تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392  | 6:15 PM | نویسنده : همراز رهبر

حدود شانزده سال پیش در ایام برگزاری انتخابات هفتمین دوره‌ی ریاست جمهوری اسلامی ایران بود كه اولین ملاقات‌های اختصاصی نامزدهای انتخاباتی به‌صورت جداگانه با رهبر انقلاب اسلامی انجام گرفت و رویه‌ای را بنا گذاشت كه به اقتضاء شرایط، افرادی از گروه‌ها و سلایق مختلف -كه خود را واجد صلاحیت برای ریاست قوه مجریه می‌دانند- قبل از حضور در عرصه‌ی انتخابات به درخواست خودشان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار می‌كنند و یا به‌صورت غیرحضوری تصمیم خود را به اطلاع ایشان می‌رسانند. اغلب این افراد ضمن اعلام تصمیم برای كاندیداتوری در انتخابات، به ارائه رئوس برنامه‌های خود برای حضور در این عرصه می‌پردازند.

رویه‌ی ثابت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در این ملاقات‌ها آن است كه پس از شنیدن سخنان نامزدها به بیان نكاتی درباره‌ی مسائل كلان كشور در افق آینده می‌پردازند و با تأكید بر اینكه نفیاً یا اثباتاً نظری درباره‌ی كاندیداتوری افراد ندارند جمله‌ای را با مضمون زیر خطاب به همه‌ی این افراد می‌فرمایند:
نه می‌گویم بیایید، نه می‌گویم نیایید و تكلیفی نمی‌كنم.

اما گاهی اوقات در فرآیند رقابت‌های سیاسی، گمانه‌زنی‌ها و نقل قول‌هایی غیرواقعی و یا ناقص از این دیدارها صورت گرفته كه موجب بروز سوءتفاهم‌هایی میان مردم و رسانه‌ها می‌شود كه تبعات و پیامدهای نامناسبی در افكار عمومی جامعه دارد.
رهبر انقلاب اسلامی بارها درباره سخنانی كه به ایشان منتسب می‌شود فرموده‌اند كه:
«مبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.» ۱۳۸۹/۰۵/۳۱
ایشان در خلال سخنرانی‌هایشان در روزهایی كه آرام آرام به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیك می‌شویم، درباره‌ی موضوعات مختلف انتخابات از جمله ویژگی‌های رئیس‌جمهور، التزام به قانون، وظایف شورای نگهبان، برنامه و نقشه دشمن و... توصیه‌هایی بیان كرده و در آینده خواهند كرد؛ لذا به نقل قول‌هایی كه به طور غیر مستند و خارج از مسیر رسمی مطرح می‌شود، نباید توجه كرد و آن را ملاك تصمیم قرار داد.


ادامه مطلب
نظرات 0

 در تاریخ 11 مردادماه 1360 امام خمینی حکم ریاست‌جمهوری رجایی را تنفیذ نمودند. که در این حکم آمده بود: «... امیدوارم که در حفظ این امانت الهی و مسئولیتی که ملت بر عهده ایشان گذاشته است با تمام توان کوشش نموده و از آن پاسداری نمایند و وفاداری به پیمان خود در مقابل خداوند مقتدر حاضر و ناظر و ملت حاضر در صحنه و مراقب احوال و اوضاع باشند و به فرمان خدا با تمام جدیت عمل کرده ودر عمل به حق از کسی و از ملامت بدخواهان نهراسند و در نظارت بر قوای ثلاثه، طرف حق را در نظر بگیرند و در خدمت به خلق خدا، خصوصاً توده‌های مستضعف، احساس غرور و سرافرازی نمایند، که اینانند وفاداران به اسلام و هواداران جمهوری اسلامی و امید است در این موقع که دشمنان خارج و داخل دست به دست هم داده تا جمهوری اسلامی را به تباهی کشند، قشرهای مختلف ایران از علما، متفکران و محققان گرفته تا قوای مسلح و از دهقانان و کارگران و کارمندان و کارفرمایان تا بازرگانان و بازاریان و عشایر و سرحدنشینان، هم‌فکر و هم‌صدا با رئیس‌جمهور محترم و دولت و مجلس و سایر ارگان‌های اسلامی، دست جنایت‌کاران و خائنان را قطع و تأیید جمهوری اسلامی کوشا بوده و در ساختن ایرانی مستقل و آزاد فداکار باشند و با وحدت کلمه به کشور خود و مرد محروم آن خدمت کنند.»[44]

امام خمینی همچنین در این جلسه فرمودند: «شما دیروز نخست‌وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید و بعد از این هم معلوم نیست کی از اینجا بروید. ممکن است خدای نخواسته همین حالا که بیرون رفتید و یا همین حالا که یک بمبی اینجا باز منفجر بشود و فاتحه‌ی همه را بخوانند وقتی مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست‌جمهوری و بعدش فرق بکند؟ مگر ریاست‌جمهوری چه هست...».[45]

رجایی در روز 12 مرداد 1360 به عنوان رئیس‌جمهور در مجلس حاضر شد و در حضور آیت‌الله اردبیلی، ریس دیوان عالی کشور و اعضای شورای نگهبان، پس از ادای سوگند، متن سوگندنامه را امضا کرد. همچنین رجایی در روز 14 مرداد طی نامه‌ای دکتر محمدجواد باهنر را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد. که از مجموع 168 رأی با 130 رأی موافق، 14 رأی مخالف و 24 رأی ممتنع مجلس به نخست‌وزیری ایشان رأی اعتماد داد و روز 22 مرداد، باهنر کابینه‌ی پیشنهادی خود را که اکثراً در کابینه‌ی قبلی نیز عضویت داشتند به مجلس معرفی نمود که کابینه بدون تغییر از مجلس رأی اعتماد گرفت. [46] ولی مسئولیتش حدود 27 روز (از 11 مرداد 1360 تا 8 شهریور 1360) بیشتر دوام پیدا نکرد. [47] چون در هشتم شهریور 1360 با اقدام تروریستی در ساختمان نخست‌وزیری، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر (دکتر محمدجواد باهنر) به اتفاق بسیاری از رجال حکومتی به شهادت رسیدند. [48]

پی نوشت ها :
[44]محمودی، عبدالحسین؛ پیشین، ص 297- 295.
[45]خمینی، روح‌الله؛ پیشین، ص 67.
[46]خوش‌زاد، اکبر؛ پیشین، ص 118.
[47]محمودی، عبدالحسین؛ پیشین، ص 202.
[48]خوش‌زاد، اکبر؛ پیشین، ص 118.
منبع : پیام دیدار


ادامه مطلب
نظرات 0

در تاریخ 6 مرداد 1360، نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری مشخص شد. مهم‌ترین نکته در نتایج این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری افزایش مجموع آرا و رأی نفر اول بود. [40]

در شرایطی که بسیاری از جریان‌های لیبرال، چپ و التقاطی با ابراز بی‌میلی، صحنه‌ی انتخابات را ترک کرده بودند (که می‌توان گفت این انتخابات اولین انتخاباتی بود که بدون حضور نیروهای لیبرال و چپ بود) و تهدیدات امنیتی مانع برگزاری سالم انتخابات به نظر می‌آمد، حضور گسترده‌ی مردم و انتخاب قاطع رئیس‌جمهور، وزن اجتماعی این گروه‌ها را نمایان ساخت. [41]

در این دوره‌ی انتخابات حدود 930/439/22 نفر واجدین شرایط رأی دادن بودند که از این تعداد، حدود 826/532/14 نفر تعداد شرکت-کنندگان در رأی‌گیری بود که به عبارت دیگر 76/64 درصد از تعداد واجدین شرایط در این دوره از انتخابات شرکت کرده‌اند. [42]

در ادامه به ترتیب ابتدا اسم نامزد، سپس آرای کسب شده‌ی نامزد، و بعد درصد آرای نامزد نسبت به کل آرا و نسبت به واجدین شرایط را می‌آوریم.

1.محمدعلی رجایی : 050/770/12 رأی، 87/87 درصد نسبت به کل آرا، 90/56 نسبت به واجدین شرایط. رجایی حدود 2 میلیون رأی بیشتر از بنی‌صدر کسب کرد.
2. عباس شیبانی : 498/658 رأی، 53/4 درصد نسبت به کل آرا، 93/2 درصد نسبت به واجدین شرایط.
3. آرا باطله : 175/ 465 رأی، 13/3 درصد نسبت به کل آرا، 70/2 درصد نسبت به واجدین شرایط.
4. علی‌اکبر پرورش : 646/389 رأی، 68/2 درصد نسبت به کل آرا، 73/1 درصد نسبت به واجدین شرایط.
5. حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان : 457/249 رأی، 71/1 درصد نسبت به کل آرا، 11/1 درصد نسبت به واجدین شرایط. [43]

پی نوشت ها :
[41]دارابی، علی؛ پیشین، ص 152 و فوزی، یحیی؛ پیشین، ص 344.
[42]عظیمی دولت‌آبادی، امیر؛ منازعات نخبگان سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، چاپ اول، ص 187.
[43]دارابی، علی؛ پیشین، ص 147 و حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص 93 و محمودی، عبدالحسین؛ پیشین، ص 204 و عیوضی، محمدرحیم؛ پیشین، ص 155 و عظیمی دولت‌آبادی، امیر؛ پیشین، ص 187.


ادامه مطلب
نظرات 0

 این دوره از انتخابات در شرایطی برگزار شد که یک سال از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌گذشت و بخش‌هایی از غرب و جنوب تحت اشغال عراق بود. از سویی عزل بنی‌صدر به جبهه‌های راکد شده جنگ تحرک تازه‌ای بخشیده بود و روحیه و قدرت مقاومتی نیروهای ایران در برابر دشمن افزایش یافته بود و از سوی دیگر، نیروهای معتقد به خط امام در عرصه‌ی داخلی جانی دوباره یافته بودند. [34]

این در شرایطی بود که بنی‌صدر هنوز از کشور نگریخته بود و با حمایت گروهک‌های تروریستی در داخل کشور به سر می‌برد و بر این باور بود که موج خشونت و ترور، بازگشت وی به قدرت را میسر می‌سازد.

که از جمله‌ی این ترورها، انفجار بمب توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در نشست حزب جمهوری اسلامی، که برای بررسی عملکرد حزب در دومین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری تشکیل شده بود، به شهادت دبیرکل (دکتر بهشتی) و 72 نفر از اعضای اصلی حزب انجامید (شهادت 4 وزیر و 20 نماینده‌ی مجلس اول).[35]

سازمان منافقین به فرماندهی موسی خیابانی و اشرف رجوی با ایجاد جنگ و گریزهای شهری تلاش می‌کردند، ابزار چانه‌زنی سیاسی بنی‌صدر و مسعود رجوی را در عرصه‌ی بین‌المللی فراهم سازند. [36] که این اقدامات مسلحانه و خشونت‌بار گروهک‌های هوادار بنی‌صدر، زمینه‌ساز افشای تضاد مبنایی جناح لیبرال حاضر در حاکمیت با آرمان‌های انقلاب شد. [37]

در کل می‌توان فضای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی حاکم بر کشور را در موارد زیر عنوان کرد :

1- تثبیت کل نظام
2- جنگ تحمیلی
3- آشکار شدن ماهیت برخی گروه‌ها و شخصیت‌ها
4- خروج برخی نیروها از قدرت. [38]


ولی با این وجود، انتخابات دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری در دوم مرداد 1360 طبق قرار قبلی با حضور گسترده‌ی مردم برگزار شد. [39]


پی نوشت ها :
[34]دارابی، علی؛ پیشین، ص 152.
[35] . خوش‌زاد، اکبر؛ پیشین، ص 118.
[36]خواجه‌سروی، غلام‌رضا، پیشین، صص 296- 295.
[37]حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص 73.
[38]دارابی، علی؛ پیشین، ص 153.
[39]عیوضی، محمدرحیم؛ مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، چاپ اول، جلداول، صص 155- 153.
 


ادامه مطلب
نظرات 0

 امام خمینی در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان، در دیدار با روحانیون، مردم را به شرکت فعال در انتخابات توصیه کردند و در تبیین نقش روحانیت گفتند: «الآن ما مبتلا به مسایل هستیم در این کشور...

