روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛
نويسنده
لينک دوستان
 
ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (علیه السلام) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش محمّد (صلی الله علیه و آله) همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می گویم سپس بعد از من علی (علیه السلام) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی (علیه السلام) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی (علیه السلام) آموخته ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ ام به علی (علیه السلام)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی (علیه السلام) تعلیم کرده ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده ها بازتان می دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی (علیه السلام)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان ها و زمین ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی (علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی (علیه السلام) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی (علیه السلام) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته ام و به شما اعلام می کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۱ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۳:۲۳ • 12 مرتبه خوانده شده
نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: ((اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده ای)) و هم او (تبارک و تعالی) حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ .
ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا جبرییل سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

(( إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))


علی بن ابی طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را مب جوید.


از جبرییل خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته اند، آگاهی داشتم؛ همان ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً

هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می شنود، بی اندیشه می پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ))


من هم اکنون می توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می کنم.

ولی اینها همه، خدای را از من راضی نمی سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۷:۳۲ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۴:۱۵ • 16 مرتبه خوانده شده
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خودش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده ها و فرمانروای مطلق زمین ها و آسمان هاست و بی اندازه پاک و بی نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزون بخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده ای را می بیند، و هیچ دیده ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده ای را در می یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می گردد.

و گواهی می دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیأتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است. معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی سازد. به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می کنم که بنده اویم و گواهی می دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 2:20 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

ی مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار داده ام پذیرفته اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) می باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می کنیم و پیمان می بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))

ای مردم! چه می گویید؟ خداوند، هر آوازی را می شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه اند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آن کس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند
فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ

ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره مند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:

((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی یافتیم))

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:

فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً


خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس می خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می کرد، می گفت:

((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).
یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).

بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۳۲ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۶:۲۵ • 27 مرتبه خوانده شده
ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ


و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گران سنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد.))

ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و به قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم


ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره ای از بهشت نخواهد داشت.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۹ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۶:۱۱ • 20 مرتبه خوانده شده
آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم: چون چنین است، در یک کلام می گویم که به حلالها امر می کنم و از حرامها نهی می نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.

و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید: زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۹ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۴:۱۶ • 20 مرتبه خوانده شده
ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است

فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما.


ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی می کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده اند، پاسخ گوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی دانید آگاهتان خواهد کرد.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۸ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۵:۵۴ • 24 مرتبه خوانده شده
ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده ام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می خواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:

فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۷ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۴:۰۵ • 26 مرتبه خوانده شده
آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۶ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۵:۴۸ • 25 مرتبه خوانده شده
ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشته ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائی که جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا می مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.

ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ.


و نیز می فرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه اید شما: پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می شوند)).

و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:

((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می افتند و غریو جهنم را که می جوشد و می خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر می خیزد، می شنوند)).

و نیز در قرآن آمده:

کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها


همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ

آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۵ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۵:۰۷ • 32 مرتبه خوانده شده
ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی(ع) حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(ع) کینه نمی ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده اند. هشیار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))


ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))


و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده ها کرده و خدا وعده های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروه هائی که از این پس می آیند، همچنانکه فرمود: ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ.

ای مردم! خداوند، مرا به پاره ای از امور امر کرده و از پاره ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است: پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راه های دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می کنند.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۴ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۵:۰۱ • 21 مرتبه خوانده شده
ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۶/۲۳ ۱۹:۲۳ • به روز شده: : ۱۳۹۲/۶/۲۷ ۱۳:۴۲ • 19 مرتبه خوانده شده
رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) می رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد:

ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می کند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.

(ای مردم!) آنچه می گویم به فرمان پروردگارم می گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می گویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست می دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اکمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده ای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))

خداوندا! تو را گواه می گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 2:19 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
نمایش بر اساس : تاریخ ارسال, ابتدا تصاویر جدید
ابتدا تصاویر جدید تاریخ ابتدا تصاویر قدیمی  نام, A به Z نام نام, Z به A  تصاویر با بیشترین بازدید بازدید تصاویر با کمترین بازدید  تصاویر با کمترین محبوبیت محبوبیت تصاویر با بیشترین محبوبیت
383 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
808 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
484 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
411 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
273 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
316 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
265 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
455 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
333 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
317 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
461 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
1102 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
1773 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
994 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
1095 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
818 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
687 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3
532 بار دیده شده
امتیاز رتبه : 3

(1) 2 3 4 ... 7


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 2:14 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

جاوا

ویژگیهای کلیدی

 - دارای چندین شمارشگر تسبیح و نیز امکان تغییر تنظیمات آنها

- امکان گذاشتن ویبره و صدا برای تنظیمات شمارش ذکر

- ظاهر جدید و زیبا

- قابل نصب روی کلیه گوشی های دارای سیستم عامل جاوا

______________________________________________________________

 

 

اندروید

برخی از ویژگی های این نرم افزار:

- ظاهری ساده و بسیار زیبا

- قابلیت شمارش ذکر، تسبیحات حضرت زهرا (س) و ذکرهای ایام هفته به صورت جداگانه

- استفاده از لرزاننده هنگام شمارش به صورت کاملا کارآمد (با امکان فعال یا غیرفعال کردن)

- قابلیت شمردن و کم کردن ذکر توسط دکمه های صدا

- امکان ذخیره تعداد ذکرهای شمرده شده بصورت خودکار

- قابلیت ریست کردن شمارنده (از منو)

 


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 2:07 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

حضرت محمد ، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و در آنجا حضرت علی (ع) را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب خدا معرفی کرد. عبارت معروف «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر می‌باشد.

 فرمت کتاب : PDF
تعداد صفحات: ۸۲
حجم فایل: ۰٫۴۷۶ مگابایت
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۵ – ۹۰/۸/۲۴

 

 دانلود – ۰٫۴۷۶ مگابایت

رمز فایل : www.p30download.com


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:59 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

نويسنده: خليل منتظرقائم

اشاره:  عيد غدير،بزرگ ترين عيد پيروان اهل بيت(ع) و فرصت مناسبي براي ياد آوري پيمان مقدسي است که همه ما در برابر امامان معصوم(ع) و به ويژه امام عصر(ع) داريم؛ پيمان اطاعت و پيروي بي چون و چرا از آنان و آمادگي براي انجام رسالت بزرگي که در زمينه سازي ظهور بر عهده داريم. در اين مقاله مروري داريم بر پيشينه عهد و پيمان بشر با اولياي الهي از ابتداي آفرينش تا عصر ظهور. 

 

 
1.نخستين پيمان: 
داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر کره خاک با يک عهد و پيمان شکل مي گيرد. عهد و پيماني که بر پذيرش پروردگاري خداوند متعال و نفي و پرستش شيطان بسته شد و همه انسان ها بر وفاي به آن هم داستان شدند.(1) 
پيامبران الهي و جانشينان آن ها، اين عهد و پيمان را در طول تاريخ، بارها به انسان ها يادآوري کردند تا آنان نسبت به عهدي که با خداي خود داشتند، دچار فراموشي نشوند.(2) از سوي ديگر،براي اين که مردم در وفاي به پيماني که بر عهده داشتند، دچار مشکل نشوند و در تشخيص راهي که به اطاعت و بندگي خدا و مخالفت با شيطان مي انجامد ، گرفتار سر در گمي نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا را اطاعت رسول اوست و هر کس بيشتر در طريق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از ديگران پيشي گرفته است.(3) 
 
2.استمرار پيمان: 
با پايان يافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پيماني که آدم خاکي با خداي خود داشت، کاسته نشد، بلکه بسيار شديدتر از دوران حيات پيامبر اعظم (ص) از او خواسته شد به عهد و پيمان خود وفا کند؛ زيرا او در وفاداري به اين پيمان بازخواست خواهد شد.(4) 
اين بار عهد آدمي با خداي خود در صورتي ديگر متجلي شد و اطاعت اميرمومنان و امامان پس از او هم سنگ اطاعت خدا و رسول او گرديد.(5) و براي اين که هيچ کس در شناسايي شخصي که پس از پيامبر اکرم(ص) بايد با او عهد اطاعت بسته مي شد، به اشتباه نيفتد، دراجتماعي عظيم از مسلمانان، نوشيدن عهد آدمي به آگاهي همگان رسيد و اعلام شد هر کس پيمان ولايت نبي خاتم(ص) را پذيرفته است، از اين پس بايد به پيمان ولايت امير مؤمنان علي(ع) گردن نهد.(6)ازهمين رو بود که اين روز را روز «عهد معهود» ناميدند.(7) 
 
3.شکسته شدن پيمان: 
انسان ها مأمور شدند پس از رحلت نبي خاتم(ص)، با وصي او تجديد عهد کنند و دست در دست او بگذارند تا به فرموده حضرت زهرا(س)، آن ها را به راحتي و ملايمت به راه هدايت و رستگاري رهنمون شود،(8) چنين نشد و بد عهدي و عهد شکني از همان نخستين روزهاي عروج رسول خدا(ص) آغاز شد. بدين ترتيب، پيماني که جماعت مسلمانان در روز غدير بر طاعت ولي خدا بسته بودند، به راحتي شکست و جز جمع اندکي، همه امت اسلامي از اطراف امام و حجت عصر پرآکنده شدند.(9) 
از آن پس، اگر چه در دوره هايي از دوران 250 ساله امامت شيعه، شاهد روي آوردن مردم به ائمه معصومين(ع) و مرجعيت علمي آن ها هستيم، ولي هيچ گاه عهدي که مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامي، پاس داشته نشد و اين سخن امامان معصوم(ع) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چيز تکليف شده اند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان درآن چه بر آن ها وارد مي شود و رجوع به آن ها در آن چه درآن اختلاف دارند»،(10) هيچ گاه محقق نشد و سرانجام بد عهدي ها و عهدشکني هاي امت اسلام به مقتول و مسموم شدن يازده امام و غيبت آخرين امام انجاميد. بدين ترتيب، جامعه اسلامي از برکات حضور امام معصوم(ع) در ميان خود محروم گشت. اين همان اتفاقي بود که پيش از اين درکلام امام محمد باقر(ع) پيش بيني شده بود: «هنگامي که خداوند تبارک و تعالي، از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل بيت] را از مجاورت با آن ها دور مي سازد».(11) 
 
ضرورت تجديد پيمان: 
آري، غيبت امام از جامعه به دراز کشيدن آن، نتيجه بدعهدي و پيمان شکني مردم نسبت به حجت هاي الهي و جانشينان به حق رسول خدا(ص) است. تا زماني که مردم چنان که بايد و شايد، به پيماني که در برابر امامان معصوم(ع) برعهده دارند، وفا نکنند و با همه وجود، آماده پذيرش اوامر و نواهي آن ها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان که امام عصر(ع) فرمود: «اگر شيطان ما، که خداوند توفيق طاعتشان دهد،در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند، همدل مي شدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخيرنمي افتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي گشت؛ ديداري بر مبناي شناخت راستين و صداقتي از آن ها نسبت به ما».(12) 
با توجه به همين اهميت وفا به عهد و پيمان و تأثير آن در ظهور امام عصر(ع) بوده است که از ما خواسته اند هر بامداد، عهد و پيمان اطاعتي را که نسبت به امام خود بر دوش داريم، به ياد آوريم و آن را تجديد کنيم: «بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگاني ام، عهد، عقد و بيعتي را که نسبت به او (امام مهدي (ع) ) بر گردن دارم، تجديد مي کنم که هرگز از آن بر نگردم و بر آن پايدار بمانم».(13) 
 
پي نوشت ها: 
1.ر.ک:سوره يس (36)، آيه 60و61 و سوره اعراف(7)، آيه172. 
2.ر.ک:سوره نمل (16)، آيه 36 و سوره انبيا(21)،آيه 25. 
3.ر.ک:سوره نساء (4)، آيه 80 و سوره حشر (59)، آيه7. 
4.ر.ک:سوره اسراء (17)، آيه 3 و محمدباقر مجلسي،بحارالأنوار، ج24،ص187، ح1. 
5.ر.ک:سوره مريم (19)، آيه 87 و بحارالأنوار، ج24، ص323، ح58. 
6.فضل بن حسن طبرسي، الإحتجاج، ج 1، صص 146 و 160. 
7.ر.ک: بحارالأنوار، ج37، ص 164، ح 40. 
8.ر.ک: همان، ج43، ص158؛ و سيد جعفر شهيدي، زندگاني فاطمه زهرا(س)، ص 151. 
9.ر.ک:بحارالأنوار، ج 28، ص 259، ح42. 
10.حديث از امام باقر(ع)، الکافي، محمد بن يعقوب کليني، ج 1،ص 390، ح 1. 
11.ر.ک: همان، ص343، ح31. 
12.بحارالأنوار، ج53، ص177. 
13.همان، ج 99، ص111. 
 

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:58 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

پس برسانند حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت ( فرازی از خطبه غدیر از پیامبر اکرم (ص) )

به مناسبت ولادت امام رضا (علیه السلام) نرم افزار اندروید غدیر خم تولید گردید.
نرم افزار غدیر خم ارتباط شما با سایت غدیر خم را برقرار کرده و به صورت آنلاین آخرین مطالب مذهبی قرار گرفته شده در سایت را دریافت و در گوشی شما ذخیره می کند و به صورت آفلاین نیز مطالب دانلود شده قابل دسترس هستند.
 
- خطبه غدیر
- مقالات شامل موضوعات: غدیر خم، امیر المومنین علی (علیه السلام)، اهل بیت (علیه السلام)، اولیا الله، مناسبت ها، خطبه هاو ...
- تقویم شیعه به صورت روزانه برای هر ماه 
- پخش زنده شبکه غدیر
 

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:57 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
نويسنده: علی لباف
امير المومنين عليه السلام و شبهه خاموشي گزيدن از مطالبه خلافت

از جمله تحليل هاي انحرافي مطرح شده درباره مواضع سياسي و اجتماعي حضرت علي عليه السلام پس از رحلت پيامبر (ص)، تفسيرهايي غير علمي از برخي عملکردهاي ايشان مي باشد که از آن ها به «سکوت» تعبير مي شود.
نخستين هدف القا کنندگان شبهه «سکوت» اين است که مواضع آن حضرت عليه السلام را به واگذاري حق خلافت و دست شستن از اقامه آن تفسير کنند(!؟) به گونه اي که مخاطب تصوّر نمايد که آن حضرت عليه السلام نه تنها در قبال غصب خلافت، هيچ گونه ابراز مخالفت و يا عکس العملي از خود نشان نداند؛ بلکه، گمان نمايد که آن حضرت عليه السلام، حتي از حمايت ها و اقدامات ديگران در اين زمينه نيز به شدّت جلوگيري نموده اند!؟
دامنه اين شبهات تا آن جا گسترش يافته است که با سوء برداشت از
معناي لغوي واژه «سکوت» با شبهه « خاموشي گزيدن اميرالمومنين عليه السلام از طرح حقّ خلافتشان» مواجه مي گرديم.
جهت بررسي و تحليل اين شبه، نخست لازم است بدانيم که القا کنندگان آن، با سوء برداشت از کدام حادثه تاريخي قائل به اين تحليل انحرافي شده اند. (1)
* بررسي حوادث تاريخي پيش آمده پس از سقيفه بني ساعده نشان مي دهد:
«وقتي ابوسفيان از جريان سقيفه و بيعت ابوبکر مطّلع شد، با انگيزه هاي قومي و نژادي فرياد زد... و سپس به علي عليه السلام گفت: دست خود را بگشا تا با تو بيعت کنم و به خدا سوگند اگر بخواهي مدينه را برايت پر از مردان جنگي و اسب و خواهم کرد... علي بن ابي طالب عليه السلام با ردّ اين پيشنهاد، نشان داد که در مکتب سياسي او، صحيح نيست که جهت رسيدن به هدف، از هر وسيله اي استفاده نمايد. علي عليه السلام در اين ترديد نداشت که حق از آن اوست؛ ولي رسيدن به آن را از هر جا جايز نمي دانست و لذا با پي بردن به نيّت ابوسفيان صريحاً به وي جواب رد داد، چرا که قصد ابوسفيان ايجاد اختلاف و فساد و فتنه انگيزي در ميان مسلمانان بود و لذا علي عليه السلام اين عمل ابوسفيان را به عنوان فتنه انگيزي ياد مي نمايد.» (2)
با توجّه به اين که اين واقعه، مشهورترين موردي است که اميرالمومنين عليه السلام حمايت از خلافتشان را رد نموده اند؛ چنين به نظر مي رسد که القا کنندگان اين شبهه، به همين واقعه نظر داشته و واکنش امام عليه السلام را شاهدي بر صحّت ادّعاي خود گرفته اند. در حالي که واکنش اميرالمومنين عليه السلام، تنها در مقابل پيشنهاد حمايت نظامي توسّط ابوسفيان و به جهت خنثي سازي اهداف(3) او بوده است. (4)
بنابراين: تحليل صحيح از واکنش امير المومنين عليه السلام در قبال غصب خلافت را نمي توان از اين قبيل ماجراها به دست آورد.
واکنش هاي امير المومنين عليه السلام در قبال غصب خلافت
به راستي، اگر مبناي پاسخ اميرالمومنين عليه السلام به ابوسفيان، خاموشي گزيدن در قبال غصب خلافت بود، چرا در مقابل حمايت هاي يارانش، چنين عکس العملي را از خود نشان ندادند و بلکه فراتر از آن، اگر امام عليه السلام قصد سکوت و عدم موضع گيري در قبال غصب خلافت را داشتند، اقدامات خود آن حضرت عليه السلام جهت اعاده حق غصب شده اش - که با طرح حقّ خلافت نيز همراه بود- چه معنايي مي دهد؟
«علي عليه السلام بيعت ابوسفيان را نپذيرفت... از جانب ديگر، به شدّت از بيعت با حاکميت جديد(ابوبکر) هم پرهيز کرد و به اين وسيله مخالفت خود را نشان داد.» (5)
«فراهم کردن نيرو و متحد کردن يارانش، از اقدامات ديگر او بود. علي عليه السلام هنگامي که با ابوبکر بيعت شد، به تلاش در
جمع آوري ياران و انسجام آنان پرداخت و در اين راه، شخصيت معنوي و روحي همسرش فاطمه عليها السلام- دختر رسول الله صلي الله عليه و آله- نيز با او همراه بود.» (6)
«از اين مرحله به بعد است که مبارزه حضرت به صورت جدي تر در مقابل حاکميت جديد پديدار مي گردد و حالتي ويژه به خود مي گيرد و طبعاً خانه فاطمه دختر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به عنوان کانون اين مخالفت در مي آيد و فاطمه عليها السلام در اين کشمکش، نقش پشتوانه پر قدرت علي عليه السلام را ايفا مي کند و حتي در بعضي موارد پيشتاز ابراز مخافت مي شود تا جائي که از درگير شدن با دشمن نيز نهراسيد.» (7)
«علي بن ابي طالب عليه السلام جهت اعاده حق خويش حتي مردم را به بيعت خود فرا مي خواند.
از جمله اين حرکت ها، رفتن حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام به مجالس انصار است که از آنها طلب ياري مي کردند.»(8)
«امام علي عليه السلام براي آنکه بر مسلمين اتمام حجت شود تا بعدها کسي سکوت امام را دليل بر انصراف ايشان از رهبري اسلامي تلقي ننمايد و نيز براي اعتراض به دستگاه حاکم، به در خانه هاي مسلمانان مدينه آمد و آنها را به ياد
سفارشات پيامبر صلي الله عليه و اله در زمينه خلافت بعد از خود انداخت و از آنها براي ارجاع رهبري به مسير اصلي اش کمک خواست.» (9)
«آن حضرت... در همان روزهاي نخست، دست زن و فرزندان خود را گرفت و به خانه هاي انصار رفت تا حق از دست رفته خود را بازيابد. اين اصرار در حدي بود که او را متهم کردند که حريص بر خلافت است.» (10)
«بنابراين مسلّم است که اميرمومنان عليه السلام ، به مقابله با جنبش ارتجاعي و بازگشت جاهلي برخاست.» (11)
«اگر فعاليت هاي امام عليه السلام در اين باره نبود، چه بسا آيندگان درباره خليفه بلافصل بودن اميرمومنان عليه السلام شک مي کردند، و اين احتمال قوت مي گرف که رسول خدا صلي الله عليه و آله اصرار خود بر خلافت اميرمومنان عليه السلام را نسخ (12) کرده است.» (13)
«او به نيکي دريافته بود که سکوت مطلق ممکن است با توجه به حجم گسترده تبليغات دستگاه کودتا در افکار عمومي به عنوان تأييد حادثه سقيفه قلمداد شود و براي مردم آن روزگار و هميشه تاريخ، دليلي بر حقانيت حاکمان کودتا شمرده شود. پس مي بايست 
سکوت را شکست.» (14)
« در اين مسئله، ياران نزديک حضرت، او را همراهي مي کردند و بعضي از صحابه نزديک پيامبر چون: ابوذر، سلمان، خالدبن سعيد، ابوايّوب انصاري، عثمان بن حنيف، براء بن عازب، در مسجد مدينه، رسماً حمايت گسترده اي از حق علي ابن ابي طالب عليه السلام کردند.» (15)
«سخنان آنان به گونه اي صريح و گويا بود که ابوبکر سه روز از خانه بيرون نيامد، تا سرانجام در روز سوم، شماري بسيار از هواخواهانش- با شمشير کشيده- او را از خانه بيرون آوردند و به منبر نشاندند و ديگران را با شمشير تهديد کردند که ديگر حق ندارند مانند آن سخنان را به زبان آورند. پس از آن بود که احدي جرئت نکرد سخن بگويد.» (16)
تمام شواهد تاريخي حاکي از آن است که آن حضرت عليه السلام جهت اعاده حق غصب شده خويش از انجام هر گونه اقدامي که براي ايشان امکان پذير بود و شرايط زماني اجازه آن را مي داد، کوتاهي نفرمودند. همچنين، شواهد تاريخي حاکي از احتجاج هاي کوبنده ايشان مي باشد:
« ابوبکر در همان روزهاي نخست خلافت، براي امام عليه السلام پيام فرستاد که خواسته خليفه رسول خدا صلي الله و عليه و آله را براي بيعت اجابت کند.
امام عليه السلام به قاصد فرمود: چه زود به رسول خدا صلي الله و عليه و آله دروغ بستيد؛ او و اطرافيانش خوب مي دانند که خدا و رسولش جز مرا خليفه نکرد. (17)
چون امام عليه السلام را به مسجد بردند، در ابتداي برخورد با ابوبکر، به وي فرمود: ... آيا ديروز به امر رسول خدا صلي الله و عليه و آله با من بيعت نکردي؟ (18)
امام عليه السلام خطاب به مسلمانان حاضر در مسجد، همه آن چه را پيامبر صلي الله و عليه و آله در روز غدير خم فرموده بود، يادآور شد و آنان را به خدا سوگند داد که آيا آن سخنان را شنيده اند يا نه.
حاضران جواب مثبت دادند و حتي ابوبکر نيز تأييد کرد. (19) برابر گفته زيد بن ارقم ، دوازده بدري (20) به صحت سخن امام عليه السلام گواهي دادند و بحث در مسجد بالا گرفت و سرو صدا بلند شد. عمر از ترس اين که مردم به امام عليه السلام متمايل شوند، مجلس را بر هم زد و مردم از مسجد رفتند.(21)» (22)
اين سندهاي تاريخي نشان مي دهند که آن حضرت عليه السلام در سخت ترين شرايط، يعني در زماني که مي خواستند ايشان را با تهديد به قتل، وادار به انجام بيعت با ابوبکر نمايند، به نصوص خلافت خويش استناد جسته و با طرح مباحث امامت و ارائه مکتب خلافت، سعي در بازگرداندن حق غصب شده خويش داشته اند.
«علي عليه السلام پيوسته در دوران خلافت خلفا از بيان اين مطلب که خلافت، حق طلق (23) اوست خود داري نمي کرد.» (24)
« علي عليه السلام از اظهار و مطالبه حق خود و شکايت از ربايندگان آن خودداري نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامي(25) را مانع آن قرار نداد.» (26)
«اين که علي بن ابي طالب عليه السلام از حقانيت خود هيچ نگفته باشد نظري بر خلاف واقعيت تاريخي است.» (27)
دقت و توجه در نقل هاي مطرح شده، به وضوح ثابت مي کند که آن حضرت عليه السلام هرگز از حق خود نمي گذرند و هيچ گاه از آن صرفنظر نمي کنند و به هيچ روي آن را به خلفا واگذار نمي نمايند؛ چه رسد به آن که در اين زمينه، خاموشي گزينند!؟
حال، اگر در آن مقطع از تاريخ، شاهد بيدار سازي هاي پياپي و مکرري از سوي امام عليه السلام نمي باشيم، دلايل آن را در جاي ديگري (غير از سکوت در برابر غصب خلافت) بايد جُست.
به راستي بايد پرسيد:
«آيا مردمان آن روزگار، همه آن چه رسول خدا صلي الله وعليه و آله در منزلت پسر عمويش علي عليه السلام بيان فرموده بود، يکسره فراموش کرده بودند تا انتظار رود علي عليه السلام يکايک آنان را به رعايت حق خويش بيدار سازد؟
کناره گيري آنها از علي بن ابي طالب عليه السلام از بي اطلاعي کامل ايشان به مرتبه معنوي آن جناب نبود تا با سخنراني و اظهار مظلوميت، هوشيار شوند و به طرفداري از او قيام نمايند. رسالت او مانند وظيفه رسول خدا صلي الله و عليه و آله در اوايل بعثت نبود که ناچار باشد به منظور زمينه سازي براي بعثت و نشر اسلام، در جستجوي ياور باشد.
در روزگار پس از پيامبر صلي الله عليه و آله، آن که مي خواست علي بن ابي طالب عليه السلام را پيشواي خود قرار دهد، به قدر لازم او را مي شناخت و آن که پيرو ديگري بود، چنان نبود که با اندرز علي عليه السلام ، يکباره به حمايت از وي برخيزد و از انگيزه هاي مخالفتش کاسته گردد.»(28)
تحليل صحيح از مواجهه اميرالمومنين عليه السلام با غصب خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام به جهت انجام وظايفي که در جايگاه تصدي مقام امامت و در مسير حفظ دين اسلام، از جانب خداي متعال بر عهده داشتند، نوع و شيوه خاصي از برخورد با غصب خلافت و غاصبان آن را - به ويژه پس از حمله به خانه فاطمه عليها السلام-(29) در پيش گرفتند که اصطلاحاً بدان «سکوت» گفته مي شود.
سکوت امام عليه السلام ، نه به معناي واگذاري حق خويش به خلفا و گذشتن از آن؛ و نه به معناي عدم طرح خلافت و صرفنظر نمودن از آن، بلکه تنها و تنها به معناي انصراف از « قيام با شمشير» در مقابل غاصبان خلافت- آن هم (حدوداً) پس از بيست روز مقاومت سرسختانه در مقابل کودتاچيان و تلاش گسترده براي براندازي حکومت نامشروع ابوبکر- مي باشد.
«به هر سان، امام علي عليه السلام براي بازگردانيدن خلافت به جايگاه راستينش بسيار کوشيد، اما کوتاهي مسلمانان سبب شد که حضرت نتواند به موفقيت دست يابد.
اگر حضرت به مخالفت خود ادامه مي داد، نه تنها کنار زدن ابوبکر امکان نداشت، بلکه جان خود را به خطر مي انداخت.» (30)
«نکته سومي نيز وجود داشت و آن جو وحشتي بود که دستگاه حاکم بر جامعه اسلامي مسلط ساخته بود.» (31)
براي مثال:
« در پي بيعت سقيفه نشينان با ابوبکر، برخي به مخالفت برخاستند. با اشاره عمر، گروهي حباب بن منذر را به زير لگد گرفتند و در دهانش خاك ريختند و بيني او را شکستند.
سعد [بن عباده] را تا آستانه مرگ کتک زدند.
هر کس فريادي بر مي آورد، دهانش را پر از خاک مي کردند. در مسير بازگشت مهاجران به سوي مسجد، ياران عمر هر که را مي يافتند پيش مي کشيدند و دستش را به نشانه بيعت به دست ابوبکر مي ماليدند و روانه اش مي کردند.
در آن معرکه، باديه نشينان قبيله أسلم وارد مدينه شدند و چون سرکرده مهاجران، از قبل به ايشان وعده داده بود که
اگر ما را ياري کنيد به شما آذوقه فراوان مي دهيم؛ با چماق، بر سر و روي مردم مي زدند تا به اجبار، با خليفه جديد بيعت کنند.
عمر بارها مي گفت: زماني به پيروزي اطمينان يافتم که أسلميان وارد مدينه شدند.
آنها با مهاجران پيوند داشتند و جمعيت ايشان چنان انبوه بود که راه کوچه ها براي عبور تنگ آمد.» (32)
«حقيقت آن است که کوشش هاي آميخته با خشونت برخي صحابيان سالخورده و سرشناس براي عهده داري جانشيني پيامبر صلي الله و عليه و آله، گوياي تصميمي عميق بر کنارگذاري خاندان پيامبر از حکومت بود و داماد پيامبر علي بن ابي طالب عليه السلام، از اين حقيقت به خوبي آگاه بود و شايد همين امر، وي را از دفاع جدي از حق خود بازداشت... زيرا رياست خواهي مخالفان خود را در اوج مي ديد و کمترين دفاع، آنان را به رفتارهايي به مراتب پرخشونت تر و مخاطره انگيزتر وا مي داشت.» (33)
بنابراين:
« حضرت با در نظر گرفتن واقعيت هاي سياسي موجود در جامعه مسلمين، صبر پيشه کردن را جايز دانسته؛ چرا که براي هر اقدامي نياز به نيروهاي کارآمد و معتقدي داشت
که او در آن هنگام از آن بي بهره بود.» (34)
«حضرت محمد صلي الله و عليه و اله وقوع چنين ايامي را به علي بن ابي طالب عليه السلام خبر داده بود و به وي گفته بود که: امت پس از من به تو خيانت مي کند. اگر ياراني يافتي قيام کن و گرنه سکوت اختيار کن.» (35)
«مقصود ما از سکوت امام عليه السلام، ترک مبارزه مسلحانه است و گرنه حضرت هرگز از ادعاي خود كه حکومت اسلامي حق قطعي وي بوده، دست برنداشته و در تمام دوران حکومت خلفا و پس از آن نيز دائماً به آن اشاره مي کند.»(36) «شک نيست که اگر فرزند ابوطالب بيش از آن چه کرد، مردم را به دفاع از خويش فرا مي خواند، مخالفان وي، در پايمال کردن حق او و خاندان نبوي بيشتر مي کوشيدند.»(37) در شرايطي که ترسيم گرديد، هر گونه جهاد مسلحانه،جز کشته شدن امير المومنين عليه السلام و پايمال شدن خون آن حضرت عليه السلام، حاصلي در پي نداشت.
بديهي است که وقوع چنين حادثه اي، بهترين فرصت براي تحقق آمال صحابيان سالخورده! و پيشکسوتي! بود که ساليان متمادي ، «رياکارانه و منافقانه» گرد رسول خدا صلي الله و عليه و اله حلقه زده بودند.
در پي شهادت فرزند ابوطالب عليه السلام - که به شهادت رسيدن معدود
ياران با وفاي ايشان را نيز به همراه داشت-، مهاجرين منافق که با نقابي از تقدس، چهره واقعي خود را پنهان مي داشتند، نه تنها قادر بودند تا با «عوام فريبي»، خون امام عليه السلام را پايمال کنند؛ بلکه از آن پس، به راحتي مي توانستند دين مبين اسلام را از محتواي واقعي آن تهي ساخته و مرحله تحريف دين را با سرعتي هر چه تمام تر طي نمايند؛ به گونه اي که پس از اندک زماني، هيچ اثري از تعليم حقيقي اسلام باقي نمي ماند.(38)
از سوي ديگر، حزب بني اميه به رهبري ابوسفيان، با مشاهده جاي خالي حافظ اصلي دين اسلام (علي بن ابي طالب عليه السلام) و شيعيان باوفايش، آغازگر جنگي خانمان سوز براي تصاحب دوباره قدرت مي گرديد و در نهايت، پس از تصاحب حکومت، به راحتي جامعه مسلمانان را به سر منزل ارتداد و بت پرستي فرود مي آورد.
به عبارت ديگر، با گذشت اندک زماني از شهادت امير المومنين عليه السلام، دين اسلام به طور کامل «محو و نابود» مي گرديد.
لذا، با يک نگاه واقع بينانه به شرايط حساس آن مقطع از تاريخ، در خواهيم يافت که «حفظ اسلام از خطر نابودي و ارتداد» منوط به «حفظ جان اميرالمومنين عليه السلام» گرديده بود.
دليل پرهيز امام عليه السلام از جهاد شهادت طلبانه، سر حمايت ها و دفاع خون بار حضرت زهرا عليها السلام از جان اميرالمومنين عليه السلام و نيز پيشتازي حضرت زهرا عليها السلام در عرصه مبارزه با طاغوت حاکم را در همين نکته مي توان جستجو نمود.
 
پي‌نوشت‌ها:
1- براي مثال، ر.ک: مقاله مندرج در کيهان فرهنگي ، شماره 184، بهمن 80، ص 34.
2- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 42.
3- يعني: ربودن قدرت سياسي- آن هم به طور کامل- و يا اخذ سهمي از آن براي حزب بني اميه.
4- جهت آشنايي دقيق تر با انگيزه ابوسفيان و اهداف او در اين زمينه، به کتاب «تحليل نيم قرن سياستهاي تبليغي امويان در شام»، ص 48-50، تأليف: فهيمه فرهمند پور؛ و يا به بخش پاياني مقاله « واقع بيني در سيره اميرالمومنين عليه السلام و موضع گيري دشمنان»، تأليف: عبدالرضا خليلي، مندرج در روزنامه جام جم، مورخ 4 آذر 1381، مراجعه فرماييد.
5- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 43.
6- اصغر قائدان: تحليلي بر مواضع سياسي علي بن ابي طالب عليه السلام ، ص 83.
7- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 44.
8- همان منبع، ص 45.
9- علي محمد مير جليلي: امام علي عليه السلام و زمامداران، ص 79-80.
10- رسول جعفريان: تاريخ و سيره سياسي اميرمومنان علي بن ابي طالب عليه السلام ، ص 18.
11- مصطفي دلشاد تهراني: ميراث ربوده، ص 89.
12- [ پايان دادن به اعتبار يک فرمان و دستور العمل ]
13- سيد حسن فاطمي: مقاله «سقيفه» مندرج در دانشنامه امام علي عليه السلام ، ج 8، ص 446.
14- حشمت الله قنبري همداني: اسرار و آثار سقيفه بني ساعده ، ص 85.
15- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 43- 44.
16- سيد حسن فاطمي: مقاله «سقيفه» مندرج در دانشنامه امام علي عليه السلام، ج 8 ، ص 458؛ به نقل از: احتجاج طبرسي، ج 1 ، ص 186- 199.
17- به نقل از : کتاب سليم بن قيس، ج 2، ص 583.
18- به نقل از : همان منبع، ج 2، ص 865.
19- به نقل از: همان منبع، ج 2، ص 589.
20- [شرکت کننده در جنگ بدر].
21- به نقل از: احتجاج طبرسي، ج 1، ص 185.
22- سيد حسن فاطمي: مقاله «سقيفه» مندرج در دانشنامه امام علي عليه السلام ، ج 8 ، ص 456.
23- [ انحصاري، منحصر به فرد]
24- استاد شهيد مرتضي مطهري: سيري در سيره ائمه اطهار عليهم السلام، ص 22.
25- ر.ک: علي لبّاف: درسنامه قرائت هاي وحدت اسلامي.
26- استاد شهيد مرتضي مطهري: سيري در سيره ائمه اطهار عليهم السلام، ص 20.
27- يوسف غلامي: پس از غروب، ص 191.
28- همان منبع، ص 194.
29- اين حادثه در سومين هفته خلافت ابوبکر رخ داده است.
30- سيد حسن فاطمي: مقاله «سقيفه» مندرج در دانشنامه امام علي عليه السلام ، ج 8، ص 449.
31- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 49- 50.
32- يوسف غلامي: بحران جانشيني پيامبر صلي الله عليه واله، ص 34-35.
33- يوسف غلامي: پس از غروب، ص 191-192.
34- جلال درخشه: مواضع سياسي حضرت علي عليه السلام در قبال مخالفين، ص 49.
35- يوسف غلامي: بحران جانشيني پيامبر صلي الله و عليه و اله، ص 65.
36- علي محمد مير جليلي: امام علي عليه السلام و زمامداران ، ص 160.
37- يوسف غلامي: پس از غروب، ص 194-195.
38- ر. ک: علي لبّاف: پژوهش هايي در نيم قرن نخستين خلافت، بخش يکم.
 
 
منبع:علی لباف / غروب سرخ غدیر/انتشارات منیر/ تهران چاپ اول 1378

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:55 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

تأملی در حدیث غدیر

غدیر پیوند ناگسستنی بامسئله ولایت دارد.این ویژگی سبب شده است که روز اعلام رسمی ولایت امیرمومنان (صلوات اله علیه) ازسوی نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) راعیدغدیرنام گذاری نموده اند. حادثه ای که در 18 ذی حجه درصحرای غدیراتفاق افتاد حادثه ی بس عظیمی بود که تاریخ علی رغم بدعملی های عده ای نتوانسته است آن رامخفی نمیاید. درک صحیح وواقع بینانه از این واقعه مستلزم وقوف به سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روز مذکور است، ازینرو فرازهای از این سخنرانی دراین نوشتار بررسی گردیده است. 

راز عظمت روز غدیر 
روزغدیرخم به فرمایش نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) افضل اعیاد است0 ایشان فرمودند:«یوم غدیرخم افضل اعیادامتی،وهوالیوم الذی امرنی الله تعالی بنصب اخی علی بن ابي طالب علما لامتی یهتدون به من بعدی»(1).«روزغدیرخم برترین عید امت من است0 وآن، روزی است که خداوند تبارک و تعالی مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طا لب را به عنوان جانشین خود معرفی کنم که امتم بعد از من به وسیله ی اوهدایت یابند(2)». ونیز شیخ صدوق رحمه الله از حسن بن راشد روایت کرده است که گفت: به امام صادق (صلوات اله علیه)عرض کردم:«جعلت فداک، للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال(صلوات اله علیه)نعم یا حسن،اعظمهاواشرفها،قال:قلت له: و ای یوم هو؟ قال(صلوات اله علیه)یوم نصب امیرالمومنین(صلوات اله علیه)علماللناس(3) ...» فدایت شوم آیا برای مسلمانان غیرازعیدفطروعیدقربان عید دیگری هست؟ فرمودند:آری، عیدی هست که از آن دو عید بالا تر وارزشمندتر است،عرض کردم:آنچه روزی است ؟ امام(علیه السلام) فرمود:روزی که امیرالمومنین(صلوات اله علیه)به خلافت منصوب شد وراهنمای الهی برای مردم گردید. وهمچنین فرات بن احنف از امام صادق (صلوات اله علیه)سوال کرد:آیا برای مسلمانان عیدی برتر از عید فطر وعید قربان وجمعه وروزعرفه هست؟امام(صلوات اله علیه)فرمود:«نعم افضلها واعظمهاواشرفهاعندالله منزلة،وهوالذی اکمل الله فیه الدین وانزل علی نبیه محمد(صلی الله علیه وآله):الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا وانه الیوم الذی نصب فیه رسول الله علیا للناس علما(4) »«آری عیدی که منزلت آن نزد خداوند بر تر وبالا تر و ارزشمندترازهمه آن است، وآن روزی است که خداوند در آن، دین راکامل فرمود وبرپیامبرش حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این آیه شریفه را نازل کرد: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم ونعمتم را بر شما تمام کردم وراضی شدم که اسلام دین شما باشد 0وآن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علی (صلوات اله علیه) را به عنوان نشانه هدایت برای مردم نصب کرد»0 درهر سه روایت امیر المومنین علی(صلوات اله علیه)به(علم)توصیف شده است، به این معنی که امیرحق(صلوات اله علیه)علم ونشانه وشاخص برای مردم است، مردم خودرا به این نشانه مطابقت دهند، اگرتطابق داشت، شیعه وامت پیامبر(صلی الله علیه وآله)است، وبه راه راست هدایت وبه مطلوب نهائی خواهدرسید، واگر تطابق نداشت ودنبال این نشانه نرفت،ازامت پیامر(صلی الله علیه وآله)محسوب نمی گردد وسرانجام به هدف نهائی نخواهدرسید.آنچه درروزغدیرسال دهم هجری اتفاق افتاد،آن قدرمهم وعظیم بود،که آن روز رابرای همیشه عیداکبراسلام قرار داد،وسایر رازش دراین باشد که درآن روزنصب علم هدایت شود،که نایب اصلی خلقت هدایت به خالق است،وهمین مطلب ونکته مارا واداشت که به تحلیل هرچندکوتاه خطبه غدیربپردازم. 
 
آغاز سفر 
پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درسال دهم هجری، به قصدانجام دادن اعمال حج، ازمدینه به مکه سفر کرد؛ سفرپیامبر، پیشتربه اطلاع مسلمانان و نواحی مختلف رسیده بود0 از این رو، جماعت ها وگروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را درحضورپیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام دهند، وآداب ومناسک حج را ازخود پیامربیاموزند، به مکه آمدند، وهمراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)حج گزاردند0 
پس ازپایان اعمال حج وسخنرانی های چندی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)درمکه ایراد کرد، کاروانها عازم بازگشت به مدینه شدند. اکنون نیزجماعت های بسیاری با پیامبربودند، همه آمدند0 نزدیک ظهر دوشنبه هجدهم ذی حجه، همینکه به صحرای کوهستانی جحفه«منطقۀ غدیرخم» رسیدند، دراین محل، جبریل- فرشتۀ وحی- برپیامبرنازل شد(6)، واین آیه را براو فروخواند:« یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک،وان لم تفعل فما بلغت رسالته،والله یعصمک من الناس (7)».ای فرستادۀ خدا! دستوری که خدابرای توفرستاده است به مردم برسان. اگرنه، تبلیغ رسالت نکرده ای! خداوند خود، تورا ازشرمردم نگاه خواهد داشت0حضرت مسیرحرکت خودرابه طرف راست راه وبه سمت غدیرتغییردادند وفرمودند:(ایهاالناس،اجیبواداعی الله،انارسول الله(8))ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم0 
این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس ازنزول آیة بالا،درصحرای غدیر درنگ کرد.وپس از ادای نمازظهر دستور داد منبری ازجهاز(پالان)شترساختند؛آنگاه فرمودتا همه آن جمعیت انبوه گردآمدند0مورخان نوشته اند،که درآنروزصدوبیست هزارتن درپای آن منبرحضورداشتند(9). 
پیامبروامیرالمومنین(علیهماالسلام) برفرازمنبر 
مردم ناظر بودند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)ازمنبرغدیربالارفتند، وبرفراز آن منبرایستادند؛ سپس اميرالمومنین (صلوات اله علیه) را فرا خواندند، تا بر فراز منبر بر سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیر المومنین (صلوات اله علیه) برفراز منبر یک پله پایین تر در طرف راست حضرت ایستادند و دست راست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر شانة آن حضرت بود، سپس حضرت پیامبر نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند . زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به خوبی می دیدند. پس از آماده شدن مردم، پیامر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانيان آغاز کردند(10). 
سخنرانی تاریخی پیامبرعزیزاسلام درروز غدیرخم، در یازده بخش قابل ترسیم است . 
 
1 ) بنده خدا و تسلیم اویم 
 
 
حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات، قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند، بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: به او، ملائکه اش، کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم، دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم(11). 
 
2 ) ابلاغ رسالت الهی 
در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام وترس از عذاب او دارم. این بخش ازسخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)به سه مطلب مهم اشاره دارد.
(1) رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ابلاغ ولایت رامستند به دستورخداوندمی سازد، ومی فرماید: خداوند به من چنین وحی کرده است : 
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (12)» 
(2) ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رابه ولایت هارون ازموسی تشبیه می سازد، ومی فرماید: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید وسیاهی اعلام کنم که«أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(13)». علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است ، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.(3) ولایت امیرحق(صلوات اله علیه)راباآیه شریفه ی55 سوره مائده تتمیم می سازد،ومی فرماید: خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است :« إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ» (14)« صاحب اختیارشما خدا و رسولش هستند وکسانی که ایمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال رکوع زکات می دهند ».و علی بن ابیطالب است كه نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم . 
 
3 ) دوازده امام (علیهم السلام) تا آخر دنیا 
در سومین بخش، امامت 12 امام بعداز خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همة طمع ها یکباره قطع شوند برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا می ایستم . پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید .از نکاتی مهم دراین فراز از سخنرانی حضرت، می توان به امورذیل اشاره کرد:
(1) عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسانها ودر طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،که دراین صورت اعلام فرمودند: خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، بعد از خدواند و رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. (2) امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.(3) نیابت ائمه علیهم السلام از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع امور دنیاوآخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود . که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند:«حلال نیست مگر آنکه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خداورسولش وآنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوندعزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام».(4) پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد. ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند،و به خدا قسم من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیت کافر شده است . و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه برمن نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند بر همه امامان شک کرده است، و شک کننده در باره ما در آتش است. بدانید که جبریل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:« هر کس باعلی دشمنی کند وولایت او را نپذیرد لعنت وغضب من براوباد (15) ». در اینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی راكه برنامه ای عملی نیز همراه داشت بیان کنند. لذا برای آمادگی مردم فرمودند به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و اورا به سوی خود بالا می برم وبازوی او را می گیرم و با دو دستم اورا بلند می کنم و به شما می فهمانم که : هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست، واو (علی بن ابیطالب) برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.سپس تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه نمودند و فرمودند: ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هریک از این دو از دیگری خبر می هد وبا آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او بر زمین هستند .دراین مرحله با قاطعیتی تمام هر گونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند وفرمودند. بدانید امیر المومنین جزاین برادرم نیست بدانید که«امیر المومنین» بودن بعداز من برای احدی جز اوحلال نیست. 
 
4 تصریح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به خلافت وامامت امیرالمومنین (صلوات اله علیه)
در بخش چهارم خطبه، پیامبر پس از مقدمه چینی هایی قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیر المومنین(صلوات اله علیه)،برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبه بسته باشد و در این راه تلاشی در نطفه خنثی شود،آنچه به طور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند. ابتدا به امیر المومنین(صلوات اله علیه) که برفرازمنیرکنارشان استاده بودند، فرمودند: «نزدیکتربیا».آن حضرت نزدیکترآمدندو پیامبر(صلی الله علیه وآله) ازپشت سر،دو بازوی او را گرفتند. دراین هنگام امیر المومنین (صلوات اله علیه)دست خود را باز کردند تا دستهاي هر دو به سوي آسمان قرار گرفت. در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:« مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله(16)».هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیار تر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکسی علی را دوست بدارد، و دشمن بدار، هر کس او را دشمن بدارد، ویاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس اوراخوارکند.توجه داشته باشیم که «مولا» و «وال» هردوازیک ریشه اند(ول ی) چطورمی شود دریک کلام بهم پیوسته یکی به معنی صاحب اختیارمی آیدودیگری به معنی دوستی؟درجمله اول که(من کنت مولاه فهذاعلی مولاه)است، نمی تواند(مولاه)به معنی دوستی باشد، چون قرینه حالیه دلالت می کندبراینکه(مولا)دراین جمله به معنی صاحب اختیاراست، یعنی امکان نداردکه حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله)درآن صحرای داغ انبوه جمعیت رامتوقف کندوآن همه زمینه سازی که قبلاکرده بود، بیاید حضرت علی(صلوات اله علیه)رابعنوان دوست خودمعرفی کند، عقل هم این رانمی پذیرد. امادرجمله دوم(وال من والاه وعاد من عاداه)اینجا(وال) به معنی دوستی است، چون قرینه لفظیه که(عاد من عاداه)باشد براین مطلب دلالت می کند.دراین قسمت ازخطبه، نزول وحی درباره کمال دين با ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رااعلام نمودندوفرمودند:پروردگارا، توهنگامی روشن شدن این مطلب ومنصوب نمودن علی دراین روز، این آیه را درباره او نازل کردی:
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا(17) » 
« امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم » 
«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (18)» 
«هر کس دینی غیر اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیان کاران خواهد بود »
پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم . 
 
5 کمال دین 
در بخش پنجم حضرت صریحآً فرمودند:« ای مردم، خداوند دین شما را باامامت اوکامل نمود.پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من واز نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خدای عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیاوآخرت از بین رفته ودرآتش دائمی خواهند بود(19)». اگرهمه به این سفارشهای نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) وموارد مکرردیگری (که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)،حضرت علی(صلوات اله علیه) راپیشوامعرفی فرموده بود)عمل کرده بودند،اسلام جهانگیر می شد، ودین خدا بشریت رابه راه می آورد، وعدالت ودادگری،آفاق تاآفاق گیتی رامی گرفت. 
 
6 هشداربه متمردین 
مرحله ششم از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)جنبه غضب الهی را نمودار کرد . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن کریم فرمودند:(منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنها هستم، ولی بدانندکه خداوندمارا بر معاندین و مخالفین وخائنین ومقصرین حجت قرار داده است وچشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست). 
دراین مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند و فرمودند: ای مردم، نوراز جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابیطالب و بعددرنسل او تا مهدی قائم،که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد. سپس به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کرده فرمودند: ای مردم، بعد ازمن امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم، آنان و یارانشان و تابعین شان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایی متکبران ! سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجة الوداع با امضا ی صحیفه ملعونه(20) در مکه منعقد شده بود، و فرمودند: «بدانیدکه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کنید ». وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند برایشان سؤال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند، مقصود حضرت را فهمیدند. احساس رساندن آن پیام بزرگ توسط بزرگ پیامبران، سنگینی آنرا ازدوش حضرت برداشته بود.این بود که کلمات حاکی از این رضایت قلبی بر لسان مبارک آن حضرت جاری شد و فرمودند: من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیا مده اند، پس حاضران به غایبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. در اینجاباصراحت بیشتری درباره سقیفه فرمودند « به زودی امامت را بعد ازمن به عنوان پاداشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند». 
 
7 ) ولایت و محبت اهل بیت ( علیهم السلام )
در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خوانند – قرائت کرد ند و فرمودند: « این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است ». وبیان کرده اند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبيت (علیهم السلام) هستند. سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروانی آل محمد تفسیر فرمودند.آیاتی هم درباره اهل جنهم تلاوت کردند که آنها را به دشمان آل محمد معنی کردند. از جمله فرمودند: بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حالی امن وارد بهشت می شوند،وملائکه باسلام به ملاقات آنان می آیندومی گویند: «السلام علیکم، طبتم، فادخلوهاخالدین(21) » «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید». 
 
8 ) بشارت به ظهورمهدی(عجل الله فرجه) 
دربخش هشتم مطالب اساسی درباره حضرت بقیة الله اعظم حجت ابن الحسن المهدی(ارواهنا فداه) فرمودند و مفصلاً اوصاف و شئون خاصی حضرت را مطرح کردند وآینده ای پر از عدل و داد(22) به دست امام زمان( عج) را به جهانیان مژده دادند. 
وفرمودند:بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرندۀ از ظالمین، اوست فاتحی قلعه ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست. ولی خدا بر زمین و حکم کننده او بین خلقش وامین او بر نهان وآشکارش است. 
 
9) پیمان وفاداری با غدیر 
در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آنرا چنین بیان فرمودند: بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من و بعنوان بیعت با او واقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی بامن بیعت کرده است، ومن از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.دراین باره به قرآن استناد کردند و فرمودند:خداوند می فرماید: 
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى‏ نَفْسِهِ وَمَن أَوْفَى‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً (23) .کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخوداوست، وهر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد. 
 
10) احکام الهی جاویدانه است 
در دهمین بخش،حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند،که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود. یکی پیش بینی آینده ای مسلمین درمشکلات که فرمودند: اگرزمانی طویلی بر شماگذشت وکوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است وبرای شما بیان می کند. خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امین برخلقش منصوب نموده است. سپس مسئله ای ثابت بودن احکام الهی تا ابد را باعباراتی بلند بیان فرموده اند: ای مردم،هرحلالی که شمارابدان راهنمایی کردم وهرحرامی که شمارا ازآن نهی نمودم، هرگزازآنها برنگشته ام وتغییر نداده ام. این مطلب را به یادداشته باشیدوآن راحفظ کنیدو به یکدیگر سفارش کنید، وآن را تبدیل نکنیدو تغییر ندهید. نکته دیگر مسائل جدیدي بود که درآینده برای مسلمانان پیش می آمدکه دراین باره فرمودند: مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شمادست بدهم براینکه قبول کنیدآنچه ازطرف خداوندعزوجل درباره امیر المومنین علی و جانشینان بعد ازاوآورده ام که آنان از نسل من و اویند، (وآن موضوع )امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، وآخرایشان مهدی است تا روزی که خدایی مدبر قضا و قدر را ملاقات کند. دیگرآنکه بالاترین امربه معروف و نهی از منکر را تبلیغ پیام غدیراعلام کردندوفرمودند: بدانید بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانیدواو را از طرف من بقبولش امر واز مخالفتش نهی نمایید، چراکه این دستوری از جانب خداوند عزوجل واز نزد من است، وهیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.
 
11 ) بادوازده امام(علیهم السلام) بیعت کنید!
در آخرین مرحله ای خطابه، بیعت لسانی انجام شد.حضرت، خطاب به حاضرین فرمودند: پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم واطاعت می کنیم وراضی هستیم وسر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگارما و خودت برما رساندی، درباره امر امامت امام ما علی امیر المومنین وامامانی که ازصلب اوبه دنیامی آیند. براین مطلب باقلبهای مان وبا جانمان وبازبانمان وبادستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و باآن می میریم(وروزقیامت)باآن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمایم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم. تو مارا به موعظه ای الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین وآنانی که خداوند بعد از آن دومنصوب نموده است ». کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت به پایان رسيد. 
 
تبریک وتهنیت غدیرو ولایت
پس ازاتمام خطبه، صدای مردم بلندشدکه: «آری، شنیدیم وطبق فرمان خداورسول باقلب وجان وزبان ودستمان اطاعت می کنیم». بعدبسوی پیامبروامیرالمومنین ازدحام کردندوبرای بیعت سبقت می گرفتند و باایشان دست بیعت می دادند. این ابرازاحساسات وفریادهای شفعی که ازجمعیت برمی خواست، شکوه وابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.دراین حال پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمود:«الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالممین».ونیزپیامبر(صلی الله علیه وآله)به منادی خوددستوردادند تابین مردم گردش کندو این خلاصه غدیررا تکرارکند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»(24)،تاغدیربعنوان تابلوی ابدی ولایت بردلهانقش ببندد. همه آمدند باپیامبر(صلی الله علیه وآله)وامیرالمومنین علی(صلوات اله علیه)دست بیعت دادند وبه امیرالمومنین تبریک وتهنیت گفتند. ولی ابوبکروعمرباوجودکه بیعت کرده بودند، به پیامبرعزیزاسلام می گفتند: آیااین امرازطرف خداونداست یاازطرف رسولش(یعنی: ازجانب خود می گویی)؟حضرت فرمودند: ازطرف خداورسولش است، آیاچنین مسئله بزرگی بدون امرخداوند می شود؟ ونیزفرمود: «آری حق است ازطرف خداورسولش که علی
امیر المومنین است(25)». 
 
نتیجه:
ازسخنان زیبای پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)درروزغدیرخم، به این نتیجه می رسیم که هیچ جای شک وشبه دررابطه با خلافت وجانشینی پیامر(صلی الله علیه وآله)بعداز خودش باقی نمانده است، وامیرمومنان حضرت علی (صلوات اله علیه)خلیفه وجانشین برحق پیامبر(صلی الله علیه وآله)، ولی امروصاحب اختیار، امام وپیشوا ورهبرامت است. وبعدازاو یازده امام معصوم(علیهم السلام)که ازنسل وفرزندان اوست، امامت ورهبری جامعه اسلامی رابه عهده خواهدداشت. وبرماست که از پیامبروامامان مان پیروی کنیم، وحادثه غدیررابه مردم بشناسانیم، وپیام آنرابه فردا هابرسانیم وازسنگرغدیرسقیفه رانشانه رویم، تاپرچم ولایت رابربلندای تاریخ برفرازداریم ولبخندرضایت برلبان مبارک صاحب غدیربنشانیم .
 
پي‌نوشت ها :
1 . بحارالانوار،ج37،ص109. 
2 . هدایت عبارتست ازدلالت ونشان دادن هدف،بوسیله نشان دادن راه، واین خود یک نحوایصال ورساندن بمطلوب وهدف است.وسنت خدای متعال براین جریان یافته که اموررا ازمجرای اسباب به جریان اندازد،ودرمسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند، تامطلوب وهدف برای هرکه اوبخواهد روشن گشته،و بنده اش درمسیرزندگی به هدف نهائی برسد. این وسیله،امیر به حق، حضرت علی(صلوات اله علیه)ویازده فرزنداوست که بنده گان خدا رادرمسیرزندگی به هدف اصلی ونهائی می رساند.(ترجمه تفسیرالمیزان:ج1،ص56)
3 . ثواب الاعمال،ص170و171 
4 . بحارانوار،ج37،ص170.
5 . اصول کافی: ج 1،ص 320و321
6. الغدیر:ج1ص9،10. بحارالانوار:ج،2ص 360،تا390،
7 . مرآةالعقول:ج3،ص216
8 . الغدیر:ج1،ص12
9 . الغدیر:ج1،ص10و11.فروغ ابدیت:ص937
10 .الغدیر:ج1،ص12.بحارالانوار:ج21،ص387،ج37،ص209.اثبات الهداة:ج2،ص282
واحقاق الحق:ج21ص،53 و57. 
11 . اولین بخش خطبه غدیر
12 . سوره مائده آیه 67
13. خطبه غدیر
14 . سوره مائده آیه 55
15 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول ج3 ،ص 218
16 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول: ج3،ص219
17 . سوره مائده آیه 3
18 . سوره آل عمران آیه 853 
19 . خطبه غدیر 
20 . مرادازصحیفه ملعونه:اون طوماراست که منافقین پس ازانجام حج وشنیدن سخنان رسولخدا(صلی الله علیه وآله)درغدیرخم نوشتندوپیمان بستندکه اگرپیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)ازدنیارفت هرگزنگذارندخلافت به علی بن ابیطالب(صلوات اله علیه)منتقل شود.سپس آن نامه رامهرکردندوطبق آنچه درکتاب سلیم بن قیس آمده به دست ابی عبیده جراح سپردند تاآنرادرکعبه بکذارد.(راوی خطبه میگوید:)بیشترمردم معنای صحیفه وماجرای آنرانفهمیدند.
21 . خطبه غدیر
22 . ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین(قصص:6).
امیرمومنان(صلوات اله علیه)می فرماید:پیامراسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:عمرجهان به پایان نمی رسدمگرآنکه مردازنسل حسین امورامت مرادردست میگیردودنیاراپرازعدل میکندهمچنانکه پرازظلم شده است.(دلائل الامامة،240) 
23 . سوره فتح آیه 10
24 . خطبه غدیر . بحارالانوار: ج21،ص387. امالی شیخ صدوق: ص57. بحارالانوار : ج28،ص90
25 . الغدیر: ج1،ص58، 271، 274. 
منابع ومأخذ
1 – بحارالالنوار، ا لشیخ محمدبا قرا لمجلیسی(ره)، ا لطبعۀ الاولی، ببیروت- لبنان 
2- ترجمه تفسیرالمیزان، ازعلامه سید محمد حسین طباطبای ، مترجم: سیدباقرموسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀعلمیه قم، چاپ بیست یکم.
3- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: علی اکبرغفاری، تاریخ انتشار زمستان 1366 چاپ دوم.
4– اصول کافی، ثقۀ الاسلام کلینی، دفترنشر، فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، تهران.
5 – الغدیر، علامه امینی، الناشر، دارالکتاب العربی، الطبعۀ الخامسۀ، بیروت – لبنان.
6 – مرآۀالعقول، علامه محمدتقی مجلیسی، الناشر، دارالکتب الاسلامیه، الطبعۀ الخامسۀ، تهران
7 – فروغ ابدیت، آیۀ الله جعفرصبحانی، ناشر، موئسسه بوستان کتاب، (دفترتبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم) چاپ بیست ویکم، 1385
8– اثبات الهداۀ، شیخ المحدثین الحرالعاملی، منشورات، موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الاولی، بیروت- لبنان.
9 – احقاق الحق، الشیخ القاضی نورالله الشوشتری، الطبعۀ الاولی، مطبعۀ الخیام- قم.
10 – دلائل الامامۀ، محمد بن جریر بن رستم طبری، منشورات الراضی، الطبعۀ الثالثه، قم.
11 – امالی شیخ صدوق، للشیخ الجلیل الاقدم ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین ابن با بویه القمی، منشورات موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الخامسۀ،بیروت- لبنان.
/ن
 
منبع : راسخون
نویسنده : قربانعلی علیزاد

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:45 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

نگاهي به عيد غدير در دل و ديده معصومين

واقعه غدير حادثه اي تاريخي نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود، 
غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزي است كه از تداوم خط نبوت حكايت مي كند. غدير نقطه تلاقي كاروان رسالت با طلايه داراي امامت است و اهميت دادن به غدير، اهميت دادن به رسالت پيامبر(ص)است. آيه اي از قرآن كه به صراحت، اين روز را روز اكمال دين و خشنودي پروردگار دانسته، رمزي از عيد بودن غدير خم است.سابقه غدير و عيد گرفتن اين روز مقدس، به زمان پيامبر(ص) مي رسد و در دوران ائمه ديگر نيز اين سنت ادامه داشته. در اين مجال كوتاه مروري خواهد شد بر سير و سيره بعضي از معصومين در قبال اين عيد بزرگ اسلامي.
پيامبر اعظم(ص)و غدير
روزي پيامبر (ص)به امير مؤمنان(ع) فرمود: «اي علي، خداوند آيه "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك..."را درباره ولايت تو بر من نازل كرد. اگر آنچه به من امر شده تبليغ نكنم، عملم باطل است و كسي كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، كردارش باطل است».
در روز غدير هم بعد از خطبه يك ساعته اي كه ايراد فرمود، جمله معروف «هر كه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست» را سه بار تكرار كرد تا در گوش مسلمانان و تاريخ بماند. پس از آن كه علي(ع)را به جانشيني خود تعيين كرد، در همان روز، اين عيد را اعلام نمود و مراسمش را به پا داشت، در خيمه اش نشست و با خوشحالي از تبريك گويندگان استقبال كرد و به آنها فرمود:«به من تبريك بگوييد... به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است.»
در كلام ديگري هم فرمودند:«روز غدير خم، برترين اعياد امت من است، روزي كه خداي متعال به من فرمان داد تا برادرم علي پسر ابوطالب را به عنوان پرچمي هدايت گر براي امتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله او راه نمايي و هدايت شوند. غدير خم روزي است كه خداوند در آن دين را كامل ساخت و نعمت را بر امتم تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براي مردم پسنديد.»
 
امام علي(ع) و غدير
در دوره خلافت و حاكميت امام علي(ع)، يك بار عيد غدير با جمعه مصادف شد. امام در آن روز طي خطبه اي مفصل به مردم فرمود:«خداوند متعال امروز دو عيد بسيار بزرگ (جمعه و غدير)را در يك زمان براي شما قرار داده است؛ دو عيدي كه هر يك فلسفه وجودي ديگري را تكامل مي بخشد... توحيد و ايمان به يگانگي خداوند پذيرفته نمي شود مگر به نبوت پيامبر محمد(ص)و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمي شود مگر با قبول ولايت امر كسي كه خدا فرمان ولايتش را داده است... امروز روز روشنگري و اظهار عقيده از جايگاه بلند است، امروز روز تكامل دين و روز وفاي به عهد است، روز ذلت و خواري شيطان، روز استدلال و برهان، روز هدايت و امتحان بندگان، روز آشكار شدن كينه هاي نهفته در دل ها ... نيكي در اين روز ثروت را مي افزايد و عمر را طولاني مي كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در اين روز، موجب رحمت و لطف خدا مي شود. تا مي توانيد در برخوردها و ملاقات ها ابراز شادماني و سرور كنيد...)
 
حضرت زهرا(س)و غدير
از حضرت زهرا پرسيدند:«آيا پيامبر(ص) پيش از رحلتش درباره امامت اميرمؤمنان چيزي فرمود؟»آن حضرت جواب داد: «شگفتا! آيا روز غدير خم را فراموش كرديد؟!» در جاي ديگري نيز مي فرمايد: «خداوند پس از غدير خم براي كسي حجت و عذري باقي نگذاشت.»
 
امام حسن(ع)و امام حسين(ع)و غدير
امام حسن(ع) و امام حسين(ع)در روز عيد غدير در كوفه مهماني مي دادند و اين مجالس كه در زمان حيات امام علي(ع) هم برقرار بود باعث شد مردم كوفه به عيد غدير عادت كنند. هم چنين امام حسن(ع) در ماجراي مصالحه با معاويه براي اين كه به او ياد آوري كند كه حق با اوست، ماجراي غدير خم را شاهد گرفت. امام حسين(ع)نيز در مراسم حج، بني هاشم و ديگران را جمع مي كرد و ماجراي غدير را يادآوري مي كرد.
 
امام صادق(ع) و غدير
يكي از ياران امام صادق(ع)از او پرسيد:«غير از عيد فطر و قربان، مسلمانان عيد ديگري هم دارند؟» فرمود:«بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر بافضيلت تر است... و آن روز هيجدهم ماه ذي الحجه، عيد غدير خم است...
در اين روز روزه بگيريد بر محمد و آلش به خاطر اين نعمت الهي صلوات بفرستيد... يقين بدانيد انبيا وقتي وصي خود را نصب مي كردند، امر مي كردند كه آن روز را جشن بگيرند.»
در جاي ديگري نيز فرمودند:«با فضيلت ترين، بزرگ ترين و شريف ترين روز عيد نزد خداوند، روزي است و بر پيامبرش محمد(ص)اين آيه را نازل فرمود: اليوم اكملت لكم دينكم...» ايشان هم چنين روزه عيد غدير خم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مي دانست و آن را «عيد بزرگ خدا»مي شمرد.
 
امام رضا(ع)و غدير
امام رضا(ع) شنيد كه بعضي از مردم روز غدير را انكار مي كنند، فرمود:«پدرم از پدرش روايت كرد كه روز غدير در ميان اهل آسمان مشهورتر است تا ميان اهل زمين... به درستي كه دراين روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مؤمن را مي آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مي رهاند؛ در اين روز آزاد مي كند...اگر مردم ارزش اين روز را مي دانستند، بي ترديد فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مي كردند.»
 
امام حسن عسگري(ع) و غدير
يكي از شيعيان از امام عسگري(ع) پرسيد:«اين سخن پيامبر كه فرمود:"من كنت مولاه فهذا علي مولاه" يعني چه؟» حضرت جواب داد:«خداوند اراده فرمود كه اين جمله، نشان و پرچمي باشد تا حزب خدا هنگام اختلاف ها با آن شناخته شود.»
 
امام زمان(عج)و غدير
در دعاي ندبه كه منسوب به آن حضرت است چنين آمده: «...فلما انقضت ايامه اقام وليه علي بن ابي طالب صلواتك عليهما و آلهما هاديا اذ كان هم المنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء امامه من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...»
هنگامي كه دوران عمر پيامبر سپري شد، جانشين خود را علي پسر ابوطالب كه صلوات خدا بر آن ها و خاندان شان باد، را به هدايت امت برگزيد، چون او منذر و هدايت گر همه بود. پس پيامبر به مردمي كه در مقابلش بودند گفت: هر كه من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست، خدايا هر كه علي را دوست دارد دوستش بدار و هر كه با او دشمن است دشمنش بدار...

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:44 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ


::: به جشنگاه مشهورترین روز آسمانی خوش آمدید ::: روز قیامت چهار روز را مانند عروس به پیشگاه الهى مى برند: عید فطر، عید قربان، روز جمعه، عید غدیر. 'روز غدیر خم' در مقابل عید قربان و فطر مانند ماه بین ستارگان است.

آرشيو مطالب