درباره

آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردي
«11» هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّلِمُونَ فِى ضَلَلٍ مُّبِینٍ
 این آفرینش خداست، پس به من نشان دهید كه (معبودان) غیر او چه آفریده‏اند؟ آرى، ستمگران (مشرك) در گمراهى آشكارند.
 
 پیام‏ها:
 1- در بحث و گفتگو، از نمونه‏هاى عینى استفاده كنیم. «هذا»
 2- ابتدا راه حق را بیان كنید و سپس از مخالفان حق، انتقاد یا با آنان مبارزه كنیم. «هذا خلق اللّه فارونى ماذا»
 3- یكى از راه‏هاى خداشناسى، مقایسه میان قدرت او و قدرت دیگران است. «هذا خلق اللّه فارونى ماذا خلق الّذین من دونه»
 4- تنها به ادّعا گوش ندهیم، دلیل و سند و نمونه بخواهیم. «فارونى»
 5 - سرسختى و لجاجت در برابر حقّ، ظلم است. «بل الظالمون» (این همه آثار را مى‏بینند، ولى باز هم با خدا و راه حق دشمنى دارند).
 6- كسانى كه به سراغ غیر خدا مى‏روند، هم گمراهند و هم ظالم. «بل الظالمون فى ضلال»
 7- انحراف شرك، بر كسى پوشیده نیست. «ضلال مبین»
 

 «12» وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا لُقْمَنَ الْحِكَمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن یَشْكُرْ فَإِنَّمَا یَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌ
 و ما به لقمان حكمت دادیم، كه شكر خدا را به جاى آور و هر كس شكر كند، همانا براى خویش شكر كرده؛ و هر كس كفران كند (بداند به خدا زیان نمى‏رساند، زیرا) بى‏تردید خداوند بى‏نیاز و ستوده است.

 «6» وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ
 و برخى از مردم، خریدار سخنان بیهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى هیچ علمى، (دیگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گیرند؛ آنان برایشان عذابى خوار كننده است.
 

 نكته‏ها:
 كلمه‏ى «لَهْو»، به معناى چیزى است كه انسان را از هدف مهم بازدارد. «لهو الحدیث»، به سخن بیهوده‏اى گویند كه انسان را از حقّ باز دارد، نظیر حكایات خرافى و داستان‏هایى كه انسان را به فساد و گناه مى‏كشاند. این انحراف گاهى به‏خاطر محتواى سخن است و گاهى به‏خاطر اسباب و ملازمات آن از قبیل آهنگ و امور همراه آن.(22)
 شخصى به نام نضربن حارث كه از حجاز به ایران سفر مى‏كرد، افسانه‏هاى ایرانى - مانند افسانه‏ى رستم و اسفندیار و سرگذشت پادشاهان - را آموخته و براى مردم عرب بازگو مى‏كرد و مى‏گفت: اگر محمّد براى شما داستان عاد و ثمود مى‏گوید، من نیز قصّه‏ها و اخبار عجم را بازگو مى‏كنم. این آیه نازل شد و كار او را شیوه‏اى انحرافى دانست.
 برخى مفسّران در شأن نزول این آیه گفته‏اند: افرادى كنیزهاى خواننده را مى‏خریدند تا برایشان بخوانند و از این طریق مردم را از شنیدن قرآن توسط پیامبر باز مى‏داشتند، كه آیه‏ى فوق، در مذّمت چنین افرادى نازل شد.(23)
 این آیه به یكى از مهم‏ترین عوامل گمراه كننده كه سخن باطل است اشاره نموده است. در آیات دیگر قرآن، به برخى دیگر از عوامل گمراهى مردم اشاره شده كه عبارتند از:
 الف: طاغوت، كه گاهى با تحقیر «استخفّ قومه»(24) و گاهى با تهدید مردم را منحرف مى‏كند. «لاجعلنّك من المسجونین»(25)
 ب: شیطان، كه با وسوسه‏هایش انسان را گمراه مى‏كند. «یرید الشیطان ان یضلّهم»(26)
 ج: عالم و هنرمند منحرف كه با استفاده از دانش و هنرش دیگران را منحرف مى‏سازد. «و اضلّهم السّامرى»(27)
 د: صاحبان قدرت و ثروت، كه با استفاده از قدرت و ثروت، مردم را از حقّ بازمى دارند. «انّا اَطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلّونا السبیلا»(28)
 ه: گویندگان و خوانندگانى كه مردم را سرگرم كرده و آنان را از حقّ و حقیقت باز مى‏دارند. «یشرى لهو الحدیث لیضلّ عن سبیل اللّه»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
 به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏
 «1» الم «2» تِلْكَ ءَایَتُ الْكِتَبِ الْحَكِیمِ
 الف، لام، میم. این، آیاتِ كتابِ سراسر حكمت است.
 «3» هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ
 كه (مایه‏ى) هدایت و رحمت، براى نیكوكاران است.
 «4» الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُم بِالْأَخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ‏
 آنان كه نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند و تنها آنان به آخرت یقین دارند.
 

 نكته‏ها:
 از مجموع بیست و نه سوره‏ى قرآن كه با حروف مقطّعه آغاز مى‏شود، در بیست و چهار مورد، پس از آن حروف، عظمت قرآن مطرح شده كه بیانگر آن است كه این قرآن از همین حروف الفبا كه در اختیار شماست تألیف یافته، ولى هیچ كس از شما نمى‏تواند همانند آن را بیاورد.
 عموم نویسندگان، كتابِ خود را خالى از نقص ندیده و به خاطر نقص‏ها و اشكالات كتابشان، از خواننده عذرخواهى مى‏كنند و از پیشنهادها و انتقادها استقبال مى‏كنند؛ تنها خداوند است كه درباره‏ى كتاب خود با صراحت مى‏فرماید: «الكتاب الحكیم» تمام آیاتش، محكم و بر اساس حكمت است. كتابى استوار و خلل‏ناپذیر كه هیچ نقص و عیبى در آن راه ندارد.
 خداوند در یك جا، قرآن را مایه‏ى هدایت متّقین مى‏خواند، «هدىً للمتّقین»(17) و در جاى دیگر آن را مایه‏ى هدایت و بشارت مؤمنان مى‏داند، «هدىً و بشرى للمؤمنین»(18) و در این سوره، قرآن را مایه‏ى هدایت و رحمت براى نیكوكاران مى‏شمرد، «هدىً و رحمة للمحسنین» پس قرآن مراحل سه گانه‏ى تكامل را در بردارد، مایه‏ى هدایت، بشارت و رحمت است.(19)
 نماز، جامع همه‏ى كمالات معنوى است مانند: طهارت، تلاوت قرآن، اقرار به توحید و نبوّت و ولایت، ذكر و دعا، سلام، قیام، ركوع، سجود و توجّه به حق؛ و زكات جبران همه‏ى كاستى‏هاى مادّى است.
 در قرآن، مفهوم «زكات»، گسترده‏تر از آن است كه در فقه آمده، زیرا علاوه بر زكاتِ فقهى، عموم كمك‏هاى مالى را شامل مى‏شود.

این سوره، از سوره‏هاى مكّى است و به مناسبت نام لقمان، كه در تمام قرآن تنها دوبار، آن هم در این سوره آمده، لقمان نامیده شده است. این سوره از جمله شش سوره‏اى است كه با حروف مقطّعه‏ى «الم» آغاز مى‏شوند.
 محتواى سوره‏ى لقمان را مى‏توان در این موارد خلاصه نمود:
 1- بیان عظمت و اهمیّت قرآن در هدایت بشر.
 2- تقسیم انسان‏ها به نیكوكار و مستكبر و بیان سرنوشت آنان.
 3- بیان برخى معجزات علمى قرآن از قبیل قانون جاذبه و زوجیّت گیاهان.
 4- نصایح و موعظه‏هاى حكیمانه‏ى لقمان به فرزندش.
 5 - دلایل ایمان به مبدأ و معاد.
 6- بیان علوم اختصاصى خداوند، مانند: زمان مرگ و برپایى قیامت.

اگر انسان، به راهنما نیاز دارد، كتاب آسمانى، امام و راهنما است.(1)
 اگر انسان، به معلّم و مربّى نیاز دارد، كتاب آسمانى معلّم و مربّى است.(2)
 اگر در تاریكى‏ها به نور نیاز است، قرآن نور است.(3)
 اگر جامعه به قانون و عدالت نیاز دارد، قرآن كتاب عدل و قانون است.(4)
 اگر انسان به امید نیاز دارد، قرآن سراسر بشارت و امید است.(5)
 اگر انسان به استدلال، منطق و برهان نیاز دارد، قرآن دلیل و برهان است.(6)
 اگر انسان به منجى نیاز دارد، قرآن پرچم نجات است.(7)
 اگر انسان نیاز به تذكّر و تعقّل دارد، قرآن وسیله‏ى تعقّل و تفكّر است.(8)
 اگر انسان به دنبال راهى بدون انحراف است، راه قرآن انحراف ندارد.(9)
 اگر انسان به موعظه نیاز دارد، قرآن موعظه است.(10)
 اگر انسانِ دردمند، به دارو و درمان نیاز دارد، قرآن بهترین دارو و درمان است.(11)
 اگر انسان به آرامش نیاز دارد، قرآن، ذكر الهى(12) و تنها آرام‏بخش دلهاست.(13)
 و اگر انسان...، قرآن جامع تمام بركات، كمالات، دانش‏ها و سرچشمه‏ى همه نیكى‏هاست.
 بى شك، بهره‏مند شدن از آن همه آثار به شرطى است كه انسان بخواهد از نور، عدالت، موعظه، دارو، معلّم و... استفاده كند. امّا اگر بر چشم و روح خود پرده‏ى غفلت بیندازد و خود را به خواب بزند، از آن همه بركات بهره‏اى نخواهد برد.
 آنچه قرآن از ما مى‏خواهد، تلاوت، تدبّر، عمل و تبلیغ است.

اگر انسان، به راهنما نیاز دارد، كتاب آسمانى، امام و راهنما است.(1)
 اگر انسان، به معلّم و مربّى نیاز دارد، كتاب آسمانى معلّم و مربّى است.(2)
 اگر در تاریكى‏ها به نور نیاز است، قرآن نور است.(3)
 اگر جامعه به قانون و عدالت نیاز دارد، قرآن كتاب عدل و قانون است.(4)
 اگر انسان به امید نیاز دارد، قرآن سراسر بشارت و امید است.(5)
 اگر انسان به استدلال، منطق و برهان نیاز دارد، قرآن دلیل و برهان است.(6)
 اگر انسان به منجى نیاز دارد، قرآن پرچم نجات است.(7)
 اگر انسان نیاز به تذكّر و تعقّل دارد، قرآن وسیله‏ى تعقّل و تفكّر است.(8)
 اگر انسان به دنبال راهى بدون انحراف است، راه قرآن انحراف ندارد.(9)
 اگر انسان به موعظه نیاز دارد، قرآن موعظه است.(10)
 اگر انسانِ دردمند، به دارو و درمان نیاز دارد، قرآن بهترین دارو و درمان است.(11)
 اگر انسان به آرامش نیاز دارد، قرآن، ذكر الهى(12) و تنها آرام‏بخش دلهاست.(13)
 و اگر انسان...، قرآن جامع تمام بركات، كمالات، دانش‏ها و سرچشمه‏ى همه نیكى‏هاست.
 بى شك، بهره‏مند شدن از آن همه آثار به شرطى است كه انسان بخواهد از نور، عدالت، موعظه، دارو، معلّم و... استفاده كند. امّا اگر بر چشم و روح خود پرده‏ى غفلت بیندازد و خود را به خواب بزند، از آن همه بركات بهره‏اى نخواهد برد.
 آنچه قرآن از ما مى‏خواهد، تلاوت، تدبّر، عمل و تبلیغ است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمود:


اى مردم ! هیچ کس از شما نیست ، مگر اینکه مشکلات همچون کمربندى او را محاصره کرده است . پس زمانى که دو سوّم از شب گذشت (و یک سوّم آن باقى ماند) ملکى بر او وارد مى شود و به او مى گوید: برخیز! و ذکر خداوند بگوى که صبح نزدیک است . اگر او حرکت کرد و ذکر خداوند گفت ، یک گره از گرفتارى هایش گشوده خواهد شد و اگر او برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد، تمامى گره هاى گرفتارى از او گشوده مى شود و صبحگاهان شادمان و با روشنى چشم از خواب بر مى خیزد

81- نورانیت منزل
پیامبر (ص ) : نوروا منازلکم بالصلاة و قرائة القران
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن ، نورانیت ببخشید.
( کنز العمال ، ج ,15 ص ,392 حدیث 41518 )

 

82- نماز وسیله خاموشی آتشها
پیامبر (ص ) : ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس : ایها
الناس ! قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی
مردمان ندا می کند: ای مردم ! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته
اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.
( محجة البیضاء، ج 1، ص 339 )

 

83- مونس نمازگزار در قبر
پیامبر (ص ) : ان الصلاة تأتی الی المیت فی قبره بصورة شخص انور اللون
یونسه فی قبره و یدفع عنه اهوال البرزخ
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و
وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.
( لآلی الاخبار، ج 4، ص 1. الحکم الزاهره ، ص 283 )

 

جامعهء ساکت مرده است

قرآن می فرماید ( ولکم فی القصاص حیاه ) اگر قاتل را به قصاص رساندید، زنده اید .
در حدیث می خوانیم : کسی که در برابر خوبی ها و بدهی بی تفاوت است ، مرده ای است که در میان زنده ها نفس می کشد.
سکوت در برابر گناه نتیجه ای جز خسارت ندارد . بر اساس سوره عصر ، حتی کسانی که اهل ایمان وعمل صالح اند ولی ساکت باشند دیگران را به حق وصبر سفارش نکنند ،درخسارت اند.
در حدیث آمده است : اگر گناه مخفیانه انجام شود ، خطری برای همه مردم ندارد ؛ ولی اگر گناه آشکارا انجام شود ومردم قدرت برخورد داشته باشند ، ولی ساکت بمانند ، خداوند همه را مورد قهر وعذاب خود قرار می دهد . چنانکه در قرآن می فرماید : از فتنه هایی که آتش آن همه را می سوزاند ، بترسید‍.
براساس روایات : اگر مردم امر به معروف ونهی از منکر را ترک کنند ،اشرار بر آنان مسلط خواهند شد ودعاها وناله ها دیگر اثر نخواهد داشت.
گاهی سکوت در برابر گناه ، نشانه رضایت است که در این صورت بر اساس آیات و روایات ، این گونه افراد شریک گناهکار حساب می شوند .
خداوند به یهودیان زمان پیامبر خطاب می کند که : ( چرا شما انبیای پیشین را کشتید ؟ ) در حالی که نیاکان آنان پیامبران را کشته بودند ، ولی چون نسل آنها به کار پدران خود راضی بودند ، خداوند ، فرزندان را به کردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار می دهد .
با اینکه قاتل حضرت علی(ع) یکنفر به نام ابن ملجم بود ، ولی در شب نوزدهم ما رمضان سفارش کرده اند که صد مرتبه بگویید: ( الهم العن قتله امیر المومنین) خدایا ، قاتلان علی را لعنت کن . زیرا بسیاری دیگر نیز به این کار راضی بوند.

مرحله اول : انسان قلباً از اینکه معصیت خدا شود ناراحت باشد وکار خلاف را در روح خود منکر بداند و از آن متنفر باشد . در این مرحله ، احدی معاف نیست .
مرحله دوم : با زبان به خلافکار هشدار دهد و به خوبی ها سفارش کند. قرآن می فرماید : کیست بهتر از آن که به سوی خدا دعوت کند و کردار خودش نیکو باشد.
مرحله سوم : اگر بیان اثر نکند ، با قدرت جلو خلاف گرفته شود.

اصل تاثیر

امر به معروف ونهی از منکر ، برای تاثیر است؛ یعنی ببینیم که خلافکار از چه طریقی از کردار خود دست بر می دارد ، از همان راه وارد شویم. آنچه اسلام از ما خواسته ، منع ازمنکرات وسفارش به معرف ها ست ؛ ولی شیوه انجام آن تعبدی نیست ؛ یعنی اینکه به چه نحو باشد ؟ د رچه زمان باشد ؟ با چه وسیله باشد ؟ از طرف چه کس باشد ؟ به چه شکلی باشد ؟ تعبدی نیست.
اسلام ، اینها را به عقل واگذار کرده تا بهترین وسریعترین راه را برای تاثیر پیدا کند.
بزرگان ، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تاثیر دانسته اند . یعنی اگر بدانید که اثر نمی کند ، بر شما واجب نیست. ما ضمن پذیرش این اصل کلی ، به چند نکته اشاره می کنیم :



تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |