درباره

آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردي

لف : برکات معنوی

  1. اصلاح خود انسان
    حضرت علی (ع) به فرزندش فرمود : امر به معروف کن تا اهل معروف باشی .همان گونه که هر کس لباس می شوید ، دست خودش نیز پاک می شود.
  2. شرکت در پاداش نیکی ها
    در روایات متعدد می خوانیم : هر کس مردم را به کار خیر راهنمائی وسفارش کند، در پاداش آنان شریک است ، بدون آنکه از اجر عامل کاسته شود .چنانکه هر کس دیگری را به کار خلاف و انحراف دعوت کند ، در کیفر او شریک است.
  3. نجات از قهر خدا
    امیر المومنین (ع) فرمود : هر کس منکر وخلافی را دید وقلباً از آن ناراحت شد ، همانا از قهر خدا نجات پیدا کرده و تن به سلامت برده است وهر کس با زبان از کار خلاف نهی کند ، به پاداش رسیده است.
درس اول : جایگاه امر به معروف در قرآن وروایات



سیمای امر به معروف

  • امر به معروف ، نشانه عشق انسان به مکتب است .
  • امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.
  • امر به معروف ، نشانه فطرت بیدار جامعه است.
  • امر به معروف ، مایه تشویق نیکوکاران جامعه است.
  • امر به معروف ، مایه تذکر و آگاه کردن افراد جاهل است.
  • امر به معروف ونهی از منکر ،گاز وترمزی است که ماشین جامعه را هدایت می کند .
  • امر به معروف ونهی از منکر والدین است که اساس تربیت کودک را تشکیل می دهد.
  • امر به معروف ، سبب دلگردمی وتقویت افراد کم اراده می شود.
  • امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .
  • نهی ازمنکر ، جبران کننده کمبود تقوی بعضی از افراد جامعه است.
  • امر به معروف ، جامعه را رشد می دهد ونهی ازمنکر ،جامعه را از سقوط نجات می دهد.
  • امر به معروف ونهی ازمنکر ، نشانه غیرت دینی و احساس مسئولیت است.
  • امر به معروف ونهی ازمنکر ، نوعی نظارت عمومی است.

ریشه های فطری و غریزی

پدران ومادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به کارهایی واداشته و ا زکارهایی نهی کرده اند . مساله امر ونهی وتشویق وهشدار ، ریشه در درون هر انسانی دارد ومربوط به زمان ومکان و یا نژاد ومنطقه خاصی نمی شود و هر مساله ای این گونه فراگیر باشد ،نشان از فطری بودن آن دارد.

آيات متعددي از قرآن كريم، حقوق فرزندان بر والدين را به صراحت و اشاره بيان كرده و ما در حد مجال، برخي از آيات را بيان ميكنيم:

1. همه فرزندان، هديه خدا هستند و بايد خداي رزاق را بدين جهت شاكر بود:

"يَهَبُ لِمَن يَشَأُ إِنَاثاً وَيَهَبُ لِمَن يَشَأُ الذُّكُورَ؛ (شوري، 49) خداوند به هر كس بخواهد دختر هديه ميدهد و به هركس بخواهد پسر ميبخشد."

2. وظيفه مادر در شير دادن به نوزاد تا دو سال:

"وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ؛ (بقره، 233) مادران، فرزندان خود را تا دو سال تمام شير بدهند."

3. وجوب حفظ جان فرزند و حرمت كشتن او به خصوص به علت فقر:

"وَلاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَكُمْ خَشْيَه إِمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ  قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئاً كَبِيراً؛ (اسرأ، 31) از بيم تنگدستي فرزند خود را نكشيد؛ ماييم كه به آنها و شما روزي ميبخشيم؛ آري كشتن آنها خطا و گناهي بزرگ است."

4. تلاش براي نجات فرزندان از خطرهاي جاني و اخلاقي:

"وَنَادَيَ نوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلاَ تُكُن مَعَ الْكَافِرِينَ؛ (هود، 42) آن كشتي ايشان را در ميان موجي كوهآسا ميبرد و نوح پسرش را كه در كناري بود بانگ زد اي! پسرك من با من سوار شو و با كافران مباش."

در حالي كه سيل همه جا را فرا گرفته حضرت نوحغ دركشتي نجات بود، يك لحظه از وضعيت فرزندش غافل نشد و براي نجات جسم او از غرق شدن و جان او از كفر خطاب به او آيه ذكر شده را بيان فرمود.

5. مراقبت بر نماز خواندن فرزندان:

"وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاَه وَاصْطَبِرْ  عَلَيْهَا؛ (طه، 132) خانواده ]زن و فرزندان[ خود را به نماز فرمان و خود برآن شكيبا باش."

"يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاَه؛ (لقمان، 17) حضرت لقمان به فرزندش گفت: پسرم نماز را به پادار."

6. اصلاح و رشد گرايشهاي اعتقادي فرزند با پند و اندرز:

حضرت لقمان براي انجام دادن وظايف اعتقادي خود در برابر فرزندش نكات مهمي درباره توحيد الهي و معاد براي او بيان ميكند؛ از جمله ميفرمايد:

"وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِ بْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَابُنَيَّ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ؛ (لقمان، 13) هنگاميكه لقمان به پسر خويش در حالي كه او را اندرز ميداد گفت:ايپسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستي شرك ستمي بزرگ است."

همچنين آيه 16 همين سوره درباره مسئله معاد و بازگشت انسانها و اعمالشان به سوي خداست.

7. آموزش احكام شرعي:

"يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاَه وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَيَ مَا أَصَابَكَ؛ (لقمان، 17) اي پسرك من، نماز را به پايدار و به كار پسنديده امر كن و ازكار ناپسند و حرام نهي نما و بر آسيبي كه بر تو وارد ميشود صبر كن."

در اين آيه، حضرت لقمان فرزندش را با وظايف و احكام فردي و اجتماعي آشنا مينمايد.

8. آموزش رفتارها و روحيات صحيح اخلاقي:

حضرت لقمان در آيات 18 و 19 سوره لقمان چند نكته اخلاقي مهم را به فرزندش گوشزد ميكند و ضرورت مراقبت پدر را نسبت به رفتارها و روحيات اخلاقي فرزندش آشكار ميسازد:

ـ نسبت به مردم بياعتنا نباش وروي از آنان مگردان: "لاتصرّ خدّك للناس"

ـ مغرورانه بر روي زمين راه مرو: "و لا تمش في الارض مرحا"

ـ در راه رفتن اعتدال را رعايت كن: " و اقصد في مشيك"

ـ در سخن گفتن نيز اعتدال را رعايت كن و با صداي بلند حرف مزن: " و اغضض من صوتك"

9. مشورت كردن با فرزندان و توجه به ديدگاه هاي آنان:

پس از آنكه حضرت موسي (ع) از مجازات فرعون ميگريزد و به قريه حضرت شعيب (ع) ميرسد، به دختران آن حضرت در بالا كشيدن آب از چاه كمك ميكند. آنگاه يكي از دختران حضرت شعيب، داستان را براي پدر تعريف ميكند. بدين سبب آن حضرت، موسي را به خانه دعوت ميكند و سپس با دختران جوان خود مشورت ميكند كه با اين جوان چه رفتاري كنيم؟قرآن سخن يكي از دختران را چنين نقل ميكند:

"قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْ ئ'َمِينُ؛ (قصص، 26) يكي از دو دختر گفت:اي پدر، او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسي است كه استخدام ميكني، هم نيرومند و هم در خور اعتماد است."

حضرت شعيب (ع)، پيشنهاد دخترش را ميپذيرد.

اين قطعه از داستان، قرآني نشان ميدهد كه چگونه حضرت شعيب با آنكه خود پيامبربود و ميتوانست بهترين تصميم را بگيرد، به دختران خود شخصيت داد و با مشورت آنان، درباره حضرت موسي (ع) تصميم گرفت.

10. پرهيز از افراط در محبت:

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ اَّمَنُوا لاَ تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلاَ أَوْلاَدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛" (منافقون، 9) اي كساني كه ايمان آوردهايد! مبادا اموال و فرزندانتان، شما را از ياد خدا غافل گرداند و هر كسي چنين كند از زيان كاران است."

اين آيه، مسلمانان را از محبت و علاقه زياد به مال و فرزند كه از ياد خدا غافل شوند، برحذر ميدارد.

11. توجه به آينده فرزندان و امنيت آنها:

"وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ  هَذَا الْبَلَدَ اَّمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ؛ (ابراهيم، 35) ياد كن هنگامي را كه ابراهيم گفت: پروردگار اين شهر را ايمن گردن و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتها دوردار."

اين آيه نگراني حضرت ابراهيم را از آينده فرزندانش بيان ميكند. وي از خداوند براي فرزندانش امنيت، سلامت جسمي و اخلاقي را درخواست ميكند.

14. برخورد دوستانه پدر و مادر با فرزند به گونه ايكه او اسرار خود را به آنها بگويد:

آيه چهارم سوره يوسف از روابط بسيار نزديك و صميمانه حضرت يوسف با پدرشحكايت ميكند؛ به گونهاي كه حضرت يوسف خواب عجيب و پر رمز و راز خود را تنها براي پدرش نقل ميكند." إِذْ قَالَ يُوسُفُ لا ئثَبِيهِ يَا أبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ."

دو نفر با هم به سفر مى رفتند، وقت غذا خوردن فرا رسید، یکى از آنان پنج نان و دیگرى سه نان از سفره خود بیرون آوردند، در این اثناء مردى از کنارشان عبور کرد، آنان رهگذر را به خوردن غذا دعوت نمودند و هر سه با هم نانها را تمام کردند، رهگذر خواست برود، پس عوض غذایى که خورده بود هشت درهم به ایشان داد. در موقع تقسیم پول نزاعشان درگرفت .
صاحب سه نان به صاحب پنج نان مى گفت : درهمها را بالمناصفه تقسیم مى کنیم ، صاحب پنج نان مى گفت : این تقسیم عادلانه نیست ، بلکه من پنج درهم و تو سه درهم مى برى ، به نسبت نانهایى که گذاشته ایم . ولى طرف نپذیرفت تا این که خصومت به نزد حضرت امیرالمومنین علیه السلام بردند. على علیه السلام به آنان فرمود: بروید و با هم سازش ‍ کنید و در این موضوع بى ارزش نزاع و اختلاف مکنید، گفتند: در هر صورت شما حق را براى ما بیان بفرمایید، پس آن حضرت علیه السلام درهمها را به دست گرفت و هفت درهم به صاحب پنج نان داد و یک درهم به آن که سه نان داشت و به آنان فرمود: مگر نه این است که هر یک از شما دو نان و دو سوم نان (که هشت ثلث مى شود) خورده اید گفتند: بله . فرمود: بنابراین نانى که رهگذر مصرف کرده هفت ثلثش ‍ از صاحب پنج نان و یک ثلثش از صاحب سه نان بوده و روى همین نسبت پولها تقسیم مى شوند...

انسان در دستگاه خلقت الهی به گونه ای آفریده شده که اجتماعی بودن از برجسته ترین ویژگی های اوست به گونه ای که نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید در پذیرش مسؤولیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد. این مسئله مهم که در فقه اسلامی تحت عنوان « امر به معروف و نهی از منکر» مطرح شده و از مهم ترین مبانی تفکر سیاسی یک مسلمان به شمار می رود؛ چنان که از مهم ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن, ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.[1]


دلیل بر این مطلب، گذشته از اجماع علما و عنایت عقل سلیم همگان بر آن، آیات و اخباری است که در این زمینه وارد شده است.
امر به معروف و نهی از منکر, در قرآن کریم با بیانات مختلف و تاکیدات فراوان بیان شده که به برخی از این آیات اشاره می گردد:
در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیا بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ [2] مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.
به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و به منزله یک پیکر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود که تخلف و انحراف یک فرد، در کل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان که یک بیماری واگیر در صورتی که معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.
در جای دیگر می فرماید: ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون[3] در آیه فوق به طور وضوح، وجوب آمده است، زیرا کلمه «ولتکن» امر است و ظاهر امر ایجاب است و در این آیه توضیحی است مبنی بر این که رستگاری منوط بر آن است، زیرا به طور حصر بیان کرده و فرموده است : و اولئک هم المفلحون. و نیز در آیه آمده است که این عمل واجب کفایی است نه واجب عینی، زیرا وقتی که گروهی اقدام کردند، از دیگران ساقط می گردد، چون نفرموده است که همگی امر به معروف کنید، بلکه فرموده است : باید جمعی از میان شما دعوت به نیکی کنند. بنابراین هرگاه یک فرد و یا جمعی اقدام کنند، تکلیف از دیگران برداشته شده و رستگاری از آن کسانی خواهد بود که امر به معروف کرده اند ولی اگر تمام مردم از آن خودداری کنند ناگزیر گناه متوجه تمام کسانی است که توانایی انجام آن را داشته اند.
خداوند متعال فرموده است : لیسوا سواء من اهل الکتاب امه قائمه یتلون آیات اللّه آناء اللیل و هم یسجدون، یؤمنون باللّه و الیوم الاخر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین[4]
در این آیه خدای متعال, صالح بودن آنان را به صرف داشتن ایمان به خدا و روز واپسین گواهی نکرده است، بلکه امر به معروف و نهی از منکر را نیز بر آن افزوده است.
خداوند متعال فرموده است : و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوه.[5] مؤمنان را به انجام امر به معروف وصف کرده است. پس کسی که امر به معروف را ترک کند از جمع مؤ منان توصیف شده در این آیه خارج است.

«خَنّاس» هم از ریشه «خُنُوس» به معنى جمع شدن و عقب رفتن است و این برای آن است که شیاطین هنگامى که نام خدا برده مى‏شود عقب نشینى مى ‏کنند و از آنجا که این امر غالباً با پنهان شدن توأم است ، این واژه به معنى «اختفاء» نیز آمده است.

حضرت آدم

جزء سی ام قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه نبأ آغاز و تا پایان قرآن کریم ادامه دارد در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آنها را نقل می کند.
کسانی که در قیامت اجازه سخن گفتن دارند

آیه 38 سوره نبأ صحنه ای از قیامت را بیان می کند که در آن روح و مَلَک به صف ایستاده اند و کسی حق حرف زدن ندارد؛ جز عده ای که خدا به آنها اذن سخن گفتن داده است (یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَةُ صَفًّا لَّا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ).

سوال اینجاست در آن صحنه هول برانگیز که صدا از کسی در نمی آید و کسی حق حرف زدن ندارد اینها کیانند که خدا به ایشان اجازه سخن گفتن داده است؟

در کتاب کافی، معتبرترین مجموعه روایی شیعه به نقل از محمد بن فضیل آمده است: از امام کاظم علیه السلام درباره این آیه سوال کردم.

امام علیه السلام فرمود: نَحْنُ وَ اللَّهِ الْمَأْذُونُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ؛ به خدا سوگند ما آن کسانی هستیم که اذن سخن گفتن دارند.

راوی می گوید عرض کردم: چه خواهید گفت؟ فرمود: نُمَجِّدُ رَبَّنَا ؛ پروردگارمان را به بزرگی یاد می کنیم وَ نُصَلِّی عَلَى نَبِیِّنَا ؛ بر پیامبرمان درود می فرستیم وَ نَشْفَعُ لِشِیعَتِنَا ؛ و برای شیعیانمان طلب فضل و بخشش می کنیم و خداوند در خواست ما را رد نخواهد کرد ؛ فَلَا یَرُدُّنَا رَبُّنَا.[1]

 
کریم بودن خدا که غرور نمی آورد

آیه 6 سوره انفطار براى بیدار کردن انسان از خواب غفلت و توجه او به مسئولیت‌هایش در برابر خداوند، او را مخاطب ساخته و با یک استفهام توبیخى شدید مى فرماید: اى انسان چه چیزى تو را از پروردگار کریمت غافل ساخته؟ و در برابر او جسور و مغرور نموده است (ییَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ) ؟!

آلوسی در تفسیر خود (روح المعانی) سخنی را در تفسیر این آیه نقل می کند که امروز هم از برخی شنیده می شود؛ او می نویسد: آوردن کلمه «کریم» در آیه از باب تلقین حجت است[2]، یعنی قاضی چیزی در سخنانش می گوید که متهم از آن استفاده کرده ، راه چاره ای برای خویش پیدا کند و حرف محکمه پسندی بزند.

بنابر این گمان، خداوند در اینجا «کریم» بودن خود را در سوال آورده تا انسان متهم بفهمد که در جواب باید از این وصف الهی استفاده کند تا نجات یابد.

به عبارت دیگر وقتی خدا می پرسد: چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرد؟ او در جواب بگوید: کَرَم تو یا کریم.

علامه طباطبایی(ره) به این تفسیر و این استفاده اعتراض کرده و آن را با این استدلال رد می کند که اولاً سیاق این آیات، سیاق تهدید است که با این پرسش همراه با توبیخ آغاز می شود و در ادامه سخن از جهنم و افتادن در آن است (إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ * یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ ).

ثانیاً این آیه توبیخی است که انسان را در برابر کفرانى مذمت می کند که عذر و بهانه ای برای آن ندارد؛ چرا که پروردگارش قبلاً از طریق فرستادگانش به او پیام داده بود اگر کفران کنی عذاب من شدید است[3] و نیز فرموده بود: هر کس طغیان کند و زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد جهنم جایگاه اوست.[4]

بنابراین انسان در برابر این سۆال جوابى ندارد و نمى‏تواند بگوید: پروردگارا! کرم تو مرا مغرور کرد.[5]
شیعه

بهترین و بدترین خلق

در آیات 6 و 7 سوره بینه، سخن از بدترین خلق (شَرُّ الْبَرِیَّةِ) و بهترین آنهاست (خَیْرُ الْبَرِیَّةِ). اینکه اینها کیانند؟ با بیان اوصاف در همین آیات و در همین سوره پاسخش آمده است:

بدترین خلق کسانى از اهل کتاب و مشرکان هستند که به این آئین جدید (یعنی اسلام) کافر شدند و در آتش دوزخ، جاودانه خواهند ماند

 

اضطراب، استرس، نا آرامی، افسردگی و مانند آن، از جمله معضلات نوع بشر، در هر عصر و زمانی است. از این رو پزشکان و محققان و حتی عالمان دینی، هر یک سعی در ارائه راهکارهایی برای درمان و بهبود این امراض روحی و روانی دارند.

 

اثر صوت قرآن کریم بر مولکول‌های آب:

بهترین فرمولی که شاید در دهه اخیر به طور علمی و تجربی برای همگان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات، در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تأثیر گذار باشد.

پروفسور «ماسارو ایموتو» (Masaru Emoto) که یک محقق ژاپنی است؛ با ایجاد صوت های مختلف بر روی آب و انجماد سریع آن، متوجه این مطلب شد که اصوات با توجه به خصوصیاتی که دارند، هر یک اثر خاصی، بر مولکول های آب می گذارند.

شکل بلور‌های آب، بسته به نوع لهجه [ژاپنی، انگلیسی، فرانسوی، ایرانی و عربی و ...] و لحن و معنای کلام [مهربان، عصبانی، آمرانه، محترمانه و ...] که با آن، بر آب خوانده می شود، متغیّر است.

از آنجا که بیش از دو سوم بدن انسان را، آب تشکیل داده، تأثیر گذاری آن بر انسان نیز مشهود است. به گونه‌ای که شکل مولکول‌های آب بدن ما، بسته به نوع سخنانی که می شنویم و حتی دعاها و نفرین هایی که از دور و نزدیک نثارمان می شود و حتی محیطی که در آن قرار داریم؛ قابل تغییر است.

در ایران نیز مشابه همین آزمایش، با قرائت صوت قرآن کریم، بر روی مولکول آب، امتحان شد و محققان دریافتند؛ زمانی که صوت قرآن بر آب پخش می شود؛ مولکول های آب، در بهترین و منظم ترین حالت ممکن قرار می گیرند، به طوری که هیچ یک از دیگر اصوات، قادر به چنین اثری نیستند و در یک کلام زیباترین شکل بلور آب، زمانی است که قرآن بر آن خوانده می شود.


 

جواب
شهید مصطفی فتاحی
در تمام مدتی که جبهه بود، توسط من سؤالات مذهبی خود را از علما می پرسید و من جواب ها را برایش می فرستادم. ملائکه نبوده است، خداوند در قرآن می فرماید: «همه ی ملائک بر آدم سجده کردند جز ابلیس؟»
جواب هایی را برایش فرستادم، ولی قانع نشد، تا این که از آیت الله عراقچی همدانی پرسیدم، ایشان در جواب فرمود: «ابلیس از طایفه ی جن بود، ولی به واسطه ی عبادت هایش، هم ردیف ملائکه شده بود، به همین خاطر در آیه ی شریفه از جمع ملائک، مستثنی شده است».
مصطفی از این جواب قانع شد.


 

چكيده تربيت اسلامي، يكي از اساسي‌ترين بخش‌هاي معارف اسلامي است. پیامبران الهی ازجمله پیامبرخاتم(ص)برای هدایت وتربیت انسانهافرستاده شده است؛ قرآن کریم حاوی بزرگترین دستورات، اصول، مبانی وروشهای تربیتی است که خداوند دراختیار انسانهاقرارداده است. بنابراين، بايد تربيت منطبق با آموزه‌هاي قرآني، باشد و از آن‌جای كه موضوع تربيت انسان و دگرگون ساختن وایجاد تحول درآدمی، بدون داشتن شناخت و معرفت كافي از حقيقت وجودي انسان امكان‌پذير نيست، اين نوشتار ابتدا مفهوم تربیت، اصول وروش تریتی را تبیین نموده و سپس اصول و روش‌هاي تربیتی را با تكيه بر حكمت‌هاي علمي و عملي سوره لقمان بررسي كرده است. از منظر لقمان حكيم، مهم‌ترين اصول اعتقادي در تربيت آموزش توحيد و معاد بوده و مهم‌ترين فضايل اخلاقي نیز درپرتوی تواضع و عدم تكبر است. همچنين لقمان حكيم در زمينة تربيت عملي، به دو بعد فردي و اجتماعي توجه كرده است. كليدواژه‌ها: اصول، لقمان حكيم، تربيت، روش‌هاي تربيت.     مقدمه اسلام به عنوان آخرين دين آسماني، در تعاليم خود، توجه ویژه به راهنمايي انسان دربعدتربيت داشته است و تربيت، همواره به مثابه اصل بنیادین و اساسي در سعادت انسان‌‌ها، مورد توجه بوده است. ازاین رو، مهم‌ترين و اصيل‌ترين مباني تربيتي را مي‌توان درقرآن جستجو كرد. زیرا قرآن كلام خدا و برنامه زندگي انسانهاست كه از طرف خالق، براي هدايت و رستگاري‌ نازل شده است اين كلام شريف حاوي مبانی واصول محكم و متقن تربيتي است که يكي از بهترین اصول وجذاب‌ترين برنامه‌ اي تربيتي آن، در سورة مبارکه لقمان قراردارد كه در يك سوي آن، پدري حكيم، مهربان، آگاه و عامل و در طرف ديگر فرزندي نابالغ وجود دارد. ذكر حكمت‌هاي لقمان در قرآن، علاوه بر معرفي و شناسايي يك انسان واقعي، تأييد يك بندة مملوك است ودلالت بر آن دارد كه كرامت و شرافت زندگي انسان‌ها به اوضاع مادي و ظاهري نيستند بلكه به تقواي ومیزان تقرب آنان به خداوند است. البته پيرامون سورة لقمان آثاري فراوان نگاشته شده است كه بیش تراين آثار با گرايش تفسيري به اين سوره پرداخته‌اند و در پرداختن به نكات تربيتي اين سوره اختصار و كليت را برگزيده‌اند.

1- مشخصات و ...
2- ترین ها
3- سوره ها
4- آیات
5- پیامبران
6- اولین‌ها
7- آخرین‌ها
8- واژه‌ها، ...
9- زنان و دختران
10- شخصیت‌ها،‌ ...
11- سایر معماهای ...
معماهای نهج ...
معماهای صحیفه ...
معماهای پیامبران
معماهای پیامبرـ ...
معماهای اصول دین ...
معماهای احکام و ...
معماهای دعا
معماهای اخلاقیات
معماهای شخصیت ها
معماهای کتاب ها
معماهای زنان
معماهای مردان

برای دانلود نرم افزار معماهای قرآنی برای سیستم عامل های اندروید – جاوا روی آیکون مورد نظر کلیلک کنید.

7329-tafsire nojavan -koli.zip

7329-fa-tafsire nojavan -koli.apk


 


تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |