به گزارش پایگاه خبری تحلیلی"قم فردا"، وبلاگ انعکاس نوشت: در رشته مورد علاقه ام که به نوعی با تحقیق و پژوهش عجین است مشغول به تحصیل شدم، در پایان 4سال بر اساس واحدهایی که باید می گذراندم باید در یک آزمایشگاه 2ماه دوره کارآموزی را می گذراندم.
با معرفی یکی از آشنایان به یک مجموعه بزرگ غذایی- بهداشتی به عنوان کارآموز معرفی شدم ،در موعد مقرر در دفتر مدیر کارخانه آماده شدم و پس از یک مصاحبه کوتاه وارد فضای کارخانه شدم از آنجا که کارخانه خیلی بزرگ بود و البته در حال تعمیر با کلی پرس و جو به آزمایشگاه شیمی رسیدم، اما مدیر آزمایشگاه از بابت هماهنگی لازم جهت گذراندن دوره کارآموزی اظهار بی اطلاعی کرد؛ مدیر هم پس از بازگشت پاسخگو نبود، بعد از چند روز از طریق فردی که معرفم بود علت را جویا شدم، گویا دلیل پیچاندنم چادرم بود؟!
بالاخره در یک کارخانه نیمه خصوصی داروسازی به عنوان کارآموز مشغول شدم. آزمایشگاه شیمی آن دارای 12پرسنل بود که تنها 1نفر آقا و 1نفرخانم این مجموعه دارای تحصیلات شیمی بودند، با علاقه فراوان در این مجموعه مشغول به کار شدم به خصوص اینکه کارمند خانم آزمایشگاه هم با حضور من از تنهایی درآمده بود.

البته بر اساس کارم دو نفر پرسنل شیمیدان مجموعه بر کارم نظارت داشتند و کارهای روزمره ام را برنامه ریزی می کردند و در عین حال نیز گوشزد کرده بودند که هر زمان که این دونفر مرخصی بودند من هم مرخصی بگیرم و در آزمایشگاه حاضر نشوم. خوشبختانه مدیران آزمایشگاه از کارم راضی بودند و وعده دادند که با توجه به نیاز کارخانه به کارشناس شیمی به استخدام داروسازی درخواهم آمد با نمره 75/19 به این دوره پایان دادم، اما بعد از ارائه مدرک کارشناسی با استخدام ام مخالفت شد علت را جویا شدم کارمند خانم آزمایشگاه دلیل را اینگونه بیان کرد: از آنجا که شما در آزمایشگاه مشغول کار خودت بودی و با بقیه گل نگفتی و گل نشنیدی با عنوان امل بودن از نظر 10 نفر کارمند آزمایشگاه برای کار در آزمایشگاه ردصلاحیت شدید؟!
خلاصه بعد از یکسال با تکمیل فرم استخدام نیرو در داروسازی مذکور مجددا برای مصاحبه حاضر شدم و جواب مسئول نیروی انسانی داروسازی این بود: خانم ما عروسک استخدام می کنیم!
و این حکایت همچنان باقی است در مراکز مختلف تحقیقاتی بصورت موقت به کار پژوهش مشغول شدم. اما در تلاشی که برای استخدام در یک شرکت دولتی و دو نهاد خصوصی با وجود داشتن رزومه تحقیقاتی قابل قبول داشتم در جریان مصاحبه موفقیتی کسب نکردم و در جواب اینکه اگر بدون چادر در محل کار حاضر می شوید آنجا را ترک می کردم ….
جالب اینکه رعایت حجاب اسلامی جزو قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود و پوشش چادر بعنوان فرهنگ ایرانی – اسلامی و عرف جامعه محسوب می گردد اما با تمام این اوصاف قانون نانوشته ای در شرایط استخدامی جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است با این عنوان که خانم چادری استخدام نمی کنیم .
متاسفانه عده ای از دوستان چادری ام ترجیح دادند که با کنار گذاشتن چادرهایشان، نمره قبولی در مصاحبه استخدامی را اخذ کنند. چرا؟؟
ادامه مطلب
فرشاد مؤمنى
«پيش بينى، يكى از پايه هاى اساسى تمدن است» پل والرى
مقدمه
با مطرح شدن ايده ايران 1400، مباحث مربوط به دورنگرى و آينده شناسى كه براى مدتى قابل توجه از فضاى ذهنى سياستگزاران كنار گذاشته شده بود، مجددا در دستور كار قرار گرفته است. اين شرايط فرصت مغتنمى است كه اين مساله با همه ابعاد بيشمارى كه دارد، بتدريجبه بحث گذاشته شود تا از نتيجه ها و ثمره هاى آن بتوان بنحو مطلوبى در فرايند توسعه كشور استفاده نمود.
بدون شك در فرايند اين مباحثخواهيم توانست ريشهها و بنيانهاى معرفتى و تجربى غفلتها، روزمرگىها و بىبرنامگىهايى را كه طى چند ساله اخير البته به نام «برنامه» داشتهايم شناسايى كنيم و انشاءالله از بروز و ظهور مجدد آن جلوگيرى نماييم.
ادامه مطلب
پیامبر اعظم (ص) وحدت امت اسلامی را از راهبرد های بنیادین اقتدار امت اسلامی در تمام زمان ها و مکان ها دانسته است، به گونه ای که اقتدار و عزت جامعه ی نو پای اسلامی در عصر رسالت، برایند وحدت بوده است.
