و آشکار است.
 

 


در منطقه نیز دو رقیب اصلی ایران در افق  چشم‌­انداز یعنی «ترکیه» و «عربستان» به دور از هرگونه فشار تحریم‌ها و با حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم حامیان غربی خود در تلاش هستند تا با توسعه‌ی اقتصادی و بهبود شاخص‌های اقتصادی خود، به قدرت اول مبدل شوند و در این راه، ایران را نیز در این رقابت به شکل‌های مختلف کنار بزنند. ترکیه به عنوان رقیب اصلی ایران، قرار گرفتن در میان 10 اقتصاد برتر جهان و دست‌یابی به تولید ناخالص داخلی 2 تریلیون دلاری را تا سال 2023م. از راه افزایش صادرات سالانه به 500 میلیارد دلار و جذب سرمایه‌گذاری خارجی یک تریلیون دلاری مدنظر دارد و عربستان نیز 2 برابر شدن سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی واقعی تا 2025م. را محور تدابیر و سیاست­های کلان خود قرار داده است. 
 

 

 
 

 

با توجه به مطالب یاد شده، دلیل و ضرورت تأکیدهای مکرر رهبری نظام بر پیشرفت اقتصادی مشخص است و شاید تنها راه برون­ رفت کشور نیز از این همه هجمه‌ی بیرونی، صرفاً اتخاذ رویکرد جهادگونه‌ی اقتصادی است و اولین گام این حرکت جهادگونه نیز از راه رونق تولیدات ملی و با اتکا به سرمایه‌های ایرانی میسر است. اقتصاد ایران بدلیل بیماری هلندی و اتکای به درآمدهای نفتی از یک سو و گسترش فعالیت­های غیرمولد و اقتصاد پنهان از طرف دیگر سال‌هاست که با مشکلات فراوانی دست به گریبان است و اقتصادی مولد، پویا و سالم ندارد.
 


عدم هدایت صحیح درآمدهای ارزی نفت به فعالیت‌های مولد اقتصادی و تخصیص غیربهینه‌ی این درآمدها موجب کمبود نقدینگی برای توسعه‌ی بخش­های تولیدی و سرمایه‌گذاری شده است. هم‌چنین ریسک پایین به همراه سودآوری بالا در فعالیت‌های غیر مولد به گسترش سوداگری در اقتصاد ایران دامن زده و باعث گردیده انگیزه‌ی تولید و سرمایه‌گذاری مولد کاهش یابد و به جای آن، سوداگری و دلال بازی رواج یابد که خود دارای پیامدها و عوارض منفی متعددی است که هر از گاهی با تورم شتابنده‌ی برخی بازارها نظیر مسکن، ارز و طلا بروز پیدا می­کند. از این رو طی دهه‌های گذشته، این دو عامل موجبات رکود تورمی در اقتصاد ایران بوده و تجویز سیاست‌های پولی و مالی نادرست نیز بر افزایش دامنه‌ی تأثیرات منفی آن‌ها افزوده است. بر اساس مطالب عنوان شده، حمایت از تولید و کار و سرمایه‌ی قطعا ایرانی می­تواند به رفع مشکلات کلیدی اقتصاد ایران کمک قابل توجهی کند.


ادامه مطلب


 



عجله در امر ظهور
نوشته شده در یک شنبه 20 فروردین 1391 
ساعت : 6:32 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

آسیب شناسی اندیشه مهدویت :

عجله در امر ظهور

نویسنده : حجت الاسلام جعفری

یکی از آسیب های مباحث مربوط به مهدویت، عجله داشتن در تحقق امر ظهور است.
شتاب زدگی در این امر، در روایات ما بسیار نکوهش شده است، به عنوان نمونه مرحوم صدوق در کمال الدین نقل کرده که امام جواد علیه السلام فرمودند: « یهلک فیها المستعجلون؛ در دوران غیبت شتاب زدگان در امر ظهور هلاک می‌شوند».
امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: « انما هلک الناس من استعجالهم لهذا الامر. ان الله لا یعجل لعجلة العباد ان لهذا الامر غایة ینتهی الیها فلو قد بلغوها لم یستقدموا ساعة و لم یستأخروا؛ شتاب مردم برای این کار، آن ها را هلاک ساخت. خداوند به جهت شتاب مردم، شتاب نمی کند. برای این امر مدتی است که باید پایان پذیرد. اگر پایانش فرا رسد، آن را ساعتی پیش و پس نیفکند».
پیامدهای عجله در امر ظهور عبارت است از:
ناسپاسی و اعتراض و عدم رضایت به مصلحت الهی،
رویکرد به منحرفان و مدعیان دروغین مهدویت،
یأس و ناامیدی در اثر عدم تحقق ظهور،
شک و تردید،
دست به اقدام ناشایست زدن،
استهزاء و تمسخر آیات و روایات و معتقدان به غیبت و ظهور.

 

راه های درمان عجله داشتن در ظهور

 

الف. تسلیم حکمت الهی بودن به همراه آرزو و آمادگی ظهورتعجیل در امر ظهور

 

اولین راه مبارزه با تعجیل در ظهور، تسلیم اراده‌ و حکمت الهی بودن همراه با آرزوی ظهور و داشتن آمادگی است. امام جواد علیه‌السلام فرمودند: «... یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلمون؛ در دوره ی‌ غیبت، شتاب زدگان در امر ظهور هلاک می شوند و اهل تسلیم نجات می یابند».
ایمان به غیب و ایمان به حکمت الهی، سبب صبر و تسلیم به جای تعجیل خواهد شد. طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محبته، الذین وصفهم الله فی کتابه و قال: «هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب»؛ خوشا به حال صابران در دوره ی‌ غیبت او، و استواران در محبت او! همانان که خدای تبارک و تعالی در کتابش چنین توصیفشان فرموده است: این قرآن هدایت است برای پرهیزگاران، همان کسانی که به غیب ایمان دارند».
در روایت دیگر آمده است: «... و متی علمنا انه عزوجل حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة و ان کان وجهها غری منکشف لنا؛ هنگامی که خدای تبارک و تعالی را حکیم بدانیم، همه ی‌ افعال خدا را مطابق حکمت و مصلحت خواهیم دانست، گر چه سبب آن ها برای ما روشن نباشد».
در روایت دیگر آمده که امام سجاد علیه السلام فرمودند: « و ان للقائم منّا غیبتین... و اما الاخری فیطول امدها حتی یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلا یثبت علیه الاّ من قوی یقینه و صحت معرفته و لم یجد فی نفسه حرجاً مما قضینا و سلّم لنا اهل البیت؛ برای قائم ما دوگونه غیبت است ... اما زمان غیبت دوم به درازا می کشد تا جایی که بیش تر کسانی که به او ایمان داشتند، از اعتقاد خود برمی‌گردند. فقط کسانی در اعتقاد خود ثابت قدم می مانند که یقینی محکم و استوار و شناختی صحیح و تسلیم داشته و تسلیم ما اهل بیت و سخنان ما اهل بیت باشند و سخنان ما بر آن ها گران نباشد».

ادامه مطلب


 



نگاه تکلیف مدارانه به کار و تلاش در اسلام
نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391 
ساعت : 7:30 PM
نويسنده : حسن کربلایی

 

کار، وسیله تقرب به خداوند

 

 

اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)

 

 

از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».

 

 

در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».

 

 

از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.

 

 

اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

 

 

پیام متن:

 

 

1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛

 

 

2. نکوهش بی کاری.

 

 

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

 

 

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:

 

 

هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.

 

 

داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.

 

 

همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.

 

بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

ادامه مطلب


 



امام زمان از دیدگاه امام خمینی (4)
نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 
ساعت : 7:45 PM
نويسنده : حسن کربلایی

تهیه کننده : مرتضى نائینى

9. اصلاحات مصلح موعود

 

مکتب ولیّ امر را به آن توجه کنید که، برای تعلیم و تربیت این انسان است که از حدّ حیوانیت برسانَدَش به حدّ انسانیت و رشد انسانی پیدا کند و تربیت‏ های انسانی پیدا کند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد. (48)
ولیّ عصر - ارواحنا له الفداء - که او تا ازل احیاء می‏ کند دین خدای تبارک و تعالی را. (49)
دنیا علیل است. سران همه کشورها، الاّ انگشت شمار، نمی‏ توانم بگویم این یکی دوتا، سه تا، سران همه ‏ی این‏ها، مردم را مسموم کرده ‏اند و افکار ملت‏ های خودشان را مسموم کرده‏ اند و علیل کرده‏ اند ملت‏ های خودشان را. آن‏قدر تحقیر کرده ‏اند از این ملت‏ ها، آن‏قدر این‏ها را در فشار اقتصادی قرار داده ‏اند و آن‏قدر این بیچاره‏ ها زحمت کشیدند و زحمت‏ های ‏شان را دیگران به غارت بردند، که علیل شدند. افکارشان از بین رفته است. یکی می‏ خواهد که بیاید احیاء کند این افکار را. و من امیدوارم که ان‏شاءاللَّه حضرت بقیّة اللَّه (ع) زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعی بشر، با آن دم مسیحایی خود، اصلاح کنند این‏ها را. (50)
مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می ‏دهد و بشریت را به توحید می‏ خواند. (51)
حکومت جور بسته بشود و از بین برود. معروف در کار باشد. منکرات از بین بروند. حضرت صاحب (ع) - ارواحنا فداه - هم که تشریف می‏ آورند، برای همین معناست. (52)
آن کاری که لشکر امام زمان (ع) باید بکند، با آن کاری که لشکر طاغوت می‏ کرد، فرق دارد. همان‏ طوری که خود امام زمان (ع) با طاغوت فرق داشت. آن، حکومت جور بود و این، حکومت عدل. آن، حکومت طاغوت بود و این، حکومت خدا. (53)

 10. جامعه‏ ی پس از ظهور

 الف - زیبایی‏ ها

 اگر عید ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بزرگ‏ترین عید است برای مسلمین. از باب این که موفق به توسعه‏ ی آن چیزهایی که می‏ خواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب‏ علیه السلام این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. به همه‏ ی مراتب عدالت، به همه‏ ی مراتب دادخواهی، باید ما بگوییم که عید شعبان - عید تولد حضرت مهدی‏ علیه السلام - بزرگ‏ترین عید است برای تمام بشر.

به ما این وعده را داده ‏اند که، در یک وقتی که امام زمان (ع) ظهور کند، این اختلافات از بین می‏ رود و همه برادروار با هم هستند. دیگر زورمند و زورکشی در کار نمی‏ ماند. (54)
و لهذا می‏ بینید فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود. بله، در زمان حضرت صاحب (ع) حکومت، واحد می‏ شود. قدرت حکومت .... عدالت، یک عدالت اجتماعی در همه‏ ی عالم می‏ آید، اما نه این که انسان‏ ها بشوند یک انسان دیگر. انسان‏ ها همان‏ها هستند که یک دسته ‏شان خوبند، یک دسته ‏شان بد. منتها آن‏هایی که بد هستند، دیگر نمی‏ توانند کارهای خلاف بکنند. (55)
آن‏چه غایت تعلیمات اسلامی است، هم‏زیستی مسالمت ‏آمیز در سطح جهان است، که امید است با تعجیل در ظهور مهدی آخرالزمان - ارواحنا فداه - حاصل شود. و رسیدن انسان‏ ها به کمال و سعادت اخروی است که خداوند نصیب همگان فرماید. (56)

 ب - زشتی‏ ها

 در حکومت عدل بقیّة اللَّه (ع) هم عدالت جاری می‏ شود، لکن حبّ‏ های نفسانی در بسیاری از قشرها باقی است و همان حب‏ های نفسانی است که بعضی روایات هست که حضرت مهدی (ع) را تکفیر می‏ کنند. (57)
ما نباید توقع داشته باشیم که، صبح کنیم در حالی که همه چیز سر جای خودش باشد. در زمان حضرت صاحب (ع) هم که ایشان با تمام قدرت می‏ خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمی‏ شود که هیچ کس حتی خلاف پنهانی هم نکند. و بالاخره همان‏ها هم که مخالف هستند، حضرت صاحب (ع) را شهید می‏ کنند و در روایات قریب به این معنا دارد که بعضی فقهای عصر با ایشان مخالفت می‏ کنند. (58)
شما بدانید که اگر امام زمان (ع) حالا بیاید، باز این قلم ‏ها مخالفند با او. (59)

ادامه مطلب


 



آخرالزمان به روایت یادگار جاماسبی (2)
نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 
ساعت : 2:55 PM
نويسنده : حسن کربلایی

نویسنده : ملیحه کرباسیان

آنچه در ادامه آمده است ترجمه ی فارسی فصل های شانزده و هفدهم یادگار جاماسبی است که بر اساس متن منتشر کرده ی مسینا انجام گرفته است:

 فصل شانزدهم

 1) ویشتاسب شاه پرسید که: این دین مقدس چند سال رایج باشد و پس از آن زمانه چگونه است؟
2) جاماسب بیدخش به او گفت که: این دین هزار سال رایج باشد. پس این مردمان که در آن زمان باشند همه پیمان‏ شکن شوند؛ یکى به ‏دیگرى کینه و رشک ورزد و دروغ گوید و به آن دلیل ایرانشهر به تازی ها بسپارند. تازی ها هر روز نیرومندتر باشند و شهر به شهر را بگیرند.
3)مردم به بدکارى و دروغ گویى بگردند و همه چیز را به آن روش گویند و انجام دهند و به نفع خود رفتار کنند؛ از روش نیک و پرهیزکارى آزار ببینند.
4) به خاطر بى‏ قانونى ایرانشهر به پادشاهان بار گران مى ‏رسد و بسیار اشیاء زرین و سیمین و بسیار گنج و خواسته انبار کنند،
5) و همه ‏را پنهان کنند و بسیار گنج و خواسته شایگان به دست و قدرت دشمنان مى‏ رسد. و مرگ بى‏ هنگام بسیار باشد.
6) و همه ایرانشهر به دست این دشمنان بیفتد و غیر ایرانى با ایرانى درآمیزد این چنین ‏است که نجیب‏ زاده از غیر نجیب‏ زاده پیدا نباشد: مال نجیب زادگان به غیر نجیب‏ زادگان رسد.
7) و در آن زمانه بد، آن که توانگر است آن را که درویش است شاد کنند و آن که درویش است خودش شاد نباشد. و زندگى آزادان وبزرگان بى‏ مزه شود و ایشان مرگ خود را بیاندیشند54  آنگونه که پدر و مادر فرزند را ببینند و مادر دختر را به کابین دهد.
8) و دخترى که از او زاید به بهاء بفروشد؛ و پسر، پدر و مادر خود را بکشد و در زندگى از کدخدایى جدا کند. و برادر کوچک تر برادر بزرگ تر را بزند و مال او را بستاند و به زور و ناراستى سخن گوید. و زن، شوهر خود را به گناه مرگ ارزان55  دچار کند.
9) و مرد ناشناس و پست آشکار شود56  و زور و گواهى ناراست و دروغ عزیز دانسته شود.
10) شب یکى با دیگرى نان و مى مى‏ خورد و ابراز دوستى مى‏ کند و روز دیگر به جان دیگرى ‏چاره سازند و برایش بد بخواهند.
11) و در آن زمانه بد، آن را که فرزند ندارد عزیز دارند و آن کسى را که فرزند دارند خوار بشمارند. و مردم بسیارى تبعید شوند، به غربت روند و دچار سختى شوند.
12) و آب و هوا آشفته شود و باد سرد و باد گرم بوزد و گیاهان کم بار دهند و زمین محصول ندهد.
13) و زلزله بسیار باشد و باعث ویرانى زیاد شود. و باران بى‏ هنگام ببارد و بارانی که ببارد سودى ندهد؛ و ابر در آسمان بگردد.57
14) و دبیر از نوشتن بدش مى‏ آید و همه از پیمانى که گفته و نوشته‏ اند برمى گردند.
15) و هر کسى که کمى نیکى کند زندگی برایش بى‏ مزه ‏تر و بدتر باشد؛ و کلبه کوچکى که بسازد خانه باشد.58 

16) سوار، پیاده و پیاده، سوار باشد. بندگان به روش آزادان زندگى‏ کنند، اما ذاتاً آزاد نیستند.


17) و بیشتر مردم به افسوس کارى و اعمال ناپسند روى آورند و مزه ناراستى را بشناسند و مهر و عشق آنان به مردم پست باشد.


18) مردم نابرنا زود پیر مى‏ شوند و همه از بدکارى خود شاد باشند و آن را به ارث گذارند.


19) و شهر به شهر، ده به ده وروستا به روستا با یکدیگر بستیزند و کارزار کنند و از دیگرى چیز بربایند.


20) و مرد ستمکار و خشن و حریص را بزرگ دارند و مردم‏ فرزانه و به دین را بد بشمارند. و کسى که باید به کام برسد نمى‏ رسد.


21) و مردمى که در آن زمان بد زاده شوند از آهن و روى سخت ترند. با وجود آن که از گوشت و خون باشند از سنگ سخت تر باشند.


22) و تمسخر و ریشخند زیاد باشد؛ و همه با اهریمن نزدیکى و خویشى کنند. و در آن زمان به گناه پیمان شکنى دست مى‏ زنند.


23) پاسخ با تندى و سرعت مى‏ رسد مثل تازش آب به سمت دریا.


24) آتش هاى ایرانشهر به پایان مى ‏رسد و سرد مى‏ شود؛ و مال و دارایى به دست غیرایرانیان دُرُوَند مى‏ رسد و همه بددین مى‏ شوند.


25) و مال بسیار گِرد کنند اما از آن بهره نبرند و همه‏ اش به دست سردارانى رسد که فایده ‏اى ندارند.


26) و هر کس کارى انجام دهد دیگرى آن را نمى‏ پسندد. و به خاطر سختى و پلیدى آنها از ایشان برتر شوند، زندگى بى‏ مزه شود و مرگ را نگهبانى کنند.


27) پس، از خراسان مردى ناشناس و کم‏ ارزش همراه با مردمان، اسب و سر نیزه زیاد برمى خیزد و بر شهر چیره شده آن را تحت فرمانروایى خود درمى‏ آورد.


28) او میان آیین پادشاهى ناپیدا باشد.

ادامه مطلب


 



آخرالزمان به روایت یادگار جاماسبی (1)
نوشته شده در پنج شنبه 17 فروردین 1391 
ساعت : 3:55 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

نویسنده : ملیحه کرباسیان

ادبیات آخرالزمانی در تاریخ مکتوب اندیشه ی بشری قدمتی دیرینه دارد. در واقع، آدمی از همان هنگام که درنگ در سرشت و سرنوشت خویش را پیشه کرد، به فرجام جهانی که در آن می زیست توجه نشان داد. در ایران نیز سابقه ی این نوع ادبیات به کهن ترین روزگاران تدوین متون دینی زرتشتی باز می گردد. در این مقاله، با ترجمان فارسی بخش های آخرالزمانی متن پهلوی یادگار جاماسبی، این مسئله از نگاه یکی از کهن ترین متن های دینی ایرانی بررسی شده است.


***


یادگار جاماسبی از آثار پیشگویانه ی زردشتی به زبان پهلوی در قالب پرسش و پاسخ میان جاماسب و گشتاسب که مشتمل است بر چکیده ای از مهم ترین آموزه های دین زردشتی و مجموعه ی ارزشمندی از اساطیر و افسانه ها و تاریخ و باورهای عامیانه را در اختیار ما می نهد که در بررسی های مردم شناسی تاریخی ایران بس کارآمد است.


تاریخ نگارش متن اصلی روشن نیست؛ اما از آنجایی که برخلاف سنت ساسانی، پارتیان را « خوشنام » و بازگرداننده ی عظمت از دست رفته ی ایران می خواند، و لقب « بیدخش » را برای جاماسب به کار می برد، می توان گفت که متن اولیه در روزگار پارتی نوشته شده است و در سده های بعد مطالبی را بدان افزوده اند.1


بر اساس متون اوستایى، جاماسب مردى فرزانه از خاندان هوگو و برادر فرشوشتر از وزیران بزرگ کى‏ گشتاسب بود. او از اولین کسانى است که به دین زردشت گروید و با دختر زردشت به نام پوروچیستا ازدواج کرد.2  جاماسب در ادبیات زردشتى به دانایى و زیرکى شهره است و برآنند که توانایى پیشگویى داشته ‏است.3  تفضلى سه کتاب را به او نسبت مى‏ دهد: پیشگویی هاى جاماسب، جاماسب نامه و یادگار جاماسبی. به نظر او پیشگویی هاى‏ جاماسب را مى‏ توان از جاماسب نامه، یادگار جاماسبی و یادگار زریران به دست‏ آورد.4


یادگار جاماسبى هفده فصل دارد: نخست در مورد چگونگى دست یابى جاماسب به دانایى؛ دوم و سوم درباره ی ذات اورمزد و نخستین آفریده‏ هایش؛ چهارم درباره ی فرمانروایان اولیه و روش زندگى آنها؛ پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نُهم، دهم و دوازدهم درباره ی مردمان مناطق مختلفى که تا روزگار او شناخته شده بودند؛ یازدهم درباره ی این که چرایى آفرینش مردمان بدکار توسط اورمزد؛ سیزدهم درباره ی ویژگی هاى پیشگویى جاماسب؛ چهاردهم درباره ی پادشاهى گشتاسب؛ پانزدهم درباره ی فرمانروایان پس از گشتاسب؛ شانزدهم درباره ی این که دین تا کى رواج دارد و پس از آن چگونه است؛ و فصل هفدهم درباره ی حوادث پایان جهان.


فصل نخست به خودستایى جاماسب و دانش او تعلق دارد که بسیار شبیه است به فصل سوم زند بهمن یسن.5  در اینجا جاماسب مى‏ گوید که مى‏ داند در تن هر گوسفند چند مو وجود دارد؛ چند تار آن سیاه و چند تار آن سفید است؛ یا تعداد قطرات بارانى را که بر دشت یا دریا مى‏ بارد مى‏ داند و از این قبیل.6  در فصل‏ سیزدهم هم جاماسب توضیح مى‏ دهد که همه ی این دانش غیرعادى و قدرت پیشگویى‏ اش ناشى از خواست اورمزد و آموزش زردشت است و مى ‏تواند آن را به دیگران بیاموزد.7


فصول دوم و سوم بیشتر جنبه ی فلسفى دارد و درباره ی آفرینش از دیدگاه آیین زردشت سخن مى‏ گوید. بر اساس این فصول، در آغاز تنها اورمزد در روشنى وجود داشت. روشنى نخستین چیزى بود که اورمزد به وجود آورد و زمان هم به جاودانگى او بود. سپس جهان را آفرید.8  اهریمن نیز چون کرمى در پیله مخلوقات خود را به وجود آورد. از آنجایى که این دو گروه موجودات از یک جوهر نیستند؛ یعنى یکى از جوهره ی نور و دیگرى تاریکى است، بنابراین مدام در کشمکش و ستیزند و جهان بدین سبب در حرکت است.9  سپس آفرینش هفت امشاسپند را از یکدیگر مطرح مى ‏کند. این آفرینش چون روشن کردن یک چراغ از چراغ دیگر است که نور هیچ یک کم نمى‏شود ولى چراغى دیگر افزوده مى ‏شود.10


از فصل هایی که با تاریخ اساطیری دین زردشت و وقایع تاریخی پس از او ارتباط دارد، فصل چهارم مربوط است به پادشاهان پیش از گشتاسب، فصل چهاردهم درباره ی پادشاهى‏ گشتاسب و فصل پانزدهم در مورد پادشاهان پس از گشتاسب است. این سه فصل‏ آکنده از باورهاى اساطیرى درباره ی پادشاهان اسطوره ‏اى و تاریخى است و تا زمان حمله ی اعراب را در بر مى‏ گیرد. آنچه در این مورد جالب است تاریخ هایى است که در این فصول ارائه شده اند؛ مثلاً دوران پادشاهى جمشید را هفتصد و هفده سال و هفت ماه11  و دوره ی پادشاهى خسرو انوشیروان را چهل و هفت سال و هفت ماه و هفت روز و دوران سلطه ی تازی ها را سیصد و هشتاد و دو سال و نُه ماه و هفت روز و چهار ساعت ذکر کرده است12  که به نظر برخی محققان محاسبه ای از یک رویداد تاریخی بر اساس ستاره شناسی بوده است.13  در فصل چهارم آمده است که اورمزد به خاطر بندگى هزار ساله ای که تنها یک نیم روز کم دارد فریدون را آفرید.14

ادامه مطلب


 



امام زمان از دیدگاه امام خمینی (3)
نوشته شده در پنج شنبه 17 فروردین 1391 
ساعت : 2:33 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

تهیه کننده : مرتضى نائینى

منبع : مجله انتظار موعود

6. لزوم حکومت اسلامی در دوران غیبت کبری‏

 

اکنون که دوران غیبت امام (ع) پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می‏ آید. عقل هم به ما حکم می‏ کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم. (34)


از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!


قوانینی که پیغمبر اسلام ‏صلی الله علیه وآله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا، اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال؟ و پس از غیبت صغری‏، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟


اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ کس نمی ‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع کنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زکات نباید گرفته شود، قانون کیفری اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود. (35)


اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره ‏ی غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمی‏ خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این که اسلام، تکلیف را معین کرده است، ولی تکلیف حکومتی نداریم؟


معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی‏ حالی، دست روی دست بگذاریم که هر کاری می‏ خواهند بکنند؟ و ما اگر کارهای آن‏ها را امضاء نکنیم، رد نمی‏ کنیم. آیا باید اینطور باشد؟ یا این که حکومت لازم است و اگر خدا، شخص معینی را برای حکومت در دوره‏ ی غیبت تعیین نکرده است، لکن آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجود بود، برای بعد از غیبت هم قرار داده است. (36)


نگویید بگذار تا امام زمان (ع) بیاید. شما نماز را هیچ وقت می‏ گذارید تا وقتی که امام زمان (ع) آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجب‏ تر از نماز است. منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می‏ گفت: « باید معاصی را رواج داد تا امام زمان (ع) بیاید. اگر معصیت رواج پیدا نکند، حضرت ظهور نمی‏ کند!» این‏جا ننشینید فقط مباحثه کنید، بلکه در سایر احکام اسلام مطالعه کنید. حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر کنید. البته، مؤثر خواهد بود. من تجربه کرده ‏ام که تأثیر دارد. (37)

حکومت اسلامی

از همه شکننده ‏تر، شعار گمراه‏ کننده ‏ی « حکومت قبل از ظهور امام زمان (ع) باطل است » و هزاران « اِن قلت » دیگر، مشکلات بزرگ و جان‏فرسایی بود که نمی ‏شد با نصیحت و مبارزه ‏ی منفی و تبلیغات، جلوی آن‏ها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند، وسیله ‏اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد، سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می ‏شد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. (38)


این نویسنده‏ ی جاهل باز در کتابچه‏ ی پوسیده، حرف‏ هایی نسنجیده به دین و دین‏داران نسبت می‏ دهد و از آن، نتیجه‏ های شگفت‏ آور می‏ گیرد. می ‏گوید: (دین امروز ما می‏ گوید: هر دولتی که پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است - کل رایةٍ تُرفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون اللَّه - . می‏ گوید: کار سلطان و همراهی با آن عدیل کفر است - سألته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فی اعمالهم و العون لهم و السعی فی حوائجهم عدیل الکفر - . می‏ گوید: قتال به همراهی غیر امام مانند خوردن گوشت خوک و خون است). بلکه در حدیث صحیح، آماده بودن برای جنگ با دشمن را هم نهی کرده.


این نویسنده، مطالب را درهم و برهم کرده و روی هم ریخته، بی‏ خردانه به اعتراض برخاسته. این احادیث هیچ مربوط به تشکیل حکومت خدایی عادلانه که هر خردمند لازم می‏ داند، نیست. بلکه در روایت اول، دو احتمال است. یکی آن‏که راجع به خبرهای ظهور ولیّ عصر (ع) باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید عَلَم هایی که به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا می‏ شود، باطل است. چنانچه در ضمن همین روایت، علامت‏ های ظهور هم ذکر شده است. و احتمال دیگر آن که از قبیل پیش گویی باشد از این حکومت‏ هایی که در جهان تشکیل می‏ شود تا زمان ظهور که هیچ‏ کدام به وظیفه ‏ی خود عمل نمی‏ کنند و همین‏ طور هم تاکنون بوده. شما چه حکومتی در جهان بعد از حکومت علی بن ابی‏طالب (ع) سراغ دارید که حکومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغی و برخلاف حق نباشد؟

ادامه مطلب


 



رهبری و حمایت از تولید ملی کار و سرمایه ایرانی 3
نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین 1391 
ساعت : 7:30 PM
نويسنده : حسن کربلایی

رهبر انقلاب در پیام نوروزیشان «تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی» را به عنوان شعار سال 1391 تعیین كردند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در 10 كلیپ صوتی به بازخوانی بیانات گذشته ایشان در خصوص «تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی» می‌پردازد:

روز اول: آفات اجتماعی
يكى از آفات موجود اجتماعى ما كه ريشه‌ى آن، ميراث دوران طاغوت و دوران ظلمانىِ گذشته است، همين است كه افراد، دلبسته‌ى به توليدات بيگانه باشند. يك وقت توليد داخلى نداشتيم؛ يك وقت توليد داخلى، توليد غير قابل مصرفى بود؛ امروز اينجورى نيست؛ امروز توليدات داخلى، توليدات مرغوب و مطلوب است. در عين حال يك عده‌اى خوششان مى‌آيد كه بگويند فلان نشان خارجى روى لباسشان هست يا روى وسيله‌ى خوراكى‌شان هست؛ اين يك بيمارى است؛ اين بيمارى را بايد علاج كرد. اين كار، توجه نكردن به اين است كه ما در اين مملكت داريم زندگى ميكنيم و از نعمتهاى الهى بر اين كشور داريم برخوردار ميشويم. آن وقت پولى را كه در اين كشور به دست مى‌آوريم، ميريزيم توى جيب يك كارگر خارجى، به زيان يك كارگر داخلى. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت ميكشد و جنس توليد ميكند، بى‌اعتنائى ميكنيم، ميرويم سراغ كارگر خارجى. اين خيلى عادت بدى است. در سال جهاد اقتصادى، به نظر من يكى از قلمهاى مجاهدت اقتصادى مردم اين است كه بروند سراغ كالاى ساخت داخل؛ آن را بخواهند. البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاى ساخت داخل بايستى قانع‌كننده باشد؛ بايستى دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جورى باشد كه مشترى را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبى است.

بیانات در دیدار هزاران نفر از كارگران سراسركشور
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12309

 روز دوم: كیفیت تولید
فرمود: «رحم اللَّه امرا عمل عملا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را انجام بدهد و آن را متقن انجام بدهد، درست انجام بدهد. اين آينده‌نگرى است، غير از امروز. شما امروز ببينيد در دنيا كمپانى‌هائى هستند صد سال است اينها دارند كار ميكنند، صد و پنجاه سال است دارند كار ميكنند و محصولاتشان در دنيا فروش ميرود. اسم اينها كافى است كه جنس را تو بازار رائج كند؛ به خاطر اينكه درست كار كردند، خوب كار كردند، مشترى مطمئن است به اينها. شما ميگوئيد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلى را مصرف كنند. من كه خب چند سال است دارم سفارش ميكنم؛ بنده كه بارها گفته‌ام، منتها اين با شعار درست نميشود. خب، بله يك مقدارى مردم حالا يك اعتمادى بكنند، يك اعتنائى بكنند به حرف ما، به خاطرى كه مثلاً ما گفتيم، بروند يك مقدارى چه كنند؛ اين يك بخشى از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. خب كيفيت را بايد بالا برد؛ كيفيتها را بايد بالا برد.

بيانات در ديدار جمعی از كارآفرينان سراسر كشور
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10077

  روز سوم: واردات بی‌رویه
فراوانى و ارزانى چيز خيلى خوبى است، اما از آن مهم‌تر و بهتر، رشد صنعت داخلى است؛ قوام گرفتن صنعت داخلى است. اين درست نيست كه ما به دلائل گوناگونى كه غالباً هم دلائل واهى است، دروازه را به روى واردات باز كنيم. من بارها به مسئولين- مسئولين گوناگون در بخشهاى مختلف دولتى- گفتم: اگر فلسفه‌ى شما، منطق شما براى افزايش واردات و تسهيل وارداتِ ساخته‌هاى صنعتى اين است كه مى‌گوئيد كيفيت مصنوعات داخلى بايد بالا برود، خب فشار را روى اين بخش بگذاريد. سياستهائى وجود دارد كه مى‌شود وادار كرد، مجبور كرد توليدكننده‌ى داخلى را به اينكه كيفيت را ارتقاء بدهد. بدترين گزينه براى بالا بردن كيفيت داخلى اين است كه ما راه را براى مصنوعات خارجى باز كنيم؛ اين، بدترين گزينه است. گزينه‌هاى بهترى وجود دارد براى اينكه ما كيفيت را بالا ببريم.

ادامه مطلب