مقدمه
مالپرستي، يکي از جلوههاي برجسته دنياپرستي است و تجمل گرايي نماد بارز مالدوستي
است.
دنيا زدگي سرآغاز همه زشتيهاست. وقتي مال دوستي به اوج رسيد و به مالپرستي
گراييد، عامل بسياري از لغزشها ميشود و انسانها را از راه کمال باز ميدارد.
نگاهي به مخالفان انبياء ما را به اين باور ميرساند که آنان با به رخ کشيدن ثروت،
خود و هوادارانشان را برتر ميشمردند غافل از اينکه تنها ملاک برتري در اسلام،
تقوا، سادهزيستي و همانا روش و منش پارسايان است؛ همان راهي که امامان
معصوم(عليهمالسلام) در صحيفه تاريخ اسلام ترسيم کردند. آنان در برابر وسوسههاي
دنيوي، مردانه ايستادند و هيچگاه تسليم زر، زور و تزوير نشدند. آنان با اين که ميتوانستند
همچون ديگران از مواهب دنيا بهرهمند شوند، ولي چون در جايگاه رهبري و امامت
بودند، حتي از ضروريات زندگي نيز گذشتند تا سرمشقي باشند براي آيندگان. متاسفانه
در طول تاريخ کساني که بايد چشم بيدار اسلام و پاسدار ارزشهاي اخلاقي باشند و
سيره معصومين(عليهمالسلام) را در پيش گيرند، بيصبرانه به ثروت اندوزي و تجملگرايي
روي آوردند و راه را از بيراهه باز نشناختند تا بدان جا که به تدريج، مالدوستي به
دنيا گرايي و دنيا گرايي به شهوت راني و سودجويي و در نهايت، سست شدن ارزشها
انجاميده است
از اين رو، اهل بيت(عليهمالسلام) همواره خطر وابستگي و دلبستگي به ماديات را گوشزد
کرده و ره کارهاي خروج از اين تعلق را نيز برشمردهاند.
پيآمدهاي تجمل گرايي
همه ميدانيم که هر پديده اجتماعي، آثار و نتايجي را به دنبال خود ميآورد و در
بعضي موارد، بر کنشها و واکنشهاي نسل آينده جامعه نيز تأثير ميگذارد و آن را
دگرگون ميسازد. در اين بخش ميکوشيم به پيآمدهاي منفي تجملگرايي بپردازيم
گفتني است زيانهاي تجملگرايي بسيار است که به صورت مستقيم يا غير مستقيم در
کوتاه مدت يا دراز مدت در جامعه بر جاي خواهد ماند. اينک با در نظر گرفتن آيات
قرآن کريم و سخنان امامان معصوم(عليهمالسلام) و اشاره به برخي رخدادهاي تاريخي در
اين زمينه، مهمترين آفتها و پيآمدهاي منفي اين پديده را بر خواهيم شمرد.
1ـ تباهي سرمايههاي مادي
تجملگرايي سبب ميشود فرد بيشتر از آن چه توليد ميکند، مصرف کند. بدين ترتيب، در
سطح وسيعتر، جامعهأي که به کج راهه تجملطلبي گام نهاده است، جامعهأي مصرف زده
خواهد بود؛ يعني با مصرف شدن بيشتر منابع و امکانات آن، ديگر در توليد و سرمايهگذاري
قدرت کافي نخواهد داشت.
بايد دانست اسلام از گرايش فطري بشر به زيبايي آگاه است. به همين دليل برآوردن اين
نياز طبيعي و فطري را در محدوده شريعت و عقل مورد تأييد قرار ميدهد، ولي فراتر از
اين محدوده را نهي کرده است؛ زيرا هدر دادن ثروت و اموال براي امور واهي مانند
تجملگرايي مجاز نيست. امام رضا(عليهالسلام) در روايتي فرموده است:
«ان الله يبغض القيل و القال و اضاعة المال و اکثرة السؤال»
خداوند قيل و قال (گفتار بيهوده) و تباه سازي اموال و درخاست کردن فراوان را دوست
نميدارد.[1]
تباه کردن و تضييع اموال که در اين روايت بدان تصريح شده است، مفهوم و گستردگي
ويژهأي دارد. به همين دليل، هرگونه تباهي، نابودي و فساد در اموال را دربرميگيرد.
تباهي و تضييع ممکن است در اثر عوامل زير پديد آيد، اسراف کاري، مصرف بيش از
اندازه، پرداختن به تجملات، ناآگاهي، نبود تخصص و مهارت در مديريت مالي، بيتوجهي
به مسايل زندگي گرايش به صوفي منشي، سهل انگاري در به کارگيري اموال و امثال آن.
چنين پديدهأي به تباهي سرمايههاي زندگي، اختلال در انجام دادن مسؤوليتهاي
خانوادگي و اجتماعي و تزلزل در حرکت معنوي انسان انجامد؛ زيرا سير و عروج معنوي در
اين جهان با ابزار مادي و شرايط طبيعي صورت ميگيرد. در حديث مشهور نبوي آمده است:
«... فلولا الخبز ما صلينا و لا صمنا...»
اگر نان نباشد؛ نه ميتوانيم نماز بخوانيم و نه ميتوانيم روزه بگيريم».[2]
قرآن کريم نيز درباره حفظ امال و تباه نکردن آن ميفرمايد:
«وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ
قِيَاماً »
اموال خود را که خدا آن را مايه پايداري و برپا بودن شما قرار داده است، به دست
سفيهان نسپاريد.
خداوند در جمله « الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِيَاماً»ميفرمايد قوام زندگاني و
اجتماعتان به سرمايههاي شما است و بدون آن نميتوانيد کمر راست کنيد. پس آن را به
دست سفيهان نسپاريد.
از اين تعبير، اهميتي که اسلام براي مال و حفظ آن قايل است، به خوبي روشن ميشود.
2ـ زمينهسازي براي گناهان
تجملگرايي، زمينه را براي انجام بسياري از گناهان مانند: غرور، حسد، طمع، شهوت
پرستي و کينهتوزي آماده ميسازد. خداي متعال ميفرمايد:
«همانا بدانيد که زندگاني دنيا، بازيچه و سرگرمي کودکانه است و آرايش و تفاخر و
خودستايي با يکديگر و حرص افزودن بر مال و فرزندان است... دنيا جز متاع فريب و
غرور چيزي نيست».[3]
آدمي هنگام سرگرم شدن به تجملات با بسياري از وسوسههاي شيطاني رو به رو ميشود.
اسلام، مصرف هر کالايي را به انگيزههاي فخرفروشي و خودنمايي به ديگران يا براي
رقابت و چشم و هم چشمي، ناپسند ميداند. داشتن چنين انگيزههايي در مصرف تا آنجا
محکوم است که پيشوايان الهي، مردم را از مصداقهاي پيش پا افتاده و ساده آن نيز
نهي کردهاند.
اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) در تفسير آيه 83 سوره قصص
« تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي
الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا »[4]
آن خانه آخرت را براي کساني قرار ميدهيم که نميخواهند در زمين برتري جويي و تبهکاري
کنند.
فرموده است:
اگر کسي از اين که بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد، خرسند شود، داخل عنوان
اين آيه ميشود. (او از کساني به شمار ميرود که خواهان برترياند).[5]
در روايت ديگري از پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) آمده است:
«هر کس لباسي بپوشد و در آن اظهار بزرگي کند، خداوند به وسيله آن او را از لب دوزخ
فرو ميکشد و او همراه قارون خواهد بود».[6]
اين دو روايت، افرادي را دربرميگيرد که به انگيزه تفاخر يا تجمل، چنين کنند.
