اسراف و تبذیر
«مصرف گرایی به صورت اسراف یکی از بیماری های خطرناک هر ملتی است، ما یک خرده به این مصرف گرایی افراطی دچار هستیم... وظیفه ی مسؤولین و دست اندر کاران ... است که به این مسأله باید با اهمیت نگاه کنند»؛ «مصرف گرایی و مسابقه ی تجمل پرستی و مسابقه ی پول درآوردن و تلاش برای پول کردن ... ، یک طبقه ی جدیدی درست کرده. نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق آن است...، اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه ی اشرافی گرى، برای تجمل پرستى؛ این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور که قبلاً هم گفته ام: اسراف و مصرف گرایی افراطی».
این ها جملاتی بود که مجدداً همچون شقشقه ای پر خروش بر زبان رهبر معظم انقلاب اسلامیدر سفر شیراز ایشان فراز آمد و فرو نشست و چون نه برای برخی آب استخر پر می کرد و نه برای بعضی دیگر نان ریاست می پخت به فراموشی سپرده شد!
رفاه زدگی و اسراف و مصرف و سابقه ی پول و گردآوری درهم و دینار و برده و شتر و باغ و ییلاق را خبر داریم که چگونه همچون برگ برنده ای در دست معاویه می لغزید و پای مردان مرد را می لغزانید. عده ای از یاران ساده لوح امیرالمؤمنین(ع) که گمان می کردند با شرکت دادن آن حضرت در این مسابقه ی پرجاذبه می توانند برخی دلدادگان زر و سیم را از لغزیدن باز دارند، نزد آن حضرت آمده و اصرار نمودند تا او نیز رعایت موقعیت افراد! را نموده، پیشگامان در اسلام و انقلاب و مبارزان و مجاهدان صدر اسلام و بدر و احزاب و اشراف و شخصیت های سابقه دار را پاس داشته و به بهانه های گوناگون بر مستمری و جوایز آنان بیفزاید، اما نمی دانستند که با این پیشنهاد چه آشوبی در دل تندیس عدالت می افکنند. علی(ع) با شنیدن سخن آنان برآشفت و فرمود: «أتأمرونّی أن أطلُبَ النَّصَر بِالجَورِ فیمَن وُلّیتُ علیه» آیا از علی می خواهید تا برای پیروزی و موفقیتش در سیاست به زیر دستانش ستم روا دارد؟! از بیت المال مردم حق السکوت بدهد؟ «وَاللهِ لا أطورُ به ما سَمَرَ سَمیرٌ، وَما أمَّ نجم فی السّماء نجماً؛ به خدا سوگند تا شب و روز در گردشند و ستاره ای در پی ستاره ی دیگر روان است پیرامون چنین شیوه ای نمی چرخم؛ لَو کان المالُ لی لَسَوَّیتُ بَینَهم، فَکَیفَ وَ إنَّما المالُ مالُ اللهِ؛ اگر مال، از آن من بود به مردم برابر هم می دادم چه رسد به این که مال، مال خداست».
آن گاه امیرالمؤمنین(ع) در رد نظر برخی از عقلای قوم! که در مسیر پیشبرد اهداف خود هر منکری را توجیه عقلایی نموده و هر حرامی را با ذبح شرعی مشروع، و بلکه واجب جلوه می دهند، فرمود: «ألاَ و إِنّ إعطاء المالِ فی غَیرِ حَقِّه تَبذیرٌ و إسرَافٌ؛ مصرف نابه جای مال، افراط در مصرف و اسراف است. برخی اسراف را تنها در مصرف بی رویه خوراکی ها و دارو و وسایل آرایشی و لباس و انرژی و ... می شمرند و حقّا که ما در این میدان از تمامی جهان گوی سبقت را ربوده ایم و در حیف و میل نعمت های الهی از خدانشناس ها نیز بی محاباتریم، ولی مگر مردم این روحیه را از شکم ما درآورده اند؟ به راستی کدامین برنامه رسانه ی ملی در ترویج قناعت گامی عملی برداشته و خود پیش قدم شده است؟ مگر مردم از حقوق های چند میلیونی برخی افراد و حق التدریس های بهت آور برخی دیگر و جوایز بی محابای اهدایی به بازیگران فوتبال و سالن های ورزشی آن چنانی و فرهنگ سراهای آن چنانی تر، جوایز تودیع مدیران، ساختمان ها و دکورهای عجیب و غریب برخی ادارات، سواری های ردیف شده ی بعض دیگر، هزینه های میلیاردی برخی همایش ها و ... را نمی بینند؟! البته در مقابل این ها هنوز در بعضی روستاها و بخش ها و بلکه محلات جنوب شهر مدارس مخروبه، کتابخانه های بی کتاب و صندلى، مساجد خشت و گلی و یا محقر و کج و معوج و کثیف و آلوده و بدون یک بلندگو و نیز روستاها و بخش های بدون بهداری و پزشک و معلّمان دوچرخه ای و موتورگازی و بالاخره جمعیت میلیونی زیر خط فقر و ... را نیز می بینند.
«وَ هُویَرفَعُ صَاحِبِه فِی الدَّنیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ، وَ یُکرِمُهُ فِی النّاسِ و یُهینُهُ عِندَالله؛ این گونه توزیع ناعادلانه اسم و رسم و نام و نشان دنیایی می سازد، عناوین و القاب یدکی ردیف می کند، از افراد بی چهره، چهره های خیره کننده می پردازد، با دیدن سیما و شنیدن صدایش آب دهان ها سرازیر می شود و یا لیت یا لیت ها ورد زبان می شود، اما این همه در دنیاست و در چشم مردم ظاهربین و فردای تاریخ و روز قیامت باید پاسخ گوی فرهنگ خطرناک اشرافی گری و تجمل پرستی و مسابقه برای پول و پول و پول باشد که در جامعه اسلامی رواج داده است. و البته در آن روز همین مگسان دور شیرینی نیز از اطراف او پراکنده می شوند؛ «وَلَم یَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وَلاَ عِندَ غَیرِ أهلِهِ إلاّ حَرَمَهُ اللهُ شُکرَهُم وَکَانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم. فَإنْ زَلَّت بِهِ النَّعلُ یَوماً فَاحتَاجَ إلی مَعُونَتِهِم فَشَرُّ خلیلٍ [خدینٍ] و ألأمُ خَدینٍ؛ آنان که به امید رأی بیشتر حقوق برخی قشرها را افزایش دادند، نخست از پشتیبانی همان ها محروم شدند و به چشم دیدند که به دیگران پیوستند و یقیناً اگر روزی پای برخی بلغزد و نیازمند یاری همان کسانی باشد که سرمایه عمومی را به ناحق در جیب آنان سرازیر کرده است، همانا بدترین دوست و خسیس ترین رفیق او خواهند بود. در این زمینه باز هم از نهج البلاغه درس خواهیم گرفت».
سم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
اسراف یکی از نمونه های آشکار حرکتهای نابخردانه است. عقل و وحی بر کاربرد امکانات در زمینه های مورد نیاز تاکید دارد و دور ریختن، هدر دادن و از بین بردن موارد لازم قابل استفاده را محکوم و ناپسند می داند، وجدان انسان از اسراف نفرت دارد و این تنبلی ها و ناآگاهیها، غفلت ها و رفاه زدگیهاست که زمینه را برای اسراف هموار می سازد.
اسراف همیشه و همه جا بر پیکر اخلاق و اقتصاد و سلامتی فرد و جامعه ضربه وارد می کند، اما در شرایط کنونی جامعه اسلامی ما که فشار استکبار غرب برای تحمیل و تشدید فقر بر امت اسلام، هر چه بیشتر شده است، اسراف، گناهی کوچک نیست، اسراف در اموال شخصی گناه و در بیت المال مسلمین گناهی بزرگتر است. متاسفانه امروز اسراف و تبذیر در جامعه ما بقدری زیاد و گسترده شده که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی سال 1376 خود از آن بشدت اظهار نگرانی کرده و از تمام لت خواستند تا از اسراف جلوگیری نمایند.
باشند.
اک و منزه است خالق آسمانها و زمین و هر آنچه در آنهاست.[1] خدایی که هر چیز را به قدر و اندازهای معلوم آفرید.[2] آبها را به قدر تشنگی موجودات نازل کرد. باران را از آسمان فرو فرستاد، ولی در هر رودی به اندازه ظرفیتش جاری کرد.[3] خداوندا! هر آفریدهای را نزد تو ارزشی معیّن است.[4] تو قدرت بیمنتهایی که روزی هر کس را به اندازه معلوم، بر او نازل میکنی که اگر بیشتر به او ببخشى، همانا طغیان میکند[5] و به راستی که تو به حال بندگانت آگاه و بینایى.
خداوندا! تنها تویی که قدر و ارزشت بینهایت است و در حساب نمیگنجد. خدایا! تنها تویی که قَدْرت را هرگز نمیتوان آنگونه که هست، دانست و شناخت.[6]
خداوندا!تو را به قدر و عظمت بینهایتت سوگند میدهم، یاریام کن که قدر نعمتهای بیشمارت را بدانم و سپاسگزار تو باشم. یاریام کن که درباره آنچه به من عطا کردهاى، هرگز اسراف نکنم و آفریدههای ارزشمند تو را هدر ندهم. خدایا! پناه میبرم به تو از اینکه لحظههای زندگیام را بیهوده تلف کنم. پناه میبرم به تو از اینکه عمر گرانبهایم را که والاترین نعمت توست، در راه خطا سپری کنم.
خدایا! مبادا از اسرافکنندگان در گناه باشم. مبادا از آن کسانی باشم که بر خویشتن زیادهروی روا داشتهاند.[7] مبادا جوانیام را، حیاتم را و تمام فکر و نیرویم را به جای آنکه در راه شناخت خود و خالق خویش به کار بندم، در راه هوای نفس و پیروی از ابلیس هدر دهم. خداوندا! شیطان، اعمال اسرافکنندگان را در نظرشان زیبا مینمایاند.[8] میدانم که تو اسرافکنندگان را دوست ندارى،[9] حتی آنانکه در انفاق کردن اسراف میکنند.[10]
پروردگارا! پناهم بده. مبادا از آنان باشم که روز قیامت، بر سر میکوبند که چرا عمر خویش را در گناه و غفلت از یاد خدا هدر دادهاند.[11] یاریام کن که هرگز از اسرافکنندگان نباشم؛ چه آنانکه نعمتهای پروردگارشان را اسراف میکنند، چه آنانکه به بندگان تو ستم میکنند و چه آنانکه غرق در گناهند. همانا اسرافکاران، برادران شیطانند.[12] و من پناه میبرم به خدای خویش از اینکه پیرو شیطان باشم.
سپاسها و ستایشها همه از آنِ خداوند است؛ خدایی که بندگان خویش را به میانهروی در کارها سفارش[13] و راه میانهروی را نیز بر آنان آشکار کرده است. [14] پاک و منزّه است خدایی که بندگانش را به امن و آسایش فرامیخواند،[15] سلام بر آنانکه پیرو راه راست و هدایتند.[16]
پینوشتها:
[1] . نبا:.
[2] . قمر: 49.
[3] . رعد: 17.
[4] . حجر: 21.
[5] . شورا: 27.
[6] . انعام: 91.
[7] . زمر: 53.
[8] . یونس:12.
[9] . انعام: 14.
[10] . فرقان: 67.
[11] . زمر: 56.
[12] . اسرا: 27.
[13] . لقمان: 31.
[14] . نحل: 9.
[15] . یونس: 25.
فرادي كه دست خود را به گريبان خود ببندند، قدرت انفاق نخواهند داشت، افرادي كه همه دست خود را بگشايند چيزي براي آنان باقي نخواهد ماند. در اين صورت مورد ملامت ديگران واقع شده به اموالي كه ديگران بخشيده هان كمال نياز را پيدا ميكنند و ناچار با حسرت به آن خواهند نگريست.
امام صادق (ع) هر سه موضوع اسراف، امساك و اعتدال را به شيوه خاصي مجسم كرده است. امام در حالي كه اين آيه را تلاوت مي كرد در برابر يكي از يارانش قرار گرفته بود، در اين موقع خم شد و مشتي از ريگ هاي بيابان را برداشت و مشت خود را محكم گرفت به طوري كه دانه اي از آن به زمين نريخت و فرمود:
«هذا الاقتار الذي ذكرالله في كتابه»
«اين همان تقتيري است كه خداوند در قرآن خود بيان كرده است »
سپس مشت ديگري برداشت و دست خود را باز كرده همه را به زمين ريخت و فرمود: « هذا الاسرف» .« اين همان اسراف است». سپس مشت ديگري برداشت و قسمتي را ريخت و قسمتي را در دست نگاه داشت و فرمود: « هذا القوام». « اين همان ميانه روي است». كه روش عادلانه است كه خداوند از آن به قواما" ياد كرده است .
نه تنها ميانه روي در انفاق اساس زندگي است ، بلكه تعاليم اسلام بر اساس ميانه روي استوار مي باشد و از هر نوع افراط و تفريط جلوگيري مي كند.
بي نيلزي و داشتن زندگي در حد اعتدال و نياز ، جزء دستورات دين اسلام است و همه ، انسانها بايد در دنيا زندگي خوبي داشته تا احتياج به ديگران پيدا نكنند.
اولین حدیث:
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: یکی از اقسام اسراف اینست که هر چه می خواهی بخوری. (نهج الفصاحه ، ح 918)
