روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛
نويسنده
لينک دوستان

برای مشاهده تصویر در سایز بزرگ رای عکس کلیک کنید (منبع : راسخون)


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:42 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

نويسنده: محمد جواد شری

از جمله رویدادهای تاریخی که زبان به زبان نقل شده است، این است که پیامبر (ص) در سال دهم هجری (632 م) حجة الاسلامی به جا آورد که در تاریخ به حجة الوداع معروف است.و در انجام مراسم آن حج‏به رهبری پیامبر (ص)، دهها هزار تن از مسلمانان شرکت کردند.
از رویدادهای مشخص این سفر حج آن است که پیامبر (ص) در راه بازگشت از سفر حج کنار آبی معروف به غدیر خم (بین مکه و مدینه) توقف کرد، و هزاران تن از حاجیان را نیز متوقف ساخت، تا به ایشان ابلاع کند که از ثقلین پیروی کنند که در آینده نزدیکی آن را جایگزین خود خواهد ساخت.و آن دو گرانقدر قرآن و عترت پیامبر است، و این دو هرگز جدا نگردند تا این که در کنار حوض (روز قیامت) بر او وارد شوند.و دیگر این که علی (ع) (بزرگ عترت) نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، همان طوری که پیامبر (ص) نسبت‏به افراد مؤمن از خودشان سزاوارتر بود، و هم این که سرپرست مؤمنان است چنان که پیامبر (ص) سرپرست مردم با ایمان بود.
پیامبر (ص) در روز غدیر خم خطبه‏ای طولانی ایراد فرمود، که اندکی از فرموده‏های او را اصحاب به خاطر سپردند، و تمام یا بعضی از این نکات از جمله مطالبی است که در خاطره شماری از اصحاب باقی مانده بود.موردی پیش آمد که امام علی (ع)، وقتی که در کوفه بود، اصحاب حاضر در انجمن خود را سوگند داد تا آنچه را که روز غدیر از پیامبر (ص) شنیده بودند گواهی دهند (این داستان مربوط به حدود بیست و فت‏سال‏پس از رویداد غدیر است)، علی رغم این که شمار اصحاب باقی مانده تا آن زمان، اندک بود.و اندکی از همان اصحاب در کوفه بودند.بسیاری از ایشان گواهی دادند که پیامبر (ص) روز غدیر، سرپرستی علی (ع) را به اطلاع مردم رسانده است.
از ابو الطفیل (یکی از اصحاب پیامبر (ص) ) نقل شده است که گفت: «علی (ع) فرمود: شما را به خدا سوگند! هر کس روز غدیر خم حضور داشته است [برای شهادت] از جا بلند شود.و هیچ کس از جا برنخاست که بگوید: به من خبر دادند و یا این که به من رسید، هر مردی که از جا بلند شد گفت، با گوشهایم شنیدم، و با قلبم دریافتم.هفده تن از جمله، خزیمة بن ثابت، سهل بن سعد، عدی بن حاتم، عقبة بن عامر، ابو ایوب انصاری، ابو سعید خدری، ابو شریح خزاعی، ابو قدامه انصاری، ابو لیلی (یا ابو یعلی)، ابو هیثم بن تیهان و مردانی از قریش از جا بلند شدند، علی (ع) فرمود: آنچه شنیده‏اید بگویید! گفتند: گواهی می‏دهیم که با پیامبر خدا (ص) از حجة الوداع برمی‏گشتیم، هنگام ظهر فرا رسید، پیامبر خدا (ص) در مقابل مردم ظاهر شد و دستور داد شاخه‏های درختان را زدند و روی آنها جامه‏هایی افکندند [تا سایبانی ترتیب داده شد] .و بعد ندای نماز در داد و ما بیرون شدیم.آن گاه فرمود شما چه می‏گویید؟ گفتند: آنچه لازمه گفتن بود شما تبلیغ کرده‏اید، عرض کرد: بارخدایا تو گواه باش (سه مرتبه) .سپس فرمود: نزدیک است دعوت حق را لبیک گویم.براستی که هم من و هم شما مسؤولید.و بعد گفت: ای مردم، من در میان شما دو شی‏ء گرانقدر می‏گذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم.اگر شما بدانها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‏شوید.پس ببینید، پس از من با آنها چگونه رفتار خواهید کرد.و البته که آنها از یکدیگر هرگز جدا نمی‏شوند تا این که در کنار حوض بر من باز گردند.مرا خدای مهربان دانا از این مطلب آگاه ساخته است.و بعد فرمود: البته خداوند سرپرست من و من سرپرست افراد با ایمانم.آیا شما نمی‏دانید که من از خود شما بر شما سزاوارترم؟ عرض کردند: آری می‏دانیم (سه مرتبه این حرف را تکرار کرد) .آن گاه، یا امیر المؤمنین! دست تو را گرفت و آن را بلند کرد و گفت: هر کس را که من صاحب اختیارم، پس این علی صاحب اختیار اوست.بارخدایا هر کس او را دوست می‏دارد، دوست‏بدار، و هر که او را دشمن بدارد دشمنش بدار! پس علی (ع) فرمود: راست گفتید و من خود از جمله شاهدان آن مطلبم‏» . (1)
حافظ محمد بن عبد الله، معروف به حاکم نیشابوری در صحیح خود، المستدرک، به سند خود از زید بن ارقم نقل کرده است که او گفت: «همین که پیامبر خدا (ص) از حجة الوداع بازگشت و در محل غدیر خم فرود آمد، دستور برپا کردن سایبانها را صادر کرد، سایبانها درست‏شد.فرمود: گویا من دعوت حق را لبیک گفته‏ام.در میان شما دو شی‏ء گرانقدر، به جا گذاشتم، یکی از آنها بزرگتر از دیگری است: کتاب خدای متعال و عترتم.پس بنگرید چگونه در باره آنها پس از من رفتار خواهید کرد، زیرا که آن دو هرگز جدا نمی‏شوند تا کنار حوض بر من باز گردند.و بعد فرمود: همانا خداوند بزرگ سرپرست من و من سرپرست تمام مؤمنانم.آن گاه دست علی (ع) را گرفت و گفت: هر کسی را که من سرپرستم این علی سرپرست اوست، بار خدایا دوست‏بدار هر که او را وست‏بدارد، و دشمن بدار هر کس که او را دشمن بدارد» (2).
و به طریق دیگری روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: «...ای مردم، من در میان شما دو امر قرار می‏دهم که اگر از آنها پیروی کنید، هرگز گمراه نشوید.و آنها کتاب خدا و اهل بیت، و عترت منند.آن گاه فرمود: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارترم از خودشان (سه مرتبه) ؟ گفتند: آری، و بعد رسول خدا (ص) اضافه کرد: هر کسی را که من سرپرستم، پس این علی (ع) سرپرست اوست‏» (3).
ملاحظه می‏کنید که این احادیث‏سه مطلب را می‏رساند:
1) پیامبر (ص) برای امت‏خود، دو شی‏ء گرانقدر و یا دو امر را به جای گذارده است که از یکدیگر جدایی ناپذیرند، و پیروی از آنها باعث ایمنی از گمراهی است.این دو گرانقدر عبارتند از: کتاب خدا و عترت پیامبر (ص) .
2) پیامبر (ص) نسبت‏به افراد با ایمان از خودشان سزاوارتر است و خدا سرپرست پیامبر (ص) و پیامبر (ص) سرپرست مؤمنان است.
3) علی (ع) در جهت‏سرپرستی مؤمنان مانند پیامبر (ص) است.
و این هر سه مورد از جابر بن عبد الله انصاری، عامر بن ضمره و حذیفة بن اسید و امام امیر المؤمنین علی (ع) و دیگران نقل شده است.
دو مورد اول و آخر را امام علی (ع) و ام سلمه همسر پیامبر (ص) نقل کرده‏اند، ام سلمه می‏گوید: «پیامبر خدا (ص) دست علی (ع) را در غدیر خم گرفت و آن را بحدی بلند کرد، که سفیدی زیر بغلش نمودار شد.آن گاه فرمود، هر کسی که من سرپرست اویم، پس علی سرپرست اوست.سپس فرمود: ای مردم، من در میان شما پس از خود دو شی‏ء گرانقدر، کتاب خدا و عترتم را می‏گذارم.و آنها هرگز از هم جدا نمی‏شوند تا کنار حوض بر من باز گردند» .و در حدیث ثقلین گذشت که امام علی (ع) به همین مضمون روایت را نقل کرده بود.
دو مورد آخری را شمار زیادی از اصحاب از جمله ابو سعید خدری، ابو قدامه عرنی، حذیفة بن اسید، عامر بن ضمره و زید بن ارقم، نقل کرده‏اند.و از آن جمله براء بن عازب است که امام احمد و ابن ماجه در سنن خود به سند خویش از عدی بن ثابت از براء نقل کرده‏اند که گفت:
با رسول خدا (ص) از حجة الوداع برگشتیم، در قسمتی از راه که آمدیم، پیاده شد، دستور نماز جماعت داد و بعد دست علی (ع) را گرفت و فرمود: «آیا من نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: چرا.فرمود: آیا من نسبت‏به هر مؤمنی از خودش سزاواتر نیستم؟ گفتند: آری.آن گاه فرمود: این (علی (ع) ) سرپرست کسی است که من سرپرست اویم.بار خدایا دوست‏بدار هر کسی را که او را دوست‏بدارد، و دشمن بدار هر که را که او را دشمن بدارد..» . (4)
.و از جمله کسانی که این دو مورد را نقل کرده‏اند سعد بن ابی وقاص است.حاکم در «المستدرک‏» از او نقل کرده است، گفت:
«...پیامبر خدا (ص) روز غدیر خم پس از سپاس و ستایش خدا در باره علی (ع) گفت: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارتر از خودشان هستم؟ گفتیم: آری.فرمود: بار خدایا هر کسی را که من سرپرست اویم، پس علی (ع) سرپرست اوست.دوست‏بدار، هر که او را دوست‏بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد..» . (5)
امام احمد در مسند خود از عبد الرحمان بن ابی لیلی روایت کرده است که او گفت:
«علی (ع) را در محوطه‏ای دیدم که مردم را سوگند می‏داد و می‏فرمود: شما را به خدا هر کس که شنیده است روز غدیر خم پیامبر خدا (ص) می‏فرمود: «هر کس را که من سرپرست او هستم، پس علی سرپرست اوست.» برخیزد و گواهی دهد.عبد الرحمان گوید: «دوازده تن از مجاهدان جنگ بدر از جا بلند شدند بطوری که گویی همه در نظر ما یک تن بودند» .گفتند: ما گواهی می‏دهیم که از پیامبر خدا (ص) شنیدیم که روز غدیر خم می‏فرمود: آیا من به مؤمنان سزاوارتر از خودشان نیستم و زنان من مادران ایشان نیستند؟ پس گفتیم: چرا یا رسول الله.فرمود (پیامبر خدا (ص) ) : «هر کس را که من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست.بار خدایا دوست‏بدار هر کس را که او را دوست‏بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد» (6).
محتوای حدیث آخر را که عبارت از این سخن پیامبر (ص) در روز غدیر خم است: «هر کس را که من سرپرستم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» دهها تن از اصحاب نقل کرده‏اند (7).ترمذی در صحیح خود از زید بن ارقم روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: «هر کس را که من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» (8).
حافظ محمد بن ماجه در سنن (صحیح خود) از سعد بن ابی وقاص نقل کرده است که او گفت:
«معاویه در یکی از سفرهای حج‏خود بود» ، سعد نزد او آمد و در باره علی (ع) صحبت می‏کردند. معاویه، او را دشنام داد، سعد خشمگین شد و گفت: آیا درباره مردی چنین می‏گویی که من از پیامبر خدا (ص) درباره او شنیدم که می‏فرمود: هر کس که من سرپرست اویم پس علی سرپرست اوست؟ ... (9)
طبیعی است هر کسی که هر سه حدیث و یا دو حدیث آخری و یا حدیث اول و آخر را نقل کرده است، راوی آخرین حدیث هم هست.و این جا هیچ برخوردی بین این روایات وجود ندارد.در حقیقت راوی لازم می‏بیند در یک جا بعضی از روایاتی را که از پیامبر (ص) و یا هر کس دیگری شنیده نقل کند و بعد در جای دیگر تصمیم می‏گیرد قسمت‏بیشتری از آنچه شنیده است نقل کند، و در مورد سوم تصمیم به نقل تمام شنیده‏های خود می‏گیرد، و در هیچ موردی از این موارد اختلاف و برخورد با مورد دیگر وجود ندارد.و به این ترتیب است که ما ابو طفیل عامر بن واثله را می‏بینیم که روایت می‏کند، هفده تن از اصحاب به سوگند امام علی (ع) در کوفه پاسخ مثبت دادند و شهادت دادند که روز غدیر خم سخنانی از پیامبر خدا (ص) شنیده‏اند که محتوای هر سه حدیث را در برداشت، بطوری که در آغاز این بحث نقل کردیم.و روایت دیگری را در احادیث‏سوگند مشاهده می‏کنیم که امام احمد در مسند خود از ابو طفیل نقل کرده است که تنها شامل محتوای دو حدیث آخر بود.او گفته است:
«علی (ع) در محوطه‏ای مردم را جمع کرد و بعد به ایشان گفت: شما را به خدا قسم می‏دهم هر فرد مسلمانی که از پیامبر خدا چیزی را شنیده است که روز غدیر خم‏می‏فرمود از جا بلند شود.پس سی تن از جا بلند شدند.و ابو نعیم گوید: افراد زیادی بلند شدند که دیده بودند، آن وقتی که (پیامبر خدا (ص) ) دست علی (ع) را گرفته بود و به مردم فرمود: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارتر از خودشان هستم؟ گفتند: آری یا رسول الله.فرمود: هر کسی را که من سرپرست اویم پس این سرپرست اوست.بار خدایا دوست‏بدار هر که او را دوست‏بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد. (ابو طفیل) گوید: پس از آن جا بیرون آمدم در حالی که گویی در دلم چیزی بود.پس زید بن ارقم را دیدم و به او گفتم: من از علی (ع) شنیدم که چنین و چنان می‏گفت.زید گفت: چه چیزی را انکار می‏کنی؟ من هم از پیامبر خدا (ص) شنیدم که درباره وی چنین می‏گفت. (10)
در حقیقت پیامبر (ص) راجع به ولایت علی (ع) در غیر محل غدیر خم نیز سخن گفته است. ترمذی در صحیح خود از عمران بن حصین نقل کرده است که چهار نفر از علی (ع) نزد پیامبر خدا (ص) شکایت کردند، پیامبر (ص) خشمگین شد و به آن کسانی که از علی شکایت داشتند فرمود:
«چه می‏خواهید از علی؟ چه می‏خواهید از علی؟ چه می‏خواهید از علی؟ براستی که علی از من است و من از اویم.و او پس از من سرپرست هر فرد با ایمان است‏» (11).
امام احمد در مسند خود (ج 4 ص 437) این حدیث را با اندک تفاوتی در عبارت نقل کرده است و در آن جا گفته است که پیامبر (ص) فرمود: «علی را به حال خود بگذارید، علی را به حال خود واگذارید، علی را به حال خود واگذارید.همانا علی از من است و من از او هستم.و او سرپرست هر مؤمنی است‏» .و امام احمد از سعید بن جبیر از ابن عباس از بریده اسلمی نقل کرده است که گفت: «با علی (ع) در نبرد یمن شرکت کردم و از او سختگیری مشاهده کردم، وقتی که خدمت پیامبر خدا (ص) رسیدم از علی نام بردم و نکوهش کردم، دیدم چهره پیامبر خدا (ص) دگرگون شد و فرمود: ای‏بریده، آیا من سبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ عرض کردم: چرا یا رسول الله.فرمود: هر کس را من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» . (12)
و امام احمد نیز در مسند خود (ج 5 ص 356) نقل کرده است: «چنین حرفی درباره علی درست نیست زیرا او از من است و من از اویم، و او سرپرست‏شما پس از من است.» .
البته حدیث غدیر ثابت و قطعی است تردیدی در آن راه ندارد، زیرا که بیش از صد صحابی و بیش از بیست و چهار تن از مورخان بزرگ و بیست و هفت تن از پیشوایان حدیث و بیست و یک مفسر قرآن، آن را نقل کرده‏اند.و همین تعداد از علمای علم کلام، و تعدادی از نویسندگان هر عصر روایت کرده‏اند (13).
 
معنای حدیث غدیر
پس از آگاهی از صدور ابلاغیه غدیر از جانب پیامبر (ص)، اکنون وقت آن رسیده است تا راجع به محتوای این ابلاغیه، سخن بگوییم.و برای این که آن را درک کنیم لازم است‏بدانیم:
1- آیا فرقی بین کلمه مولا و ولی وجود دارد، چون در بعضی روایات کلمه ولی و در بیشترین روایات کلمه مولا آمده است؟
2- و اگر هر دو کلمه به یک معنی دلالت کنند پس کلمه مولا به چه معنی است؟
3- مقصود پیامبر (ص) از کلمه «اولی‏» در این گفتارش: «آیا من نسبت‏به مؤمنان «اولی‏» سزاوارتر از خودشان نیستم؟ » چیست؟
 
ولی و مولا
دو کلمه ولی و مولا تقریبا به یک معنی آمده‏اند با این تفاوت که کلمه ولی به‏اشیاء و اشخاص نسبت داده می‏شود، مثلا گفته می‏شود: ولی وقف، همان طوری که می‏گویند: خداوند ولی مؤمنان است.اما کلمه مولا جز به اشخاص نسبت داده نمی‏شود، مثلا گفته می‏شود مولای مؤمنان ولی گفته نمی‏شود مولای وقف.
اما معانیی که کلمه مولا به آن معانی آمده و اهل لغت تعدادی از آن معانی را نقل کرده‏اند:
1- دوست.2- همسایه.3- مهمان.4- شریک.5- پسر.6- پسر عمو.7- پسر خواهر.8- داماد.9- خویشاوند.10- عمو.11- رفیق.12- نعمت دهنده.13- نعمت داده شده.14- از دست رفته.15- آزاد کننده.16- صاحب.17- مالک.18- آقا، غیر آزاد کننده و یا صاحب.19- بنده.20- پیرو.21- همپیمان.22- یاور.23- سزاواتر به چیزی.24- شخصی که دخل و تصرف در کاری می‏کند.25- عهده‏دار کار.26- جانشین.
علی رغم این که کلمه مولا گاهی در هر یک از این معانی به کار می‏رود، پانزده معنای اول از آن معانی است که به هنگام اطلاق، تبادر آنها به ذهن بعید است.جز به قرینه‏ای روشن، ذهن به آن معانی توجه نمی‏کند.و معنای این مطلب آن است که اگر کلمه مولا بدون هیچ قرینه‏ای به کار برده شود، شنونده نسبت‏به درک معنای آن تنها بین یازده معنای آخر مردد می‏ماند.و آشکارترین معنا در بین یازده معنی دو معنای آقا و بنده است.
به هر حال از کلمه مولی در حدیث غدیر خم هیچ یک از پانزده معنای اول منظور نشده است. بنابراین هیچ کدام از معانی همسایه، مهمان، شریک، پسر، خواهرزاده، عمو، داماد و رفیق را قصد نداشته است.زیرا علی (ع) همسایه، وارد، شریک و یا پسر، یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق برای همه کسانی که پیامبر خدا (ص) همسایه یا وارد، یا شریک او و یا پسر، یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق آنها بوده باشد، نبوده است و پیامبر (ص) عموی کسی نبوده است، زیرا که او برادری از پدر و مادر نداشته است.و از کلمه مولا خویشاوند را نیز اراده نفرموده است زیرا که خبر دادن از خویشاوندی، نابخردانه است‏شایسته پیامبر (ص) نیست که مردم را جمع کند تا خویشاوندی را به‏اطلاع برساند.زیرا که هر مسلمانی می‏داند که علی (ع) پسر عموی پیامبر (ص) است و خویشاوند هر یک از آن دو تن نیز، خویشاوند دیگری است.و دوست نیز مورد نظر نبوده است‏به این دلیل که این معنی هم مناسب مقام نمی‏باشد زیرا مطلب مهمی نیست که پیامبر (ص) هزاران تن از مردم را جمع کند تا به ایشان اعلام نماید که علی (ع) را دوست‏بدارد هر کسی که پیامبر خدا را دوست می‏دارد، و این چیزی نیست که منحصر به علی (ع) باشد.چون همه اصحاب پاک مانند ابو بکر، عمر، عثمان، ابوذر، سلمان، عمار و دیگران، دوست می‏داشتند کسانی را که پیامبر (ص) آنها را دوست داشت.علاوه بر آن که پیامبر (ص) می‏خواسته است‏بگوید که او سرپرست همه مسلمانان است در صورتی که پیامبر دوست همه مسلمانان نبوده است، زیرا مسلمانان سرکش را دوست نمی‏داشت.
مقصود پیامبر (ص) معنای نعمت داده شده نیز، نبوده است، زیرا پیامبر (ص) از طرف مردم و یا حداقل از طرف گروهی قابل ذکر، نعمتی دریافت نکرده بود.و نعمت دهنده مادی هم مورد نظر نبوده است، زیرا که پیامبر (ص) به تمام مسلمانان نعمت مادی نداده بود.پیامبر (ص) می‏خواست‏بگوید که علی (ع) مانند اوست در این جهت که او سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست.و قصد پیامبر (ص) دهنده نعمت معنوی نبوده، علی رغم این که پیامبر (ص) با هدایت مسلمانان به دین خدا به تمام آنها نعمت معنوی داد و همچنین علی (ع) با جهاد بی‏نظیر خود در راه اعلای کلمة الله نسبت‏به همه ولینعمت‏بود.قصد پیامبر (ص) آن نبود، زیرا در آن مقام نبود تا از جریانی خبر دهد که در گذشته اتفاق افتاده است، بلکه در این مقام بود که به علی (ع) مقام و منصبی مرحمت کند.و طبیعی است که مقصود پیامبر (ص) از کلمه مولا، از دست رفته نبود، به دلیل نادرستی و سفیهانه بودن آن، و نه معنی آزاد کننده، زیرا که پیامبر (ص) آزاد کننده مسلمانان نبود زیرا اکثریت قاطع مسلمانان برده نبودند.و یازده معنای آخری نیز درست نیست، از جمله، طبیعی است که معنای رب مورد نظر نبوده است، زیرا که آن کفر است، همچنین معانی: بنده، و پیرو، صحیح نیست چون که پیامبر (ص) بنده و پیروکسی از مردم نبود.و معنای مالک مقصود حضرت نبوده است، زیرا که پیامبر مالک مسلمانان نبوده است، و معنای همقسم و همپیمان مورد نظر نبوده است، چون پیامبر (ص) همپیمان و همقسم تمام مسلمانان نبوده است، و اگر همپیمان معنوی هم باشد باز هم درست نیست، زیرا آن گرامی با گنهکاران مسلمان هماهنگ معنوی نبود و چقدر هم تعداد ایشان زیاد بود!
قصد معنی ناصر، صحیح نیست‏به این جهت که پیامبر (ص) همان طوری که یاد آور شدیم می‏خواهد بگوید که او (ص) سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست در صورتی که پیامبر (ص) یاور برای تمام نسلها نیست.و آن که می‏تواند یاری کننده تمام نسلها باشد تنها خداست.و با این همه، پیامبر (ص) یاور همه مسلمانان نیست‏بلکه یاور مسلمانان خالص است و کمک او به مسلمانان عاصی و تبهکار نمی‏رسد.و در این صورت جز پنج معنی از یازده معنی باقی نمی‏ماند و آنها عبارتند از: آقای غیر آزاد کننده، یا مالک، سزاوارتر به چیزی، انجام دهنده کاری، عهده‏دار امری، و جانشین.
معنای آخری (جانشین سرپرست) درست نیست مگر وقتی که یکی از آن چهار معنی مورد نظر باشد، زیرا آن معنای مستقلی نیست.اما (آقا - سرور) در صورتی صحیح است که مقصود از آن زمامدار و یا متبوع باشد، زیرا که پیامبر (ص) متبوع و زمامدار همه مسلمانان بوده است.و سه معنای آخری: سزاوارتر به چیزی، متصرف در کاری و عهده‏دار امری، در معنی به هم نزدیکند و با معنای متبوع و زمامدار هماهنگی دارند، از آن جا که مقصود از متبوع و زمامدار کسی است که با دستور خداوند این چنین بوده باشد، پس اگر غرض از مولا، سزاوارترین فرد نسبت‏به هر مؤمنی باشد که او سزاوارتر به تصرف در امر مسلمانان است، در نتیجه همان معنای زمامدار و کسی خواهد بود که به فرمان خدا باید پیروی شود، و همچنین عهده‏دار امری و متصرف در کار [که ملازم با معنای اولی به تصرف است] .
اولی
 
