نگاه صحیح
با نگاه صحیح به سمت اصلاح الگوی مصرف می رویم


نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 10:26 AM 

بی گمان آموزه های زندگی ساز اسلام ـ که پاره ای از آن در احکام فقهی به چشم می خورد ـ ناظر به روند حیات فرد و جامعه بشری بوده و مصلحتهای همگانی را در بر دارد. به سخنی دیگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پایه فلسفه ها و حکمتهایی استوار گشته است که هر کدام، از خیرگرایی و رهنمونی انسانها به رستگاری دنیا و آخرت حکایت دارد.
برخی حکمها و قانونهای اسلام، در مکتب امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و یا در گفتار و سیره نبوی و نیز در آیات قرآن کریم بدان اشاره رفته است. برخی دیگر را می توان از رهگذر خردورزی و تأمل در چند و چونی احکام و حدود الهی به دست آورد. به هر حال هیچ حکم و قانونی در اسلام، در بوته ابهام و تاریکی نبوده و به سهولت می توان مقصود از انجام یا ترک و پرهیز از آن را فراچنگ آورد.
ناگفته نماند که مقوله فلسفه احکام یا رازگشایی از چرایی اوامر و نواهی خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهی ـ از دیرباز در میان فقیهان مورد نظر و اهتمام بوده است.
در این مجال، نگاهی گذرا به فلسفه حکم تحریم اسراف و تبذیر خواهیم داشت. البته باکوشش بیش تر می توان به شمار فزون تری از علل تحریم اسراف و نیز نکوهش و کیفر دنیوی و اخروی اسراف پیشگان دست یافت.
:::::::::::::::::: بقیه ادامه مطلب :::::::::::::::::::
منبع: نشریه فرهنگ جهاد تابستان 1383، شماره 36




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:14 AM 

همزمان با آغاز سال جدید، رهبر معظم انقلاب آیت اللّه العظمى خامنه اى سال 88 را سال اصلاح الگوى مصرف اعلام فرمودند که این ابتکار ضرورى در ساختار اقتصاد کشور نقش تعیین کننده دارد. همانگونه که در تنظیم معیشت توده مردم از تأثیر انکارناپذیرى برخوردار است. در همین حال طرح هدفمند کردن یارانه ها در لایحه بودجه 88 از سوى دولت تقدیم مجلس شوراى اسلامى گردید که هر چند بنا به مصلحت اندیشى و ملاحظات نمایندگان در بودجه سال 88 ادغام نگردید ولى همچنان در دستور کمیسیون ویژه و رایزنى نمایندگان و کارشناسان قرار دارد که انتظار است در برنامه پنجم توسعه لحاظ شود و ایده هدفمند کردن یارانه ها که سالها مورد توجه دولتها و مجالس پیشین بوده و شجاعت اقدام آن را نداشتند در این دولت و مجلس بزودى عملیاتى شود.
 
همانگونه که سهمیه بندى بنزین که بخشى از اصلاح الگوى مصرف است در همین دولت و مجلس به اجرا درآمد که در صورت ادامه آن مى تواند از هدر رفتن این سرمایه ملى جلوگیرى کند.
از آنرو که این مسئله علاوه بر مدیریت اقتصادى کشور که با حمایت عدالت اجتماعى سرو کار دارد، در شرع مقدّس و تعالیم دینى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، نخست به توصیه هاى دینى در این مسئله و منع از اسراف و تبذیر نگاهى بیفکنیم و آنگاه مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوى مصرف را با توجه به واقعیت هاى اجتماعى مورد بحث قرار دهیم.
در منابع دینى ما، قرآن و حدیث و سیره مبارکه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام به شیوه بهره ورى از نعمت ها و تضییع نکردن آنها بصورت گسترده تأکید و توصیه شده است که توجه به بخشى از آن در این مجال ضرورى است. از جمله قرآن کریم به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و از آن نهى کرده و آنرا عمل شیطانى نامیده است. همانگونه که استفاده از خوراک پاک را توصیه نموده، از تعدى و تجاوز نهى فرموده است: به عنوان نمونه: «کلوا من طیّبات مارزقناکم ولاتطغوا فیه فیحلّ علیکم غضبى؛از غذاهاى پاک که به شما روزى داده ایم بخورید و از حدّ آن فراتر نروید که مستوجب غضب خداوند گردید.»(سوره طه، آیه 81).
و در آیه دیگر به خوردن و آشامیدن که نیاز طبیعى انسان است فرمان داده از اسرافکارى نهى فرموده است: «یا بنى آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین؛اى فرزندان آدم براى هر مسجد (و محل عبادت) که وارد مى شوید از زیور خود برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.»(سوره اعراف، آیه 31). و در ادامه همین آیه کریمه به ردّ و انکار منطق و عمل کسانى که از نعمت هاى خداوندى استفاده نمى کنند و با شیوه ریاضت گرایى خود آن را تحریم مى نمایند پرداخته و مى فرماید: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق، قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا، خالصة یوم القیامة...؛ بگو چه کسى زیورهایى که خداوند براى بندگان خود آفریده و غذاهاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند (هر چند دیگران نیز از آن استفاده مى کنند) ولى در آخرت ویژه مؤمنان است.»
(سوره اعراف، آیه 31)
در قرآن کریم آیات دیگرى هست، با این محتوا و مضمون که خداوند نعمت هاى روى زمین را براى بندگان خود پدید آورده که از آن بهره گیرند. هرچند گروه هایى راه افراط و تفریط پیموده اند. گروهى به اسراف و پرخورى روآورده و به تضییع این نعمت ها پرداخته و گروهى دیگر به پندار غلط خود آن را تحریم کرده و به ریاضتهاى نامعقول یا نامشروع رو آورده اند همانند متصوفه که نمونه عملکرد افراطى آنها در تاریخ این فرقه ضبط شده است و حتى با ائمه اطهار بر سر این مسائل به جدال و مناظره مى نشسته اند.
بارى سخن از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر و امساک و تقتیر یعنى خروج از حد اعتدال و تفصیل آن موضوع اصلى این مقال نیست. هدف اصلى بحث صرفه جویى در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر و هدر دادن نعمت هاى خدا است. همان چیزى که در آیات آن را ملاحظه کردیم. به موجب این آیات که با روایات اهلبیت نیز تفسیر و تأیید مى شود دقت در مصرف و کنترل لازم در چگونگى آن به عنوان یک اصل مطرح گردیده است اکنون به پاره اى از روایات این باب نیز بنگریم:
در کافى و تفسیر عیاشى آمده است که امام صادق(ع) خطاب به مردى فرمود: «اتق اللّه و لاتسرف ولاتقتروکن بین ذلک قواما.انّ التبذیر من الاسراف قال اللّه تعالى و لا تبذّر تبذیراً؛ از خدا بترس و اسراف نکن و در خرج کردن بخل نورز بلکه میان این دو راه استوار و اعتدال را برگزین، چه تبذیر از اسراف کارى است.خداى متعال مى فرماید: تبذیر و ولخرجى نکن.» (تفسیر صافى، ذیل آیه شریفه)
در روایت دیگر است که پیامبر اکرم(ص) یکى از یاران به نام سعد را دیدند که وضو مى گرفت. به او فرمود: این اسراف کارى است اى سعد! سعد گفت: مگر در وضو گرفتن هم اسراف وجود دارد؟ فرمود: بلى حتى اگر در کنار نهر جارى باشى. و زیاده مصرف کنى، این اسرافکارى است.(همان مدرک)
و نیز از امام صادق(ع) معنى آیه: «ولاتبذر تبذیراً» را پرسیدند، حضرت فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة اللّه فهو مبذر و من انفق فى سبیل اللّه فهو مقتصد؛ کسى که چیزى را در غیر طاعت خداوند خرج کند تبذیر کرده و کسى که در راه خدا خرج کند راه اعتدال پیموده است.» (همان)
و نیز از آن حضرت پرسیدند: آیا در راه حلال نیز تبذیر وجود دارد؟ فرمود: آرى. و نیز در روایت آمده که امام صادق(ع) خرما طلب کرد. یکى از حاضران خورد و هسته خرما را به دور افکند. امام فرمود: «این کار را نکن که این کار از مصادیق تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»(همان)
 

پیام روایات در الگوى مصرف

از این روایات نکات جالب توجهى بدست مى آید: اسراف کردن در آب حتى براى وضو گرفتن پسندیده نیست. حتى اگر در کنار نهرى باشد. یعنى مسئله کم بود آب نیست، بلکه رعایت الگوى مصرف حتى با فراوانى آب مدّ نظر قرار دارد. مسئله این است که یک مسلمان باید بداند و عادت کند آب را هدر ندهد حتى اگر آب فراوان باشد. بدیهى است که مصرف کردن آب در شرائطى که کمبود آب باشد و تضییع و هدر دادن آن موجب محرومیت دیگران باشد ناپسندتر و گاه حرام است زیرا مسلمان باید به گونه اى عمل کند که از مواهب طبیعت همه بندگان بهره گیرند نه با مصرف گرائى دیگران را محروم کند.
مورد دیگر روایات، دور افکندن هسته خرما است در حالى که هسته خرما مى تواند بذر یک درخت باشد و گاه خوراک براى گرسنگان. در چنین حالتى دور افکندن هسته خرما نوعى فساد است و خداوند فساد را دوست ندارد در اینجا نیز هسته خرما مثال است و هر مورد دیگرى از مواد غذائى یا کشاورزى را شامل مى شود.
همچنین روایات نوع خرج کردن مال را بیان کرده که نباید در راه معصیت و گناه باشد که یکى از مصادیق اسراف و تبذیر و عمل
شیطانى است. در حالیکه مصرف مال در راه خیر و خدمت رسانى از مصادیق اعتدال و اقتصاد به شمار مى آید. بنابراین یک مسلمان مى بایست مصارف مالى خود را به دقت بنگرد و مال را در مسیر صحیح خرج کند.
 
 
مشکل اصلى کمبود نیست بلکه بى عدالتى و بد مصرف کردن است
با توجه به موارد یاد شده که بخش کوچکى از تعالیم اسلامى در باب صرفه جویى و مصرف صحیح و تقدیر معیشت و هزینه مال و استفاده از مواهب الهى است به ما مى آموزد که در کلیه موارد زندگى از آب و نان گرفته تا سوخت و برق و گاز و غیره الگوى مصرف را اصلاح کنیم. نکته مهم در این است که در جهانى که آدمیان زندگى مى کنند آفریدگار جهان و انسان، بالفعل و بالقوه همه امکانات را قرار داده و اگر از این امکانات و استعدادها به درستى استفاده شود در هیچ نقطه اى از کره خاک محروم و گرسنه اى وجود نخواهد داشت.
فقر و تبعیض از آنجا پدید مى آید که نعمت هاى روى زمین و ذخائر درون زمین از یک سو غیر عادلانه توزیع مى شود و از سوى دیگر بى مورد هدر مى رود که این دو در بحث عدالت اجتماعى مى بایست مورد توجه قرار گیرد.
در اینجا بى تناسب نیست به بخشى از موارد اسراف و تبذیر در کشورمان بنگریم تا عامل نابسامانى هاى اقتصادى در بخش تولید و مصرف بازشناخته شود و آنگاه ضرورت جدى گرفتن اصلاح الگوى مصرف و هدفمند کردن یارانه ها بهتر ملموس خواهد شد و اینکه مى بایست براى عدالت اجتماعى به یک تحوّل جدى و گسترده رو آوریم و اقتصاد خود را بازسازى کنیم که مشکل اصلى ما کمبود نیست بلکه بد مصرف کردن و سامانه درست نداشتن است. کشور ایران که در یکى از مناطق زرخیز جهان و در شرائط جغرافیایى حساس و آب و هواى معتدل قرار دارد، به ضمیمه استعدادهاى برتر انسانى مى تواند الگوئى شایسته براى دیگر مردم جهان باشد به شرط آنکه اصول عدالت و تولید و مصرف در مدیریت کشور مورد توجه قرار گیرد و اجرایى شود.
 

