تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:14 AM | نویسنده : همراز رهبر

علي ماجدي

سفير سابق ايران در ژاپن و معاون اسبق وزارت امور اقتصادي و دارايي

روزنامه شرق

بدون ترديد جهاني شدن يکي از مهم ترين موضوعات دنياي معاصر است. پديده اي که تاثيرپذيري آن بر زندگي فردي و اجتماعي جوامع مختلف در سراسر دنيا انکارناپذير است. به طوري که به جرات مي توان گفت نه تنها هويت افراد در اکثر کشورها به چالش کشيده شده است، بلکه تاثير آن بر کوچک ترين واحد اجتماعي يعني خانوار تا بزرگترين آن که دولت است مصون از اين تاثيرپذيري نيست. افراد و خانواده ها همزمان با آشنا شدن با فرهنگ و ارزش هاي بومي و ملي خود از طريق شبکه سراسري اينترنت و شبکه هاي ماهواره اي تلويزيون با فرهنگ ها و ارزش هاي موجود در سراسر جهان آشنا مي شوند.

لذا بنيان خانواده و تحکيم آن به موضوعي مهم براي اکثر دولت هاي جهان تبديل شده و بسياري از کشورها براي تقويت آن برنامه هايي دردست اجرا دارند و به همين منوال جوامع محلي و قومي در اين فرآيند، تلاش دارند که هويت و اصالت خود را حفظ کنند. در همين رابطه اکثر دولت ها با اين باور که جهاني شدن پديده اي نيست که بتوان در مقابل آن ايستادگي کرد تلاش در جهت مديريت آن داشته و اقليتي از دولت ها از کنار آن به سادگي عبور کرده، در حالي که زندگي اجتماعي و اقتصادي و حتي سياسي اين کشورها از اين پديده متاثر شده که از ديد دولتمردان به دور مانده يا خودآگاهانه ناديده انگاشته شده است.

چهره بارز جهاني شدن در اقتصاد خودنمايي مي کند و اقتصاددانان بيش از ديگران به اين پديده پرداخته اند معذلک کتب و مقالاتي که در سال هاي اخير پيرامون اين موضوع چاپ و انتشار يافته، حاکي از آن است که اين پديده از نظر جامعه شناسان که جامعه شناختي جهاني و روابط بين المللي را مورد کنکاش قرار مي دهند، جايگاه ويژه اي يافته است. لذا تبيين و تفسير جهاني شدن و آثار آن در زندگي افراد، خانواده، اقوام و مليت ها موجب شده است که جهاني شدن تبديل به يک موضوع جامعه شناختي جهاني شود. بنابراين جهاني شدن را مي توان از منظر اقتصاد، سياست، فرهنگ و جامعه شناسي مورد تحليل قرار داد. نوشتار حاضر تلاشي است در جهت معرفي اين پديده با تجدد و بنيادگرايي.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:10 AM | نویسنده : همراز رهبر

جهاني شدن و نگراني هاي ناشي از فقر و نابرابري مبحثي است كه بيش از هر موضوع ديگري مورد توجه محافل قرار گرفته است. بسياري از افرادي كه مي شناسيم به اين موضوع علاقه مند هستند و عقيده دارند كه فقر در دنيا بايد برچيده شود. مطبوعات اقتصادي و مقامات قدرتمند جهان اصرار دارند كه بازار جهاني مي تواند افق هاي زيادي را براي ملت هاي فقير به وجود آورد، در حالي كه گروه هاي مخالف، با همان شور و هيجان، اين مساله را رد مي كنند. اما ميزان اطمينان مردم هميشه معكوس اسناد و شواهدي است كه در اختيار دارند.

چنانكه در مناظرات عمومي معمول است، افراد متفاوت به معناي عقايد متفاوت در قالب كلمات مشابه است. برخي افراد تعريفشان از «جهاني شدن»، دستيابي جهانيان به فناوري اطلاعات و حركت سرمايه است، برخي ديگر معتقدند جهاني شدن يعني تمركززدايي توليد از كشورهاي مرفه توسط شركت هاي داخلي، و گروهي ديگر، «جهاني شدن» را به معناي شعاري مي دانند در جهت اتحاد سرمايه داري يا سلطه اقتصاد و فرهنگ آمريكايي. اما براي شفاف سازي در آغاز اين مقاله، به جهاني شدن اقتصاد - گسترش تجارت و سرمايه گذاري خارجي - مي پردازيم.

اين روند چگونه مي تواند بر دستمزد، درآمد و دسترسي مردم مستضعف به منابع طبيعي اثرگذار باشد؟ يكي از پرسش هاي مهم در علوم اجتماعي امروز، همين سوال است.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:10 AM | نویسنده : همراز رهبر

‌ ‌محمدرضا مالك‌

‌ ‌جهاني‌شدن‌ اقتصاد

جهاني‌شدن‌ اقتصاد بيش‌ از آن‌ كه‌ زاييدة‌ پيشرفت‌ فن‌آوري‌ ارتباطات‌ و حمل‌ و نقل‌ باشد، مخلوق‌ سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌هاي‌ اقتصادي‌ چند دهة‌ گذشته‌ در كشورهاي‌ ثروتمند است. شايد اگر جريان‌ «جهاني‌سازي‌ اقتصاد» راه‌ نمي‌افتاد، حساسيت‌ها دربارة‌ اصل‌ «جهاني‌شدن» تا بدين‌ پايه‌ برانگيخته‌ نمي‌شد. در اثر فشار سازمان‌هاي‌ مالي‌ بين‌الملل‌ كه‌ ابزار كار كشورهاي‌ پيشرفته‌ هستند، وضعيت‌ اندك‌اندك‌ به‌ گونه‌اي‌ در مي‌آيد كه‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه، بر سر يك‌ دو راهي‌ قرار بگيرند كه‌ يا بايد با ادامة‌ سياست‌هاي‌ اقتصادي‌ درون‌نگر به‌ بازارهاي‌ محدود خود بسنده‌ كنند كه‌ در اين‌ صورت‌ از مزاياي‌ رشد توليد و فن‌آوري‌ - كه‌ گمان‌ مي‌كنند با ورود به‌ صحنة‌ تجارت‌ بين‌المللي‌ نصيب‌ آنان‌ مي‌شود - محروم‌ بمانند و يا با پيوستن‌ به‌ جريان‌ جهان‌گرايي‌ اقتصادي، بر ثروت‌هاي‌ طبيعي‌ خود چوب‌ حراج‌ نهند و در جايگاهي‌ كه‌ تقسيم‌ كار ناعادلانة‌ بين‌المللي‌ براي‌ آن‌ها تعيين‌ مي‌كنند، به‌ فعاليت‌ بپردازند.

اكنون‌ در كشور ما بيش‌تر از هر زماني، دربارة‌ ويژگي‌هاي‌ مثبت‌ سيستم‌ تجارت‌ آزاد، تبليغ‌ مي‌شود، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ راه‌ نجات‌ از وابستگي‌ به‌ اقتصاد تك‌ محصولي، تنها به‌ عضوشدن‌ در سازمان‌ تجارت‌ جهاني‌ منوط‌ مي‌گردد، در حالي‌ كه‌ سود بردن‌ از منافع‌ تجارت‌ آزاد در گرو زير ساخت‌هاي‌ لازم، مديريت‌ توانا و قدرت‌ رقابت‌ است.

خردمند كسي‌ است‌ كه‌ از تجربه‌هاي‌ تاريخي‌ درسي‌ بگيرد. در قرن‌ نوزدهم، هنگامي‌ كه‌ انگلستان‌ قدرت‌ برتر تجاري‌ بود و ناگزير از سيستم‌ تجارت‌ آزاد دفاع‌ مي‌كرد، فردريك‌ ليست‌ پايه‌گذار مكتب‌ تاريخي‌ آلمان، مردم‌ كشوري‌ را كه‌ دولت‌ واحدي‌ نداشت‌ و به‌ قطعات‌ متعدد از لحاظ‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ تقسيم‌ شده‌ بود، به‌ اتحاد اقتصادي‌ فرا خواند و از پيوستن‌ به‌ تجارت‌ آزاد در آن‌ وضعيت‌ خاص، بر حذر داشت‌ و با طرح‌ يك‌ نظرية‌ هوشمندانه، گفت: اكنون‌ ملت‌ها منافع‌ مختلف‌ دارند و قدرت‌هاي‌ آن‌ها نامساوي‌ است. به‌ هم‌ پيوستگي‌ قطعي‌ (اقتصادي)، وقتي‌ مفيد است‌ كه‌ همه‌ در برابر يكديگر مساوي‌ باشند والا‌ عملاً‌ يكي‌ از آن‌ها از اتحاد منتفع‌ مي‌گردد و ديگران‌ تابع‌ او خواند شد. هر گاه‌ علم‌ اقتصاد را از اين‌ لحاظ‌ در نظر بگيريم، مي‌توانيم‌ آن‌ را چنين‌ تعريف‌ كنيم:

«اقتصاد علمي‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منافع‌ فعلي‌ و اوضاع‌ و احوال‌ خاص‌ ملت‌ها، معين‌ مي‌كند كه‌ هر ملت‌ به‌ چه‌ ترتيب‌ مي‌تواند درجة‌ رشد اقتصادي‌ خود را بالا ببرد تا اتحاد با ساير ملت‌هاي‌ متمدن‌ و در نتيجه، آزادي‌ تجارت‌ براي‌ او ممكن‌ و سودمند باشد.»(1)

از سخن‌ ليست‌ نتيجه‌ مي‌شود كه‌ روبه‌روشدن‌ دو اقتصاد در وضعيت‌ نابرابري‌ توان‌ اقتصادي‌ و تكنولوژيك، زمينه‌ را براي‌ سلطة‌ اقتصاد قوي‌تر بر اقتصاد ضعيف‌تر فراهم‌ مي‌كند؛ اكنون‌ وضع‌ دربارة‌ ما چنين‌ حالتي‌ دارد، پس‌ نبايد در تبليغ‌ مزاياي‌ سيستم‌ تجارت‌ آزاد راه‌ افراط‌ پيمود.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:01 AM | نویسنده : همراز رهبر

شما هر روز با واژه ي جهاني شدن (globalization) از طريق اخبار، خواندن روزنامه هايا شنيدن از مردم بطور اتفاقي مواجه مي شويد كه بنظر مي رسد در هر مورد از معناي متفاوتي برخوردار است . پس جهاني شدن چيست؟

جهاني شدن در سطوح بالاي اقتصادي و سياسي، فرآيند خصوصي سازي بازارها، سياست ها و سيستم هاي حقوقي و به عبارت ديگر جهش در اقتصاد جهاني است. پيامدهاي اين تغيير ساختار اقتصادي و سياسي بر اقتصاد داخلي، رفاه و آسايش بشر و محيط زيست، موضوعي براي بحث آزاد در بين سازمان هاي بين المللي ، مؤسسات دولتي و دانشگاهي دنيا گشته است .

در سطح تجاري و بازرگاني، زماني از جهاني شدن سخن به ميان مي آوريم كه شركت ها تصميم مي گيرند در پديد آمدن و شكل گرفتن اقتصاد جهاني شركت نمايند و موقعيت خودشان را در بازارهاي خارجي تثبيت كنند . آن ها ابتدا محصولات و خدماتشان را با توجه به آخرين مقتضيات فرهنگي و زباني كاربر منطبق مي كنند و سپس از تحول عظيم اينترنت حداكثر استفاده را مي نمايند و به طور مجازي با استفاده از يك وب سايت اشتراكي چند زبانه در مراكز تجاري بين المللي حضور مي يابند.

 


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 10:01 AM | نویسنده : همراز رهبر

حسن فراهانى

چكيده

«جهانى شدن» پديده اى است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغيير و تحول بسيارى در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در روابط بين الملل شده و كشورهاى جهان را با چالش بزرگى روبه رو كرده است. از آن جا كه اين پديده هنوز به تكامل نهايى خود نرسيده و هم چنان دست خوش تحول است، تعريف روشنى نيز از آن ارائه نشده است. با اين وجود، انديشمندان و پژوهشگران از زواياى مختلف، تعاريف و تفاسيرى را براى آن ارائه داده اند. در اقتصاد جهانى شده، حاكميت دولت ها كم رنگ شده و كشورهاى جهان به شدت به يكديگر وابسته خواهند شد. جهانى شدن اقتصاد را مى توان به معناى بازشدن مرزهاو توسعه تجارت وسرعت بخشيدن به تحولات صنعتى در سطح جهان دانست. تأثيرات عمومى اين پديده عبارت است از:

1. گسترش تقسيم كار بين المللى;

2. افزايش رقابت;

3. به چالش كشاندن دولت ها;

4. وابستگى بيش تر اقتصاد كشورهابه يكديگر.

وجود برخى آثار ناخوشايند در جهانى شدن اقتصاد، سبب جهت گيرى منفى بعضى كشورها نسبت به آن شده است. جهانى شدن بيش ترين تأثير منفى را بر كشورهاى در حال توسعه و جهان سوم بر جاى مى گذارد. برخى بر اين باورند كه با وجود همه معايب و نواقص، جهانى شدن با سرعت و شدت ادامه خواهد يافت و مانند قطارى است كه بايد سوار آن شد و سوار نشدن بر آن به منزله انزوا و عقب ماندگى بيش تر خواهد بود. گويا جهان محكوم به جهانى شدن است! آنچه مى خوانيد نيم نگاهى است به اين پديده و آثار و پيامدهاى آن.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:55 AM | نویسنده : همراز رهبر

امروزه پيشرفت روزافزون فن آوري ارتباطات، سازمان ها را به رقابت سخت و آگاهانه دعوت مي کند و به جرات مي توان گفت سازمان هايي در اين رقابت کمي و کيفي پيروز هستند که مديران آن ها، سازمان خود را با شرايط محيطي وفق داده و شرايط داخلي را بهبود بخشند. از طرفي، سودآوري يک شرکت که بقاي آن را تضمين مي کند، به طراحي برنامه مديريت بازار صحيح براساس ارضاي نيازهاي مشتريان وابسته است. بازاريابي کوششي است درجهت کاهش مخاطرات داخلي و خارجي شرکت، که با به کارگيري روش هاي اقتضايي، موقعيت ها را ارزيابي کرده و واکنش سازمان ها را در برابر آن ها تضمين مي کند.

اهميت برنامه ريزي براي بازاريابي در چند سال اخير رشد فزاينده اي داشته است. در بازاريابي ابتدا بايد هويت هر مشتري را مشخص نموده و خصوصيات هر يک از آنها را بطور مجزا مورد بررسي قرار داد. هرچه ميزان ارتباط برقرارشده ميان سازمان و مشتريان نزديکتر و صميمي تر باشد به همان نسبت مي توان آن ها را به سازمان نزديکتر ساخت .

برقراري اين ارتباط صميمي نيازمند کسب اطلاعات دقيق از مشتريان مي باشد. بازاريابي الکترونيک امکانات و تسهيلات جديدي را براي رسيدن به اين هدف فراهم آورده است. در اين مقاله به تشريح بازاريابي الکترونيکي و چالش هاي آن در بازار ديجيتالي حاضر پرداخته شده و با تاکيد بر نقش کليدي آن براي موفقيت در بازار رقابتي ، استراتژي هايي براي سازماندهي و اداره ارتباط با مشتريان از اين طريق ارائه شده است .


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:55 AM | نویسنده : همراز رهبر

احمدعلي يوسفي

مقدّمه

دگرگوني‏هاي سريع اقتصاد و ماهيّت اعتباري پول، باعث شده است تا ارزش پول، پيوسته سير نزولي داشته باشد و اين روند با ورود پول كاغذي و تحريري، شدّت بيش‏تري يافته است. در قراردادهاي بلند مدّت، ارزش پول به صورت چشمگيري كاهش يافته، نگراني‏ها و نابساماني‏هاي فراواني براي افرادي چون صاحبان درآمد ثابت، صاحبان پس‏انداز، و طلبكاران ايجاد مي‏كند؛ براي مثال، اگر شخصي ده سال پيش، از ديگري ده‏هزار تومان طلب داشته و در اين مدّت، تورّم سالانه به طور متوسّط 30 درصد باشد، اگر بخواهد طلب خود را به گونه‏اي دريافت كند كه قدرت خريد پولش محفوظ بماند، بايد به جاي ده‏هزار تومان، مبلغ 137858 تومان دريافت كند. به عبارت ديگر، ارزش حال ده‏هزار تومان وي، پس از ده سال با تورّم پيشگفته، برابر با 725 تومان خواهد بود و اين امر باعث شده كه اقتصاددانان به جبران كاهش ارزش پول توجّه كنند و در دهه‏هاي اخير، فقيهان و اقتصاددانان اسلامي، عنايت خاصّي به آن داشته باشند.

اين بحث از اوايل قرن هجدهم مرتّب بين اقتصاددانان مورد گفت‏وگو بوده و از طرف آن‏ها سفارش‏ها و پيشنهادهايي ارائه مي‏شد؛ براي مثال در سال 1882 ميلادي ژوزف لوي در پرداخت مزد، و اجاره زمين و سندهاي با مدّت طولاني، پيشنهاد داد كه پرداخت‏ها با قدرت خريد پول هماهنگ باشد.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:55 AM | نویسنده : همراز رهبر

در گفت و گو با پروفسور شاپور رواساني عنوان شد ؛

جواد صبوحي

اشاره

پروفسور دكتر شاپور رواساني، نه از آن جهت كه كرسي استادي دانشگاه ادنبورگ آلمان را دارد و به همين مناسبت او را بدين عنوان مي شناسند و نه از آن حيث كه تلاشهاي او براي احياي آثار نهضت جنگل براي برخي شناخته شده تر است، بلكه از آن حيث كه سعي و تلاش او در ميان بسياري ديگر از عمق بيشتري برخوردار بوده، مخاطب ما قرار گرفته است.

اين غور و ژرف انديشي وي را مي توان در تمامي آثارش ديد. چپاول ، نظريه دو دنيا ، جامعه بزرگ شرق ، زمينه هاي اجتماعي هويت ملي و ... هر يك به شكلي و از زاويه اي نو، مفاهيم مختلف را مورد بررسي قرار داده اند.

پروفسور رواسانيِ ، با اين شرط انجام گفت و گو با ما را پذيرفت كه سؤالي در خصوص فعاليتهاي غيرعلمي اش مطرح نشود. آنچه از او مي دانيم آن است كه در سال 1983 كتابي با عنوان now is how منتشر مي شود كه به بررسي زندگي علمي پاره اي از دانشمندان بزرگ دنيا مي پردازد و نام رواساني نيز در رديف نخستين دانشمندان جاي گرفته است. دانشمندان آلماني در سال 1990 نام او را در فهرست بهترين دانشمندان آلمان جاي داده اند و ...

او خود مي گويد: تمام تلاش من اين است كه اينجا (در ايران) بمانم، فارسي بنويسم و تلاش كنم تا جامعه خود را آن طور كه هست به ديگران بشناسانم و در اين راه دانش آموزي بيش نيستم ... .

ملاقات با پروفسور رواساني در يك روز سرد برفي انجام مي پذيرد. آنچه نمي توان در ضمن پاسخهاي او به پرسشهايمان به آن اشاره كرد، لبخند زيبايي است كه هر از چندي بر لبانش نقش مي بندد و آرامشي است كه در رفتارش به وضوح نمايان است و شايد همه اينهاست كه وقتي مي شنوي بيش از 76 سال از حياتش مي گذرد، نمي تواني به راحتي آن را قبول كني!

يك معرفي كوتاه از خودتان ...


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:51 AM | نویسنده : همراز رهبر

جامعه‌ي اطلاعاتي، جامعه‌ي پساصنعتي، جامعه‌ي دانش محور، جامعه‌ي فكري، جامعه‌ي كامپيوتري: همه‌ي اين اصطلاحات برچسب‌هايي هستند براي درك دگرگوني ژرف جوامع صنعتي در بخش پاياني قرن بيستم. صرف نظر از برچسبي كه به كار مي‌رود، تأكيد اصلي همواره بر اين نكته است كه جوامع صنعتي دارند به شكل تازه‌اي تكامل مي‌يابند كه در آنها تكنولوژي نقش محوري دارد.

با اين همه، برچسب‌ها به جاي اين كه مسأله را روشن كنند ممكن است موجب سردرگمي شوند. به رغم اين واقعيت كه درباره‌ي اين دگرگوني اخير جامعه در سي سال گذشته بسيار گفته و نوشته‌اند، اصطلاحاتي مانند «جامعه‌ي اطلاعاتي» اكنون بخشي از واژگان رايج به شمار مي‌رود، هنوز هم اغلب چندان روشن نيست كه اين گونه برچسب‌هاي آسان‌ياب عملاً چه معنايي دارند.

به نظر من، «جامعه‌ي پساصنعتي»، اصطلاح و مفهومي كه خود من به كار مي‌بردم، مناسب‌ترين اصطلاح است، نه به اين دليل كه برچسب راحتي است بلكه به اين دليل كه ابزاري است كه به عقيده‌ي من مي‌توان به كمك آن درك بهتري از عصر ما به دست آورد. من در كتاب ظهور جامعه‌ي پساصنعتي كه نخستين بار در سال 1973 منتشر شد، ويژگي‌هاي جامعه‌ي پساصنعتي را برشمرده‌ام، امروز، پس از گذشت بيش از 25 سال، تقريباً با يقين مي‌گويم كه بيشتر تحليل‌ها و پيش‌بيني‌هايم درست بوده است.

در اين كتاب كمتر وارد جزئيات شده‌ و خواهم كوشيد ويژگي‌هاي عمده‌ي جامعه‌ي پساصنعتي را به گونه‌اي ارائه دهم كه خواننده‌ي متون تجاري را در دست زدن به قضاوت‌هاي منطقي و تشخيص صحيح كه از اركان موفقيت تجاري است ياري رساند. هر گاه كه خطر «اضافه بار اطلاعاتي» پديدار مي‌شود يا هر گاه كه تازه‌ترين نظريه‌ي مديريت «معجزه‌آسا» به بازار مي‌آيد. اين اصول را به ياد بياوريد.


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  | 9:49 AM | نویسنده : همراز رهبر

فرصت‌هاي از دست رفته : آيا موفقيت آدمي را كور مي‌كند؟

البته وقتي مي‌توان از فرصت‌ها استفاده كرد كه افراد مناسب در وقت مناسب آنها را دريابند. بسياري از شركت‌ها دقيقاً به اين دليل مضمحل مي‌شوند كه نمي‌توانند پيش از رقباي خود تغييرات بنيادين را درك يا از فرصت‌هاي جديد استفاده كنند. موفقيت چشم بسياري از شركت‌ها كه از ديرباز بر حوزه‌ي فعاليت خود سلطه داشته‌اند كور كرده و آنها را از تشخيص اهميت تكنولوژي‌هايي كه در آغاز راه خود هستند ناتوان ساخته است.

ديگر نمونه‌ي كلاسيك آن، سرگذشت توليدكنندگان آمريكايي پيشرو در ساخت لامپ‌هاي خلأ است كه در كامپيوترهاي اوليه از آن استفاده مي‌شد. حتي يكي از اين توليدكنندگان لامپ‌هاي خلأ در تكنولوژي ترانزيستور كه كامپيوتر را يك سره دگرگون ساخت، پيشرو بازار نشد. تكنولوژي جديد و كارآمدتر را شركت‌هاي ديگري ابداع كردند، در حالي كه شركت‌هايي كه امكان «جهش» كامپيوترهاي اوليه را فراهم كردند فرصتي طلايي را از دست دادند.

ديگر نمونه‌ي بارز فرصت‌هاي از دست رفته، پيشرفت‌هاي چشمگير آي بي ام و اقمار آن در 15 سال گذشته است. در ادبيات تجاري به اين نكته كه آي بي ام در آستانه‌ي اضمحلال قرار گرفته بود، به دفعات اشاره شده است؛ زيرا اين مسأله آشكارا نشان مي‌دهد كه چگونه ناتواني حتي شركت‌هاي بزرگ و ريشه‌دار از درك تكنولوژي‌ها و فرصت‌هاي جديد ممكن است آنها را تا لبه‌ي پرتگاه بكشاند.


ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10