مقصود پیامبر (ص) از کلمه «اولی‏» در این عبارت: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ » چیست؟ البته اهل لغت تصریح کرده‏اند که کلمه «اولی‏» به دو معنی آمده است: 1- سزاوارتر 2- مناسب‏تر، لایق‏تر.بدیهی است که مقصود پیامبر، معنای «سزاوارتر» بوده است نه معنای مناسب‏تر، چون زشت می‏نماید که گفته شود، پیامبر نسبت‏به مؤمنان از خودشان لایق‏تر و مناسب‏تر است.
براستی پیامبر (ص) خواسته است تا به مسلمانان حقی را یاد آور شود که خداوند به او مرحمت فرموده و به وسیله وحی در قرآن کریم آن حق را اعلان کرده است:
«پیامبر (ص) نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسرانش مادران ایشانند. .» . (14)
این آیه گویای آن است که پیامبر (ص) نسبت‏به اداره امور مسلمانان، بیشتر از آن حقی که خود آنان در اداره امور خویش دارند، حق دارد.از آن جاست که اطاعت و فرمانبرداری وی بر ایشان واجب است.و قرآن مجید این حق را در چندین آیه مورد تاکید قرار داده است، از آن جمله:
«هیچ مرد و یا زن با ایمانی حق ندارند، هنگامی که خدا و پیامبرش مقرر فرمودند کاری انجام شود، نسبت‏به کار خود اختیار کنند، و هر کس از خدا و پیامبر (ص) نافرمانی کند، دچار گمراهی آشکار شده است‏» (15).
هنگامی که تمام این مطالب را دریافتیم، فهمیدن مقصود پیامبر (ص) از عبارات روز غدیر برای ما آسان می‏شود.پس اگر ما تنها آخرین محتوا را از عبارت پیامبر (ص) یعنی: «هر کسی را که من مولای اویم، علی (ع) مولای اوست‏» .بگیریم، چیزی جز معنای زمامدار و یا کسی که به فرمان خدا و یا به فرمان آن که حق دارد از طرف خدا اداره امور مسلمانان را به او واگذار کند، فرمانش مطاع است از آن برنمی‏آید.وپیامبر (ص) بطور واضح بیان می‏کند که علی (ع) در آن جهت همانند اوست.و هر گاه این مضمون را با مضمون دوم، یعنی عبارت: «آیا من نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ » (که تعدادی از روایات به این مضمون آمده است) در نظر بگیریم، بطور کامل، هدف روشن خواهد شد، زیرا به مقتضای نص قرآن، پیامبر (ص) سبت‏به هر مؤمنی سزاوارتر از خود اوست و پیامبر (ص) هم می‏خواسته است، همین مطلب را به مسلمانان یاد آوری کند.و از طرفی چون در پی سؤال خود این عبارت را آورده است: «هر کسی که من سرپرست اویم پس این علی سرپرست اوست.» ، پس مقصود این بوده است که علی (ع) همچون پیامبر (ص) از طرف خداوند، حق اداره امور مسلمانان را دارد.و هر گاه کسی حق داشته باشد در این مورد تردید کند، محتوای بخش اول حدیث: «همانا من در میان شما دو شی‏ء گرانقدر، کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را می‏گذارم.اگر به آنها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‏شوید، پس توجه کنید که پس از من درباره آنها چگونه رفتار خواهید کرد، و آنها هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا این که کنار حوض بر من باز گردند.» ، هر نوع شک و تردید را از بین می‏برد و حقیقت را بطور خالص آشکار می‏سازد، بنابراین از عترت (و در راس ایشان از علی (ع) ) باید همان طوری که از قرآن پیروی می‏شود، پیروی گردد.و پیروی از عترت مانند پیروی قرآن بر هر مسلمانی واجب است.و احادیثی که به این مضمون آمده‏اند فراوان و متعددند. و صدور این روایات از پیامبر (ص) یقینی است.و معنای تمام آنها این است که پیروی علی (ع) و اطاعت از او مانند اطاعت از پیامبر (ص) است.و پیروی او به فرمان خدا بر هر مسلمانی واجب است.
و از این رو علی (ع) سرپرست هر مؤمنی است که پیامبر (ص) سرپرست او بوده است.و اگر فرمایش پیامبر (ص) را به بریده و دیگران به خاطر بیاوریم که در چند حدیث فرمود: علی (ع) از من است و من از علی هستم.و او پس از من سرپرست هر مؤمنی است‏یا او پس از من سرپرست‏شماست، دیگر مجالی برای هیچ گونه گفتگو پیرامون مقصود پیامبر (ص) از دو کلمه، مولا و ولی، باقی نمی‏ماند.این بود محتوای بیانات پیامبر (ص) . بیاناتی که قبلا نقل کردیم این بود که اطاعت از علی (ع) اطاعت‏خدا و پیامبر و نافرمانی علی (ع) نافرمانی خدا و پیامبر (ص) و جدایی از او، جدایی از خدا و پیامبر و دشنام بر او، دشنام بر خدا و پیامبر است.
 
پى نوشت ها:
1- ینابیع المودة، قندوزی ص 42.این روایت را از امام سمهودی، نور الدین علی بن عبد الله شافعی نقل کرده و او از ابو نعیم در حلیة الاولیاء روایت کرده است.
2- ج 3، ص 109 «ینابیع المودة‏» .
3- ینابیع المودة ص 110.
4- امام احمد آن را در مسند خود ج 4 ص 281 و ابن ماجه در سنن خویش ج 1 ص 45 نقل کرده‏اند.
5- ج 3 ص 116.
6- مسند امام احمد ج 1 ص 119.
7- از جمله ابو لیلی انصاری، حبشی بن حناده، ابو ایوب خالد بن زید انصاری، سهل بن سعد، طلحة بن عبید الله، عبد الله بن عباس، عبد الله بن عمر بن الخطاب، عبد الله بن مسعود، خلیفه سوم عثمان بن عفان، عدی بن حاتم، عطبة بن بشر مازنی، عقبة بن عمر جهنی، عمار بن یاسر، ابو هیثم تیهان، حبیب بن بدیل بن ورقاء خزاعی، خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین، عبد الله بن بدیل خزاعی، قیس بن ثابت، قیس بن سعد بن عبادة، هاشم مرقال زهری و گروه زیاد دیگر.
8- ج 5 ص 297 (شماره حدیث 3797) .
9- ج 1 ص 45 (شماره حدیث 121) .
10- سنن ابن ماجه ج 4 ص 370.
11- ج 5 ص 296 (شماره حدیث 3796) .
12- ج 5 ص 347، و حاکم در مستدرک ج 3 ص 110 مثل آن را نقل کرده است.
13- هر کس مایل است‏به تفصیل از روایتها و نام راویان و نویسندگان حدیث آگاهی یابد باید کتاب الغدیر مرحوم امینی را بخواند که کتاب بی‏نظیری در این باره است.و شماره‏هایی که در اینجا ذکر شد از ج 1 ص 6- 8 آن کتاب گرفته شده است.
14- سوره احزاب (33) آیه 6.
15- همان سوره، آیه 36.
 
منبع: امیر المؤمنین(علیه السلام)، اسوه وحدت

ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:40 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

مسئله ولادت امير مؤمنان عليه السلام در كعبه از ديدگاه شيعيان امری قطعي و متواتر است ، و اين كه كسي غير از آن حضرت در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده نيز اجماعي بوده و مورد توافق همگان است .

  1. محمد بن نعمان، شيخ مفيد (336 – 413 ه ق)

شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌نويسد :

ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ، ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله تعالى سواه إكراما من الله تعالى له بذلك وإجلالا لمحله في التعظيم .

حضرت امير المؤمنين علي بن ابى طالب عليه السّلام در روز جمعه سيزدهم ماه رجب سال سى ام از عام الفيل در خانه خدا در شهر مكه به دنيا آمد، نه پيش از آن حضرت كسى در خانه خدا به دنيا آمده و نه بعد از آن حضرت این سعادت برای کسی حاصل شده است. تولد امير مؤمنان عليه السّلام در خانه خداوند فضيلت و شرافتى است كه پروردگار بزرگ براي بزرگداشت مقام و منزلتش به آن حضرت اختصاص داده است .

  1. موفق بن أحمد خوارزمي (م 568 ه ق )

موفق بن أحمد خوارزمي در كتاب المناقب خود می گوید: علی علیه السلام در مكة مشرفه داخل بيت الحرام در روز سیزدهم رجب متولد شد ... و هیچ کس غیر از او در خانه خدا بدنیا نیامده است و این برتری ای است که خداوند متعال برای اجلال آن حضرت و بالابردن مرتبه و اظهار کرامت و بزرگواریش او را بدان مختص نموده است...

همچنین در بحار الانوار داستان ولادت امیر المومنین علیه السلام در کعبه اینگونه نقل شده است:

…عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ كُنْتُ جَالِساً مَعَ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ فَرِيقٍ مِنْ عَبْدِ الْعُزَّى بِإِزَاءِ بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ إِذْ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ أُمُّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِهِ لِتِسْعَةِ أَشْهُرٍ وَ قَدْ أَخَذَهَا الطَّلْقُ فَقَالَتْ رَبِّ إِنِّي مُؤْمِنَةٌ بِكَ وَ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ مِنْ رُسُلٍ وَ كُتُبٍ وَ إِنِّي مُصَدِّقَةٌ بِكَلَامِ جَدِّي إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ وَ إِنَّهُ بَنَى الْبَيْتَ الْعَتِيقَ فَبِحَقِّ الَّذِي بَنَى هَذَا الْبَيْتَ وَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ الَّذِي فِي بَطْنِي لَمَّا يَسَّرْتَ عَلَيَّ وِلَادَتِي قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ فَرَأَيْنَا الْبَيْتَ وَ قَدِ انْفَتَحَ عَنْ ظَهْرِهِ وَ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ فِيهِ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا وَ الْتَزَقَ الْحَائِطُ فَرُمْنَا أَنْ يَنْفَتِحَ لَنَا قُفْلُ الْبَابِ فَلَمْ يَنْفَتِحْ فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ثُمَّ خَرَجَتْ بَعْدَ الرَّابِعِ وَ بِيَدِهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ قَالَتْ إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاءِ لِأَنَّ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ عَبَدَتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً فِي مَوْضِعٍ لَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ اللَّهُ فِيهِ إِلَّا اضْطِرَاراً وَ إِنَّ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ هَزَّتِ النَّخْلَةَ الْيَابِسَةَ بِيَدِهَا حَتَّى أَكَلَتْ مِنْهَا رُطَباً جَنِيّاً وَ إِنِّي دَخَلْتُ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ فَأَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أرواقها [أَرْزَاقِهَا] فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُجَ هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَةُ سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَ أَطَاعَهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاهُ

از عباس بن عبد المطلب نقل شده : در حريم خانه خدا بودم،  فاطمه بنت اسد را ديدم که مي گويد : پروردگارا من به تو و به آنچه که از جانب تو آمده و به تمام انبياء تو ايمان دارم. از تو به حق اين خانه و آنکه آنرا بنا کرد و به حق اين امام کريم و خبر بزرگ و با عظمتي که در شکم دارم؛و  يقين دارم به اينکه او قطعاّ يکي از نشانه ها و آيات تو ست، ؛ درخواست مي کنم که زايمانم را براي من آسان گردانی. عباس مي گويد  پس ديدم که دیوار خانه گشوده شد ، پس فاطمه وارد آن گردید ودیوار دوباره به حالت اول خود بازگشت .پس منتظر شديم و خواستيم که در را باز کنيم تا زنانمان را به او برسانيم اما در باز نشد، پس دريافتيم که اين قضيه  امری الهي است. فاطمه دختر اسد سه روز در خانه خدا باقي ماند و اهل مکه از اين اتفاق متعجب بودند. در روز چهارم از خانه خدا خارج شد در حاليکه امير المؤمنين عليه السلام را روی دست داشت، پس گفت: من بر زنان پيش از خودم برتري يافتم ،چرا که آسية دختر مزاحم  خداوند را در خفا در جايي عبادت مي کرد، که جز به اضطرار پسنديده نيست خدا در آنجا عبادت شود ، و مريم دختر عمران درخت خرماي خشکيده را تکان داد تا از آن خرماي تازه بخورد وحال آن که  من داخل بيت الله الحرام شدم و از ميوه هاي بهشتي تناول کردم،و زمانيکه خواستم خارج شوم هاتفي مرا ندا داد که اي فاطمه او را علي بنام که او برتري مي يابد و خداي عالی بلند مرتبه مي فرمايد : من اسم او را از اسم خودم مشتق ساختم، او را با  ادبم تاديب کردم و او را بر علم پنهانم واقف ساختم. او کسي است که بتها را در خانه ام مي شکند، کسي است که بر پشت بام خانه ام اذان مي گويد و مرا تقديس و تمجيد مي کند. پس خوشا به حال کسي که او را دوست بدارد و از او اطاعت کند و واي بر کسي که با او دشمنی ورزد و او را نافرماني کند

ولادت امام علي عليه السلام در كعبه از ديدگاه اهل سنت :

از ديدگاه علماي اهل سنت نيز ، ولادت آن حضرت قطعي است ؛ حتي برخي از آن‌ها ادعاي تواتر نيز كرده‌اند كه به نام چند تن از آن‌ها اشاره مي‌كنيم :

  1.  حاكم نيشابوري (405هـ) :

به گفته حاکم در مستدرک اخبار در مورد اينکه فاطمه بنت اسد، علي بن ابي طالب (کرم الله وجهه) را در داخل خانه خدا بدنيا آورد به حد تواتر رسيده است.

و حاكم نيشابوري كسي است كه ذهبي در باره او مي‌نويسد :

حاكم ، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است . دار قطني با او مناظره‌اي داشت كه او را پسنديد ، او مورد اعتماد و داراي علم بسيار است ، نوشته‌ها و آثار او نزديك به پانصد جلد مي‌شود .

با توجه به جايگاهي كه حاكم نيشابوري در ميان علماي اهل سنت دارد ، اگر غير از سخن و اعتراف او به تواتر ولادت امير مؤمنان عليه السلام ، هيچ دليل ديگري وجود نداشت ،خود براي حق جويان كفايت مي‌كرد، ولي بازهم جهت تاكيد و تقويت موضوع سخنان و اعترافات ديگر علماي اهل سنت را نيز مطرح مي‌كنيم .

  1. آلوسي (1217 – 1270 ه ق )

آلوسي صاحب تفسير کبير مي گويد : بدنيا آمدن امير کرم الله وجهه، در خانه خدا، در دنيا امري مشهور است

  1. علامه ابن صباغ مالكى ( م 855 ه ق )

علامه ابن صباغ مالكى گوید :على علیه السلام در مكه مشرفه در داخل بیت الحرام (كعبه) در روز جمعه سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سى‏ام عام الفیل و بیست و سه سال پیش از هجرت به دنیا آمد... و برخى گفته‏اند: ده سال پیش از هجرت... و پیش از او هیچ كس در كعبه متولد نشد، و این فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است

آنچه ملاحظه نموديد اندكي است از اعترافات و سخنان ارباب حديث و دانش بود که به جهت رعایت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.

نتیجه:

آنچه که آشکار است آن است که دوست و دشمن به این فضیلت امیر مومنان علی علیه السلام معترفند که تنها کسی که در خانه کعبه بدنیا آمده است حضرت علی علیه السلام می باشد.



 

 


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:36 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
 
خلج
.............................


کوری چشم دشمن مولا، من کنت مولاه علی مولاه

شادی قلب حضرت زهرا، من کنت مولاه علی مولاه

غدیره، امیره، به احمد وزیره

ذکر دیروز و امروز و فردا، من کنت مولاه علی مولاه

ذکر زمین و هــوا و دریا، من کنت مولاه علی مولاه



 


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:30 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

عید سعید غدیر را که در روایات ما از آن به «عید الله الاکبر» تعبیر شده است به همه‏ى شیعیان جهان، به ملت شریف ایران، به شما حضّار محترم و به همه‏ى کسانى که براى معارف اصیل الهى ارج و منزلتى قائل هستند، تبریک عرض مى‏کنم ... غدیر یک مسأله‏ى اسلامى است؛ یک مسأله‏ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست. نمى‏شود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیه‏ى مسلمانان از محتواى بسیار غنى‏اى که در این کلام شریف نبوى وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند. البته چون در قضیه‏ى غدیر، نصب امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام به امامت و ولایت وجود دارد، شیعه دل‏بستگىِ بیشترى به این روز و این حدیث دارد؛ ولى مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد که همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرند. در مورد اصل واقعه‏ى غدیر، خوب است همه‏ى افرادى که به مسائل تاریخ اسلام علاقه‏مندند، بدانند که قضیه‏ى غدیر، یک قضیه‏ى مسلّم است. مشکوک نیست؛ فقط شیعیان نیستند که آن را نقل کرده‏اند؛ بلکه محدّثان سنّى چه در دوره‏هاى گذشته و چه در دوره‏هاى میانى و بعدى این ماجرا را نقل کرده‏اند؛ یعنى همین ماجرایى که در سفر حجّة الوداع پیامبر اکرم در غدیر خم اتفاق افتاد. از کاروان بزرگ مسلمانان که در این سفر با پیامبر حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پیامبر پیکهایى را فرستاد تا آن‏ها را به عقب برگردانند و ایستاد تا آن‏هایى که عقب مانده‏اند، برسند. اجتماع عظیمى در آنجا تشکیل شد. بعضى گفته‏اند نود هزار، بعضى گفته‏اند صد هزار و بعضى هم گفته‏اند صد و بیست هزار نفر در آن اجتماع حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساکن جزیرة العرب که بسیارى از آن‏ها هم اهل بیابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند طاقت نمى‏آوردند روى زمین داغ بایستند. لذا عباهایشان را زیر پاهایشان مى‏گذاشتند تا طاقت بیاورند و بایستند. این نکته در روایت مربوط به اهل سنّت هم آمده است. در چنین شرایطى، پیامبر اکرم از جاى برخاست، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام را از زمین بلند کرد و جلوِ چشم خلایق نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللّهم والِ من والاه و عاد من عاداه». البته این جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما مهم‏ترین قسمتش این است که پیامبر در اینجا مسأله‏ى ولایت یعنى حاکمیت اسلامى را به طور رسمى و صریح مطرح مى‏کند و امیر المؤمنین را به عنوان شخص، معیّن و مطرح مى‏نماید. این را همان‏طور که لا بد شنیده‏اید و من هم عرض کردم، برادران اهل سنّت ما در کتابهاى معتبر نه یکى، نه دوتا؛ در دهها کتاب معتبر نقل کرده‏اند. مرحوم علّامه‏ى امینى این‏ها را جمع کرده است، و غیر از ایشان هم کتابهاى زیادى در این خصوص نوشته‏اند. بنابراین، این روز، اوّلا روز ولایت است؛ ثانیاً روز ولایت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. در این جمله‏اى که پیامبر بیان کرده‏اند، معناى ولایت چیست؟ به‏طور خلاصه معنایش این است که اسلام در نماز و روزه و زکات و اعمال فردى و عبادات خلاصه نمى‏شود. اسلام داراى نظام سیاسى است و در آن حکومتى بر مبانى مقرّرات اسلامى پیش‏بینى شده است. در اصطلاح و عرف اسلامى، نام حکومت، «ولایت» است. ولایت، چطور حکومتى است؟ ولایت، حکومتى است که در آن، شخص حاکم با آحاد مردم داراى پیوندهاى محبت‏آمیز و عاطفى و فکرى و عقیدتى است. آن حکومتى که زورکى باشد؛ آن حکومتى که با کودتا همراه باشد؛ آن حکومتى که حاکم، عقاید مردمش را قبول نداشته باشد و افکار و احساسات مردمش را مورد اعتناء قرار ندهد؛ آن حکومتى که حاکم حتى در عرف خود مردم مثل حکومتهاى امروز دنیا از امکانات خاص و از برخوردارى‏هاى ویژه بهره‏مند باشد و براى او، منطقه‏ى ویژه‏اى براى تمتّعات دنیوى وجود داشته باشد، هیچ‏کدام به معناى «ولایت» نیست و ولایت، یعنى حکومتى که در آن، ارتباطات حاکم با مردم، ارتباطات فکرى، عقیدتى، عاطفى، انسانى و محبّت‏آمیز است؛ مردم به او متّصل و پیوسته‏اند؛ به او علاقه‏مندند و او منشأ همه‏ى این نظام سیاسى و وظایف خود را از خدا مى‏داند و خود را عبد و بنده‏ى خدا مى‏انگارد. استکبار در ولایت وجود ندارد. حکومتى که اسلام معرفى مى‏کند، از دمکراسى‏هاى رایج دنیا مردمى‏تر است؛ با دلها و افکار و احساسات و عقاید و نیازهاى فکرى مردم ارتباط دارد؛ حکومت در خدمت مردم است.

 


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 1:27 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت

 
 
 

امير المومنين عليه السلام

 
 
 

بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست

 
 
 

هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست

 
 
 

عيد غدير مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است

 
 
 

پيامبر اکرم(ص)

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد

 
 
 

همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 
 
 

عيد غدير خم مبارک باد

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان

 
 
 

فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک

 
 
 

دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد

 
 
 

عيد بر شما مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

علي در عرش بالا بي نظير است

 
 
 

علي بر عالم و آدم امير است

 
 
 

به عشق نام مولايم نوشتم

 
 
 

چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند

 
 
 

بردند به ميزان عمل سنجيدند

 
 
 

بيش از همه کس گناه ما بود ولي

 
 
 

آن را به محبت علي بخشيدند

 
 
 

عيدتان مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

تمام لذت عمرم در اين است / که مولايم اميرالمومنين است

 
 
 

عيد شما مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد

 
 
 

ناشر حکم ولايت به ولي مي نازد

 
 
 

گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي

 
 
 

عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد

 
 
 

ايمان به جز از حب علي پايه ندارد

 
 
 

گفتم بروم سايه لطفش بنشينم

 
 
 

گفتا که علي نور بود سايه ندارد

 
 
 

عيد غدير مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

شبي در محفلي ذکر علي بود

 
 
 

شنيدم عارفي فرزانه فرمود

 
 
 

اگر آتش به زير پوست داري

 
 
 

نسوزي گر علي را دوست داري

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

خورشيد شکفته در غدير است علي

 
 
 

باران بهار در کوير است علي

 
 
 

بر مسند عاشقي شهي بي همتاست

 
 
 

بر ملک محمدي امير است علي

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي

 
 
 

گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي

 
 
 

گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت

 
 
 

گفتمش چون حـک نمودم روي قلبم يا علي

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

شبي در محفلي ذکر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري . عيد غدير خم بر شما مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

نام علي : عدالت — راه علي : سعادت — عشق علي : شهادت — ذکر علي : عبادت — عيد علي : مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

ما زين جهان از پي ديدار ميرويم ، از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم ، درب بهشت گر نگشايند به روي ما ، گوييم يا علي و ز ديوار ميرويم

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . . يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن . عيد غدير خم مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

اي خداي مرتضي ، گردي از گامهاي فتوت مرتضي را بر سر جهانيان بپاش تا ريشه نامردي در جهان بخشکد . عيد غدير خم ، عيد ولايت و امامت مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

اگر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

به روز غدير خم از مقام لم يزلي ، به کائنات ندا شد به صوت جلي . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا عليست علي ، عيد غدير خم بر شما مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر

 
 
 

 

 
 
 

رسولي کز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد . عيد غدير خم مبارک

 
 
 

 

 
 
 

اس ام اس تبریک عید غدیر


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 12:37 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
ghadir radsms.net  300x300 اس ام اس تبریک عید غدیر سال ۹۱
 

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام

ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم

بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

ستاره سحر از صبح انتظار دمید

غدیر از نفس رحمت بهار چکید

گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش

زمین به حکم قضا آب زندگی نوشید

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

نور عالم از ولی داریم ما

اول و آخر علی (ع) داریم ما

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

از جام و سبو گذشت کارم

وقت خُم و نوبت غدیر است

امروز به امر حضرت حق

بر خلق جهان علی(ع) امیر است

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

غدیر، تجلّی اراده خداوند

مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

گفت پیغمبر به یارای سخن

پیک رب العالمین آمد به من

گفت حیدر را خدا این تحفه داد

بر همه خلق جهان فضلش نهاد

•

•

•

اس ام اس جدید عید غدیر خم

•

•

•

بر سرِ آسمانی آن ظهر

آیه‌های شکوه نازل شد

مژده دادند ایه‌های شکوه

دین احمد(ص) دوباره کامل شد


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 12:30 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

برخی از روایات غدیر در کتاب های اهل سنت، به روشنی تصریح می کند که آیه اکمال دین، در جحفه و روز غدیر، پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله آنچه را خدا در مورد علی علیه السلام فرمان داده بود برای مسلمانان بیان کرد، نازل شده است. از آیاتی که روز غدیر در شأن امیرمؤمنان علی علیه السلام نازل شده آیه:

«اَلْیَوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینُکُمْ ... می باشد که شأن نزول آن، مورد تأیید برخی از بزرگان اهل سنت قرار گرفته است. از جمله حافظ ابوجعفر محمدبن جریر طبری، در کتاب الولایة به سند خود از زید بن ارقم نقل کرده است که نزول این آیه، در روز غدیر خم و در آن امیرمؤمنان علی علیه السلام بوده است.

طبری در این کتاب تصریح می کند که:

پیامبر صلی الله علیه و آله علی را با خود بر منبر برده، دستش را بالا برد، به طوری که سفیدی زیر بازوان هر دو پیدا شد، آن گاه آنچه را خدا درباره علی امر کرده بود، برای امت بیان فرمود.

ابو نعیم اصفهانی

حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن فی علی از ابو سعید خدری روایت کرده که:

پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم مردمان را به سوی علی فراخواند و فرمود تا خارهای زیر درختان را بکنند و این روز پنجشنبه بود. پس علی را خواست، آن گاه بازوان او را برگرفت و بالا برد، و هنوز مردم پراکنده نشده بودند که آیه «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینُکُمْ» نازل شد.

تصاوير متــــــــــحرک مذهبی

حافظ ابوالقاسم

حافظ ابوالقاسم حاکم حکانی، با واسطه از ابوسعید خدری چنین نقل کرده است: هنگامی که آیه «الیومُ اکملتُ لکُم دینُکم» نازل گردید، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

پروردگار به رسالت من و ولایت علی ابن ابی طالب پس از من خوشنود گردید.

ابوحامد سعد الدین صالحانی

ابوحامد سعدالدین صالحانی، از شهاب الدین احمد در توضیح الدلایل علی ترجیح الفضایل از مجاهد نقل می کند که گفت: آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» در روز غدیر خم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اللّه اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت، و پروردگار به رسالت من و ولایت علی خوشنود گردید». این چنین نقلی، از حافظ بن مردویه اصفهانی، حافظ ابوسعید سجستانی، ابوالحسن ابن مغازلی شافعی، حافظ ابوالقاسم بن عساکر شافعی دمشقی، اخطب الخطباء خوارزمی، ابوالفتح نظنزی در کتابش الخصایص العلویه، ابو مظفر سبط بن جوزی حنفی بغدادی و شیخ الاسلام حموینی حنفی در فرائد السمطین مورد تصریح و تأکید قرار گرفته است.

تصاوير متــــــــــحرک مذهبی

 


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 12:22 PM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

 

1- یا امیر المؤمنین یا ذالکرم    یا امام المتقین یا ذالنعم

اننا جئناک فی حاجاتنا     لا تحیبنا و ها نعم

علی یا علی، علی یا علی، علی یا علی

سلام بر غدیر سلام بر غدیر جاوید که دین الهی جز با او جاویدان نیست و رسالت پیامبر جز ابلاغ آن تمام و کامل شده نیست. سلام بر اوج همه خوبیها و نقطه کمال همه رسالتها و پایان همه نعمتها

2- در آینه غدیر از یک سو خدای مهربان را می بینم با همه لطف و رحمت و کرامتش که انسان را بدون راهنما و راهبر و امیر نمی خواهد و از یک سو خود را می بینم که چگونه و چه اندازه با آن برگزیده حق پیوند داریم و به دنبال او روانیم این است که غدیر از یک سو یاد آور نعمت بزرگ پروردگار مهربان است که باید سپاسگذار هماره او باشیم و از سوی دیگر نشانگر صدق راهیان و پیروان امامت تا بنگرند چه میزان رفتار و منش خود را غدیری کرده اند و بر آرمانها ی آن پای می فشرند.

 3- به شکرانه این نعمت بزرگ لحظه های خود را به سپاس الهی معطر می کنیم و می خوانیم الحمدا... الذی جعلنا مع المتمسکین به ولایة امیر المؤمنین و اولادهم معصومین خدای را سپاس که ما را از متمسکین به ولایت امیر مؤمنان و فرزندان معصومش قرار داد و ما بر این تمسک افتخار می کنیم و مباهات تا لحظه ای که جان در بدن داریم و هستیم و باز می خوانیم الحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لفهتدی لو لا ان هدانا الله.

 4- عید غدیر عید پیوند و الفت و برادری است میان مؤمنان و باور مندان و ولایت مداران این است که عهد اخوت از مهم ترین وظایف این روز است تا روابط میان غدیریان مستحکم تر شود و بنیان دوستی و برادری استوارتر پس در چشمه سار غدیر کدورت ها و جدایی ها را بشوییم و رشته های محبت و الفت و برادری مستحکم تر نماییم باشد تا غدیری راستین محسوب شویم.

 5- شیطان رجیم که سوگند یاد کرده است هماره در کار گمراهی انسان باشد از غدیر هراسناک ، اندوهگین و خشمناک است از حضرت امام باقر (ع) نقل شده است که ابلیس چهار مرتبه فریاد و ندبه سر داده است نخست روزی که مورد لعن خداوند قرار گرفت و دوم روزی که آسمان ها بر زمین فرستاده شد و سوم روزی که پیامبر اکرم مبعوث شدند و سرانجام روز غدیر خم که امیر المؤمنین (ع) به امامت منصوب گردیدند.

 6-  همه پیام غدیر در این جمله کوتاه خلاصه شده است که من کنت مولاه فهذا علیٌ مولا هر که من مولای اویم علی مولای اوست یعنی هر کس ولایت مرا گردن می نهد باید بر ولایت علی (ع) نیز گردن بگذارد هر که به دنبال رسالت است باید امامت را دنبال کند هر که محمدی است لاجرم علوی باشد و گرنه محمدی نیست.

 7- دعای پیامبر بر علی است و یارانش بر علی است و دوستانش و نفرین پیامبر بر دشمنان علی و دست کشندگان از یاری او که فرمود اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذل و فرشتگان آن روز با پیامبر خواندند این فرازهای نورانی را و هماره می خواندند تا صبح رستاخیز و ما نیز با آنان همصدا می شویم که اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذل و از سویدای دل آرزو می کنیم در صف دوستانش باشیم با گفتار و رفتارمان تا زنده هستیم و جان در بدن داریم.

 8- بیعت، وظیفه ای غدیری است باید پای در پیش بگذاریم و با امام خود دست بیعت بدهیم. چنان که غدیریان دستان مولایشان را به نشانه وفاداری فشردند و پیمان گذاشتند هر روز پیمان بیعت ما با فرزند امیر مؤمنان حضرت مهدی صاحب عصر و زمان است که هر روز در دعای صحبگاهان یعنی دعای عهد با او پیمان می بندیم که در راهش باشیم و در راه او تلاش و جانفشانی کنیم پیمانی راستین و استوار. تا نشان دهیم امروز نیز غدیری است که فرزند علی مهدی در آن امام بر حق است و پیروان او پیروان علی سلام الله علیه.

 9- غدیر وظیفه سنگین دیگری را نیز بر دوش غدیریان می گذارد پیامبر اکرم (ص) فرمودند باید این پیام را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند نسل به نسل و زمان به زمان تا هیچ کس را بهانه ای نباشد که من از غدیر بی خبر و بی اطلاعم این است که همگان وظیفه مندیم تا دریچه هر دلی را و پنجره هر اندیشه ای را به گلستان زیبا و خوشبوی غدیر بگشاییم تا در سایه این هدایت همگان به راه تابناک الهی رهنمون شوند و از در افتادن در گمراهی ها نجات یابند و اینک برای عرض ارادت به آستان مقدس آن یگانه امیر  زیارتی که سید بن طاووس در مصباح الزائر نقل کرده است می خوانیم بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله و سلام ملائکة المرسلین.

 10- بیشترین تأکید در خطابه غدیر بر تداوم امامت تا ظهور مهدی آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است که چندین بار و به عبارات گوناگون در آن منشور جاوید تکرار شده است در فرازی از آن آمده اوست غالب و پیروز بر ادیان انتقام گیرنده از ستمگران، گشاینده دژها، پیروز بر مشرکان، منتقم خون شهیدان، یاور خون الهی، وارث علم نبوی، حجت باقی خداوند و ولی او در زمین، او مهدی است که حق خداوند و هر حقی که برای ماست خواهد گرفت نور الهی در من و سپس در علی و سپس در نسل او تا مهدی قائم قرار داده شده است . خداوند همه سرزمین ها را در اختیار او قرار خواهد داد آری خلاصه غدیر و پیام آن امروز سر سپردن به آستان قدسی حضرت مهدی عج است و عرض دوستی و خدمت گذاری به درگاه پر جلالش و راه سپردن در مسیرش و تبعیت از رسالت و پیامش و درآمدن در زمره یاران و یاورانش .از لحظه های خود دقیقه ای را بدون یادش خالی نگذاریم و لمحه ای دست خود را از دستانش جدا نکنیم که روح غدیر ،‌ اوست و مولای غدیر ما امروز مهدی (ع). اللهم عجل فرج و سهل مخرجه و اجعلنا من امثالهم و اعوانه.


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 11:39 AM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0

عهد با غدیر

وقتی خداوند اراده کرد هستی را خلق کند ، پرگار آفرینش حول یک نقطه به چرخش درآمد و آن را محور کائنات قرار داد . و خلقت بر حول دستان بر افراشته تو ، توسط خاتم الانبیاء (ص) ایجاد شد ، و من جزء اولین ها بودم که به محض آفرینش بر دستانت بوسه زدم و آن را در بر گرفتم و شاهد و ناظر مرکز ثقل آفرینش از آغاز خلقت تا پایان آن هستم .
اگرچه می دانم تو قبل از من خلق شدی و بعد از من نیز خواهی بود ، چرا که نور تو و فرزندانت زیربنای عرش الهی است.
زمین آرام و قرار نداشت و شش روز تمام مذاب بود و آتش ، در روز ششم متمسک به ولایت تو گردید و قرار یافت ، و عهد نمود که وارث رسول (ص) و فرزندانش را گرامی بدارد .
گل پدر تو ، نه ! فرزند تو ! حضرت آدم (ع) که خلق شد ، جسمی بی جان بود . نسیم ولایتی که از سوی غدیر می آمد به اذن خدا در او دمیده شد و جان گرفت ، و لایق پرستش شد . و دستور آمد که بر تجلی تو در حضرت آدم (ع) سجده کنند ، " الا ابلیس ابا " ، پس او رانده شده درگاه گردید تا ابد .
ابرها که آمدند و بادها با غرش سهمگین وزیدن گرفت ، من می دیدم که زمین تاب هیچ کس و هیچ چیز را نداشت ، قلب نوح نبی (ع) نیز به طپش افتاده بود و در کشتی ایمن نبود . اگر اسم تو تحت باء بسم الله نبود چگونه می توانست اهل کشتی را از آن بلاء بزرگ نجات دهد که " بسم الله مجراها و مرساها " .
و ابراهیم خلیل (ع) چون مرغکان را به اذن الهی و مدد از نام تو صدا زد ، جان گرفتند و پیش او آمدند تا حقیقتاً قلبش اطمینان یابد .
موسی عمران (ع) در کوه طور برق تجلی نور تو را دید و با تو عهد بست و بر ولایتت شهادت داد و مدهوش شد و با دستان یداللهی تو بود که عصا ، مار ؛ مار ، عصا می شد . و تو بر نبوتش سند اعجاز می زدی .
عیسی نبی (ع) چون با انگشت اشارت تو جان گرفت ، و بیعت با تو ، او را جاودان ساخت و یاور منجی گشت . چون روح از تو گرفته بود بر مردگان می دمید و زنده می کرد .
تو سند و امضاء ختم نبوتی . دستان تو که بالا رفت نبوت خاتمه یافت و رسالت رسول مرسلین (ص) مُهر " رضیت لکم الاسلام دینا " گرفت .
هنوز خاطره آغاز بعثت در وجودم جاری است . شبهایی که تا سحر سر بر سجده می سائید و ساطع نور سیمایش کهربایی بود که هستی را جذب می کرد . و بر عرش می رسید .
گمان دارم چون نام تو را بر سینه عرش می دید و مبهوت آن بود ، نمی توانست سر برآورد و رسالت آغاز کند . تا اینکه تو برایش آب و نان آوردی . دستان کوچکت را که بلند کرد و اقرار نمود ، و شرح صدر یافت ، فرشته وحی نازل شد : " اقراء " ، بخوان ، بخوان در غدیر " ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته " و چون برای انجام رسالت از کوه پائین می آمد ، بر قلبش وحی شد ، " دستان گشوده تو در غدیر یار و یاورش خواهند بود در رسالتش " .
تو وصی مصطفی (ص) بودی و مصطفی (ص) تکیه بر دستان یداللهی تو داشت .
در یوم الانذار دست بر افراشته تو در حمایت از دین و رسالتش آنقدر شادمانش کرد که سر از پا نمی شناخت ، و تردید آن همه آدم و جواب رد آنها اصلاً به چشم و گوشش نیامد .
در روز بدر دستان حیدری تو را مزین به یداللهی دید . و در روز احد جان پناهش بودی به اذن الله و ندا آمد " لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار " .
چه کسی تردید دارد که تمام رسالت و دینش را امانت به قدمهای تو سپرد و دعایش را بدرقه تن بیمار تو کرد تا در آن لحظه تاریخی ، که تمام اسلام در مقابل تمام کفر قرار گرفته بود ، راهی نبرد با عبدود در خندق کرد .
خیبر ، خُدعه ، خیانت خناسان وقتی شکست که چهل مرد قوی هر روز درب قلعه را باز و بسته می کردند ، اما آنروز ، درب کنده شده را بر فراز دست یداللهی تو دیدند .
پا بر دوش نبی می گذاشتی و بتان مکه را می شکستی و اول از همه بت بزرگ را شکستی تا کسی تبر بر دوش آن نگذارد !
در حجه الوداع همراه کاروان رسول خدا (ص) و همه کسانی که به مکه می رفتند بودم . دلشوره های رسول را می دیدم و الهام های پیاپی و رفت و آمد جبریل . با اینکه تو کنار پیامبر بودی باز مضطرب بود . حج با نهایت دقت و آموزش همراهان بجا آورده شد و زنگار دلها به زمزم وجود شسته شد تا آماده گردند .
کاروانیان به وادی جُحفه که می رسند ، گویا جبریل پدیدار می گردد و تمام آسمان را اشغال می کند . رسول خدا (ص) یاد می آورد این هیبت امین وحی را در آغاز بعثت .
رسول (ص) می ترسد ، جبرئیل ابلاغ می کند :
" یا ایها الرسول " ، ابلاغ کن که اگر نکنی رسالتت ناقص می ماند ، " والله یعصمک من الناس " و خدا تو را از گزند مردم در امان می دارد !
پیامبر (ص) آرام می گیرد و دستور توقف می دهد ، و بعد از نماز با مردم می گوید ، از حمد ثنای الهی ، از فرمان الهی ، و آنگاه ..... " معاشر الناس ! الست اولی بکم من انفسکم . قالوا : نعم "
و دستان تو را که بر افراشت فرمود : " من کنت مولاه فهذا علی مولاه "

و چون دید در گوش دل گروهی سنگ لحد گذاشته است سه بار تکرار کرد تا شاید رسوخ کند .
" اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله "
و رسول (ص) خود اولین کسی بود که با تو عهد بست و بر ولایت و امامتت اقرار نمود .
و جبریل آمد با همه ملائکه به امر خدا تا با تو عهد بندند و سجده خود را بر آدم تجدید کنند . آنقدر ولوله و شادمانی فرشتگان و جن و انس بود که من آسمان جایی برای تماشا نمی یافتم .
و نازل شد :
" الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا "
ای امیر مؤمنان ؛ غدیر تو هنوز پایان نیافته و شیعیانت در گذرگاه تاریخ بصف ایستاده تا با تو پیمان ولایت بندند و جان و مال خویش را در رکاب فرزندت تقدیم کنند .
" بَخ بَخ لک یا علی ابن ابیطالب (ع) "

" ابوالفضل باصری سورک "

**************************

 

 


اقیانوسی به وسعت ازل و ابد

یک روز دلم به جشن مولا علیه السلام می رفت
در عیدِ غدیرِ خُم به صحرا می رفت
هر کوه که در برابر می‏دیدم
چون دستِ علی علیه ‏السلام بود که بالا می رفت
غدیر ، برکه نیست ؛ دریایی است که از دلش ، اقیانوسی به وسعتِ ازل و ابد وَ به عمقِ تاریخِ درد ، سر برآورده است .
غدیر ، سر آغاز رسالتِ آسمانی تمام پیامبران خداست .
درختِ دین ، در غدیر است که سر به ملکوت می‏ ساید .
امامتِ دوازده خورشید ، در روشنِ چشم های غدیر ، طلوع کرده است .
اینک ، دستِ تمامتِ اسلام است که بالا می‏رود .
اینک ، دستِ نورانیِ قرآنِ ناطق است که تا عرش خدا اوج می‏ گیرد .
اینک ، زمین است که به آسمان می‏بالَد
اینک ، خورشید است که بر تابشِ خود بر علی علیه السلام ، به زمین فخر می کند .
و اینک این کلماتِ آسمانی، از ملکوتِ کلامِ پیامبر علیه السلام منتشر می‏ شود که :
" هر که را من مولا و سرپرستِ اویم، پس علی علیه السلام نیز مولا و سرپرست اوست ؛ خدایا ! دوست بدار هر که او را دست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد " .
علی علیه السلام ، آن نورِ اَزَلی است که پیش از آفرینشِ جهان، در ارگانِ هستی ، جاری بود .
علی علیه السلام ، آن هدایت ‏کننده بزرگِ بهشت است که اگر دست ‏های بیعت ، با او راستین بودند ، کام زمین ، در عطش عدالت نمی ‏سوخت .
اگر جهان ، قدر غدیر را می‏دانست ، اکنون آسمان‏ ها آرزو می کردند که ای کاش لحظه ‏ای به جای این کُره خاکی باشند !
هجدهم ذیحجه سالِ دهمِ هجری ، روزی‏ست که هستی ، تمامتِ خود را به غدیر بخشید .

این عید بزرگ بر شما مبارک باد .

" روزبه فروتن‏پی "

**************************

فصل تازه ولایت

چیست این بهار خجسته ؟ چیست این لحظه شگفت زیبا ، زیبای شگفت ؟
انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست ؛ گویی کره زمین را هاله ‏ای از انوار سبز ، احاطه کرده است ! گویی تکامل واپسین زمین ، در حال شکل‏گیری است ! این تنها معجزه نوروز نیست . این تنها شکوه آغازین بهار نیست . این نور ، برای آسمانیان ، آشناتر از زمینیان است . امروز ، روز تمام زیبایی ‏هاست ؛ روز تبلور عشق در تمام آینه ‏هاست ؛ روز زیبای " ولایت " است ؛ روز تکامل مادی و معنوی آفرینش . امروز ، روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است ؛ یک روز " توحیدی " زیبا که ترجمان " عدل " الهی در قامت " امامت " است ؛ ترجمان صداقتِ " معاد " در بلاغتِ " نبوت " ، نتیجه تلاش هزاران پیام ‏آور الهی .
صدای دلنشین حضرت جبرئیل علیه السلام است و جان مشتاق حضرت رسول صلی الله علیه و آله  .
ندای وحی ، جان و تن حضرت را می‏ آشوبد و تبسمی دل‏نشین ، بر لب‏های مبارکش می ‏نشیند . احساسی سبک و شعف‏ناک ، سراسر وجودش را فرا گرفته است .
" کیست مولا ، آنکه آزادت کند ! "
اینک زمان ، آغاز دیگری را تجربه می ‏کرد . فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه در حال شکل گرفتن بود ؛ آغاز فصل عشق ، فصل ارادت ، فصل زیبای ولایت ؛ فصلی که می‏ طلبید دست‏ های حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله  را برای توسل ؛ برای دعا : دعایی به زیبایی اجابت :
" اللهم وَالَ مَن وَالاهُ و عَادِ مَن عاداهُ ، وانصُرْ مَن نَصَرَهُ ، وَاخْذُلْ مَن خَذَلَهُ "
... اندک اندک جمع ‏ها به هم پیوست . نجوا ها به زمزمه ‏های بلند بدل شد . آن‏گاه ، چشم‏ ها فراتر از نگاه ‏ها به چهره زیبا و متبسّم پیامبر صلی الله علیه و آله  دوخته شد . سکوت ... سکوتی در نهایت زیبایی ، آسمان و زمین را در بر گرفت . اینک ، پیام آور خوبی ‏ها بود و پیامی دیگر ؛ پیامی که باعث شادمانی اهل دل و غمگینی نفاق‏ پیشگان بود . پیام پیام آور مهربانی به همه رسید . اینک کائنات باید شاهد پیوند " امامت و نبوت " می ‏شد ؛ پیوندی که انوار آن ، با گره خوردن دست ها در همدیگر ، تمامی آسمان و زمین را در برگرفت و ذره ذره هستی ، شروع به تسبیح ذات اقدس باری ‏تعالی کردند .
اینک خداوند ، آرمانی ‏ترین اندیشه را به پیامبر خویش ارزانی داشته بود ؛ اندیشه ای که در جهان خاکی ، تحولی عظیم و در جهان افلاکی ، ذوقی سلیم ، برای عبادت حضرت پرورگار به وجود می آورد . گویی هنگام عاشقانگی‏ ها بود ؛ هنگام به وجد آمدن تمامی سلول‏ها ، با ذکر " یا علی ".
فرمود : هر کسی را که من مولای اویم ، علی مولای اوست ؛ مولایی که شما را از بند خودپرستی ‏ها آزاد خواهد کرد ؛ " کیست مولا ؟ آنکه آزادت کند ".
هر دو دست ، نشان عظمت همدیگر بودند ؛ عظمتی که خداوند ، آن را در ادیان دیگر بشارت داده بود ؛ بشارت امامت و حکومت صالحین بر زمین ! بشارت فصلی که عدالت الهی را در نقطه نقطه زمین مستقر کند . بشارت ولایت مولا امیر المؤمنین ، عدل مجسم خداوند در زمین .
درود خداوند بر امین وحی الهی و کشتیبان نبوت ، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله  و روح نماز ، مولای جوان‏مردان ، حضرت علی مرتضی باد .
 
بر نام علی و شوکت خاتم کرد
آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد
 
بر قامت مرتضی فلک سر خم کرد
در روز غدیر خم نه تنها آدم

" سید علی اصغر موسوی "

**************************

سکوی جاودانگی

غدیر ، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا .
کاروانیان از حج بازگشته‏ اند و سوغاتی از " توحید " به همراه دارند . با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی ، رو به " نبوت " آورده ‏اند و اینک " امامت ".
کدامین طنین ، با آهنگی از دیار آینه ، می‏ تواند گل و گلشن را به سینه‏ ها مهمان کند ؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه .
کنارِ برکه ، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو ، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را .
غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین ، مستقرّ می ‏سازد . دستی ، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه ، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد .
غدیر ، برکه ‏ای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاری ‏های پیاپی ، رسیدن به هم‏ صدایی و هم سویی .
غدیر می ‏خواست تمامیِ فاصله ‏ها را به صفر برساند و به مار های خفته و مترصد ، طعم گس هلاکت بچشاند .
می خواست تحریف ، در جامعه نیفتد .
کدام زخم ، با فراموشیِ این میثاق برابری می کند آیا ؟!
عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان ، خنکایِ بهار را لمس کرد .
برکه‏ ای که ماناتر از اقیانوس بود ، امامت را به جریان انداخت .
غدیر ، آبراهه ‏ای بود به خشک‏زار اندیشه های تمام اَعصار .

" محمد کاظم بدر الدین "

**************************

غدیر ، عید می شود ؟

این آخرین نظاره ‏های خورشید است . شلاق شن‏ های روان و صدای زنگ بی‏گاه شتران ؛ آخرین تصویر دست ها و چشم های داغدار .
کویر ، دو زانو نشسته است ، سنگ‏ریزه‏ ها و شن های داغ ـ حجة الوداع ـ نفس ‏های گلوگیر . صدایی نیست ؛ سکوت ، هیاهوی حوالی را می ‏شکند .
سرهای آوار بر زانون ، محزون و ماتم ‏زده ؛ " خداحافظ مکه ، مدینه ، شعب ... "
این آخرین کلماتی‏ست که از گلوی خورشید شنیده می شود .
گرمای تابستان بر تن دقایق، عرق کرده است . خداحافظ ، هوای نفس‏گیر مکه ، خداحافظ مدینه !
چشم می‏ چرخاند از زاویه وداع ، دست بالا برده است و چشم های نظاره‏ گر را شاهد می ‏گیرد به پیمانی که دست هایش را در دست های علی گره می‏زند .
آرام آرام هیاهو رنگ می گیرد ـ لبخند ها و کینه‏ ها ـ . دست های بیعت و خنجر های گره شده در مشت . سر بر گریبان های ‏های اشک می‏ ریزند وداع با رسول را و رسول که صدایش در بیابان ‏های تفتیده ، خواب خاک را می ‏شکافد که :


افراشتم دو دست که می‏ خواهمت علی
این برکه شاهد است که می‏ خواهمت علی

وقتی رسول دست علی را گرفته بود
لبخند می‏زد و دلش اما گرفته بود

بغض‏ هایی تنومند ، زائرانی خسته ، چشم هایی بارانی ، سر بر گریبان اندوه ، آخرین نظاره ‏های خورشید .
خداحافظ ، رسول ! پس از سال‏ ها تلاش ، سفرت را آغاز کرده ‏ای به سوی آرامش ، به سوی معبود .
خداحافظ ، رسول ! بیست و سه سال سکوت علی ، نشانی از بیعت در این هنگامه تاریخ‏ساز است .


یک لحظه محو شد اثر سنگ‏ریزه ‏ها
خاموش شد دو چشم تر سنگ‏ریزه ‏ها

مرگ ستاره ‏ها همه یک یک شروع شد
از آن دقیقه مرگ ملائک شروع شد

ماهِ بدون پرتو خورشید می شود ؟!
حالا شما بگو که غدیر عید می شود ؟!

" حمیده رضایی "

**************************

دست بیعت

از دوردست ، صدایی ، سکوت صدا را می ‏آشوبد . به گمانم صدای زنگ کاروان است که در همهمه وحشت‏ افزای تنهایی برکه می‏ پیچد .
ای کاش لحظه‏ ای کنار من درنگ کنند تا تنهاییِ خود را با حضورشان قسمت کنم .
ای کاش آبی داشتم تا عطش و خستگی راه را با خنکای وجودم فرو می‏ نشاندند ! غدیر ، خسته و تنها ، سر در گریبان فرو برده و رؤیاهایش را آه می‏ کشد .
کاروان نزدیک و نزدیک‏تر می شود . ناگاه ، صدایی ، در سکوت کاروان پیچید . صدایی ، حجاز را به لرزه افکند .

" بایستید ! دهان‏ های باز برگشتند
تمام گردنه ‏های حجاز برگشتند

همین که پرده خاموش کاروان افتاد
صدا دوید و در آغوش کاروان افتاد "

رفتگان را فرا خوانید و جاماندگان را دریابید که پیامی مهم دارم .
سکوت ، به زمزمه نشست . زمزمه ها بلند و بلندتر و موجی از همهمه در کاروان افتاد . دستان خدا در دست رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله  ، بالا رفت .
" مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه " . تاریخ سال‏خورده حجاز ، هنوز هم هجوم بی‏ دریغ دستانی را که برای بیعت پیش می ‏آمدند ، به خاطر دارد .
شاد باش ‏های آمیخته با کینه فرود آمدند .
سیل تبریک ‏های پیاپی که بوی نفرت می ‏داد .
عقده ‏ها سر باز کرده و زخم‏ های چرکینی که متولد شد .
... و خدا ، ولایت علی علیه السلام را به انسان هدیه کرد و حصار محکم خود را به بشر ارزانی داشت . چشمه حیات جاری شد تا بنی ‏آدم ، عطش بی‏حد و حصر خود را فرو بنشاند به زلالیِ محبت مولا .
و حب علی ، سرآغاز همه خوبی ‏ها گشت . راه راست نمایان و دین خدا تکمیل شد .
آینده تاریخ انسان ، به دست های " ید اللهی " علی سپرده شد تا در سایه ‏سار محبت و عدالت بی‏ دریغش ، به آرامش برسد .
بارانی از رحمت ، باریدن گرفت . خدا ، مهر علی را به خاک هدیه کرد و خاک ، بارور شد ، نام علی را به گوش آب‏ها خواند و رود ها خروشیدند ، یاد علی را به درخت ‏ها ، سپرد و درخت‏ ها ، سبز شدند .
صدای هلهله می ‏آید ؛ اما حزنی غریب ، گلوی لحظات را می‏ فشرد غدیر ، شاد و غمگین است .
اینجا نقطه آغاز دلتنگی ‏های علی است ؛ شروع داستان حق‏ طلبی فاطمه علیها السلام . غدیر ، رنج روز های نیامده علی است ؛ ابتدای بیست و پنج سال خانه‏ نشینی ذوالفقار .
غدیر ، اولین پژواک از اندوه بی‏شمار ، چاه دلتنگی‏ های مرتضی است .

" خدیجه پنجی "

**************************

پیراهنی از غدیر مبارکت باد !

غدیر ، نام اقیانوس بی‏کرانی است که افق در افق ، با آسمان نسبت دارد و موج در موج ، هم ‏آغوش عرش است . عرش ، از آخرین موج ‏های غدیر آغاز می شود .
خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه ، با سرخی شفق ، فوج فوج در زلال بی‏کران غدیر بال می ‏شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می ‏ایستند !
آدم از بهشت شروع شد و به زمین پیوست و سال ها در زمین گشت و گشت ؛ با شیون و اندوه . سرانجام ، غدیر خم را یافت و از معبر غدیر ، دوباره به بهشت بازگشت . در جاذبه این خاکدان سخت ، غدیر تنها بال پرواز به سمت بهشت است . دیگر هر چه هست ، خاک است ، خون است ، خاکستر است .
یکصد و بیست و چهار هزار چشمه از ازل تا به ابد جاری گشت و به غدیر پیوست .
اینک غدیر ، حاصل یکصد و بیست و چهار هزار چشمه زلال رسالت است که موج در موج ، عرفان و معرفت را فراراه انسان قرار داده است .
" فَصَلّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ " .
پس اگر هنوز ذوق تماشایت هست بیا به کرانه غدیر بایست تا پنجره‏ هایی از عرش در برابرت گشوده شود و تو را به تماشای لوح و قلم ببرد .
هیچ‏گاه آرزو کرده‏ ای که تو در لب دریایی ، آهسته آهسته قدم بزنی و فرشتگان ، فوج فوج از برابرت پرواز کنند ؟ اگر جوابت آری است ، در یک غروب ، دست از هر چه هست و نیست بشوی و تنها یک دل با خود بردار و در کرانه غدیر برو ، ببین پرواز فرشتگان چقدر زیباست ، چقدر تماشایی !
هر کس که یک بار گذرش بر کرانه ‏های غدیر افتاده باشد ، دیگر همیشه مست است ، همیشه عاشق است . دیگر هیچ‏گاه غم سراغش نخواهد آمد .
پس پیراهنی از غدیر مبارکت باد !

" قنبر علی تابش "

**************************

... برکه ای پر از پر پروانه

ظهر بود ؛
گرم و تن‏ سوز ؛ خاک ‏ها ، از شلاق شعله‏ های خورشید ، زخمی .
ظهر بود که صدای صاعقه زمان ، حادثه ‏ای را رقم می‏زد .
صدا ، پروانه ‏ای می ‏شد که روی هزاران شانه خسته و خاک ‏گرفته می ‏نشست .
برکه ، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود .
برکه ، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان ‏ها پاشید .
برکه ، ایستاده بود و بهار را در آغوش می ‏کشید .
برکه ، تمام پروانه های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده بود و در خودش نمی ‏گنجید .
غدیر دیگر برکه نبود .

" غدیر ای باده ‏گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه‏ گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد "

غدیر دف می‏زد و بر طبل‏ های شادی می‏ کوبید .
ناگهان ، دست های خورشید ، در دست های وحی گره خورد .
آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت .
تمام ستاره های آسمان ، به شب‏نشینی چشمان خورشید آمدند .
دست های وحی ، بالا می ‏رفت و دست های خورشید را بالاتر می‏ برد .
هزاران باور ، می‏دیدند و تبریک می‏ گفتند .
" اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه " .
غدیر فریاد می کشید و دهان‏های تعجب ، خشک شده بود .
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار ، تا آسمان هفتم پیچیده بود .
غدیر فریاد می کشید و رسول ، طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود .
" من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ".

"ابراهیم قبله آرباطان "

**************************

مادرِ دریا ها

رفتگان برگردند و نیامدگان شتاب کنند ! در این نقطه تاریخ و در آبگیر آرزوی رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله  ، آینده اسلام رقم می‏ خورد . این آبگیر خشک ، مادر دریاهاست و استسقای عشق را چاره‏ای جز غدیر نیست .
اینجا بایستید و آه بکشید و بخندید و پای بکوبید و گریه کنید ؛ زندگی فاصله گریه و خنده است و اینجا خنده ‏ها و گریه ‏های تاریخ رقم می‏ خورد .
شادی امروز ، آی ه‏ای برای فرداست . جشن غدیر ، فریاد غربت علی است ؛ فریاد حقانیت فاطمه .
اینجا آینده اسلام رقم زده می شود .
بشتابید ! زود ، دیر می شود ، اگر نفروشید دل را و نخرید ولای علی را ، دچار سقیفه می ‏شوید .
بشتابید ! دروازه بهشت اینجا باز می شود . بشتابید تا غدیر تمام نشده .

" حسین امیری "

**************************

در غدیر بود که ...

غدیر ، سفر ه‏ای است که برای تمامی گل‏ها پهن کرده اند .
غدیر ، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است .
غدیر ، یک اتفاق ساده نیست ؛ یک گزینش رحمانی است .
غدیر ، یک کلمه نیست ، یک برکه نیست ؛ یک دریاست ؛ رمزی است بین خدا و انسان .
غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بی‏کرانه است ؛ جاری بر جان ‏های پاک و اندیشه های تابناک .
غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏ کشاند .
غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏ های تشنه است .
غدیر ، برکت همه احساس ‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است .
در غدیر بود که تیرگی ‏ها فراری شدند و نورانیت محض ، خودنمایی کرد .
در غدیر بود که قیافه ایمان ، تماشایی شد و شاخه‏ های عشق ، بر تن ایمان رویید .
در غدیر بود که درخت هستی ، به کمال رسید .
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد .
در غدیر بود که نیلوفر عشق ، بر گرد محور زمین پیچید .
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه ، سر برکشید .

" حمزه کریم خانی "

**************************

پرده آخر

صحنه تاریخ ، آماده ؛ شروع داستان
تک تکِ نقش‏ آفرینانش عزیز و مهربان
یک نمایشنامه زیبا و جالب ، خواندنی
کارگردان توانایش ، خداوند جهان
پرده اول : صدای مبهم یک قافله
می ‏شکافد سینه خشک کویری ناتوان
بوی باران ، بوی ناب اتفاقی بی ‏نظیر
عطر آواز ملایک در سکوت کاروان
منبری بسیار ساده ، پله پله تا خدا
ایستاده قلب عالم بر بلندای جهان
چشم ها خاموش ، سرشار از سؤالاتی شگفت
هان ! چه می‏ خواهد بگوید خاتم پیغمبران
می‏ گشاید لب ، به " بسم اللّه الرحمن الرحیم "
می‏ برد بالای سر، دست ولایت ناگهان ...
پرده دوم : صدای همهمه ، باران نور
رقص و آواز و شمیم هلهله در آسمان
روزگار از شوق فریاد " علی " سر می ‏دهد
با ولایت بیعتی جاوید می ‏بندد زمان
پرده آخر : کسی از نسل تاریخ غدیر
می‏ رسد با ذوالفقاری انتهای داستان

" خدیجه پنجی"

**************************

غدیر ، معیارى که بدنیا آمد

آرى ... خم ! 
شربدار ولایت‏ 
غدیر حادثات‏ 
و میان منزل افشاى رازهاست . 
بنگریدش‏ 
که بر اوج دست و بازو 
در چنگ چنگالى از نور 
ایستاده است‏ 
به ابرها نزدیکتر تا به ما 
و نگاه نمى ‏کند 
نه در چشمان مشتاق‏ 
نه در دیدگان دریده از حسد . 
به این ترانه گوش کنید 
که در هفت آسمان مى ‏طبپد : 
" هر که مرا مولاى خویش بداند اینکه فرا چنگ من ایستاده مولاى اوست " . آرى  
امروز همه چیز کامل است‏ 
معیارى بدنیا آمده‏ 
که در سایه ‏اش‏ 
نیک و بد از هم مشخصند . 
در این زلال ، باید جان را به شستشو نشست‏ 
در غدیر ، یک تاریخ تبلور پیدا کرد .

و بدین سان ، آن دشت که دیروز گمنامش ، 
کندى و سستى قافله ‏ها را مى ‏زدود ، 
امروز ، 
طلوع آفتاب ولایت را بستر شد .

آن برکه آب ، میانه کویرى برهوت ، 
که رنج و خستگى مسافران را به جان مى ‏خرید ، 
امروز ، 
چشمه جوشان و همیشه جارى پهنه آرمان ‏هاى والا گشت .

بدین سان بود که پیامبر ( درود خدا بر او و خاندانش ) 
ندا در داد : 
آنها که بى ‏ولایت على ( سلام خدا بر او ) رفته ‏اند ، 
باز گردند و 
در کناره غدیر ، " آینه بلند اى آسمان کویر " 
با حماسه ‏ساز نهضت اسلام ، روح مطهر زمان ، 
بیعتى دوباره کنند ، 
و در طبیعت حقیقت ، تنفسى روح نواز و مستى ‏زا ... 
و اینگونه بود که به یکباره ، 
از کالبد بى ‏جان یک دشت پر سکوت‏ 
غوغاى اجابت و پذیرش برخاست . و هیاهوى سر در گم انسانى ، 
در بازتاب مرز هاى روشنى و جاودانگى‏ 
جوششى مداوم یافت ، 
بیراهه‏ ها ، نهاده شد ، 
و حجت در جانشان بیامیخت .

راستى را ، 
مگر خورشید در غروبش ، 
ماه را به نور افشانى ، نمى ‏گمارد ؟ 
و مگر دریا ، 
ابر را ، 
از خود و براى خود ، غنا نمى ‏بخشد ؟ 
در این زلال ، باید جان را به شستشو نشست و از این دریا ، باید گوهر هاى ناب به دست آورد . 

در غدیر که به چه مى ‏اندیشد ؟ 
در غدیر گویا محمد صلى الله علیه و آله مى ‏اندیشد : 
بدون على علیه السلام چگونه خواهد رفت ؟ 
و على علیه السلام مى ‏اندیشد : 
بدون محمد صلى الله علیه و آله چگونه خواهد رفت ؟ 
و على علیه السلام مى‏ اندیشد : 
بدون محمد صلى الله علیه و آله چگونه خواهد ماند ؟ 
و مردم بین همین رفتن و ماندن است که به ابهامى شگفت گرفتار آمده ‏اند : 
این همان محمد صلى الله علیه و آله است که مى‏ ماند ، اگر با على بیعت مى ‏کردیم ، 
و این حتى على علیه السلام است که مى ‏رود ، اگر بیعت را شکستیم !! 
توده مردم به چگونگى بیعت مى‏ اندیشند و سران توطئه به شکستن بیعت ...!!

" اسماعیل نورى علاء "

دکلمه غدیر

غدیر ، سفر ه‏ای است که برای تمامی گل‏ها پهن کرده اند .
غدیر ، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است .
غدیر ، یک اتفاق ساده نیست ؛ یک گزینش رحمانی است .
غدیر ، یک کلمه نیست ، یک برکه نیست ؛ یک دریاست ؛ رمزی است بین خدا و انسان .
غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بی‏کرانه است ؛ جاری بر جان ‏های پاک و اندیشه های تابناک .
غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏ کشاند .
غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏ های تشنه است .
غدیر ، برکت همه احساس ‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است .
در غدیر بود که تیرگی ‏ها فراری شدند و نورانیت محض ، خودنمایی کرد .
در غدیر بود که قیافه ایمان ، تماشایی شد و شاخه‏ های عشق ، بر تن ایمان رویید .
در غدیر بود که درخت هستی ، به کمال رسید .
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد .
در غدیر بود که نیلوفر عشق ، بر گرد محور زمین پیچید .
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه ، سر برکشید .

 

یا علی ذاتت ثبوت قــل هو الله احــــــــــــد نام تو نقش نگین امـــــــــر الله الصمـــــــد لم یلد از مادر گیتی و لم یـــولد چو تــــــــو لم یکن بعد از نبی هستی ، له کفوا احـــد


ادامه مطلب

 
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 11:31 AM ] [ مریم اسمعیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ


::: به جشنگاه مشهورترین روز آسمانی خوش آمدید ::: روز قیامت چهار روز را مانند عروس به پیشگاه الهى مى برند: عید فطر، عید قربان، روز جمعه، عید غدیر. 'روز غدیر خم' در مقابل عید قربان و فطر مانند ماه بین ستارگان است.

آرشيو مطالب