تعريف: يك مجموعه يا سازمان از افرادي كه مسئوليت
تحقيق در زمينه هاي مختلف را دارند.
تعريف: اتاق فکر يکي از ابزارهاي آفرينندگي براي شناسائي، حل
مساله و توسعه خلاقيت در هر سازماني است. مکاني براي انديشيدن به يک مساله يا
موضوع است، بدون حضور عواملی که مانع آزاداندیشی یا محدودیت شوند.
در فرهنگ لغات میراث
آمریکایی، اتاق فکر را این گونه تعریف می کند: «گروه یا موسسه ای که برای انجام پژوهش های قوی و حل مسئله،
بخصوص در حوزه های فناوری و استراتژیهای سیاسی تاسیس شده است». مطابق تعریف فرهنگ لغات آکسفورد،
اتاق فکر «موسسه تحقیقاتی متشکل از گروهی از نخبگان است که به ارایه مشاوره و ایده برای
مسایل ملی و تجاری (سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) می پردازد»، همچنین به «گروهی بین رشته
ای از مشاوران
متخصص» نیز اطلاق می شود .
ويژگيهاي اتاق فكر
:
اتاق های فکر چهار ويژگي عمده دارند که آنها را از ساير
سازمانهاي پژوهشي متمايز ميسازند
:
۱- جمعانديشي: افزايش حجم اطلاعات، گسترش روابط بينالمللي و افزايش عوامل تاثيرگذار در امر تصميمسازي و
استراتژيپردازي، ضرورت تفکر جمعي و جمعانديشي را محرز کرده است. اتاق فکر الگوي سازماني جمعانديشي
بود که در پرتو اين ضرورت بوجود آمد. فعاليت اتاق های فکر باعث شد که فرآيند جمعانديشي
رشد و گسترش
پيدا کند و توانايي خود را براي حل مسايل بزرگ نشان دهد .
۲- توليد فرآوردههاي فکري و انتقال به مخاطب: يکي از وظايف اتاقهای فکر، توليد و خلق ايدههاي مناسب براي
حل مسايل و همچنين تدوين، صورتبندي ومستندسازي آنها است. ساختار و نوع فعاليت اتاق های فکر به
گونهاي است که خلاقيت را براي ايدهپردازي افزايش داده و ميداني را براي تضارب آراي مختلف که معطوف
به حل مسايل
هستند، ايجاد ميکند؛ اما اگر ايدهها و آراي بهدست آمده، اولاً جمعبندي و خلاصهسازي نشود و ثانياً به گونهاي مفيد و
جذاب براي مخاطبان، ارايه نشوند، اتاق فکر به اهداف خود دست نيافته است؛ لذا اتاق های فکر، علاوه
بر شناخت و حل مسايل، تلاش عمدهاي را صرف رساندن پيامهاي خود به مخاطبان تا حصول آخرين نتايج
مورد نظر،به عمل
ميآورند .
اتاق های فکر در تعامل با دستگاههاي اجرايي، صرفاً تصميمساز
هستند و نبايد درگير مسائل اجرايي و يا
توجيه کارشناسانة تصميمهاي روزمرة
دستگاهها شوند
.
۳-
معطوف بودن کوششها به مسايل روز: روح حاکم بر فعاليت اتاق های
فکر و آنچه که در بطن تمام فعاليتهايي که
در اتاق های فکر صورت ميگيرد، حاکم است
بايد معطوف به تصميمسازي و استراتژيپردازي بر روي مسايل
روز جامعه باشد؛ مسائلي
که اگر به آنها پرداخته نشود، مشکلاتي براي حال و آيندة کشور به جاي ميگذارد
.
۴- درگير نشدن در مسايل اجرايي و تشريفات رسمي سياستگذاري: اتاق های فکر سياستساز هستند نه سياستگذار؛ بدين
معني که اين اتاق های فکر غالبا
نهادهايي پيشنهاددهنده هستند و درگير مسائل تشريفاتي و حقوقي سياستگذاري
نميشوند . همچنين اتاق های فکر
در تعامل با دستگاههاي اجرايي، صرفاً تصميمساز هستند و نبايددرگير مسائل اجرايي و يا توجيه کارشناسانة
تصميمهاي روزمرة دستگاهها شوند .
همچنین اتاق های فکر
۸
ویژگی فرعی دیگر نیز دارند که عبارتند از
:
۱ - نقد گفتمان وضعيت فكري و دانشي
براي ساختن وضعيت موقعيت فكري جديد
۲-
دعوت به موضوع خودباوري، خودآگاهي و فراهم سازي فكر خود بنياد و فراهم نمودن منطق امكان خود اصلاحي
۳-
بوجود آوردن دغدغه فكرورزي و فكر سازي پايه جهت تصميم سازي و تصميم گيري
۴-
زير ساخت مدلهاي طرح و برنامهاي و شيوهاي براي اعمال مديريت
فكري
۵-
باشگاه فكرسازي و راهي براي حاكميت تفكر
۶- هدايت ذهن جامعه به سمت نوگرايي
۷-
كانوني براي فكر كردن و فكرورزي روشمند
۸- ورودي افکار و انديشه ها به نظام تصميم سازي است
وظايف اتاق های فکر
:
از وظايف اتاق فكر ميتوان به موارد زير اشاره کرد
:
۱-
شناسايي، توصيف و صورتبندي دقيق مسايل مورد نظر، ارزيابي
مسايل جاري و مسايل در شرف ظهور و اراية
ديدگاههاي تحليلگرايانه در خصوص آن دسته
از سياستهايي که سياستگذاران به آن نياز فوري دارند
.
۲-
تبديل ايدههاي کلي و شکلنگرفته و پيشنهادهاي خام به سياستها
و برنامههاي دقيق و قابل اجرا در عمل
.
۳-
ايفاي نقش به منزله يک مرجع مستقل و در بحثهاي مربوط به
سياستگذاري و ارزيابي نقادانه سياستها و
برنامههاي دولت يا موسسة سياستگذار
.
۴-
فراهم آوردن زمينه براي مبادلة سازندة اطلاعات و نظرات ميان چهرههاي اصلي مشارکتکننده و در صورت امکان
ايجاد اجماع بين آنان و همچنين فعاليت در مقام تسهيلکننده مبادلة اطلاعات و آراء ميان صاحبنظران .
۵- شناسايي و تربيت نيروهاي صاحبنظر در قلمرو تحقيقات مربوط به سياستگذاري .
۶-معرفي و عرضه نيروي کار ماهر به دولتمردان و سياستگذاران
.
۷-
توضيح و تفسير سياستها براي رسانهها و افکار عمومي
.
۸-
انجام مطالعات تطبيقي و مرور تجربة کشورهاي توسعه يافته و
يافتن نقاط قوت و ضعف سياستهاي آنها
.
۹- بوميسازي الگوهاي انديشهاي به دست آمده از ترازيابيها و مطالعات تطبيقي. ممکن است اين الگوها در
کشورهاي مختلف و با توجه به شرايط خاص اجتماعي و فرهنگي مفيد باشد؛ اما در کشور ما باعث ضررهاي
جبرانناپذيري شود. به همين دليل بوميسازي سياستها اهميت ويژهاي دارد .
۱۰-
مطالعات آيندهشناسي و آيندهنگاري (Foresight)
بدون داشتن تصاويري از آينده و اراية آن، نميتوان ساير وظايف نهادهاي مولد انديشه را
نيز به درستي
به انجام رساند .
خطراتی که اتاق های فکر را تهدید می کنند
:
بالاخره هر اتاقی در برابر نوعی زلزله فرو می ریزد. زلزله های مخربی که باعث فروپاشی اتاق های فکر می شوند
عبارتند از :
۱- از دست دادن استقلال و قدرت آزاد اندیشی مثلاً به دلیل وابستگی مالی
۲- عدم وجود افراد استارتژیست
۳- وارد شدن به حوزه کارهای اجرایی
۴- عدم مهارت کافی در زمینه دانش تفکر
۵- کافی نبودن افراد متخصص در رشته های گوناگون که نتیجه آن عدم
کامل اندیشی است
.
۶
- هماهنگ نبودن با شرایط جامعه و
همسو نبودن با زمان