حفظ اسلام این است که ما یک رئیس‌جمهوری که لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد برای اسلام، بشناسید که این آدم متعهدی است که مبادا مبتلا شویم به یک نفر نابابی که ما را بخواهد بکشد، ببرد طرف امریکا، روحانیون را می‌خواهند کنار بگذارند و مجلس را کنار بگذارند.

ما مکلفیم به این‌که در امور دخالت کنیم، ما مکلفیم در امور سیاسی دخالت کنیم، مکلفیم شرعاً، همان‌طور که پیغمبر می‌کرد، همان‌طور که حضرت امیر می‌کرد. در این ایام که اعلان می‌کنند مسئله‌ی انتخاب رئیس‌جمهور را، آن اشخاصی که در حوزه‌ها هستند باید دست از کارها بردارند و راه بیفتند توی شهرها و دهات و روستاها و آن جاهای دور افتاده، کمک کنند و اگر نکنند فردا مسئولند پیش خدا...»[31]

مراجع تقلید قم نیز شرکت در انتخابات را واجب داشتند. آیت‌الله گلپایگانی، با صدور بیانیه‌ای اظهار داشتند: «با توجه به این‌که انتخابات ریاست‌جمهوری در شرایط کنونی نشانه پشتیبانی از نظام اسلامی و محکوم کردن توطئه‌های شرق و غرب و گروهک‌های وابسته به آن‌هاست، شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری، شرعاً لازم است و انتظار می‌رود با استقبال کامل روبه‌رو شود و نظام جمهوری اسلامی بار دیگر تقویت گردد.»[32]

آیت‌الله مرعشی نجفی نیز در بیانیه‌ای، شرکت افراد واجد شرایط در انتخابات را شرعاً واجب دانسته و از مردم خواستند با آرای خود اتحاد و اتفاق مردم را به ثبوت برسانند. [33]

پی نوشت ها :
[31]خمینی، روح الله؛ صحیفه‌ی امام، تهران، موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، چاپ اول، جلد پانزدهم، ص 125.
[32]حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، صص 90. 89.
[33]همان، ص 90.
 


ادامه مطلب
نظرات 0

 جريان‌هاي ملي حاضر در حاكميت و گروه‌هاي خارج از آن مثل نيروهاي ليبرال و چپ ضمن عدم معرفي نامزد، انتخابات را تحريم كردند. [26] حمايت يكپارچه­ی روحانيت سراسر كشور از رجايي، از ويژگي‌هاي اين دوره به شمار مي‌رود. اين در حالي است كه برخي از شخصيت‌ها به جهت چهره‌سازي فريبنده­ی بني‌صدر در انتخابات دوره­ی اول ریاست­جمهوری، از وي حمايت كرده بودند. [27]

رجايي همچنين از حمايت حزب جمهوري اسلامي، جامعه­ی مدرسين حوزه­ی علميه­ی قم، جامعه­ی روحانيت مبارز تهران، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جامعه­ی اسلامي دانشگاهيان، خانه­ی ‌كارگران، دفتر تحكيم وحدت و نهضت زنان مسلمان برخوردار بود. [28]

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي معيارهاي خود را براي انتخاب رجايي چنين اعلام كرد :
1- خط امامي بودن،
2- تسلط بر نفس،
3- آزمايش شده در صحنه‌ها و عمل،
4- مقبوليت عامه و در بين گروه‌هاي خط امام. [29]

پرورش و عسگراولادي كه هر دو از هيئت‌هاي موتلفه بودند نيز در تاريخ 31 تيرماه اعلام كردند به رجايي رأي خواهند داد. در مجموع بيش از 150 سازمان و انجمن حمايت خود را از رياست­جمهوري رجايي اعلام كردند. [30]

پی نوشت ها :
[26] . فوزي، يحيي، پيشين، ص 344.
[27] . حاج سيدجوادي، سيد فريد؛ پيشين، ص 90.
[28] . همان، صص 91- 90.
[29] . همان، ص 91.
[30] . صالح، سيد محسن؛ پيشين، ص 672 و فوزي، يحيي؛ پيشين، صص 345- 344.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392  | 4:45 PM | نویسنده : همراز رهبر

 4 نفر نامزد حاضر در صحنه، نماینده‌ی جناح مکتبی و خط امام بودند و تفاوت دیدگاهی در آن شرایط نداشتند. [21] سه نفر دیگر به صلاحیت شهید رجایی اذعان داشتند و انگیزه‌ی خود را خالی نبودن صحنه‌ی انتخابات از رقابت و در نظر گرفتن احتمال ترور دیگر نامزدها عنوان می‌کردند. [22]

بنابراین به جهت هم‌فکر و همسو بودن نامزدها که همگی از نیروهای مذهبی بودند، رقابت جدی در این مرحله از انتخابات وجود نداشت. [23] اما با توجه به بحران‌های سیاسی، امنیتی و جنگ تحمیلی، مشارکت گسترده‌ی مردم در انتخابات بسیار حائز اهمیت بود. ویژگی‌های ذیل اهمیت مشارکت مردم در انتخابات را مضاعف کرده بود :

1.        عزل بنی‌صدر و آغاز عملیات مسلحانه‌ی گروهک‌های هوادار وی؛
2.        تجاوز عراق و اشغال مناطقی از کشور؛
3.        نزدیک شدن حاکمیت به خط امام خمینی (ره) و تصفیه‌ی آن از عناصر نفوذی؛
4.        شهادت عناصر کلیدی و تأثیرگذار نظام جمهوری اسلامی در اقدامات تروریستی؛
5.        افشای تلاش دولت امریکا برای حل مشکل گروگان‌ها از طریق حمایت بنی‌صدر. [24]

اصول و اهداف رجایی در برنامه‌ی تلویزیونی، که وی به تشریح برنامه‌های ریاست‌جمهوری خود پرداخت به شرح ذیل بیان شده است :

«... هماهنگ‌کننده‌ی سه قوه هستم، این فرمان را قانون اساسی صادر کرده است؛ و من به عنوان رئیس‌جمهور فرمان قانون اساسی را به عنوان جدی‌ترین و اصلی‌ترین برنامه در دوران کارم به گوش خواهم پذیرفت... آنچه که هر سه قوه را مطیع می‌کند، آنچه که برای هر سه قوه ملاک و معیار هست، غیر از ولایت فقیه هست؟ که خود از قانون اساسی است. پس به یاری خدا و پشتیبانی شما هم‌میهنان عزیز از اصل و عنصر عالی ولایت فقیه استفاده خواهیم کرد و در هر مورد، هرگونه اختلاف و ناهماهنگی بین سه قوه را به هماهنگی و یکسانی تبدیل خواهیم کرد ... تنها امیدم و تنها وعده‌ام این است که قانون اساسی را به عنوان جدی‌ترین و مهم‌ترین برنامه‌ی کارم در مقابل داشته باشم... به عنوان رئیس‌جمهور امیدم این است که نظام اسلامی در این جامعه پیاده شود ... نظام اسلامی که قادر هست در تمام ابعاد، بشریت را اداره کند، آن نظام را از لابلای اصول قانون اساسی بیرون بیاوریم و به کمک همدیگر پیاده کنیم ... قانون اساسی و اجرای اصل 44 آن، جامعه را از این نابرابری، از این ناهمگونی، از این اختلاف کشنده بیرون خواهد آورد... این ناهماهنگی و نابرابری را که در رابطه با تجارت‌های غلط به وجود آمده، ان‌شاءالله از بین ببریم... رئیس‌جمهور یک وظیفه‌ی مهم داشت که به نظر من عمل نشد... و آن عبارت است از حذف شاه. رئیس‌جمهور یعنی عنصری که می‌کوشد مردم را که در طول 2500 سال با کلمه‌ی شاه و فرهنگ شاه و برخورد شاهی عادت کرده، این عادت را به تدریج از آن‌ها بگیرد و به جای آن بندگی خدا را قرار دهد...».[25]

پی نوشت ها :
[21]خواجه‌سروی، غلام‌رضا؛ رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، چاپ اول، ص 295.
[22]فوزی، یحیی؛ پیشین، ص 344 و صالح، سید محسن؛ پیشین، ص 672.
[23]خواجه‌سروی، غلام‌رضا؛ پیشین، ص 295.
[24]حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، صص 86- 85.
[25]شهید رجایی اسوه‌ی صبر و استقامت، تهران، بی‌نا، بی‌تا، چاپ اول، جلددوم، صص 827- 819.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392  | 4:44 PM | نویسنده : همراز رهبر

محمدعلی رجایی : محمدعلی رجایی متولد سال 1312 قزوین بود که بعد از تحصیلات ابتدایی و بعد از 2 سال شاگردی در بازار تهران با درجه‌ی گروهبانی به صورت پیمانی پنج ساله به استخدام نیروی هوایی درآمد که بعد از کسب مدرک دیپلم از ارتش استعفا داد و معلمی را برگزید [11] که بعد از گرفتن مدرک لیسانس دبیری ریاضی در شهرهای ملایر، خوانسار و گلپایگان به تدریس پرداخت .

پس از قبولی در مقطع فوق لیسانس رشته‌ی آمار به صورت حق‌التدریس در مدرسه ملی کمال در تهران، و قزوین و بعد دوباره در مدارس مختلف تهران به تدریس پرداخت. او ابتدا با گروه فدائیان اسلام و آیت‌الله کاشانی آشنا شد. [12] بعد به عنوان عضو حزب نهضت آزادی با آنان همکاری کرد. بعد با مؤسسین سازمان مجاهدین خلق، یعنی حنیف‌نژاد و برادران رضایی ارتباط داشت که همین ارتباط موجب دستگیری رجایی در سال 1353 و 14 ماه بازجویی توسط کمیته‌ی مشترک ضد خرابکاری شد. [13]

رجایی در طول زندان تلاش زیادی برای حفظ زندانیان از غلطیدن به دام سازمان مجاهدین خلق به کار بست. [14] رجایی سال 57 پس از طی کردن چهار سال از محکومیت پنج‌ساله‌ی خود آزاد شد و بلافاصله پس از آزادی فعالیت سیاسی علیه رژیم را پی گرفت و با شرکت در انجمن اسلامی معلمان، هسته‌ی اولیه‌ی یکی از فعال‌ترین بازوهای اجرایی انقلاب را تشکیل داد. آشنایی رجایی با مدرسه‌ی رفاه و مناطق اطراف آن نقش عمده‌ای را در هدایت برنامه‌های انقلاب در این مدرسه بر دوش او نهاده بود. پس از پیروزی انقلاب، رجایی ابتدا وزیر آموزش و پرورش دولت موقت شد. بعد از استعفای مهندس بازرگان، به حکم شورای انقلاب در سمت خود باقی ماند. طی 9 ماه حضور در آموزش و پرورش تلاش کرد خدمات آموزشی به طور عادلانه ارائه شود. همچنین تغییر محتوای کتب درسی، تغییر نظام آموزشی، و تربیت معلم برای آموزش نسل انقلابی از موثرترین برنامه‌های او بود. [15] سپس در انتخابات اولین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از طرف مردم تهران به مجلس راه یافت و بعد از ریاست‌جمهوری بنی‌صدر، به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد. [16]

عباس شیبانی : دکتر عباس شیبانی متولد 1310 در تهران، فعالیت سیاسی خود را از جبهه‌ی ملی آغاز و در سال 1335 به اتهام راه‌اندازی تظاهرات اعتراض‌آمیز دستگیر و از دانشگاه اخراج شد. با حمایت آیت‌الله بروجردی آزاد و به مشهد رفت و در کنار محمدتقی شریعتی به فعالیت پرداخت. سال بعد با دستگیری سران مقاومت ملی روانه‌ی زندان قزل قلعه شد. در سال 1339 در شکل‌گیری جبهه‌ی ملی دوم نقش موثری ایفا کرد. پس از آن همراه با، مهندس بازرگانان، یدالله سحابی و آیت‌الله محمود طالقانی در نهضت آزادی به فعالیت پرداخت و عضو شورای مرکزی و هیئت اجرایی آن شد و سال 1341 و 1351 دستگیر و زندانی شد. پس از انقلاب یکی از مؤسسین حزب جمهوری اسلامی بود. وی همچنین عضو شورای انقلاب، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نماینده‌ی مردم تهران در مجلس دوره‌ی اول شورای اسلامی شد. [17] برنامه‌ی اصلی دکتر شیبانی هماهنگ‌سازی قوای سه‌گانه بود. وی در آن مقطع انگیزه‌ی خود را برای شرکت در انتخابات فرمان امام و وجوب اطلاعات از آن اعلام کرده بود. [18]

علی‌اکبر پرورش : علی‌اکبر پرورش متولد 1321 در اصفهان، تحصیلات حوزوی را تا مقدمات و دانشگاهی را تا مقطع فوق لیسانس کارآموزی دبیری به پایان برد. در کنار تدریس به فعالیت سیاسی پرداخت و پس از پیروزی انقلاب به نمایندگی مردم اصفهان در مجلس اول شورای اسلامی برگزیده شد. در آن مقطع وی عضو هیئت رئیسه‌ی مجلس بود. [19]

حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان : حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان متولد 1311 در تهران، دروس رایج را تا دیپلم و علوم حوزوی را تا مقطع سطح فرا گرفت. ابتدا به فدائیان اسلام پیوست و بعد از بنیان‌گذاران هیئت‌های موتلفه اسلامی بود. بعد از اعدام انقلابی حسنعلی منصور، دستگیر و به حبس ابد محکوم شد ولی در سال 1356 آزاد شد. پس از انقلاب به مجلس شورای اسلامی دوره‌ی اول راه یافت و با تأسیس کمیته‌ی امداد امام خمینی (ره) در این نهاد فعالیت می‌کرد و در تاریخ 21 تیر 1360 در دوران رقابت‌های انتخاباتی، هدف ترور ناموفق گروهک تروریستی منافقین قرار گرفت. [20]

 


ادامه مطلب
نظرات 0

در دومین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری، حدود 71 نفر برای تصدی این مقام ثبت نام کردند. \[4] در این مقطع نیز حضرت امام خمینی مثل دوره‌ی اول انتخابات ریاست‌جمهوری، کماکان بر نظر خود مبنی بر عدم تصدی مناصب اجرایی از سوی روحانیون باقی بودند و لذا علی‌رغم شایعاتی که مبنی بر نامزدی روحانیون به گوش می‌رسید، هیچ‌یک از ایشان، ثبت نام نکردند.

در مورد شایعات می‌توان گفت تا یک روز مانده به اعلام نهایی اسامی نامزدها اخباری مبنی بر ثبت‌نام برخی روحانیون در مطبوعات درج می‌شد، که آخرین نام مطرح شده، حجت‌الاسلام و المسلمین آل اسحاق، استاد حوزه‌ی علمیه‌ی قم بود. \[5]

در دومین دروه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری برای اولین بار شورای نگهبان وظیفه‌ی بررسی صلاحیت نامزدها را بر عهده داشت. آیت‌الله جنتی از اعضای شورای نگهبان در تبیین این امر گفت: «مسئله مذهبی بودن، قضیه این است که باید پایبند به مذهب باشند، یعنی چیزی که روش‌های او را تنظیم می‌کند، در زندگی به او برنامه بدهد، مذهب باشد. هر کجا که مجاز است اقدام بکند، هر جا که مجاز نیست خودداری کند. این معنای مذهبی بودن است. عمده‌ی این‌ها از جنبه‌ی فقدان قید سیاسی رد شدند. سیاسی بودند امری است که ورزیدگی سیاسی و سوابق کاری سیاسی لازم دارد... یکی از راه‌های بررسی این مسأله دقت در سوابق کاری این‌هاست. بسیاری از این‌ها در کاری بوده‌اند که تماس با سیاست نداشته است یک نفر که سابقه سیاسی نداشته باشد، نه قبل از انقلاب و نه بعد از انقلاب، چطور می‌تواند به عنوان یک نفر سیاسی معرفی شود.».\[6]

آیت‌الله جنتی همچنین در تبیین راه‌های احراز شرایط نامزدها گفت: «هم از طریق مرکز اسناد، هم از طریق فرم‌هایی که خودشان پر کرده بودند، هم از طریق اطلاعاتی که خودمان داشتیم و هم از طریق تحقیقاتی که از گوشه و کنار به عمل آمد... عده‌ای را که نتوانستیم \[از این راه‌ها] وضعیت‌شان را روشن کنیم، این‌ها را خواستیم و با این‌ها مصاحبه کردیم.»\[7]

آیت‌الله جنتی در پاسخ به سؤالاتی در خصوص تدوین ضوابط آیین‌نامه‌ای برای بررسی صلاحیت‌ها اظهار داشت: «در درجه اول معیار ما همان 10 قیدی است که در اصل 115 قانون اساسی آمده است؛ اما این‌که از کجا باید این قضیه را احراز کرد، البته ممکن است در آینده آیین-نامه‌ای برای آن تدوین شود. ولی من معتقدم آیین‌نامه احتیاج ندارد. ما الآن برای تشخیص هر کدام معیار مشخصی داریم.».\[8]

شورای نگهبان بعد از بررسی‌ها از میان 71 نفر داوطلب، 4 نفر را حائز شرایط تشخیص داد \[9] که عبارت بودند از: محمدعلی رجایی، علی-اکبر پرورش، حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان، عباس شیبانی. \[10]

 

پی نوشت ها :
[4]محمودی، عبدالحسین؛ موج بیداری، تهران، موج اندیشه، 1388، چاپ اول، ص 204.
[5]حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، ص 91.
[6]همان، ص 84.
[7]همان، ص 85.
[8]روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، 23/4/1360، ص 2.
[9]دارابی، علی؛ رفتار انتخاباتی در ایران الگوها و نظریه‌ها، تهران، سروش، 13288، چاپ پنجم، ص 154.
[10]صالح، سید محسن؛ جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم فعالیت‌ها از 1384- 1357، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، چاپ اول، جلد دوم، ص 671.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392  | 2:56 PM | نویسنده : همراز رهبر

طرح عدم کفایت رئیس‌جمهور، بنی صدر، در روزهای 30 و 31 خرداد 1360 در مجلس اول شورای اسلامی مورد بررسی قرارگرفت و با اکثریت قاطع 177 رأی موافق و یک رأی مخالف و تعدادی ممتنع به تصویب رسید. در همین تاریخ، مصوبهی مجلس شورای اسلامی، طبق اصل 110 قانون اساسی برای اتخاذ ایشان قرارگرفت. [1]

بعد از عزل بنی‌صدر شورای موقت ریاست‌جمهوری، طبق اصول 130، 131 و 132 قانون اساسی عهده‌دار وظایف ریاست‌جمهوری شد. ترکیب این شورا طبق قانون اساسی عبارت است از رئیس دیوان عالی کشور، رئیس مجلس شورای اسلامی و نخست‌وزیر. [2] در این شرایط شورای سه نفره مرکب از سید محمدحسین بهشتی (رئیس شورای عالی قضایی) هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس شورای اسلامی) و محمدعلی رجایی (نخست‌وزیر)، عهده‌دار مسئولیت اجرایی کشور شد. شورای ریاست‌جمهوری در اولین جلسهی خود با حضور سید احمد خمینی، دوم مردادماه 1360 را تاریخ برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری تعیین کرد. [3]

سرانجام محمدعلی رجایی با 050/770/12 رأی، 87/87 درصد کل آرا را از آن خود کرد و دومین رییس جمهوری اسلامی ایران لقب گرفت.

بررسی آماری

· تاریخ برگزاری : ۲مرداد ۱۳۶۰

· رئیس جمهوری منتخب : محمدعلی رجایی با ۱۲میلیون و ۷۷۰هزار و ۵۰رای

· نفر دوم : عباس شیبانی

· تعداد نامزدها : ۷۱نفر

· رقبای نهایی : ۴نفر

· تعداد واجدان شرایط : ۲۲میلیون و ۶۸۷هزار و ۱۷نفر

· تعداد رای دهندگان : ۱۴میلیون و ۵۷۳هزار و ۸۰۳نفر

· درصد مشارکت : ۶۴.۲درصد


 [1]خوش‌زاد، اکبر؛ مجلس شورای اسلامی دورهی اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، چاپ اول، صص 117- 114.

[2]فوزی، یحیی؛ تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، 1380- 1357، تهران، چاپ و نشر عروج، 1387، چاپ دوم، جلد اول، ص 344.

[3]حاج سیدجوادی، سید فرید؛ روایت انتخابات، بررسی هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری، تهران، تسنیم اندیشه، 1384، چاپ اول، ص 73.


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 59 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >