اصلاح الگوی مصرف و قانون مدیریت خدمات کشوری
قانون مدیریت خدمات کشوری با اهداف زیر تدوین شده است:
1- بهبود نظام بوروکراسی اداری؛ 2- افزایش رضایت مردم و ارباب رجوع؛ 3- سرعت و دقت شفافیت در ارایه خدمات برای مردم؛ 4- کاهش ساختارها و پیچ و خم اداری؛ 5- عدالت در نظام پرداخت؛ 6- ارتقای نقش دولت از تصدیگری به نقش سیاستگذاری، هدایت و نظارت؛ 7 - مشارکت تعریف شده مردم؛ 8- دفاع از حقوق پرسنل و کارکنان در بخش دولتی و خصوصی؛ 9- توسعه دولت الکترونیک و خدمات الکترونیکی؛
نتیجه تحقق این اهداف، رضایت مدیران، مردم و کارکنان خواهد بود. تحقق این اهداف در برخی احکام قانون مدیریت خدمات کشوری زمینه اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری را فراهم خواهد کرد. بیشک اگر نظام اداری اصلاح شود، زمینه اصلاح بسیاری از بخشها مساعد خواهد شد. درست است که اصلاح الگوی مصرف نیاز به یک حرکت همه جانبه فرهنگی و اقتصادی دارد، اما پاشنه آشیل این حرکت، اصلاح نوع مدیریت بخش عمومی و دولتی است. اگر دولت در سیاستگذاری، نظارت و انجام اموری که برعهده دارد، «اصلاح الگوی مصرف» را رعایت کند، آثار مستقیم و غیر مستقیم آن در سایر بخشهای اجتماعی دیده خواهد شد. به عبارت دیگر برای حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف، اول باید از نظام اداری شروع کرد.
در این مقاله با مروری در فصل دوم قانون مدیریت خدمات کشوری، به روشهای اصلاح اداری پرداخته میشود. امید است امسال، دولت علاوه بر توجه به فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری به احکام فصل دوم نیز توجه کند، چرا که اجرای فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احکام فصل دوم امکان پذیر نیست. اگر اجرای فصل دهم به تنهایی مورد توجه قرار گیرد، جز افزایش هزینههای پرسنلی، تفاوت فاحش حقوق کارکنان دولتی و خصوصی و نارضایتی، چیز دیگری نخواهد داشت.
اصلاح الگوی مصرف به سرمایه گذاری نیاز دارد
امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر مي شود، اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند.
«سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها مي دانم و بايد با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ظهور و بروز نمايد». (بخشي از پيام نوروزي سال 88 مقام معظم رهبري(دامه بركاته) امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر شده و بي درنگ نگاه ها به سوي مردم معطوف و راهكارهايي مانند: استفاده از لامپهاي كم مصرف، جلوگيري از چكه شيرهاي آب و امثال اين موارد پيشنهاد مي شود. اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند، و شناسايي آنها مستلزم مطالعه و بررسي كافي و همكاري متقابل مردم و مسئولين است، به همين دليل صرفه جويي رامي توان به دو روي يك سكه تشبيه نمود كه يك سوي آن مردم و در طرف ديگر دولت و دولتمردان و به عبارت ديگر مسئوليني قرار گرفته اند كه بايد با سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب، اين مهم را محقق سازند. بعنوان مثال؛ گفته مي شود كه مردم ايران سومين مصرف كننده گاز جهان بوده و نسبت به ساير كشورها، در استفاده از انرژي برق 3برابر و در استفاده از سوخت 2برابر استانداردهاي تعريف شده و در مصرف سرانه شكر معادل 3كيلوگرم و در مصرف روغن 4.5كيلوگرم از ميانگين مصرف جهاني، بيشتر مصرف دارند و يا 33درصد از نان مصرفي توليد شده در كشور به ضايعات تبديل مي شود. اما هيچگاه گفته نمي شود كه چه مقدار از اين اسرافها از جانب مردم صورت مي گيرد و چه مقدار از آن ناشي از ضعف در سيستم هاي اجرايي است. هدر رفت منابع نتايج بررسي هاي صورت گرفته و
ساده انگاری در اصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوی مصرف باید با اصلاح فهم شایع و تصور رایج از مصرف در بین برنامهریزان و مسئولین آغاز شود.
با نامگذاری سال جدید به نام سال اصلاح الگوی مصرف، صدا و سیما با دعوت از دولتمردان اقتصادی راهکارهای اصلاح این الگو را مورد ارزیابی قرار داد.
در این برنامهها، نمایندگان دولت به طور صریح یا ضمنی، اجرای یارانههای نقدی و واقعیسازی قیمتها را مؤثرترین راه و برنامه دولت، در اصلاح الگوی مصرف دانستهاند.
به فهم نگارنده دعوت از اقتصاددانان و وزرای اقتصادی، جهت تبیین چرایی اصلاح الگوی مصرف و از سویی طرح واقعیسازی قیمتها و تمرکز بر روشهای قیمتی در جهت اصلاح مصرفزدگی، ناشی از تلقی و تصویری سطحی از انگاره «مصرف» در میان مسئولین و برنامهریزان است.
آنچه طی یک ماه گذشته از زبان کارشناسان اقتصادی و مسئولین در خصوص راهکارهای اصلاح الگوی مصرف بیان شده، بیشتر حول یک موضوع است و آن واقعیسازی قیمت کالاهاست.
به نظر این کارشناسان اسراف و اتلاف و تبذیر در استفاده از کالاهایی مثل آب، برق، گاز، بنزین، نان و یا هر چیز دیگر بیشتر ناشی از قیمت پایین این قبیل کالاها است و به تعبیری با افزایش قیمتها است که مصرف کاهش مییابد. اگرچه در کارایی این روش گفتنیها بسیار است اما این گفتار نقد روشهای قیمتی در اصلاح الگوی مصرف نیست.
|