تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:20 AM | نویسنده : همراز رهبر

چكيده:

جهاني‌شدن فارغ از آن‌كه يك پروژه باشد يا پروسه، پديده‌اي است كه صرفنظر از عناصر اختياري و كنترل‌شده آن، از برخي وجوه كاملا تحميلي برخوردار است كه حتي قدرتهاي بزرگ را به تمكين وامي‌دارد و اين مساله از آنجا ناشي مي‌شود كه پديده جهاني‌شدن هنوز در كليت خود براي هيچ‌كس روشن نشده است. گريز مداوم جهاني‌شدن از كالبد‌شكافي محققانه و تنوع ادبياتي موضوع جهاني‌شدن كه ابهامات و تضادهاي فراواني را بر آن تحميل كرده‌است، دستيابي به يك تعريف و نظريه دقيق و روشن را ناممكن ساخته و آن را چونان پديده‌اي نمايان مي‌سازد كه تا زمان تحقق كامل اساسا قابل شناخت نباشد.

اما به‌هرحال بسياري از كشورهاي جهان تكليف خود را با اين پديده معين كرده‌اند و سهم خود را در بازيگري يا بازيگرداني در محيط آن معلوم ساخته‌اند. جهاني‌شدن هرچه باشد و هرموقع كه تحقق يابد، مانند بسياري ديگر از پديدارهاي تمدن بشري داراي وجوه منفعت‌بار و زيان‌بار خواهد بود و نرمي و زبري در آن آميخته است. بنابراين توجه به اصل پديده جهاني‌شدن تنها يك طرف معادله است، طرف ديگر آن‌كه مي‌تواند صغري يا كبراي استدلال ما براي تاييد يا نفي آن باشد، همانا منافع و امنيت ملي است.

نه‌تنها ما بلكه همه كشورهاي جهان در حال سبك‌سنگين‌نمودن و توزين و تبيين جهاني‌شدن در قبال خود هستند و باتوجه به امكانات و شرايط ژئوپليتيك خود، در حال پذيرفتن يا واگذاركردن نقشهاي بازي در اين صحنه‌اند. كشورهايي چون ايران كه داراي امتيازات منطقه‌اي عمده‌اي هستند به‌طور ويژه‌اي در معرض وجوه گسترده‌تري از منافع يا مضرات جهاني‌شدن واقع مي‌شوند و تقريبا قادر به انزواگزيني يا جداسازي خود از سيطره جهاني‌سازي نخواهند بود. اما با به‌كارگيري انديشه‌هاي كاملا مطالعه‌شده و محققانه و با اتخاذ رويه‌هاي مدبرانه و هوشمندانه در رهبري و مديريت كلان، مي‌توان در به‌حداقل‌رساندن مضرات و به‌حداكثررساندن منافع آن موثر بود.

جهاني‌شدن فرصتهاي بيشماري را فراهم مي‌كند، همچنانكه فرصتها و اختيارات بسياري را نيز با خود مي‌برد؛ اما استفاده درست و به‌موقع از فرصتهاي به‌دست‌آمده مي‌تواند زيانهاي ناشي از اختيارات و فرصتهاي تلف‌شده را حتي تا چندبرابر جبران كند.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:15 AM | نویسنده : همراز رهبر

در گفتگو با دكتر محمد نهاونديان

جهاني شدن عدالت

جهاني شدن يكي از مسائل اصلي دنياي امروز، هم براي فرادستان غرب و هم براي فرودستان اقصي نقاط عالم، است. براي بسياري، اين مفهوم تداعي كننده بازار آزاد و سازمان تجارت جهاني است، و در نظر عده اي ديگر استيلاي آمريكا و سلطه جويي سيري ناپذيرش تحقق تام و تمام آن است؛ و كم نيستند كساني كه اين سلطه جويي و سيطره را در رفتار فرهنگي، و بگوييم تهاجم فرهنگي، غرب به فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر مي بينند. به هر حال، به هر يك از اين ديدگاه ها كه باور داشته باشيم، باز نمي توان منكر رابطه ي وثيق و عميق اين سويه ها و تاثيرات متقابل هركدام بر آن ديگران شد. گروهي معتقدند اگرچه جهاني شدن پديده اي ست اجتناب ناپذير، اما به هر حال با توجه به جريان ها و گرايش هاي جهان امروز مي توان بديل هايي را براي اين جريان پيشنهاد كرد. دكتر نهاونديان، اقتصاددان، در گفتگوي زير به ابعاد گوناگون اين جريان و پيامدهاي آن مي پردازد.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : شنبه 14 اردیبهشت 1392  | 7:36 PM | نویسنده : همراز رهبر

دكتر مرتضي ايماني راد

اگر بخواهيم ويژگي هاي دولت رانتير را برشماريم بايد نقطهء مقابل آن يعني دولت هاي غيررانتي و ويژگي هاي آن را بررسي كنيم.يك دولت غيررانتي دولتي است كه اعتقاد به مكانيزم بازار آزاد دارد وتمام تلاشش براين است كه بتواند ساختار بازار را درجامعه جابيندازد و جهت گيري فعاليت هاي دولت هم به سمت تكميل بازار است. بنابراين دولت غيررانتي كه من اسم آن را رقابتي مي گذارم درحوزه هايي از اقتصاد وارد مي شود كه ساز و كار بازار قادر نيست آن مسايل را حل كند.

بـه همين جهت اساس يك دولت غيررانتي مكانيزم اقتصاد بازار است و به همين جهت چون اساس، رقابت است رانت ها به شكل غيرمتعارف در چنين فضايي شكل نمي گيرد. اما در اقتصاد رانتي عكس اين است، يعني دولت خودش را جاي بازار قرار مي دهد و دولت عامل توسعه تلقي مي شود درحالي كه در دولت هاي غـيررانتي بازار و مديران شركت هاي اقتصادي، محور و عاملان اصلي توسعه تـلقي مي شوند و دولت اين جا تنها حامي مديران اقتصادي است كه تحت عنوان سالم سازي محيط اقتصادي در ادبيات اقتصادي از آن ياد شده است.

بنابراين دولت هاي رانتي با شروع دخالت دراقتصاد، رانت را ايجاد مي كنند و فرقي نمي كند كه اين دخالت با سوء نيت يا حسن نيت باشد. در هر حال دخالت است.

به همين جهت دولت هاي رانتي درمحور سياست هاي خودشان چه به طور ضمني و چه صريح به نفي بازار و جايگزيني دولت دربازار اقرار مي كنند.

ويژگي هاي دولت رانتي را درچند بند مي توان خلاصه كرد:


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1392  | 5:08 PM | نویسنده : همراز رهبر

بژورن هتنه (2) / ترجمه: سيد احمد موثقى (3)

چكيده:

شكل بنديهاى مشاركت در كشورهاى مختلف بر اساس ساخت فرهنگى و اقتصادى آنان ايجاد مى‏شود . كشورهاى در حال توسعه از دهه 1970 به بعد با بحران بدهى رو به رو بوده‏اند . اين امر سطح ارتباطات و مشاركت‏بين‏المللى آنان را با نهادهاى سرمايه‏دارى كاهش داد . از سوى ديگر زمينه‏هاى محيطى براى ظهور تنشهاى اجتماعى را ايجاد نمود .

اعتراضات سياسى منجر به كاهش سطح مشروعيت دولتها گرديد . گروه‏هاى اجتماعى در صدد نيل به دموكراسيهاى كثرت‏گرا بوده‏اند . اما زير ساختهاى اقتصادى وابسته، بدهيهاى پايان‏ناپذير، و وابستگى ساختارى به سرمايه‏دارى بين‏المللى منجر به عدم تحقق چنين اهدافى گرديد .

كشورهاى افريقايى نيز داراى سرنوشت مشابهى با كشورهاى امريكاى لاتين مى‏باشند . بحرانهاى قومى و نژادى، زمينه را براى ظهور بحران هويت در اين كشورها فراهم مى‏آورد . بر اين اساس در آينده سياسى كشورهاى افريقايى بيش از آن كه زمينه ساختارى براى توسعه و مشاركت‏سياسى در عرصه ملى ايجاد گردد، زمينه محيطى جهت قوميت‏گرائى ايجاد مى‏شود . اين امر به هيچ وجه منجر به افزايش سطح مشاركت نخواهد شد .

عوامل بازدارنده مشاركت‏سياسى در كشورهاى افريقايى را مى‏توان در مؤلفه‏هاى ذيل خلاصه نمود:

1) فقدان كنترل دولت‏بر عرصه‏هاى جغرافيايى

2) محدود بودن ابزارهاى رفاه مادى براى شهروندان

3) عدم گسترش فرهنگ مشاركتى 4) قوى بودن هويت محلى

واژگان كليدى :

مشاركت، توسعه، بحران

مقدمه :

در جهان سوم جلوه‏هاى بحران شديد و مسائل مختلف روى هم انباشته هستند كه به بحرانهاى گوناگون كيفيتى فراگير مى‏بخشند بدين ترتيب، بيشترين مسائل در اكثر مناطق نمايان مى‏شوند، با اين وجود به منظور تشريح، ما روى برخى ابعاد كه در شرايط حاضر بطور خاصى از ويژگيهاى مناطق مربوطه هستند، تمركز داده و با آمريكاى لاتين و وضعيت‏بدهى متناوب آن آغاز مى‏كنيم . در آفريقا مساله حياتى روز، پس از سه دهه «توسعه‏» ، براى اكثر مردم اين است كه چگونه شكمشان را سير كنند . در آسيا، دست كم در آسياى جنوبى و جنوب شرقى، تهديد در رابطه با نياز انسانى اساسى ديگرى بايد باشد: مساله هويت . اينها مسائل بقاء هستند: سياسى، فيزيكى و فرهنگى; اما ريشه همه آنها اقتصادى است .


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3