خبرگزاری شبستان: در قسمت اول این یادداشت بررسی شد که وحدت نه از انقلاب اسلامی ایران، بلکه از فطرت پاک انسانی ریشه گرفته و اسلام به عنوان دین کامل تاکید موکد بر این اصل دارد.

حال به بررسی وحدت از نگاه اسلام و پیامبر اکرم اسلام خواهیم پرداخت. وحدت امت اسلامی از اصول و ارزش های مورد تأکید پیامبر اعظم (ص) بوده است؛ از منظر آن حضرت، عزّت و اقتدار همه جانبه مسلمانان در پرتوی وحدت و همبستگی، دربرابر دشمنان مشترک است.
پیامبر اعظم (ص) وحدت امت اسلامی را از راهبرد های بنیادین اقتدار امت اسلامی در تمام زمان ها و مکان ها دانسته است، و برای بر پایی و تحقق بخشیدن آن، تلاش های فراوانی نموده اند به گونه ای که اقتدار و عزت جامعه ی نو پای اسلامی در عصر رسالت، برایند وحدت و راهکار های ارائه شده از سوی پیامبر خاتم(ص) بوده است. علاوه بر گفتار های آن حضرت پیرامون ضرورت، اهمیت و فواید وحدت، از سیره ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیامبر(ص)، بدست می آید که آن حضرت بنیان گذار وحدت امت اسلامی درجامعه ی عربی آن زمان بوده است. امام علی (ع) می فرماید: "پیامبر (ص) شکاف های اجتماعی را به وحدت اصلاح، وفاصله ها را به هم پیوند داد."
پیامر اعظم (ص) اسوه کامل درتمامی ابعاد زندگی می باشد، طبیعی است که الگو قرار دادن سیره آن حضرت، برای مسلمانان امروز نیز، کارآمد ترین راهکار ها را برای تحقق وحدت اسلامی، ارایه می نماید.
همچنان که پیش از این نیز گفته شد، مراد از وحدت امت اسلامی این است که مسلمانان در کنار حفظ مذاهب خودشان بر محو رمشترکات دینی مثل توحید، قرآن، پیامبر اعظم (ص)، سنت و سیره نبوی در برابر خطراتی که اصل اسلام و جامعه مسلمانان را تهدید می کند، همبستگی و همدلی داشته باشند و از اختلاف های گونا گون مذهبی، سیاسی، نژادی، زبانی و... که موجب وهن و سستی امت اسلامی می شود، دوری کنند.
برای بررسی دیدگاه های پیامبر اعظم در خصوص وحدت نگاهی به مفاد پیمان نامه عمومی مدینه که در اوایل ورود پیامبر به مدینه نگاشته است می نماییم :
1-مسلمانان در برابر ظلم وتجاوز با هم متحد خواهند بود .
2- امضاء کنندگان پیمان ، ملت واحد را تشکیل می دهند، مهاجران قریش به رسم سابق خویش قبل از اسلام در پرداختن خونبها با قی هستند اگر فردی از آنها کسی را کشت ، یا فردی از آنها اسیر گردید، باید به کمک هم خونبهای اورا بپردازند ، واسیر خود را بخرند.
3-هیچ مؤمنی بدون اشاره سایر مؤمنان در جهاد فی سبیل الله صلح نمی کند وصلح جز برای همگان اجرا نخواهد شد.
4- تمامی گروها (که به جنگ مشغول اند)به ترتیب وارد جنگ خواهند شد وجنگیدن به یک گروه ( دو مرتبه پشت سر هم) تحمیل نخواهد شد.
5- «ذمة الله »نسبت به همه افرا د یکسان است.
6- اگر اختلافی بین مسلمین بروز کرد ،مرجع حل آن خدا ورسول خواهند بود.
7- مسلمین ، فرد مقروض ومدیونی را که دین او سنگین است رها نخواهند ساخت ،بلکه اورا کمک می کنند.
8- هیچ فرد با ایمانی حق ندارد ،مؤمنی را برای خاطر کشتن کافری ؛ بکشد ، وهرگز نباید کافری را بر ضد مسلمانی یاری کند.
9- پیمان وعهد خدا با تمام مسلمانان یکی است از این نظر پست ترین آنها می تواند تعهداتی در برابر کفار بذمه بگیرد.
10- مسلمان دوستان وپشتیبان یکدیگر ند.
11- هر فردی ازیهودیان ازما پیروی کند واسلام بیاورد ،از کمک ویاری ما بر خوردار خواهد بود،وتفاوتی میان او ومسلمان دیگر نخواهد بود وکسی حق ندارد اورا ستم کند ویا دیگر ی را بر ضد او تحریک کرده ودشمن اورا یاری نماید.
12- در عقد پیمان صلح باید مسلمانان متحد شوند ،وهیچ مسلمانی بدون جلب نظر مسلمان دیگر جز عدالت و مساوات نمی تواند صلح بر قرار کند.
با توجه به راهکار های ارایه شده در سیره نبوی برای رسیدن به وحدت امت اسلامی در زمانه و عصر کنونی، راه های عملی زیر را می توان اسخراج نمود:
1- مراجعه به قرآن، سنت و سیره نبوی و عترت رسول خدا (ص) که همواره مسلمانان را به وحدت و همبستگی فرا خوانده اند .
2- تحمل نظرات مخالف ومدارا با پیروان مذاهب .
3- دوری از تعصبات خشک گوناگون ملی ،قومی ونژادی .
4-آشنائی شیعه وسنی از آراء ونظریات علمی یکدیگر با مطالعه کتب مربوط به یکدیگر.
5 - تعامل اندیشمندان فرقه های گوناگون اسلامی وگفتگو های علمی جهت رفع سوءتفاهم ها .
6- آشنائی از توطئه های دشمن برای ایجاد اختلاف .
7- احترام به مقدسات یکدیگر .
8- دوری از تهمت وافترا نسبت به یکدیگر.
9- کنترل افراد تند رو که موجب نفاق وتفرقه می گردد.
10- تقویت نقطه های مشترک .
11- ایجاد مراکز آموزشی پژوهشی مشترک .
12- ایجاد رسانه ها ی پیام رسانی مشترک و برای تقویت روح وحدت طلبی و پیام رسانی سالم.
البته همه این راهکار ها زمانی امکان ایجاد و اجرا دارند که سران جوامع اسلامی به قدرتی که در پشت وحدت اسلامی قرار گرفته است آگاهی یابند.
شبستان
ادامه مطلب
وحدت بالاصاله هویت و ریشه اصلی خود را از فطرت پاک انسان می گیرد. که این فطرت پاک، همانا بزرگ ترین نعمت خداوندی است که در نهاد همه انسان ها به ودیعت قرار داده است.

خبرگزاری شبستان: از 12 ربیع الأول که بنا بر روایات اهل سنت سالگرد ولادت پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) است تا 17 ربیع الأول که تاریخ ولادت پیامبر مهربانی محمد (ص) بنا بر روایات اهل تشیع است، از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، به عنوان هفته وحدت نام گذاری گردیده است.
هفته وحدت از ابتدای شکل گیری در فضای بین المللی و داخلی بسیاری را به خود جلب نمود، البته گروهی نیز از روی عدم آگاهی به موضوع، عداوت، تند روی و یا هر دلیل دیگری به مخالفت و یا رد این موضوع پرداختند.
عده ای بیان می داشتند که جمع نقیضین محال است. یعنی اعتقاد داشتند که مذاهب و فرق اسلام، و در حالت کلی شیعه و سنی آنچنان با هم متفاوتند که قابل تجمیع و وحدت نیستند. عده ای نیز معتقد بودند که اگر بنا بر یکی شدن فرق اسلامی بود، علمای شهیر اعصار گذشته اقدام به این موضوع می نمودند. عده ای نیز این بحث را سیاسی دانسته و آن را تهدیدی برای حکومت و مرز های خود می دانستند. عده ای نیز صحبت کردن از وحدت جامعه اسلامی را مخالفت با موضوعی می دانستند که خداوند اگر می خواست جلوی آن را می گرفت و متوقفش می کرد.
بصورت کلی می توان تبیین نمود که گروه های مخالف موضوع وحدت، -در صورتی که قسمتی از آن ها که با هرگونه پیشرفت مسلمانان مخالفند و در اصل گرگ در لباس میش هستند، را حذف کنیم.- وحدت امت اسلامی را با یکسان سازی همه در جامعه اسلامی اشتباه گرفته اند. تفاوت این جا است که در برداشت مخالفین وحدت، قرار است شیعه، سنی و سنی، شیعه شود. در حالیکه منظور حضرت امام چیز دیگری بوده است.
تفکر در وحدت امت اسلامی بر آن است که شیعه و سنی با حفظ اعتقادات متفاوت خود، به ریسمان مشترکات موجود در میانشان که کم هم نیست، چنگ بزنند. و از اختلافات داخلی خارج شده و صف مستحکمی در برابر دشمنان اسلام ایجاد کنند. این بر داشت های غلط نشان از نا آگاهی و تندروی است که البته یکی از دلایل تندروی نیز همین نا آگاهی می باشد.
استراتژى مبارزاتى حضرت امام (ره) درجهت ایجاد بستر و شرایط لازم براى تحقق وحدت و هم یارى در جهان اسلام، اصولا روى دو محور عمده تمرکز یافته است: "حرکت فکرى - فرهنگى" و "حرکت سیاسى- عملى". امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، "تعلیم وتربیت" سیاسى را زیربناى حرکت سیاسى دانسته و اولین وظیفه مردم را در تحقق و توسعه، امر "تبلیغ" و "تعلیم" قرار داده است.
در این زمینه امام خمینی (ره) فرمودهاند:
"وظیفه ما این است که از حالا براى پایه ریزى یک دولت حقه اسلامى کوشش کنیم، تبلیغ کنیم، تعلیمات بدهیم، همفکر بسازیم، یک موج تبلیغاتى و فکرى بوجود آوریم تا یک جریان اجتماعى پدید آید و کم کم توده هاى آگاه، وظیفه شناس و دیندار در نهضت اسلامى متشکل شده قیام کنند و حکومت اسلامى تشکیل دهند. تبلیغات و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسى ماست."
لذا جهت بر داشتن گامی کوچک در امر تبلیغ تعلیم معنای صحیح وحدت امت اسلامی مطالبی ارائه خواهد شد.
در واقع این دین اسلام است که به عنوان منشا حقیقی وحدت اسلامی در جامعه فرامرزی اسلام نقش آفرینی می کند. این پایه وحدت بالاصاله هویت و ریشه اصلی خود را از فطرت پاک انسان می گیرد. که این فطرت پاک، همانا بزرگ ترین نعمت خداوندی است که در نهاد مردم همه جوامع به ودیعت قرار داده است.
اگر دقیق نگاه کنیم تغییرات و تحولاتی که در این دین فطرت نهاد از ابتدا تا زمان آخرین پیامبر الهی حضرت محمد (ص)، ایجاد شده است در اصل مربوط به فروع احکام بوده است و دلیل این تغییرات مبرهن است که به دلیل تنوع موقعیت های حیات انسانی در جوامع مختلف و بر حسب رشد جوامع انسانی بوده است و اصالت و شاکله کلی این دین الهی همواره از ابتدا تا به تکامل نهایی رسیدن، هیچ گونه تغییری نکرده است. در این رابطه می توان ساختمانی را مثال زد که طراح و سازنده، آن را چند طبقه طراحی می کند و می سازد، اما بر حسب نیاز مصرف کننده آن ساختمان، طبقات متفاوت را مرحله به مرحله افتتاح می نماید.
خداوند متعال در قرآن کریم در بیان این موضوع که دین ابراهیم نبی (ع) همان دین فطرت است که بر همه پیامبران نازل شده است می فرماید:
"شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیمو الدین ولا تتفرقوا فیه". (سوره شوری- آیه 13)
"از دین همان را برای شما تشریع کرده است که به نوح توصیه فرموده و آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی (علیهم السلام) توصیه نمودیم اینکه دین را بر پای دارید و در آن پراکنده نشوید."
بنابراین، حداقل در نگاه اسلامی، مبنای وحدت امت اسلامی از فطرت انسانی و از دینی که بر حسب فطرت از سوی خداوند و به وسیله پیامبران به جامعه انسانی ارائه شده است. که بر حسب آیه سیزدهم سوره شوری، این دین پس از حضرت نوح و پیامبران پیشین به وسیله حضرت ابراهیم وحضرت موسی و پیامبران یهود و حضرت عیسی تبلیغ و ارائه شده است.
پس ارکان و اجزا اصلی وحدت جامعه اسلامی باید بر حسب فطرت پاک انسانی و دین فطرت نهاد اسلام باشد، تا در نهایت بتواند موجب استحکام این جامعه فرا مرزی و گسترش آن گردد.
در قسمت بعد به تبیین و تحلیل ارکانی که جامعه اسلامی را به وحدت خواهد رساند و هر مسلمانی باید به آنها مقید و پایبند باشد؛ خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...
پایان پیام/
ادامه مطلب
در سالگرد شهادت شهید مفتح، هر ساله همایش ها و بزرگداشت هایی برگزار می شود، اما این همایش ها چه نسبتی با هدف مورد نظر یعنی وحدت حوزه و دانشگاه داشته است؟ و به چه میزان پس از گذشت سال ها به این اهداف دست یافته ای
خبرگزاری شبستان: بزرگداشت شهادت شهید مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه، یکی از مناسبت هایی بود که در هفته گذشته سی و سومین سالگرد آن برگزار شد. سالروز شهادت این شهید بزرگوار به علت مجاهدت ها و تلاش های بی دریغ ایشان در راستای اصلاح ساختار های فکری جامعه و وحدت حوزه و دانشگاه، به این عنوان نام گذاری شده است. در این راستا همایش های مختلفی هر ساله برگزار شده و امسال نیز برگزار شده و می شود، اما نکته ای که در این میان کمتر به آن توجه شده است، این است که این همایش ها چه نسبتی با هدف مورد نظر یعنی وحدت حوزه و دانشگاه داشته است؟ و به چه میزان پس از گذشت سال ها به این اهداف دست یافته ایم. در واقع مسئله این است که وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنی است؟ و برگزاری سالگرد های متعدد برای این روز علاوه بر بزرگداشت شهید بزرگوار مفتح، چه نتایجی را در راستای این وحدت داشته است؟
حرکت در مسیر وحدت حوزه و دانشگاه، به برکت انقلاب اسلامی ایران و در نتیجه مجاهدت های بزرگانی چون شهید مطهری و شهید مفتح، آغاز گردید و قدم های ابتدایی آن برداشته شد. اما متاسفانه پس از گذشت 34 سال حرکت جدی برای پیش برد این نگرش برداشته نشده است و برگزاری همایش ها و سالگردها نتوانسته است نتیجه ای را در این راستا حاصل نماید. فارغ از این بحث که به طور کلی در کشور ما، همایش ها و مناسبت ها کمتر نتایج عملی را به دنبال خود می آورند، در ارتباط با موضوع وحدت حوزه و دانشگاه باید بگوئیم که صِرف وجود تعدادی از مدرسین حوزه در دانشگاه و یا وجود برخی از مواد درسی مشترک و یا تاسیس دانشگاه برای محصلین حوزه، نتیجه عمیقی را در ارتباط با این موضوع حاصل نخواهد کرد.
مقام معظم رهبری در نگاهی ظریف به این موضوع پرداخته و می فرمایند: " در نظام اسلامى، علم و دین پابهپا باید حرکت کند. وحدت حوزه و دانشگاه، یعنى این. وحدت حوزه و دانشگاه، معنایش این نیست که حتما بایستى تخصصهاى حوزهیى در دانشگاه و تخصصهاى دانشگاهى در حوزه دنبال بشود. نه، لزومى ندارد. اگر حوزه و دانشگاه به هم وصل و خوشبین باشند و به هم کمک بکنند و با یکدیگر همکارى نمایند، دو شعبه از یک مؤسسهى علم و دین هستند. مؤسسهى علم و دین، یک مؤسسه است و علم و دین باهمند.
روشن است که حوزه و دانشگاه از زاویه بنیان هایی که بر اساس آن شکل گرفته اند، بسیار متفاوت اند. در واقع ضرورت ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه نیز بر همین اساس استوار است. تاریخ ایران پیش از انقلاب نشان از دین گریزی و دین ستیزی دانشگاه که بر مبانی غربی شکل یافته است دارد. در مقابل نیز سرسختی حوزویان در مقابل پذیرفتن علوم جدید و تطبیق با زمان حاضر دیده می شود. تفکر انقلاب اسلامی بر هر دو تفکر دین گریزی و تحجرگرایی خط بطلان می کشد، اما باید اذعان کنیم که این تفکر هنوز به صورت کامل به مرحله عمل نرسیده است. بنا بر تفکر انقلاب اسلامی که ریشه در معارف اهل بیت دارد، حوزه و فقه شیعه می بایست خود را با مقتضیات زمان تطبیق دهند. در عین حال دانشگاه نیز می بایست به سمت اسلامی شدن حرکت کند.
در واقع مبحث اسلامی شدن مبانی علوم انسانی نیز زیر مجموعه بحث وحدت حوزه و دانشگاه قرار دارد. مقام معظم رهبری در این ارتباط می فرمایند: " امروز هیچ کس انتظار یک دانشگاه خلق الساعهى صد در صد اسلامى را ندارد، اما همه انتظار دارند که جهت حرکت، به سوى ایجاد یک دانشگاه صد در صد اسلامى باشد. این منظور حاصل نخواهد آمد مگر با وحدت عمیق و عملى حوزه و دانشگاه و روحانى و دانشجو و این یک ضرورت و نیاز انقلابى است."
بر این اساس روشن است که هدف وحدت حوزه و دانشگاه بسیار بزرگ بوده و نیل به این هدف بسیار سخت و نیازمند تلاش بسیار است. بر این اساس نگاه ساده لوحانه و گذرا به این مناسبت و عدم استفاده صحیح از موقعیت ها برای حرکت در مسیر اهداف به هیچ وجه توجیه پذیر نیست. نباید از یاد ببریم که استحکام پایه های قدرت یک جامعه بر فرهنگ آن جامعه است که آن هم بر مبنای جامعه علمی و دینی اعم از حوزه و دانشگاه قرار دارد. در نتیجه باید گفت که ریشه تحول عمیق به سوی مبانی انقلاب اسلامی در وحدت حوزه و دانشگاه و یا به زبان ساده تر پیوند علم و دین قرار دارد.
مقام معظم رهبری از این پیوند این گونه یاد می کند: " این ترکیب (وحدت حوزه و دانشگاه)، ترکیبى است که اگر به درستى زوایاى معناى رمزى آن شناخته شود، هم براى کشور و آینده بسیار بابرکت است و هم براى دشمن و نیروهاى مهاجم مزاحم کینهورز خارجى و ایادى داخلى آنها بسیار تلخ و گزنده و شکننده است. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى روآوردن این دو به یکدیگر."
ادامه مطلب
چالشهاي مديران در قرن 21
مجله هاروارد بيزينس ريويو به مناسبت هفتادمين سالگرد انتشار خود، از پنج تن از متفكران و نظريه پردازان مشهور اين سوال را پرسيده است كه: چه مشكلات و چالشهايي براي ورود به قرن 21 درحال شكل گيري است؟ در پاسخ به اين سوال، هيچ كدام از اين متفكران، چالشهاي ورود به قرن 21 را از نوع چالشهاي فني ندانسته اند. بلكه عمدتاً ابراز كرده اند كه اين چالشها، از نوع چالشهاي فرهنگــــــي است. پيتر دراكر در اين مورد مي گويد: در مقولات انساني نظير امور سياسي، اجتماعي، اقتصادي و يا كسب و كار، پيشگويي كاري است بيهوده، چه رسد به اينكه بخواهيم چشم انداز هفتاد يا هشتاد سال آينده را تصور كنيم. مي توانيم از طريق گذشته، هم آينده را شناخت و هم براي رويارويي با آن آماده شد.
عامل كسب و كار در دو دهه اخير، به شرطي كه جنگي درميان نباشد و... نه اقتصادي است و نه تكنولوژيك، بلكه اين عامل به اثر جمعيت مربوط مي شود. مهمترين و اثرگذارترين عامل در كسب و كار، برخلاف چيزي كه در چهل سال گذشته گفته شده است، افزايش بي رويه جمعيت نيست، بلكه كاهش فراگير جمعيت در ژاپن، اروپا و آمريكا است. براساس پيش بيني اتحاديه اروپا، جمعيت 60 ميليوني ايتاليا در پنجاه سال آينده به چهل ميليون و درصد سال آينده به بيست ميليون نفر كاهش خواهديافت.
يكي از راههاي حفظ پايگاه رقابتي براي كشورهاي گوناگون، تبديل برتري كمي به برتري كيفي است. معناي ديگر اين حرف تلاش نظام يافته براي پرورش كارگران دانشي ( KNOWLEDGE WORKER )است. البته اين يگانه عامل رقابتي در دنياي اقتصاد نخواهدبود اگرچه در بسياري از صنايع كشورهاي پيشرفته، عامل تعيين كننده است.
ادامه مطلب
دکترموسي غني نژاد
پيشرفت هاي بي سابقه علمي و فني به ويژه در عرصه وسائل ارتباط جمعي در سه دهه اخير، بر نفوذ و تاثيرگذاري رسانه ها بر افكار و رفتار مردم بيش از پيش افزوده است. همزمان با اين پيشرفت ها و تا حدود زيادي شايد در سايه آنها، پديده جهاني شدن نيز شتاب بيشتري گرفته است. در نتيجه اين تحولات نوعي فرهنگ عمومي كه ناظر بر ارزش هاي تجاري و اقتصادي است در همه جوامع دنيا رواج مي يابد و زبان مشتركي كه از آن مي توان به زبان تجاري تعبير كرد پديدار مي شود.
برخي از روشنفكران و جامعه شناسان كه به طور كلي نظر مثبتي نسبت به تجاري شدن جوامع انساني ندارند فراگير شدن فرهنگ تجاري را خطري جدي براي فرهنگ هاي بومي تلقي مي كنند و معتقدند كه غلبه فرهنگ تجاري كشورهاي صنعتي دنياي غرب به ويژه آمريكا، هويت فرهنگي جوامع متفاوت و متكثر جهاني را به شدت به خطر انداخته است. با فروپاشي بلوك كمونيستي قدرت در سطح جهاني، كه به عنوان وزنه متعادل كننده در برابر سرمايه داري جهاني مي توانست عمل كند، ديگر سدي به لحاظ سياسي در برابر اين سيل وجود ندارد و چين كه مي شد تصور مي شد كه چنين نقشي را به عهده گيرد خود پيش از فروپاشي شوروي، تجارت و به ويژه تجارت با جوامع صنعتي غرب را در اولويت قرار داد. البته اين جا بايد ميان دو مفهوم تجارت و فرهنگ تجاري به رغم ارتباط بسيار نزديكي كه با هم دارند تفكيك قائل شد. تجارت به خودي خود الزاما حاصل فرهنگ تجاري نيست، كشورهاي كمونيستي سابق با دنياي سرمايه داري تجارت مي كردند، اما در عين حال مانع نفوذ فرهنگ تجاري در جوامع خود بودند.
درست است كه با توسعه تجارت، فرهنگ آن نيز نفوذ بيشتري پيدا مي كند اما عامل مهم گسترش چنين فرهنگي در دهه هاي اخير پيشرفت هاي بي سابقه در تكنولوژي هاي رسانه اي است. ساكنان دور افتاده ترين روستاهاي آسيا و آفريقا در عقب مانده ترين مناطق دنيا به لحاظ اقتصادي، از طريق تصاوير ماهواره اي، شيوه زندگي انسان ها در پيشرفته ترين جوامع را مشاهده مي كنند و از آن تاثير مي پذيرند. به نظر مي رسد كه نگراني منتقدان بيش از آنكه به خود تجارت مربوط باشد به غالب شدن ارزش هاي جوامع صنعتي و خطر از ميان رفتن ارزش ها و فرهنگ بومي تاكيد دارد. حقيقت موضوع چيست؟ آيا توسعه تكنولوژي هاي ارتباطي به همراه جهاني شدن اقتصادي، فرهنگي هاي بومي را در معرض نابودي قرار داده يا اينكه مساله چيز ديگري است و رويكرد متفاوتي براي فهم درست آن لازم است.
ادامه مطلب
دكتر محمد لگنهاوسن
ترجمه: نرجس جواندل
اشاره
در بخش نخست اين مثال، ليبراليسم سياسى و دينى و نيز پلوراليسم دينى تبيين شد. پلوراليسم دينى، كه جان هيك بنيانگذار آن است، انعكاس ليبراليسم سياسى در الهيات ليبرال مسيحى است. ليبراليسم سياسى، مدعى بىطرفى نسبت به افكار سياسى، و پلوراليسم دنى مدعى بىطرفى نسبت به اديان مختلف است. ولى واقع امر بدين گونه نيست. در بررسى تاريخ پيدايش ليبراليسم سياسى در آمريكا، مخالفت آن را با افكار مختلف سياسى و دنى مشاهده مىكنيم. به عنوان مثال هنوز در قوانين مدنى برخى از محلههاى آمريكا، فقط قوانين دينى بعضى از فرقههاى مسيحى رواج دارد. ليبراليسم و پلوراليسم دينى هر دو با ارزشها و معيارهاى ضرورى اسلام مخالف هستند. همچنين گذشت كه، پلوراليسم دنى جان هيك در واقع برنامهاى براى انحراف از اديان مختلف است، نه پذيرش اهداف آنان. اين برنامه را وى اصلاح اديان مىخواند. ولى به زعم اكثر متفكران مسيحى، برنامه اصلاحى او انحراف از دين مسيحى است. معيارهاى اصلاح اديان از نظر هيك معيارهاى اخلاقى است و اين معيارها را وى، از ارزشهاى رايج در جامعه ليبرال گرفته است. به همين دليل، مكتب او را «پلوراليسم دينى فروكاهشى» ناميدهايم. در قسمت دوم اين مقال، نظر متكلمين، علم و فلاسفه اسلامى بررسى و نشان داده مىشود كه «پلوراليسم دينى غير فروكاهشى» به يك معنا با افكار آنان سازگار است.
ادامه مطلب
ازجمله شگفت انگيزترين پديده هاى اخير، مى توان از رشد فوق جهشى ICT و بويژه اينترنت ياد كرد كه عرصه هاى فعاليت اقتصادى را به تسخير خود درآورده است. اقتصاد جديد اصطلاحى است كه براى توصيف اين وضع به كار مى رود. بازار كار نيز مدام تأثيرات بيش ترى از اين ابزار جديد اطلاعاتى و ارتباطى مى پذيرد و جنبه هاى گوناگون آن از قبيل جست وجو و انطباق شغلى بشدت از آن متأثر است.
اين نوشته درپى پاسخ به اين پرسش است كه آيا با گسترش اينترنت، انطباق شغلى بهتر شده و نرخ بيكارى اصطكاكى كاهش مى يابد؟
پژوهش هايى كه به بررسى اين پديده بر بازار كار پرداخته اند در مورد كاهش هزينه جست وجو، انطباق بهتر شغلى و افزايش كارايى اقتصادى متفق القول اند، اگرچه مشكل گزينش نامناسب نيز به همراه آنها مى آيد، اما تأثير آن بر نرخ بيكارى نامشخص است.
با پذيرش تغييرات شگرف فناورى در اقتصاد جديد، ديگر عرصه ها از جمله بازار كار نيز از جهات گوناگون دچار تغيير مى شود. جهاتى همچون: نوع، چگونگى و سرعت انطباق عرضه و تقاضاى كار، بهره ورى نيروى كار، نرخ بيكارى طبيعى، بيكارى اصطكاكى، نرخ جست وجوى شغلى كارگران و كارفرمايان، نابرابرى دستمزدها، گسترش بازار كار به مناطق دوردست، كار از راه دور و... نظرسنجى هاى انجام گرفته درباره استفاده از اينترنت براى اهداف شغلى نشان مى دهد كه تعداد رو به افزايشى از كارگران در هنگام جست و جوى شغلى از اينترنت استفاده مى كنند و كارفرمايان نيز مشاغل مورد نياز را به سايت هاى استخدام اينترنتى ارسال داشته يا در سايت هاى شركتى خود اعلام مى دارند. از آنجا كه اينترنت يك وسيله كم هزينه براى انتقال اطلاعات است، كسب و كار استخدام اينترنتى، يكى از رشته هاى سودآور در اينترنت شده است. ما اين احتمال را بررسى مى كنيم كه آيا با تغيير جست و جوى شغل و استخدام به سوى اينترنت، انطباق شغلى بهتر شده و نرخ بيكارى اصطكاكى كاهش مى يابد؟
قوى ترين پيش بينى درباره اثر اقتصاد كلان اينترنت كه وسيله اى براى كاريابى و استخدام تبديل شده، اين است كه موجب انطباق هاى بهتر خواهد شد، اما استدلال اين است كه تأثير آن بر بيكارى اصطكاكى نامشخص است، زيرا كاهش هزينه جست وجو موجب مى شود تا كارگران به جست وجوى تعداد مشاغل بيش ترى پرداخته، بنگاه ها نيز مجبور به بازنگرى و غربال در ميان تعداد متقاضيان بيش ترى شوند و درنهايت حتى كارگران شاغل هم به جست وجوى مشاغل جديد تمايل پيدا كنند كه مجموع اين عوامل، زمان جست وجو را افزايش مى دهد.
اقتصاد جديد، ICT و اينترنت
اصطلاح «اقتصاد جديد» بتدريج رواج يافته و چشم انداز جديدى را ترسيم مى كند كه با گسترش فناورى اطلاعات همراه است. يك تعريف كلى از اقتصاد جديد به عملكرد اقتصاد در عصر اطلاعات اشاره دارد. در چنين اقتصادى، فناورى اطلاعات و ارتباطات، گسترش و اهميت فزاينده اى پيدا مى كند.
جامعه انسانى در قرون گذشته تأثيرات قابل توجهى از تغييرات فناورى پذيرفته است. ICT به ارضاى ارتباطى و اطلاعاتى كه به ايجاد دانايى و بنابراين به همه اشكال توسعه كمك مى كنند مربوط است. ICT امكانات جديدى براى تبادل اطلاعات ايجاد مى كند و توان بالقوه بالايى دارد تا به قابليت انسان براى ايجاد دانش جديد، بيفزايد. چنين دگرگونى هايى موجب رشد بهره ورى نيروى كار شده و با بهره بردارى بهتر از منافع، نرخ بيكارى سازگار با تورم غيرشتابان را كاهش مى دهد. يك تعريف محدود از اقتصاد جديد به جنبه اينترنتى اقتصاد اشاره دارد، به نحوى كه توليد كالاها و خدمات جامعه بشدت به اينترنت وابسته مى شود. اصطلاح مرتبط با آن «اقتصاد عريان» است به اين معنا كه با گسترش اينترنت، اقتصاد شكل شفاف تر و در معرض ديد قوى پيدا مى كند. به اين ترتيب شاهد اقتصادهايى خواهيم بود كه مقايسه قيمت ها (از جمله دستمزد) براى خريدار و فروشنده بسيار آسان تر، و نقش برخى واسطه ها كمرنگ شده و هزينه هاى مبادلاتى و موانع ورود كاهش مى يابد. پس اقتصاد جديد دربرگيرنده مقولاتى همچون اطلاعات، اينترنت، نوآورى و رشد جديد است. در اقتصاد جديد با پيشرفت هاى خيره كننده در پردازش ، نگهدارى و انتقال اطلاعات، مى توان كاربرد فناورى هاى اطلاعاتى را در همه زواياى حيات اجتماعى مشاهده كرد. به طورى كه «ريزپردازنده توانمند» پيش قراول يك «تمدن سيليكونى» خواهد بود. شاخص هاى اصلى توسعه اينترنت، نرخ رشد بسيار بالايى را نشان مى دهند، اما فاصله ميان كشورهاى پيشرفته صنعتى و بقيه جهان همچنان بسيار بالاست.
براى نمونه شكاف ديجيتالى كشورهاى پيشرفته و توسعه نيافته در زمينه كاربران اينترنتى و توزيع ميزبانان اينترنتى كاملاً محسوس است. اطلاعات، مواد اوليه براى دانايى است، درست مانند چوب كه ماده اى اوليه براى ميز است. دانايى يك شكل از سرمايه و فناورى يك كاربرد از دانايى براى كار است. افزايش در اطلاعات منجر به بهبود ساختار دانايى محسوب شده كه موجب ترقى و انتقال به ساختار جديد دانايى مى شود و ساختار قديمى توسط دانايى جديد بهبود مى يابد.
اهميت اطلاعات چنان است كه در كنار زمين، كار و سرمايه به عامل چهارم و مجزاى توليد تبديل شده است، اما ارزش اطلاعات رابطه معكوسى با كميت آن دارد. اطلاعات بيش از حد، فرآورى و كاربرد آن را بسيار پرهزينه مى كند. براى اين كه اطلاعات ارزش واقعى داشته باشد، بايد به صورت اطلاعات واقعى، اصل پى برده و مشخص با روش مستقيم و دقيق پردازش شود.
نتيجه گيرى:
انواع سايت هاى كاريابى اينترنتى دير يا زود در ايران رواج و گسترش يافته و اطلاعات انبوه، ارزان و به هنگامى كه در اختيار كارگران و كارفرمايان قرار مى دهند امكان انطباق هاى بهتر را فراهم مى كنند، اما پيش شرط انطباق بهتر، وجود نهادهاى جديدى است كه مشكل بنگاه ها را در غربال كردن حل كنند. اين نهادها بايد بتوانند اطلاعات پهناى باند بالا را به شكل هاى گوناگون به اطلاعات پهناى باند پائين تبديل كنند تا ارزيابى و استخدام متقاضيان مناسب، براحتى انجام گيرد. اثربخشى اين نهادها در كشورهايى بيش تر است كه سوابق گوناگون افراد به صورت قابل استناد در بانك هاى اطلاعاتى مختلف موجود بوده و با اندك هزينه اى قابل گردآورى است، اما در كشورهاى توسعه نيافته اى همچون ايران كه حتى آمارهاى حياتى و كلان آنها محل ترديد و بحث است، بعيد به نظر مى رسد چنين نهادهاى واسطه اى بتوانند اطلاعات و سوابق اشخاص را براحتى تهيه و در اختيار كارفرمايان قرار دهند. البته با رشد نسبى رايانه اى شدن مؤسسات عمومى و مكانيزاسيون فعاليت ها در بيش تر بخش هاى اقتصاد و ضرورت حياتى چنين اطلاعاتى اميد است بتدريج اين گونه فعاليت ها در بيش تر بخش هاى اقتصاد قابل دسترس شود كه بى ترديد ديگر بخش هاى اقتصاد نيز از آنها بهره مند خواهند شد.
نويسنده : سيما فداكار
منبع: سى ينا
ادامه مطلب
نويسنده : حسين امامى
منبع:
روزنامه ايران 23/1/86 در قسمت نخست اين گزارش به چگونگى نظام مندى بسترهاى قانونى انجام فرآيند اصلاحات اقتصادى در چين به صورت تفضيلى اشاره شد. در اين بخش نحوه مديريت چالش هاى ميان مدت ناشى از انجام اين اصلاحات مورد بررسى قرار مى گيرد.
اصلاح قيمت
اصلاح قيمت در چين كليدى براى خلق اقتصاد مبتنى بربازاراست. درابتداى اصلاحات، چينى ها در مورد تغيير ندادن روابط مالكيت وبرخوردبا خصوصى سازى همانند يك موضوع دست دوم، حق داشتند. فضايى براى بخش خصوصى و كارآفرينان به منظور استفاده از سود ها در ايجاد مؤسسه هاى جديد فراهم شده بود. بيشتراين مؤسسه هاى جديد بسياركوچك هستند، ولى تعدادشان زياد است و بسيارسريع رشد يافته اند. در نتيجه، اكنون در توليد صنعتى بخش خصوصى رقيب بخش دولتى است. در عين حال، مؤسسه هاى صنعتى دولتى بايد خود را با مقررات بازار تطبيق دهند. فشار هاى رقابتى ناشى از سه منبع، يعنى بخش خصوصى داخلى، شركت هاى با سرمايه گذارى مشترك ميان چينى ها و مؤسسه هاى خارجى و واردات آزاد از خارج افزايش يافته اند.
قيمت هاى نسبى تغييركرده اند، ولى ساختار قيمت دوگانه در بسيارى از صنايع باقى ماند و بدين صورت موجب بروز ناهنجارى شده است. ازاين رو، تداوم حركت درجهت يك شكل كردن ساختار قيمت مهم است.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


