0 نظر
0 نظر
نرم افزار تلاوت جزء ۳۰ قرآن کريم
دانلود برنامه

0 نظر
قرآن بخوان
با تو گر خواهي سخن گويد " خدا " قرآن بخوان
تا شود روح تو با حق آشنا قرآن بخوان
اي بشر ياد "خدا" آرامش دل مي دهد
دردمندان را بود قرآن دوا ، قرآن بخوان
دامها گسترده شيطان در مسير عمر تو
تا كه ايمن باشي از اين دامها قرآن بخوان
" رتل القرآن ترتيلا " نداي رحمت است
مي دهد قرآن به جان و دل صفا قرآن بخوان
عترت احمد زقرآن نمي گردد جدا
تا بيابي معني اين نكته را قرآن بخوان
گفت پيغمبر كه بي دين است هر كسي بي حياست
تا شود روح تو پابنده حيا قرآن بخوان
اي كه روحت سخت پابنده غم دنيا شده
مي كند قرآن تو را از غم رها قرآن بخوان
0 نظر
حضرت لقمان عليهالسلام
يكى از حكماى صالح و وارسته بزرگ تاريخ، حضرت لقمان عليهالسلام است كه نام مباركش در قرآن، دو بارآمده، و يك سوره قرآن (سوره سى و يكم) به نام او است. از اين رو خداوند در اين سوره از او ياد كرده كه فرزندش را به ده اندرز حكيمانه و بسيار مهم نصيحت كرده كه در قرآن در ضمن پنج آيه بيان شده است.
شيوه بيان قرآن نشان مىدهد كه لقمان عليهالسلام پيغمبر بوده است، و در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده فرمود:
حقَّاً اَقُولُ لَم يَكُن لُقمانُ نَبيّاً وَ لكِن كانَ عبداً كَثِيرَ التَّفكُّرِ، حُسنَ اليَقينِ، اَحبُّ اللهَ فَاحَبَّهُ، وَ منَّ عَلَيهِ بالحِكمَةِ؛
به حق مىگويم كه لقمان عليهالسلام پيامبر نبود، ولى بندهاى بود كه بسيار فكر مىكرد، و يقينش عالى بود، خدا را دوست داشت، و خدا نيز او را دوست داشت و نعمت حكمت را به او عنايت فرمود.
ويژگىهاى حضرت لقمان عليهالسلام
1 - لقمان عليهالسلام از كسانى بود كه عمر طولانى كرد، عمرش را از دويست تا 560 سال و از هزار تا 3500 سال نوشتهاند.
سلسله نسب او را چنين نوشتهاند: لقمان بن عنقى بن مزيد بن صارون، و لقبش ابوالاسود بود، بعضى او را پسر خاله، يا خواهرزاده حضرت ايوب عليهالسلام مىدانند كه سلسله نسبش به ناحور بن تارَخ (برادر ابراهيم خليل) مىرسد.
3 - او از اهالى نوبه واقع در سرزمين آفريقا بود، از اين رو سياه چهره و داراى لبهاى ستبر و درشت بود، و قدمهاى گشاد و بلند داشت.
4 - او مدتى چوپان و برده قين بن حسر (از ثروتمندان بنى اسرائيل) بود سپس بر اثر بروز حكمت از او، اربابش او را آزاد ساخت.
محدث و مورخ معروف، مسعودى مىنويسد: لقمان از اهالى نَوبه (واقع در آفريقا) بود ارباب او قين بن حسر نام داشت، لقمان در دهمين سال حكومت حضرت داوود عليهالسلام به دنيا آمد، عبد صالح بود، خداوند نعمت حكمت را به او عطا كرد، او در نقاط مختلف زمين، عمر طولانى كرد، همواره حكمت و وارستگى از او آشكار مىشد و تا عصر حضرت يونس عليهالسلام زندگى كرد.
0 نظر
مسائل خانواده را مطرح ميكرديم. چهار رقم زن و شوهر در قرآن هست. سه تا را من ميگويم و يكي را هم شما بگوييد. يا زن و شوهر هردو همفكر و همكار هستند در خوبيها. 2- زن و شوهر همفكر و همكار هستند در بديها. 3- زن خوب است، مرد بد. مورد چهارم هم شما بگوييد. مرد خوب است، زن بد است. چهار مورد هم در قرآن آمده است. آنجا كه هردو همفكر و همكار هستند در خوبيها، نمونهاش پيغمبر اسلام و خديجه، نمونهاش اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(س).
وقتي امام حسن و امام حسين كوچولو هستند، مريض ميشوند، پيغمبر عيادت ميرود، پيشنهاد ميكنند براي سلامتيشان، نذر كنيد، روزه بگيريد، بچهها خوب ميشوند، اينها نذر روزه دارند. سه شب تا ميروند افطار كنند، يك شب يتيم، يك شب مسكين، يك شب اسير، ميآيد اينها زن و شوهر، يعني اميرالمؤمنين و حضرت زهرا غذاي خودشان را به يتيم و مسكين ميدهند. اين قصه را شنيديد، آيهاش را هم بشنويد. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً» (انسان/8)
1- همراهي مردان و زنان در كارهاي خير
اگر مرد ميخواهد كار خير كند، زن مانعش نشود. چند وقت پيش يك پزشك متخصص با يك خانم آمده. دو تا پزشك ستاد نماز آمدند. اين خانم پزشك چقدر از شوهرش تعريف كرد. شوهر چقدر از خانمش، و گفتند: چون ما آخر عمرمان است، يك مبلغي را دولت به بازنشستهها ميدهد. ما ميخواهيم اين مبلغ را يكجايي كه جمعيت هست، مسجد نيست، مسجد بسازيم. ما راهنمايياش كرديم كه كجا بساز. يعني زن و مرد، حالا مرد هم هست كه مثلاً ميخواهد يك كار خيري بكند، زن مانع است. زن داريم يك كار خيري ميخواهد بكند مرد مانع است. در قرآن خيلي آيه داريم كه مانع خير نشويد. «يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّه» (اعراف/45) ميخواهد كار خير كند مانعش ميشود و ميگويد: پيري داري، كوري داري، بچه داري، نوه داري.
0 نظر
بحث ما درباره اين بود كه اسلام يك دين جامعي است و چند هفته است كه درباره آن صحبت ميكنيم و همه چيز در آن است. دنبال اين ميگرديم كه يك قانون خوب و يك حرف حسابي يك كسي داشته باشد كه بهتر آن در قرآن و روايات نباشد. حالا ما به مقدار الفبايي كه بلد هستيم، ميگوييم. سر سفرهي قرآن نشستيم. يكي از مسائل توجه اسلام به طبيعت است. در اين زمينه صحبت كرديم. درست است كه بينندههاي ما در محيط زيست هستند، ولي چه كسي هست كه با محيط زيست رابطه نداشته باشد؟ يعني براي همهي امت است. موضوع بحث ما جامعيت اسلام، اسلام دين جامع و اسلام و طبيعت است.
1- عناصر طبيعت، نام سورههاي قرآن
اصلاً شما ميدانيد كه اسم سورههاي قرآن بر اساس طبيعت است؟
0 نظر
واژهى «نَبتَهل» از ریشهى «اِبتهال» به معناى بازكردن دستها و آرنجها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیهى مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یكدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.(1)
در تفاسیر شیعه و سنى و برخى كتب حدیث و تاریخ مىخوانیم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسولخداصلى الله علیه وآله مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایى كه میان آنان و پیامبرصلى الله علیه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانهجویى كرده و در حقّانیّت اسلام ابراز تردید مىكردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مىكنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین كنیم و هر نفرینى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مىشود كه راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
هنگامى كه نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اكرمصلى الله علیه وآله شنیدند، به یكدیگر نگاه كرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فكر و اندیشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید كه پیامبر با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مىآید، نگران نباشید و بدانید كه خبرى نیست، ولى اگر با افراد معدودى به میدان آمد، از انجام مباهله صرفنظر و با او مصالحه كنید.
روز مباهله، آنها دیدند كه پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله همراه با دو كودك و یك جوان و یك زن بیرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسینعلیهما السلام و آن جوان، علىّبن ابىطالبعلیهما السلام و آن زن فاطمهى زهراعلیها السلام دختر پیامبرصلى الله علیه وآله بودند.
0 نظر
واژهى «نَبتَهل» از ریشهى «اِبتهال» به معناى بازكردن دستها و آرنجها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیهى مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یكدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.(1)
در تفاسیر شیعه و سنى و برخى كتب حدیث و تاریخ مىخوانیم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسولخداصلى الله علیه وآله مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایى كه میان آنان و پیامبرصلى الله علیه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانهجویى كرده و در حقّانیّت اسلام ابراز تردید مىكردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مىكنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین كنیم و هر نفرینى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مىشود كه راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
هنگامى كه نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اكرمصلى الله علیه وآله شنیدند، به یكدیگر نگاه كرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فكر و اندیشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید كه پیامبر با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مىآید، نگران نباشید و بدانید كه خبرى نیست، ولى اگر با افراد معدودى به میدان آمد، از انجام مباهله صرفنظر و با او مصالحه كنید.
روز مباهله، آنها دیدند كه پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله همراه با دو كودك و یك جوان و یك زن بیرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسینعلیهما السلام و آن جوان، علىّبن ابىطالبعلیهما السلام و آن زن فاطمهى زهراعلیها السلام دختر پیامبرصلى الله علیه وآله بودند.
0 نظر
نكتهها:
در آیه 109 سورهى كهف نیز مىخوانیم: «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لَنَفدَ البحر قبلَ أن تَنفد كلمات ربّى و لو جئنا بمِثله مَدَداً» بگو: اگر دریا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دریا پایان مىگیرد، پیش از آن كه كلمات پروردگارم تمام شود، هر چند همانند آن (دریاى اوّل) را كمك قرار دهیم.
شاید مراد از «سبعة ابحر»، كثرت باشد و عدد خصوصیتى نداشته باشد. یعنى اگر آب همهى دریاها هم مركّب شود، باز هم نمىتوانند همهى نعمتهاى الهى را بنویسند.
پیامها:
1- مكتب انبیا، انسان را از سادهنگرى و محدود بینى بریده و به بىنهایت مرتبط مىكند. «و لو اَنّما... ما نفدت كلمات اللّه»
2- كلمات الهى، قابل شمارش نیستند. «ما نفدت كلمات اللّه»
كلمة اللَّه چیست؟
1- نعمتهاى خداوند. «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لنفد البحر...»(157)
2- سنّتهاى الهى. «و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم المنصورون»(158) و «ولولا كلمة الفصل لقضى بینهم»(159)
3- آفریدههاى ویژهى خداوند. «انّما المسیح عیسى ابن مریم رسولاللّه و كلمته»(160)
4- حوادثى كه انسان با آنها آزمایش مىشود. «و اذا ابتلى ابراهیم ربّه بكلمات»(161)
5 - آیات الهى. دربارهى حضرت مریم مىخوانیم: «و صدّقت بكلمات ربّها»(162)
6- اسباب پیروزى حقّ بر باطل. «و یرید اللّه ان یحقّ الحق بكلماته و یقطع دابر الكافرین»(163)، «و یمح اللّه الباطل و یحقّ الحق بكلماته»(164)
0 نظر
16» یَبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى السَّمَوَاتِ أَوْ فِى الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ
اى فرزندم! اگر (عمل تو) همسنگ دانهى خردلى باشد و در دل تخته سنگى یا در آسمانها یا در زمین نهفته باشد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مىآورد، زیرا كه خداوند دقیق و آگاه است.
0 نظر