آنها که به کوی عارفان افتادند
با نفخهٔ صور چابک و دلشادند
قومی به فدای نفس تن در دادند
قومی ز خود و جهان و جان آزادند
ادامه مطلب
|
ساقي نامه يا مَنْ لا يُعْبَدُ إلاّ هو
|
آنها که به کوی عارفان افتادند با نفخهٔ صور چابک و دلشادند قومی به فدای نفس تن در دادند قومی ز خود و جهان و جان آزادند ادامه مطلب [ شنبه 31 مرداد 1394 ] [ 8:47 AM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
از این نماز غرض آن بود که من با تو حدیث درد فراق تو باز بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو نشسته روی به محراب و دل به بازارم ادامه مطلب [ سه شنبه 27 مرداد 1394 ] [ 10:43 AM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
عشقهایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود عشق زنده در روان و در بصر هر دمی باشد ز غنچه تازهتر عشق آن زنده گزین کو باقیست کز شراب جانفزایت ساقیست عشق آن بگزین که جمله انبیا یافتند از عشق او کار و کیا تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست ادامه مطلب [ سه شنبه 27 مرداد 1394 ] [ 10:01 AM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
[ دوشنبه 26 مرداد 1394 ] [ 12:25 PM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
مست توام از جرئه و جام آزادم مرغ توام از دانه و دام آزادم مقصود من از كعبه و بتخانه توئی تو ورنه من از این هر دو مقام آزادم ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 12:08 PM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 1 ]
صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است کجا همیروی ای دل بدین شتاب کجا بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 12:05 PM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
نقاش رخت اگر نه یزدان بودی استاد تو در نقش تو حیران بودی داغ مهرت اگر نه در جان بودی در عشق تو جان بدادن آسان بودی ادامه مطلب [ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 11:36 AM ] [ محمد ظفر ]
[ نظرات 0 ]
|
|