وقتی میگویند: «طرف آدم قانعی یه.» ممکن است تصورات متفاوتی از آن شخص در ذهنها تداعی شود. مثلا:
«طرف آدم خسیسی یه.»
«طرف کنسه.»
«از دستش آب زمین نمیچکه.»
«دستش توی جیبش نمیره.»
«یاد شخصیت کارتونی اسکروچ میافته.»
«جونش رو میده ولی پولش رو هرگز.»
البته کسانی که اینطور فکر میکنند کمی هم کملطفی میکنند. آنها که نیمه پر لیوان را میبینند معمولا تصورات دیگری دارند، مانند:
«طرف حساب کتاب سرش میشه.»
«با کم هم راضی میشه.»
«با برجی صدهزار تومن هم میتونی چند سر عائله رو بچرخونه.»
«سر موقعاش خرج میکنه.»
خلاصه هزار و یکی تصور و جمله و برچسب هست که میتوان به آقا یا خانم قانع چسباند. ولی واقعا به مفهوم واقعی کلمه قناعت چیست؟