يكي از مهمترين مباحث اقتصادي اسلام ، بحث دربار? اسراف وپي آمدهاي آن مي باشد ، وما در اين مورد مفهوم وسيع اسراف و آيات قرآني وادل?ديگر را ذكر كرديم ، اكنون براي تكميل آن بحث نظري به احاديث مي افكنيم :

احاديث پيشوايان بزرگ اسلام همانطور كه رفاه زندگي انسانها وفراواني روزي‌ها وثروتها را مولود

اقتصاد بمعناي تنظيم برنام? توليد و توزيع و مصرف بر اساس اعتدال ميداند. پديد? فقر در جوامع بشري ، محروميتها وفقدان بركت در زندگي را معلول اسراف وتبذير معرفي ميكند.

اين نكته نيزچنانكه قبلاً تذكر داديم قابل توجه است اعتدال وميانه‌روي را كه مراعات آن مورد تأكيد فراوان و همچنين اسراف را كه احتراز از آن مورد اهتمام قرار گرفته است هرگز نبايد در صرف مال وثروت محدود كنيم بلكه بايد استعدادها وشايستگي‌ها ونيروهاي انساني ـ اعم از فكري وبدني ـ را كه اهميت وموقعيت وكارائي آن از مال وثروت نيز به مراتب بيشتر است بحساب بياوريم ودر مصرف كردن آن نيزرعايت اعتدال وميانه‌روي واحتراز از اسراف را يك وظيف? اسلامي وانساني بدانيم.

ونيز با توجه به وسعت مفاهيم آنها هرگز نبايد آنها را در محدود? زندگي يك فرد يا يك خانواده مورد مطالعه قرار بدهيم، بلكه لازم است آنها را شاخص ومقياس زندگي ?اقتصادي جامع?اسلامي بدانيم.

بطور كلي احاديثي راكه از پيشوايان بزرگ ديني دربار?اسراف واعتدال آمده است ميتوان به 3 دسته تقسيم كرد:

دست?اول احاديثي است كه ميانه‌روي و رعايت اعتدال در زندگي رايك وظيفه مهم اسلامي معرفى ميكند ومسلمانان را به رعايت آن ترغيب مينمايد واسراف وتبذيررا يكي از گناهان بزرگ ميداند وافراد را از ارتكاب آن بر حذر ميدارد. اين احاديث بسيار است ، مادر اينجابراي نمونه به ذكر دو حديث اكتفا ميكنيم:

1 ـ حضرت امير مؤمنان (ع) فرمودند:

كُنْ سَمِحاً وَلا تَكُنْ مُبَذِّراً و كُنْ مُقَدِّراً وَلا تَكُنْ مُقَتِّراً يعني در خرج كردن مال خود سخاوتمند باش ، ولي هرگزاسراف و تبذير مكن ، ونيز مال و ثروت خود را بر اساس اندازه گيري صحيح خرج كن ، اما هيچوقت سخت گير مباش واز خرج كردن مال در موارد لازم مضايقه مكن ().

2 ـ و آن حضرت در هنگام وفات بفرزندش وصيت ميكند : در معيشت خود هرگز وهيچوقت اعتدال وميانه‌روي را از دست مده ()

دست? دوم رواياتي است كه عواقب وآثار زيانبار اسراف وفوائد ميانه روي را گوشزد مينمايد واينها مقداري از آنهاست:

الف ـ حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند 3 چيز موجب نجات و رستگاري انسانها است:

1 ـ سخن از روي عدالت گفتن در حال خشنودي وغضب.

2 ـ ترس از خداوند در آشكارو نهان .

3 ـ رعايت اعتدال وميانه روي در حال فقر وتوانگري ()

ب ـ ونيز آنحضرت فرمود: خداوند كسي راكه در معيشت خود ميانه روى را رعايت كند توانگر ميسازد وكسي را كه تبذير واسراف نمايد محروم ميگرداند()

ج ـ ونيز فرمود: هر كس اقتصاد وميانه‌‌‌روي رارعايت كند هرگز دچار فقر نمي شود()

د ـ حضرت صادق (ع) فرمود: « هر ساختماني كه در ساختمان آن مراعات ميانه روي نشده واز روي اسراف بنا گرديده موجب مسئوليت شديد ووبال صاحب خود خواهد بود()

ه‍ ـ حضرت باقر(ع) فرمود : در زندگي كسي كه اعتدال وميانه‌روي وجود ندارد ، خير وبركت نيز وجود نخواهد داشت ()

وـ حضرت امير مؤمنان (ع) فرمودند: اعتدال در خرج كردن موجب فراواني مال وثروت واسراف باعث سقوط مي گردد ()

زـ حضرت صادق (ع) فرمود : اسراف موجب كم شدن بركت است

دست? سوم رواياتي است كه حد وميزان اسراف و ميانه‌روي را بيان ميكند وما براي نمونه مقداري از آنها را در اينجا ميآوريم :

الف ـ حضرت صادق(ع)به يكي از محدثين كه اسحاق بن عمار نام داشت فرمود :

كمترين اسراف در اين 3چيز است :

1 ـ دور ريختن آن مقدار از آب را كه از آشاميدن اضافه آمده است.

2 ـ بدورانداختن هست? خرما پس از خوردن خرما (چون از هست? خرما ماده غذائي مخصوصي براي شتران ساخته ميشود).

3 ـ لباس شركت در اجتماعات را با لباس موقع كار يكي قرار دادن ()

توضيح اين موضوع اينست : افرادي كه در زندگي خود نظم وبرنامه‌اي دارند معمولاً براي خود دو نوع لباس تهيه مي كنند، لباسي براي شركت در اجتماع كه آنرا موقعي كه از منزل خود به بيرون قدم مي گذارند در بر مي نمايند ولباس ديگري رادر داخل خانه ويا موقع انجام كار مي پوشند كه در زبان عربي به اولي ثوب صون وبه دومي ثوب بذله گفته مي شود ودر بسياري از احاديث مااين دوتارا يكي قرار دادن نوعي اسراف محسوب گرديده ، چنانكه براي هر يك از دو موضوع ياد شده لباس جداگانه قرار دادن نوعي اقتصاد وحفظ مال قلمدادشده است .

ب ـ سليمان بن صالح مي گويدازحضرت صادق (ع) پرسيدم كمترين حد اسراف چيست ؟ حضرتش فرمودند : لباس نو را در موقع كار ودر داخل خانه پوشيدن ()

ج ـ حضرت امير مؤمنان (ع)فرمودند: اِسرافكاران رادر ابتداء با اين 3 علامت ميتوان شناخت :

1 ـ نحو? غذا خوردن : كه افراد اسرافكار معمولاً از لحاظ كميت يا كيفيت براي خود غذائي راكه بالاتر از شان واحتياج آنها است تهيه مي نمايند .

2 ـ براي آشاميدن خود ، آشاميدنيهاي افزونتر وبالاتر از شان واحتياج خودرا فراهم ميكنند.

3 ـ در پوشيدن لباس براي خود لباسي راتهيه ميكنند كه از نياز وشان آنها بالاتر است ()

د‌ـ حضرت صادق (ع)فرمودند: خداوند ? اقتصاد وميانه روي را دوست واسراف را دشمن ميدارد ، حتي دور انداختن هست? خرما ودور ريختن آبي كه از آشاميدن اضافه آمده است نوعي اسراف است» ()

ه‍ ـ اسحاق بن عبدالعزيز ميگويد شخصي از حضرت صادق (ع) پرسيدكه مادر يك نقطه از راه مكه ميخواستيم احرام ببنديم وچون نخاله همراه نداشتيم پس از استعمال داروي نظافت ، آرد بر بدن خود ماليديم ومن از اين موضوع سخت ناراحت شدم .

حضرتش فرمود : آيا ناراحتي تو ازاين جهت است كه فكر ميكني مبادا در اين مورد اسراف كرده باشي؟

گفت : آري

فرمود : چيزيكه بدن رااز لحاظ بهداشت اصلاح ميكند موجب اسراف نمي گردد.

اسراف اينست كه مال در غير مورد احتياج وبر خلاف ميزان لازم خرج شود ()

وـ حضرت رسول اكرم (ص) از راهي عبور ميكرد ، مردي را بنام سعد ديد كه در حال وضوگرفتن است وبيش از انداز? لازم آب مصرف ميكند ، حضرت بوي فرمود: اين اسراف چيست ؟

او گفت : مگر در وضو گرفتن هم اسراف هست ؟

فرمود : آري، هر چند در كنار نهر جاري هم وضوگرفته شود ()

با توجه به آنچه كه در بار? «اسراف » ذكر كرديم اين نكته روشن گرديد كه علت عمده پيدايش فقرها ومحروميت‌ها در اجتماع بشري و يا كمبود و نا رسائي در زمينه وسائل رفاه زندگي وتعليم وتربيت چيزي جز اسراف وتبذير وعدم رعايت اعتدال در خرج مال و ثروت نيست . اين حقيقت براي خوانندگان محترم در صورتي كه فقط براي نمونه آمار وارقام ثروتهاي كلاني راكه در راه تسليحات خرج ميشود در نظر بگيرند واضح ميشود . كه اين ، يكي ازآن ارقام است :

مركز علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد (يونسكو) در پاريس در بولتن شمار? 447 مورخ 8 آبان 1343 خود اعلام كرده است.

هزين? ساختمان يك طيار? بمب افكن ازنوع پروتوتيب مطابق با حقوق 000/250 نفر آموزگار در يكسال تمام است !

همچنين هزين? اين بمب افكن مساويست با ساختمان 30 دانشكد? علوم كه در هر كدام از آنها يكهزار دانشجو به تحصيل مشغول باشند!

همچنين هزين? ساختمان يك بمب افكن معادل است با ساختمان 75 بيمارستان كه هر كدام يكصد تختخواب داشته وكاملاً مجهز وآماده باشند!

براي ساختمان يك طيار?شكاري مافوق صوت هزينه‌‌‌اي لازمست كه با آن ميتوان 000/600 خان? آپارتمان بنانمود!

امروزه در هر ساعت از هر شبانه روز 000/000/14 دلار در دنيا خرج تسليحات ميگردد، در حاليكه ملت‌هاي بسياري در دنيا فاقد مسكن ، بيمارستان ، مدرسه ، آزمايشگاه ، و وسائل كشاورزي وخلاصه وسيل? رفاه وادام?زندگي هستند.

بعقيد? كار شناسان يونسكو با خرج يكهزار وهشتصد ميليون دلار حداقل 50 در صد از بي سوادان دنيا را ميتوان باسواد كرد وبابهاي 130 هواپيمااز نوع اف ـ 104 ميتوان دنيارا با سواد نمود!?

 

ادامه مطلب

 

ولي ظاهراً تجاوز از حد را مي توان را در يکي از سه شکل زير تصور نمود:

1ـ مصرف شيء بگونه اي که مطلوبيتي عقلائي را تأمين ننمايد، همچون آتش زدن اسکناس به عنوان بازي يا تفاخر.

2ـ مصرف شيء گرچه مطلوبيتي را تأمين مي‌کند، اما مطلوبيت تأمين شده بطور مساوي از راهي ديگر، با هزينه کمتر ممکن باشد. همچون بکار بردن پارچه اي مرغوب براي شستشوي اتومبيل بدون آنکه اثر خاصي بر آن مترتب باشد.

3ـ مصرف نمودن چيزي بدون آنکه تناسب معقولي بين شيء مصرف شده و مطلوبيت به دست آمده وجود داشته باشد، همچون صرف مبالغ هنگفتي براي حفظ و نگهداري گربه يا سگي در منزل، آنچنانکه بعضي انجام مي‌دهند. ليکن در حقيقت بازگشت هر سه قسم به اتلاف مال است.

زيرا مصرف شيء بدون ايجاد مطلوبيت، صدق عنوان اتلاف بر آن کاملاً واضح است و اما صدق اتلاف در شکل دوم به واسطه هدر دادن ارزشهاي زيادي به عنوان هزينه است، درصورتي که امکان استيفاي مطلوبيت مورد نظر، با بکار گرفتن ارزش کمتر، ممکن بوده است. همچنين صدق اتلاف درصورت سوم نيز روشن است زيرا اشيائي که داراي قدرت ايجاد مطلوبيت بالائي مي‌باشد با مصرف آن در يک مسير غير قابل اعتنا، در معرض اتلاف قرار گرفته و نيروي نهفته در آن هدر مي‌رود.

آنچه در همه اين موارد قابل تذکر است اينکه:

اسراف آن هنگام حرام مي‌باشد که شخص به آن اندازه از اشياء مصرف نمايد که عرفا عنوان مسرف بر او صادق شود، بنابراين در مصاديق خفي، که فقط عقلا آن را مي‌توان اسراف ناميد، تنها حکم به کراهت مي‌شود.[24]

در کتاب عروة الوثقي درباره اسراف در آب وضو چنين مي‌گويد:

«اسراف في ماء الوضوء مکروه»[25]

«اسراف در آب وضو مکروه است».

در اين مورد هيچ يک از اعلام محشين معاصر، نظر مخالفي را با متن ابراز نکرده اند در عين حال نسبت به اسرافهاي خفي نيز، مذمتهاي زيادي در روايات وارد شده است.

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:

«ان القصد امر يحبه الله عزوجل و ان السرف يبغضه حتي طرحک النواة فانها تصلح لشيء و حتي صبک فضل شرابک».[26]

«همانا ميانه روي چيزي است که خداوند آن را دوست مي‌دارد و همانا اسراف مبغوض خداوند است. حتي (اسراف) در دور انداختن هسته که آن به درد کاري مي‌خورد و حتي دور ريختن اضافه آبي که مي‌آشامي».

بدين جهت جامعه اسلامي بايد به شدت از هر نوع اسراف پرهيز نمايد.

عن الصادق عليه السلام: «ان مع الاسراف قلة البرکة»[27]

«اسراف با کمي برکت همراه است».

و نيز: «و ان السرف يورث الفقر»[28]

همانا اسراف موجب فقر است.

زيرا با حاکم شدن روحيه اسراف چه بسا کالاها و خدماتي که به جاي تأمين احتياجات و نيازهاي حقيقي و لازم، صرف زياده رويها و لاابالي گريها ‌مي‌شود. و اين، نسبت به فرد و جامعه هر دو متصور است، زيرا ممکن است هر فرد انساني به واسطه زياده رويهاي خود در بعض امور دچار فقر و تنگدستي شود و نتواند ديگر نيازهاي لازم خود را برطرف سازد و يا آنکه به واسطه زياده رويهاي عده اي که امکانات بيشتري در اختيار دارند زمينه استفاده از عده اي ديگر سلب گردد.

نگاهي ساده به اسراف کاريهاي عده اي بهره مند، نشان مي‌دهد که با احتراز از آن اسراف کاريها، چقدر انسان گرسنه و برهنه را مي‌توان سير کرد و پوشاند، و چقدر از اتلاف بيهوده اشياء جلوگيري نمود، به جاي ساختمانهاي سر به فلک کشيده و متعدد و با تجهيزات زرمداران دنيا، چقدر بينوا را مي‌توان سرپناهي ساده داد تا آن را از سوزش گرما و لرزش سرما حفظ نمايد درحالي که صاحبان آن کاخها چه بسا به بينش از يک صدم و يک هزارم آنچه ساخته اند احتياج ندارند، چقدر از عوامل توليد به جاي اشتغال به توليد کالاها و خدمات مورد نياز جامعه، سرگرم ساختن کاخها و تزئينات بي مصرف چنين افراد و ارائه خدمات تشريفاتي غير معقول به آنان مي‌باشند.

«عن ابي عبدالله عليه السلام: «کل بناء فوق الکفاية يکون و بالاً علي صاحبه يوم القيامة»[29]

«هر بنائي بيش از احتياج، در روز قيامت و بال صاحبش خواهد بود».

اگر از بيش از 4 ميليارد جمعيت جهان، يک ميليارد آن از اسراف يک لقمه غذاي خود در هر روز، نه در هر نوبت، پرهيز کنند روزي يک ميليارد لقمه غذا، اضافه خواهد آمد که مي تواند چندين ميليون انسان گرسنه را تغذيه نمايد که:

«کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين»[30]

«بخوريد و بياشاميد و اسراف مکنيد همانا خداوند مسرفين را دوست نمي‌دارد».

البته در اينجا بايد تذکر داده شود که هر زيادي اسراف نيست بلکه چه زيادت ها که موجب حفظ مال و شکل عالي تقدير معيشت باشد.

اسحق بن عمار مي گويد: خدمت امام کاظم عليه السلام عرض کردم:

اگر مردي داراي ده پيراهن (قميص) باشد آيا از اسراف شمرده مي شود؟

حضرت فرمود: «لا ولکن ذلک ابقي لثيابه، ولکن السرف ان تلبس ثوب صونک في المکان القذر»[31] «نه، ولکن آن براي دوام لباسهايش بهتر است، اما اسراف آن است که لباس خوب خود را در مکان غير تميز بپوشي» (يعني هر لباسي مثلا هنگام بنائي نبايد لباس فاخر پوشيد).

 

ادامه مطلب

 

قرآن پيرامون پنجمين ويژگي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنين مي‏فرمايد: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»1 آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدال مي‏ورزند.»

اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آن موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاي مشكلات و برطرف كردن بسياري از نابساماني‏هاي اجتماعي و اقتصادي مي‏گردد. و مي‏توان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه ياد كرد، و آن مسأله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال يعني ميانه‏روي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنين كاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امّت وسط» يعني امت معتدل خوانده ومي‏فرمايد: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»2 اين گونه شما را امّت ميانه قرار داديم.

اميرمؤمنان علي(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط يا تفريط كشانده مي‏شوند، جاهل خوانده مي‏فرمايد: «لاتَرَي الجاهل إلاّ مُفرطا أو مفرّطا»3 هميشه جاهل را نمي‏نگري جز اين كه يا زياده روي مي‏كند، و يا كم مي‏آورد.

در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدا است، از يكي از شاخه‏هاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصادي و زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاح زندگي و سامان يافتن شؤون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايت اعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف مي‏كند و نه سخت‏گيري، بلكه راه ميانه بين اين دو را برمي‏گزيند.

نكوهش اسراف در اسلام

اسراف به معني هرگونه زياده‏روي و تجاوز از حد اعتدال در هر چيزي است كه انسان آن را بجا مي‏آورد، مثلاً براي يك وعده غذا و سير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود، يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند و آن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده، نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر را كه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعده غذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، و جريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني مي‏فهميم كه در جامعه ما چقدر اسراف در چهره‏هاي گوناگون وجود دارد.

اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخه‏هاي آن كه در آيه مورد بحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن و آشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرف هزينه‏هاي گزاف در امور تجمّلي و تزييني و تشريفات بي‏محتوا و... حتّي اگر در عبادت زياده‏روي شود مثلاً در وضو يا غسل، آب بيش از حدّ عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساس پيامبر(ص) فرمود: «في الوضوء اسرافٌ، و في كلِّ شي‏ء اسرافٌ»4 در وضو و در هر چيزي مي‏تواند اسراف راه يابد.

شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع) مشرّف شد و پيرامون شيوه صحيح مصرف در خانه نسبت به هزينه زندگي همسر و فرزند و ساير شؤون سؤال كرد، حضرت رضا(ع) در پاسخ فرمود: «بايد مصرف تو به گونه‏اي باشد كه بين دو كار ناپسند (اسراف و سخت‏گيري) قرار گيرد.»

عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدا در قرآن را نشنيده‏اي كه اسراف و سخت‏گيري را ناپسند مي‏شمرد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) مي‏فرمايد «والّذين إذا أنفَقوا...»5 بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه ميان اين دو (حداعتدال) را مي‏گيرند» بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد و مصارف، ميانه‏رو باش.6

مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع) در نزد شاگردان، همين آيه (67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سخت‏گيري است (كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين همان اسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود، به گونه‏اي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود: «اين همان اعتدال بين سخت‏گيري و اسراف است.»7

در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده است به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب مي‏كنيم:

1 ـ «كلوا واشرَبُوا و لاتُسْرِفوا»8 و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.

2 ـ «و آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِه و لاتُسرفوا»9 هنگام درو، حق زكات (غلاّت و...) را بپردازيد، ولي (در انفاق) اسراف نكنيد.

3ـ روايت شده فقيري به محضر پيامبر(ص) آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص) پيراهنش را از تن خود بيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه به طور عريان نشست و حتي براي نماز جماعت بيرون نرفت، كافران در غياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيه نازل شد: «ولاتَجعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ و لا تبْسُطها كلّي البَسْط فتقعد ملوما محسورا»10 هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن (بخل نورز) و بيش از حد (اعتدال نيز) دست خود را مگشاي تا مورد سرزنش قرار گيري و از كار فروماني.

براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص) فرمود: «ما مِنْ نَفَقَةٍ احبَّ اِلَي اللّه مِنْ نفقةِ قَصْدٍ، و يبْغُضُ الإسراف»11 هيچ انفاقي در پيشگاه خدا محبوب‏تر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.

نيز بر همين اساس پيامبر(ص) و اميرمؤمنان علي(ع) و ساير امامان(ع) بسيار ساده مي‏زيستند، و از هرگونه تجمل‏گرايي و تشريفات پرهيز جدّي مي‏نمودند.

اميرمؤمنان علي(ع) براي كارگزاران خود چنين نامه مي‏نوشت:

«آدِقّوا اقلامَكُمْ، و قارِبُوا بَيْنَ سُطُوركُمْ، و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِكُمْ، وَاقْصُدُوالمعانيَ، و ايّاكُمْ والإكْثارَ، فَاِنَّ اموالَ الْمُسْلِمينَ لاتَحْتَمِلُ الضَّرَر»12 سر قلم‏ها را نازك‏تر كنيد، و بين سطرها را نزديك نماييد، و از استخدام واژه‏هاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدف قرار دهيد، و از پرچانگي و زياده‏روي دوري نماييد، زيرا نبايد به ثروت مسلمانان آسيب برسد.

نيز فرمود: «آگاه باشيد؛ بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز و بپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيا بالا مي‏برد، ولي در روز رستاخيز به پايين مي‏كشاند، و در پيش مردم او را محترم مي‏كند، ولي در پيش خدا خوار مي‏گرداند، هركس مال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكر آن مال را به او حرام مي‏نمايد.»13

«مَنْ اَنْفَقَ شَيْئا في غَيْرِ طاعَةِ اللّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ»14 كسي كه چيزي از مال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است.

ياسر خادم مي‏گويد: روزي غلامان امام رضا(ع) ميوه مي‏خوردند، ولي هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشه‏اي مي‏انداختند، آن حضرت اين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود: «سبحان اللّه! اگر شما به اين ميوه‏ها نياز نداريد، انسان‏هايي هستند كه نياز دارند، چرا دور مي‏ريزيد؟ آنها را نگه داريد و به نيازمندان بدهيد.»

و امام صادق(ع) در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش اسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيد كه اسراف است.»15


پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف

حضرت امام خميني قدّس سرّه، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيار جدّي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه در مصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زير جلب مي‏كنم:

1ـ يكي از مسؤولين دفتر امام خميني قدّس سرّه مي‏نويسد: يك بار مسؤول امور مالي، پشت يك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امام در يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما در اين قطعه كوچك نيز مي‏توانستيد بنويسيد.»

از اين رو آن برادر كاغذهاي خورده‏ها را جمع و جور مي‏كرد و در كيسه‏اي مي‏گذاشت، و هنگامي كه مي‏خواست، براي امام چيزي بنويسد، روي آن كاغذ پاره‏ها مي‏نوشت، امام هم زيرش جواب مي‏نوشتند.16

2ـ سركار خانم زهرا مصطفوي (دختر امام) از خاطرات دوران كودكي خود، چنين مي‏گويد: درس امام در ساعت يازده و نيم تمام مي‏شد، ايشان در اين هنگام بيست دقيقه با ما (كه كودك بوديم) بازي مي‏كرد، سپس ده دقيقه به ظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر مي‏شد، امام با خريد اسباب بازي خيلي مخالف بودند و مي‏گفتند: اين پول باطلي است، با وسايلي مانند گِل، تيله درست مي‏كرديم، بعد مي‏چيديم و مي‏گفتيم هر كس به اين تيله‏ها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونه ساده بود...17

3ـ يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدّس سرّه نقل كرد: يك روز بر طبق وظيفه‏اي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورت مخارج ماهيانه را (در جماران) به خدمت امام فرستاديم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهماني‏ها، رفت وآمدهاي امام، پول برق خانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امام مي‏فرستاديم، پس از نيم ساعت حاج احمدآقا (فرزند امام) تلفن زد و گفت: از وقتي كه صورت حساب داده‏ايد، امام مرتّب در لب باغچه قدم مي‏زند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مي‏فرمايد:

«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلاً از اين جا مي‏روم.»

حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماه چه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحت شود.

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلاً:

1ـ گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آن را در انبار حسينيّه جماران بريزند.

2ـ به ماشيني كه خانواده حضرت امام را مي‏برد، و براثر بي‏توجّهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينه‏اي پيدا نموده بود.

3ـ ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخل منزل ايشان از بالاي پشت بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس مي‏دادند.

صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و در نتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند.18 از همين يك نمونه مي‏توان شدّت پرهيز امام از اسراف و زياده‏روي در مخارج خانه را به دست آورد.

دوري از تقتير و سخت‏گيري

اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگي‏هاي بندگان ممتاز الهي است، كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن است كه از آن به اسراف و تبذير ياد مي‏شود كه بيان گرديد، دوم جنبه تفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتير يا سخت‏گيري و زندگي رنج‏آور تعبير مي‏گردد، اسلام دين سمحه و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصادي زندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي را به شيوه‏اي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد.

پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه از اسراف جلوگيري مي‏كرد، به موازات آن از اقتار و سخت‏گيري در زندگي، نهي مي‏نمود. رسول

اكرم(ص) فرمود: «انَّ مِنْ سعادَةِ المَرْءِالمُسْلِم أن يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ، والْمَرأَةُ الجَملاء ذاتُ دِينِ، وَالْمَرْكبُ الهَنيّ والمَسْكَنُ الْواسِعِ.»19

از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كه در نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، و مركَب راهوار و خانه وسيع باشد.»

در ماجراي ابولُبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلامي در نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس از مدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پيامبر(ص) با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولُبابه به پيامبر(ص) عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه‏ام، نصف اموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه نداد، او عرض كرد: اجازه بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه داد.20

اين كه پيامبر(ص) اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساس بود كه او و خانواده‏اش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند.

در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداش‏هاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه از دنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند، سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش به آن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص) فرمود: «لَوْ علمتُ ما دَفَنْتُهُ مَعَ اهْلِ الاِسْلامِ، تَرَكَ وُلْدَه يَتَكَفَّفونَ النّاس؛ اگر من اطلاع مي‏يافتم نمي‏گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خود را از ثروتش بي‏نصيب نمود، و آنان را فقير و بي‏پناه گذاشت، تا دست گدايي به سوي مردم دراز كنند.»21

اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است، نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاء خانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه جوانب رعايت نمود.

ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع) در شهر بصره از يكي از شيعيان به نام «عاصم» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار و سخت‏گيري به خود و خانواده‏اش شده بود22 نيز شاهد گويايي بر نكوهش سخت‏گيري در شؤون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايد از هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.

اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان مي‏بريم:

امام كاظم(ع) خانه‏اي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، به او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه تو تنگ و كوچك است.»

غلام گفت: «همين خانه‏اي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است، گرچه تنگ و محقّر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رو در همين خانه مي‏مانم.» امام كاظم(ع) به او فرمود: «اِنْ كانَ ابُوكَ اَحْمقٌ ينْبَغي أن تكُون مِثْلَهُ»23 آيا اگر پدرت احمق بود، تو هم مي‏خواهي مثل او باشي؟

تفاوت رَهْ از كجا تا به كجا

يكي از اصحاب مطبوعات ايران نظر يك پدر بزرگوار دو شهيد لبناني را درباره جمهوري اسلامي ايران استفسار كرد و او كه خود يكي از قهرمانان ميدان جهاد و مقاومت اسلامي لبنان است پاسخ داد جمهوري اسلامي ثمره تاريخ اسلام و مجاهدتهاي ائمه معصومين و تمام شهداي تاريخ شيعه است. جمهوري اسلامي محصول پهلوي شكسته زهرا(س)، فرق شكافته علي مرتضي، پاره‏هاي جگر سبط اكبر و قطره قطره خون شهداي كربلا، سر بريده امام حسين و اسارت زينب كبري است. جمهوري اسلامي دستاورد خون ميليون‏ها شهيد تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي است.

پدر بزرگوار شهيد در حالي كه با روضه حماسي خود اشك همنشينان را در آن جلسه جاري كرده بود ادامه داد: تمام اين مجاهدت‏ها و خون‏ها براي اين بود كه اسلام و احكام قرآن در جامعه تحقّق بيابد و با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران براي اولين بار راه رسيدن به اين آرزوي بزرگ هموار گرديد پس قداست ارزش جمهوري اسلامي براي ما تجلي قداست و ارزش كليت اسلام و تشيّع و تماميّت خون شهداي راه خداست. وي افزود جمهوري اسلامي رگ زندگي و سرچشمه عزّت و اقتدار و اميدهاي بزرگ ما براي آينده تمام مسلمانان و بشريت است و به همين نسبت نيز دغدغه و نگراني بزرگ ما از توطئه‏هايي است كه عليه جمهوري اسلامي در جريان است و ... توطئه‏هايي كه مي‏خواهد جاي ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها را عوض كند و دشمنان را به جاي دوستان بنشاند و دوستان را در جاي دشمنان قرار دهد و وحدت را به تفرقه تبديل كند.

يقينا زبان حال اين پدر فرزانه زبان حال و سخن دل هزاران هزار انسان حقيقت‏بين و حق‏جو در داخل و خارج است اما... فاصله و تفاوتي است بين نگاه آسماني اينان كه از بالاي گود و از فراز تاريخ و جغرافيا به جمهوري اسلامي مي‏نگرند با آنان كه در گود معركه قدرت طلبي و چاه ظلماني «حبّ دنيا» كه سر نخ تمام خطيئات و فتنه‏ها است24 مصداق اين سخن حق شده‏اند كه : «لهم قلوبٌ لايفقهون بها و لهم اعينٌ لايبصرون بها و لهم آذانٌ لايسمعون بها»25 آنان را قلوبي (عقلهايي) است كه با آن نمي‏فهمند و چشم دارند ولي نمي‏بينند و گوش دارند اما نمي‏شنوند و... و غافلند كه بُن شاخه‏اي را مي‏بُرند كه خود بر آن نشسته‏اند.

--------------------------------------------------------------------------------

1 ) رأس كل خطيئة حبّ الدنيا (امام صادق عليه السلام، بحار، ج7، ص273.

1 ـ فرقان (25) آيه67.
2 ـ بقره (2) آيه143.
2 ) سوره اعراف آيه 179.
3 ـ نهج البلاغه، حكمت70.
4 ـ كنزالعمال، حديث26248.
5 ـ فرقان (25) آيه67.
6 ـ محدّث قمي، سفينة‏البحار، ج1، ص615، علامه مجلسي، بحار، ج71، ص347.
7 ـ محدّث خبير عبد علي بن جمعه حويزي، تفسير نورالثّقلين، ج4، ص29.
8 ـ اعراف (7) آيه 31.
9 ـ انعام (6) آيه141.
10 ـ اسراء (17) آيه 29، علامه طبرسي، مجمع البيان، ج6، ص411.
11 ـ آيت الله علي مشكيني، قصار الجمل، ص305.
12 ـ علامه مجلسي، بحار، ج41، ص105.
13 ـ نهج البلاغه، خطبه126.
14 ـ علامه مجلسي، بحار، ج72، ص302.
15 ـ محدّث قمي، انوار البهيّة، ص339، بحار، ج71، ص346.
16 ـ فراخوان رهبري، نشريه فرهنگي دفتر پي‏گيري فرمايشات مقام معظّم رهبري، ص29.
17 ـ برداشت‏هايي از سيره امام خميني، ج1، ص36.
18 ـ نقل از آيت اللّه رسولي محلاّتي.
19 ـ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج76، ص149. و در بعضي از روايات به جاي فقره اول، فرزند صالح ذكر شده است (بحار، ج76، ص155)
20 ـ همان، ج22، ص94.
21 ـ شيخ صدوق، علل الشّرايع، ص558، بحار، ج103، ص197 و 198.
22 ـ اين داستان در نهج البلاغه، خطبه 209 آمده است.
23 ـ المحاسن برقي، ص611، بحار، ج76، ص153.



 

 

 

ادامه مطلب

 


نقد مقالات در مجلات علمي به خصوص فقهي فوايد بسياري دارد و باعث اصلاح و تكميل و رشد و تحرّك و تبادل علمي و نضج فرهنگ و افكار خواهد بود. حتّي اگر نقد به منظور حراست از احكام دين اسلام و جلوگيري از انحراف و بدعت باشد واجب خواهد بود. با توجه به اين نكات بر آن شدم كه نقدي بر مقالؤ «نگاه فقهي ملا احمد نراقي به اسراف» بنويسم، تا نويسنده فاضل و محترم درجريان امر قرار گيرند، نيز مسئولان و مديران محترم فصلنامه فقه اهل بيت ملاحظه فرمايند.

قابل ذكر است كه فعلاً خواستم نكات و شبهات بدوي را مطرح نمايم و برخورد عميقِ علمي‏تر را به فرصت مناسب‏تر واگذار مي‏كنم.

1. نويسندؤ محترم در مقاله نوشته‏اند:

فقر و تنگدستي در فرهنگ و باورهاي اسلامي نكوهش شده و از آنها به عنوان همسان كفر ياد شده است.

1امّا هر فقري نكوهش نشده بلكه ثروتمند بخيل و ستمگر، و فقير بي صبر نكوهش شده‏اند.

تذكر: اوّلاً، «فقر» به معناي احتياج است2و فعل اختياري نيست تا قابل نكوهش باشد بلكه كارها و امور اختياري كه يك فرد يا مجموعه ممكن است بر اثر فقر انجام دهند قابل نكوهش مي‏باشد.

ممكن است اشكال شود كه در بعضي روايات فقر نكوهش شده است،3 ليكن اين نكته نبايد موجب شود كه در مورد مقاله فقط جنبؤ نكوهش به طور مجمل ذكر شود درحالي كه در بعضي روايات فقر مدح گرديده است. مانند: «الفَقْرُ فَخْري» اگر چه آن وجه، بسيار زيباست كه مراد فقر، وابستگي ممكن الوجود به واجب الوجود باشد.

خلاصه، اين امر بحث مفصّل دارد و اين گونه مطالب را بهتر است در مقالات مستقل مورد بررسي قرار داد. اگر بنا شد به طور اجمال آورده شود لازم است نكته‏هاي مقابل گفتن مطرح شود تا ناصحيح و شبهه‏انگيز نباشد.

2. در ادامه مطالب نويسندؤ محترم آورده است:

در برابر، از رفاه و آسايش به عنوان يك امتياز ياد شده تا جايي كه كار و تلاش براي كسب آن هم از عبادات و واجبات به شمار آمده است.

4آيا در آموزه‏هاي اسلامي رفاه به طور عام و فراگير يك امتياز مشروع و معقول و مستحسن است؟ اوّلاً، رفاه كه به تن آسايي5 معنا شده نه تنها امتياز نيست بلكه مذمّت نيز شده است. ثانياً، آسايش نيز كه دراين مقاله مورد تأييد قرار گرفته و به عنوان يك امتياز معرّفي گرديده، در فرهنگ فارسي به معناي استراحت و فراغ6 آمده، روشن است كه استراحت و فراغ درحد ضرورت و عقلايي مورد تأييد است نه زايد بر آن.

اين بحث نيز قابل بررسي و تحقيق جامع است.

به فرض رفاه و آسايش در حدّ مشروع باشد، به چه دليلي كار و تلاش براي كسب آن يك واجب شرعي است كه در مقاله چنين مطرح شده است؟

نياز به استدلال نيست كه كار به مقدار تأمين زندگي معتدل مستحسن و لازم است و كار به مقدار تأمين نفقه‏هاي واجب، لازم است و براي آسايش اهل و عيال بهتر است. اگر مقدمه منحصر به فرد واجبي باشد نيز واجب است، تا آن جا كه حضرت امام فرموده‏اند:

لاريب في أنّ التكسب و تحصيل المعيشة بالكدّ و التعب محبوب عنداللّه.

7اگر رهايي از وابستگي كشور اسلامي به اجانب مشروط به كاري باشد يا كار طوري باشد كه اگر رها شود، ضرر مهمّي به جامعه يا فرد وارد مي‏شود، آن جا واجب است.

امّا واجب بودن كار براي آسايش و رفاه بيشتر چه حكم شرعي دارد اگرواجب شرعي است دليل آن چيست؟

جهت روشن شدن مطلب، عبارتي از شهيد ثاني مي‏آوريم:

فالواجب منها ما توقف تحصيل موءنته... و مطلق التجارة التي يتمّ بها نظام نوع الإنسان فإنّ ذلك مِن الواجبات الكفائية... و المستحب ما يحصل به المستحب و هو التوسعة علي العيال و نفع الموءمنين و مطلق المحاويج غير المضطرين و المباح ما يحصل به الزيادة...

38. نويسنده محترم آورده‏اند:

...بنابر اين هر گونه تجاوز از حد، اسراف نيست. تجاوز از حدّي كه غرض عقلايي در پي نداشته و مورد تقبيح عقلا باشد، اسراف است.

9دراين باره مي‏گوييم: نويسنده ارزشمند، در ادامؤ بيان معناي اصطلاحي و نتيجه‏گيري از سخنان بعضي فقها عبارت فوق را آورده است، ايشان در صفحه 167 مقالؤ خود به نقل از عوائد الايام نراقي آورده است:

حدّ يعني حدّ استوا و وسط، يعني فاصلؤ ميان تقتير به معني تضييق و اسراف و اين حدّ فاصله، «قصد» و «اقتصاد» ناميده مي‏شود؛ زيرا اقتصاد عبارت است از: اعتدال و ميانه روي.

اينك توجه كنيد، درصورتي كه حدّ چنين معنايي داشته باشد، قطعاً هم از نظر شرع و هم از نظر عقلا تجاوز و خروج از آن قبيح است، حال جاي اين سوءال است كه تجاوز از حدّي كه به قول نويسنده «از حدّ اسراف نيست» كدام است؟ آيا تجاوز از حدّ طبق توضيحي كه آوردند، كه خروج از حدّ درست افراد است، اسراف نيست؟ درحالي كه موردي نمي توان يافت كه خروج از حد باشد و اسراف نباشد.

نكته ديگري كه به نظر مي‏رسد بايد مورد توجه باشد، آن است كه هرجا اعتدال باشد و مال به صورت شايسته مصرف شود و عقلا و شارع نيز آن را تأييد كنند، تجاوز از حدّ و اسراف نيست و هر جا فوق خطّ اعتدال باشد، اسراف است.

اگر زياد مصرف كردن عطر و امثال آن از طرف شارع تأييد شده در حقيقت به آن جهت است كه زياده روي در آن، شايسته و به جا و در محدودؤ اعتدال قرار گرفته؛ زيرا اعتدال از عدل است و عدل، «وضع الشي موضعه» است.

ديگر آن كه در اين جا عرف عقلا با شارع كه اعقل عقلا است وحدت نظر دارند و عرف عقلاي متديّن‏ها، مراد است و موردي كه تجاوز از حدّ اعتدال باشدولي تقبيح نشود يافت نمي شود، از اين رو كه اگر كسي قائل شود استعمال زياد عطر اسراف است با عدم تقبيح عقلا مواجه خواهد شد. قرآن كريم دراين زمينه فرموده است:

«وَلاَ تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلَي عُنُقِكَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ»

410. در ادامه مقالؤ ايشان آمده است:

هر چند بعضي از مصاديق اسراف، قطعي و مورد اتفاق همؤ فقها است ليكن ادّعاي ضروري بودن حرمت اسراف درتمام موارد، صحيح به نظر نمي رسد؛ زيرا اصطلاح ضروري بودن دين در مواردي به كار مي‏رود كه شائبؤ هيچ گونه اختلاف نظري نباشد در حالي كه در حرمت بعضي از مصاديق اسراف جاي بحث و گفتگو است .

اوّلاً، با توجه به مطالبي كه نويسنده محترم در صحفؤ 172 آورده‏اند كه حدود 23 آيه از واژؤ «سرف» دارد، حدود هفت آيه با نهي صريح و برخي از آنها مانند نهي است، به گونه‏اي كه اگر صريح در حرمت نباشد دست كم ظهور در حرمت دارند تا آن جا كه دارد: پس آيه بر حرمت هر نوع اسراف دلالت دارد.

عملي كه اين گونه مورد نهي قرار مي‏گيرد آيا ضروري دين نيست؟

ثانياً، مراد مرحوم نراقي از اين كه «اسراف» را به ضروري دين حرام مي‏داند، موارد استثنا شده و اختلافي نيست، بنابر اين ردّ استدلال نراقي مبني بر ضروري بودن حرمت اسراف، صحيح نيست.

5. در ادامؤ مقاله ايشان آمده است:

ادّعاي اجماع از جهاتي قابل اشكال است، از جمله مدركي بودن آن؛ زيرا اگر به قطع آن را مدركي ندانيم دست كم احتمال مدركي بودن آن بسيار قوي است، پس كاشف از قول معصوم يا نصّ معتبر نيست.

11نقد و بررسي:

1.اجماع يا نبود اجماع را بايد با بررسي كلمات فقها، اثبات يا ردّ كنيم، نه به صرف ادعا.

2. احتمال مدركي بودن براي احتمال دهندؤ آن موءثر است نه براي كسي كه اطمينان به وجود اجماع دارد.

بايد بيفزاييم كه وجود روايات و يا آيات موجب سستي صلابت اجماع نمي شود. در اين زمينه لازم است از مطالب استاد بزرگوارمان حضرت آيت اللّه شاهرودي بهره بگيريم. ايشان در اثبات صحّت استدلال به اجماع پس از ذكر سخنان فقها در مورد ارث بردن مسلمان از غير مسلمان فرموده است:

ادله و استدلالات ديگر كه در سخنان فقها در بارؤ اين حكم وجود دارد بلكه وجود روايات معصومين(ع) رخنه‏اي در اجماع ايجاد نمي كند و موجب مدركي شدن اجماع نمي شود، زيرا آهنگ سخن فقهاي پيشين و تصريح آنان به اين كه اين مسأله از مسائل اختصاصي مذهب اماميه بوده و مورد اجماع است يا حكم آل محمد اين است با آن كه اين مسأله از قديم مورد اختلاف دومذهب بوده و هر دو طرف در كتب‏خود اقرار كرده‏اند كه در اين مسأله‏قول علي و حسن بن علي و زين‏العابدين(ع) مخالف قول عامّه است، همؤ اين قراين و نكات به ما اطمينان مي‏بخشد كه اين حكم نزد شيعه، واضح و مسلّم بوده و حتي نزد عامه نيز به عنوان ديدگاه مذهب شيعه شناخته شده است. جاي هيچ گونه اشكالي ندارد، زيرا اين گونه اجماع، كاشف از رأي معصوم است. بنابر اين قوي‏ترين دليل اين مسأله، همين اجماع است.

12نتيجه: طبق آنچه حضرت آيت الله شاهرودي بيان فرموده‏اند، همچنان كه در ارث وجود روايات مانع از حجّيت اجماع نيست در باب اسراف نيز وجود ادلّؤ ديگر مانع از انعقاد حجّيت اجماع نيست، و اعتماد به آن جملؤ معروف كه «الاجماع دليل حيث لا دليل» درمواردي كه اجماع به طور مستقل وجود دارد صحيح نيست.

در پايان از نويسندؤ انديشمند مقالؤ مذكور كه با سعه صدر با نقد اينجانب برخورد خواهند كرد، قدرداني مي‏نمايم.

--------------------------------------------------------------------------------

1. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.
2. مجمع البحرين و مصباح المنير واژؤ «فقر».
3. مجمع البحرين ، واژؤ «فقر»، «نعوذ بك من الفقر و القلّة».
4. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.
5. فرهنگ معين.
6. همان .
7. تحرير الوسيله، ج1، ص 500.
8. شرح اللمعة الدمشقيه، ج3 ،ص 211ـ220.
9. مجلؤ فقه اهل‏بيت، ش29، ص 169.
10. اسراء، آيؤ 29.
11. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 171.
12. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 11 ـ 10، با اندكي تغيير در عبارت.



 

 

ادامه مطلب

 

يكى از واژه‏هاى قرآن و روايات لغت اسراف و اتراف است كه ناگزير لازم است بمناسبت موضوع مورد بحث، توضيح كوتاهى در باره آن داده شود.

قرآن مجيد در 23 مورد، از اسراف نكوهش كرده است كه در دو مورد آن كلمه «لا تسرفوا» و در دو مورد كلمه «إنه لا يحبّ المسرفين» و در يك مورد كلمه «و لا تبذّر تبذيرا» و در يك مورد كلمه «إنّ المبذّرين كانوا من اخوان الشياطين» را بكار برده است.

در نهج البلاغه على عليه السلام در سه مورد از اسراف و در دو مورد از تبذير انتقاد نموده است. اما در باره اتراف قرآن در 8 مورد از آن انتقاد كرده و در نهج البلاغه هم از اتراف و مترفين بسختى انتقاد شده است.


لغت اسراف و اتراف

در مورد لغت اسراف و اتراف لغت شناسان عرب چنين مى‏گويند: الف- راغب اصفهانى: ترف كه از ماده اتراف است بمعنى توسعه و گسترش در نعمت است.

ب- صاحب مجمع البحرين مى‏گويد: مترف بكسى گفته مى‏شود كه در استفاده از لذائذ و

 

ادامه مطلب

 

مردى كه در نفقه دادن حدّ وسط نگاه داشت يعنى نه اسراف نمود و نه تقصير و در قرآن وارد شده «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» يعنى مگردان دست خود بر سينه به گردن خود تا بر بسط آن توانا باشى- و اين كنايت است از امساك- و مگشاى دست خود را همه گشادن. «بسط يد» عبارت است از اعطا و «كل البسط» اشارت است به اسراف. يعنى اسراف مكن چه اگر اسراف كنى بنشينى ملامت كرده شده، درمانده و محتاج. يعنى به اعتدال گراى و از طرفى تفريط و افراط كه تقتير و تبذير است احتراز نماى.


حكمت131
(و قال (عليه السلام): قلّة العيال احد اليسارين) كمى اهل و عيال يكى از دو توانگرى است در مال زيرا كه هر كه را اندك باشد عيال او عيش او آسانتر باشد و معيشت او اوسع همچنانكه در حين سعت حال و كثر مال بر اين منوال است. (و التّودّد نصف العقل) و دوستى كردن و معاشرت نمودن با مردمان نصف تصرّف عقل عملى است در تدبير كار معاش‏

 

ادامه مطلب

 

احیاء علوم الدین جلد 2 

صفحه‌ى 735

پس همچنان باشد كه معدوم است.

و اما اسراف دو چيز را گويند: يكى صرف مال به مويه‏گر و مطرب و منكرات. دوم صرف آن در جنس مباحات، و ليكن به مبالغت. و مبالغت به اضافت حالها مختلف شود. پس گوييم: كسى را كه جز صد دينار نباشد و او عيال و فرزندان دارد و جز آن ايشان را معيشتى نباشد، پس هر صد دينار را در وليمه‏اى صرف كند، مسرف باشد و منع او از آن واجب است. حق تعالى گفت:

وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً، اى، دست خود را در نفقت و عطا بغايت گشاده مكن كه آن گاه بنشينى، هم تو نفس خود را ملامت كنى و هم مردمان، و تو را چيزى نمانده باشد. و اين آيت در شأن مردى نازل شد كه همه مال خود قسمت كرد و چيزى براى عيال خود باقى نگذاشت، پس چون نفقة از وى طلب كردند نتوانست داد. و گفت: وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ، اى، در غير حق نفقت مكن، چه نفقت كنندگان در غير طاعت حق تعالى برادران ديوان‏اند، اى، ايشان ديوان را فرمانبردارى مى‏نمايند در آن چه مى‏فرمايند. و همچنين گفت: وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا، اى، آن كسانى كه چون نفقت كنند اسراف نكنند و نفقت ايشان در معصيت حق تعالى نباشد و از حق خداى هيچ چيز باقى نگذارند. پس هر كه چنين اسراف كند بر وى انكار بايد كرد. و بر قاضى واجب بود كه وى را حجر فرمايد، مگر چون مرد تنها باشد و در توكل قوّتى صادقه دارد، وى را روا باشد كه همه اموال خود را در أبواب خير و نيكى نفقت كند. و كسى كه عيال دارد، يا از توكل عاجز باشد، وى را نرسد كه همه مال خود را صدقه كند. و همچنين صرف كل مال در نقش ديوار و آرايش بنا اسراف و حرام است. و كسى را كه مال بسيار هست حرام نيست، زيرا كه آرايش از غرضهاى صحيح است. و هميشه مسجدها را بياراسته‏اند و درها و پوششهاى آن را نقش كرده، با آن كه [345] نقش در و پوشش را جز مجرد آرايش فايده‏اى نيست. و همچنين سرايها. و همچنين گوييم در تجمل به جامه‏ها و طعامها، و آن در جنس خود مباح است، و به اعتبار حال مرد و توانگرى او اسراف شود.

و مثال اين منكرات بسيار است، آن را نتوان شمرد. پس منكرات مجمعها و مجلسهاى قاضيان و دواوين پادشاهان و مدارس فقيهان و رباطات صوفيان و كاروانسرايها بر اين قياس كن. چه هيچ بقعه‏اى از منكرى مكروه يا محظورى خالى نباشد، و استقصاى همه منكرات آن‏

 

 

ادامه مطلب

 

رشد لجام گسيخته مصرف‌گرايي و دلبستگي ما به داشتن خانه‌ها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيان‌بار جسمي و روحي و زيست‌محيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راه‌حل در برابر ماقرار مي‌دهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزه‌اي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظام‌هاي مادي‌گرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بي‌عدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزه‌اي تکنولوژيک نشسته‌اند. در برابر اعتياد فاجعه‌آميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کم‌نتيجه مصرف‌کنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سال‌هاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه و توأم با ارزش‌هاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک مي‌توان پيش‌بيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نمي‌شوند که مردم را به چنين سياست‌هايي تشويق کنند.

يک جزوه قديمي در آشپزخانه منزل ما وجود دارد که آثار لکه‌هاي قهوه و يادداشت‌هاي بي‌مصرف زيادي روي آن وجود دارد. اما من تصميم ندارم آن را دور بياندازم. ايده‌اي خوب که ممکن است همچنان هم تداوم بيابد.
چرا؟ براساس همه پژوهش‌هاي صورت گرفته، افراد زيادي نظير من وجود دارند. افرادي که تمايلات و نگرش‌هاي خوبي دارند و عميقاً در مورد گرم شدن تدريجي آب و هوا نگرانند، اما همچنان در تبديل اين نظرات به رفتارهاي روزمره زندگي خود ناتوانند. براي اين وضعيت مي‌توان دلايلي نظير انبوه شدن اطلاعات دريافتي، کمبود زمان و ترديد در انتخاب گزينه‌هايي مناسب را برشمرد. به علاوه، بسياري بر اين عقيده‌اند که همه تلاش‌هاي ما در آن سوي معادله، به دليل اقدامات غيرمسئولانه‌اي نظير ساخت دو نيروگاه برق در هفته از سوي چيني‌ها، عملاً با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.
آيا دست زدن به اقداماتي نظير کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنوني، چشم‌پوشي از رفتن به سفرهاي تفريحي و حمام آفتاب با هواپيما، تلاش براي بازيافت بيشتر زباله‌ها، و پياده‌روي تا مدرسه، کافي خواهند بود؟ مسلماً نه، چرا که اين اقدامات، تنها به خراشيدن يک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه يافته به کاهش 80 درصدي حجم انتشار کربن که مورد درخواست سازمان ملل متحد از اين دولت‌ها در کنفرانس بالي (اندونزي) بوده، تن دهد، بي‌ترديد فرزندان ما زندگي متفاوتي را به نسبت آنچه که هم اينک ما انتظار فرا رسيدن آن را داريم، تجربه خواهند کرد.
در سال 2006 ميلادي، هر انگليسي به طور متوسط 6/9 تن دي‌اکسيد کربن(
CO2 ) توليد نموده که اين رقم بايد در سال 2050 ميلادي به 3 تن کاهش يابد و البته ترديدي وجود ندارد که در مورد لزوم اين کار در ميان متخصصان محيط زيست و اقتصاددانان، اجماعي همه‌جانبه وجود دارد. البته در کنار مسئوليت دولت‌ها، شهروندان ما هم بايد علاوه بر کاهش مصرف، به گونه‌اي متفاوت مصرف نمايند. به بيان ديگر، آيا پايداري حيات ما در اين کره خاکي، به يک اصلاح همه‌جانبه و تشکيل زندگي متفاوتي نياز دارد و يا با تداوم وضع موجود و دلبستگي به داشتن خانه‌هايي راحت، خودروهايي شيک و تعطيلاتي مفرح بدون توجه به آثار زيست‌محيطي آن هم مي‌توان به اين آرمان دست يافت؟
سياست‌هاي زيست‌محيطي دولت ما عمدتاً با محوريت روش دوم سازمان دهي و اجرا مي‌گردد. مشکل اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که نشان دهد، در سايه اتکا به روش‌هاي کنوني موسوم به معجزه تکنولوژيکي، مي‌توان به کاهش موردنظر در سطح انتشار گاز کربن دست يافت. در گذشته، افزايش کارايي مصرف انرژي عمدتاً به مواردي اين چنين محدود بوده است: «اگر يخچال فريزر من از کارايي انرژي مناسبي برخوردار است و بهايي ارزان‌تر هم دارد، شايد من براي تابستان گرم بعدي هم يک دستگاه تهويه مطبوع با همين مارک خريداري کنم.»
البته نوآوري‌هاي تکنولوژيکي يک بخش مهم از راه‌حل‌هاي فراروي ما خواهد بود، اما اين روش‌ها به تنهايي کافي نيستند؛ چرا که بر اين اساس، يک ايمان منطقي و عقلايي از سوي دولتمردان ما نسبت به موفقيت اين دستکاري‌ها و نوآوري‌ها وجود دارد.
متأسفانه گزينه کاهش مصرف، چيزي است که هيچ سياستمداري به آن توجه ندارد. در يکي از جلسات برپا شده با اين موضوع، مسئولان خزانه‌داري ما اين رويکردها را ارتجاعي و کاري همانند زندگي در غارها عنوان نمودند. هم اينک نيز ما صاحب يک سيستم سياسي هستيم که بر مبناي رشد اقتصادي بنيان‌گذاري شده و براي سنجش آن از نرخ توليد ناخالص داخلي (
GDP ) استفاده مي‌شود. البته افزايش اين عدد هم منوط به افزايش بيشتر و بيشتر مخارج مصرف‌کنندگان است. رشد اقتصادي براي کاستن از سطح بدهي‌هاي ملي و ايجاد يک دولت رفاه نيز منافعي فراوان دارد. اگر مردم از خريدهاي خود دست بکشند، احتمالاً اقتصاد ما فرو خواهد پاشيد و جاي تعجبي هم ندارد که يکي از وظايف رهبران سياسي ما پس از هر حمله تروريستي، اطمينان بخشي به مردم (در مورد وجود امنيت) و تشويق آنان به تداوم خريدهايشان است. (کاري که جورج بوش و آن ليوينگستون پس از حملات 11 سپتامبر و بمب‌گذاري‌هاي لندن انجام دادند.) تبليغات و بازاريابي به عنوان دو بخش غول‌پيکر اقتصاد، به صورتي کامل و همه‌جانبه، بر اين اساس پايه‌گذاري شده‌اند که ما به خريدهاي مصرفي خود ادامه دهيم و فرزندان ما نيز اين راه را ادامه دهند.
ما در قلب اين مدل اقتصادي، شاهد وجود يک ديوانگي و به دنبال آن هزينه‌هاي فاجعه‌آميز زيست‌محيطي هستيم. روان شناس سرشناس آمريکايي تيم کاسر به صورتي عالي، از يک نمودار براي نشان دادن اين شرايط بهره مي‌برد. در اين شکل، يک خط نشانگر درآمد شخصي افراد بوده که در 40 سال اخير سر به آسمان ساييده است. خط ديگري هم نشانگر افرادي مي‌باشد که اعلام داشته‌اند، احساس خوشحالي و رضايت بسيار زيادي دارند. البته شيب اين خط در اين دوره، تغييري نداشته است. بدين ترتيب، شکاف موجود ميان اين دو خط در طول اين دوره، رو به فزوني نهاده است. پس اين همه مصرف براي شادماني ما کافي نيست.
اما نمودار، تأثيراتي اميدوارکننده و در عين حال نگران‌کننده دارد. از جنبه اميدوارکننده، اين نمودار نشان مي‌دهد که يک نظام اقتصادي بنا نهاده شده بر مبناي مصرف اندک، فاجعه نخواهد بود. در مقابل هم، نکته نگران‌کننده اين است که ما با وجود اينکه مي‌دانيم، خريد و مصرف بيشتر ما را شادمان‌تر و رضايتمندتر نمي‌کند، همچنان به اين کار ادامه مي‌دهيم. وي معتقد است که مصرف‌گرايي بدون حد و مرز ما، پاسخي غيراداري به فقدان امنيت و همچنين يک نوع ناسازگاري رفتاري مي‌باشد. در چند دهه گذشته، منابع ناامني دوچندان شده‌اند. در کنار دستکاري‌هاي زياد اذهان ما توسط تبليغات، ما شاهد شکل‌گيري منابع جديدي از ناامني و اقتصادهاي بازاري بسيار رقابتي بوده‌ايم که دامنه گسترده‌اي را از مفاهيمي نظير هويت (من که هستم و به کجا تعلق دارم؟) تا نيازهاي بنيادين (چه کسي در سنين پيري به مراقبت از من مي‌پردازد؟) در برمي‌گيرد. اين رابطه موجود ميان مادي گرايي و ناامني به ما کمک مي‌کند که توضيح دهيم، چرا کشورهايي کاملاً متفاوت نظير ايالات متحده و چين، عميقاً رفتاري مادي‌گرايانه داشته و با ناامني‌هايي فزاينده هم روبه‌رو هستند.
بي‌ترديد درخشش و تلألؤ دل فريب روزافزون اين سيستم اقتصادي بنيان نهاده شده بر مبناي ناعدالتي، بر اين اساس است که ساز و کار دروني تقويت و استحکام‌بخشي در آن تعبيه گرديده است. چرا که هر چه شما بيشتر احساس ناامني نماييد، بيشتر مادي گرا مي‌گرديد و البته با افزايش سطح مادي گرايي، شما احساس ناامني و عدم اطمينان افزون‌تري خواهيد نمود. همان‌طور که آقاي کاسر نشان مي‌دهد، ارزش‌هاي مادي گرايانه (که در ميان نوجوانان سراسر دنيا و با هر ديدگاه سياسي و اقتصادي در حال افزايش است) شما را عصبي‌تر و همچنين حساس‌تر نسبت به افسردگي نموده و در عين حال از تمايل شما به همکاري و همراهي با ديگران مي‌کاهد. مطالعات علمي مختلف انجام شده حاکي از آن است که مردم، منابع و سرچشمه‌هاي واقعي تقويت جايگاه ارزش‌هاي انساني را مي‌شناسند (ويژگي‌هايي نظير روابط اجتماعي خوب، خودباوري و احساسات اجتماعي‌گرايانه) اما آنان در سايه سنگين همبستگي خوفناک و رعب‌انگيز منافع اقتصادي و سياسي، روز به روز از اين ارزش‌هاي واقعي دور مي‌گردند و تنها به افزايش ساعت‌هاي کاري خود و پرداخت پول بيشتر و بيشتر فکر مي‌کنند.
به هرحال، تغيير اين نگرش کاري دشوار خواهد بود و حرکت به سوي يک اقتصاد کم‌مصرف نياز به مديريت و راهبري دقيق و همه‌جانبه‌اي دارد؛ اما بزرگ‌ترين تناقض موجود اين است که تغيير رفتارهاي مصرف‌گرايانه کنوني باعث ايجاد بازخوردهايي مخرب در فرد مي‌شود (همان چيزي که کاسر از آن به عنوان ناسازگاري رواني و احساسي دوگانگي ياد مي‌کند). مصرف کمتر و بهينه مي‌تواند جامعه را به سوي ثبات اقتصادي و افزايش ناامني سوق دهد، هرچند تغيير آب و هواي کره زمين هم افراد را ناامن‌تر خواهد نمود. البته پاسخ ما هم در برابر اين وضعيت، مي‌تواند دامن زدن به جريان کنوني مصرف‌گرايي انبوه و بي‌حد و مرز باشد. يعني «بخور، بنوش و خوش باش. عمر ما کوتاه است.» و يا اينکه با حداکثر قدرت ممکن در برابر تأثيرات ناشي از تغيير آب و هواي کره زمين، موضع‌گيري ‌نماييم.
ما با يک گزينه ديگر هم روبه‌رو هستيم که مي‌تواند راهبردي همه‌جانبه تلقي گردد: يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه که ارزش‌ها و خواسته‌هاي واقعي زندگي‌ انساني را تأمين کند. اکثر ما حتي به صورتي اندک دريافته‌ايم که تغييرات گسترده در شيوه زندگي کنوني ما ضروري است، اما ما در انتظار شخصي ديگر هستيم که اين کار را آغاز نمايد. همان‌طور که گزارش سال گذشته «کميسيون توسعه پايدار» دولت ما هم با اين عنوان هشداردهنده شروع شده بود: «من مي‌خواهم، اگر شما بخواهي.»
به صورتي اميدبخش، ما مي‌دانيم که اين کار قابل انجام است، همان‌طور که والدين و پدربزرگ‌هاي ما در سال‌هاي جنگ جهاني دوم اين کار را مديريت و اجرا نمودند. اين رويکرد سودمند که از سوي آندره سيمز در کتاب «بدهي اکولوژيکي» معرفي گرديده، نشان دهنده نقش مهم دولت در اين حيطه است. البته در اوايل دهه چهل ميلادي هم کاهش شديد به وجود آمده در مصرف خانوار، نه براساس اتکا بر تمايلات خوب که به دليل تبليغات جهت‌دار و عظيم دولت انگلستان و همچنين تلفيق يک سيستم عقلايي و ماليات‌هاي اخذ شده از کالاهاي لوکس به وجود آمد. مي‌توان از اين راهکارها در قرن بيست يکم نيز بهره برد، هرچند قريب به اتفاق احزاب و رهبران سياسي ما به شدت از توصيه به چنين سياست‌هايي پرهيز مي‌کنند.

 

ادامه مطلب

 

ورود به دهأ چهارم انقلاب با شعار اصلاح الگوی مصرف و عملیاتی شدن همه جانبه آن نقطه عطفی در مسیر توسعأ پایدار ایران اسلامی محسوب می شود، چرا که امروزه با توجه به بحران های مالی وسیعی که دامنگیر کشوظرهای پیشرفته غربی شده و اقتصاد آنان را در رکود و سقوط قرار داده، دست یافتن به شیوه های نوین صرفه جویی در مصرف به خوبی می تواند از اشاعأ این بحران در کشورمان و نفوذ آن در سطوح مختلف اقتصادی و اجتماعی جلوگیری نماید.
با این حال تدبیر مدبرانه و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال 8813 به اصلاح الگوی مصرف تکلیف شرعی و انقلابی و وظیفأ دینی و اسلامی مردم و مسئولان را دو چندان می کند، چون از یک طرف مسئولان دستگاه های اجرایی و قانونگذاری را موظف به ارایأ الگوهای خاصی از شیوه های مصرف می کند و از طرف دیگر مردم نیز موظف به رعایت دستورالعمل های مصرفی در جلوگیری از اسراف و تجمل گرایی و زیاده روی های بی مورد خواهند بود.
بدون شک اصلاح الگوهای غلط مصرفی که در لایه های اجتماعی جامعأ ایرانیان رخنه کرده به خوبی می تواند راه رسیدن به توسعه پایدار را هموار نماید و از همه مهمتر با دست یابی به شیوه های صحیح مصرفی، بحران های اقتصادی جهانی نیز هیچگونه تهدیدی برای کشورمان نخواهد بود.
گرچه در هفته های اخیر مسئولان دولتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به تشکیل جلسات مختلفی در راستای اصلاح الگوهای مصرفی پرداختند و هرکدام به نوعی به دنبال ارایأ راهکاری مناسب در این باره بودند اما شرایط کنونی جامعه ایجاب می کند تا هرچه سریعتر معیارها و چارچوب های خاصی در این زمینه تهیه و تدوین شود تا مردم سال جدید را با توجه به آن معیارها در نحوأ مصرف کالا و خدمات آغاز کنند.

اسراف در حامل های انرژی
در کشورمان یکی از مسایلی که در صدر آمار مصرف گرایی و اسراف قرار دارد حامل های انرژی هستند، به گونه ای که در مصرف بنزین، برق، آب و نان با آمارهای نجومی و غیرقابل باوری روبرو هستیم.
اگر نگاهی گذرا به آمارهای موجود بیندازید خواهید دید که کشورمان در مصرف انرژی رتبأ اول تا سوم را در جهان دارد.
به عنوان مثال، طبق آمارهای موجود ایران سومین کشور در ارایأ بنزین آزاد در جهان محسوب می شود و از نظر پرداخت یارانه بنزین مقام اول را در میان سایر کشورها داراست.
براساس این آمار، بیش از 63 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در ایران مصرف می شود و متوسط مصرف بنزین خودروها درحدود 11 لیتر اعلام شده در حالی که خودروها در کشور فرانسه 9/1، ژاپن 5/2، انگلیس 5/3، کانادا 5/6 و آمریکا نیز 3/7 لیتر در روز مصرف بنزین دارند، این در حالی است که در ایران هر 01 سال یکبار میزان مصرف سوخت 2 برابر می شود. همچنین طبق گفته معاون وزیر بازرگانی، سرانه مصرف نان در ایران حدود 061 کیلوگرم است که به نسبت کشورهای اروپایی بیش از 2 تا 3 برابر است.
همچنین در مصرف آب آشامیدنی ایرانیان 07درصد بیشتر از جهانیان مصرف دارند و در مصرف گاز طبیعی پس از آمریکا و روسیه در رتبه سوم قرار دارد.

فرهنگسازی و قانون
بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این عقیده اند که باید در کنار ارایأ قوانین لازم در اصلاح الگوهای مصرفی، به فرهنگسازی در جامعه نیز بپردازیم. دکتر علی اصغر کریم پور، کارشناس علوم اجتماعی و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تغییر رفتارهای غلط مصرفی در جامعه که به صورت عادت به مردم تحمیل شده بدون زمینه و بستر فرهنگی امکان پذیر نیست، به عنوان مثال فردی که از دوران کودکی تا نوجوانی و جوانی آموخته است تا در یک زمینه اسراف کند و مصرف بی رویه داشته باشد، اینک این نوع رفتار به یک سبک خاص زندگی او تبدیل شده که برای تغییر این روش لازم است به فرهنگسازی در این باره بپردازیم، چرا که چنین شیوأ رفتاری در باورهای برخی از مردم ریشه دوانده که برای قطع این ریشه قبل از اعمال قانون باید به آموزش شیوه های صحیح مصرفی روی آوریم و مردم را با روش ها و الگوهای درست آشنا نماییم.»
این جامعه شناس به شیوه های زندگی در جامعأ ایرانی اشاره می کند و می گوید: «به عقیدأ من قبل از اینکه به قانون و اعمال مواد قانونی در برخورد با افراد مسرف بپردازیم باید از طریق رسانه های گروهی خصوصا رسانه ملی و مطبوعات سبک های زندگی صحیح را به مردم بیاموزیم، چون اسراف، زیاده روی، تجمل گرایی و در عین حال قناعت، دقت در شیوأ مصرف و پرهیز از اسراف همگی سبک ها و روش هایی از زندگی هستند، حال برخی ها براساس شرایط محیط خانوادگی به اسراف و تجمل گرایی عادت کرده اند و برخی دیگر قناعت و دقت در مصرف را برگزیده اند، در این میان مسئولان با ارایه راهکارهای صحیح در نحوه مصرف باید عادت های غلط که متاسفانه در بطن و لایه های ظریف و حساس اجتماع ما رخنه کرده را از میان بردارند و مردم را متوجه غلط بودن چنین سبک زندگی روزمره ای نمایند، که این مهم بدون فرهنگسازی محقق نخواهد شد.»
این استاد دانشگاه به جنبه های فرهنگی پیام نوروزی مقام معظم رهبری اشاره می کند و می گوید: «نحوه مصرف در هر خانواده ای نشان از نوع تربیت، فرهنگ، اخلاق و سبک زندگی آن خانواده دارد و آن فرد یا افراد چنین شیوه مصرفی را به عنوان یک بینش و باور پذیرفته اند، حال باید با ارایه فرهنگ صحیح مصرفی به جامعه، فرهنگ های غلط را از میان برداریم، چرا که جنبه فرهنگی اصلاح الگوی مصرف مهم و ضروری است و باید دستگاه های فرهنگی در این باره برنامه هایی داشته باشند.»
اما خانم اعظم زرکانی، آسیب شناس اجتماعی به جنبه دیگر فرهنگسازی می پردازد و نقش زنان در خانواده های ایرانی در اصلاح الگوهای مصرفی را بسیار با اهمیت می داند و می گوید: «زنان به لحاظ اینکه بیش ترین هزینه ها را در خانواده مدیریت می کنند نقش موثری در خرید لوازم خانه و اصلاح الگوهای مصرفی دارند.»
وی می گوید: «بسیاری از زنان فقط به خاطر اینکه از اطرافیان خود کم نیاورند از هیچ تلاشی در نو کردن وسایل زندگی دریغ نمی کنند و گاهی زندگی را هم برای خود و فرزندانشان تلخ می کنند، در بسیاری از خانواده ها نیز خیلی از وسایل فقط به خاطر اینکه از مد افتاده با وسایل جدید تعویض می شود در حالی که این وسایل هنوز کارایی سابق را دارند.»
زرکانی به فرهنگ اسراف در برخی خانواده ها اشاره می کند و می گوید: «اسراف در برخی از خانواده ها به خصوص در مصرف موادغذایی در مهمانی ها بسیار به چشم می خورد به صورتی که این اسراف ها به امری عادی برای بسیاری از خانواده ها درآمده است. این در حالی است که زنان به عنوان مهمترین عناصر در خرج و مخارج و هزینه های زندگی در خانه باید با الگوسازی برای خود و فرزندانشان از ترویج اسراف جلوگیری کنند، چرا که اگر اسراف به صورت یک امر عادی تلقی شود خسارت زیادی به سرمایه های ملی در آینده ای نزدیک خواهد زد.»
این آسیب شناس اجتماعی در ادامه می گوید: «اصلاح الگوی مصرف به ویژه در خانواده ها نیازمند زمانی طولانی است، چرا که کار در این زمینه نیازمند فرهنگسازی در همه ابعاد است، گرچه فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف یک شبه و با برنامه ریزی کوتاه مدت جواب نمی دهد و باید در این زمینه اهداف بلند مدت مدنظر کارشناسان و مسئولان قرار گیرد.»

نهادهای مرتبط با فرهنگسازی
یکی از مواردی که به ترویج فرهنگ مصرف گرایی در جامعه منجر می شود چشم و هم چشمی و تجمل گرایی است.
جامعه شناسان معتقدند که مدیریت زنان در خانواده های ایرانی نقش مهم و موثری در اصلاح الگوهای مصرفی دارد.
امرالله امانی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره می گوید: «تجمل گرایی عامل عمده زیاد مصرف کردن و عامل بازدارنده مهمی در درست مصرف کردن است، با این حال اگر اقشاری که گرفتار تجمل گرایی هستند متقاعد به درست مصرف کردن شوند حدود 07 تا 08 درصد راه بی رویه مصرف کردن در کشورمان اصلاح می شود.»
این جامعه شناس به نقش فرهنگسازی در اصلاح الگوهای مصرفی در جامعه اشاره می کند و می گوید: «فرهنگسازی را نوع پیشرفته جامعه پذیری می دانیم، در نتیجه چند بستر، نهاد یا چند ساختار باید بحث فرهنگسازی را پیگیری کنند.»
وی با بیان اینکه در این راستا ابتدا باید ساختارهایی را که این وظیفه را برعهده دارند شناسایی کنیم، می گوید: «اولین نهادی که می تواند در این زمینه موثر عمل کند خانواده است، بر این اساس ما می توانیم اعضای خانواده به ویژه دختران را از همان سنین پایین به درست مصرف کردن و دوری از تجمل گرایی عادت دهیم و این روند را با توجه به بالا رفتن سن کودک، نوجوان و جوان می توانیم در حوزه های مختلف ادامه دهیم.»
وی می گوید: «دومین نهادی که بیشتر بچه ها در سنین مختلف با آن درگیر هستند و می توانیم در این عرصه نیز فرهنگسازی های لازم را انجام دهیم وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری هستند.»
این جامعه شناس به نقش آموش و پرورش و آموزش عالی درارایه الگوهای صحیح مصرفی اشاره می کند و می گوید: «معلمان در مدارس می توانند برای دختران و پسران کودک و نوجوان شیوه های درست مصرف کردن را بیان کنند، همچنین می توان یکی از درس ها را به اصلاح الگوی مصرف اختصاص داد تا از این طریق بتوان بچه ها را به درست مصرف کردن عادت داد، از طرفی هم نباید از نقش تاثیرگذار مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها در تدریس شیوه های الگوی مصرف غافل بود.»

ضرورت اصلاح ساختارهای مصرفی
بسیاری از شیوه های غلط مصرفی در جامعه امروز ما به عنوان یک فرهنگ نهادینه شده به بخش جدا نشدنی شیوه های زندگی برخی ها مبدل شده است که در این میان لازم است با برنامه ریزی های صحیح این شیوه های غلط اعلام گردد.
دکتر حمیدرضا حاجی بابایی، عضو هیئت رئیسه و نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی می گوید: «اصلاح الگوی مصرف یکی از ضروریات جامعه کنونی ایران اسلامی محسوب می شود و امروزه به عنوان یک نیاز عینی و ملموس کاملا قابل درک است و در واقع تیزبینی و درایت رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال جدید با این عنوان قابل ستایش است.»
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی می گوید: «در سال جاری برنامه پنجم توسعه مصوب خواهد شد و باید در این سال مطابق با الگوهای صحیح مصرفی به تصویب قوانین جامع و کاملی در این زمینه بپردازیم.»
عزت الله اکبری، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس نیز در این باره می گوید: «اصلاح با تغییر بسیار تفاوت دارد و در اصل اصلاح به معنای صرفه جویی در تمام زمینه ها از جمله اقتصادی و اجتماعی است و انتخاب این عبارت نشانه هوشمندی و درایت مقام معظم رهبری است، چرا که تاکید معظم له بر اصلاح الگوی مصرف در شرایط امروز جامعه بسیار حساس و مهم به نظر می رسد.»
رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس با اشاره به اینکه الگوهای مصرفی جامعه باید به خوبی اصلاح شوند، می گوید: «مردم در کنار دولت و مجلس باید اصلاح الگوهای مصرفی را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و در اجرای هرچه بهتر آن بکوشند، چرا که امسال بیش از هر زمان دیگری به اصلاح الگوهای مصرف در جامعه نیازمندیم.»
کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند که الگوی مصرف در هر جامعه ای بخشی از نظام ارزشی و هنجاری حاکم بر آن اجتماعی است که می تواند گوشه ای از هویت فرهنگی مردمان آن سرزمین را نشان دهد.
برهمین اساس جامعه شناسان می گویند که الگوهای مصرف به خودی خود هویت ساز است اما در صورت انحراف از وضع مطلوب می تواند هویت سوز باشد، با این حال باید اذعان داشت که جامعه امروز ایران با فاصله گرفتن از الگوهای مطلوب مصرفی به نوعی به الگوی وارداتی هویت سوز گرایش پیدا کرده است که در این میان نامگذاری سال جدید به اصلاح الگوی مصرف بسیار به موقع و به جا بوده است و باید مردم و مسئولان تدابیر ویژه ای را برای دستیابی به شیوه های درست مصرفی در جامعه اتخاذ نمایند.

 

ادامه مطلب

 

«اصلاح الگوی مصرف» نامی است که رهبر معظم انقلاب بر سال 1388 نهاد و با تدبیر مدبرانه و هوشمندانه مردم ایران اسلامی را به سمت اصلاح ساختارهای مصرفی در سال جدید فرا خواندند.
با این حال پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب را می توان نقطه عطفی در مناسبات اقتصادی داخلی ایران عنوان کرد که مردم را به پرهیز از اسراف و مصرف گرایی رهنمون می شود.
بر همین اساس نکته ای که قابل بحث و بررسی به نظر می رسد این است که باید از سوی دستگاه های اجرایی کشور معیارهایی طراحی و تدوین شود تا بتوان بر آن اساس الگوهای مصرفی در جامعه مشخص گردد و حد و مرزهای اسراف، تجمل گرایی و مصرف زدگی اعلام شود.
مقام معظم رهبری در سخنان حکیمانه خود در پیام نوروزی امسال مصادیقی را از مصرف زدگی در جامعه ایران عنوان نمودند، ولی باید اذعان داشت تا وقتی که هدف واقعی و معنای حقیقی اصلاح الگوی مصرف برای مردم و سایر مسئولان دستگاه های اجرایی، قضایی و قانونگذاری تبیین و تشریح نشود، بدون شک توفیقی نیز در این زمینه حاصل نمی گردد.
در سه شماره گزارش روز کیهان به بررسی و واکاوی ابعاد مختلف پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب پرداخته ایم.

دغدغه های رهبری در پیام نوروزی
رهبر معظم انقلاب سال 1388 را سالی مهم خواندند و با ابراز امیدواری درباره غلبه قدرت ایمانی ملت ایران بر همه حوادث و تحولات این سال افزودند: «با توجه به اهمیت حیاتی و اساسی مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم.»
ایشان در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است به موضوع اسراف های شخصی و عمومی به مصرف بی رویه منابع مختلف کشور اشاره کردند و افزودند: «اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نکته تاکید می کنند که مصرف باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت شود.»
رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: «همه ما بخصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیت های اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه ها، برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حال ها ظهور و بروز یابد.»
اما درباره پیام نوروزی رهبر انقلاب اسلامی برخی از کارشناسان و صاحب نظران دیدگاه های متفاوتی را مطرح می کنند که هر کدام در جای خود قابل تامل و بررسی است.

تشکیل ستاد اصلاح الگوی مصرف
برای اصلاح الگوهای مصرفی در جامعه نیازمند قوانین و مقرراتی هستیم تا بتوان در سایه آن ساختارهای صحیح مصرفی را در جامعه اسلامیمان نهادینه کنیم.
دکتر محمدرضا حیدری، روانشناس و استاد دانشگاه در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان به ضرورت تشکیل ستادی در زمینه اصلاح الگوی مصرف اشاره می کند و می گوید: «با توجه به بحران های بزرگ اقتصادی که دامنگیر کشورهای توسعه یافته غربی شده، نامگذاری سال جدید به نام «اصلاح الگوی مصرف» به نوعی از درایت و هوشمندی رهبر فرزانه انقلاب حکایت می کند، اما در این باره مسئولان دولتی باید تدابیری بیندیشند تا نه تنها برخی از الگوهای غلط مصرفی در جامعه اصلاح شود بلکه قوانینی تصویب و به مرحله اجرا بگذارند تا چارچوب های مصرفی را برای مردم و سایر مسئولان و دستگاههای دولتی تبیین و تعریف کند و خط و خطوط های مصرف صحیح و ناصحیح مشخص شود.»
این استاد دانشگاه در ادامه می گوید: «به عقیده من در وهله اول باید ستادی را تشکیل دهیم تا بر همان اساس به تعیین شاخص ها، نوع مصرف و ارزیابی عملکرد ها بپردازیم، یعنی اگر ستادی را در این زمینه تشکیل دهیم که بتواند معیارهای مصرفی را طراحی، تدوین و هدایت کند قطعا در تحقق عینی عنوان سال جدید موفق تر خواهیم بود.»
خانم دکتر فاطمه نظری نیا، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز ضمن تاکید بر تشکیل ستادی جهت تحقق بخشیدن به عنوان سال جدید می گوید: «وقتی که برای عملیاتی شدن یک امر مهمی مثل اصلاح الگوهای مصرفی جامعه یک محوریت، مرکزیت یا ستادی واحد وجود داشته باشد بدون شک رسیدن به اهداف تعیین شده و پاسخ به دغدغه های رهبری سهل و آسان خواهد بود.»
این جامعه شناس می گوید: «یکی از وظایف مهمی که باید برعهده این ستاد نهاده شود ارائه راهکارهای صحیح مصرفی و تعیین اولویت ها و در پایان نیز ارزیابی سطح کمی و کیفی عملکرد دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی است، از طرفی هم باید مراقب بود تا این ستاد با مدیریتی منسجم و درست راه را به بیراهه نرود.»
نظری نیا به ضرورت نظارت دقیق دولت بر رفتارهای مصرفی جامعه اشاره می کند و می گوید: «مسئولان دولتی هرچه سریعتر باید راهکارهایی را در اختیار مردم قرار دهند تا هم به اصلاح الگوهای مصرفی بینجامد و هم برنامه هایی را ارائه کند تا مردم براساس آن به شیوه نوینی از الگوهای مصرفی دست یابند.»

نبود الگویی مناسب در شیوه های مصرف
امروز با این واقعیت انکارناپذیر روبرو هستیم که الگویی مشخص و واحد برای مصرف در اختیار نداریم و بیشتر به الگوهایی قدیمی بسنده می کنیم که در این برهه از زمان کارآمدی خود را از دست داده است، همین مسئله سبب شده تا ایران در الگوی مصرف آب آشامیدنی 70درصد بیشتر از الگوهای جهانی باشد و در زمینه مصرف برق نیز در ردیف نوزدهمین کشور پرمصرف در جهان قرار بگیریم، به گونه ای که گفته می شود سرانه مصرف آب در ایران پنج برابر سرانه مصرف جهانی است.
همچنین گفته می شود ایران پس از آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز طبیعی در جهان قرار دارد که با ادامه چنین روندی در سال آینده، ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.
در این باره شواهد و قرائن حکایت از نبود الگوهای صحیح مصرفی در جامعه ایرانیان دارد که رهبر معظم انقلاب با هوشمندی خود با نام گذاری سال اصلاح الگوی مصرف بر ارائه راهکارهای اصولی در این باره تاکید فرمودند.

کمیته ویژه اصلاح الگوی مصرف
پس از نامگذاری سال جدید از سوی رهبری، تحرکات خوبی در میان مسئولان دولتی و مجلس دیده می شود از جمله آنها تشکیل کمیته ای ویژه در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در راستای اصلاح الگوی مصرف است.
ستار هدایت خواه، مخبر کمیسیون فرهنگی و نماینده بویراحمد در مجلس ضمن اعلام این خبر می گوید: «در کمیسیون فرهنگی کمیته ویژه ای در راستای اصلاح الگوی مصرف تشکیل شده که آسیب شناسی وضعیت فرهنگ مصرف در جامعه از مهمترین پیشنهادات مطرح شده در این کمیسیون است.»
وی می گوید: «اعضای کمیسیون فرهنگی به این نتیجه رسیدند که باید کاری کرد تا پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب که بسیار کاربردی و مهم است تحقق عملی و واقعی پیدا کند، بر همین اساس اعضای این کمیسیون بر این موضوع تاکید کردند که مصادیق صرفه جویی و اصلاح الگوی مصرف باید مورد توجه قرار و نیز اقدامات لازم در خصوص فرهنگ سازی این موضوع توسط دستگاه های مختلف تبلیغی، رسانه ای و مطبوعات صورت بگیرد، همچنین در این کمیسیون تاکید شد که باید کاری کرد تا پیام نوروزی رهبری صرفا یک پیام توصیه ای نباشد بلکه دارای ضمانت اجرایی باشد.»
مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس در زمینه پیشنهادات این کمیسیون در راستای اصلاح الگوی مصرف می گوید: «مضمون این پیشنهادات تشکیل یک کمیته ویژه ای برای آسیب شناسی وضعیت فرهنگ مصرف است که راهکارهای عملی برای این فرهنگسازی نیز در بیانیه این کمیسیون آمده است و به نهادهای ذیربط نیز ارسال خواهد شد.»

ضرورت فرهنگسازی
کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در بیانیه خود که چند روز قبل منتشر شد اصلاح الگوهای مصرف را نیازمند فرهنگسازی دانسته است.
دکتر جواد آرین منش، نایب رئیس کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «بیشترین تاکید ما در کمیسیون فرهنگی بر ضرورت فرهنگسازی مبذول شده و به ابعاد فرهنگی اصلاح الگوی مصرف پرداخته ایم، چرا که معتقدیم فرهنگ ایرانی اسلامی ما می تواند بسترساز این حرکت عظیم ملی و دینی باشد.»
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه همین بحث می گوید: «در فرهنگ سازی اصلاح الگوهای مصرف رسانه ملی، مطبوعات، نهادهای دینی، تریبون های نمازجمعه و جماعات و مراکز فرهنگی، دینی و تبلیغاتی می توانند در جهت تبیین اهمیت این موضوع نقش مهمی را ایفا کنند، چرا که توجه دادن مردم به باورهای مذهبی برای پیشگیری از اسراف و درست مصرف کردن می تواند ما را در تحقق بخشیدن به عنوان سال 1388 رهنمون شود.»
نماینده مردم مشهد به نقش هنرمندان در اشاعه فرهنگ درست مصرفی اشاره می کند و می گوید: «نقشی که هنرمندان می توانند با ابزارهای هنری مثل فیلم، سریال، هنرهای تجسمی یا نقاشی و... داشته باشند. بسیار حائز اهمیت است، در کنار این موارد باید به جایگاه مهم آموزش و پرورش و آموزش عالی و همچنین آموزش خانواده در محیط های شهری و روستایی هم اشاره کرد که هر کدام از این موارد به خوبی می توانند ما را به این هدف نزدیک کنند.»
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که آیا موافق تشکیل ستاد یا مرکزیتی برای تحقق بخشیدن به عنوان سال جدید هستید، می گوید: «به عقیده من پیشنهاد تشکیل ستاد یا مرکزیتی که بتواند شاخص هایی را تعیین کند و به ارزیابی عملکردها و ارایه راهکاری مشخص و واحد بپردازد امر مفیدی است و می تواند در این راستا چنین ستادی فعال گردد.»
حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به پیام نوروزی مقام معظم رهبری می گوید: «پیام نوروزی مقام معظم رهبری در خصوص لزوم اصلاح الگوی مصرف در واقع فرهنگسازی است و اصلاح فرهنگ مصرف باید به صورت گسترده و در همه ابعاد تحقق یابد.»
مصباحی مقدم همچنین به سخنان رهبر معظم انقلاب در نوروز امسال در شهر مشهد مقدس اشاره می کند و می گوید: «آنچه که رهبری به مناسبت آغاز سال جدید در شهر مشهد مقدس فرمودند بحثی فراگیر است و نباید آن را به یک طرح یا لایحه محدود کرد و مسایلی چون تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها که از سال گذشته در دست بررسی است بخش کوچکی از اصلاح الگوی مصرف در حوزه انرژی است.»
دکتر محمدحسین فرهنگی، نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و نماینده مردم تبریز هم ضمن اعلام این خبر که بررسی راهکارهای اصلاح الگوی مصرف در دستور کار همین هفته کمیسیون برنامه و بودجه قرار دارد، می گوید: «اصلاح الگوی مصرف نیاز به راهکارهایی دارد و بر این اساس کمیسیون برنامه و بودجه دو نشست در این هفته برگزار خواهد کرد که به بررسی این راهکارها خواهد پرداخت.»
با این حال باید اذعان داشت که در سال جدید ارایه راهکارهایی درست و اصولی برای الگوهای مصرفی جامعه از سوی نهادهای قانونگذاری و اجرایی لازم و ضروری به نظر می رسد و باید مسئولان مربوطه در این زمینه اهتمام کنند تا سال اصلاح الگوی مصرف تحقق عینی و نمود بارزی داشته باشد.

 

ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :25   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >