 |
الگوي مصرف از ديدگاه امام 2 |
|
|
_
زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.
عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است
_ اسلام تعديل ميخواهد، نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه ميگذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچههايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است
| |
|
|
 |
مصرفگرايي از ديدگاه امام خميني(ره) |
|
|
دين اسلام، نظام جامعي براي سعادت دنيا و آخرت دارد كه به جنبههاي گوناگون زندگي فرد و جامعه توجه ميكند. يكي از اصول نظام اقتصادي اسلام، الزام و پايبندي فرد به رعايت اخلاق اقتصادي است كه مصرف، يكي از مصداقهاي آن است. امام خميني(ره) كه يكي از پرورشيافتگان مكتب انسانساز اسلام بود، در سيره عملي خود، رفتار و منش اخلاقي داشت. اين ويژگي امام(ره) نهتنها در امور اجتماعي و سياسي وجود داشت، بلكه ايشان در امور اقتصادى، چه در جنبه فردي و چه اجتماعي نيز به اصول اخلاقي پايبند بودند
. امام خميني(ره) كه از اوضاع دنياي معاصر بهخوبي آگاه و به مسائل آن دقيق بود، يكي از علتهاي توسعهنيافتگي جوامع مسلمان را وابستگي اقتصادي آنان ميدانست. ايشان براي رهايي مسلمانان از اين بند و بحران ذلتآور، عمل به آموزههاي اسلامي را كه متضمن زندگي شرافتمندانه است، چارهساز ميدانست. از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشهاي حسابشده و استعماري براي غارت و چپاول ثروتهاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بينصيب ميمانند. در ايران پس از انقلاب اسلامى، به بركت وجود رهبران دلسوز و هدايت خردمندانه آنان و خودباوري مردم و حضور آنها در صحنههاي گوناگون كشور از نظر اقتصادي با وجود مشكلات فراوان، رشد بسياري يافته است. با اين همه، رسوبات فرهنگهاي غيراسلامي بهطور مطلق از بين نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادي خسارتهاي سنگيني ميبينند. هدايت و هوشياري رهبران و رهنمودهاي آنان به جامعه در زمينه رعايت الگوي مصرف، امري راهگشا و ضروري است. ازاينرو، ديدگاههاي امام خميني(ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را درباره مصرفزدگي و مصرفگرايي كه برگرفته از وصيتنامه و سخنان ايشان است، مرور ميكنيم.
ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشه استعمارى "از جمله نقشهها، كه معالاسف تأثير بزرگي در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاي استعمارزده از خويش، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است. ... قصه اين امر غمانگيز طولاني و ضربههايي كه از آن خورده و اكنون نيز ميخوريم، كُشنده و كوبنده است؛ و غمانگيزتر اينكه آنان ملتهاي ستمديده زيرسلطه را در همهچيز عقب نگهداشته و كشورهايي مصرفي بار آوردند. ... وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرمكردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتى، از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازيهاي كودكانه، و به مسابقه كشاندن خانوادهها و مصرفي بار آوردن هر چه بيشتر، كه خود داستانهاي غمانگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهي كشاندن جوانها، كه عضو فعال هستند... و دهها از اين مصائب حساب شده، براي عقب نگهداشتن كشورهاست ".[1]
اسلام تنها راه نجات از فرهنگ مصرفزدگي و ستمپذيرى "وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام، كه يگانه استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد، در وفاداري استقامت كنيد، كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقبمانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه ميدارند، نجات ميدهد؛ و زندگي انساني شرافتمندانه را، ولو با مشكلات، بر زندگاني ننگين اجانب، ولو با رفاه حيوانى، ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد؛ و بهخوبي و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاهِ پس از تحريم اقتصادى، در همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند، و بسياري از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند ".[2]
وظيفه جوانان و دولتها در برابر فرهنگ مصرفزدگى "بر دولتها و همه دستاندركاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آينده، كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند؛ و از ورود كالاهاي مصرفساز و خانهبرانداز جلوگيري نمايند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همهچيز بسازند. و از جوانان، دختران و پسران، ميخواهم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشرتها و بيبندوباريها و حضور در مراكز فحشا، كه از طرف غرب و عمال بيوطن به شما عرضه ميشود، نكنند، كه آنان، چنانكه تجربه نشان داده، جز تباهي شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما و به بند استعمار و وابستگي كشيدنتان و مصرفي نمودن ملت و كشورتان به چيز ديگر فكر نميكنند؛ و ميخواهند با اين وسايل و امثال آن، شما را عقبمانده و به اصطلاح آنان "نيمه وحشي " نگه دارند ".[3]
كالاهاي دشمنان در بازار مسلمانان "اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامى، مراكز رقابت كالاهاي غرب و شرق شده است، و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباببازيها و اجناس مصرفي بهسوي آنها سرازير شده است. همه ملتها را آنچنان مصرفي بار آوردهاند كه گمان ميكنند بدون اين اجناس امريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نميتوان كرد. معالاسف، مكه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، ... مملو از كالاهاي بيگانگان و بازار براي دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ شده است ".[4]
پي نوشت :
[1]. وصيتنامه موضوعي امام خميني(ره)، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، 1377، صص28-30. [2]. همان، ص 44. [3]. همان، صص 30 و 31. [4]. صحيفه امام، ج 19، ص 344. برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
نويسنده : سهيلا بهشتى
| |
|
|
 |
امام خمینی ( ره ) اسوه ی ساده زیستی |
|
|
آن چنان در جاذبه ی معنویات قرار گرفته و به ملکوت نزدیک شده بود که ذره ای به تعلقات و مادیات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلق می گرفت آزاد بود اما نه تنها چنین می اندیشید بلکه در عمل و زندگی نیز در همین راستا حرکت می کرد ، چه آن زمان که در نجف و در حال غربت و تبعید بود و چه آن روز که جلودار و رهبر انقلاب ، هیچ گونه تغییری در خوراک ، پوشاک ، مسکن و رفت و آمد ساده ی ولی پدید نیامد . زندگی ساده ی او در تمام عمرش گواه صادقی بر روح بزرگ اوست . ایشان همواره از تجملات پرهیز می کرد و در همه ی شرایط با رفاه زدگی سرستیز داشت و در این راستا نیز الگویی کم نظیر بود ایشان نه تنها خود زندگی ساده و بی آلایش داشت ، بلکه به علما و مدیران و مسولین کشور نیز همیشه سفارش می کرد که خود را گرفتار تجملات و تشریفات ننمایند . حجه الاسلام دعایی می گوید : " امام در زندگی همواره ساده زیست کرد ، ساده پوشید ، ساده خورد ، از غذای چرب و نرم همواره پرهیز کرد ، از خوراکی های مقوی دوری جست ... در رفت و آمدها که پیاده حرکت می کرد و علیرغم اصرار و فشار همه جانبه ی دوستان و ارادتمندان در نجف از گرفتن اتومبیل و رفت و آمد با ماشین خودداری می ورزید . با آن که بسیاری از فداییان راه ایشان آماده بودند که با دل و جان ، ماشینی از غیروجوهات شرعیه به ایشان هدیه نمایند