3ـ گسترش فقر در جامعه
بيتوجهي به ميانهروي در دخل و خرج زندگي و پرداختن به تجملات، زمينههاي پيدايش
فقر را فراهم ميآورد. در يک زندگي اقتصادي و سالم، درآمد شخص يا جامعه از هزينه
آن کمتر نيست يا دست کم با آن برابر است.
امام علي(عليهالسلام) درباره اندازه نگهداشتن خرج زندگي و زياده روي در مصرف ميفرمايد:
اندازه نگهداشتن در معيشت، سبب فقر و نيازمندي انسان ميشود.[7]
چه بسيارند افرادي که با رنج و زحمت، اشرافي گري پيشه ميکنند و به زياده روي در
مصرف روي ميآورند. چنين افرادي پس از مدتي به سبب اين زيادهروي و ترک اندازه در
معيشت، محتاج ديگران گشته، به فقر مبتلا ميشوند.
اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) براي جلوگيري از پديد آمدن چنين وضعيتي ميفرمايد:
«خداي سبحان، روزي فقيران را در مال و توانگري قرار داده است. پس هر جا بينوايي
گرسنه است، حق او در سفره رنگين اغنيا است و خداي متعال از توانگران بازخواست
خواهد کرد».[8]
امام صادق(عليهالسلام) نيز در اين باره ميفرمايد:
«... مردم فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نميشوند مگر به دليل گناهان و ستمکاري
توانگران».[9]
4ـ تبديل ارزش به ضد ارزش
تبديل باورها و ارزشهاي ديني و مذهبي به ضد ارزش، يکي ديگر از پيآمدهاي تجملگرايي
است. با گسترش تجملگرايي، ارزشهايي که دين بر آن تأکيد کرده و هر انسان عاقلي آن
را ميپذيرد و حتي تجربه پيشينيان آن را به اثبات رسانده و در تار و پود جامعه
ديني و مذهبي، ريشه دوانده است، دستخوش نابودي ميشود و به عنوان ضد ارزش قلمداد
ميگردد. در جامعهأي که تمام تلاش اعضاي آن، دستيابي به تجملات بيحد و حصر
باشد، ديگر مفاهيمي چون زهد، قناعت، انفاق وايثار هيچ جايگاهي نخواهد داشت؛ زيرا
همه اين ارزشها مخالف خاست و ميل آنان است و هيچ کدام براي آنها ارشي ندارند.
تجمل پرستي در ميل دروني انسان به اندوختن مال و زينتهاي مادي ريشه دارد. خداوند
در قرآن ميفرمايد:
«موسي(عليهالسلام) گفت: پروردگار ما! تو فرعون و اشراف وابسته او را در زندگي
دنيا، زيور و دارايي دادهاي که با آن، مردمان ما را از راه تو گمراه کنند. خدايا!
دارايي آنان را نابود ساز».[10]
امام رضا(عليهالسلام) درباره اين گونه افراد فرموده است:
«مال دنيا جمع نميشود مگر با پنج خصلت، بخل بسيار و آرزوهاي دراز و چيرگي آزمندي
(برانسان) و ترک صله رحم (و رسيدگي به بستگان تنگ دست) و دنيا پرستي و فراموش کردن
آخرت».[11]
5ـ کاهش معنويت در جامعه
انسان در جهان مادي از آغاز آفرينش تا زمان مرگ، با طبيعت و بسياري از عناثر مادي،
ارتباط مستقيم دارد. از اين رو، نسبت به جهان مادي، گونهاي انس و الفت پيدا ميکند
و در پرتو اين ارتباط نزديک، از لذتهاي مادي و طبيعي اين جهان بهرهمند ميشود تا
جايي که به اين حيات مادي و طبيعي، عشق و علاقه ميورزد. بسياري از انسانها بر
اثر شدت علاقه، هدف اصلي از آفرينش اين جهان و خويشتن را به فراموشي ميسپارند و
به هيچ قيمتي حاضر نيستند ذرهاي از اين لذتهاي مادي را از دست بدهند.
تجمل گراياني که فريفته و دلباخته تجمل شده از امور معنوي فاصله گرفتهاند، نمونه
اين دسته از انسانها هستند. حال هر قدر افراد بيشتري در يک جامعه چنين بينشي
داشته باشند، به همان نسبت، افول معنوي در سطح وسيعي از جامعه گسترش مييابد. اين
موضوع از نظر تاريخي نيز قابل بررسي است. پس از رحلت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و
آله) خلفا در خلافت و رهبري جامعه اسلامي از سيره و سنت پيامبر اکرم(صلي الله عليه
و آله) فاصله گرفتند. همين امر سبب شد معنويت در جامعه اسلامي رنگ ببازد و آثار
سوء آن که دامن گير جامعه اسلامي شده، تاکنون نيز جوامع اسلامي را رها نکرده است.
خداوند درباره اين تجمل پرستان و دوستداران زيباييهاي دنيوي ميفرمايد:
«کساني که [فريفته زخارف و زينتهاي دنيوي شدهاند و] زندگي اين دنيا را بر آخرت
ترجيح ميدهند [و نفس خود را از پيروي سنت خدا و تدين به دين او باز ميدارند] و
مردم را نيز از راه خدا منصرف ميکنند و در پي آن هستند که براي سنت و دين خدا،
کجي پيدا کنند [تا دشمني خود را موجه جلوه دهند و مردم را راضي کنند تا به هر سنتي
از سنتهاي اجتماعي و بشري، هر قدر هم خرافي باشد، عمل کنند و به اين وسيله] ضلالت
براي آنان مسجل و حتمي ميگردد».[12]
خداوند درباره اين مرحله فرموده است:
« أُوْلَـئِکَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ».[13]
6ـ از بين رفتن آرامش واقعي
از بين رفتن رفاه و آرامش حقيقي افراد، ديگر پيآمد تجملگرايي است که خسارتهاي
بسياري هم چون تزلزل در نظام خانوادگي و روابط اجتماعي را به همراه دارد. فرد تجملگرا
هميشه در پي مد و تهيه امکانات و وسايلي است که از تازگي برخوردار باشند. از اين
رو، در جريان تغيير مد و تکاپو براي تغيير دادن وسايل زندگي و لوازم زندگي همواره
در تنش و اضطراب روحي به سر ميبرد. افزون بر آن، حرص دستيابي به چنين امور تجملي
و آمال و آرزوهاي طولاني تمام وجود او را فرا ميگيرد و سبب ميشود غمي جانکاه، او
را به شدت بيازارد.
حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد:
«مال [دوستي] اهداف عالي انساني را فاسد و آرزوهاي طولاني را زياد ميکند».[14]
اين سخن عام است، ولي نظر به اين که تجملگرايان در شمار مالدوستاناند، تجملپرستان
را نيز در برميگيرد. ايشان در جاي ديگر فرموده است:
«کسي که قلبش از محبت دنيا پر شود، سه چيز با قلب او آميخته ميگردد: رنجي که
رهايش نميکند، حرصي که ترکش نميکند و آرزويي که به آن نميرسد».[15]
انسان آگاه و هوشمند از فرجام چنين افرادي عبرت ميگيرد و زندگي خود را براساس
آموزههاي دين مبين اسلام طرح ريزي ميکند و اين سخن اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام)
را با تمام وجود ميپذيرد که فرمود:
«اگر صلاح در نفس را ميخواهي، بر تو لازم است که به ميانه روي و قناعت و ساده
زيستي رفتار کني».[16]
همچنين از نظر اجتماعي، فرد تجملگرا افزون بر مشکلات روحي و رواني که خود بدان
گرفتار است، ديگران را نيز به ميدان رقابت بيهوده براي افزايش مصرفگرايي ميکشاند
و جامعه را دچار کشمکشها و تضاد دروني و اخلاقي ميگرداند. صفات زشتي هم چون،
حسد، کينه، طمع و خشم در منش، گفتار و کردار آنان تأثير ميگذارد و روابط خانوادگي
و اجتماعي آنان را به پرخاشگري و آشوب و اختلاف تبديل ميسازد. به طور کلي، افراد
تجملگرا، موجوداتي مغرور و متکبرند که همواره در پي برتري جويي و به استضعاف
کشاندن و تحقير ديگران هستند.
7ـ ناتواني در انجام وظيفه
از نظر دين مبين اسلام، هر مسلمان در جامعه اسلامي، در برابر خود و اجتماعي که در
آن زندگي ميکند، وظايفي بر عهده دارد. البته اين وظايف بسته به شرايط متفاوت،
تفاوت پيدا ميکند. اگر شماري از اعضاي اين جامعه به تجملات گرايي سرگرم شوند،
خواه نا خواه از وظايف خود در بعضي موارد باز ميمانند و به خود و ديگران آسيب ميرساند.
تجملپرستاني که اسير زنجيرهاي ماديات گشتهاند، در انجام وظايف دچار کوتاهي ميشوند؛
زيرا پرداختن انسان به امور فرعي، او را از توجه به امور مهم وي در زندگي فردي و
اجتماعي باز ميدارد.
در حقيقت، سستي فرد تجمل پرست در انجام وظايف، در از دست دادن بينش حقيقي وي براي
درک آن وظيفه ريشه دارد که آن نيز پيآمد طبيعي علاقهمندي کورکورانه به ماديات
است.
پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) فرموده است:
«کسي که به دنيا عشق و علاقه بورزد و آرزهاي طولاني براي خود بپروراند، خدا قلب او
را کور ميکند به هر اندازهاي که نسبت به دنيا علاقه بورزد».[17]
8ـ فراموشي ياد خدا و قيامت
غفلت يکي ديگر از پيآمدهاي تجملگرايي است که انسان را از هستي بخش خود، جدا و به
امور پست و حقير، سرگرم و وابسته ميکند. انسان يا جامعه تجملگرا به دليل دل
سپردن به سرگرميهاي ساختگي و روزانه زندگي مادي، از مبدأ و مقصد خود غافل ميشود
و خدا و آخرت را فراموش ميکند. خداوند در قرآن ميفرمايد:
«يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ
غَافِلُونَ»
آنان تنها ظاهري از زندگي دنيا را ميدانند و از آخرت بيخبرند.[18]
مجموعهاي از سرگرميها و لذتهاي زودگذر و خوابها و خيالها تمام برداشت آنان را
از زندگي دنيايي تشکيل ميدهد و همين سطحي نگري، آنان را از مسير و هدف اصلي گمراه
ميکند و به سقوط ميکشاند. اگر آنان، باطن زندگي دنيا و زرق و برقهاي آنان را ميدانستند،
ميتوانستند به راحتي آخرت را بشناسند؛ زيرا اندکي دقت در اين زندگي زودگذر نشان
ميدهد نشان ميدهد که اين دوره حتما مرحلهاي از يک مسير بزرگ است. همانگونه که
دقت در زندگي دوران جنيني نشان ميدهد که اين دوره، هدف نهايي اين زندگي نيست،
بلکه مرحلهاي مقدماتي براي نشان دادن زندگي گسترده پيش رو است.
در روايتي از امام صادق(عليهالسلام) آمده است:
«بزرگترين فساد اين است که انسان به غفلت از خدا راضي شود. اين فساد از طولاني
بودن آرزو و حرص و کبر پديد ميآيد. همچنان که خداوند عزوجل در داستان قارون خبر
داده است آنجا که فرمود: آرزوي فساد در زمين نکن؛ همانا خداوند مفسدان را دوست
ندارد. اين خصلتها در وجود و اعتقاد قارون بود و اصل ا ين خصلتها (ناشي) از
دوستي (زياد) دنياست و جمع آنها... .»[19]
همچنين امام سجاد(عليهالسلام) از خداوند درخواست ميکند:
«خدايا آن مال و ثروتي را که براي من اوهام ايجاد کند يا به گناه انجامد، از من
دور کن».[20]
9ـ ورشکستگي و بدهکاري
بيشتر و رشکستگيها و بدهکاريهاي اقتصادي به دليل رعايت نکردن ميانهروي در دخل و
خرج است. تجملپرستاني که دل در هوا و هوس دنيايي دارند، زماني به خود ميآيند که
کار از کار گذشته و ديگر راهي براي بازگشتشان باقي نمانده است. کم نيستند کساني
که با دست دراز کردن به طرف ديگران قرض از اين و آن ميکوشند زندگي ساده و معمولي
خود را به پاي زندگي اشراف و اعيان برسانند. به همين دليل، ناچار ميشوند همه
سرمايههاي خود را در اين دنيا به بهاي ناچيز، قرباني تجملپرستي کنند.
دلهاي تشنهاي که در حسرت جرعهاي از سراب تجملات، به قناعت و ميانهروي پشت
کنند، روز به روز بدهکارتر ميشوند و تا پايان عمر احساس بينيازي نخواهند کرد.
امام کاظم(عليهالسلام) ميفرمايد:
«کسي که ميانهروي داشته باشد و قناعت کند، نعمتها (و اموال) خود را از دست
نخواهد داد. در مقابل، کسي که اسراف و تبذير کند، نعمتها را از دست ميدهد (و
محتاج ديگران ميشود)».[21]
10ـ رويارويي با حق و حقيقت
انساني که به دنيا وابسته است و از ساده زيستي به تجملات روي آورد، کمکم احساس بينيازي
ميکند؛ زيرا همه چيز را فراهم شده و در دسترس ميبيند. بدينگونه است که حتي اين
انسان احساس بينيازي، او را روياروي حق قرار ميدهد و چنان روحيه خودخواهي و غرور
بر او چيره ميشود. که جز خود نميتواند کس و چيز ديگري را قبول داشته باشد و با
قدرت تمام با آن ميستيزد. خداوند متعال در قرآن ميفرمايد:
«ما در هيچ شهر و دياري، پيامبري انذار کننده نفرستاديم مگر اين که مترفين آنان
(همان کساني که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: ما به آن چه شما فرستاده شدهايد،
کافر هستيم».[22]
مترفون در اين آيه، جمع مترف از ماده «ترف» به معني تنعم است. مترف به کسي ميگويند
که فزوني نعمت و زندگي سرشار از رفاه، او را مست و مغرور و غافل کرده و به طغيانگري
واداشته است.[23]
مترفان طغيانگر و غافل معمولا در صف نخست مخالفان پيامبران بودند؛ زيرا آموزههاي
پيامبران الهي، مزاحم کامجوييها و هوسرانيهاي آنان بود. همچنين پيامبران از
حقوق محروماني دفاع ميکردند که مترفان با غصب حقوق آنان توانسته بودند به اين
زندگي پر زرق و برق و تجملاتي برسند. افزون بر آن، اين گروه هميشه براي پاسداري از
مال و ثروتشان، قدرت حکومت را يدک ميکشيدند. در حالي که پيامبران در برابر اين
کار نيز ميايستادند. به همين دليل، آنان بيدرنگ به مبارزه برميخاستند. گفتني
است اين گروه روي حکم و آموزه خاصي انگشت نميگذاشتند، بلکه ميگفتند ما به تمام
آنچه شما بدان برانگيخته شدهايد، کافريم و حتي يک گام نيز با شما همراه نيستيم.
اين سخن بهترين دليل براي لجاجت و عنادورزي آنان در برابر حق بود.
11ـ عذاب الهي
يکي ديگر از پيآمدهاي سوء تجملگرايي عذاب دردناک خداوند در فرداي قيامت است که
دامنگير تجملپرستان خواهد شد؛ زيرا قيامت، سراي حساب رسي به تک تک اعمال بندگان
خدا خواهد بود و در برابر هر عملي که بندگان انجام داده باشند، ثواب يا عقابي داده
خواهد شد.
از همين رو، بزرگان و اولياي دين همواره مسلمانان را نسبت به در اختيار داشتن مالي
بيش از اندازه نياز برحذر داشتهاند؛ زيرا ممکن است نتوانند آن گونه که شايسته
است، حق آن را به جا آورند.
امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد:
«هر ساختماني که بيش از احتياج باشد، در روز قيامت بر دوش صاحبش خواهد بود.»[24]
اين سخن بدان معناست که خدا در فرداي قيامت درباره اين کار از او حساب و کتاب پس
خواهد گرفت و در واقع، وي با اين کارها بار گناهانش را سنگينتر کرده است.
در روايتي که امام کاظم(عليهالسلام) از پدرانش و آنان از پيامبر اکرم(صلي الله
عليه و آله) نقل کردهاند، چنين ميخوانيم:
«هر چه بندهاي خود را به سلطان ستمکار نزديک و نزديکتر کند، از خداوند دور و
دورتر شده است و هر چه مال و ثروتش بيشتر شود، حساب و کتابش نزد خداوند سختتر ميشود».[25]
پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) نيز به ابن مسعود ميفرمايد:
«اي ابن مسعود! پس از من، اقوامي ميآيند که طعامهاي پاکيزه و رنگارنگ را ميخورند...
و خانهها و کاخهايي بنا ميکنند و مساجد را به زيور آلات تزيين ميکنند. تمام
همت آنان براي دنيا است که به آن دل بسته و اعتماد کردهاند. شرف آنان به درهمها
و دينارهاست و تلاششان براي شکم است. آنان بدترين بدها هستند که فتنه از آنان
برميخيزد و به خودشان برميگردد»[26]
اگر به اين سخنان خوب دقت کنيم، درخواهيم يافت که يک دسته از اين اقوامي که
پيامبر(صلي الله عليه و آله) از وجود آنان خبر داده است، تجملگرايان هستند که در
زندگي خود هدفي جز دنيا ندارند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - تحف العقول: ص 326.
[2] - فروع کافي: ج 5، ص 73.
[3] - سوره حديد، آيه 20.
[4] - سوره قصص، آيه 83.
[5] - تفسير نورالثقلين: ج 4، ص 144، حديث 124.
[6] - مکارم الاخلاق: ص 495، في ذکري مناهي النبي(صلي الله عليه و آله).
[7] - بحارالانوار: ج 71، ص 347.
[8] - نهج البلاغه: حکمت 328.
[9] - وسائل الشيعه: ج 9، ص 12.
[10] - سوره يونس، آيه 88.
[11] - عيون اخبار الرضا(عليهالسلام): ج 1، ص 276.
[12] - سوره ابراهيم، آيه 3.
[13] - الميزان: ج 12، ص 14.
[14] - غرر الحکم و درر الکلم: ج 1، ص 374.
[15] - همان: ج 5، ص 359.
[16] - غرر الحکم و درر الکلم: ج 3، ص 192.
[17] - تحف العقول: ص 48.
[18] - سوره روم، آيه 7.
[19] - سفينة البحار: ج 2، ص 361.
[20] - صحيفه سجاديهه: ص 154. و کان من رعائئه في المعونه.
[21] - الحياة: ج 4، ص 235.
[22] - سوره سبا، آيه 34.
[23] - لسان العرب: ج 9، ص 17.
[24] - مکارم الاخلاق: ص 127.
[25] - سفينة البحار: ج 2، ص 347.
[26] - الحياة: ج 3، ص 294.