|
|
حسین افشار صفوی
تولید به عنوان موتور محرک یک اقتصاد مستقل، علاوه بر تجهیز و ترمیم ساختارهای داخلی خود، نیاز به حمایتهای چندجانبه دولت از یک سو و بسترسازی تسهیل جریانات تولیدی از سوی دیگر و حضور فعال دولت دارد. در این باره ۱۱ نکته به نظر می رسد.
تسهیل جریانهای تولیدی
ایجاد هماهنگی بین سیستم بانکی و نظام تولید
شاید مهمترین وظیفه دولت در جهت تسهیل جریانهای تولیدی، ایجاد یک هماهنگی و رابطه متقابل سازنده و هدفمند بین سیستم بانکی و نظام تولید است. یعنی از یک طرف سیستم بانکی نسبت به تولید یک نقش مکندگی پیدا نکند و تولید نیز نسبت به سیستم بانکی یک حالت فریبندگی نداشته باشد.
ایجاد زمینه مناسب برای مصرف کالاهای داخلی
عامل دیگری که در جهت تسهیل جریانهای تولیدی مهم است، ایجاد زمینه مناسب و معقول برای مصرف کالاهای داخلی به جای خارجی است. البته این محدود به حمایت از تولید داخلی در زیر سایه تعرفههای بالای گمرکی نیست بلکه این امر ممکن است خود در بلندمدت عامل ضربه به تولید داخلی باشد. بلکه منظور این است که در کنار ایجاد سایر شرایط بهبود کیفیت همه جانبه تولید، فضای فرهنگی مناسب جهت مصرف کالای تولید داخل نیز فراهم شود. اعم از تبلیغات، و…
کاهش وابستگی تکنولوژی تولید به تکنولوژی خارجی
وابستگی امروز تولید داخلی به خارج را شاید بتوان در گران شدن ارز و اثر آن در تولید داخلی دید. گران شدن ارز و کمیاب شدن ارز دولتی برای تولید کنندگان، عاملی برای گران شدن انواع کالاهای صنعتی، کشاورزی و دامی شده است. هم اکنون نزدیک به ۸۵ درصد از واردات در ایران، واردات کالاهای واسطهای و سرمایهای است و این نشان از وابستگی بسیار تولید داخلی به خارج دارد. اگر بخواهیم علت این امر را رصد کنیم، میتوان به توطئه کشورهای سرمایهدار اشاره کرد. پایه تولید داخلی بر اساس مونتاژ بسته شده است. تولید مونتاژ بر پایه سرمایههای انسانی و اجتماعی داخلی نیست بلکه بر پایه سرمایههای انسانی و اجتماعی خارجیها شکل میگیرد و منابع مادی که کشور مونتاژ کننده برای تولید داخلی خود صرف میکند، همچون پساندازهایی است که آن را به کشوری که تولیدش بدان وابسته است، هدیه میدهد و این یعنی تولید مونتاژ عامل اتلاف سرمایههای انسانی، اجتماعی و مادی کشور مونتاژ کننده میباشد و این همان چیزی است که کشورهای صنعتی برای بقای خویش در نظر داشتهاند. به هر ترتیب، دولت میتواند وابستگی تولید داخلی به ماشینها و تجهیزات خارجی را از بین ببرد. در صورتی وابستگی از بین میرود که دانش داخلی سوار بر تکنولوژی وارداتی شود، نکته بسیار مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که بسیاری از کشورها از جمله کره جنوبی توسعه را از راه تکنولوژی وارداتی طی کردهاند، اما این نکته بسیار مهم است که آنچه به عنوان توسعه وارداتی مطرح میشده است، مربوط به زمانی است که شکاف دانش و اطلاعات به گونهای نبوده که وابستگی ایجاد شود، به این معنا آنچه در قالب تکنولوژی وارد میشده است، جذب کشور واردکننده میگردید و این کشور واردکننده بود که میتوانست فرآیندهای توسعه، ترمیم و اصلاح آن را خود بر عهده بگیرد.
ایجاد ثبات در بازارهای مرتبط
ایجاد ثبات در بازارهای مرتبط با تولید از جمله بازار ارز، بازار سرمایه و سایر بازارهای مرتبط با مواد اولیه، واسطه و نیز بازارهای کالای نهایی تولیدکنندگان است. البته بخش عمدهای از نوسانات بازارها متاثر از جریانهای عرضه و تقاضای هر بازار است ولی بخشی از آن نیز قابل کنترل و پیش بینی است.
نظارت بر بازارهای تولید در مراحل مختلف
نظارت بر بازارهای تولید در مراحل مختلف، به صورت کلان نیز میتواند یکی از این عوامل باشد. یعنی نظارت بر قیمتهای تمام شده، قیمت مواد اولیه و سایر عوامل قیمتی، که در حالت کلی و برایند، به آن تورم نیز گفته میشود. اگر دولت بتواند با گسترش نظارت خود در بازارهای تولید کالای اساسی و نیز مبادی ورودی و خروجی کشور، یک اطمینان خاطر در بازارها ایجاد کند، به تسهیل جریان تولید کمک میکند. مثلا موردی که سازمان بازرسی مجبور شد در آن ورود پیدا کند محاسبهی قیمت تمام شدهی خودرو بود.
رعایت انصاف در برخورد با تولید
رعایت انصاف در برخورد با تولید نیز مهم است. به عنوان نمونه دولت در بحث هدفمندی یارانهها سهم تولید را به صورت کامل پرداخت کند و نیز بدهی خود را به تولیدکنندگان بپردازد.
تدوین استراتژی بلندمدت تولید
بهمنظور حمایت از تولید ملی، ابتدا باید استراتژی بلندمدت تولید ملی تدوین و مشخص شود که قصد داریم چه اقداماتی را برای آن صورت دهیم. سپس محیط کسبوکار کشور بهمنظور حمایت از تولید ملی مساعد شود. باید امکانات برای کسانیکه میتوانند در تولید ملی نقشآفرینی کنند فراهم و راه برای حرکت آنها آماده گردد. به بیان دیگر فضای کسبوکار باید به گونهای باشد که فعالان اقتصادی بتوانند با اطمینان در آن حرکت کنند.
زدودن جنبههای فردی از اقتصاد
باید تمام جنبههای فردی نیز از اقتصاد زدوده شود. باید مسیرها برای حرکت روان گردد، حمایتهای تشویقی ایجاد شود. از همهی اینها مهمتر این است که باید فضای فعالیت اقتصادی شفاف شود. باید فضا به گونهای فراهم شود که در تمام حرکتهای اقتصادی همه با یک چشم دیده شوند و امکانات بهطور مساوی بین فعالان اقتصاد کشور تقسیم شود تا آنهایی بتوانند به موفقیت دست یابند که تلاش بیشتر و اندیشه برتری دارند و هیچگاه نباید فضای نورچشمی و غیرنورچشمی در اقتصاد ایجاد کرد.
در چنین فضایی است که مردم اطمینان پیدا میکنند و بهسوی برداشتن گامهای بلند برای توسعه تولید ملی حرکت میکنند.
زمینه سازی امنیت سرمایه گذاری
موضوع بعدی این است که برای حرکتهای تولیدی بلند مدت باید امنیت در سرمایهگذاریهای تولیدی فراهم شود. البته منظور از امنیت، تعرض به سرمایه دیگری نیست، بلکه امنیت به این معناست که یک تولیدکننده بتواند برای دو تا سه سال از آینده کار خود با اطمینان برنامهریزی کند و چنانچه نتواند یک فاصله معقولی از آینده کار خود را ببیند، امنیت ندارد. فراهم کردن امکان پیشبینی آینده کارهای تولیدی و وجود امنیت در سرمایهگذاری، مؤلفه بسیار مهمی در بحث حمایت از تولید است. برای این منظور باید ثبات در قوانین کشور وجود داشته باشد و اتخاذ هرگونه تصمیمات اقتصادی باید با پیش آگاهیهای لازم به فعالان اقتصادی همراه باشد.
دولت باید فضای مناسب و بسترهای لازم را ایجاد کند تا بخش خصوصی بتواند با استفاده از این فضای مناسب و بستری که آماده شده است، با رعایت مصالح ملی و نکتههای اخلاقی با تمام تلاش و توان خود برای خدمت به اقتصاد کشور در موقعیت حساس کنونی حرکت کنند.
اتحاد و همکاری پیشبرنده با بخش خصوصی
به نظر میرسد که دولت و بخش خصوصی در بحث حمایت از تولید ملی، دو هدف متفاوت ندارند، بلکه هدف آنها یکی است که باید برای دستیابی به این هدف طرز تلقی خود را به یکدیگر نزدیکتر و تعامل خود را بیشتر کنند. بهعبارت دیگر بخش خصوصی و دولت باید بدانند که برای رسیدن به این هدف مشترک هردو حرکتدهنده یک ارابه هستند و هیچ کدام به تنهایی در دستیابی به هدف خود، توفیقی نخواهند یافت.
دولت هم باید هزینه تقبل کند
اگر قرار است از تولید حمایت شود، بخشی از هزینههای تولید را باید دولت جبران کند، همان طور که در جنگ نظامی هم مردم و دولت با هم هزینهها را تحمل کردند؛ نمیشود هزینهها را مردم بدهند درآمد در جیب دولت برود اگر قرار است از تولید حمایت شود باید مقداری از هزینهها را دولت تقبل کند. مثلا چه اشکالی دارد که دولت بخشی از هزینه بیمههای تولید، بخشی از هزینههای مالیات و بخشی از هزینههای حمل و نقل را تقبل کند، دولت باید برنامهریزی کند تا بتواند از بخش تولید حمایت لازم را انجام دهد. به عبارت دیگر درآمد حاصل از افزایش قیمت نفت باید صرف بخشی از هزینههای تولیدی شود.
منبع : رصد
موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا
|
|













