سخنان رهبری :
غدير آمده است بفهماند در هر عصرى بايد حكومت سياسى عدلى براى اقامه دين خدا برپا باشد.
 
 
  • تصویر 1
  • تصویر 2
  • تصویر 3
  • تصویر 4
نوروز و مهدویت ؛ جامعه سازی مهدوی (3)
نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین 1391 
ساعت : 7:09 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

نوروز و مهدویت ؛ جامعه سازی مهدوی (3)

نویسنده : حاتم جدیدی

3 ـ نوروز و ایرانیان

درباره نوروز و مراسمات و مناسبات آن، علت‌ها و دلایل بسیاری گفته شده‌است، لیکن ما در این بررسی به آیین‌ها و گزاره‌هایی نسبت به نوروز می‌پردازیم که با اصول اسلام و دین الهی در تعارض نباشد، چون این احتمال وجود دارد که در طول هزاران سال از شکل‌گیری نوروز، مفاهیم مرتبط با آن که دارای گزاره‌های دینی و الهی بوده است دچار تحریف شده باشد و با آمیخته شدن فرهنگ‌های دیگر، نظرات انسانی و دیگر موارد، انحرافات و خرافاتی وارد فرهنگ نوروز شده باشد.
در واقع ما تمام مراسمات و اعتقادات رایج میان مردم و کتب قدیمی ، پیرامون نوروز را مورد تأیید قرار نمی‌دهیم، بلکه با تطبیق آن با دین اسلام، اصل و مبنای صحیح موجود در نوروز را از تحریفات و خرافات، جدا نموده و آنرا مورد بررسی قرار می‌دهیم.
این روند در طول تاریخ ادیان الهی و زندگی بشر وجود داشته‌است که اصول صحیح الهی به جامعه بشری تعلیم داده می‌شده ولی در طول تاریخ مورد تحریف قرار می‌گرفته و با خرافات آمیخته می‌شده است. بنابر این جهت شناخت اصول صحیح و الهی فرهنگ‌های پیشین، باید آنرا با مبانی اسلام مورد سنجش قرار داد.
یکی از فرازهای شایان توجه در مراسم نوروز و باورهای پیوسته به آن، مسأله اعتقاد به جهان پسین، رستاخیز و تسلسل زندگی است. در مراسم سال نو، نماد نمایشی مسأله آفرینش و تکرار همیشگی آن، پایان هر سال یا دوره‌ای از زمان را به سال نو پیوند می‌دهد. انعکاس این دور و تسلسل و تکرار، برای زندگی آدمی نیز هست و ایمان مؤمنان را به مسأله رستاخیز و تجدید و تکرار زندگی، زنده نگه می‌دارد.(53) به همین جهت است که یکی از مراسم های سال نو یاد کردن از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهدای نذور و خیرات برای آنان است.
این ویژگی تنها در ایران وجود ندارد که در مراسم سال نو، ارواح مردگان به میان بازماندگان به روی زمین می‌آیند تا در جشن و مراسم آنان شرکت کنند، بلکه در گسترة جهان، با چنین مراسم و باورهایی رو به رو هستیم. این القای یک باور است، یک باور امید بخش برای مردم که در این برهه و مقطع زمانی که ضمن بیان نمادین آن، کیهان در یک اغتشاش و بی نظمی، منهدم شده و از نو آفریده می‌شود، پس مردگان نیز می‌توانند تجدید حیات کنند و به زندگی مجدد باز گردند. متوجه شدیم که مراسم سال نو، تکرار نمادین خاطرة آفرینش نخستین است.
پس در این تکرار و احیا و سازندگی پس از انهدام، مردگان نیز زندگی می‌یابند و به جهان باز می‌گردند. هرگاه این زندگی مجدد و احیا، انقطاعی است ... پس در شکلی دیگر، به عنوان یک باور و اعتقاد، می‌تواند پایا باشد و این امید مخلود شود که مردگان می‌توانند در دوران معینی زنده شوند.
به همین جهت است که در هر کجا که اعتقاد به رستاخیز و معاد جسمانی در شمار اعتقادات است، برآنند که تن پسین در نوروز یا آغاز سال نو که دور تازه‌ای در زمان آغاز می‌شود، حادث می‌گردد. (54)
رابطه‌ای نزدیک میان اسطوره‌های مربوط درباره آفرینش جهان از آب و نقش این مادة حیاتی در تولد و زایش و رستاخیز مشهود است. آب، نشانة احیای مردگان، را پس از تابستان درپی گیاهان بر روی زمین می‌پاشیدند که هرچه زودتر باز گردند. این رسم در ایران باقی است و در پی مسافر، آب می‌پاشند که هرچه زودتر به سلامت از سفر باز گردد.
امروزه هنوز یکی از رسوم جشن سال نو در ایران، سبز کردن سبزه در ظروف سفالی است که در آغاز اعتدال بهاری انجام می‌شود. باید به این نکته توجه داشت که خود اصل بنیادی رستاخیز طبیعت با شاخصة رویش و نمو گیاهان و تجدید حیات نباتی، به عنوان قسمتی از نمادهای آفرینش مجدد و تکرار خلقت طبیعت و انسان مطالعه می‌شود.
به همین جهت است که سبزه سبز کردن در آغاز سال و جشن نوروز میان ایرانیان، صرفاً نماد یک جشن کشاورزی و یا رستاخیز طبیعی نیست، بلکه یادبود آفرینش ازلی و نخستین است. نگاهی به عناصری که مربوط می‌شود به جشن نوروز، بار دینی و باورهای اساطیری آن را بیان می‌کند. نوروز ایرانی، جشن ویژة اهورامزداست. (55)

گاهنبارها ، جشن آفرینش

به موجب روایات و اسنادی که در دست است در شش گاهنبار، به ترتیب شش مرحلة آفرینش از سوی اهورامزدا انجام یافته است. در تورات نیز در سفر تکوین اشاره شده است که خداوند آفرینش را در شش روز انجام داده است. در قرآن کریم نیز به این نکته اشاره شده است. (56)
در اوستا، یشت سیزدهم و بند 86 به ترتیب فرَوَشیِ آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان ستوده شده است و این اشارتی است به مراحل شش‌گانة آفرینش که به موجب روایاتی در شش هنگام سال یا شش گاهنبار انجام گرفته است.
یکی از علل دینی برگزاری نوروز، همین گاهنبار هَمَسپَتمَدَم یا جشن آفرینش انسان و گرامی داشت ارواح و فرَوَهرهای درگذشتگان بوده است که ماه آغاز سال نیز به نام آن ارواح می‌باشد. (57)

ادامه مطلب


 



نوروز و مهدویت ؛ جامعه سازی مهدوی (2)
نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین 1391 
ساعت : 2:15 PM
نويسنده : حسن کربلایی
 

نوروز و مهدویت ؛ جامعه سازی مهدوی (2)

نویسنده : حاتم جدیدی
2 ـ ایرانیان و مهدویت

از روایات فهمیده می‌شود که تعداد قابل توجهی از سپاهیان مخصوص ارتش حضرت مهدی (ع) از ایرانیان هستند و از آنان با تعبیرهای طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل مشرق زمین، اهل خراسان، گنج‌های طالقان، یاران ‌درفش‌های سیاه، قمی ها، سرخ رویان، اهل فارس، .... یاد شده است.


امام باقر می‌فرمایند: « نیروهایی با پرچم‌های سیاه ـ که از خراسان قیام می‌کنند ـ در کوفه فرود می‌آیند و هنگامی که حضرت مهدی(ع) در شهر مکه ظهور می‌کند، با آن‌ حضرت بیعت می‌کنند. (15)


و نیز فرمودند: «یاران حضرت قائم 313 نفرند و از فرزندان عجم( غیر عرب) می‌باشند.» (16)


هرچند عجم به غیر عرب گفته می‌شود ، ولی به طور قطع ایرانیان را نیز در بر می‌گیرد. بر اساس روایاتی دیگر، در زمینه‌سازی عملیاتی که پیش از ظهور و به هنگام قیام حضرت مهدی (ع) صورت می‌گیرد، ایرانیان نقش اساسی دارند و تعداد فراوانی از جنگ آوران را تشکیل می‌دهند.


در خطبه‌ای که حضرت علی(ع) درباره یاران حضرت مهدی(ع) و ملیت آنها ایراد کرده است، نام برخی از شهرهای ایران ذکر شده است. اصیغ بن نباته می‌گوید: امیر مؤمنان (ع) خطبه‌ای ایراد کرد و در ضمن آن ، حضرت مهدی (ع) و یارانش راـ که همراه حضرت قیام می‌کنند ـ را برشمرد و فرمود: « از اهواز یک نفر، از شوشتر یک نفر، از شیراز سه نفر به نام‌های حفض، یعقوب و علی؛ از اصفهان چهار نفر به نام‌های موسی، علی، عبدالله و غلفان؛ از بروجرد یک نفر به نام قدیم؛ از نهاوند یک نفر به نام عبدالرزاق؛ از همدان سه نفر به نامهای جعفر، اسحاق و موسی؛ از قم ده نفر که هم نام اهل بیت رسول خدا هستند ( در حدیثی دیگر 18 نفر ذکر شده است)؛ از شیروان یک نفر؛ از خراسان یک نفر به نام درید و نیز 5 نفر که همنام اصحاب کهف هستند؛ از آمل یک نفر، از جرجان یک نفر ، از دامغان یک نفر، از سرخس یک نفر ، از ساوه یک نفر، از طالقان 24 نفر ، از قزوین دو نفر، از فارس یکنفر، از ابهر یک نفر، از اردبیل یک نفر، از مراغه سه نفر، از خوی یک نفر ، از سلماس یک نفر، از آبادان سه نفر، از کازرون یک نفر. سپس فرمودند: پیامبر اکرم (ص) 313 نفر از یاران مهدی(ع) به تعداد یاران بدر را برای من برشمرد و فرمود: خداوند آنان را ، در کم تر از یک چشم به هم زدن از مشرق و مغرب زمین در کنار کعبه گرد می‌آورد.» (17)


امام علی (ع) می‌فرمایند: «هنگامی‌که سپاه سفیانی به سوی کوفه عزیمت می‌کند، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می‌فرستد که برای یاری حضرت مهدی (عج) خروج کرده‌اند. سپاه سفیانی با سپاه سید هاشمی در دروازة اصطخر روبرو می‌شوند، که مردی به نام شعیب بن صالح پرچمدار خراسانی‌هاست و پرچم‌های سیاهی در دست دارند. نبرد سختی در میانشان پدید می‌آید که سرانجام صاحبان پرچم‌های سیاه پیروز می‌شوند و سپاه سفیانی پا به فرار می‌گذارند. در آن هنگام مردم به دیدار حضرت مهدی (ع) مشتاقتر می‌شوند و به جستجوی او می‌پردازند. مهدی در آن هنگام در مکه ظهور می‌کند و پرچم رسول اکرم (ص) را در دست می‌گیرد.» (18)


پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: « تخرج من خراسان رایات سود فلایردها شیء حتی تنصب بایلیاه یعنی بیت المقدس.» (19)


امام علی (ع) می فرمایند : « یخرج رجل قبل المهدی من اهل بیته بالمشرق ... یتوجه الی بیت المقدس.» (20)


قبل از مهدی، مردی از اهل بیت او (پیامبر) از مشرق قیام می‌کند ... و به سوی بیت المقدس توجه می‌نماید.


پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: « فاذا غیرت سنتی یخرج ناصرهم من ارض یقال لها خراسان برایات سود فلا‌یلقاهم احد الا هزموه و غلبوا علی ما ایدیهم حتی تقرب رایاتهم بیت المقدس.» (21)


آنگاه که سنت من تغییر کند، یاری کننده آنها از سرزمینی که به آن خراسان گفته می‌شود با پرچم‌های سیاه قیام خواهد کرد. هیچ کس با آنها مواجهه نمی‌شود مگر آنکه او را شکست می‌دهند و بر هر چه در دست آنان است غلبه می‌یابند، تا آن که پرچم‌های آنها به بیت‌المقدس نزدیک می‌شود.


پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «لا تزال طائفه من امتی یقاتلون علی ابواب بیت المقدس و ما حولها و علی ابواب الطالقان و ما حولها ظاهرین علی الحق لا یبالون من خذلهم و لا من نصرهم حتی یخرج الله کنزه من الطالقان فیحیی بهم دینه کما امیت من قبل.» (22)


همواره گروهی از امت من بر دروازه‌های بیت المقدس و اطراف آن و دروازه‌های طالقان و اطراف آن، در پشتیبانی از حق، مبارزه می‌کنند و به این که کسانی آنها را تنها گذارند و یا کمک کنند اهمیت نمی‌دهند، تا آن که خداوند گنج خود را از طالقان خارج سازد و دین خود را که پیش از آن مرده بود، به واسطه آنها زنده گرداند.


پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «و تقبل خیل السفیانی کالیل و السیل، فلا تمر بشیء الا اهلکته و هدمته، حتی یدخلون الکوفه، فیقتلون شیعه آل محمد، ثم یطلبون اهل خراسان فی کل وجه، و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی فیدعون الیه و ینصرونه.» (23)

ادامه مطلب