پرهیز از انباشت سرمایه و تجملگرایی
انباشت سرمایه، به تدریج روحیه رفاهزدگی و تجملگرایی را در آدمی به وجود میآورد و در جای جای زندگی نمود مییابد. یکی از این نمودها، استفاده نابجا از نور و چراغ است که نمونهای از تجمل و اسراف به حساب میآید. امام کاظم علیهالسلام به نقل از حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «پنج چیز ضایع میگردد، یکی از آنها، چراغی است که آن را در (نور) خورشید برافروزی و نوری که از آن استفاده نشود». بنابراین، استفاده غیرضروری از نور و روشن کردن لامپهای اضافی، از مصداقهای آشکار تجملگرایی و اسراف به حساب میآید. اسراف به هیچ وجه استثناپذیر نیست و حتی در هزینه کردن دارایی برای کارهای خیر نیز باید متعادل بود و از حد میانه خارج نشد. گفتنی است که مال و ثروت به طور طبیعی، زمینهساز رفاهزدگی و هواپرستی است. و کم کم روحیه مصرفگرایی و رفاهزدگی و به تعبیر قرآن «اتراف» در آدمی شکل میگیرد. قرآن کریم، مترفان را اصحاب دوزخ میداند و سپس اسرافکاران را نیز همردیف آنها میبیند و میفرماید: «وَ أِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسراف کاران، همدمان آتشند». (مومن: 43) چنانکه در جای دیگر فرموده است: وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ... إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ (واقعه:41 و45) و یاران چپ، کدامند یاران چپ، اینان بودند که پیش از این، ناز پروردگان بودند. در روایتها نیز استفاده نابجا از امکانات مادی، به قصد فخرفروشی و خودنمایی نکوهش شده است. از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل است: «هر کس جامهای بپوشد و با آن فخر فروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد». نیز میفرماید:
اسراف در مسکن و وسایل زندگی
از دیدگاه قرآن و روایت، احداث بناهایی که ثمره چندانی ندارد، کاری عبث و بیهوده معرفی شده است. در حدیثی آمده است که روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از گذرگاهی میگذشت، چشمش به ساختمانی افتاد که یکی از انصار ساخته بود. هنگامی که صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام کرد، ایشان صورت را از او برگردانید. پس از آنکه وی علت بیاعتنایی حضرت را دریافت، برگشت و بنا را با خاک یکسان کرد. در پی این جریان رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: اِنَّ لِکُلِّ بَناءٍ یُبْنی وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ اِلا ما لابُدَّ مِنْهُ. بیتردید، هر بنایی که ساخته شود، روز قیامت باری بر دوش صاحبش خواهد بود؛ مگر آنچه گریزی از آن نیست (مورد نیاز وی است). از امام صادق علیهالسلام نیز در همین باره نقل است: کُلُّ بَناءٍ لَیْسَ بِکَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ. هر ساختمانی که بیشتر از حد کافی باشد، روز قیامت وبال صاحبش خواهد بود. بنابراین، ساختن بناهایی که از نظر کمی و کیفی به آن نیازی نیست، مصداق اسراف خواهد بود. البته، منظور این نیست که اگر کسی به ساختمانی وسیع برای پذیرایی مهمانان و پیوند با خویشاوندان خود نیاز دارد، از آن استفاده نکند. در تهیه و مصرف دیگر وسایل زندگی نیز باید حد اعتدال را رعایت کرد. جمعآوری وسایل غیرضروری و کم مصرف، نادرست و از مصداقهای آشکار اسراف است. در روایت اسلامی، معیاری مشخص برای استفاده درست از دیگر امکانات زندگی معرفی شده است. امام صادق علیهالسلام در روایتی میفرماید: فِراشٌ للرّجلِ وَ فِراشِ لِأَهْلِه و فِراشٌ لِضَیْفِهِ وَ فِراشٌ لِلشیطان. رختخوابی برای مرد و رختخوابی برای خانوادهاش و رختخوابی برای میهمانش [لازم است] و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است. آنچه مسلم است اینکه باید از نظر کمی و کیفی، استفاده از امکانات به گونهای باشد که معیارهای اسراف بر آن صدق نکند. پیام متن: 1. استفاده از امکانات، در حد نیاز انسان؛ 2. پرهیز از تجملات و یا نگهداری امکانات غیر ضروری.
تاريخ : شنبه 17 بهمن 1388
اسراف و معیارهای تشخیص آن
کی از آسیبهای مهم بر فرد و جامعه اسراف و زیادهروی است که پیآمدهای منفی و گاه خطرناکی، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد اخلاقی بر جای میگذارد. اسراف، در اصل به معنای تجاوز ار حد وسط است. مفهوم و گستره معنایی این واژه در قرآن کریم، همان معنای لغوی آن است. راغب اصفهانی میگوید: «سَرَف» تجاوز از حد در هر کاری است که آدمی انجام میدهد». واژه «تبذیر» نیز، پراکنده ساختن و جدا کردن چیزی است که به تدریج در معنای مجازی نابود کردن و هدر دادن مال و در تعبیر عامیانه «ریخت و پاش» به کار رفته است. بنابراین، اسراف معنای نزدیکی با تبذیر دارد، با این تفاوت که اسراف، بیشتر زیادهروی در مصرف است؛ ولی تبذیر، هدر دادن مال و اتلاف آن است. همچنین، گستره اسراف، تمام افعال آدمی را در برمیگیرد، در حالی که گستره تبذیر، اختصاص به امور مالی دارد. هر چند در روایتها گاهی در یک معنا هم به کار میروند. تشخیص تبذیر به معنای هدر دادن و اتلاف ثروت و کالا دشوار نیست، ولی تشخیص اسراف به معنای تجاوز از حد و گذر از میانهروی و رسیدن به افراطگرایی دشوار است؛ زیرا باید حد معتبر و محکم در اسراف را با ملاکها و معیارهایی سنجید. از نگاه قرآن و روایتهای پیشوایان دین، تمام واجبات و محرمات دینی، حدود الهی است و هرگونه تغییر در احکام یا عمل نکردن به آن، خروج از حد و ممنوع است. البته کاربرد قرآنی این واژه بسیار فراوان است، برای مثال: اسراف در قتل، یعنی قصاص فرد یا افرادی غیراز قاتل (آلعمران: 3) که خود تجاوز از حد الهی قصاص است. بنابراین، مصرف هرگونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوعهای گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است. در عین حال، برای ضابطهمند کردن تشخیص عرفی، معیارهایی ارائه شده است. اول اینکه، هرگاه مصرف کالا به گونهای باشد که بخشی از آن هر چند اندک تضییع شود، اسراف خواهد بود. در این مورد امام صادق علیهالسلام فرموده است: میانه روی چیزی است که خدای بزرگ و والا آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش، حتی دور انداختن هسته (خرما و میوه) را ؛ زیرا آن نیز به کاری میآید و حتی دور ریختن تهمانده نوشیدنیات را. معیار دوم اینکه، هر گاه مصرف کمی یا کیفی کالا برای بدن زیانبار باشد، درصورت مصرف گونهای از اسراف است. چنانکه این مهم، از سخن امام صادق علیهالسلام نیز به روشنی برمیآید: «در مصرف آنچه بدن را سالم نگاه میدارد، اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند». استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز، به عنوان معیار سوم مطرح است، مانند خوردن بیش از اندازه نیاز یا ساختن منزلی بسیار وسیع که به همه آن به هیچ وجه نیازی نیست. این سخن امیرمؤمنان علی علیهالسلام نیز ناظر به همین معیار است: «ما فوقَ الکَفافِ اِسرافٌ؛ بیش از اندازه کفاف، اسراف است». پیام متن: 1. اسراف به معنای تجاوز از حد وسط است؛ 2. معیارهای اسراف، شرعی و عرفی است؛ 3. معیارهای عرفی اسراف، تضییع بیجهت، زیانباری آن برای بدن و استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز است.
تاريخ : شنبه 17 بهمن 1388
|