چالشهای «اصلاح الگوی مصرف» در امور مذهبی
در متون اسلامی به واژگانی مانند قناعت، اقتصاد، اسراف و تبذیر برمی خوریم که مسلمانان را به مصرف اندک و بهره برداری بهینه از داشتهها فرا میخواند و ریخت و پاش کنندگان منابع را «برادران شیطان» مینامد.
متاسفانه مساله مصرف به اندازه نیاز و بهرهبرداری بجا از منابع، مانند دیگر آموزههای گرانسنگ اسلامی، به سبب تنبلی فکری ما، مورد کنکاش و بازتولید قرار نگرفته و جزییات آن همراه با دگرگونیهای جامعه، روشن نگردیده است.
ناگفته نماند که موضوع مصرف برابر با نیاز و بهرهبرداری بجا از منابع (یا همان زهد)، امروزه با دستهای از آداب وسنتهای مذهبی، که در سراسر تاریخ، آرام آرام، به مسلمات دینی ما تبدیل شده؛ در تقابل قرار گرفته است. چنان که اصلاح الگوی مصرف، خواهی نخواهی موجب میشود تا بخشی از رفتار، سنت و آداب مذهبی را کنار بگذاریم و در دستهای از کنشها به آنچه که تا کنون «غربی»اش میخواندهایم؛ نزدیک شویم.
معیار اعتدال قرب الهی است
در زمان امام باقر علیه السلام رومیان بر سکههای خود نقش صلیب را حک کرده بودند و به سبب رواج این سکهها میان مسلمانان عقاید مسیحیت و تثلیث رواج یافته بود(8) هنگامی که عبدالملک خلیفه اموی کوشید تا علامات مسیحیان را از روی سکهها محو کند، امپراطور رم تهدید کرد که در این صورت دستور خواهد داد، رومیان بر روی سکهها دشنام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را حک نمایند. عبدالملک از امام باقر علیه السلام یاری خواست. امام با آشنا کردن مسلمانان به صنعت ضرب سکه و روش تهیه آن جامعه اسلامی را از سکههای رمی بینیاز کرد.(9)
ملاحظه میکنید که ایشان حتی در برخورد با غاصبان، در حق امامت نیز رعایت میانهروی را مینمودند و مصلحت جامعه اسلامی را بر حق مسلم خویش مقدم میداشتند.
در منابع دینی این موضوع غالبا تحت عناوین اسراف و تبذیر مورد بحث قرار گرفته است که بایستی کاری اجتهادی و استنباطی در باره آن انجام شود؛ اما از آنجا که در مباحث فقهی در حد بایسته به این موضوع پرداخته نشده، لازم است هر مبلغ در حد توان وبا دقت لازم سعی کند به هر مقدار از مباحث آن دست یافت برای مردم بیان نماید.
قبل از ورود به بحث، توجه به نکتهای ضروری است وآن اینکه در منابع دینی معمول مباحث بسیاری از جمله بحث اسراف و تبذیر مطرح و رهنمودهایی به صورت کلی بیان و از ذکر مصادیق وارائه الگو غالبا خودداری گردیده است. این امر برای بعضی افراد ایجاد سؤال میکند که چرا این مطالب بهصورت واضح و با ذکر مصادیق و شاخصهای روشن مطرح نگشته است
|