امسال سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد
كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي
همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري و... در زمينه مصرف دچار آسيب
ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين ناهنجاري ها متوجه حاكميت
نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب مي گذرد. در اين
ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك به
طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين
ناهنجاري و درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول
نبود يك الگوي ترسيم شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و
ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن
جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي ها موثر واقع نمي شود و هم
الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود را بر جامعه تحميل
مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد.
با تمام اين تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از
زير بار مسئوليت رفتار خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان
و يا خانواده و ديگران بيندازد.
در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك
ناهنجاري آن هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به
اين نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف
كنيد و... زيرا همواره بخشي از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي
اجتماعي است و اگر اين نظام ها، رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با
بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان را هدر دهند، در اين جا مراجعه
كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح رفتار بردارند.
متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و بخش دولتي
به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و
منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي
كند و ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه
البته نبايد همه تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي
دهد. همين اشكالات بود كه چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير
جديدي از اصل ٤٤ قانون اساسي ارائه كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در
عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين تلاش اقتصادي خود را براي
اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها به خرج داد و حتي
طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن به يك
وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره
خدمات بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي
متناسب با جامعه دست پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي
بومي دست كم مي تواند گام موثري در راه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف باشد.
اين يك اصل قرآني است كه: هر كس طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي
كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل علي شاكلته» ارتباط و پيوند
مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد. بنابراين اگر آسيب
گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب بودن الگو
و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به
قناعت و تدبير معيشت دستور داده است.
ساز و كار اصلاح
حال مي خواهيم ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني
كرده است؟ اسلام در كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها
تكليف كرده است، براي استمرار عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام
«امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه كرده است.
بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت
داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز
دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و
بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك
معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن
در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين
باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه
دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند.
بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار
مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز
بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را
برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم،
چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده
مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در
اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ
مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن
كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر
اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي،
توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد.
مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي
بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير
معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است.
نهي از اسراف و هدر دهي امكانات
آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي رفع آن قدم بردارند.
بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/١١٦) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»
اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».


