دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

همسرم 18 کبوتر به یادبود سال‌های اسارتم تهیه کرده بود تا آن را آزاد کنم. من سر آن پرنده سفید را بوسیدم و در آسمان ایران اسلامی به یاد رهایی خودم آزاد کردم. مردم تا جلوی پله‌های منزل، مرا روی دوش داشتند. مادرم جلوی پله ایستاده بود. دست و صورت او را بوسیدم و لحظاتی تن ضعیف او را در آغوش گرفتم. خستگی سال‌های اسارت از تنم درآمد و به همراه او به طبقه پنجم رفتیم.

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 خرداد 1394  ] [ 12:00 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

فرمانده لشکر عاشورا در عملیات کربلای 4 می‌گوید: با آغاز عملیات، وضعیت بدی در منطقه رخ داد، بچه‌ها درگیر شدند اما مشخص بود نمی‌توان پیشروی کرد و دشمن آماده است. من هرچه نگاه می‌کردم، می‌دیدم که عراقی‌ها با تیربار نیروهای ما را می‌زنند و امکان عبور وجود ندارد. لشکر ما ماموریت عبور از خط را داشت اما راضی نشدم که نیروهایم وارد خط شوند.
 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:57 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات1 ]

می‌خواستند مرا به زور به جبهه ببرند...!


مرد عرب که تمام بدنش خیس و گلی شده بود چند قدمی به عقب رفت. سید گفت نترسید ما مسلمان هستیم ما مثل شما شیعه هستیم سربازان اسلام هستیم شما مهمان هستید مهمان اسلام.
می‌خواستند مرا به زور به جبهه ببرند...!

به گزارش دفاع پرس، در میان شهدای هشت سال دفاع مقدس شهدای سادات نیز فراوان بودند. فقط 2500 شهید سادات در تهران داریم که بیش از 2000 نفر آن‌ها در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شده‌اند. «سید مجتبی علمدار» نیز یکی از شهدایی‌ است که نامش در لیست ذریه زهرا(س) به ثبت رسیده. سید مجتبی در دی ماه سال 1370 با سیده فاطمه موسوی ازدواج کرد که ثمره آن زهرا سادات علمدار است.


شهید علمدار بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر 25 کربلا در ساری مشغول خدمت شد. او که از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی بود چندین سال پس از جنگ و در سال 1375 بر اثر جراحت‌های شیمیایی به یاران شهیدش پیوست. «مجید کریمی» خاطره‌ای در رابطه با این شهید را در "علمدار" نقل می‌کند که نشان دهنده مهمان‌نوازی این شهید است. خاطره به قرار زیر است:


مدتی بعد از ارتحال امام دوباره به منطقه خوزستان برگشتیم در منطقه اروند کنار مستقر بودیم آن زمان سید در طرح و عملیات تیپ مشغول شده بود تا اواخر سال 69 در آن منطقه مستقر بودیم یک روز ساعت شش صبح من را صدا کرد و گفت «برویم شناسایی؟» من هم بلند شدم زمستان بود. هوا سرد بود حسابی خودمان را پوشاندیم با موتور هوندا 250 به سمت جاده ساحلی رفتیم از پشت ساختمان قدیم صدا و سیمای آبادان عبور کردیم. یک دفعه سید موتور را نگه داشت.


پیاده شد و آرام به سمت خاکریز ساحلی رفت خیره شد به ساحل عراق آن ایام جنوب عراق در جریان جنگ خلیج فارس مورد حمله آمریکا قرار گرفته بود بنابراین وظیفه ما سنگین‌تر بود آمدم کنار سید با دست ساحل عراق را نشان داد و گفت آنجا را نگاه کن. مردی به سختی از میان گل و لای خود را به اروند رساند بعد یک تویوپ بزرگ را داخل آب قرار داد. بعد هم همسر و دو فرزندش را آورد و روی آن نشاند.


خودش هم روی تویوپ ایستاد با یک چوب بلند شروع کرد به پارو زدن می‌خواست به سمت ساحل ایران بیاید. اما جریان آب اروند آن‌ها را به سمت خلیج فارس می‌برد سید پایین خاکریز کنار ساحل می‌دوید. من هم با موتور حرکت کردم. دقایقی گذشت آن‌ها به هرسختی که بود به ساحل ما رسیدند. با دشواری از میان گل و لای ساحل عبور کردند. همین که روی خاکریز ساحلی آمدند سید جلو رفت و گفت «السلام علیکم اهلا و سهلا کیف حالک؟».


مرد عرب که تمام بدنش خیس و گلی شده بود چند قدمی به عقب رفت. سید گفت نترسید ما مسلمان هستیم ما مثل شما شیعه هستیم سربازان اسلام هستیم شما مهمان هستید مهمان اسلام. بعد رو کرد به من گفت «برو ماشین را سریع بیاور». سید اورکت و کاپشنش را به زن و مرد عرب داده بود. سوار خودرو شدیم سریع گاز دادیم و رفتیم سمت مقر. سید دستم را گرفت گفت مجید جان آهسته تر برو. این خانم مسافر دارد.


رسیدیم مقر. سید یکی از اتاق‌ها را که گرم‌تر بود برای آن‌ها آماده کرد بعد هم از جیره خودمان به آن‌ها صبحانه داد. وقتی نان و پنیر و کره و مربا در سفره در مقابلشان گذاشتم اشک در صورت آن‌ها حلقه زده بود نمی‌دانید با چه اشتهایی می‌خوردند. بعدها مرد عرب گفت «می‌خواستند من را به زور به جنگ ببرند من شیعه هستم مجبور شدم که با خانواده فرار کنم ما چند روز بود که چیزی برای خوردن پیدا نکرده بودیم».

 

 منبع:تسنیم

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:56 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

روزشمار دفاع مقدس (11 خرداد 1394)


11 خرداد 1394 هجری شمسی برابر با 13 شعبان 1436 هجری قمری و 1 ژوئن 2015 میلادی
روزشمار دفاع مقدس (11 خرداد 1394)

رویدادهای مهم این روز در تقویم شمسی (11 خرداد 1394)

• انحلال حزب جمهوری اسلامی به پیشنهاد اعضای آن (۱۳۶۶ ش)

• شهادت سردار خادمی

• صدور قطعنامه ۵۵۲ شورای امنیت به دنبال شکایت کشورهای عضو کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حمله به کشتی‌هایشان (۱۳۹۶ه. ش)

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:55 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

لحظه بلند شدن صدای "الله اکبر" آزاده ها در زمان تبادل اسرا


جانشین سازمان بسیج مستضعفین گفت: به سردار عسکری گفتم این سرهای آزاده های ما نیست؟ نزدیکتر که شدیم وقتی دوباره آن سرهای بیرون آمده از خیمه را دیدم با تمام قوا "الله اکبر" گفتم. دیدم هزاران عزیز آزاده یک پارچه تکبیر گویان در دشت منظریه الله اکبرشان بلند شد.
لحظه بلند شدن صدای

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، مراسم بزرگداشت ارتحال سیدآزادگان حاج آقا ابوترابی با حضور حجت الاسلام ابوترابی، سردار فضلی، سردار انصاری، امیر گلفام، حجت الاسلام رییسی دادستان کل کشور و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

سردار فضلی با اشاره به سابقه مبارزاتی و انقلابی خانواده ابوترابی عنوان کرد: مرحوم ابوترابی که وقت شریف خود را وقف اسلام کرده و همرزم شهیدان رجایی، بابایی و چمران بود در عرصه‌های مختلف چه قبل از انقلاب و چه در عمر کوتاه بعد از پیروزی انقلاب تا اسارت را سپری کرد چرا که اهل عمل به قرآن و احکام الهی بود.

وی با بیان خاطره‌ای از زمان ورود آزادگان بیان داشت: روز 25 مرداد 69 فرمانده وقت نیروی زمینی سرلشکرایزدی در حال بازدید از لشکر 10 سید الشهدا در پادگان دو کوهه بود که در ساعت 2 بعد از ظهر اعلام کردند که فردا آزادگان باز می‌گردند، برآن شدیم تا اجازه بگیریم و به استقبال آزادگان برویم.

جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین ادامه داد: تعدادی از لشکر سیدالشهدا(ع) به همراه مقادیری از امکانات شبانه به قصر شیرین رفتیم. دیدیم مقدمات استقبال در حال فراهم شدن است. فرمانده قرارگاه نجف اشرف و فرمانده لشکر 81 به قصر شیرین آمدند. جلسه‌ای تشکیل دادند و تقسیم کار کردند. معلوم بود فرصتی برای کار چندان پیدا نکردند. من اعلام آمادگی کردم و مسئول ستونی شدم که می خواست به استقبال آزادگان برود.

سردار فضلی عنوان کرد: 18کیلومتر داخل خاک ما بین قصر شیرین و خسروی هنوز دست عراقی ها بود قرار شد 50 اتوبوس و 50 آمبولانس برای آوردن آزادگان آماده شود. همه چیز ساماندهی شد و به مرز رسیدیم. عراقی ها گفتند ما باید اول اسرای عراقی را تحویل بدهیم و بعد در سر پل ذهاب اسرای خودمان را تحویل بگیریم. کلی مذاکره کردیم و مقاومت کردیم تا کمی عراقی ها کوتاه آمدند. گفتند فقط اتوبوس می تواند بیاید.

سردار فضلی در ادامه تصریح کرد: به تعدادی از فرماندهان گفتم که هر کدام اتوبوسی را به عنوان راننده کنترل کنند.  در مسیر به مرز خسروی رسیدیم دیدیم عراقی ها در منظریه عراق آن سوی مرز منتظر هستند وقتی در شیب قرار گرفتیم ونزدیک شدیم دیدم خیمه خیلی بزرگی برپاست که از درز خیمه سرهای زیادی بیرون آمده به سردار عسکری گفتم این سرهای آزاده های ما نیست؟ نزدیکتر که شدیم وقتی دوباره آن سرهای بیرون آمده از خیمه را دیدم با تمام قوا "الله اکبر" گفتم.

وی افزود: دیدم هزاران عزیز آزاده یک پارچه تکبیر گویان در دشت منظریه الله اکبرشان بلند شد. به قرارگاه عراقی ها رفتیم. من فرماندهان تیپ ها که همراهمان بودند گفتم برای آزادگان برادری و پدری کنیم و استقبال خوبی صورت دهیم. عراقی ها ما را دائم متفرق می کردند و ما باز صفی را ایجاد می کردیم تا آنها با شکوه سوار اتوبوس شوند.

جانشین سازمان بسیج مستضعفین اظهار داشت: ساحت حدود یک ظهر بود می خواستیم برگردیم در اتوبوسی که بودیم یکی گفت می شود خودتان را معرفی کنید؟ شروع کردم به معرفی. یکی از آزادگان در گوشم گفت خدایی خودت هستی؟ گفتم شک داری؟ گفت به خدا که ما هنوز شک داریم انقدر این خبیث ها در حق ما بد کرده اند که باورمان نمی شود. یواشکی در گوشم گفت من احمد هستم. احمد روزبهانی. گفتم با داود روزبهانی نسبتی داری؟ گفت پسرعموی من است. گفت من در کردستان توسط ضدانقلاب با چند گونی شکر تعویض شدم.

سردار فضلی در پایان اشاره کرد: به قصر شیرین که نزدیک شدیم به حدی جمعیت برای استقبال از آزاده‌ها آمده بود که قابل توصیف نیست خیلی از شخصیت های لشکری و کشوری، خیلی از رزمندگان آمده بودند نه میسر شد که برای تشریفات آزادگان را پیاده کنیم نه شرایط اجازه داد حتی برای نماز ظهر آن ها را پیاده کنیم.همه جا مملو از جمعیت بود. به سرپل ذهاب رسیدیم هزاران قربانی در مسیر برای آزادگان فدا می شد. همه برای استقبال سنگ تمام گذاشتند. به پادگان الله اکبر رسیدیم اذان مغرب و عشا شده بود. تازه آزادگان میخواستند از خودرو پیاده شوند. هرکدام از آزادگان که پیاده میشدند سجده شکر می کردند با آب حرف می زدند می گفتند چندروزی بود که برای ما آب را هم بسته بودند.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:53 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

تصویر منتشرنشده از 3 شهید مدافع حرم کنار یکدیگر


تجاوز نیروهای تکفیری به حریم آل‌ الله باعث شد تا افراد بسیاری به‌ صورت داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) به سوریه و عراق رفته و برای مقاومت و دفاع از این مناطق با نیروهای تروریستی و تکفیری مبارزه کنند.
تصویر منتشرنشده از 3 شهید مدافع حرم کنار یکدیگر

به گزارش دفاع پرس، تجاوز نیروهای تکفیری به حریم آل‌الله باعث شد تا افراد بسیاری به‌صورت داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) به سوریه و عراق رفته و برای مقاومت و دفاع از این مناطق با نیروهای تروریستی و تکفیری مبارزه کنند. از آغاز تجاوز نیروهای تکفیری به حرم اهل بیت(ع) تا کنون مدافعان بسیاری به شهادت رسیده‌اند. هادی کجباف، بهروز هلیسایی و سیدجاسم نوری نیز از زمره شهدای مدافع حرمی بودند که در این درگیری‌ها به شهادت رسیدند.
«هادی کجباف» جزو اولین نیروهای داوطلبی بود که از ایران راهی عراق و سپس سوریه شد تا از حرم‌های اهل بیت مقابل تروریست‌ها دفاع کند. شهید کجباف با ورود به سوریه فرماندهی، سازمان‌دهی و آموزش عده‌ای از مدافعان حرم را به‌عهده گرفت و تا جایی موفق بود که داعشی‌ها به اسم و رسم، او را می‌شناختند و مدت‌ها به‌دنبالش بودند.

او چندی پیش در منطقه بصری الحریر استان درعا در مرز سوریه و اردن به آرزوی خود رسید. واکنش همسر شهید کجباف به خبر شهادت ایشان نشان داد که این شهید نه تنها خود عاشق شهادت بود، بلکه خانواده‌ای داشت که تک‌تک اعضایش کم از خود او ندارند. خانم "شایسته احمدی‌زاده" وقتی مطلع شد که می‌خواهند برای تحویل گرفتن پیکر شهید کجباف از تروریست‌ها، به آن‌ها پول بدهند و یا اسیر از آن‌ها آزاد کنند، با این‌گونه پیشنهادها مخالفت کرد و گفت آن‌چه در راه خدا داده است، پس نمی‌گیرد.
«بهروز هلیسایی» نیز یکی از شهدای مدافع حرم از اهالی خوزستان بود که در دفاع از حرم اهل بیت(ع) و در درگیری با نیروهای تروریست تکفیری به شهادت رسید. یکی از فرماندهان دفاع مقدس می‌گوید: به شهید گفتم: "شما جانباز و برادر دو شهید هستید، بروید عقب، خانواده شما داغدار دو شهید دفاع مقدسند". او در پاسخ به من گفت: "برادرانم مرا صدا زده‌اند، باید بروم". همچنین «سید جاسم نوری» نیز از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس در الرمادی عراق در جبهه‌های مقاومت عراق در درگیری با نیروهای تکفیری و تروریست به خیل شهدای مدافعین حرم پیوست.
در ادامه عکس مشترکی از این سه شهید اهوازی که در زمان هشت سال دفاع مقدس ثبت شده است، می‌آید: در این عکس به‌ ترتیب از سمت راست: شهیدان سید جاسم نوری، بهروز هلیسایی و هادی کجباف.

 

 

منبع: تسنیم


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:53 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

«خمسه خمسه» را می توان یک فیلم‌نامه اقتباسی دانست، منتهی منبع اقتباس این فیلم، یک فیلم مستند داستانی است نه یک رمان.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر دفاع پرس، سید جمال ساداتیان تهیه کننده صاحب نام سینمای ایران که تاکنون فیلم های موفقی چون هفت دقیقه تا پاییز و چهارشنبه سوری را برای سینمای ایران تهیه و تولید کرده است در آخرین فعالیت سینمایی خود فیلم جامه دران به کارگردانی حمید رضا قطبی را تولید کرد که این فیلم در بخش نگاه نو سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و هم اکنون در نوبت اکران قرار دارد. جامه دران اولین تجربه کارگردانی حمید رضا قطبی است، وی پیش از فیلم «جامه دران»، فیلم های کوتاه و مستند زیادی مانند «زادگاه من» ، «ویلای اجاره ای» و ... کارگردانی کرده است.

سیدجمال ساداتیان که تجربه همکاری با بهروز افخمی را در تولید «آذر، پرویز، شهدخت و دیگران» دارد از «خمسه خمسه» به عنوان پروژه جدی امسال خود یاد می‌کند. او تصمیم دارد که این پروژه را برای نمایش در جشنواره فیلم فجر امسال آماده کند.

«خمسه خمسه» درباره شخصیت‌های زنده‌ای به نام عبدالحسن آریانژاد و سرهنگ خانی است البته شهید حسن باقری هم قرار است در نقش بسیار کوتاهی در این فیلم ظاهر ‌شود. فیلم‌نامه «خمسه خمسه» براساس قسمت چهارم سریال مستند داستانی «آخرین روزهای زمستان» ساخته محمدحسین مهدویان نوشته شده است. «خمسه خمسه» را می توان یک فیلم‌نامه اقتباسی دانست، منتهی منبع اقتباس این فیلم، یک فیلم مستند داستانی است نه یک رمان. نگارش فیلم‌نامه «خمسه خمسه» تمام شده و طبق برنامه ریزی های صورت گرفته بخشی از صحنه های فیلم در تهران و عمده تصاویر هم در اهواز فیلم‌برداری می شود.

برخلاف بسیاری از تهیه کنندگان سینمای دفاع مقدس که برای تولید فیلم های دفاع مقدس خود را ملزم به گرفتن کمک های مالی از دولت یا نهادهای دولتی می دانند ساداتیان در این مورد هیچ علاقه ای از خود نشان نمی دهد و در این باره می گوید: من برای حمایت مالی این پروژه سراغ وزارت ارشاد نرفتم و اگر تجهیزات نظامی آن فراهم شود ترجیحم این است که بودجه‌ی فیلم را از وزارت ارشاد نگیرم.«خمسه خمسه» هم اکنون در مرحله پیش تولید نظامی قرار دارد. بعد از اینکه خیالمان به لحاظ تامین تجیهزات نظامی راحت شود، سراغ انتخاب بازیگر می‌رویم. مراحل تولید «خمسه خمسه»، اوایل شهریور‌ماه امسال و در لوکیشن‌های اطراف اهواز شروع می‌شود.

عبدالحسین آریا نژاد یکی از شخصیت های فیلم سینمایی خمسه خمسه که در زمان جنگ از نیروهای شناسایی بوده است در مورد انجام عملیات خمسه خمسه چنین می گوید: در این عملیات ستوان خانی را به عنوان دیده بان عملیات به فرماندهی شهید حسن باقری به محل استقرار خمسه خمسه هدایت کردم. کمتر از1000 متر مانده به موقعیت، ستوان خانی به من که با احتیاط کامل حرکت می کردم گفت: تو برو عقب تا من جلو بیفتم. ستوان خانی سرش را بالا میگیرد و بدون هیچ ترسی با صلابت به سمت محل حرکت میکند.من از این کار او نگران شدم و گفتم: یه کم آروم تر، سر و صدا راه ننداز، به عراقیا نزدیکیم. ستوان خانی خیلی جدی پرسید: اینجا عراقه یا ایران؟ من که از این سوال تعجب کردم گفتم: خب ایرانه؟  و ستوان خانی جواب داد:  من تو سرزمین خودم دولا دولا راه نمیرم.

لازم به ذکر است که این عملیات با گرادهی کامل و دقیق ستوان خانی و آریانژاد و البته شجاعت تمام آن دو به‌خصوص ستوان خانی به نابودی سلاح خمسه خمسه عراق و شکستن افسانه این سلاح ‌انجامید.

انتهای پیام/


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:51 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

در جهاد فی سبیل‌الله که باشی خوابش هم می‌چسبد حتی اگر در این وضعیت باشی.
اینجاست که میگویند خواب مومن عبادت است+تصاویر

به گزارش فضای مجازی دفاع پرس، تصاویری که خواهید دید رزمندگانی هستند که احتمالا از عملیات برگشتند و اینگونه از فرط خستگی به خواب شیرینی رفتند.

در جهاد فی سبیل الله که باشی خوابش هم می چسبد حتی اگر در این وضعیت باشی.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:51 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

همایش "پاسیاد ابر فیاض" گرامیداشت شهدای آزاده و سالروز درگذشت مرحوم ابوترابی بعد از ظهر دیروز باحضور سردار فضلی، حجت الاسلام رئیسی، حجت الاسلام ابوترابی و سردار انصاری در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.
 

ادامه مطلب

[ دوشنبه 11 خرداد 1394  ] [ 11:50 AM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]