درباره

آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردي

قرآن بخوان

 

با تو گر خواهي سخن گويد " خدا " قرآن بخوان

 

                                               تا شود روح تو با حق آشنا قرآن بخوان

اي بشر ياد "خدا" آرامش دل مي دهد

 

                                            دردمندان را بود قرآن دوا ، قرآن بخوان

دامها گسترده شيطان در مسير عمر تو

 

                                               تا كه ايمن باشي از اين دامها قرآن بخوان

" رتل القرآن ترتيلا " نداي رحمت است

 

                                               مي دهد قرآن به جان و دل صفا قرآن بخوان

عترت احمد زقرآن نمي گردد جدا

 

                                               تا بيابي معني اين نكته را قرآن بخوان

گفت پيغمبر كه بي دين است هر كسي بي حياست

 

                                               تا شود روح تو پابنده حيا قرآن بخوان

اي كه روحت سخت پابنده غم دنيا شده

 

                                               مي كند قرآن تو را از غم رها قرآن بخوان

حضرت لقمان عليه‏السلام‏

يكى از حكماى صالح و وارسته بزرگ تاريخ، حضرت لقمان عليه‏السلام است كه نام مباركش در قرآن، دو بارآمده، و يك سوره قرآن (سوره سى و يكم) به نام او است. از اين رو خداوند در اين سوره از او ياد كرده كه فرزندش را به ده اندرز حكيمانه و بسيار مهم نصيحت كرده كه در قرآن در ضمن پنج آيه‏ بيان شده است.

شيوه بيان قرآن نشان مى‏دهد كه لقمان عليه‏السلام پيغمبر بوده است، و در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده فرمود:

حقَّاً اَقُولُ لَم يَكُن لُقمانُ نَبيّاً وَ لكِن كانَ عبداً كَثِيرَ التَّفكُّرِ، حُسنَ اليَقينِ، اَحبُّ اللهَ فَاحَبَّهُ، وَ منَّ عَلَيهِ بالحِكمَةِ؛

به حق مى‏گويم كه لقمان عليه‏السلام پيامبر نبود، ولى بنده‏اى بود كه بسيار فكر مى‏كرد، و يقينش عالى بود، خدا را دوست داشت، و خدا نيز او را دوست داشت و نعمت حكمت را به او عنايت فرمود.

ويژگى‏هاى حضرت لقمان عليه‏السلام‏

1 - لقمان عليه‏السلام از كسانى بود كه عمر طولانى كرد، عمرش را از دويست تا 560 سال و از هزار تا 3500 سال نوشته‏اند.

سلسله نسب او را چنين نوشته‏اند: لقمان بن عنقى بن مزيد بن صارون، و لقبش ابوالاسود بود، بعضى او را پسر خاله، يا خواهرزاده حضرت ايوب عليه‏السلام مى‏دانند كه سلسله نسبش به ناحور بن تارَخ (برادر ابراهيم خليل) مى‏رسد.

3 - او از اهالى نوبه‏ واقع در سرزمين آفريقا بود، از اين رو سياه چهره و داراى لبهاى ستبر و درشت بود، و قدمهاى گشاد و بلند داشت.

4 - او مدتى چوپان و برده قين بن حسر (از ثروتمندان بنى اسرائيل) بود سپس بر اثر بروز حكمت از او، اربابش او را آزاد ساخت.

محدث و مورخ معروف، مسعودى مى‏نويسد: لقمان از اهالى نَوبه (واقع در آفريقا) بود ارباب او قين بن حسر نام داشت، لقمان در دهمين سال حكومت حضرت داوود عليه‏السلام به دنيا آمد، عبد صالح بود، خداوند نعمت حكمت را به او عطا كرد، او در نقاط مختلف زمين، عمر طولانى كرد، همواره حكمت و وارستگى از او آشكار مى‏شد و تا عصر حضرت يونس عليه‏السلام زندگى كرد.

مسائل خانواده را مطرح مي‌كرديم. چهار رقم زن و شوهر در قرآن هست. سه تا را من مي‌گويم و يكي را هم شما بگوييد. يا زن و شوهر هردو همفكر و همكار هستند در خوبي‌ها. 2- زن و شوهر همفكر و همكار هستند در بدي‌ها. 3- زن خوب است، مرد بد. مورد چهارم هم شما بگوييد. مرد خوب است، زن بد است. چهار مورد هم در قرآن آمده است. آنجا كه هردو همفكر و همكار هستند در خوبي‌ها، نمونه‌اش پيغمبر اسلام و خديجه، نمونه‌اش اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(س).

وقتي امام حسن و امام حسين كوچولو هستند، مريض مي‌شوند، پيغمبر عيادت مي‌رود، پيشنهاد مي‌كنند براي سلامتي‌شان، نذر كنيد، روزه بگيريد، بچه‌ها خوب مي‌شوند، اينها نذر روزه دارند. سه شب تا مي‌روند افطار كنند، يك شب يتيم، يك شب مسكين، يك شب اسير، مي‌آيد اينها زن و شوهر، يعني اميرالمؤمنين و حضرت زهرا غذاي خودشان را به يتيم و مسكين مي‌دهند. اين قصه را شنيديد، آيه‌اش را هم بشنويد. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً» (انسان/8)

1- همراهي مردان و زنان در كارهاي خير

اگر مرد مي‌خواهد كار خير كند، زن مانعش نشود. چند وقت پيش يك پزشك متخصص با يك خانم آمده. دو تا پزشك ستاد نماز آمدند. اين خانم پزشك چقدر از شوهرش تعريف كرد. شوهر چقدر از خانمش، و گفتند: چون ما آخر عمرمان است، يك مبلغي را دولت به بازنشسته‌ها مي‌دهد. ما مي‌خواهيم اين مبلغ را يكجايي كه جمعيت هست، مسجد نيست، مسجد بسازيم. ما راهنمايي‌اش كرديم كه كجا بساز. يعني زن و مرد، حالا مرد هم هست كه مثلاً مي‌خواهد يك كار خيري بكند، زن مانع است. زن داريم يك كار خيري مي‌خواهد بكند مرد مانع است. در قرآن خيلي آيه داريم كه مانع خير نشويد. «يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّه‏» (اعراف/45) مي‌خواهد كار خير كند مانعش مي‌شود و مي‌گويد: پيري داري، كوري داري، بچه داري، نوه داري.

بحث ما درباره اين بود كه اسلام يك دين جامعي است و چند هفته است كه درباره آن صحبت مي‌كنيم و همه چيز در آن است. دنبال اين مي‌گرديم كه يك قانون خوب و يك حرف حسابي يك كسي داشته باشد كه بهتر آن در قرآن و روايات نباشد. حالا ما به مقدار الفبايي كه بلد هستيم، مي‌گوييم. سر سفره‌ي قرآن نشستيم. يكي از مسائل توجه اسلام به طبيعت است. در اين زمينه صحبت كرديم. درست است كه بيننده‌هاي ما در محيط زيست هستند، ولي چه كسي هست كه با محيط زيست رابطه نداشته باشد؟ يعني براي همه‌ي امت است. موضوع بحث ما جامعيت اسلام، اسلام دين جامع و اسلام و طبيعت است.

1- عناصر طبيعت، نام سوره‌هاي قرآن

اصلاً شما مي‌دانيد كه اسم‌ سوره‌هاي قرآن بر اساس طبيعت است؟

 فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ‏
    (آل‏عمران، 61)
 پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسیده است، درباره او (عیسى) به ستیز و محاجّه برخیزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بیائید پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانیم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
 

 واژه‏ى «نَبتَهل» از ریشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازكردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ى مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یكدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.(1)
 در تفاسیر شیعه و سنى و برخى كتب حدیث و تاریخ مى‏خوانیم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول‏خداصلى الله علیه وآله مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایى كه میان آنان و پیامبرصلى الله علیه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه‏جویى كرده و در حقّانیّت اسلام ابراز تردید مى‏كردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مى‏كنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین كنیم و هر نفرینى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى‏شود كه راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
 هنگامى كه نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله شنیدند، به یكدیگر نگاه كرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فكر و اندیشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید كه پیامبر با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مى‏آید، نگران نباشید و بدانید كه خبرى نیست، ولى اگر با افراد معدودى به میدان آمد، از انجام مباهله صرف‏نظر و با او مصالحه كنید.
 روز مباهله، آنها دیدند كه پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله همراه با دو كودك و یك جوان و یك زن بیرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسین‏علیهما السلام و آن جوان، علىّ‏بن ابى‏طالب‏علیهما السلام و آن زن فاطمه‏ى زهراعلیها السلام دختر پیامبرصلى الله علیه وآله بودند.

 فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ‏
    (آل‏عمران، 61)
 پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسیده است، درباره او (عیسى) به ستیز و محاجّه برخیزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بیائید پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانیم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
 

 واژه‏ى «نَبتَهل» از ریشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازكردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ى مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یكدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.(1)
 در تفاسیر شیعه و سنى و برخى كتب حدیث و تاریخ مى‏خوانیم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول‏خداصلى الله علیه وآله مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایى كه میان آنان و پیامبرصلى الله علیه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه‏جویى كرده و در حقّانیّت اسلام ابراز تردید مى‏كردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مى‏كنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین كنیم و هر نفرینى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى‏شود كه راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
 هنگامى كه نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله شنیدند، به یكدیگر نگاه كرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فكر و اندیشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید كه پیامبر با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مى‏آید، نگران نباشید و بدانید كه خبرى نیست، ولى اگر با افراد معدودى به میدان آمد، از انجام مباهله صرف‏نظر و با او مصالحه كنید.
 روز مباهله، آنها دیدند كه پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله همراه با دو كودك و یك جوان و یك زن بیرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسین‏علیهما السلام و آن جوان، علىّ‏بن ابى‏طالب‏علیهما السلام و آن زن فاطمه‏ى زهراعلیها السلام دختر پیامبرصلى الله علیه وآله بودند.

«26» لِلَّهِ مَا فِى السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ
 آنچه در آسمان‏ها و زمین است از آنِ خداست، همانا خداوند بى‏نیاز و ستوده است.
 
 پیام‏ها:
 1- تنها خداوند، خالق و مالكِ آفریده‏هاست، «للّه ما فى السموات و الارض» و تنها او كه بى‏نیاز است، سزاوار ستایش است. «انّ اللّه هو الغنىّ الحمید»
 2- سفارش به حمد و ستایش خداوند در آیه‏ى قبل، به خاطر نیاز او نیست. «قل الحمدللّه... هو الغنىّ الحمید»
 
 «27» وَلَوْ أَنَّمَا فِى الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَمٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ
 و اگر آنچه درخت در زمین است، قلم شوند، و دریا و از پسِ آن هفت دریا به كمك آیند، (و مركّب شوند تا كلمات خدا را بنویسند،) كلمات خدا به پایان نرسد، همانا خداوند شكست‏ناپذیر و حكیم است.
 

 نكته‏ها:
 در آیه 109 سوره‏ى كهف نیز مى‏خوانیم: «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لَنَفدَ البحر قبلَ أن تَنفد كلمات ربّى و لو جئنا بمِثله مَدَداً» بگو: اگر دریا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دریا پایان مى‏گیرد، پیش از آن كه كلمات پروردگارم تمام شود، هر چند همانند آن (دریاى اوّل) را كمك قرار دهیم.
 شاید مراد از «سبعة ابحر»، كثرت باشد و عدد خصوصیتى نداشته باشد. یعنى اگر آب همه‏ى دریاها هم مركّب شود، باز هم نمى‏توانند همه‏ى نعمت‏هاى الهى را بنویسند.
 پیام‏ها:
 1- مكتب انبیا، انسان را از ساده‏نگرى و محدود بینى بریده و به بى‏نهایت مرتبط مى‏كند. «و لو اَنّما... ما نفدت كلمات اللّه»
 2- كلمات الهى، قابل شمارش نیستند. «ما نفدت كلمات اللّه»
 كلمة اللَّه چیست؟
 1- نعمت‏هاى خداوند. «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لنفد البحر...»(157)
 2- سنّت‏هاى الهى. «و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم المنصورون»(158) و «ولولا كلمة الفصل لقضى بینهم»(159)
 3- آفریده‏هاى ویژه‏ى خداوند. «انّما المسیح عیسى ابن مریم رسول‏اللّه و كلمته»(160)
 4- حوادثى كه انسان با آنها آزمایش مى‏شود. «و اذا ابتلى ابراهیم ربّه بكلمات»(161)
 5 - آیات الهى. درباره‏ى حضرت مریم مى‏خوانیم: «و صدّقت بكلمات ربّها»(162)
 6- اسباب پیروزى حقّ بر باطل. «و یرید اللّه ان یحقّ الحق بكلماته و یقطع دابر الكافرین»(163)، «و یمح اللّه الباطل و یحقّ الحق بكلماته»(164)

16» یَبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى السَّمَوَاتِ أَوْ فِى الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ
 اى فرزندم! اگر (عمل تو) همسنگ دانه‏ى خردلى باشد و در دل تخته سنگى یا در آسمان‏ها یا در زمین نهفته باشد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد، زیرا كه خداوند دقیق و آگاه است.

 
 نكته‏ها:
 «خَردل» گیاهى است با دانه‏هاى بسیار كوچك و سیاه رنگ كه دانه‏هاى آن در كوچكى و حقارت ضرب‏المثل است.
 پیام‏ها:
 1- توجّه دادن فرزند به علم و قدرت الهى، نشانه‏ى حكمت است. «آتینا لقمان الحكمة... یا بنىّ...»
 2- در موعظه، براى هر سفارشى نام مخاطب را تكرار كنیم. (تكرار «یا بُنىّ» در این سوره و تكرار «یا ابت» در سوره‏ى مریم آیات 40 تا 45).
 3- ایمان انسان به حضور عملش در قیامت، سرچشمه‏ى اصلاح اوست. «اِن تك مثقال حبّة... یأت بها اللّه»
 4- كوچكى، «خَردَل» سفتى، «صَخرَة» دورى و ناپیدایى، «السّموات، الارض»، در علم الهى و احضار عمل اثرى ندارد. «یأت بها اللّه»
 5 - خداوند به همه چیز آگاه و بر همه چیز تواناست. «یأت بها اللّه... لطیف خبیر»
 6- اعمال انسان، در این جهان از بین نمى‏رود. «یأت بها اللّه»
 7- حسابرسى خداوند دقیق است، زیرا او لطیف است. «لطیفٌ خبیر»
 
 «17» یَبُنَىَّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلَى‏ مَآ أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
 فرزندم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و بر آنچه از سختى‏ها به تو مى‏رسد مقاومت كن كه این (صبر) از امور واجب و مهم است.

 



تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |