برای مشاهده تصویر در سایز بزرگ رای عکس کلیک کنید (منبع : راسخون)
ادامه مطلب
نويسنده: محمد جواد شری
ادامه مطلب
مسئله ولادت امير مؤمنان عليه السلام در كعبه از ديدگاه شيعيان امری قطعي و متواتر است ، و اين كه كسي غير از آن حضرت در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده نيز اجماعي بوده و مورد توافق همگان است .
- محمد بن نعمان، شيخ مفيد (336 – 413 ه ق)
شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در اين باره مينويسد :
ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ، ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله تعالى سواه إكراما من الله تعالى له بذلك وإجلالا لمحله في التعظيم .
حضرت امير المؤمنين علي بن ابى طالب عليه السّلام در روز جمعه سيزدهم ماه رجب سال سى ام از عام الفيل در خانه خدا در شهر مكه به دنيا آمد، نه پيش از آن حضرت كسى در خانه خدا به دنيا آمده و نه بعد از آن حضرت این سعادت برای کسی حاصل شده است. تولد امير مؤمنان عليه السّلام در خانه خداوند فضيلت و شرافتى است كه پروردگار بزرگ براي بزرگداشت مقام و منزلتش به آن حضرت اختصاص داده است .
- موفق بن أحمد خوارزمي (م 568 ه ق )
موفق بن أحمد خوارزمي در كتاب المناقب خود می گوید: علی علیه السلام در مكة مشرفه داخل بيت الحرام در روز سیزدهم رجب متولد شد ... و هیچ کس غیر از او در خانه خدا بدنیا نیامده است و این برتری ای است که خداوند متعال برای اجلال آن حضرت و بالابردن مرتبه و اظهار کرامت و بزرگواریش او را بدان مختص نموده است...
همچنین در بحار الانوار داستان ولادت امیر المومنین علیه السلام در کعبه اینگونه نقل شده است:
…عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ كُنْتُ جَالِساً مَعَ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ فَرِيقٍ مِنْ عَبْدِ الْعُزَّى بِإِزَاءِ بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ إِذْ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ أُمُّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِهِ لِتِسْعَةِ أَشْهُرٍ وَ قَدْ أَخَذَهَا الطَّلْقُ فَقَالَتْ رَبِّ إِنِّي مُؤْمِنَةٌ بِكَ وَ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ مِنْ رُسُلٍ وَ كُتُبٍ وَ إِنِّي مُصَدِّقَةٌ بِكَلَامِ جَدِّي إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ وَ إِنَّهُ بَنَى الْبَيْتَ الْعَتِيقَ فَبِحَقِّ الَّذِي بَنَى هَذَا الْبَيْتَ وَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ الَّذِي فِي بَطْنِي لَمَّا يَسَّرْتَ عَلَيَّ وِلَادَتِي قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ فَرَأَيْنَا الْبَيْتَ وَ قَدِ انْفَتَحَ عَنْ ظَهْرِهِ وَ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ فِيهِ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا وَ الْتَزَقَ الْحَائِطُ فَرُمْنَا أَنْ يَنْفَتِحَ لَنَا قُفْلُ الْبَابِ فَلَمْ يَنْفَتِحْ فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ثُمَّ خَرَجَتْ بَعْدَ الرَّابِعِ وَ بِيَدِهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ قَالَتْ إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاءِ لِأَنَّ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ عَبَدَتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً فِي مَوْضِعٍ لَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ اللَّهُ فِيهِ إِلَّا اضْطِرَاراً وَ إِنَّ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ هَزَّتِ النَّخْلَةَ الْيَابِسَةَ بِيَدِهَا حَتَّى أَكَلَتْ مِنْهَا رُطَباً جَنِيّاً وَ إِنِّي دَخَلْتُ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ فَأَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أرواقها [أَرْزَاقِهَا] فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُجَ هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَةُ سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَ أَطَاعَهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاهُ
از عباس بن عبد المطلب نقل شده : در حريم خانه خدا بودم، فاطمه بنت اسد را ديدم که مي گويد : پروردگارا من به تو و به آنچه که از جانب تو آمده و به تمام انبياء تو ايمان دارم. از تو به حق اين خانه و آنکه آنرا بنا کرد و به حق اين امام کريم و خبر بزرگ و با عظمتي که در شکم دارم؛و يقين دارم به اينکه او قطعاّ يکي از نشانه ها و آيات تو ست، ؛ درخواست مي کنم که زايمانم را براي من آسان گردانی. عباس مي گويد پس ديدم که دیوار خانه گشوده شد ، پس فاطمه وارد آن گردید ودیوار دوباره به حالت اول خود بازگشت .پس منتظر شديم و خواستيم که در را باز کنيم تا زنانمان را به او برسانيم اما در باز نشد، پس دريافتيم که اين قضيه امری الهي است. فاطمه دختر اسد سه روز در خانه خدا باقي ماند و اهل مکه از اين اتفاق متعجب بودند. در روز چهارم از خانه خدا خارج شد در حاليکه امير المؤمنين عليه السلام را روی دست داشت، پس گفت: من بر زنان پيش از خودم برتري يافتم ،چرا که آسية دختر مزاحم خداوند را در خفا در جايي عبادت مي کرد، که جز به اضطرار پسنديده نيست خدا در آنجا عبادت شود ، و مريم دختر عمران درخت خرماي خشکيده را تکان داد تا از آن خرماي تازه بخورد وحال آن که من داخل بيت الله الحرام شدم و از ميوه هاي بهشتي تناول کردم،و زمانيکه خواستم خارج شوم هاتفي مرا ندا داد که اي فاطمه او را علي بنام که او برتري مي يابد و خداي عالی بلند مرتبه مي فرمايد : من اسم او را از اسم خودم مشتق ساختم، او را با ادبم تاديب کردم و او را بر علم پنهانم واقف ساختم. او کسي است که بتها را در خانه ام مي شکند، کسي است که بر پشت بام خانه ام اذان مي گويد و مرا تقديس و تمجيد مي کند. پس خوشا به حال کسي که او را دوست بدارد و از او اطاعت کند و واي بر کسي که با او دشمنی ورزد و او را نافرماني کند
ولادت امام علي عليه السلام در كعبه از ديدگاه اهل سنت :
از ديدگاه علماي اهل سنت نيز ، ولادت آن حضرت قطعي است ؛ حتي برخي از آنها ادعاي تواتر نيز كردهاند كه به نام چند تن از آنها اشاره ميكنيم :
- حاكم نيشابوري (405هـ) :
به گفته حاکم در مستدرک اخبار در مورد اينکه فاطمه بنت اسد، علي بن ابي طالب (کرم الله وجهه) را در داخل خانه خدا بدنيا آورد به حد تواتر رسيده است.
و حاكم نيشابوري كسي است كه ذهبي در باره او مينويسد :
حاكم ، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است . دار قطني با او مناظرهاي داشت كه او را پسنديد ، او مورد اعتماد و داراي علم بسيار است ، نوشتهها و آثار او نزديك به پانصد جلد ميشود .
با توجه به جايگاهي كه حاكم نيشابوري در ميان علماي اهل سنت دارد ، اگر غير از سخن و اعتراف او به تواتر ولادت امير مؤمنان عليه السلام ، هيچ دليل ديگري وجود نداشت ،خود براي حق جويان كفايت ميكرد، ولي بازهم جهت تاكيد و تقويت موضوع سخنان و اعترافات ديگر علماي اهل سنت را نيز مطرح ميكنيم .
- آلوسي (1217 – 1270 ه ق )
آلوسي صاحب تفسير کبير مي گويد : بدنيا آمدن امير کرم الله وجهه، در خانه خدا، در دنيا امري مشهور است
- علامه ابن صباغ مالكى ( م 855 ه ق )
علامه ابن صباغ مالكى گوید :على علیه السلام در مكه مشرفه در داخل بیت الحرام (كعبه) در روز جمعه سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سىام عام الفیل و بیست و سه سال پیش از هجرت به دنیا آمد... و برخى گفتهاند: ده سال پیش از هجرت... و پیش از او هیچ كس در كعبه متولد نشد، و این فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است
آنچه ملاحظه نموديد اندكي است از اعترافات و سخنان ارباب حديث و دانش بود که به جهت رعایت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.
نتیجه:
آنچه که آشکار است آن است که دوست و دشمن به این فضیلت امیر مومنان علی علیه السلام معترفند که تنها کسی که در خانه کعبه بدنیا آمده است حضرت علی علیه السلام می باشد.
ادامه مطلب
خلج 
.............................

ادامه مطلب
عید سعید غدیر را که در روایات ما از آن به «عید الله الاکبر» تعبیر شده است به همهى شیعیان جهان، به ملت شریف ایران، به شما حضّار محترم و به همهى کسانى که براى معارف اصیل الهى ارج و منزلتى قائل هستند، تبریک عرض مىکنم ... غدیر یک مسألهى اسلامى است؛ یک مسألهى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست. نمىشود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیهى مسلمانان از محتواى بسیار غنىاى که در این کلام شریف نبوى وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند. البته چون در قضیهى غدیر، نصب امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام به امامت و ولایت وجود دارد، شیعه دلبستگىِ بیشترى به این روز و این حدیث دارد؛ ولى مضمون حدیث غدیر، فقط مسألهى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد که همهى مسلمانان مىتوانند از آن بهره ببرند. در مورد اصل واقعهى غدیر، خوب است همهى افرادى که به مسائل تاریخ اسلام علاقهمندند، بدانند که قضیهى غدیر، یک قضیهى مسلّم است. مشکوک نیست؛ فقط شیعیان نیستند که آن را نقل کردهاند؛ بلکه محدّثان سنّى چه در دورههاى گذشته و چه در دورههاى میانى و بعدى این ماجرا را نقل کردهاند؛ یعنى همین ماجرایى که در سفر حجّة الوداع پیامبر اکرم در غدیر خم اتفاق افتاد. از کاروان بزرگ مسلمانان که در این سفر با پیامبر حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پیامبر پیکهایى را فرستاد تا آنها را به عقب برگردانند و ایستاد تا آنهایى که عقب ماندهاند، برسند. اجتماع عظیمى در آنجا تشکیل شد. بعضى گفتهاند نود هزار، بعضى گفتهاند صد هزار و بعضى هم گفتهاند صد و بیست هزار نفر در آن اجتماع حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساکن جزیرة العرب که بسیارى از آنها هم اهل بیابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند طاقت نمىآوردند روى زمین داغ بایستند. لذا عباهایشان را زیر پاهایشان مىگذاشتند تا طاقت بیاورند و بایستند. این نکته در روایت مربوط به اهل سنّت هم آمده است. در چنین شرایطى، پیامبر اکرم از جاى برخاست، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام را از زمین بلند کرد و جلوِ چشم خلایق نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللّهم والِ من والاه و عاد من عاداه». البته این جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما مهمترین قسمتش این است که پیامبر در اینجا مسألهى ولایت یعنى حاکمیت اسلامى را به طور رسمى و صریح مطرح مىکند و امیر المؤمنین را به عنوان شخص، معیّن و مطرح مىنماید. این را همانطور که لا بد شنیدهاید و من هم عرض کردم، برادران اهل سنّت ما در کتابهاى معتبر نه یکى، نه دوتا؛ در دهها کتاب معتبر نقل کردهاند. مرحوم علّامهى امینى اینها را جمع کرده است، و غیر از ایشان هم کتابهاى زیادى در این خصوص نوشتهاند. بنابراین، این روز، اوّلا روز ولایت است؛ ثانیاً روز ولایت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. در این جملهاى که پیامبر بیان کردهاند، معناى ولایت چیست؟ بهطور خلاصه معنایش این است که اسلام در نماز و روزه و زکات و اعمال فردى و عبادات خلاصه نمىشود. اسلام داراى نظام سیاسى است و در آن حکومتى بر مبانى مقرّرات اسلامى پیشبینى شده است. در اصطلاح و عرف اسلامى، نام حکومت، «ولایت» است. ولایت، چطور حکومتى است؟ ولایت، حکومتى است که در آن، شخص حاکم با آحاد مردم داراى پیوندهاى محبتآمیز و عاطفى و فکرى و عقیدتى است. آن حکومتى که زورکى باشد؛ آن حکومتى که با کودتا همراه باشد؛ آن حکومتى که حاکم، عقاید مردمش را قبول نداشته باشد و افکار و احساسات مردمش را مورد اعتناء قرار ندهد؛ آن حکومتى که حاکم حتى در عرف خود مردم مثل حکومتهاى امروز دنیا از امکانات خاص و از برخوردارىهاى ویژه بهرهمند باشد و براى او، منطقهى ویژهاى براى تمتّعات دنیوى وجود داشته باشد، هیچکدام به معناى «ولایت» نیست و ولایت، یعنى حکومتى که در آن، ارتباطات حاکم با مردم، ارتباطات فکرى، عقیدتى، عاطفى، انسانى و محبّتآمیز است؛ مردم به او متّصل و پیوستهاند؛ به او علاقهمندند و او منشأ همهى این نظام سیاسى و وظایف خود را از خدا مىداند و خود را عبد و بندهى خدا مىانگارد. استکبار در ولایت وجود ندارد. حکومتى که اسلام معرفى مىکند، از دمکراسىهاى رایج دنیا مردمىتر است؛ با دلها و افکار و احساسات و عقاید و نیازهاى فکرى مردم ارتباط دارد؛ حکومت در خدمت مردم است.
ادامه مطلب
عيد کمال دين . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت
امير المومنين عليه السلام
بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک

روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است
پيامبر اکرم(ص)

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم مبارک باد

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد
عيد بر شما مبارک

علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه کس گناه ما بود ولي
آن را به محبت علي بخشيدند
عيدتان مبارک

تمام لذت عمرم در اين است / که مولايم اميرالمومنين است
عيد شما مبارک

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
ناشر حکم ولايت به ولي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد

هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد
ايمان به جز از حب علي پايه ندارد
گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
گفتا که علي نور بود سايه ندارد
عيد غدير مبارک

شبي در محفلي ذکر علي بود
شنيدم عارفي فرزانه فرمود
اگر آتش به زير پوست داري
نسوزي گر علي را دوست داري

خورشيد شکفته در غدير است علي
باران بهار در کوير است علي
بر مسند عاشقي شهي بي همتاست
بر ملک محمدي امير است علي

مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست

روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي
گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي
گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روي قلبم يا علي

شبي در محفلي ذکر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري . عيد غدير خم بر شما مبارک

نام علي : عدالت — راه علي : سعادت — عشق علي : شهادت — ذکر علي : عبادت — عيد علي : مبارک

ما زين جهان از پي ديدار ميرويم ، از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم ، درب بهشت گر نگشايند به روي ما ، گوييم يا علي و ز ديوار ميرويم

عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . . يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن . عيد غدير خم مبارک

اي خداي مرتضي ، گردي از گامهاي فتوت مرتضي را بر سر جهانيان بپاش تا ريشه نامردي در جهان بخشکد . عيد غدير خم ، عيد ولايت و امامت مبارک

اگر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد

به روز غدير خم از مقام لم يزلي ، به کائنات ندا شد به صوت جلي . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا عليست علي ، عيد غدير خم بر شما مبارک

رسولي کز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد . عيد غدير خم مبارک

ادامه مطلب
ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام
بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام
ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
ستاره سحر از صبح انتظار دمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید
گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش
زمین به حکم قضا آب زندگی نوشید
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
نور عالم از ولی داریم ما
اول و آخر علی (ع) داریم ما
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
از جام و سبو گذشت کارم
وقت خُم و نوبت غدیر است
امروز به امر حضرت حق
بر خلق جهان علی(ع) امیر است
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
غدیر، تجلّی اراده خداوند
مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
گفت پیغمبر به یارای سخن
پیک رب العالمین آمد به من
گفت حیدر را خدا این تحفه داد
بر همه خلق جهان فضلش نهاد
•
•
•
اس ام اس جدید عید غدیر خم
•
•
•
بر سرِ آسمانی آن ظهر
آیههای شکوه نازل شد
مژده دادند ایههای شکوه
دین احمد(ص) دوباره کامل شد
ادامه مطلب
برخی از روایات غدیر در کتاب های اهل سنت، به روشنی تصریح می کند که آیه اکمال دین، در جحفه و روز غدیر، پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله آنچه را خدا در مورد علی علیه السلام فرمان داده بود برای مسلمانان بیان کرد، نازل شده است. از آیاتی که روز غدیر در شأن امیرمؤمنان علی علیه السلام نازل شده آیه:
«اَلْیَوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینُکُمْ ... می باشد که شأن نزول آن، مورد تأیید برخی از بزرگان اهل سنت قرار گرفته است. از جمله حافظ ابوجعفر محمدبن جریر طبری، در کتاب الولایة به سند خود از زید بن ارقم نقل کرده است که نزول این آیه، در روز غدیر خم و در آن امیرمؤمنان علی علیه السلام بوده است.
طبری در این کتاب تصریح می کند که:
پیامبر صلی الله علیه و آله علی را با خود بر منبر برده، دستش را بالا برد، به طوری که سفیدی زیر بازوان هر دو پیدا شد، آن گاه آنچه را خدا درباره علی امر کرده بود، برای امت بیان فرمود.
ابو نعیم اصفهانی
حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن فی علی از ابو سعید خدری روایت کرده که:
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم مردمان را به سوی علی فراخواند و فرمود تا خارهای زیر درختان را بکنند و این روز پنجشنبه بود. پس علی را خواست، آن گاه بازوان او را برگرفت و بالا برد، و هنوز مردم پراکنده نشده بودند که آیه «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینُکُمْ» نازل شد.

حافظ ابوالقاسم
حافظ ابوالقاسم حاکم حکانی، با واسطه از ابوسعید خدری چنین نقل کرده است: هنگامی که آیه «الیومُ اکملتُ لکُم دینُکم» نازل گردید، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
پروردگار به رسالت من و ولایت علی ابن ابی طالب پس از من خوشنود گردید.
ابوحامد سعد الدین صالحانی
ابوحامد سعدالدین صالحانی، از شهاب الدین احمد در توضیح الدلایل علی ترجیح الفضایل از مجاهد نقل می کند که گفت: آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» در روز غدیر خم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اللّه اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت، و پروردگار به رسالت من و ولایت علی خوشنود گردید». این چنین نقلی، از حافظ بن مردویه اصفهانی، حافظ ابوسعید سجستانی، ابوالحسن ابن مغازلی شافعی، حافظ ابوالقاسم بن عساکر شافعی دمشقی، اخطب الخطباء خوارزمی، ابوالفتح نظنزی در کتابش الخصایص العلویه، ابو مظفر سبط بن جوزی حنفی بغدادی و شیخ الاسلام حموینی حنفی در فرائد السمطین مورد تصریح و تأکید قرار گرفته است.
ادامه مطلب

1- یا امیر المؤمنین یا ذالکرم یا امام المتقین یا ذالنعم
اننا جئناک فی حاجاتنا لا تحیبنا و ها نعم
علی یا علی، علی یا علی، علی یا علی
سلام بر غدیر سلام بر غدیر جاوید که دین الهی جز با او جاویدان نیست و رسالت پیامبر جز ابلاغ آن تمام و کامل شده نیست. سلام بر اوج همه خوبیها و نقطه کمال همه رسالتها و پایان همه نعمتها
2- در آینه غدیر از یک سو خدای مهربان را می بینم با همه لطف و رحمت و کرامتش که انسان را بدون راهنما و راهبر و امیر نمی خواهد و از یک سو خود را می بینم که چگونه و چه اندازه با آن برگزیده حق پیوند داریم و به دنبال او روانیم این است که غدیر از یک سو یاد آور نعمت بزرگ پروردگار مهربان است که باید سپاسگذار هماره او باشیم و از سوی دیگر نشانگر صدق راهیان و پیروان امامت تا بنگرند چه میزان رفتار و منش خود را غدیری کرده اند و بر آرمانها ی آن پای می فشرند.
3- به شکرانه این نعمت بزرگ لحظه های خود را به سپاس الهی معطر می کنیم و می خوانیم الحمدا... الذی جعلنا مع المتمسکین به ولایة امیر المؤمنین و اولادهم معصومین خدای را سپاس که ما را از متمسکین به ولایت امیر مؤمنان و فرزندان معصومش قرار داد و ما بر این تمسک افتخار می کنیم و مباهات تا لحظه ای که جان در بدن داریم و هستیم و باز می خوانیم الحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لفهتدی لو لا ان هدانا الله.
4- عید غدیر عید پیوند و الفت و برادری است میان مؤمنان و باور مندان و ولایت مداران این است که عهد اخوت از مهم ترین وظایف این روز است تا روابط میان غدیریان مستحکم تر شود و بنیان دوستی و برادری استوارتر پس در چشمه سار غدیر کدورت ها و جدایی ها را بشوییم و رشته های محبت و الفت و برادری مستحکم تر نماییم باشد تا غدیری راستین محسوب شویم.
5- شیطان رجیم که سوگند یاد کرده است هماره در کار گمراهی انسان باشد از غدیر هراسناک ، اندوهگین و خشمناک است از حضرت امام باقر (ع) نقل شده است که ابلیس چهار مرتبه فریاد و ندبه سر داده است نخست روزی که مورد لعن خداوند قرار گرفت و دوم روزی که آسمان ها بر زمین فرستاده شد و سوم روزی که پیامبر اکرم مبعوث شدند و سرانجام روز غدیر خم که امیر المؤمنین (ع) به امامت منصوب گردیدند.
6- همه پیام غدیر در این جمله کوتاه خلاصه شده است که من کنت مولاه فهذا علیٌ مولا هر که من مولای اویم علی مولای اوست یعنی هر کس ولایت مرا گردن می نهد باید بر ولایت علی (ع) نیز گردن بگذارد هر که به دنبال رسالت است باید امامت را دنبال کند هر که محمدی است لاجرم علوی باشد و گرنه محمدی نیست.
7- دعای پیامبر بر علی است و یارانش بر علی است و دوستانش و نفرین پیامبر بر دشمنان علی و دست کشندگان از یاری او که فرمود اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذل و فرشتگان آن روز با پیامبر خواندند این فرازهای نورانی را و هماره می خواندند تا صبح رستاخیز و ما نیز با آنان همصدا می شویم که اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذل و از سویدای دل آرزو می کنیم در صف دوستانش باشیم با گفتار و رفتارمان تا زنده هستیم و جان در بدن داریم.
8- بیعت، وظیفه ای غدیری است باید پای در پیش بگذاریم و با امام خود دست بیعت بدهیم. چنان که غدیریان دستان مولایشان را به نشانه وفاداری فشردند و پیمان گذاشتند هر روز پیمان بیعت ما با فرزند امیر مؤمنان حضرت مهدی صاحب عصر و زمان است که هر روز در دعای صحبگاهان یعنی دعای عهد با او پیمان می بندیم که در راهش باشیم و در راه او تلاش و جانفشانی کنیم پیمانی راستین و استوار. تا نشان دهیم امروز نیز غدیری است که فرزند علی مهدی در آن امام بر حق است و پیروان او پیروان علی سلام الله علیه.
9- غدیر وظیفه سنگین دیگری را نیز بر دوش غدیریان می گذارد پیامبر اکرم (ص) فرمودند باید این پیام را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند نسل به نسل و زمان به زمان تا هیچ کس را بهانه ای نباشد که من از غدیر بی خبر و بی اطلاعم این است که همگان وظیفه مندیم تا دریچه هر دلی را و پنجره هر اندیشه ای را به گلستان زیبا و خوشبوی غدیر بگشاییم تا در سایه این هدایت همگان به راه تابناک الهی رهنمون شوند و از در افتادن در گمراهی ها نجات یابند و اینک برای عرض ارادت به آستان مقدس آن یگانه امیر زیارتی که سید بن طاووس در مصباح الزائر نقل کرده است می خوانیم بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله و سلام ملائکة المرسلین.
10- بیشترین تأکید در خطابه غدیر بر تداوم امامت تا ظهور مهدی آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است که چندین بار و به عبارات گوناگون در آن منشور جاوید تکرار شده است در فرازی از آن آمده اوست غالب و پیروز بر ادیان انتقام گیرنده از ستمگران، گشاینده دژها، پیروز بر مشرکان، منتقم خون شهیدان، یاور خون الهی، وارث علم نبوی، حجت باقی خداوند و ولی او در زمین، او مهدی است که حق خداوند و هر حقی که برای ماست خواهد گرفت نور الهی در من و سپس در علی و سپس در نسل او تا مهدی قائم قرار داده شده است . خداوند همه سرزمین ها را در اختیار او قرار خواهد داد آری خلاصه غدیر و پیام آن امروز سر سپردن به آستان قدسی حضرت مهدی عج است و عرض دوستی و خدمت گذاری به درگاه پر جلالش و راه سپردن در مسیرش و تبعیت از رسالت و پیامش و درآمدن در زمره یاران و یاورانش .از لحظه های خود دقیقه ای را بدون یادش خالی نگذاریم و لمحه ای دست خود را از دستانش جدا نکنیم که روح غدیر ، اوست و مولای غدیر ما امروز مهدی (ع). اللهم عجل فرج و سهل مخرجه و اجعلنا من امثالهم و اعوانه.
ادامه مطلب
عهد با غدیر
وقتی خداوند اراده کرد هستی را خلق کند ، پرگار آفرینش حول یک نقطه به چرخش درآمد و آن را محور کائنات قرار داد . و خلقت بر حول دستان بر افراشته تو ، توسط خاتم الانبیاء (ص) ایجاد شد ، و من جزء اولین ها بودم که به محض آفرینش بر دستانت بوسه زدم و آن را در بر گرفتم و شاهد و ناظر مرکز ثقل آفرینش از آغاز خلقت تا پایان آن هستم .
اگرچه می دانم تو قبل از من خلق شدی و بعد از من نیز خواهی بود ، چرا که نور تو و فرزندانت زیربنای عرش الهی است.
زمین آرام و قرار نداشت و شش روز تمام مذاب بود و آتش ، در روز ششم متمسک به ولایت تو گردید و قرار یافت ، و عهد نمود که وارث رسول (ص) و فرزندانش را گرامی بدارد .
گل پدر تو ، نه ! فرزند تو ! حضرت آدم (ع) که خلق شد ، جسمی بی جان بود . نسیم ولایتی که از سوی غدیر می آمد به اذن خدا در او دمیده شد و جان گرفت ، و لایق پرستش شد . و دستور آمد که بر تجلی تو در حضرت آدم (ع) سجده کنند ، " الا ابلیس ابا " ، پس او رانده شده درگاه گردید تا ابد .
ابرها که آمدند و بادها با غرش سهمگین وزیدن گرفت ، من می دیدم که زمین تاب هیچ کس و هیچ چیز را نداشت ، قلب نوح نبی (ع) نیز به طپش افتاده بود و در کشتی ایمن نبود . اگر اسم تو تحت باء بسم الله نبود چگونه می توانست اهل کشتی را از آن بلاء بزرگ نجات دهد که " بسم الله مجراها و مرساها " .
و ابراهیم خلیل (ع) چون مرغکان را به اذن الهی و مدد از نام تو صدا زد ، جان گرفتند و پیش او آمدند تا حقیقتاً قلبش اطمینان یابد .
موسی عمران (ع) در کوه طور برق تجلی نور تو را دید و با تو عهد بست و بر ولایتت شهادت داد و مدهوش شد و با دستان یداللهی تو بود که عصا ، مار ؛ مار ، عصا می شد . و تو بر نبوتش سند اعجاز می زدی .
عیسی نبی (ع) چون با انگشت اشارت تو جان گرفت ، و بیعت با تو ، او را جاودان ساخت و یاور منجی گشت . چون روح از تو گرفته بود بر مردگان می دمید و زنده می کرد .
تو سند و امضاء ختم نبوتی . دستان تو که بالا رفت نبوت خاتمه یافت و رسالت رسول مرسلین (ص) مُهر " رضیت لکم الاسلام دینا " گرفت .
هنوز خاطره آغاز بعثت در وجودم جاری است . شبهایی که تا سحر سر بر سجده می سائید و ساطع نور سیمایش کهربایی بود که هستی را جذب می کرد . و بر عرش می رسید .
گمان دارم چون نام تو را بر سینه عرش می دید و مبهوت آن بود ، نمی توانست سر برآورد و رسالت آغاز کند . تا اینکه تو برایش آب و نان آوردی . دستان کوچکت را که بلند کرد و اقرار نمود ، و شرح صدر یافت ، فرشته وحی نازل شد : " اقراء " ، بخوان ، بخوان در غدیر " ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته " و چون برای انجام رسالت از کوه پائین می آمد ، بر قلبش وحی شد ، " دستان گشوده تو در غدیر یار و یاورش خواهند بود در رسالتش " .
تو وصی مصطفی (ص) بودی و مصطفی (ص) تکیه بر دستان یداللهی تو داشت .
در یوم الانذار دست بر افراشته تو در حمایت از دین و رسالتش آنقدر شادمانش کرد که سر از پا نمی شناخت ، و تردید آن همه آدم و جواب رد آنها اصلاً به چشم و گوشش نیامد .
در روز بدر دستان حیدری تو را مزین به یداللهی دید . و در روز احد جان پناهش بودی به اذن الله و ندا آمد " لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار " .
چه کسی تردید دارد که تمام رسالت و دینش را امانت به قدمهای تو سپرد و دعایش را بدرقه تن بیمار تو کرد تا در آن لحظه تاریخی ، که تمام اسلام در مقابل تمام کفر قرار گرفته بود ، راهی نبرد با عبدود در خندق کرد .
خیبر ، خُدعه ، خیانت خناسان وقتی شکست که چهل مرد قوی هر روز درب قلعه را باز و بسته می کردند ، اما آنروز ، درب کنده شده را بر فراز دست یداللهی تو دیدند .
پا بر دوش نبی می گذاشتی و بتان مکه را می شکستی و اول از همه بت بزرگ را شکستی تا کسی تبر بر دوش آن نگذارد !
در حجه الوداع همراه کاروان رسول خدا (ص) و همه کسانی که به مکه می رفتند بودم . دلشوره های رسول را می دیدم و الهام های پیاپی و رفت و آمد جبریل . با اینکه تو کنار پیامبر بودی باز مضطرب بود . حج با نهایت دقت و آموزش همراهان بجا آورده شد و زنگار دلها به زمزم وجود شسته شد تا آماده گردند .
کاروانیان به وادی جُحفه که می رسند ، گویا جبریل پدیدار می گردد و تمام آسمان را اشغال می کند . رسول خدا (ص) یاد می آورد این هیبت امین وحی را در آغاز بعثت .
رسول (ص) می ترسد ، جبرئیل ابلاغ می کند :
" یا ایها الرسول " ، ابلاغ کن که اگر نکنی رسالتت ناقص می ماند ، " والله یعصمک من الناس " و خدا تو را از گزند مردم در امان می دارد !
پیامبر (ص) آرام می گیرد و دستور توقف می دهد ، و بعد از نماز با مردم می گوید ، از حمد ثنای الهی ، از فرمان الهی ، و آنگاه ..... " معاشر الناس ! الست اولی بکم من انفسکم . قالوا : نعم "
و دستان تو را که بر افراشت فرمود : " من کنت مولاه فهذا علی مولاه "
و چون دید در گوش دل گروهی سنگ لحد گذاشته است سه بار تکرار کرد تا شاید رسوخ کند .
" اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله "
و رسول (ص) خود اولین کسی بود که با تو عهد بست و بر ولایت و امامتت اقرار نمود .
و جبریل آمد با همه ملائکه به امر خدا تا با تو عهد بندند و سجده خود را بر آدم تجدید کنند . آنقدر ولوله و شادمانی فرشتگان و جن و انس بود که من آسمان جایی برای تماشا نمی یافتم .
و نازل شد :
" الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا "
ای امیر مؤمنان ؛ غدیر تو هنوز پایان نیافته و شیعیانت در گذرگاه تاریخ بصف ایستاده تا با تو پیمان ولایت بندند و جان و مال خویش را در رکاب فرزندت تقدیم کنند .
" بَخ بَخ لک یا علی ابن ابیطالب (ع) "
" ابوالفضل باصری سورک "
**************************
اقیانوسی به وسعت ازل و ابد
یک روز دلم به جشن مولا علیه السلام می رفت
در عیدِ غدیرِ خُم به صحرا می رفت
هر کوه که در برابر میدیدم
چون دستِ علی علیه السلام بود که بالا می رفت
غدیر ، برکه نیست ؛ دریایی است که از دلش ، اقیانوسی به وسعتِ ازل و ابد وَ به عمقِ تاریخِ درد ، سر برآورده است .
غدیر ، سر آغاز رسالتِ آسمانی تمام پیامبران خداست .
درختِ دین ، در غدیر است که سر به ملکوت می ساید .
امامتِ دوازده خورشید ، در روشنِ چشم های غدیر ، طلوع کرده است .
اینک ، دستِ تمامتِ اسلام است که بالا میرود .
اینک ، دستِ نورانیِ قرآنِ ناطق است که تا عرش خدا اوج می گیرد .
اینک ، زمین است که به آسمان میبالَد
اینک ، خورشید است که بر تابشِ خود بر علی علیه السلام ، به زمین فخر می کند .
و اینک این کلماتِ آسمانی، از ملکوتِ کلامِ پیامبر علیه السلام منتشر می شود که :
" هر که را من مولا و سرپرستِ اویم، پس علی علیه السلام نیز مولا و سرپرست اوست ؛ خدایا ! دوست بدار هر که او را دست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد " .
علی علیه السلام ، آن نورِ اَزَلی است که پیش از آفرینشِ جهان، در ارگانِ هستی ، جاری بود .
علی علیه السلام ، آن هدایت کننده بزرگِ بهشت است که اگر دست های بیعت ، با او راستین بودند ، کام زمین ، در عطش عدالت نمی سوخت .
اگر جهان ، قدر غدیر را میدانست ، اکنون آسمان ها آرزو می کردند که ای کاش لحظه ای به جای این کُره خاکی باشند !
هجدهم ذیحجه سالِ دهمِ هجری ، روزیست که هستی ، تمامتِ خود را به غدیر بخشید .
این عید بزرگ بر شما مبارک باد .
" روزبه فروتنپی "
**************************
فصل تازه ولایت
چیست این بهار خجسته ؟ چیست این لحظه شگفت زیبا ، زیبای شگفت ؟
انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست ؛ گویی کره زمین را هاله ای از انوار سبز ، احاطه کرده است ! گویی تکامل واپسین زمین ، در حال شکلگیری است ! این تنها معجزه نوروز نیست . این تنها شکوه آغازین بهار نیست . این نور ، برای آسمانیان ، آشناتر از زمینیان است . امروز ، روز تمام زیبایی هاست ؛ روز تبلور عشق در تمام آینه هاست ؛ روز زیبای " ولایت " است ؛ روز تکامل مادی و معنوی آفرینش . امروز ، روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است ؛ یک روز " توحیدی " زیبا که ترجمان " عدل " الهی در قامت " امامت " است ؛ ترجمان صداقتِ " معاد " در بلاغتِ " نبوت " ، نتیجه تلاش هزاران پیام آور الهی .
صدای دلنشین حضرت جبرئیل علیه السلام است و جان مشتاق حضرت رسول صلی الله علیه و آله .
ندای وحی ، جان و تن حضرت را می آشوبد و تبسمی دلنشین ، بر لبهای مبارکش می نشیند . احساسی سبک و شعفناک ، سراسر وجودش را فرا گرفته است .
" کیست مولا ، آنکه آزادت کند ! "
اینک زمان ، آغاز دیگری را تجربه می کرد . فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه در حال شکل گرفتن بود ؛ آغاز فصل عشق ، فصل ارادت ، فصل زیبای ولایت ؛ فصلی که می طلبید دست های حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را برای توسل ؛ برای دعا : دعایی به زیبایی اجابت :
" اللهم وَالَ مَن وَالاهُ و عَادِ مَن عاداهُ ، وانصُرْ مَن نَصَرَهُ ، وَاخْذُلْ مَن خَذَلَهُ "
... اندک اندک جمع ها به هم پیوست . نجوا ها به زمزمه های بلند بدل شد . آنگاه ، چشم ها فراتر از نگاه ها به چهره زیبا و متبسّم پیامبر صلی الله علیه و آله دوخته شد . سکوت ... سکوتی در نهایت زیبایی ، آسمان و زمین را در بر گرفت . اینک ، پیام آور خوبی ها بود و پیامی دیگر ؛ پیامی که باعث شادمانی اهل دل و غمگینی نفاق پیشگان بود . پیام پیام آور مهربانی به همه رسید . اینک کائنات باید شاهد پیوند " امامت و نبوت " می شد ؛ پیوندی که انوار آن ، با گره خوردن دست ها در همدیگر ، تمامی آسمان و زمین را در برگرفت و ذره ذره هستی ، شروع به تسبیح ذات اقدس باری تعالی کردند .
اینک خداوند ، آرمانی ترین اندیشه را به پیامبر خویش ارزانی داشته بود ؛ اندیشه ای که در جهان خاکی ، تحولی عظیم و در جهان افلاکی ، ذوقی سلیم ، برای عبادت حضرت پرورگار به وجود می آورد . گویی هنگام عاشقانگی ها بود ؛ هنگام به وجد آمدن تمامی سلولها ، با ذکر " یا علی ".
فرمود : هر کسی را که من مولای اویم ، علی مولای اوست ؛ مولایی که شما را از بند خودپرستی ها آزاد خواهد کرد ؛ " کیست مولا ؟ آنکه آزادت کند ".
هر دو دست ، نشان عظمت همدیگر بودند ؛ عظمتی که خداوند ، آن را در ادیان دیگر بشارت داده بود ؛ بشارت امامت و حکومت صالحین بر زمین ! بشارت فصلی که عدالت الهی را در نقطه نقطه زمین مستقر کند . بشارت ولایت مولا امیر المؤمنین ، عدل مجسم خداوند در زمین .
درود خداوند بر امین وحی الهی و کشتیبان نبوت ، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و روح نماز ، مولای جوانمردان ، حضرت علی مرتضی باد .
بر نام علی و شوکت خاتم کرد
آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد
بر قامت مرتضی فلک سر خم کرد
در روز غدیر خم نه تنها آدم
" سید علی اصغر موسوی "
**************************
سکوی جاودانگی
غدیر ، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا .
کاروانیان از حج بازگشته اند و سوغاتی از " توحید " به همراه دارند . با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی ، رو به " نبوت " آورده اند و اینک " امامت ".
کدامین طنین ، با آهنگی از دیار آینه ، می تواند گل و گلشن را به سینه ها مهمان کند ؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه .
کنارِ برکه ، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو ، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را .
غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین ، مستقرّ می سازد . دستی ، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه ، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد .
غدیر ، برکه ای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاری های پیاپی ، رسیدن به هم صدایی و هم سویی .
غدیر می خواست تمامیِ فاصله ها را به صفر برساند و به مار های خفته و مترصد ، طعم گس هلاکت بچشاند .
می خواست تحریف ، در جامعه نیفتد .
کدام زخم ، با فراموشیِ این میثاق برابری می کند آیا ؟!
عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان ، خنکایِ بهار را لمس کرد .
برکه ای که ماناتر از اقیانوس بود ، امامت را به جریان انداخت .
غدیر ، آبراهه ای بود به خشکزار اندیشه های تمام اَعصار .
" محمد کاظم بدر الدین "
**************************
غدیر ، عید می شود ؟
این آخرین نظاره های خورشید است . شلاق شن های روان و صدای زنگ بیگاه شتران ؛ آخرین تصویر دست ها و چشم های داغدار .
کویر ، دو زانو نشسته است ، سنگریزه ها و شن های داغ ـ حجة الوداع ـ نفس های گلوگیر . صدایی نیست ؛ سکوت ، هیاهوی حوالی را می شکند .
سرهای آوار بر زانون ، محزون و ماتم زده ؛ " خداحافظ مکه ، مدینه ، شعب ... "
این آخرین کلماتیست که از گلوی خورشید شنیده می شود .
گرمای تابستان بر تن دقایق، عرق کرده است . خداحافظ ، هوای نفسگیر مکه ، خداحافظ مدینه !
چشم می چرخاند از زاویه وداع ، دست بالا برده است و چشم های نظاره گر را شاهد می گیرد به پیمانی که دست هایش را در دست های علی گره میزند .
آرام آرام هیاهو رنگ می گیرد ـ لبخند ها و کینه ها ـ . دست های بیعت و خنجر های گره شده در مشت . سر بر گریبان های های اشک می ریزند وداع با رسول را و رسول که صدایش در بیابان های تفتیده ، خواب خاک را می شکافد که :
افراشتم دو دست که می خواهمت علی
این برکه شاهد است که می خواهمت علی
وقتی رسول دست علی را گرفته بود
لبخند میزد و دلش اما گرفته بود
بغض هایی تنومند ، زائرانی خسته ، چشم هایی بارانی ، سر بر گریبان اندوه ، آخرین نظاره های خورشید .
خداحافظ ، رسول ! پس از سال ها تلاش ، سفرت را آغاز کرده ای به سوی آرامش ، به سوی معبود .
خداحافظ ، رسول ! بیست و سه سال سکوت علی ، نشانی از بیعت در این هنگامه تاریخساز است .
یک لحظه محو شد اثر سنگریزه ها
خاموش شد دو چشم تر سنگریزه ها
مرگ ستاره ها همه یک یک شروع شد
از آن دقیقه مرگ ملائک شروع شد
ماهِ بدون پرتو خورشید می شود ؟!
حالا شما بگو که غدیر عید می شود ؟!
" حمیده رضایی "
**************************
دست بیعت
از دوردست ، صدایی ، سکوت صدا را می آشوبد . به گمانم صدای زنگ کاروان است که در همهمه وحشت افزای تنهایی برکه می پیچد .
ای کاش لحظه ای کنار من درنگ کنند تا تنهاییِ خود را با حضورشان قسمت کنم .
ای کاش آبی داشتم تا عطش و خستگی راه را با خنکای وجودم فرو می نشاندند ! غدیر ، خسته و تنها ، سر در گریبان فرو برده و رؤیاهایش را آه می کشد .
کاروان نزدیک و نزدیکتر می شود . ناگاه ، صدایی ، در سکوت کاروان پیچید . صدایی ، حجاز را به لرزه افکند .
" بایستید ! دهان های باز برگشتند
تمام گردنه های حجاز برگشتند
همین که پرده خاموش کاروان افتاد
صدا دوید و در آغوش کاروان افتاد "
رفتگان را فرا خوانید و جاماندگان را دریابید که پیامی مهم دارم .
سکوت ، به زمزمه نشست . زمزمه ها بلند و بلندتر و موجی از همهمه در کاروان افتاد . دستان خدا در دست رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، بالا رفت .
" مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه " . تاریخ سالخورده حجاز ، هنوز هم هجوم بی دریغ دستانی را که برای بیعت پیش می آمدند ، به خاطر دارد .
شاد باش های آمیخته با کینه فرود آمدند .
سیل تبریک های پیاپی که بوی نفرت می داد .
عقده ها سر باز کرده و زخم های چرکینی که متولد شد .
... و خدا ، ولایت علی علیه السلام را به انسان هدیه کرد و حصار محکم خود را به بشر ارزانی داشت . چشمه حیات جاری شد تا بنی آدم ، عطش بیحد و حصر خود را فرو بنشاند به زلالیِ محبت مولا .
و حب علی ، سرآغاز همه خوبی ها گشت . راه راست نمایان و دین خدا تکمیل شد .
آینده تاریخ انسان ، به دست های " ید اللهی " علی سپرده شد تا در سایه سار محبت و عدالت بی دریغش ، به آرامش برسد .
بارانی از رحمت ، باریدن گرفت . خدا ، مهر علی را به خاک هدیه کرد و خاک ، بارور شد ، نام علی را به گوش آبها خواند و رود ها خروشیدند ، یاد علی را به درخت ها ، سپرد و درخت ها ، سبز شدند .
صدای هلهله می آید ؛ اما حزنی غریب ، گلوی لحظات را می فشرد غدیر ، شاد و غمگین است .
اینجا نقطه آغاز دلتنگی های علی است ؛ شروع داستان حق طلبی فاطمه علیها السلام . غدیر ، رنج روز های نیامده علی است ؛ ابتدای بیست و پنج سال خانه نشینی ذوالفقار .
غدیر ، اولین پژواک از اندوه بیشمار ، چاه دلتنگی های مرتضی است .
" خدیجه پنجی "
**************************
پیراهنی از غدیر مبارکت باد !
غدیر ، نام اقیانوس بیکرانی است که افق در افق ، با آسمان نسبت دارد و موج در موج ، هم آغوش عرش است . عرش ، از آخرین موج های غدیر آغاز می شود .
خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه ، با سرخی شفق ، فوج فوج در زلال بیکران غدیر بال می شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می ایستند !
آدم از بهشت شروع شد و به زمین پیوست و سال ها در زمین گشت و گشت ؛ با شیون و اندوه . سرانجام ، غدیر خم را یافت و از معبر غدیر ، دوباره به بهشت بازگشت . در جاذبه این خاکدان سخت ، غدیر تنها بال پرواز به سمت بهشت است . دیگر هر چه هست ، خاک است ، خون است ، خاکستر است .
یکصد و بیست و چهار هزار چشمه از ازل تا به ابد جاری گشت و به غدیر پیوست .
اینک غدیر ، حاصل یکصد و بیست و چهار هزار چشمه زلال رسالت است که موج در موج ، عرفان و معرفت را فراراه انسان قرار داده است .
" فَصَلّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ " .
پس اگر هنوز ذوق تماشایت هست بیا به کرانه غدیر بایست تا پنجره هایی از عرش در برابرت گشوده شود و تو را به تماشای لوح و قلم ببرد .
هیچگاه آرزو کرده ای که تو در لب دریایی ، آهسته آهسته قدم بزنی و فرشتگان ، فوج فوج از برابرت پرواز کنند ؟ اگر جوابت آری است ، در یک غروب ، دست از هر چه هست و نیست بشوی و تنها یک دل با خود بردار و در کرانه غدیر برو ، ببین پرواز فرشتگان چقدر زیباست ، چقدر تماشایی !
هر کس که یک بار گذرش بر کرانه های غدیر افتاده باشد ، دیگر همیشه مست است ، همیشه عاشق است . دیگر هیچگاه غم سراغش نخواهد آمد .
پس پیراهنی از غدیر مبارکت باد !
" قنبر علی تابش "
**************************
... برکه ای پر از پر پروانه
ظهر بود ؛
گرم و تن سوز ؛ خاک ها ، از شلاق شعله های خورشید ، زخمی .
ظهر بود که صدای صاعقه زمان ، حادثه ای را رقم میزد .
صدا ، پروانه ای می شد که روی هزاران شانه خسته و خاک گرفته می نشست .
برکه ، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود .
برکه ، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان ها پاشید .
برکه ، ایستاده بود و بهار را در آغوش می کشید .
برکه ، تمام پروانه های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده بود و در خودش نمی گنجید .
غدیر دیگر برکه نبود .
" غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد "
غدیر دف میزد و بر طبل های شادی می کوبید .
ناگهان ، دست های خورشید ، در دست های وحی گره خورد .
آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت .
تمام ستاره های آسمان ، به شبنشینی چشمان خورشید آمدند .
دست های وحی ، بالا می رفت و دست های خورشید را بالاتر می برد .
هزاران باور ، میدیدند و تبریک می گفتند .
" اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه " .
غدیر فریاد می کشید و دهانهای تعجب ، خشک شده بود .
غدیر فریاد می کشید و صدای پای بهار ، تا آسمان هفتم پیچیده بود .
غدیر فریاد می کشید و رسول ، طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود .
" من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ".
"ابراهیم قبله آرباطان "
**************************
مادرِ دریا ها
رفتگان برگردند و نیامدگان شتاب کنند ! در این نقطه تاریخ و در آبگیر آرزوی رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، آینده اسلام رقم می خورد . این آبگیر خشک ، مادر دریاهاست و استسقای عشق را چارهای جز غدیر نیست .
اینجا بایستید و آه بکشید و بخندید و پای بکوبید و گریه کنید ؛ زندگی فاصله گریه و خنده است و اینجا خنده ها و گریه های تاریخ رقم می خورد .
شادی امروز ، آی های برای فرداست . جشن غدیر ، فریاد غربت علی است ؛ فریاد حقانیت فاطمه .
اینجا آینده اسلام رقم زده می شود .
بشتابید ! زود ، دیر می شود ، اگر نفروشید دل را و نخرید ولای علی را ، دچار سقیفه می شوید .
بشتابید ! دروازه بهشت اینجا باز می شود . بشتابید تا غدیر تمام نشده .
" حسین امیری "
**************************
در غدیر بود که ...
غدیر ، سفر های است که برای تمامی گلها پهن کرده اند .
غدیر ، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است .
غدیر ، یک اتفاق ساده نیست ؛ یک گزینش رحمانی است .
غدیر ، یک کلمه نیست ، یک برکه نیست ؛ یک دریاست ؛ رمزی است بین خدا و انسان .
غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بیکرانه است ؛ جاری بر جان های پاک و اندیشه های تابناک .
غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می کشاند .
غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان های تشنه است .
غدیر ، برکت همه احساس های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است .
در غدیر بود که تیرگی ها فراری شدند و نورانیت محض ، خودنمایی کرد .
در غدیر بود که قیافه ایمان ، تماشایی شد و شاخه های عشق ، بر تن ایمان رویید .
در غدیر بود که درخت هستی ، به کمال رسید .
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد .
در غدیر بود که نیلوفر عشق ، بر گرد محور زمین پیچید .
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه ، سر برکشید .
" حمزه کریم خانی "
**************************
پرده آخر
صحنه تاریخ ، آماده ؛ شروع داستان
تک تکِ نقش آفرینانش عزیز و مهربان
یک نمایشنامه زیبا و جالب ، خواندنی
کارگردان توانایش ، خداوند جهان
پرده اول : صدای مبهم یک قافله
می شکافد سینه خشک کویری ناتوان
بوی باران ، بوی ناب اتفاقی بی نظیر
عطر آواز ملایک در سکوت کاروان
منبری بسیار ساده ، پله پله تا خدا
ایستاده قلب عالم بر بلندای جهان
چشم ها خاموش ، سرشار از سؤالاتی شگفت
هان ! چه می خواهد بگوید خاتم پیغمبران
می گشاید لب ، به " بسم اللّه الرحمن الرحیم "
می برد بالای سر، دست ولایت ناگهان ...
پرده دوم : صدای همهمه ، باران نور
رقص و آواز و شمیم هلهله در آسمان
روزگار از شوق فریاد " علی " سر می دهد
با ولایت بیعتی جاوید می بندد زمان
پرده آخر : کسی از نسل تاریخ غدیر
می رسد با ذوالفقاری انتهای داستان
" خدیجه پنجی"
**************************
غدیر ، معیارى که بدنیا آمد
آرى ... خم !
شربدار ولایت
غدیر حادثات
و میان منزل افشاى رازهاست .
بنگریدش
که بر اوج دست و بازو
در چنگ چنگالى از نور
ایستاده است
به ابرها نزدیکتر تا به ما
و نگاه نمى کند
نه در چشمان مشتاق
نه در دیدگان دریده از حسد .
به این ترانه گوش کنید
که در هفت آسمان مى طبپد :
" هر که مرا مولاى خویش بداند اینکه فرا چنگ من ایستاده مولاى اوست " . آرى
امروز همه چیز کامل است
معیارى بدنیا آمده
که در سایه اش
نیک و بد از هم مشخصند .
در این زلال ، باید جان را به شستشو نشست
در غدیر ، یک تاریخ تبلور پیدا کرد .
و بدین سان ، آن دشت که دیروز گمنامش ،
کندى و سستى قافله ها را مى زدود ،
امروز ،
طلوع آفتاب ولایت را بستر شد .
آن برکه آب ، میانه کویرى برهوت ،
که رنج و خستگى مسافران را به جان مى خرید ،
امروز ،
چشمه جوشان و همیشه جارى پهنه آرمان هاى والا گشت .
بدین سان بود که پیامبر ( درود خدا بر او و خاندانش )
ندا در داد :
آنها که بى ولایت على ( سلام خدا بر او ) رفته اند ،
باز گردند و
در کناره غدیر ، " آینه بلند اى آسمان کویر "
با حماسه ساز نهضت اسلام ، روح مطهر زمان ،
بیعتى دوباره کنند ،
و در طبیعت حقیقت ، تنفسى روح نواز و مستى زا ...
و اینگونه بود که به یکباره ،
از کالبد بى جان یک دشت پر سکوت
غوغاى اجابت و پذیرش برخاست . و هیاهوى سر در گم انسانى ،
در بازتاب مرز هاى روشنى و جاودانگى
جوششى مداوم یافت ،
بیراهه ها ، نهاده شد ،
و حجت در جانشان بیامیخت .
راستى را ،
مگر خورشید در غروبش ،
ماه را به نور افشانى ، نمى گمارد ؟
و مگر دریا ،
ابر را ،
از خود و براى خود ، غنا نمى بخشد ؟
در این زلال ، باید جان را به شستشو نشست و از این دریا ، باید گوهر هاى ناب به دست آورد .
در غدیر که به چه مى اندیشد ؟
در غدیر گویا محمد صلى الله علیه و آله مى اندیشد :
بدون على علیه السلام چگونه خواهد رفت ؟
و على علیه السلام مى اندیشد :
بدون محمد صلى الله علیه و آله چگونه خواهد رفت ؟
و على علیه السلام مى اندیشد :
بدون محمد صلى الله علیه و آله چگونه خواهد ماند ؟
و مردم بین همین رفتن و ماندن است که به ابهامى شگفت گرفتار آمده اند :
این همان محمد صلى الله علیه و آله است که مى ماند ، اگر با على بیعت مى کردیم ،
و این حتى على علیه السلام است که مى رود ، اگر بیعت را شکستیم !!
توده مردم به چگونگى بیعت مى اندیشند و سران توطئه به شکستن بیعت ...!!
" اسماعیل نورى علاء "
غدیر ، سفر های است که برای تمامی گلها پهن کرده اند .
غدیر ، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است .
غدیر ، یک اتفاق ساده نیست ؛ یک گزینش رحمانی است .
غدیر ، یک کلمه نیست ، یک برکه نیست ؛ یک دریاست ؛ رمزی است بین خدا و انسان .
غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بیکرانه است ؛ جاری بر جان های پاک و اندیشه های تابناک .
غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می کشاند .
غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان های تشنه است .
غدیر ، برکت همه احساس های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است .
در غدیر بود که تیرگی ها فراری شدند و نورانیت محض ، خودنمایی کرد .
در غدیر بود که قیافه ایمان ، تماشایی شد و شاخه های عشق ، بر تن ایمان رویید .
در غدیر بود که درخت هستی ، به کمال رسید .
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد .
در غدیر بود که نیلوفر عشق ، بر گرد محور زمین پیچید .
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه ، سر برکشید .
یا علی ذاتت ثبوت قــل هو الله احــــــــــــد نام تو نقش نگین امـــــــــر الله الصمـــــــد لم یلد از مادر گیتی و لم یـــولد چو تــــــــو لم یکن بعد از نبی هستی ، له کفوا احـــد
ادامه مطلب