| |
|
|
 |
امام خمینی در جمع سفرا و کارداران دولت جمهوری اسلامی: |
|
|
مـا بـاید به هر سفارتخانه ای که دارید, به جای آن خرجهای طاغوتی که در آن وقـت[ دوران ننگین پهلوی] می شد, آن مهمانیهای طاغوتی, که همه اش بـرخـلاف اخـلاق اسـلامـی بـود, و آن خرجهای دیگری که خود شما هم می دانـید که در آن جا می شد, آن مخارج را صرف تبلیغات بکنید و به دنیا بـفـهمانید که اسلام چطور است... خوف این که ما اگر ساده رفتار کنیم, آنـهـا بـا آن سـفارتخانه های آنها, با آن وضعی که دارند, ما در نظر آنـهـا تـحقیر می شویم, این خوف را در خودتان راه ندهید... شما گمان نـکنید که اگر چنانچه به طور ساده عمل بکنید و سفارتخانه شما یک جای سـاده ای بـاشـد, یک مرکزی باشد که از آن جا علم و دانش و اخلاق صادر شـود, شما تحقیر خواهید شد, خیر. این حرف, حرف غرب زده هاست که خیال مـی کنند ما اگر مثل غرب نباشیم ما تحقیر می شویم... عظمت انسان, به لـباس و کلاه و اتومبیل و پارک و امثال آن نیست. انسان یک حقیقتی است کـه اگـر آن حقیقت بروز کند, شرافتمند است, عظمت دارد. شما می بینید کـه بـزرگ تـرین افراد بشر, انبیا بودند و ساده ترین از همه هم آنان بـودند. در عین حالی که بزرگ تر از همه بودند... تمام انبیا این طور بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد
(... شـ کـه بـا وضـع بسیار ساده ای عمل می کردند... در عین حالی که وضـعـشـان آن طـور بود که وقتی یک کسی از خارج می آمد, در مسجد رسول الـلـه(ص) و این افراد نشسته بودند, نمی شناخت که کدامیک اینها رسول الـلـه هـسـتـنـد... بـرای ایـن که, نه بالایی بود نه پایینی, دور می نـشـسـتـنـد... لیکن عظمت شان, عظمتی بود که دنیا را تحت تاثیر قرار داد... شـمـا آقـایانی که در سفارتخانه ها هستید, موظفید عقلا و شرعا به این که هر چه ساده تر, سفارتخانه هاتان, هر چه ساده تر باشد
| |
|
|
 |
پيام امام خميني به حجاج |
|
|
آخـریـن نـکـتـه ای کـه... بر آن تاکید نمایم مساله ساده زیستی و زهـدگـرایـی عـلـمـا و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عـنوان یک پدر پیر, از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمـانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بـزرگ و تـبـلـیـغ رسـالـت انبیا را به آنان محول فرموده است, از زی روحـانـی خـود خـارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شـان روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است, پرهیز کنند و بـرحـذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست
ایـن سـفـارشها و تاکیدها, نه تنها از سوی امام امت مطرح می شد و نه تـنـها او ساده زیست بود و از تشریفات دوری می جست که این روش تمامی عـلـما, بزرگان و مراجعی که اکنون می شناسیم و از آنان به بزرگی یاد مـی کـنـیـم بـوده و هست, بلکه برخی چونان شیخ انصاری, آن چنان ساده زیـسـت و ژنـده پوش بوده اند که گوی سبقت از هم گنان خود ربوده اند. ولـی بـیـان و عـمل امام امت از این جهت اهمیت دارد که او با این که رهـبری دینی مردم را به عهده داشت, رهبری سیاسی مردم را نیز بر عهده داشـت. در چنین پست و مقامی, چه بسا افراد زیادی و حتی به نام متخصص در فـن مـدیـریـت و مـانـنـد آن, داعـیه دار میدان شوند و بگویند از ویـژگـیـهـای مدیریت است که مدیر ابهت و جذبه ویژه داشته باشد, گونه لـبـاس, گـونه نشستن, جایگاه ملاقات, تشریفات ملاقات و... باید براساس عـرف شـنـاخـته شده ای باشد و این ساده زیستی به مدیریت صدمه می زند و....
ولـی او خـوب مـی دانـد کـه پـیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) بهترین مـدیـریـت را در جـامـعه انجام دادند و افزون بر رسالت دینی و تبلیغ احـکام الهی, بهترین و به یادمان ترین دوران حکومتی را برای مردم به وجـود آوردنـد, بـه گـونـه ای که در آن محیط سراسر ستم, آن رفتارها, هـمگان را شیفته اسلام و رفتار پیامبر(ص) و علی(ع) کرد و آن قدر برای آنـان شـیـریـن بـود که با اندک و انگشت شمار بودن باسوادان و کمبود نـوشـت افزار, بیش تر حالتها و برخوردهای آنان برای ما ثبت شده است. او خـوب می داند شاید مدیریت با جذبه و ابهت و اسراف و زرق وبرق, تا انـدک زمانی جلوه ای داشته باشد و جلوه گری دروغین آن, چند روزی چشم هـمـگان را خیره کند, ولی همچون کف روی آب زود فرو می نشیند و نابود مـی شـود, ولی مدیریت مردمی, ساده زیستی و حتی خود را در رتبه پایین تـرین مردم, از نظر زندگی مالی قرار دادن است که انسان را در دنیا و آخرت, جاودانه می کند و روشی حسنه بر جای می گذارد.
بله, او به جای گوش فرا دادن به سخنان آنان که مدیریت را از روی نوع مـیـز و صـنـدلی باز می شناسند, و برای مدیر, معاون اول, معاون دوم, مـنـشـی و... صـنـدلـی و میزهای گوناگون و به اصطلاح برای هر کدام به فـراخـور شـان و رتـبه پیشنهاد می کنند, تا نشانه مقام سازمانی آنها بـاشـد, به سخنان پیامبران(ص) و أمه اطهار(ع) توجه می کند و مدیریت خوب و سالم را از آنان فرا می گیرد.
حـال مـنـاسـب اسـت مـقداری از ساده زیستیهای پیامبر اکرم(ص) و أمه اطـهـار(ع) و سـفـارشـهای آنان به ساده زیستی, حرکتهای عملی آنان در کـشـیـدن جـامـعه به ساده زیستی و دوری از پاره ای امور اعتباری نقل شـود, تـا الـگـوی امـام امت و منبع مدیریتی او, برای ما روشن شود و مـعـلـوم شـود ما نیز باید به چنان منبعی نزدیک شویم و خود را با آن برابر سازیم
| |
|
|
 |
امام خمینی (ره) در جمع در جمع طلاب و روحانیون حوزه علمیه: |
|
|
یـکـی از امـور مـهم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند. آن چـیـزی کـه روحـانیت را پیش برده تا حالا, و حفظ کرده است این است که سـاده زنـدگـی کـردند. آنهایی که منشا آثار بزرگی بودند, ساده زندگی کـردنـد... ارزش انـسـان, بـه خانه نیست, به اتومبیل نیست. اگر ارزش انـسـان بـه ایـنـها بود, انبیا باید همین کار را بکنند. انبیا سیره اشـان را دیده اید چه جور بوده. ارزش انسان به این نیست که یک هیاهو داشـتـه بـاشد, یک اتومبیل کذا داشته باشد, یک رفت و آمد زیاد داشته بـاشد. ارزش روحانیت به این نیست که یک بساطی داشته باشد و یک دفتری و یـک دستکی داشته باشد. فکر کنید ارزش انسان را به دست آورید, ارزش روحانیت را از دست ندهید
| |
|
|
 |
امام خمینی در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان: |
|
|
از اهـم مسألی که باید تذکر بدهم, مساله ای است که به همه روحانیت و دسـت اندرکاران کشور مربوط می شود و همیشه نگران آن هستم... کیفیت زنـدگـی اهـل علم است. اگر خدای نخواسته, مردم ببینند که آقایان وضع خـودشـان را تـغـییر داده اند عمارت درست کرده اند و رفت وآمدهایشان مـنـاسـب شـان روحـانیت نیست.... از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسـلام و جـمـهوری اسلامی همان... آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و مـوافـق مـذاق عـامـه است این که زندگی شما ساده باشد, همان طوری که سـران اسـلام و پیغمبر اسلام و امیرالمومنین و أمه ما زندگی شان ساده و عادی بود, بلکه پایین تر از عادی
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه حجت الاسلام والمسلمین احمد مروی |
|
|
امام خمینی، ساده زیستی و مسأله شأن:
نویسنده : عابدینی، احمد
یـکی از دل مشغولیهایی که این جانب در زمان حیات امام خمینی و پس از رحـلـت ایـشـان داشـتـه و دارم ایـن است که: چرا ایشان پیوسته تمامی گـروهـها: از روحانیان, نمایندگان مجلس شورای اسلامی, نمایندگان مجلس خـبرگان, مسئولان مملکتی و... را به ساده زیستی و دوری از تجمل گرایی دعـوت مـی کرد, ولی هیچ دگرگونی محسوسی در زندگی فردی و اجتماعی این گـونـه افـراد, گـروهـها و مسوولان پدید نیامد. با این که انسان یقین دارد در جـمـع مـخاطبان ایشان, اگر نگوییم همه, به یقین می توان گفت کـه بیش تر از ژرفای دل ایشان را دوست می داشتند و آرزوی درونی آنان ایـن بـود کـه سـخـنـان ایـشـان را بـه کار ببندند, با این حال, چرا یـادآوریها و تذکارهای بسیار ایشان درباره ساده زیستی , نا کارآمد و یا کم کارآمد بود؟ اگـر کـسـی بگوید: مقام طلبی, رفاه خواهی و پست و مقام همه را شیفته کـرده و به همین جهت سخنان آن پیر سالک را نشنیده اند, این نیز سخنی خـارج از انـصـاف و غیر محققانه است, چون بسیاری از آنان فداکاریهای چـشم گیری انجام داده و می دهند که نمی توان آسانی انگ رفاه گرایی و مقام طلبی را به آن زد.
از احـتـمالهایی که در ذهن بنده آمده و مقاله حاضر را در همان راستا نـگـاشـتـه ام ایـن است که: سفارش امام به ساده زیستی, برابر مبنای فـقـهـی اسـت که ایشان دارد و که به مبنای فقهی مشهور فقهای شیعه در باب نگهداشت شان, در ظاهر ناسازگار است.
در رسـالـه هـای عملی, حرکت برابر شان, مصرف برابر شان, هزینه زندگی بـرابـر شان, مرکب برابر شان را مطرح می کنند و در مثل بیان می شود:
اگـر در شـان کـسـی بود که یک ماشین آخرین سیستم خوب داشته باشد, یا خـانـه ای بـسـیـار گـسـترده, اشکالی ندارد و از بابت خریدن آن خمسی بـدهـکـار نـیست و حتی گاهی نگاه نداری شان را خلاف مروت و سبب پایین افـتـادن فرد از عدالت می دانند. با این حال, در سخنرانیها و بیانیه ها, مردم را به ساده زیستی فرا می خوانند.
هـر پـای بـند به شرع و از جمله مخاطبان ساده زیست, خود را بر سر دو راهـی: سـربـرتـافتن از فتوا یا سربرتافتن از سفارش اخلاقی گرفتار می بـینند. اگر بخواهند ساده بزیند, با فتوای نگهداشت شان ناسازگار است و اگـر بـخـواهـند نگهداشت شان را پیش بدارند, راهی برای ساده زیستی (در بـرخـی مـوارد) باقی نخواهد ماند. و چون فتوا, حکم شرعی و قانون الـهـی اسـت کـه سـر بر تافتن از آن کیفری را به همراه دارد, پیوسته جـانب فتوا نگهداشته می شود و سفارش به ساده زیستی, موضوعی پیدا نمی کند.
بـحـث دربـاره کـبـرای کـلی که آیا در دین اسلام و به طور کلی در دین آسـمـانی و الهی, امکان ناسازگاری اخلاق, با قانون وجود دارد یا خیر, بـه مجالی دیگر وا می گذاریم. در این نوشتار این بحث را پی می گیریم کـه آیـا واجب بودن نگهداشت شان یک مساله اسلامی پذیرفته شده است, یا این که پایه و اساس درست فقهی ندارد؟
| |
|
|
|
 |
آمار و اطلاعات |
|
|
| |