« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف





























1- موضوع اصلاح الگوی مصرف، دامنه گسترده‌ای دارد و بررسی عمیق وکامل آن نیازمند تخصص وتجربه می‌باشد. از میان نمام زمینه وشاخه‌های آن، به لحاظ برجستگی وفراگیری، اصلاح الگوی مصرف در حاملان انرژی، بیش از دیگر موارد خود نمایی می‌کند ولی یافتن موارد پراهمیت دیگر ودرهمان حال از یاد رفته، دور از دسترس نیست ورسالت اهل قلم وبه ویژه دانشگاهیان وحوزویان این است که موارد فراموش شده را ازکنج تاریکی به صحنه روشنایی بیاورند.


2- اصلاح الگوی مصرف درامورمذهبی، از موارد فراموش شده است وبه لحاظ درگیر شدن با سنت‌ها وباورهای فرهنگی ومذهبی مردم، بسیار حساس می‌باشد.از یاد نبریم که شکل کنونی دسته‌ای از این باورها ورفتارها، مورد رضایت بلکه حمایت طیفی از افراد تاثیر گذار جامعه است وآنان، طبیعی است که دربرابر هر اصلاحی که اعتباراجتماعی ایشان را تهدید کند؛ پایداری ازخود نشان دهند.


3- بیان لزوم اصلاح الگوی مصرف درامورمذهبی وطرح مساله ویادآوری برخی موارد آن، نیاز مند هیچ تخصص علمی نیست.افراد با تخصص‌های گوناگون یا افراد بدون تخصص دانشگاهی نیز حق دارند ومی توانند به طرح موضوع وبیان اهمیت آن بپردازند. گرچه رسیدگی ویافتن راه حل‌ها، نیازمند بررسی همه جانبه، شجاعت و دانش لازم  است.


4- جای شگفتی است که برخی افراد ورود دانشگاهیان به مسائل مذهبی وخرده گیری آنان از پاره‌ای رفتارها وسنت‌های مذهبی مردم ونشان دادن پیشنهاد برای اثر بخش کردن آن سنت‌ها را  نمی‌پذیرند ولی به خود اجازه می‌دهند تا در هر موضوعی ورود کنند. نیک روشن است که اموردینی مانند همه امورفرهنگی و اجتماعی دیگر، در حوزه علوم انسانی – اجتماعی می‌گنجد وابراز دغدغه وبیان حساسیت وآسیب شناسی آن، بخشی از وظایف و رسالت دانشگاهیان می‌باشد.


5- متاسفانه، برخی افراد تاثیرگذار، در فرایند ایجاد ارتباط علمی با مردم، عادت کرده‌اند که مردم را همیشه مخاطبان بدهکار وتایید کننده فرض کنند و امکان واحتمال خرده گیری  از موضوعات ونشان دادن پیشنهاد از سوی  آنان را منتفی انگاشته‌اند. ازسوی دیگر خود نیز حاضر نیستند ونمی خواهند تا مسئولیتی را در راستای اصلاح امور برعهده گیرند وبدهکار مردم شوند.


6- لزوم بازتولید و بازنگری در برخی رفتارها و باورهای مذهبی، حرف تازه‌ای نیست وخوشبختانه به لحاظ بازبودن حوزه‌اندیشه ورزی در جوامع اسلامی؛ از پیشینه درازی برخورداراست. در تاریخ تحول اندیشه دینی، اندیشمندانی بوده‌اند که سخن تازه گفته ومورد اعتراض قرار گرفته‌اند ولی امروز، تنها  نام ایشان است که زیوروزینت بخش تاریخ اندیشه‌های دینی است وهمه معترفند که بالندگی دین پی آمد کوشش‌های آنان بوده است.


7- همه به یاد داریم که تا دو دهه پیش، برای نمونه قمه زنی، رواج گسترده و آشکاری داشت ولی فرهنگ سازی وممانعت‌های حکومتی ویافتن جایگزین برای آن ( اهدای خون)، آن رفتارنادرست را که درقالب سنت دینی انجام می‌شد؛ منسوخ نمود.


هدف کلی اینجانب از نوشتن مقاله بیان دغدغه، ابراز حساسیت، کوشش برای طرح یک موضوع فراموش شده، اصلاح برخی رفتارهای دینی، اثربخش کردن زحمات وهدایت کردن هزینه‌ها  در راستای اعتلای دین بوده است.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 1:01 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در اسلام مالکیتى که از راههاى مباح حاصل شده باشد محترم شمرده شده است و جز در مواردى خاص که در فقه اسلامى مقرر شده از مالک سلب مالکیت نمى‏شود. در این جا لازم است این نکته روشن شود که مالک حق اتلاف را ندارد و حق تصرف تا مرز اتلاف پیش نمى‏رود، اگر مالک بخواهد ملک خویش را تلف کند نوعى «اعراض‏» تلقى مى‏شود به طورى که آن مال بکلى از مالکیت او خارج مى‏شود و رابطه مالکیت‏شخص با آن چیز از بین مى‏رود. «اعراض‏» یکى از عوامل سلب مالکیت است. اتلاف مال گناه است و تلف‏کننده اصولا در ملک خداوند تصرف نابجا کرده است. به عنوان مثال: شخصى از بالاى پشت‏بام لیوان خود را به قصد شکستن مى‏اندازد. اگر دیگرى در بین راه آن را بگیرد صاحب آن لیوان کدام یک از آن دو هستند؟ این بحثى حقوقى است که در فقه نیز مطرح است، شخص پرتاب کننده لیوان رابطه مالکیت‏خود را با لیوان قطع کرده است و این «اعراض‏» نام دارد در حالى که اگر او حق داشت‏شاهد تلف شدن مال خویش باشد این رابطه قطع نمى‏شد و قطع شدن رابطه مالکیت‏به صرف این عمل بدین معنى است که او حق اتلاف ندارد. با اولین اقدام شخص «براى اتلاف مال خود» دو مساله به وجود مى‏آید: یک گناه تکلیفى و دیگر اثر حقوقى که همان قطع مالکیت اوست‏به گونه‏اى که اگر فرد دیگرى آن مال را از تلف شدن نجات دهد مالک آن مى‏گردد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:55 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



صرفه جویی و قناعت در زندگی و هزینه های مختلف، مایه آرامش روحی و روانی است و کسی که آن را سرلوحه زندگی خود قرار می دهد، از فقر و بدبختی نجات می یابد و شرافت و عزت اجتماعی و رضایت و خشنودی الهی را به دست می آورد. اگر قرآن به مومنین صالح وعده خوشبختی وحیات طیبه داده است،(27) طبق فرمایش امام علی(ع) مراد از آن قناعت در زندگی است.(28) رسول خدا(ص) بهترین فرد از امت اسلامی را کسی می داند که صرفه جویی پیشه کرده و به روزی حلال قانع باشد و بدترین فرد از امت اسلامی را کسی دانسته که حریص دنیا باشد.(29)
طبیعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربیت نفس پیش رود و دسترسی به مربی آگاه پیدا نکند، در چنین حالتی در آرزوهای مادی و شهوی باقی می ماند و هرگز به کمالات انسانی نمی رسد. اما اگر از تعالیم آسمانی بهره برده و بر نفس خود چیره شود و رسیدن به دنیا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنیوی و اخروی خواهد رسید. راه عملی قناعت و اجتناب از اسراف، باور کردن حساب و بازدهی اعمال در روز رستاخیز و همسویی با نیکان و دوری از اهل دنیاست. امام باقر(ع) فرمودند: «با دوری از حرص و طمع به میدان قناعت وارد شو.» امام علی(ع) نیز فرموده اند: «هیچ گاه قناعت پیش نیاید جز آنکه حرص و طمع از میان برود.»(31)
الگوهای فکری وحرکتی نباید اهل دنیا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود می کشانند که در آن صورت هر چه فرد تلاش کند، به جایی نمی رسد. فرهنگ صحیح مصرف را علاوه بر اینکه از آیاتی که در مورد اسراف و زیان های آن صحبت می کند، می توان به دست آورد، از مکتب اهل بیت(ع) نیز می توان دریافت. امام سجاد(ع) در این خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده ای بین من و اسراف حایل کن و با درپیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتکاب تبذیر برکنار دار!»(32) با توجه به این فرمایش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر سه اصل اساسی است که اسلام به عنوان الگوی صحیح مصرف ارائه می دهد.
توجه به اعتدال و صرفه جویی در هزینه های زندگی مایه بقا و توانایی مالی در زندگی و حافظ مناعت و شخصیت انسانی آدمی است. درآمد زندگی همچون چشمه آبی است که در بستر رود به جریان می افتد که اگر مهار نشود، هر اندازه که متراکم و انبوه هم باشد، یا به هدر می رود یا به دریا می ریزد؛ اما اگر در جای مناسبی سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودی آن معین و بر همین اساس راه های خروجی آن اندازه گیری شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگیری می شود بلکه با برنامه ریزی صحیح می توان از آن در جهات مختلف به صورت بهینه استفاده کرد.
اندازه گیری در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداری از مازاد مصرف، بنیان خانواده را تا حد زیادی در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بین دخل و خرج و نیز نابودکننده توانایی مالی زندگی و ضایع سازی ثروت و امکانات حیات است و حال آنکه قناعت عامل عزت، بی نیازی، خودکفایی، آرامش روحی و رضایت ابدی است.» خوشا به حال کسی که به یاد رستاخیز بوده و با عمل نیک، خود را برای محاسبه آماده می سازد، و به آنچه خداوند روزی می دهد قناعت نموده، از خدا راضی می باشد.»(33) از همین روست که رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جویی زیرا آن گنجی است تمام نشدنی!»(34)

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:54 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام باید تمام حرکتها و روشها در کلیه شؤون و ابعاد حیاتى در مسیرى ویژه قرار گیرد که در اصطلاح خاص مکتبى از آن صراط مستقیم و طریقه وسطى، سواءالسبیل یا راه میانه و خط عدالت تعبیر مى‏شود، صراط مستقیم راهى است که خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از این راه است که انسان مى‏تواند به کمال لایق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافیت از پل صراط در جهان دیگر است، و آن خط و مسیرى است که در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناک بدبختى هلاک و عذاب واقع شده است. راهروان این صراط به هر طرف بلغزند خواه چپ یا راست، به جانب افراط و تفریط، جلو افتادن از دیگر رهروان یا عقب ماندن، تهور و بیباکى یا جبن و ترس بى‏مورد، پرگویى یا سکوت و بالاخره خواه لغزش به سوى اسراف و اتراف و تبذیر باشد یا به سوى بخل و امساک و تقتیر، در هر حال گمراهى است و انحراف و شقاوت. حضرت على(ع) مى‏فرماید: «الیمین والشمال مضلة والطریق الوسطى هى الجادة‏» (۳۱) راست و چپ گمراهى است و راه راست جاده‏اى است غیرقابل انحراف و به تعبیر دیگر، رهرو واقعى این طریق خود حضرت على(ع) در جاى دیگر مى‏فرماید: «و من اخذ یمینا و شمالا ذموا الیه الطریق‏» (۳۲) هر کس به سمت راست و چپ برود مذمتش کرده و از تباه شدن و مفسده برحذرش دارید. و نیز آن حضرت در مورد مفسده‏گران مى‏فرماید: «و اخذوا یمینا و شمالا» (۳۳) مفسدین با پیش گرفتن راههاى گمراهى راست و چپ از صراط مستقیم هدایت، چشم پوشیده و محروم شدند بنابراین روشن است که اسراف و تبذیر و بخل و تقتیر در صراط مستقیم مکتب اسلام جایى ندارد و خروج از راه تعادل است، ولخرجى و ریخت‏وپاشهاى متکبرانه بر روش مترفین و نازپروردگان لغزش و انحراف به سمت راست‏بوده و بخل و تقتیر و امساک، سقوط در جهت چپ و جذب شدن به اصحاب شمال مى‏باشد. در این مطلب توجه به این نکته ضرور است که انسان منهاى هدایت آسمانى و مکتب وحى طبعا یا بخیل است و یا اهل اسراف و تبذیر، «و کان الانسان قتورا» (۳۴) انسان سختگیر است; همان‏گونه که ظالم و نادان است. «انه کان ظلوما جهولا» (۳۵) و این هدایت تشریعى الهى است که او را از این طبیعت و خصلتهاى پست‏حیوانى نجات مى‏دهد و لذا خداوند متعال در آیات کریمه قرآنى جهت رهایى از افراط و تفریط و نجات از پستیها و خستهاى نفسانى راه هدایت و تربیت را براى انسان هموار کرده است و مى‏فرماید: «بندگان خداى رحمان آنان هستند که هنگام انفاق اسراف نکرده و بخل هم نورزند بلکه در این میان راهى استوار، معتدل و براساس عدالت پیش مى‏گیرند». (۳۶)

پس به‏طور کلى و بویژه از بعد اقتصادى که مورد بحث ما است، بیجا و ناروا مصرف کردن و تلف کردن نعمتهاى الهى، محروم کردن جامعه از آن نعمتها است، لذا مى‏بینیم که قرآن کریم چگونه به موارد مختلف آن اشاره مى‏فرماید: «خداوندت مسرفین را دوست نمى‏دارد» (۳۷) و «مسرفین قابل هدایت نبوده و بسیار دروغگویند» (۳۸) و «اهل هلاکت و گمراهى‏اند و نجات ندارند» (۳۹) و «اهل تردید و شک و ریبند» (۴۰) ، «اهل آتشند» (۴۱) و «قابل پیروى نیستند.» (۴۲)

چون بناى اسلام بر صراط مستقیم است از جهت دیگر، قرآن مجید، بخل و امساک و تقتیر را هم مورد نکوهش قرار داده و مثلا مى‏فرماید: «الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل و یکتمون ما اتیهم الله من فضله‏» (۴۳) آنان که بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشیده کتمان مى‏کنند «به مردم استفاده نمى‏رسانند» به کیفر خود خواهند رسید.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:53 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل است که در مورد اسراف به اصحاب مى‏فرمایند: کمترین حد اسراف این است که لباسى را که بیرون خانه براى حفظ آبرو مى‏پوشى در داخل خانه نیز بپوشى یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف مى‏ماند دور بریزى و یا خرما را خورده و هسته آن را دور اندازى. (۲۵) در بعضى از احادیث آمده است که در هنگام وضو گرفتن باید مواظب باشیم که دچار اسراف نشویم و مقدار یک مد (معادل سه چهارم لیتر) آب براى وضو کفایت مى‏کند. و نیز در ذیل آیه شریفه ۳۱ سوره اعراف: «کلوا و اشربوا...» احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که از آن جمله این حدیث است که «عیاشى از ابان بن تغلب‏» از آن حضرت نقل مى‏کند که مال و ثروت از آن پروردگار است که آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به آنها اجازه فرموده که در حد اعتدال و میانه‏روى بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نکاح کنند، مرکب سوارى داشته باشند و مازاد آن را به فقراى مؤمنین ببخشند و بدین‏وسیله اختلافات طبقاتى را از بین ببرند و پراکندگیها را ترمیم کنند و کسى که این‏گونه عمل مى‏کند، آنچه را که مى‏خورد و مى‏آشامد، اعمالش مباح است و نکاح او و استفاده از مرکوبش نیز حلال مى‏باشد و کسى که از این حد تجاوز کند بر او حرام است و سپس فرمود که اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

از فرمایش امام(ع) که نظرشان را به صراحت اعلام و مى‏فرمایند: «من عدا ذلک کان علیه حراما» (۲۶) حرمت اسراف به وضوح آشکار مى‏شود و وقتى از حد متعادل و مشخص که در این حدیث‏شریف بدان تصریح شده تجاوز شد به حرمت مى‏انجامد و به دلیل این‏گونه احادیث و یا به دلیل نهى صریح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذیر نوعى حریم‏شکنى و عصیان در برابر امر پروردگار و از گناهان کبیره محسوب مى‏شود. در حدیثى دیگر مى‏فرماید: «کسى که چیزى را در غیر اعت‏خدا انفاق کند او مبذر است و کسى که در راه خدا چیزى را انفاق کند او مقتصد است. (۲۷) در این جا معلوم مى‏شود که بذل و بخشش اگر به قصد و نیت الهى نباشد حکم اسراف را دارد و اصولا از دید اسلام چنین عملى اخلاقى و پسندیده نیست‏حال که بحث اخلاقى به میان آمد متناسب است تا اشاره‏اى اجمالى بکنیم به این که چگونه‏عملى، از نظر اسلام مقبول است.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:51 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

لف) اسراف در قتل; در دوران جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه کسى از روى ظلم و تعدى به قتل مى‏رسید بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس کینه‏توزى و انتقام‏جویى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مى‏رساندند. قرآن کریم این تجاوز و انتقام‏جویى را مردود دانسته و فرمود: «فلا یسرف فى القتل‏» (۲۱) . اما در قتل اسراف نکنید، یعنى، براى قتل یک نفر، فقط یک نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آیه که مى‏فرماید: «ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق‏»، نفسى را که خداوند حرام کرده است نکشید مگر از روى حق، یعنى این کشتن هم فقط در مواردى تجویز شده است که قاتل مستوجب کشته شدن باشد و با علم و عمد مرتکب قتل نفس شده باشد.

ب) اسراف در نفس; کسى که از نظام اعتدال خارج مى‏شود و با ارتکاب گناه و معصیت از حریم انسانى خود تجاوز مى‏کند اسرافکار است، اما اسرافکارى که مشمول پیام رحمت و امید الهى قرار گرفته است: قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. (۲۲) بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید از رحمت‏خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد.

ملاحظه مى‏شود که هرگونه گناه و تجاوز از حد و مرز و حریم انسانى اسراف بر نفس شمرده مى‏شود.

در جاى دیگر مى‏بینیم، مجاهدان جنگ احد به درگاه خداوند متعال دست نیاز برمى‏داشتند: و ما کان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین (۲۳) گفتار آنها فقط این بود که پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندرویهاى ما در کارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابت‏بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان.

از آیه شریفه مستفاد مى‏شود، آنچه از آن عدول کرده و بجا نیاورده‏اند اطاعت امر پیامبر(ص)، و سستى و منازعه بوده است.

هر نوع گناه، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبیعى انسان است که با ارتکاب آن از مسیر اعتدال بیرون مى‏رود و به راه زوال و نیستى کشانده مى‏شود و این درست‏خلاف آن هدف عالى است که انبیاى الهى براى آن مبعوث شده‏اند. قرآن در این مورد مى‏فرماید: ولقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فى الارض لمسرفون; (۲۴) و رسولان، با دلایل روشن به سوى بنى‏اسرائیل آمدند، اما بسیارى از آنها بر روى زمین تعدى و اسراف کردند. در این آیه شریفه مراد از «مسرفون‏» کسانى هستند که از انبیا و طریق حق تبعیت نکردند و در نتیجه این سرکشى به گناه آلوده شدند.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:50 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

آیات مربوط به زیاده‏روى در صرف مال شامل دو بخش است:

الف) اسراف در مصرف شخصى; مى‏فرماید: کلوا من ثمره اذا اثمر ... (۱۴) از میوه آن به هنگامى که به ثمر مى‏نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید، اسراف نکنید که خداوند مسرفین را دوست نمى‏دارد.

بنابراین اسرافى که در بعد اقتصادى بیشتر مورد توجه است و موجب تضعیف بنیه مالى محرومان و لذت‏طلبى مسرفان مى‏شود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محرومیت‏بیشتر به دنبال دارد همین نوع اسراف است که هر مسلمان با توجه به وظیفه و تعهد و مسؤولیتى که در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خویش رعایت اعتدال را بکند و جدا از اسراف پرهیز نماید.

ب) اسراف به خاطر دیگران; وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت‏به انفاق شونده و انفاق‏کننده هر دو عوارض سوء و زیانبار خواهد داشت، به این جهت است که قرآن مجید وقتى در آیاتى از سوره شریفه فرقان ویژگیهاى مؤمنان و بندگان واقعى را برمى‏شمارد یکى از آن ویژگیها را این‏گونه معرفى مى‏فرماید:

اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما; (۱۵) کسانى هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف مى‏کنند و نه سختگیرى، بلکه در میان این دو اعتدالى دارند. و نیز قرآن، خطاب به حضرت پیامبر(ص) مى‏فرماید: و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (۱۶) هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از کار فرومانى، و در همین رابطه حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «ما عال امرء اقتصد» (۱۷) کسى که میانه‏روى پیشه سازد تنگدست نگردد. و حضرت رسول(ص) مى‏فرمایند: «من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله‏» (۱۸) هر کس در دخل و خرج میانه‏روى کند خدا بى‏نیازش مى‏کند و هر کس اسراف و تبذیر نماید خداوند فقیرش گرداند.

زیربناى آفرینش بر تعادل گذاشته شده است «و کل شى‏ء عنده بمقدار» (۱۹) و هر چیزى نزد او مقدار معینى دارد و در مورد دیگر مى‏فرماید: «انا کل شى‏ء خلقناه بقدر» (۲۰) ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم.

حساب هر چیزى در پیشگاه خداوند متعال براساس حکمت‏بالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه و بدور از افراط و تفریط است، و اساس حکومت را هم عدالت تشکیل مى‏دهد و اقامه عدل از اهداف مهم بعثت انبیاى عظام الهى بوده است تا آنجا که معیار مالکیت مشروع را عدم زیان و اضرار و ستم به فرد و اجتماع، و ضابطه انفاق و احسان را کرامت و سخاوت بدور از بخل و امساک و نیز بدور از اسراف و زیاده‏روى قرار داده است و بالاخره تحکیم بنیان اقتصادى جامعه و میانه‏روى مطلوب و مورد تاکید شارع مقدس اسلام است.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:43 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در آیین اسلام، درآمدهای مشروع و کسب و کار و اموال حلال، جایگاه ویژه ای داشته و قرآن مجید آن را مایه قوام و هستی شخص و جامعه و مایه زینت و آرامش در زندگی این دنیا می خواند؛ آنجا که می فرماید: «ولاتوتواالسفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما...» (1) و در جای دیگری می فرماید: «المال و البنون زینه الحیاه الدنیا...» (2). قرآن افراد متمکن را که از طریق مشروع اموالی به دست آورده اند، افراد خوب معرفی می کند (3) و اساسا داشتن مال و تمکن مادی را نوعی امداد الهی به حساب آورده و عنایت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بیان می کند. (4)
رسول خدا (ص) مردانگی را در این دانسته اند که فرد مسائل و امور مادی اش را بهبود ببخشد (5) و امام صادق (ع) فرموده اند: «شایسته نیست کسی از تلاش مالی و مادی باز ایستد که در سایه آن می تواند آبرویش را حفظ کند و قرض هایش را بپردازد و به بستگانش کمک کند.» (6)
با توجه به آیات و روایاتی که در زمینه کسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، می توان چنین بیان نمود که مال و ثروت نه تنها خوب است، بلکه هر مسلمان آگاه وظیفه دارد در کسب و تحصیل آن تلاش کند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادی یاری رساند. نظام اقتصادی اسلام هم که توجه به سعادت انسان را هدف اصلی خود می داند، استفاده عاقلانه از منابع طبیعی و امکانات خدادادی را در راه نیل به هدف مقدس خویش، مورد تاکید قرار داده است. الگوی مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پدیده ناشایست «تجمل گرایی» نیز به عنوان یک بیماری اقتصادی مقابله کرده است.
انسان نیازهایی دارد که با توجه به امکانات موجود به رفع آنها می پردازد و برای رسیدن به مقصود خود، در سایه فکر و تدبیر، روش های متعددی را به کار می گیرد. از دیدگاه قرآن، انسان موجود نیازمندی است که خداوند برای رفع نیازهایش زمین را برای او رام کرده و امکانات و منابع آن را در اختیار وی قرار داده تا مصرف کند. (7) قرآن با مطرح کردن مسئله اسراف و بیان مضرات آن و دعوت به اعتدال و میانه روی در تمام امور زندگی، در حقیقت بهترین الگوی مصرف را برای زندگی سعادتمندانه به آدمیان ارائه می دهد.
قرآن در آیات متعددی به بحث اسراف پرداخته و جنبه های مختلف این امر مذموم را بررسی کرده است. (8) آیاتی که اعلام می دارد خداوند اسراف و مسرفین را دوست ندارد، بیانگر این حقیقت است که اسراف موجب می شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضایل اخلاقی و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهی برسد. امام صادق (ع) در این باره فرمودند:«دعای چهار گروه مستجاب نمی شود، یکی از آنها کسی است که مالی داشته باشد و آن را ضایع کند و سپس از خداوند درخواست کند تا به او روزی عنایت کند. خداوند نیز در جواب می فرماید: آیا به تو دستور میانه روی و اعتدال در مصرف نداده بودم؟» (9) امام عسگری (ع) نیز در نامه ای که برای یکی از شیعیان فرستادند، او را به توانگری بشارت داده و توصیه فرمودند: «بر تو باد به میانه روی و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زیرا این عمل از کارهای شیطان است.» (10)
اسراف نکردن تنها در خوردن و آشامیدن نیست، بلکه موارد آن بسیار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نکردن و اعتدال و میانه روی در همه امورات زندگی، امری لازم و ضروری است. (11) روزی پیامبر اسلام (ص) از راهی می گذشت، ناگاه چشم حضرت به یکی از یارانش به نام «سعد» افتاد که در حال وضو گرفتن بود، ولی آب زیادی می ریخت. حضرت خطاب به او فرمود: ای سعد! چرا اسراف می کنی؟ سعد عرض کرد: یا رسول الله! در آب وضو نیز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاری استفاده کنی! (12)
دوری از اسراف و رعایت اعتدال و میانه روی حتی شامل کارهای خیر نیز می شود. قرآن با صراحت تمام به پیامبر (ص) دستور می دهد: «و لاتجعل یدک مغلوله الی عنقک و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسودا» (13) این آیه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاری بخشنده می داند و در آیه دیگری پس از بیان نشانه های بندگان صالح و شایسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش می فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما» (14) در این آیه نیز زیاده روی در احسان را روشی ناپسند بر شمرده است.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 1:37 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



قرآن ،اسراف را نمی پذیرد و در نقطه مقابل آن سختگیری در مخارج زندگی را نیز قبیح و ناپسند می شمارد و اجازه نمی دهد که افراد حریص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهیز از اسراف در دامن خساست و سخت گیری در مصرف بیفتند. امام علی (ع) فرموده است: «هر که ثروتی دارد، مبادا آن را تباه کند؛ زیرا صرف کردن بی مورد آن ریخت و پاش و اسراف است. این کار او را در میان مردم کوته بین بلند آوازه می کند اما در نزد خدا بی مقدار است. (15) رسول خدا (ص) نیز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چیز است: به کارهای باطل می نازد، آنچه را فراخور حالش نیست می خورد، در کارهای خیر بی رغبت است و هر کس را که به او سودی نرساند، قبول ندارد.»(16)
برخی به غلط گمان کرده اند که حرام کردن زینت ها و پرهیز از غذاها در روزهای پاک و حلال نشانه زهد و پارسایی و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان می فرماید؛ «قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین امنوا فی الحیاه الدنیا خالصه یوم القیامه ؛(17) ]ای پیامبر![ بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و روزهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو: این ]نعمت ها[ در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت ]نیز[ خاص آنان می باشد.»



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 3:10 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال نو، سال جدید را سالی مهم خواندند و با ابراز امیدواری درباره غلبه قدرت ایمانی ملت ایران بر همه حوادث و تحولات این سال، افزودند: با توجه به اهمیت "حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور "، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم. اهمیت و سبب این نامگذاری را زمانی در می یابیم که میزان مصرف در ایران را با کشور های دیگر مطالعه، مقایسه و مورد بررسی قرار دهیم.

بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف ‌گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 2.5، در انگلیس 3.5، در فرانسه 1.9، در کانادا 6.5 و در کشور آمریکا 7.3 لیتر در روز است.هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می‌کند. هم‌اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص می‌یابد در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می‌تواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.

سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانی حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهای اروپایی نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است بیش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طی پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاری این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طی 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان ، میزان یارانه پرداختی به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.

براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می‌باشد .مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژى در ایران با بسیارى از کشورهاى جهان ، شاهد وضعیت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .

در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژی به ازای هر مترمربع در ایران 2.6 برابر متوسط مصرف در کشورهای صنعتی است که در بعضی از شهرهای کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر می رسد.

الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! از نظر مصرف برق هم ، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.ودولت سالیانه یارانه‌ 4 هزار میلیارد تومانی برای برق در نظر می گیرد. دکتر داوودى معاون اول رئیس‌جمهور در همایش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ایرانى‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

تبریزی مدیرعامل سابق شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی در خصوص میزان مصرف گاز ایران گفته است: ایران بعد از کشورهای امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 10.3 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینی می شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال های آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی تعلق داده است.

سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرم است در حالی که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم می باشد . و نیز تحقیقات کارشناسان نشان می دهد ایرانی ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانی روغن مصرف می کنند و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانی است.

همانطور که مشاهده می کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش های مختلف با سایر کشورها ، نشان‌دهنده وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالبتر اینجاست که سالیانه نزدیک به 12.2 هزار میلیارد تومان یارانه واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.

امید است با استراتژی و راهبردی که مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خویش تبیین فرمودند، یک عزم جدی در دولت و مجلس برای تهیه یک نقشه راه در جهت اجرای اصلاح الگوی مصرف تهیه شود . ونبایدخودمان را با برگزاری چند سمینار وکنگره در این خصوص ،سرگرم کنیم و ا ز اصل پیام ایشان غافل شویم. تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری بصورت واقعی تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعی و ملی محسوب می گردد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:34 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



تقوا به معنای پرهیزگاری و خودداری نفس و برگرفته از کلمه وقایه، در کاربردهای قرآنی از چنان گستره معنایی برخوردار می باشد که برخی بر این عقیده هستند که بسیاری از مفاهیم کلیدی در حوزه های اعتقادی و رفتاری را می توان ازطریق این واژه بیان کرد.
به این معنا که در کاربردهای قرآنی و فرهنگ آن، تقوا به مفهومی گسترده تر و فراگیرتر از آن است که بتوان با تک واژگانی چون پرهیزگاری آن را بیان کرد. از این رو، هنگامی که از تقوا در مصرف سخن به میان می آید، به معنای رعایت و حفظ حدود و ثغوری است که خداوند برای بهره مندی شخص از نعمت ها و رزق الهی بیان کرده است تا به این وسیله خود را از خشم و غضب الهی که نماد و مظهر آن دوزخ و عذاب های آن است حفظ کرده و نگه دارد.
براین اساس می توان از تقوا در مصرف سخن گفت. نویسنده در این حوزه معنایی بر آن است تا شیوه ها و الگوهای درست مصرف را براساس آیات قرآنی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
¤ ¤ ¤


رعایت حدود الهی
شاید یکی از کلیدی ترین اصطلاحات و واژگان قرآنی تقوا باشد. حضور پررنگ آن را در همه آیات قرآنی می توان مشاهده کرد. از این رو هر واژه و اصطلاح دیگر قرآنی چون توحید و ایمان به گونه ای با این اصطلاح قرآنی ارتباط تنگاتنگی می یابد و نمی توان از توحید یا ایمان سخنی گفت اما معترض تقوا و مسایل آن نشد.
اصولاً توحید، زمانی به عنوان اعتقاد، خود را نشان می دهد که ایمان و باور شخص در حوزه معنایی تقوای قرآنی بروز و ظهور یابد و شخص در عمل، انسانی متقی باشد و رفتارهای وی بیانگر باطن و باورهای درونی او باشد.
بنابراین،تقوا هرچند که به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن می ترسد و در اصطلاح شرعی به معنای نگهداری نفس از چیزی است که موجب گناه می شود و این معنا با پرهیز شخص از آن چه خداوند از آن نهی نموده حاصل می شود و حتی کمال آن به وسیله ترک برخی از مباحات تحقق می یابد (مفردات راغب اصفهانی؛ ص 881 ذیل واژه وقی) ولی می توان گفت که تقوا اصولاً شامل رعایت همه حدود الهی است که به شکل امر و نهی صادر شده است. در این صورت می توان گفت همان اندازه که انجام حرام و مکروه، عملی ضدتقوایی است، به همان اندازه ترک واجب یا مستحب نیز عملی ضدتقوایی می باشد.
براین اساس، نمی توان گفت که تقوا در مفهوم اسلامی و معنای گسترده آن، تنها شامل خودداری از گناهان و رعایت حدود الهی در ترک حرام و یا مکروه و یا حتی برخی از مباحات می باشد، بلکه شامل رعایت همه حدود الهی از واجب و حرام است؛ زیرا عدم انجام واجب و یا مستحبی، خود نوعی عدم رعایت حدود الهی و عدم پرهیز ازخواسته های الهی است که به دو شکل امر و نهی صادر می شود.
این گونه است که رعایت تقوا در مصرف خود را بر انسان متقی تحمیل می کند و لازم است که شخص برای دست یابی به تقرب و رهایی از دوری از خداوند، به همه خواسته های الهی توجه داشته و آن را رعایت نماید، حال این خواسته ها به شکل ترک عملی و یا انجام کاری باشد.
رعایت حدود الهی در مصرف
هرچند که خداوند در آیات بسیاری بیان می کند که همه هستی مسخر انسان است و انسان به عنوان خلیفه الهی این حق و توانایی را دارد که در جهان هرگونه که بخواهد تصرف کند و تغییراتی را انجام دهد، ولی جواز تصرف و تسخیر جهان و ایجاد تغییرات در چیزها می بایست برپایه حکمت و فلسفه نظام آفرینش باشد. از آن جایی که نظام آفرینش به هدف خاصی چون دست یابی همه چیزها به کمال شایسته و بایسته ازطریق حرکت از نقص به سوی کمال برنامه ریزی شده است، تصرفات انسان به عنوان خلیفه الهی هم می بایست در راستای دست یابی چیزها به کمال باشد.
از آن جایی که انسان به سبب برخی محدودیت ها به ویژه در حوزه علم و دانش نمی تواند به همه کمالات امور و روش های دست یابی به آن آگاه باشد، نیازمند برخی از دانش های بیرونی است که از راه وحی به او الهام می شود و از آن آگاه می گردد. این دانش ها که از آن به دین اسلام یاد می شود از زمان آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) به انسان از راه وحی منتقل شده است. انسان ها می توانند وبلکه می بایست با بهره گیری از این دانش ها در مسیری حرکت کنند تا خود و دیگر موجوداتی که تحت ربوبیت خلافت الهی آنها قرار دارند به کمال شایسته و بایسته خویش برسند.
بنابراین هرگونه تصرف و تغییری می بایست براساس این حکمت و فلسفه آفرینش انجام گیرد و هرحرکتی برخلاف آن، حرکتی ضدکمالی و ضدتقوای الهی شمرده می شود و آثار و نتایج بد و زیانباری در دنیا و آخرت به شکل تکوینی و تشریعی بر آن بار می شود.
در دستورالعمل ها و راهنمایی هایی که از سوی خداوند درباره چگونگی مصرف و بهره گیری از نعمت ها و روزی های خداوندی، از سوی خداوند به شکل وحی در دین اسلام تبیین شده، بر پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر و اتراف تأکید بسیار شده است.
اسراف به معنای زیاده روی به عمل و تصرفی گفته می شود که مورد مصرف، بیش از اندازه تغییر یابد و از حد اعتدال و عدالت بیرون رود. به این معنا که برای هر چیزی سه حالت می توان تصور کرد: تفریط، اعتدال و افراط.
عدم بهره گیری درست از نعمت و یا رزقی به معنای تفریط بوده و امری نادرست و غلط است؛ زیرا هرچیزی به عنوان مسخر انسانی می بایست به درستی مورد مصرف قرار گیرد تا افزون بر دست یابی آن چیز به کمال خود، زمینه کمال یابی مطلق را برای آدمی فراهم آورد.
اگر کسی از نعمتی چون آب استفاده نکند و به تفریط، آن را هدر دهد، زمینه آسیب جسمانی و روانی و روحی خود را فراهم می آورد و از راه کمالی بازمی ماند. از این رو بر انسان است که از هر نعمتی که در اختیار اوست بهره گیرد و آن را هدر ندهد اجازه هرزرفتن آن را نیز ندهد.
بسیاری از مردم از بهره گیری نعمت های الهی خودداری می کنند. برخی به ادعای زهد و رهبانیت استفاه از این نعمت ها را بر خود حرام می کنند. نتیجه چنین تحریمی عدم پاسخ گویی درست و کامل به نیازهای جسمی و روحی بشر و عدم دست یابی به وظیفه و مسئولیت شخص در دنیا به عنوان خلیفه الهی است. لذا ازنظر قرآن حرکت هایی چون رهبانیت و زهدگرایی افراطی به معنا و مفهوم ضدکمالی و ضدتقربی بوده و مردم باید از آن حذر کنند.
برخی دیگر از مردم نیز نعمت های الهی را بی دلیل مورد بی توجهی قرار می دهند و از بهره گیری آن خودداری می کنند و زمینه تعالی و تکامل را برخود و خانواده و گاه بر جامعه می بندند. این گونه اعمال و رفتار به عنوان شیوه تفریطی از سوی خداوند، زشت و نادرست معرفی شده و از آن پرهیز داده شده است.
در مقابل گروهی دیگر راه افراط در مصرف را در پیش می گیرند و بیش از اندازه به تصرف و تغییر در نعمت ها اقدام می کنند. آنان بیش از نیاز بدن در چیزی تصرف می کنند و سبب آن می شوند تا به انواع و اقسام بیماری ها دچار شوند.
زیاده روی در مصرف غذا و اسراف می تواند سد راهی برای تکامل شخص و جامعه باشد؛ زیرا افزون بر این که موجب می شود تا شخص بیش از اندازه نیاز مصرف کند و خود را به بیماری و نواقص دچار سازد سبب می گردد امکان بهره مندی دیگران از آن چیز فراهم نشود و یا به سختی به دست آید.
از این رو اسراف ازنظر قرآن، حرام و گناه می باشد و خداوند به صراحت بیان می کند که مسرفان را دوست نمی دارد.
تنها روشی که می توان آن را درست و سالم ارزیابی کرد، روش اعتدال و میانه روی است. به این معنا که به اندازه نیاز از هر چیزی استفاده و بهره برد و اجازه داد تا نفس به اندازه کافی از آن بهره گرفته و راه کمالی خویش را بپماید و دیگران نیز فرصت بهره مندی از آن را بیابند.
تبذیر و اتراف، نشانه بی تقوایی
نوع دیگر بی تقوایی را می توان در تبذیر و ریخت و پاش ها دید. برخی از افراد اعم از فقیر و یا ثروتمند، نسبت به هر چیزی که دارند راه تبذیر را می پیمایند. به این معنا که اگر امکان بهره مندی از چیزی را به وفور بیابند به گونه ای رفتار می کنند که همراه با ریخت و پاش است بی آن که فایده و بهره ای درست و حسابی از آن چیز ببرند.
البته تبذیر در اقشار ثروتمند و سرمایه دار بیش تر است؛ زیرا امکانات در اختیار آنان بیش تر است و همین امر موجب می شود تا بی اندازه ریخت و پاش کنند.
اتراف، روش دیگری است که از سوی سرمایه داران نسبت به مصرف چیزها انجام می گیرد. اتراف به معنای رفاه زدگی، آن است که شخص روحی و روانی طبیعی خویش را از دست دهد و رفتاری به دور از انسانیت در پیش گیرد و تفاخر و تبختر و استکبار، منش وی شود.
در حقیقت می توان گفت که اتراف، حالت روانی در سرمایه داران است که به سبب وجود امکانات و رفاه زدگی به آنان دست می دهد. این رفتار در اشکال مختلف حاوی نابهنجاری بسیاری است که از جمله می توان به اسراف و تبذیر در مصرف و نیز تفاخر و تکبر و تجاوز از قوانین و حدود در رفتارهای اجتماعی اشاره کرد.
اصولاً مسرفان و مبذران و مترفان مردمانی بی تقوا هستند و از افساد در طبیعت و منابع و امکانات پرهیزی ندارند. (بقره آیه205و 206) از اینرو خشم و غضب الهی را به جان می خرند و با مصرف نادرست و بی رویه خویش خود را به سوی دوزخ قهر الهی سوق می دهند.
گروهی از مردم، متأثر از رفتار نابهنجار برخی از مسرفان و اهل تبذیر و اتراف، راه بی تقوایی را در پیش می گیرند و همانند آنان در مصرف نعمت ها و امکانات بی تقوایی می کنند؛ زیرا این دسته از انسانها را به عنوان الگو و سرمشق خویش قرار می دهند و همانند آنان عمل می کنند.
شگفت آنکه برخی دیگر از مردم نه تنها مسرفان را الگوی رفتاری خویش می کنند بلکه از ایشان اطاعت کرده و خود را برده آنان می سازند. خداوند در آیات 150 تا 152 سوره شعراء از مردم می خواهد تا تقوا را پیشه خویش ساخته و از اطاعت اسرافکاران خودداری ورزند؛ زیرا مسرفان کسانی هستند که نه تنها به اصلاح امور جامعه عنایتی ندارند بلکه به افسادگری در جامعه می پردازند و با مصرف نادرست و بی رویه امکانات و نعمت های الهی، فرصت بهره مندی دیگران از نعمت ها را می گیرند و جامعه را از رشد و شکوفایی همه جانبه و تمدنی و فرهنگی و اقتصادی باز می دارند.
نقش تقوا در عرصه اقتصادی
خداوند در آیات چندی به مسأله تقوا در حوزه اقتصادی می پردازد و از مردم می خواهد تا از کم فروشی اجتناب کنند، زیرا کم فروشی موجب می شود تا امنیت اقتصادی در مبادله از دست رود و جامعه از رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی باز ماند. (شعراء آیات179تا183)
تأکید بر تقوای الهی در حوزه اقتصادی از آن رو صورت می گیرد که انسان، با تقوای الهی نه تنها می تواند به بهره مندی بهتر از امکانات و نعمت ها دست یابد بلکه تقوای الهی در حوزه اقتصادی موجب می شود تا شخص و جامعه از روزی های پیش بینی نشده و امکانات برتر و فوق العاده ای بهره مند شود. (طلاق آیات 2و3)
به سخن دیگر، هر جامعه ای که احتمال دست یابی به رشد و شکوفایی اقتصادی و تمدنی را براساس حساب و کتاب های منطقی نمی دهد می تواند با بهره مندی از شیوه تقوای الهی در حوزه اقتصادی به رشد و شکوفایی برسد که بیرون از تفکر و برنامه ها و توانایی های عادی بشر است. (همان)
تقوا عامل مهم در شکوفایی امر تعاون و همکاری میان مردم جامعه (مائده آیه2) و تقسیم انفال (انفال آیه1) و دیگر امکانات و توانمندی های جامعه و اصلاح امور جامعه (حجرات آیه10) می شود و بدین ترتیب رشد اقتصادی و تمدنی می تواند در جامعه سالم و متقی تحقق یابد؛ زیرا همدلی ایمانی و همکاری میان مؤمنان و تقسیم درست ثروت و امکانات، شرایطی را فراهم می آورد که جامعه بتواند درست تولید و توزیع و مصرف کند و همگان در شرایط مساوی به سوی کمال حرکت کنند.
خداوند در آیه 109 سوره توبه تبیین می کند که چگونه مراعات تقوا می تواند موجبات پی ریزی و تأسیس مؤسسات دینی که مردم را به سوی کمال هدایت می کند، شود.
هرچند که آیه در ارتباط با مسأله مسجد و بناهای دینی است ولی می توان با توجه به معیار این که مراد از آن بناهایی است که شرایط بهبودبخشی انسان و دست یابی به کمال را در وی فراهم می آورد، می توان گفت که تقوا عامل مهمی در پی ریزی هر بنای با شکوه تمدنی و کمالی در هر جامعه ای است. این بنا می تواند بنای فرهنگی یا دینی و یا بنای ساختار نظام سیاسی و اجتماعی و یا اقتصادی باشد. چنان که تقوای الهی امام خمینی(ره)، بنای عظیم و مستحکم انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را گذاشت و مردم را از برکات آن بهره مند ساخت.
خداوند در آیات4، 88، 93 سوره مائده و نیز 69 سوره انفال بر ضرورت رعایت تقوا در بهره گیری از امکانات و روزی های خدادادی تأکید می کند و از انسانها می خواهد که همواره در مصرف امکانات و نعمت های الهی تقوا را مراعات کنند تا شخص و جامعه به سلامتی دست یابد و راه رشد و شکوفایی تمدنی را طی کند؛ زیرا شخص و جامعه با این شیوه می تواند امید داشته باشد به مسئولیت خویش به عنوان مأمور خداوند در استعمار و آبادانی زمین عمل کرده است. (هود آیه61)
ازنظر قرآن، راه رهایی از بی تقوائی در مصرف آن است که از اسراف و تبذیر خودداری شود و انسان زیاده روی و ریخت و پاش را به عنوان رفتاری زشت و نابهنجار ترک کند.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:30 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را

بدان تشويق و ترغيب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، "انفاق " را به عنوان يكى از شاخص

هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار

شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد

آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض

الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم

تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71

كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در

بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:06 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



اسلام عملى را خير و اخلاقى مى‏داند كه داراى دو جنبه باشد. به اين معنى كه هر عمل از روح و نيت «حسن فاعلى‏» و شكل و صورت «حسن فعلى‏» تشكيل شده است و عمل خير بايد حسن فعلى داشته باشد يعنى صورت و شكل عمل صحيح باشد. مثلا كسى كه مالى را از راههاى نامشروع جمع كرده و با اين مال به قصد قربت اقدام به خيرات و مبرات مى‏نمايد از او پذيرفته نيست و يا مال مباح و مشروع را خواسته باشد براى ريا و خودنمايى و در غير رضا و طاعت پروردگار انفاق و بخشش كند اينجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(علیه السلام) چنين كسى مبذر و مسرف است. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 3:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سه قسم اسراف است كه در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص يا زمان، يا جاى خاصى ندارد.
1 - ضايع كردن مال و بى‏فايده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقيه ظرف آب را ريختن در جايى كه آب كمياب باشد و به آن مقدار رفع نياز مى‏گردد. يا لباسى را كه قابل استفاده شخصى يا ديگران است، پاره كردن و يا دور انداختن و يا خوراكى را نگهداشتن و به ديگرى ندادن تا اين كه ضايع و تباه شود و يا دادن مال به دست صغيرى كه آن را تلف مى‏كند و نظاير اينها.
حضرت صادق(علیه السلام) ميوه نيم‏خورده‏اى را ديدند كه از منزل ايشان بيرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگين شدند و فرمودند اين چه كارى است كه كرديد؟ اگر شما سير شده‏ايد بسيارى از مردم هستند كه سير نشده‏اند، پس به آنهايى كه نيازمندند بدهيد. متاسفانه در حال حاضر مى‏بينيم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و يا ميوه‏هايى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زباله‏دانها ريخته مى‏شود! در حالى كه افراد بسيارى به آن نياز دارند. نسبت‏به دور ريختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حيوانات) روايات تهديدآميزى رسيده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.
خوردن چيزهاى مضر هم اسراف است
2 - از موارد اسراف، صرف كردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنى و آشاميدنى و غير آنها مانند خوردن چيزى پس از سيرى هر گاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه كه براى بدن نافع و به صلاح آن است، اسراف نيست.
صرف كردن مال در محرمات اسراف است
3 - صرف كردن مال در مصرفهايى كه شرعا حرام است، مانند خريدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه‏دادن به حكام و صرف نمودن مال در چيزى كه ظلمى در بردارد يا ستمى به مسلمانى مى‏رساند و نظير اينها، و در چنين مواردى از جهت مخالفت امر خدا معصيت است، يكى گناه بودن اصل عمل و يكى اسراف بودن صرف مال در آن موارد. 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 3:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در كتاب تحف‏العقول آمده است: « جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(صلی الله علیه و آله): شرابان يكتفى باحدهما عن صاحبه لا اشربه و لا احرمه و لكنى اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله و من اقتصد فى معيشته رزقه الله و من بذر حرمه و من اكثر ذكر الله آجره الله‏» (44) مردى شير و عسل براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشيدنى كه يكى از ديگرى كفايت مى‏كند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏كنم ولى براى خدا تواضع مى‏كنم. زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خدايش بالا برد و هر كه تكبر كند خداوند او را خوار سازد و هر كه در زندگى ميانه‏روى كند خدايش روزى دهد و هر كه زياده‏روى كند خداوند او را بى‏نصيب گرداند و هر كه خدا را بسيار ياد كند خدايش جزا دهد.
نكاتى كه در اين حديث ‏شريف است مستلزم بحثى مفصل و هر كدام راهگشاى سعادت دنيا و آخرت است اما مناسب با اين مقال آن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايند: رعايت اقتصاد و ميانه‏روى در معيشت‏باعث ازدياد روزى و نزول بركات الهى است و فردى كه رعايت اعتدال مى‏كند دچار فقر و تنگدستى نمى‏شود و برعكس كسى كه طريق اسراف و تبذير پيش گيرد دچار محروميت مى‏شود و خداوند چنين بنده‏اى را به سختى معيشت مبتلا مى‏سازد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چهار دسته هستند كه دعايشان مستجاب نمى‏شود: اول) كسى كه در خانه مى‏نشيند و مى‏گويد: خدايا به من روزى بده! و در طلب روزى تلاش نمى‏كند در جواب او گفته مى‏شود: «الم آمرك بالطلب؟» آيا تو را به طلب روزى دستور ندادم؟
دوم) كسى كه از همسر خود ناراحت است و او را نفرين مى‏كند، مى‏فرمايند: «الم اجعل امرها عليك‏» آيا امر او را به دست تو قرار ندادم؟
سوم) كسى كه مالى داشته و آن را ضايع كرده است، مى‏گويد: «اللهم ارزقنى‏» خدايا به من روزى بده! مى‏فرمايند: «الم آمرك بالاقتصاد؟» آيا تو را به اقتصاد و ميانه‏روى و اعتدال در خرج امر نكرديم و «الم آمرك بالاصلاح؟» آيا به تو دستور اصلاح در مال را نداديم؟
چهارم) كسانى كه از مال خود بدون شاهد به ديگران وام دهند و بعد وام‏گيرنده منكر شود، خداوند مى‏فرمايد: «الم آمرك بالشهادة؟» (45) آيا به تو دستور نداديم شاهد بگيرى؟
ملاحظه مى‏فرماييد كه با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فايده‏اى ندارد. 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 2:53 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :6
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

POWERED BY RASEKHOON.NET