مدیریت آب و نان

یکى از مسائل ما کمبود آب است که گاه با خشکسالى نیز همراه شده و تبعات نامطلوبى ببار مى آورد ولى هرگاه مسئله آب را به درستى مدیریت کنیم خواهیم توانست در رفع این مشکل پیروز آییم. منابع آبى در سراسر کشور اسلامى ما وجود دارد که اگر با سیاستهاى علمى و عملى مدیریت شود و با ایجاد سد و آبخیزدارى این آبها مهار و هدایت گردد دیگر کمبود آب رنج دهنده نخواهد بود. در مسئله کشاورزى روش هاى سنتى پاسخگو نیست و مى بایست از روش هاى مدرن بارانى و قطره اى بهره گرفت آنگاه خواهیم دید بهره ورى از آب به ده برابر وضع موجود ارتقا خواهد یافت. سرمایه گذارى در این پروژه از اهم وظائف جهاد کشاورزى و مدیریت آب است. اصلاح الگوى مصرف آب یک بخش آن به مدیران آب و کشاورزى و صنعت مربوط مى شود و بخش دیگر آن به صرفه جوئى که وظیفه آحاد مردم است که این عطیه بزرگ الهى و مایه حیات را هدر ندهند. این در حالى است که مى بینیم مردم ما در مصرف آب خصوصاً در آب تصفیه شده مخصوص شرب توجه به این صرفه جویى ندارند و آب آشامیدنى را که با هزینه هاى سنگین فراهم شده در مواردى چون شستشوى ماشین و حیات و مغازه و ساخت و ساز و غیره هدر مى دهند در حالیکه شهرداریها مى بایست جواز ساختمان را مشروط به فراهم کردن تانکر آب ساختمانى کنند و اجازه ندهند آب شرب در کار بنایى و ساختمان سازى صرف شود. موارد از این قبیل فراوان است .
به مردم باید آموخت که شیر آب را در مصارف زندگى چون آبدارخانه و آشپزخانه و حتى غسل و وضو و لباسشوئى آنگونه رها نسازند که آب بدون مصرف صحیح به فاضلاب سرازیر شود در حالیکه صدها روستا در مناطق کشور هستند که آب آشامیدنى آنها با تانکر حمل مى شود و از کمبود آب رنج مى برند. در مسئله آب سخن فراوان است که در اینجا به پاره اى موارد اشاره شد.
مسئله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتى به قیمت کیلویى 75 ریال به نانوایى داده مى شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم براى دولت پنج هزار ریال تمام مى شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده مى شود و این همان یارانه اى است که سالانه براى ایرانیان پرداخته مى شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکى نیست که براى یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ مى شود. این در حالى است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته مى شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمى است که متأسفانه همه سال اتفاق مى افتد در حالى که در حال حاضر به دلیل خشکسالى ما از خارج گندم وارد مى کنیم و بهاى کلان آن را و یارانه اش را مى پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانى و غله در این میدان است.
که از یکسو به پخت نان بستگى دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیرى شود. به نانوایى ها آرد داده مى شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشى از آرد دولتى را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوى و قاطع و جدى لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوى دیگر، مصارف خانگى است که متأسفانه الگوى درستى ندارد. در بیشتر خانه ها نیمى از نان خریدارى شده هدر مى رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه اى است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمى از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده مى شود. وقتى نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعى است که براى این مشکل باید چاره اندیشى کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از
نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازى و آگاهى دادن به مردم نقش اساسى دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.
 
 

روایات و مصرف نان

روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندى است که در صدر مقال به پاره اى از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزى آن حضرت از کوچه اى عبور مى کردند. قطعه نانى بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهدارى کند. ساعتى گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمى خوردى آن را با آب شستشو مى کردم و مى خوردم.
این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه مى گذرد آنگاه ببینید جزاى این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابى لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائى متأسفانه در زندگى روزمرّه ما عادى شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکارى را در خانه ها، رستوران ها، تالارهاى مجالس عقد و عروسى و عزا و حتى افطارى ها و مجالس دینى مى بینیم که غذاها در بشقاب ها مى ماند و در کیسه هاى زباله ریخته مى شود در حالیکه گرسنگانى هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه اى از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمى توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزى و دامدارى و گرانى ارزاق عمومى است که ملاحظه مى کنیم...
موارد دیگرى از لجام گسیختگى مصرف در سایر امور زندگى و مایحتاج عمومى وجود دارد از قبیل برق، گاز، بنزین، تلفن و لباس و خرج و برج ها و همایش ها و سفرهاى خارجى و غیره که پرداختن به آنها و ارائه آمار اسرافکارى و مصرف بى رویه در آنها را به مقال دیگرى موکوم مى کنیم که اصلاح الگوى مصرف را فورى و ضرورى مى سازد و رهبرى مآل اندیش نظام را بر آن داشته که مسؤولین امر را توجه دهند، این مسؤولیت سخت متوجه دستگاه هاى دولتى است و سپس عموم مردم و هم فرهنگ سازى مى خواهد و هم برنامه ریزى و کنترل و نظارت که امید است از شعار و لفّاظى فراتر رفته و به مرحله عمل درآید. آنگاه خواهیم دید چه تحوّلى در کشور پدید خواهد آمد تحوّلى که مى تواند براى دیگر کشورها الگو و سرمشق باشد. و اعتقاد ما بر این است که این کار شدنى است و عزم جدى و پشتکار لازم را مى طلبد که خوشبختانه همه دستگاه ها فرمان رهبرى نظام را دریافت کرده و در ساز و کار برنامه ریزى هستند و براى همه آنها و عموم مردم مان آرزوى موفقیت در همه عرصه ها را داریم «این بحث با توجه به لایحه دولت و هدفمند کردن یارانه ها و تصمیمات مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.»
 
_____________
منبع: مجله پاسدار اسلام اردیبهشت 1388 - شماره 329




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:10 AM 

این روزها مسئله خشکسالى و گرانى و تورّم بویژه در بخش مسکن و مواد غذایى نقل مجالس و محافل و دغدغه مردم بویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه شده است.
بررسى این پدیده اقتصادى نامطلوب و ریشه یابى علل و عوامل آن سیاستگذارى جهت عبور از این مقطع دشوار و چاره جویى آن در شرایط موجود یکى از وظائف مسؤولان بویژه مسؤولان کشاورزى و بازرگانى و اقتصادى و بانکى و نخستین مسؤولیت مجلس و دولت و قوه قضائیه در شرایط کنونى است تا ساز و کارهاى مناسب را براى حل این مشکل تدارک ببینند و توطئه هاى دشمنان خارجى و عوامل مافیایى داخلى را شناسایى کرده و راه کارهاى عملى خنثى سازى این توطئه ها را به بررسى نهند و هرچه سریع تر این موج سهمگین را که تهدیدى علیه ارزشها و اعتمادها شده است بشکنند و در این میان فرهنگ سازى براى الگوى مصرف و توجیه منطقى و ارائه راه کارهاى مناسب از مسؤولیتهاى رسانه ها و صدا و سیما و وسائل ارتباط جمعى است تا از این پدیده توجیه معقول داشته باشند و آحاد جامعه و خانوده ها را آموزش دهند که چگونه در شرائط فعلى مصرف کنند و چگونه به فکر یکدیگر باشند و از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر بپرهیزند و اجازه ندهند محرومان جامعه زیر چرخهاى شکننده تبعیض و بى عدالتى خرد شوند. بویژه روستائیان، کشاورزان، اقشار کم درآمد و آنانکه با پایه حقوقى پایین باید در این شرایط پر آشوب ادامه حیات دهند.
در یک سخن، قواى سه گانه، مسؤولان اجرایى، رسانه هاى خبرى و فرهنگى و آحاد ملت مى بایست مانند زمان جنگ دست به دست یکدیگر داده و در این شرائط ناگوار به نبرد با غول تورّم برخیزند تا امید دشمنان را که چشم به مشکلات اقتصادى دوخته تا بر نظام فشار آورند و تزلزل و بى اعتمادى را دامن بزنند، به یأس مبدّل کنند.
در گذشته ملت بزرگ ما ابتلا و امتحان هاى سختى را داشته و امواج سهمگینى را در شرائط جنگى و بمباران ها با سرافرازى از سر گذرانده که مشکلات مقطع کنونى در برابر آنها ناچیز است و با همت مسؤولان و همیارى، بردبارى و هوشیارى و استقامت ملت به خواست خداوند از این گذرگاه نیز عبور خواهیم کرد و بر مشکلات فائق خواهیم آمد به شرط آنکه مدبرانه و با برنامه و سنجیده در این بحران عمل کنیم و اجازه ندهیم توطئه هاى بیگانه و مافیاى داخلى بر ملت فائق آید. و مى دانیم که دشمنان ما از پیش گفته بودند که با استفاده از شرائط تورّم و گرانیها جریان اصولگرایى را با ناکامى و ناکارآمدى مواجه خواهند ساخت و به انتخابات دوره هشتم مجلس شوراى اسلامى چشم امید بسته بودند که به خواست خداوند موفق نشدند و ملت بزرگ و هوشیار و با ایمان ما در همین شرایط که با موج گرانیها روبرو بودند، نشان دادند که وفادارى آنها به اسلام و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى خلل ناپذیر است و مسؤولیت حمایت از دست آورد خون شهیدان را در شرائط دشوار از یاد نمى برند که در اینجا از این حضور و حماسه باشکوه در دو مرحله انتخابات باید سپاسگزارى کرد.
 

ریشه یابى مشکلات اقتصادى

هرچند ریشه یابى مشکلات اقتصادى در این مختصر مقدور نیست اما به کلیّات آن مى توان اشاره کرد. بى تناسب نیست که اشاره کنیم بحرانهاى اقتصادى گریبان بسیارى کشورها را گرفته و گرانى و تورّم مسئله جهانى شده و بحران هاى غذائى بسیارى از مردم جهان را مورد هجوم قرار داده است. حتى کشورى چون آمریکا که ثروتهاى جهان را به غارت مى برد با مشکلات اقتصادى بسیارى دست به گریبان است. موضوع سهمیه بندى برنج و کمبود آن از جاى جاى جهان مخابره مى شود، از جمله آمریکا. و این در حالى است که بنابه گزارش سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا(سیا) آمریکا با دوازده هزار میلیارد دلار بدهى خارجى همچنان بزرگترین بدهکار جهان است و انگلیس و آلمان به ترتیب هر کدام 10450 میلیارد دلار و 4489 میلیارد دلار در رتبه دوم و سوم قرار دارند و همچنین فرانسه، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ژاپن و بلژیک که هزاران میلیارد دلار بدهى خارجى دارند این در حالى است که ایران بنا همین گزارش با بدهى 8/13 میلیارد دلار در رتبه 75 دنیا قرار دارد. این مقایسه نشان مى دهد که ما ایرانیها نباید خیلى هم ناراحت باشیم، و از اینکه وامدار کشورهاى خارجى نیستیم به خود ببالیم. با این حال تورّم و گرانى یکى از مشکلات اقتصادى است که باید آنرا باور کنیم و به فکر چاره جویى آن باشیم.
مسئله غذا نیز در دنیا با بحران روبروست همانگونه که اخبار آن را مى خوانیم و مى شنویم و ما نیز از آن بى بهره نیستیم. کم آبى و خشکسالى نیز بر ما فشار آورده و بسیارى از مزارع ما را نابود کرده که خسارتى است کمرشکن براى کشاورزان و باغداران و دامداران زحمت کش ما و دولت مى بایست در جبران این خسارتها با تمام امکانات بکوشد.
طبیعى است که با وجود خشکسالى و تورّم جهانى ارزاق عمومى افزایش یابد بویژه آنکه سوداگرانى در این میان به احتکار و سودجویى رو آورند و بر دشواریهابیفزایند که این مایه تأسف است که چرا باید مسلمان با همنوع خود چنین کند!
در همین روزها از احتکار برنج در انبارهاى تجار و کسبه خبر مى رسد، با اینکه احتکار ارزاق عمومى و کالاى مورد نیاز مردم حرام است اما گروهى پول پرست به حلال و حرام آن کارى ندارند! و در اینجا وظیفه دستگاه نظارتى و اجرایى چون بازرگانى و تعزیرات است که این انبارها و مغازه را شناسایى کرده و اموال احتکار شده را به قیمت عادلانه در اختیار مردم گذارند و محتکرین را مجازات نمایند تا عبرتى باشد براى دیگران. نظارت قیمت ها و تعیین آن توسط این دستگاه از دیگر وظائف است که نباید در آن قصور کرد مى دانیم که از وظائف حکومت جلوگیرى از اجحاف و گرانفروشى و بى عدالتى است.همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) تازیانه به دست مى گرفت و به بازار مى آمد و بر عملکرد کسبه نظارت مى کرد و با متخلفان برخورد مى نمود.
 

الگوى مصرف

نکته دیگر رعایت الگوى مصرف است که در این شرائط از اهمیت خاصى برخوردار است. مى دانیم که در همین شرایط که تهیه مواد غذایى براى فقرا و کم بضاعت ها دشوار است عدّه اى هستند که همچنان به اسراف و تبذیر خو گرفته و نمى توانند روش صحیحى را در مصرف بکار گیرند در بسیارى از میهمانیها و عروسى ها مبالغ زیادى غذا هدر مى رود و کسى نیست جلو این اسرافکاریها را بگیرد و درس اخلاق و شیوه نوعدوستى را بیاموزد حتى رسانه هاى ملى در این میدان کمترین توجهى ندارند، اینهمه برنامه هاى بى حاصل در صدا و سیما وجود دارد اما فاقد آموزش اقتصاد در معیشت و رعایت الگوى مصرف است. این بى انضباطى مالى و مصرف را نه فقط در مواد غذائى بلکه در مصرف آب و برق و گاز و تلفن به فراوانى مى بینیم و در مصرف کاغذ و سررسید و گزارش کار با کاغذهاى گلاسه چهار رنگ که در ادارات و سازمان ها مدل سازى شده و هر یک در آن مسابقه مى دهند و نیز در سفره ها و سفرهاى داخلى و خارجى و هتل هاى گران قیمت و اینها از منابع بیت المال هزینه مى شود و حق مأموریت که در سفرهاى خارجى هر روز 130 دلار مى دهند و فلسفه آن نامعلوم است و از کیسه بیت المال خاصه خرجى خرجى کردن و نظائر آن.
آیا کشورى که اینهمه نیازمند دارد و آنهمه حقوق بگیر ضعیف نمى تواند صرفه جویى در این موارد بکند که از انباشت آن به هزاران نفر اعانه داده شود؟
 

مدیریت اقتصاد و معیشت

مدیریت یعنى تدبیر صحیح و سیاست گذارى و کنترل و نظارت و مهارت در جهت دادن امکانات و نیروهاى انسانى و استفاده بهینه از آنها در جهت مطلوب. اگر مدیریت قوى و حساب شده و علمى و تجربى و سازنده وجود داشته باشد، از امکانات محدود بهره مناسب گرفته و مشکلات را از پیش پاى بر خواهد داشت. در روایات از مدیریت اقتصادى گاه به "تقدیر معیشت" تعبیر شده و گاه به تعابیر دیگر مانند پرهیز از اسراف و تبذیر و "اقتصاد" و نظائر آن که امروزه نیز کاربرد دارد.
در روایتى از امام باقر(ع) از تقدیر معیشت و اندازه گیرى دخل و خرج به عنوان یک عنصر کمال تعبیر شده. و در سخن امیرالمؤمنین(ع) است: «ما عال من اقتصد» این تدبیر و تقدیر و اقتصاد و همه عرصه هاى زندگى را از فردى و اجتماعى شامل است در یک خانه که یک واحد کوچک اجتماعى زندگى مى کند اگر حقوق و درآمد مدیریت شود آن واحد خانوادگى مى تواند زندگى را سامان دهد ولى اگر قرار باشد خرج و برج بیش از درآمد باشد تعادل زندگى برهم مى خورد.
سعدى هم در این باره گفته:
چو دخلت نیست خرج آهسته ترکنکه خوش گویند ملاحان سرودى
اگر باران به کوهستان نباردبه سالى دجله گردد خشک رودى
بیشتر مشکلات زندگى امروز به دلیل نداشتن ضابطه و الگو و تدبیر معیشتى است البته موارد بسیارى نیز هست که کمى درآمد و بى عدالتى و حق کشى باعث نابسامانى اقتصادى است زیرا زمام اموال به دست نا اهلان افتاده و حقوق ضعفا در آن پایمال شده. در این خصوص امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: «ثروتى انباشته ندیدم مگر آنکه حقى در قبال آن ضایع شده است.»
بارى نقش مدیریت اقتصاد در ساماندهى معیشت اجتماعى و ملى نیز به همین منوال است و بلکه مهم تر و سرنوشت سازتر. دولت و دستگاه هاى نظارتى و اجرایى مى بایست سرمایه هاى ملى را مدیریت کنند و بودجه ها را در جهت مصالح کشور و رفاه ملت با اولویت هدایت کنند به گونه اى که عدالت اجتماعى در جامعه مستقر شود آنگونه که امیرمؤمنان(ع) رهنمود داد و در عمل نشان داد که حتى برادرش عقیل با داشتن عائله سنگین نمى تواند بیش از آنچه سایر مسلمانان سهمیه دارند، از بیت المال استفاده کند و این سیاست را با آهن داغ شده به برادرش عقیل تفهیم کرد. با چنین سیاستى بود که آن حضرت مى فرمود: در حکومت من همه مردم از مسکن و آب و غذا برخوردارند و کسى را بر دیگرى امتیاز نیست.
 

سرمایه هاى ملى ما

امروزه سرمایه هاى ملى مدیریت درستى ندارد و این ضعف مدیریت است که کار را به جایى رسانده که به اعتراف خود مسؤولین امر، رانت و ویژه خوارى رواج یافته است. بانک هاى دولتى که مى بایست پشتوانه اقتصاد کشور و تولید و اشتغال و رفع محرومیت باشند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورند معلوم نیست چه مى کنند! چرا که بر آنها نظارت درستى نیست و متخلفانى که از دادن یک یا دو میلیون وام بخل مى ورزند میلیون ها و میلیاردها در اختیار کسانى مى گذارند که بروند در بازار و دلالى کنند و میلیون ها ثروت باد آورده به جیب بزنند. بسیارى از وام گیرندگان که براى بنگاه هاى زودبازده وام هایى گرفتند بدلیل عدم نظارت رفتند و این پولها را به خرید و فروش زمین سوق دادند و فاجعه گرانى مسکن یکى از عواملش همین پولهاى بى مهار بود.
این روزها فروش تسهیلات و وام هاى کلان سیستم بانکى در شرکت هاى خصوصى با ثروت اندوزى دلالان و خرید و فروش مصوبات بانکى ماجراى ویژه خوارى گسترده اى را در بازار پول پیدا کرده که گزارش تفصیلى آن به مطبوعات روز کشیده شده است و کسى نمى پرسد چرا نظارت بر این لجام گسیختگى پولى وجود ندارد؟ حتى مسؤولین امر نیز شکایت آن را در پیشگاه ملت مطرح مى کنند!! به جاى اینکه در محاکم قضائى و بازرسى و تخلّفات بانکى مطرح و متخلفان را مجازات کنند!! و در همین اوضاع و احوال که برنج یک مشکل اجتماعى معیشتى مردم شده است، عدّه اى از تجار هزاران تن برنج را در انبارها مخفى کرده اند در حالى که دستگاه هاى نظارتى همچون بازرگانى و تعزیرات حکومتى مى توانند این انبارها را کشف و کالاى احتکار شده را در معرض فروش عادلانه بگذارند و محتکرین حرامخوار را مجازات کنند. بطور خلاصه نداشتن برنامه جامع و منسجم ضعف مدیریت و نداشتن قاطعیت در اجرا و سوءاستفاده هاى فرصت طلبان شرائط نامطلوب اقتصادى را بوجود آورده و بر اینها بیفزاییم تحریم هاى خارجى و گرانى جهانى و خشکسالى و بیکارى که هر یک عاملى در گسترش بحران اند و در این شرائط مسؤولان امر باید تمهیدى اندیشند که این درد با گفتگو درمان نمى شود و باید به میدان عمل آمد و از خداوند کمک خواست، به خدا رو آورد و از گناهان توبه کرد.
نمى دانم شاید همین بى رحمى هاست که سبب شده خداوند باران آسمان را از ما بگیرد تا هشدارى باشد و عامل بازگشت به خدا که هیچ حادثه اى در این جهان بدون علت و حکمت نیست
___________________
منبع: مجله پاسدار اسلام خرداد 1387، شماره 318




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:53 AM 

تامین نیازهای واقعی بشر و دسترسی به رفاه اقتصادی الاترین هدف عدالت اقتصادی است. اما متأسفانه قرن بیستم شاهد پدیدة جدیدی در تاریخ اقتصادی بشر بوده که ((مصرف گرایی)) را بالاترین هدف در زندگی قرار داد و این روند در قرن بیست ویکم نیز همچنان با شدت بیش تر ادامه دارد. بنیاد جهانی سازی سرمایه سالارانه بر اساس ثروت و لذات جسمی و خوشی های حسی قرار گرفته است و این موارد تنها یا مهم ترین ارزش های ممکنی هستند که انسان غربی در راه تحققش تلاش می کند. مصرف هدف نهایی زندگی اقتصادی و اصل متعالی ((سعادت)) بنتامی مهم ترین توجیه کننده هر تلاش و کار بشری شد. همچنان که برترین فضیلت ها، دستیابی به بیش ترین درآمد و اشباع تمایلات شد. هر کاری که فرد برای دستیابی به این هدف انجام دهد مباح است؛ زیرا سود مخصوص به خود و در نتیجه در پایان کار، سود عموم را تحقق می بخشد. این فلسفه، سهم اساسی در انحطاط اینچنین اخلاقی در غرب داشت؛ انحطاطی که ممکن بود تا حد زیادی کاهش یابد، اگر اعتقادات دینی و ارزش های اخلاقی باقی می ماند و نقش پالایش اخلاقی اجتماع را ایفا می کرد. زادگاه این شیوه، زندگی آمریکایی است و لفظ ((آمریکایی)) روح آن را به بهترین شکل مجسم می نماید. ویکتور لِبو تحلیلگر خرده فروشی در دوره وفور آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، چنین اعلام می کند:
 
اقتصاد فوق العاده بارآور ما چنان می طلبد که ما مصرف را به شیوة زندگی خویش بدل کنیم، که خرید و فروش کالاها را به صورت آیین در آوریم. می طلبد که اقناع خود، اقناع روح خود را در مصرف بجوییم. ما نیازمند آنیم که چیزها مصرف شوند، بسوزند، فرسوده و تعویض شوند و با سرعتی رو به تزاید اسقاط گردند.
 
مطابق آمارهای سال 1992، در یک تقسیم بندی بوم شناختی، مردم دنیا در سه طبقه کلی جای می گیرند: ((جامعه مصرفی))، ((جوامع با درآمد متوسط و فقیران)). فقیران دنیا که رقم آنها 1/1 میلیارد نفر است، شامل همه خانوارهایی می شوند که متوسط درآمد برای هر عضو خانواده کمتر از 700 دلار باشد. اینان اغلب روستاییان افریقایی، هندی و سایر مناطق جنوب آسیا هستند. اینان تقریباً به طور انحصاری از غلّه، محصولات ریشه ای و بقولات تغذیه می کنند و بیش ترشان آب ناسالم می نوشند. این گروه بیش تر در کلبه ها و حلبی آبادها زندگی می کنند، پیاده مسافرت می نمایند و بیش تر دارایی آن ها از سنگ، چوب و دیگر مواد موجود در محیط محلی ساخته شده است. این یک پنجم جمیعت دنیا فقط 2 درصد از درآمد جهان را به خود اختصاص می دهد.
 
3/3 میلیارد نفر از مردم طبقه متوسط دنیا بین 700 تا 7500 دلار در ازای هر عضو خانواده درآمد دارند. اینان بیش تر در آمریکای لاتین، خاورمیانه، چین و شرق آسیا زندگی می کنند. این طبقه همچنین خانواده های کم درآمد در بلوک شوروی سابق و کشورهای صنعتی را نیز در بر می گیرد. به جز یک عده قابل توجه این قشر، دیگران اغلب رژیم غذایی مبتنی بر غله و آب دارند و در خانه های متوسط مجهز به برق، روشنایی، رادیو و به طور روز افزون یخچال و ماشین لباس شویی زندگی می کنند. اینان با اتوبوس، قطار و دوچرخه مسافرت می کنند و دارایی آن ها شامل ذخیره متوسطی از کالاهای بادوام است. این طبقه مجموعاً 33 درصد درآمد جهانی را به خود اختصاص می دهد.
 
حدود 1/1 میلیارد نفر، از اعضای ((جامعه مصرفی جهانی)) هستند که شامل همه خانوارهایی می شود که درآمد سرانة اعضای خانواده در سال از 7500 دلار بالاتر است. اعضای این ((جامعه مصرف جهانی)) از گوشت و غذاهای بسته بندیشده تغذیه می کنند و نوشابه و دیگر نوشیدنی ها را از بسته بندی های یکبار مصرف می آشامند. بخش عمدة اوقات خود را در ساختمان هایی به سر می برند که هوای آن کنترل شده است و به یخچال و ماشین لباس شویی، خشک کن و آب گرم فراوان، ماشین ظرف شویی، اجاق مایکروویو و بسیاری از دیگر وسایل برقی نو ظهور مجهز می باشند. اینان با اتومبیل و هواپیما مسافرت می کنند و گردشان را کالاهای کم عمر یک بارمصرف گرفته است. این جامعه مصرفی 64 درصد درآمد جهانی را کسب می کند (32 بار بیش از طبقات فقیر).
 
قسمت عمده آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و شهروندان سنگاپور، هنگ کنگ و شیخ نشین های نفتی خلیج فارس به این جامعه تعلق دارند. شاید نیمی از مردم اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع روسیه نیز جزو این جامعه باشند. همان طور که حدود یک پنجم مردم آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی و کشورهای تازه صنعتی شدة آسیا، مانند کره جنوبی، نیز در این گروه جای می گیرند.
 
البته تذکر این نکته لازم است که در این جامعه مصرفی 1/1 میلیارد نفری، سهم بیش تر اسراف و تبذیر از آن طبقات ثروتمند این جامعه است. ثروتمندان در مقایسه با مصرف کنندگان دیگر، پول بیش تری کسب می کنند. منابع طبیعی را بیش تر مصرف می کنند و نظام های بوم شناختی را بیش تر آشفته می سازند.
 
به هرحال، ظهور جامعه مصرفی را می توان از روی مصرف سربه فلک کشیده ای معلوم کرد که به صورت نماد عصر جدید درآمده است. از نیمة قرن بیستم، مصرف سرانه مس، انرژی، گوشت، فولاد و چوب در سراسر جهان تقریباً دو برابر، سرانة مالکیت اتومبیل و مصرف سیمان چهار برابر، سرانة مصرف پلاستیک پنج برابر، سرانة مصرف آلومینیم هفت برابر رشد یافته و سرانة مسافرت هوایی 33 برابر گردیده است. بهره کشی جامعه مصرفی از منابع طبیعی به صورت مصرف مسرفانة آب و غذا، استفاده تجملی از اتومبیل و هواپیما و بهره برداری سرسام آور از مواد آلوده ساز و دارای پیامدهای زیست محیطی مانند سیمان، فولاد و کاغذ، به خوبی در کتاب ((جامعه مصرفی و آینده زمین)) تبیین گردیده است. اما آن چه مهم است، این نکته می باشد که اقتصادهای جوامع مصرفی، به ویژه جوامع سرمایه داری صنعتی، تدارکاتی مصرف خود را نه فقط از منابع طبیعی خود، بلکه به طور عمده از منابع طبیعی جوامع غیر مصرفی (جوامع با درآمد متوسط و جوامع فقیر) تأمین کرده و این خطوط تدارکاتی جهانی داغ پاک نشدنی خود را بر اکوسیستم های خشکی می گذارند.
 
به هر تقدیر، جهان سرمایه داری با رفتارهای نابخردانة خود و مصرف بیرویة منابع سبب شده است که خاک تخریب شود، تنوع بیولوژیکی کاهش یابد، آب آلوده شود و هدر رود و خلاصه، کلّ اکوسیستم صدمه ببیند. این تمدن، طالب مصرف است و مشوّق آن. با ایجاد نیازهای کاذب، دل انسان ها را برای مصرف بیش تر به تپش می اندازد و بر شوق مصرف می افزاید.
 
اما بشریت باید تصویر روشن واقعیات را فراروی خود قرار دهد و به دنبال راه حل های مؤثری باشد که می توانند رفتارهای مصرفی و مخلّ به حال امروز و فردای کرة زمین را تغییر دهند. در این میان، آن چه اهمیت بیش تری دارد، تغییر در ارزش ها و نوع نگاه به انسان، طبیعت و کلّ هستی است. باید با این ایده فراگیر که ((بیشتر یعنی بهتر)) مبارزه کرد. مردم جوامع مصرفی می باید شیوه زندگی خاصی را در پیش بگیرند که نوعی برگردان از نظر فنی پیچیده الگوی زندگی کسانی باشد که هم اکنون در پله های پایین تر نردبان اقتصاد جای گرفته اند. پیشرفت های علمی، قوانین بهتر، تجدید ساختار صنایع، پیمان های جدید، مالیات های زیست محیطی و مبارزات گروه های مردمی، همه می توانند جامعه مصرفی را در رسیدن به این هدف یاری دهند. اما برای تأمین محیط زیستی که بتواند زندگی بشریت را تأمین کند، باید ارزش های خود را دگرگون کرد. ای.اف. شوماخر، نقاد اجتماعی در سخنرانی های سال 1977 خود در سراسر ایالات متحده، اظهار داشته است که:
 
فوری ترین نیاز زمان ما لزوم بازساخت ما بعد الطبیعه هست و خواهد بود و باید عالی ترین تلاش مان در راه روشن ساختن ایمان عمیق مان درباره مسئله آدمی باشد؛ این که انسان از کجا آمده است؟ هدف زندگی چیست؟
 
اسلام عزیز هدف زندگی را قرب به خدا تعیین کرده است و برای تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، آموزه های دینی به ما می گویند که تقوا کلید و جداکنندة حق و باطل است:
 
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً .
 
ای کسانی که ایمان آورده اید، ] اگر از مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی دهد ]روشن بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت[.
 
برخلاف عصر جهانی سازی سرمایه سالارانه که نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، توسط بیش تر مردم دنیا تشخیص داده نمی شود و مصرف گرایی از طریق ((جامعه مصرفی جهانی)) به دو جامعه دیگر متوسط و فقیر با تبلیغات و چشم و هم چشمی سرایت می کند، در عصر جهانی سازی مهدوی، حکمت و عقل عملی بشر در اثر تقوا به تکامل می رسد و مردم به آن روشن بینی خاص قرآنی می رسند. امام باقر(علیه السلام)در روایت ابوخالد کابلی میفرماید:
 
((اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم)).
 
هنگامی که قائم(علیه السلام) ظهور کند، شعاع نورانیت و هدایتش همة بندگان خدا را فرا میگیرد و عقول مردم متمرکز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار کامل میشود.
 
رفتار امام(عج) به عنوان انسانی کامل، به همراه یاران خالص و کامل خود در عرصه فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، به تدریج، نهادهای قدیمی ضعیف یا شیطانی را اصلاح یا تغییر داده و نهادهای جدیدی ابداع کرده و ساختارهای نوینی به وجود می آورد. آن ساختارها به تدریج، تعداد انسان های کامل و نخبه و نوآور را تکثیر نموده و این فرایند تأثیر متقابل نوآوران بر نهادهای قدیم و نهادهای جدید و بر افراد جامعه جهانی، اهداف جهانی سازی مهدوی را در زمینه تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، قوام بودن ((مال)) و مصرف به حد کفایت برای همگان، محقق خواهد ساخت. در آن عصر است که بشر قوام بودن مال را به طور کامل درک کرده و ارزش ها و نهادهای جدید قدرت، ترک اسراف و تبذیر را برای انسان ها امکان پذیر می کنند. هنگامی که قوام بودن مال به گونه ای صحیح درک شود، عقلانیت اقتصادی با ارزش های واقعی هستی هماهنگ شده و کارایی مطلق اقتصادی (کارایی بدون هزینه اجتماعی) تحقق می یابد. رسول خدا (ص) درباره درک عمیق آدمیان، حتی مجرمان و گنهکاران آن عصر نسبت به اموال می فرماید:
 
زمین بهترین چیزهایی که در دل دارد، بیرون می ریزد؛ مانند پاره های طلا و نقره. آن گاه قاتل می آید و چنین می گوید: برای این ها دست به قتل زدم و کسی که قطع رحم کرده است می گوید: این باعث قطع رحم شده بود. دزد می گوید: برای این دستم بریده شد. پس همگی طلا را رها می کنند و چیزی از آن بر نمی دارند.
 
معنی اسراف و قوام مال: در آیه ?وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسرِفُوا وَ لَمْ یَقْترُوا وَ کانَ بَینَ ذَلِک قَوَاماً? واژه های انفاق، اسراف و قوام را بررسی می کنیم.
 
((انفاق)) به معنی هزینه کردن و بذل و بخشش مال برای نیازهای خود یا دیگران است و می توان گفت این واژه اعم از انفاق اصطلاحی بوده و با مصرف در اصطلاح اقتصادی آن مترادف می باشد. در تفسیر اسراف و اقتار که نقطه مقابل یکدیگرند، مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر باز می گردد و آن این است که اسراف مصرف بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد و اقتار آن است که کم تر از حق و مقدار لازم بوده باشد.
 
کلمه قوام - به فتح قاف - نیز به معنای حد وسط و معتدل است و همین کلمه به کسر قاف به معنای مایه قوام هر چیز است. جملة بین ذلک متعلق است به قوام. بنابراین معنای آیه این است که بندگان رحمان انفاق می کنند و انفاقشان همواره در حد وسط و میان اسراف و اقتار است. امام صادق(ع) در یک تمثیل، میان سه حالت ((اسراف))، ((اقتار)) و ((قوام)) مقایسه مناسبی می نمایند. ایشان مشتی سنگریزه را گرفته و آن را در دست مبارک فشردند، به گونه ای که هیچ دانه ای از آن فرو نیفتاد. سپس فرمود:
 
((این رفتاری است که خداوند در کتاب خود، از آن به بخل یاد کرده است)). آن گاه دست خود را به طور کامل باز کرد، به گونه ای که هیچ ریگی در آن باقی نماند. بعد فرمود: ((این نیز اسراف است)). مشتی دیگر از ریگ برداشته و دست را به گونه ای گشود که مقداری از ریگ ریخت و مقداری در آن باقی ماند و فرمود: ((این است قوام و حدّ وسط)).
 
دربارة ملاک تشخیص قوام و حد وسط، برخی، از جمله مرحوم نراقی، در این باره قائل اند که:
 
ملاک تشخیص اعتدال و وسط، عرف است؛ زیرا مرجع در شناخت حقایق معانی لغوی مصادیق عرفی است و از نظر عرف، حد وسط عبارت است از هزینه کردن مال به اندازه نیاز و یا به مقداری که با موقعیت شخص تناسب دارد. بنابراین هرگونه هزینه و انفاق مال خارج از این دو ملاک رعایت نیاز و تناسب با موقعیت اسراف است؛ چه این که اتلاف و تضییع مال باشد، خارج از موقعیت فرد باشد و یا مورد نیاز نباشد.
 
به هر حال، محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانة اجتماعات بشری روشن می سازد که اگر ارزش های الهی حاکم شوند و این اسراف ها و شادخواری ها به صورتی درست و اصولی مهار گردد و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر، جلوی عیاشی و ریخت وپاش های بیش از اندازه گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تامین می گردد. مطالعه آمار و ارقام منتشرشده از طرف سازمان های خواروبار و تولید و مصرف جهانی، هم چنین آمارهای اقتصادی کشورها این موضوع را ثابت می کند که تنها از اضافه غذایی که در برخی کشورهای سرمایه داری در ظرف های زباله می ریزند یا مصرفی بیش از اندازه دارند و مواهب طبیعی را اسراف می کنند، می توان برخی کشورهای پرجمعیت جهان را به خوبی تغذیه کرد. در سال های اخیر، دنیا سالانه حدود 250 میلیون تن غله و دانه های غذایی تولید کرده و کشورهای توسعه یافته با داشتن تنها ربع جمعیت جهان، بیش از نیمی از این تولیدات را مصرف می کنند. حیوانات آن ها یک چهارم تمامی غله دنیا را می خورند که معادل است با غذای مصرفی 3/1 میلیارد از مردم چین و هند. در آمریکا برای سرسبز نگاهداشتن زمینهای گلف، چمن ها و قبرستان ها سالانه بیش از 2 میلیون تن کود شیمیایی از میان می رود و این مقدار برابر است با کمبود کود مصرفی در کشورهای عقب نگه داشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهای جهان سوم مصرف می شد، می توانست اضافه تولیدی برابر با 15 تا 20 میلیون تن غله داشته باشند. نمونه دیگر مصرف های اضافی و اسرافی هزینه های سرسام آور نظامی است. اکنون همة کارشناسان سرشناس و حتی کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگی بر بحران مالی جهان، جابه جا کردن اعتباراتی است که به هزینه های نظامی اختصاص یافته است. بر باد دادن بی حساب اعتبارات دولتی در راه سیاست های تسلیحاتی از عوامل مهم برانگیزنده مشکلات کنونی اقتصاد جهان است. این حرف را حتی می توان به شکل صریح تری بیان کرد: مسابقه تسلیحاتی راه را بر بهبود و رشد اقتصادی جهان می بندد. با هزینه تولید یک هواپیمای جنگی می توان حدود 000/40 داروخانه روستایی برپا کرد. هزینة تولید زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموعه بودجه های آموزشی 23 کشور رو به رشد با 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند.
 
_________________________________
منبع:دانشنامه حوزه نت




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:51 AM 

ضرورت بازگشت به الگوهاى مصرف اسلامى

استفاده صحیح از نعمت هاى الاهى از بزرگترین دغدغه هاى پیشوایان دین بوده است . از این رو ست که سیره مصرفى اهل بیت(ع) مشاهده مى شود که ایشان «دورى از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاکید ایشان بوده است . این در حالى است که پیروان ایشان در کشورى اسلامى چون ایران امروزه گرفتار اسراف و تبذیر و مصرف گرایى شده اند. ما را چه شده است که امروزه ایران و ایرانیان را در شمار مصرف گرا ترین مردمان محسوب مى کنند؟!

با نگاهى به آمار مقایسه اى مصرف ایران با دیگر کشورها؛ به ویژه کشورهاى پیرو مکاتب مادى گرا و دنیا طلبى چون فرانسه ،چین، ژاپن و آمریکا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفى اسلام و پیروى از الگوهاى مصرف اسلامى رخ مى نماید .

بر اساس گزارش موسسه «مارکت اوراکل»، ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختى به این کالا نخستین کشور در میان کشورهاى جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاى بنزینى در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است، در حالى که متوسط مصرف سوخت در کشورهاى دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است. هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر مى شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانى یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفى جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر مى شود. یعنى ایران در مقایسه با میانگین جهانى 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف مى کند. هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف مى شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص مى یابد. در حالى که در صورت مصرف استاندارد، ایران مى تواند یکى از صادر کنندگان بنزین باشد.

سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانى، حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهاى اروپایى نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در

سال است، بیش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طى پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جارى این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طى 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان، میزان یارانه پرداختى به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.

براساس گزارش صندوق بین المللى پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژى با رقم 37 میلیارد دلار مى باشد . مصرف سرانه انرژى در ایران به ازاى هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشورى مانند اندونزى با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژى در ایران با بسیارى از کشورهاى جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .

در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژى به ازاى هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهاى صنعتى است که در بعضى از شهرهاى کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر مى رسد.

تبریزى مدیرعامل سابق شرکت ملى پالایش و پخش فرآورده هاى نفتى در خصوص میزان مصرف گاز ایران گفته است: ایران بعد از کشورهاى امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعى در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینى مى شود در سال 2012 میلادى میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال هاى آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعى در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالى است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگى تعلق داده است.

الگوى مصرف آب آشامیدنى بر اساس اعلام بانک جهانى براى یک نفر در سال، یک متر مکعب و براى بهداشت در زندگى به ازاى هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوى جهانى آب مصرف مى شود! از نظر مصرف برق هم، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست، و دولت سالیانه یارانه 4 هزار میلیارد تومانى براى برق در نظر مى گیرد. دکتر داوودى معاون اول رئیس جمهور در همایش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ایرانى ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرم است در حالى که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم مى باشد، و نیز تحقیقات کارشناسان نشان مى دهد ایرانى ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانى روغن مصرف مى کنند، و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانى است.

همانطور که مشاهده مى کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش هاى مختلف با سایر کشورها، نشان دهنده وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالب تر اینجاست که سالیانه نزدیک به 12/2 هزار میلیارد تومان یارانه واقعى و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت مى کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزى در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.

گذشته از آمارهاى فوق، فقدان مدیریت صحیح زمان و صرف بى رویه عمر در صف ها، ترافیک ها ،مسافرت هاى غیر ضرورى، و گذراندن عمر در برنامه هاى غیر مفید براى دنیا و آخرت؛ از دیگر مواردى است که در مقایسه با دیگر ملت ها و کشورها، مصرفى بى رویه داریم. چنان که مشهور است، کار مفید کار گران و کارمندان ایرانى نسبت به برخى کشورها بسیار کم تر است.

در حقیقت صرفه جویى در استفاده از نعمت هاى خداوندى، امرى است که در مکتب اسلام بدان اهتمام بسیار است . این در حالى است که پیروان مکاتب مادى گرا و دنیاپرستى چون مکاتب لیبرالیسم و کمونیسم در کشورهاى چین و فرانسه و آمریکا و ....؛ بیش از پیروان مکتب اسلام به الگوهاى مصرفى اسلام پایبند هستند. از این رو ست که باید به الگوهاى مصرفى اسلامى بازگردیم و پرونده مصرف گرایى خود را مورد تجدیدنظر قرار دهیم . تحقق واقعى فرمایشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالى)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعى و ملى محسوب مى گردد. لذا باید گام هاى عملى در اصلاح الگوهاى مصرفى خود برداریم، تا خود را به الگوهاى مصرفى اسلامى نزدیک تر کنیم. بدین سان نباید خودمان

را با برگزارى چند سمینار وکنگره در این خصوص، سرگرم کرده؛ از اصل پیام مقام معظم رهبرى غافل شویم.

مصرف بى رویه چیست؟

مصرف به معناى استفاده از آن چه در اختیار انسان است، بوده و مصرف بى رویه را مى توان استفاده نا به جا و نامناسب تعریف کرد. تعبیر مصرف بى رویه در برابر تعبیر مصرف بهینه است . معیار مناسب و بهینه بودن مصرف را مى توان بر اساس اصول مصرفى اسلام و شرایط زمانى و مکانى تبیین نمود. گفتنى است، الگوى مصرف در کشورهاى مختلف بسته به فرهنگ ها و سنت هاى مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوى مصرف در جامعه ما از دیرباز مترادف با اصول مصرفى اسلامى چون قناعت، خوددارى از اسراف بوده است. بدون تردید اصلاح الگوى مصرف در کشور ما به معناى ترویج و جامعه پذیرى الگوى مصرف ایرانى-اسلامى است.

از سوى دیگر، کشور ما امروز نیازمند تولید ثروت است و تحقق این مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوى مصرف در کشور است. خط کش مدرج توسعه یافتگى واقعى، نشان مى دهد که بین مصرف گرایى و تولید ثروت در یک جامعه رابطه عکس وجود دارد. اگر امروز بازارهاى جهانى در چنبره مصنوعات چینى و ژاپنى قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان این کشورهاست. پرهیز از مصرف گرایى در کشورهایى مثل چین، ژاپن و برخى از کشورهاى بزرگ اروپایى که اقتصادهاى بزرگى دارند کاملا مشهود است. انقلاب اسلامى به مردم ما یاد داد که با فرهنگ صرفه جویى و قناعت مى توان بر تمام مشکلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سیاست هاى غلط اقتصادى و فرهنگى سال هاى پس از جنگ تحمیلى و به تبع آن تغییر ذائقه مردم؛ و همچنین رویکردهاى جدید دشمن در مقابله نرم افزارى با انقلاب اسلامى به یک باره تمام دستاوردهاى ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار دیگر تجمل گرایى، مصرف گرایى و اسراف در کشور ترویج شد. این در حالى است که عمده پیشرفت هاى کشورهایى مثل ژاپن، کره جنوبى و... بر شالوده تجربیات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ دیده صورت گرفت. در واقع باید اذعان کنیم ما پس از جنگ به دلیل سیاست هاى غلط یک فرصت تاریخى را از دست دادیم. اما امروز به واسطه عزم جدى مسئولان کشور و یک صدایى دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادى در تمام زمینه ها؛ بار دیگر این فرصت احیا شده است که، فرهنگ صرفه جویى و قناعت ترویج و ترمیم گردد. رمز تولید ثروت در یک کشور پرهیز از مصرف گرایى است و کشورهایى به دام تجمل و اسراف مى افتند که تولید در فرهنگ عمومى آنها جایگاهى ندارد. امروز به ضرس قاطع باید تاکید کرد راه پیشرفت کشور همان گونه که مقام معظم رهبرى فرمودند، پرهیز از اسراف و ترویج الگوى مصرف بومى و اسلامى است.

در حقیقت مصرف بى رویه خود مانع بزرگى در برابر رسیدن به اهداف چشم انداز جمهورى اسلامى است. دست یابى به پیشرفت، صرفا با ساخت صنایع بیشتر و امکانات، امکان پذیر نیست . در حال حاضر وضع به گونه اى است که، گویا قرار است ایران با رسیدن به درجات بالاى پیشرفت، به درجه اول مصرف گرایى نیز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگى نیز، نیاز به توسعه آموزه هاى فرهنگ اسلامى در میان نیروى انسانى پیشرفت ساز است. در حقیقت بایست آموزه ها و اصول مصرفى اسلام را بازخوانى کرده، بار دیگر مردم را بدان توجه داد. از این رو به بررسى اصول مصرفى از دیدگاه اسلامى مى پردازیم.

نگاهى به اصول مصرفى اسلام

1. پرهیز از اسراف

اسراف چیست؟

اسراف در لغت به معناى ولخرجى، بى اعتدالى و تجاوز از حد است(1). و در اصطلاح عملى است خارج از حدود و موازین مشروع و معقول باشد . از این رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسیر نادرست اسراف نامیده مى شود. امام على (ع) در روایتى بد ترین نوع مصرف را اسراف مى دانند(2) و در روایت دیگرى مى فرمایند: « واى بر اسرافکار، که( با اسراف) خود چقدر از صلاح خویش دور شد»(3) مى توان مصادیق اسراف را چنین بر شمرد:

1. استفاده نامناسب از اموال شخصى

استفاده نامناسب از اموال را مى توان در چندین صورت اسراف تلقى کرد.

الف- ضایع کردن مال و بیهوده تلف کردن آن، اگر چه کم باشد از بارزترین مصادیق اسراف است مانند بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى در محیط کار، دور ریختن غذا و میوه به بهانه استفاده از آن . نقل شده است که

امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى که بطور کامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد. ایشان با دیدن میوه نیم خورده خشمگین شده و (با عتاب) فرمودند: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به کسى بدهید که نیازمند آن است.(4)

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى کنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى کنیم؟ چرا در استفاده از کاغذ، لوازم التحریر، دستمال کاغذى زیاده روى مى کنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى کنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه نگهدارى آن اصول لازم را به کار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ولو با درآمدهاى خود با استفاده از ابزار و لوازم لوکس ضایع مى کنند؟ چرا الگوهایى که در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملکرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یک زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى کشد؟ و ده ها چراى دیگر که همه روزه با آن برخورد داریم. امام صادق(ع) مى فرماید: «میانه روى در زندگى چیزى است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد، چرا که آن هسته به کار مى آید. یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد».(5)

در روایتى امام موسى کاظم (ع) در پاسخ به این سئوال که» آیا اگر کسى ده پیراهن داشته باشد اسراف کرده است ؟»، پاسخ منفى داده مى فرمایند: «لا، و لکن ابقى لثیابه و لکن السرف ان تلبس ثوب صونک فى المکان القذر»(6)؛ اسراف آن است که لباس فاخر خود را در مکان آلوده و کثیف بپوشى. آرى ! استفاده نا بجا از امکانات زندگى مانند لباس، غذا و ... نیز اسراف است .

یکى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است که در مصرف و استفاده از بعضى امکانات « شان و موقعیت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاک اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زمانى و موقعیت اقتصادى و اجتماعى فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زیور آلات را در شان و جایگاه همسر منوط کرده است. البته باید توجه داشت که وسعت و سادگى چیزى است، و تجمل پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مسئله اى که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که بهره بردارى از نعمت هاى الهى، چنان چه از حد طبیعى فرد منزلت اجتماعى او بگذرد، اسراف است. استفاده از امکانات در حد اعتدال پسندیده است و چه بسا کمتر از این حد در مورد بعضى افراد، مصداق بخل باشد. حضرت على (علیه السلام) درباره نشانه مسرف مى فرماید: «للمسرف ثلاث علامات: یاکل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له»؛ اسراف کار سه ویژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد، بیش از شأن خود مى پوشد و بیش از منزلت خود خریدکند.

در این بحث نباید غافل بود که برخى براى توجیه ولخرجى ها و چشم و هم چشمى هاى خویش، شان و منزلتى ساختگى براى خویش مى سازند . لذا باید از تقلید کور کورانه از دیگران پرهیز نمود. در تعابیر اسلامى حدى را که براى مسکن معین کرده اند این است که به اندازه «کفایت» و «کفاف» آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمان ها و مناطق متفاوت است. در عین حال این امر باید به گونه اى باشد که از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نکند. حضرت على(علیه السلام) در بیان حد لباس انسان هاى باتقوا مى فرماید: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشیدن متقین در حد اعتدال و میانه روى است. نه لباس هاى قیمتى مى پوشند و نه لباس هاى ژولیده و پست. بلکه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاکیزه و متین دارند.(7)

ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى، در صورتى که مضر باشد.

امام صادق (علیه السلام)مى فرماید: «انما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن»(8) اسراف در چیزى است که موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسیب رساندن به بدن را مى توان در مواردى چون استعمال دخانیات، نوشیدنى ها و تنقلات مضر، جراحى هایى مانند جراحى هاى زیبایى و مانند آن صادق دانست .

البته مواردى مانند جایى که درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه زیاد نیاز دارد، باید هزینه کرد و به یقین اسراف نخواهد بود.

ج- صرف مال در مصارفى که شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.

استفاده اموال در مسیر حرام ناسپاسى بزرگى است که نعمت پرروده اى چون انسان به نعمت رسانى چون رازق هستى، دارد. «لئن کفرتم ان عذابى لشدید»(9). بزرگ ترین اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.

2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر

نوع دیگرى از اسراف، اتلاف بیهوده عمر است. امروزه عمر بسیارى از مردم به سبب دور

شدن فاصله ها، به ویژه فاصله محل کار تا محل سکونت، موجب شده است که عمر بسیارى از مردم در طى این فاصله ها به هدر رود. در این میان ترافیک، نیز عمر بسیارى از مردم را به خود اختصاص مى دهد. برخى از شهروندان تهرانى 3 الى 4 ساعت از وقت خود را در خیابان ها مى گذرانند.

3. استفاده نا مناسب از امکانات اجتماعى

امکانات اجتماعى، اعم از آب ،برق، گاز، بنزین، تلفن، نان ارزان و ... از نعمت هاى بزرگى است که در کشور اسلامى ما مورد استفاده همگان است. اما متأسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در این زمینه ها هستند. چنان که در آمار ذکر شد، بسیارى از کشورهاى غیر مسلمان در صرفه جویى و خوددارى از اسراف در آن ها، بیش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حدیثى از رسول اکرم(ص) آمده است که « لا خیر فى السرف» خیرى در اسراف نیست. امام موسى کاظم(ع) مى فرمایند: «هر آن کس که مال دارد، از نابود کردن آن برحذر باشد. به درستى که مصرف مال در راه نا مناسب تبذیر و اسراف است»(10) امام صادق علیه السلام مى فرماید: «ان مع الاسراف قلة البرکة»(11) بدرستى که اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است.

در یک بررسى کوتاه مى توان به کارهاى اسراف گونه بسیارى از مردم در جامعه ایرانى پى برد. گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران، حدود3 میلیون «دور ریز» مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبک متفاوت را 150 گرم فرض کنیم، در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهیم داشت که از کانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراک دام و طیور مى رسد ،(که آن هم براى دام بدون اشکال بهداشتى نیست). با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان کرد. و یا گرسنگان بسیارى را در سطح جهان سیر کرد.

این روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزین و دیگر امکانات اجتماعى جارى است . آیا این قدر استفاده بى رویه و مصرف نادرست امکانات اسراف نیست؟

2. صرفه جویى و میانه روى

از دیگر اصول مصرفى در اسلام صرفه جویى و اعتدال در مصرف است . این اصل در برابر اسراف و مصرف بى رویه قرار دارد. امام کاظم علیه السلام مى فرماید:» من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هرکس که در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه کند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر کس که تبذیر و اسراف کند، نعمت از او گرفته مى شود (و فقیر مى گردد) . آن گاه که نعمت ها کاهش یابند و روحیه خودکفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمى روى آورد. به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیت خویش را از دست خواهد داد. در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «کسى که اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقیر نمى شود»(12) باید برحذر بود از روزى که اسراف و مصرف بى رویه امکانات زندگى موجب نیازمندى مردم مسلمان ایران به کفار گردد که آن گاه به تعبیر روایت دعاى ما مستجاب نخواهد شد . امام صادق (علیه السّلام) مى فرمایند: « چهار گروه هستند که دعاى آنها مستجاب نمى شود ... 3. کسى که داراى ثروتى باشد و آن را تباه نماید و بگوید خدایا بمن رزق و روزى بده که خداوندمى فرماید: مگر من به تو دستور ندادم که در زندگى اقتصاد و اعتدال و شایستگى داشته باشى؟ سپس حضرت این آیه 67 را قرائت فرمودند که خداوند متعال در سوره فرقان فرماید: «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً». بندگان خدا کسانى هستند که به هنگام انفاق نه اسراف مى کنند و نه کم روى و میان این دو حالتى متوسط و معتدل دارند»(13).

بنابراین از مهم ترین اصول مصرفى دین مبین اسلام میانه روى در مصرف و رعایت اعتدال است. بر این اساس لازم است که مصرف معتدل و مناسب ترین الگوهاى مصرف در هر چیزى معرفى گردد و مردم به رعایت این الگوهاى ترغیب و تشویق شوند. ضمن این که از اسراف کاران و کسانى که بیش از الگوى مصرف، مصرف مى کنند؛ نباید حمایت نمود. از این رو حذف یا کاهش یارانه اسراف کاران راه حلى منطقى به نظر مى رسد.

3. قناعت محورى

قناعت اصل دیگرى است که همواره در منابع اسلامى مورد تاکید ویژه قرار گرفته است . قناعت به معناى قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روى نداشته ها است . در ارشاد القلوب آمده است در تفسیرآیه «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً» (او را به زندگى خوش و گوارا

زنده مى گردانیم) مراد از این زندگى، قناعت است که باو مى دهیم . قناعت چنان نعمت حیات بخشى است که سلیمان نبى آن گاه که از خدواند ملک عالمیان را خواست، و فرمود:» رَبِّ اغْفِرْ لِى وَ هَبْ لِى مُلْکاً لا یَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِى « بنا به گفته تفاسیر از خداوند قناعت خواست. سلیمان با فقیران مى نشست و مى گفت فقیرى در جرگه ى فقیران نشسته.آرى ! قناعت قدرت و ملک آدمى را افزون مى کند. از این روست که در روایتى از امام صادق (ع) قناعت به گنجى تمام نشدنى تشبیه شده است . در حقیقت قناعت مانع از مصرف بى رویه و بى حساب شده موجب استفاده بهینه از دارایى هاى آدمى است .

اگر مردم کشور اسلامى ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستى و زیاده خواهى فاصله گرفتند، روند فزاینده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاى استفاده بى رویه از امکانات و نعمت هاى خدا دادى، از آن ها براى پیشرفت اقتصادى بیشتر مدد مى گیرد. براى درک ظرفیت بالاى اصل قناعت در میان اصول مصرفى اسلام توجه به این خبر جالب به جاست . بنا به گزارش واحد مرکزى خبر، در چین به دلیل قناعت بسیار مردم و به ویژه هفتصد میلیون روستایى، مصرف کالاهاى چینى در خود چین بسیار اندک است . از این رو، دولت چین براى فروش کالاهاى خود به شهروندان خود، طرحى را در پیش گرفته است که مصرف گرایى را در این کشور افزایش دهد تا کالاهایش روى دست تولید کنندگان نماند. جالب این است که دولت با تخفیف هاى ویژه سعى دارد که پس اندازهاى ده ها میلیون چینى را با وسوسه ایشان به خرید محصولات، به جیب سرمایه داران و تولید کنندگان بریزد . تا جایى که متقاعد کردن این جمعیت انبوه به خرج کردن پس اندازهایشان به عنوان طرحى سرنوشت ساز براى اقتصاد این کشور شده است. (14)

نکته جالب توجه در این خبر آن است که در این کشور بر خلاف ایران مردم آن قدر، قانع و کم مصرف هستند که سرمایه داران سعى در تبلیغ مصرف گرایى براى از بین بردن الگوهاى مصرف دارند. این در حالى است که در حقیقت یکى از عوامل پیشرفت کشورى پرجمعیت مانند چین پرهیز از مصرف گرایى و رعایت الگوى مصرف صحیح با تکیه بر قناعت است. سعدى به جا گفته است که :

قناعت توانگر کند مرد رخبر کن حریص جهانگرد را

قناعت کن اى نفس بر اندکىکه سلطان و درویش بینى یکى

چو سیراب خواهى شدن ز آب جوى چرا ریزى از بهر برف آبروى

نمونه هایى از الگوهاى مصرفى در روایات

در منابع روایى شیعه در مورد مصرف برخى امکانات توصیه هاى خاصى وارد شده است که نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحیح دارد. به نمونه هایى از این موراد اشاره مى شود:

1.مصرف صحیح آب

در مورد سیره مصرفى رسول اکرم (ص) آمده است که ایشان با یک «مد» آب (تقریبا ده سیر) وضو مى گرفت و با یک «صاع» (تقریبا سه کیلوگرم) از آب غسل مى کرد.(15)

«راوى مى گوید: به ابو جعفر باقر(ع) و یا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براى غسل جنابت چند پارچ آب کافى است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با یک طشت آب، غسل مى کردند که پنج پارچ آب ظرفیت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه پارچ آبى داشت که بیش از یک کیلوگرم ظرفیت داشت. آن پارچ را پر آب مى کرد و وضو مى گرفت و مقدار کمى از باقیمانده آن را مى نوشید. طشت آبى داشت که پنج پارچ ظرفیت آن بود، آن طشت را پر آب مى کردند و با همسرش دو نفرى غسل مى کردند. موقعى که رسول خدا به تنهائى غسل مى کرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مى ریخت و با آن آب غسل مى نمود».(16)

با توجه به این که وضو و غسل از مهم ترین اعمال عبادى مسلمانان است، محدوده مصرفى آب بسیار ناچیز توصیه شده است . این در حالى است که، متأسفانه، برخى مسلمانان براى مصرف آب بسیار غیر مهم تر آب بسیارى مصرف مى کنند.

2. مصرف صحیح مواد غذایى ونان

مواد غذایى، اعم از نان، غذا ، میوه و سبزیجات است که اسلام نسبت به هر کدام توصیه هاى تغذیه اى دارد . اما آن چه در همه این توصیه ها مشترک است، پرهیز از زیاده روى در مصرف آن ها ست . به عنوان مثال از دور ریختن نان ، میوه و غذا نهى شده است و توصیه به استفاده بهینه و حداکثرى از آن ها شده است . در سیره امام سجاد(ع) آمده است که هر گاه ایشان مى دیدند نانى در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم کش مورچه اى بود، از وعده غذایى خانواده اش به اندازه آن مى کاست.(17) در روایات بر مصرف ریزه هاى نان و غذا توصیه بسیارى شده است . از باقى گذاشتن میوه و استفاده از نیم خورده آن توصیه شده است . از دعوات قطب راوندى نقل شده است که، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «هر که یک لقمه افتاده یافت و آن را خوب پاک کرد و خوب شست و خورد، در درونش

جا نگیرد تا خدایش از دوزخ آزاد کند»(18). در محاسن از امام صادق ( علیه السّلام) نقل شده است: که هر که میوه یا تیکه نان که روى زمین افتاده برگیرد و پاک کند و بخورد در درونش جاگیر نشود، جز این که، بهشت او را بایست گردد».(19)

از سوى دیگر، پر خورى و زیاده روى در مصرف مواد غذایى نهى شده است. چنان که امام باقر(ع) فرموده اند: «هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از شکم پر نیست»(20). لذا از آداب غذا خوردن دست کشیدن از غذا پیش از سیرى است: امام رضا(ع) در این باره مى فرمایند: «و ارفع یدیک من الطعام و یک الیه بعض القرم و عندک میل فإنه اصلح لمعدتک و بدنک و اذکى لعقلک و اخف على جسمک»(21). در حالى که هنوز گرسنگى باقى و میل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار که این چنین غذا خوردن براى معده و بدن اصلح و براى عقل پاکیزه تر و بر جسم و تن بارى سبک تر است.

سخن آخر

با توجه به شرایط فعلى ایران اسلامى، نیاز جدى براى ترویج اصول مصرفى اسلامى احساس مى شود. چرا که با فرهنگ عمومى مردم سازگار تر است . بنابراین بازخوانى و بازگویى آموزه هاى مصرفى اسلام، نقش بسزایى در اصلاح الگوى مصرفى مردم دارد. براى رسیدن به این هدف بایست نهادهاى فرهنگى و رسانه ها، با برنامه ریزى در این زمینه ، اقدام به تولید محصولات و بسته هاى فرهنگى با زبانى نو نمایند. اصلاح الگوى مصرف از طریق تکیه بر اصول مصرفى اسلام ؛چون قناعت، پرهیز از اسراف، میانه روى و اعتدال در مصرف؛ یکى از بزرگ ترین گام هایى است که در مسیر توسعه و پیشرفت پایدار، برداشته خواهد شد.

پى نوشت ها:

1. فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیاح، ج 1 ص659 .

2. غررالحکم، اسراف.

3. غررالحکم، همان.

4. مستدرک الوسایل، کتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61

5. حر عاملى، وسایل الشیعه، ج 15، ص 257 . بحار النوار ج71 ص346.

6. بحار الانوار ج 79، ص 317 .

7. نهج البلاغه، خطبه متقین ،خطبه 193، محمد دشتى.

8. کلینى، کافى، ج 4، ص 54.

9. ابراهیم، 7 .

10. بحار ج 78 ،ص 377.

11. وسایل الشیعه، ج 15، ص 261.

12. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 343.

13. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 340.

14. واحد مرکزى خبر، 1/2/88.

15. سنن النبى صلى الله علیه و آله.

16. گزیده کافى، محمد باقر بهبودى، ج2، ص 21، حدیث 5.

17. آسمان و جهان،ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج10، باب بیستم خوردن تکه نان و ریزه خوان، ص: 209.

18. همان، ص 208.

19. همان، 207..

20. همان، باب پنجم در نکوهش پرخورى، ص 133.

21. طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام، نصرالدین امیر صادقى، نشر معراجى، 106.





نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:42 AM 

« قَالَ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ(ع): «عَلَیْکَ بِالِاقْتِصَادِ وَ اِیَّاکَ وَ الْاِسْرَافَ فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّیْطَنَةِ؛بر تو باد به میانه روی و پرهیز کن از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»(1)

یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی در فرهنگ دینی موضوع «اسراف» و «تبذیر» و ریخت و پاش ها و ولخرجی های بی حد و حساب است.

لغت شناسان در تعریف و ترسیم اسراف گفته اند:

«تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر و یقال تارة اعتبارا بالقدر و تاره بالکیفیة؛خارج شدن انسان از حد و مرز در هر کاری که انجام می دهد را اسراف گویند گر چه این معنی در انفاق مشهورتر است و اسراف هم گاهی در اندازه و مقدار (یک چیز است) و گاهی در کیفیت و چگونگی آن.»(2)

واژه «اسراف» و «تبذیر» در برابر واژه «اقتصاد» و «اعتدال» قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می رسانند.

با در نظر گرفتن ریشه این دو لغت (اسراف و تبذیر) چنین به نظر می رسد که وقتی این دو در مقابل هم قرار می گیرند اسراف به معنی خارج شدن از حد اعتدال، بی آن که چیزی را ظاهرا ضایع کرده باشد، مثل این که، ما لباس گرانقیمتی بپوشیم که بهایش صد برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حد گذرانده ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما:

«تبذیر» و ریخت و پاش، آن است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامد مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از جاهلان چنین می کنند و به آن افتخار می نمایند و باقی مانده را در زباله دان می ریزند و اتلاف می کنند.»(3)

البته گاهی هم می شود که در کاربردها، این دو واژه در یک معنی به کار می رود و به اصطلاح عطف تفسیری می شوند، امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:

«اَلَا وَ اِنَّ اِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ اِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ

یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است. ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.»(4)

از حدیث آغاز نوشتار و این حدیث شریف معلوم شد که:

1ـ میانه روی و اقتصاد و اعتدال یک فضیلت انسانی و رفتار سالم اجتماعی است.

2ـ اسراف و تبذیر خارج شدن از حد و مرز فضیلت است و به عنوان رذیلت شناخته می شود.

3ـ اهمیت پرهیز از اسراف به اندازه ای است که امام معصوم(ع) با به کارگیری واژه «ایاک» و نیز کلمه «الا» هشدار می دهد و مردم را به آگاهی و بیداری فرا می خواند.

از آیات و روایات کاملاً این معنا به دست می آید که افراط و تفریط و خروج از خط اعتدال در هر کاری مذموم و ناپسند است. زیست شایسته در سایه معتدلانه حرکت کردن و مقتصد بودن امکان پذیر است. بی تردید نعمت ها و مواهب موجود در کره زمین از سوی خدای رب العالمین به گونه ای تنظیم و تقدیر شده است که برای ساکنان زمین کافی است و همه می توانند در سایه بهره گیری درست از آن مواهب استفاده بهینه ببرند، لیکن خرج های بیهوده و مصرف کردن های بی اندازه این نعمت را هدر می دهد و چه بسا اسراف و تبذیر در گوشه ای از جهان و منطقه ای از زمین دلیل محرومیت انسان های دیگری در منطقه ای از جهان گردد. و نیز بدمصرف کردن و بی رویه بهره برداری کردن از منابع طبیعی و نعمت های خدادادی نسل های آینده را دچار محرومیت و تهدید قرار می دهد.

به همین جهت قرآن کریم با عبارت های گوناگون، مسلمانان را از این بلای خانمانسوز و جهانسوز پرهیز داده و فرموده است:

«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و (از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.»(5)

قرآن مسرفان را چهره های منفور پیش خداوند معرفی کرده زیرا آنان با این رفتار غیرانسانی و غیراسلامی از حد و حدودی که خداوند تعیین کرده و انبیای او اعلام کردند پا را فراتر نهاده و رهنمودهای حکیمانه و واقع بینانه را نادیده گرفته اند.

روشن است آن که قانون شکنی می کند و حرکت قوانین انسان ساز و جامعه ساز را رعایت نمی کند پیش قانونگذار عالم و عادل چهره ناپسند و مبغوضی خواهد داشت.

باز در قرآن مجید می خوانیم:

«اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِین؛فرعون، برتری جویی در زمین داشت و از اسرافکاران بود.»(6)

اسراف کاری را روش فرعون می شمارد و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می کند.

و در جای دیگر اسراف کاران و مبذّران را برادران شیطان می نامد:

«وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرا؛ اِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز (و همچنین حق) مستمند وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطنند. و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.»(7)

گر چه اسراف به معنای گسترده هرگونه تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد اما بیشتر در مورد هزینه ها و خرج های مالی گفته می شود و حتی انفاق و کارهای خوب را نیز شامل می شود. قرآن در سوره فرقان اسراف را در برابر سخت گیری و بخل و فشرده دستی قرار داده و می فرماید:

«وَ الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما؛(بندگان شایسته خداوند) کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری و بخل می ورزند بلکه میان این دو حد اعتدال و میانه را می گیرند.»(8)

مصادیق اسراف

معمولاً هر کسی واژه «اسراف» را می شنود، موضوع ولخرجی، زیاده روی و تجاوز از حد و شأن اجتماعی به ذهن او می رسد، لیکن در لابه لای کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می تواند هشداری اجتماعی برای کسانی باشد که از این گونه اسراف ها غافلند یا این گونه امور را در ردیف معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی آورند.

دورافکندن هسته خرما و...

بشر بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته های آن را دور می انداخت، حضرت دستش را گرفت و فرمود:

«لَا تَفْعَلْ اِنَّ هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.»(9)

شاید آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی افتاد. اما امروز بشر با پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که می کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و از تفاله ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب ها به وسیله تصفیه، آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد.

یقینا از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه ها و امکانات مدرن امروز می توان غذا برای دام ها و مرغ ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه ها و دانه های دیگر بیشتر و بهتر است.

آن روزی که امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل آن به این گونه استفاده ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه جانبه از مسائل اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم آمیخته است.

در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می فرماید:

«اَدْنَی الْاِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ؛ کمترین اندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) و تبدیل لباس بیرون به لباس خانه و دم دستی است.»(10)

در نگاه امام صادق(ع) آن که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می نوشد و می خورد و باقیمانده آن را دور می ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا می توان تشنه ای را سیراب و گرسنه ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و گلی را شاداب کرد و حیوانی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد.

نگاه ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا مثلاً نماز و مجالس می پوشد این هم به گونه ای گرفتار رذیلت اسراف شده است.

از امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر، بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهن هایش بیشتر عمر کند. اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی.»(11)

بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است.

از جمله موارد اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می توان موارد ذیل را برشمرد:

هر چه دلت بخواهد خوردن(12)

به بدن ضرر و صدمه وارد کردن(13)

به هنگام وضو آب زیاد مصرف کردن(14)

حلال ها را حرام شمردن و خون ریختن(15)

بیش از شأن و موقعیت اجتماعی مصرف کردن (در پوشیدن و خوردن و خریدن)(16)

و به کارهای باطل نازیدن و به کار خیر بی رغبتی نشان دادن(17)

عیب ملی

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر سال 86 ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره کردند و فرمودند:

«ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است. این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد است.»(18)

در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟»

ایشان جواب داده اند:

«شکی نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد.»(19)

از مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه گرفتار شده ایم که:

جمال زندگی را با تجمل گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه پرداخته ایم.

این اسراف ها و ریخت و پاش های جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً رواج می دهد.

از مقام معظم رهبری در این رابطه پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم داشته اند که:

«اینجانب از این کسانی که می کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه می برم... برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه ای انقلابی و رسمی اسلامی است.»(20)

بار دیگر سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از امام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به میانه روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»

حسن ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و امیرمؤمنان علی(ع) زینت می بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت:

«فَدَعِ الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَةَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه زنان را از آن منع می کنی؟ بدان انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می گردد.»(21) والسلام.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

22. سفینه البحار، هشت جلدی، اسوه، ج 4،ص 132.

23. مفردات راغب، واژه سرف.

24. تفسیر نمونه، ج 12،ص 116و 115.

25. نهج البلاغه، خطبه 126.

26. سوره اعراف، آیه 21.

27. سوره یونس، آیه 82.

28. سوره اسراء، آیات 26و 27.

29. سوره فرقان، آیه 67.

30. میزان الحکمه، ری شهری، مترجم، ج 5، ص 2462.

31. همان مدرک

32. همان، ص 2463.

33. همان

34. همان

35. همان

36. همان

37. همان، ص 2460.

38. همان

39. سخنرانی 21/7/86.

40. استفتائات، ص 352.

41. به نقل از عبرت های عاشورایی، شماره 94، 13/7/86.

42. نهج البلاغه، نامه 21
 
//////////////////////////////////////////////////////////////
منبع:آذر 1386، شماره 312




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:40 AM 

«اسراف »به معنی وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود و از قرآن به خوبی استفاده می شود که اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است. (1)

«تبذیر» در اصل از ماده «بذر» و به معنی پاشیدن دانه می آید، منتها این کلمه مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی و فساد، مصرف می کند و معادل آن در فارسی امروز «ریخت و پاش » و «ولخرجی » است و به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هرچند زیاد باشد.

چنانکه امام صادق علیه السلام که در ذیل آیه «و لا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کننده ای فرمود: «من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد». (2)

کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیر کننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن این دو لغت «اسراف و تبذیر» ممکن است میان آنها تفاوتی باشد، ولی بسیار می شود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند. چنانکه علی علیه السلام می فرماید:

«الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ». (3)

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف » (4) از بلندمرتبه ترین شرف یعنی بلندی مرتبه، باز ایستادن از اسراف و تبذیر است.

در اینجا «تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است.

باز آن حضرت فرمود:

«علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف » (5)

تبذیر و اسراف را ترک کن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است و همچنین «عدل » و «انصاف ».

غرض «اسراف » و «تبذیر» از نظر اسلام بسیار نکوهیده است و علاوه بر اینکه عیب بزرگی برای انسان به شمار می رود و بلای بزرگ اجتماعی است که باعث محرومیتهای انسانهای بی گناه می گردد. بدون شک نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنانش کافی است اما به شرط اینکه بیهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرند و گرنه این مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد. و ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود و یا اسراف و تبذیر نسل امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روزی که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به این مساله پی نبرده بودند که جمعیت بشر سریعتر از مواد غذائی زیاد می شود و در نتیجه برای آینده نگرانی روزافزون و سختی زندگی و فقر و فاقه دائمی پیش بینی نشده بود، اسلام هشدار داده که در بهره گیری از مواهب الهی در زمین، از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

قرآن مجید در آیات زیادی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است.

درجائی می گوید: «ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (6) (اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد).

ودر مورد دیگر: اسرافکاران را اصحاب دوزخ می شمرد و می فرماید:

«و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7) واز اطاعت فرمان مسرفان نهی می کند:«و لا تطعوا امر المسرفین » (8) و مجازات الهی در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربک للمسرفین » (9) اسرافکاران دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب ». (10)

اسراف یک برنامه فرعونی شمرده شده است: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین » (11) و سرانجام سرنوشت اسرافکاران هلاکت و نابودی است علیهم السلام «واهلکنا المسرفین ». (12)

«ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین » (13) (تبذیر کنندگان برادران شیطانند).

بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده است. در روایات دقت در مساله اسراف و تبذیر تا آن حدی است که در حدیثی می خوانیم: پیامبرصلی الله علیه وآله از راهی عبور می کرد یکی از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زیاد می ریخت، فرمود: چرا اسراف می کنی ای سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت علی نهر جار(آری هرچند در کنار نهر جاری باشی). (14)

ونیز از آن حضرت نقل شده است که روزی دستور داد رطب و خرمای تازه برای خوردن حاضران بیاورند، بعضی خرما را می خوردند و هسته آن را به دور می افکندند، فرمود: این کار را نکنید که این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمی دارد. (15)

امام صادق علیه السلام فرمود:

«ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوی ». (16)

پائین ترین حد اسراف ریختن باقی مانده آب و بذل کردن لباس که مورد حاجت باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامی آن قدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده است که حتی از ریختن باقی مانده آب وضو واز دور افکندن هسته خرما نهی گردیده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضیقه در پاره ای از مواد، سخت به این موضوع توجه دارد تا آنجا که از همه چیز از زباله ها و تفاله ها و فاضل آبها از تصفیه استفاده می کند چرا که احساس کرده اند که مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد باید از همه به صورت «دورانی » بهره گیری نمود.

با اینکه نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است و لیکن گرسنگی یک پدیده جهانی بشمار می رود واکثریت ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند.

دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت آن را به ما تحمیل کرده باشد، با مطالعه این پدیده در نواحی مختلف جهان به این واقعیت رسیده اند که به طور کلی عوامل و شرائط طبیعی نیستند که گروهها و اجتماعات انسانی را دچار قحطی و گرسنگی می سازند، بلکه مسئولیت این فاجعه به عهده برخی از شرائط فرهنگی است. (17)

به این معنی مصیبت گرسنگی یک پدیده طبیعی و پیوند یافته با زندگی نیست و مانند مرگ یک حادثه اجتناب ناپذیر نمی باشد، بلکه گرسنگی یک نوع زخم و درد اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.

و عمدتا نتیجه اسرافکاریهائی است که ابرقدرتهای جنایتکار بر جهان بشریت تحمیل کرده اند پس کشورهای استعمارگر بانی اصلی گرسنگی و فقر جهانی است.

برای همین است که در اسلام از «اسراف » و «تبذیر» به شدت مذمت شده است.

علی علیه السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: یاکل ما لیس له و یلبس ما لیس له و یشتری ما لیس له » (18) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه می خورد در خور وی نیست. لباسی پوشد که شایسته اونیست و کالائی می خرد که زیبنده وی نیست.

علی علیه السلام فرمود: «ما فوق الکفاف اسراف » (19) بالاتر از کفاف اسراف است.

یعنی هرکس موظف است از مال خود به اندازه «کفاف » خرج کند. کفاف قدری از مال را گویند که برای هزینه زندگی انسان و خانواده اش در حد اعتدال کفایت کند و خرج کردن بیش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره » (20) چه دور است اسراف کننده از تدارک نمودن زیان کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف » (21) سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.

باز می فرماید: «ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره » (22) اسراف کننده را واگذار زیرا جود و بخشش او پسندیده نیست و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.

آری امروز بشر فهمیده است که حتی در زوائد اموال خود نیز دقیق باشد اگر نان زیادی دارد به درد او نمی خورد به درد دیگران خواهد خورد و سیر شدن دیگران باز استفاده اش به او بر می گردد.

البته اینها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده ای است که در اسلام بیش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولی می داند اسراف مال و زیرپا ریختن برکت خداگناه دارد و درباره گرامی داشتن نان و نهی از بی حرمتی آن روایات فراوانی وارد شده است. (23)

طبق منطق قرآن خداوند به زمین برکت داد تا قوت تمام مردم روی زمین در چهار نوبت سال به طور یکسان برآورده شود (24) درحالی که هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان درنتیجه مصرف بی رویه مواد غذائی و افراط در آن به افزایش کلسترول، چربی و قند مبتلا شده و در اثر بیماری زودرس قلب و عروق و سرطان در می گذرند و درنتیجه همین اسراف و تبذیر در مواد غذائی، میلیونها انسان در دنیا با گرسنگی دست به گریبان بوده و روزانه هزاران نفر از بی غذائی تلف می شوند.

به موجب آماری که نقل شده، تعداد فقرا در جهان 3/1 میلیارد نفر تخمین شده که اغلب آنها در آسیا و آفریقا زندگی می کنند، هر سال 12 میلیارد نفر کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند.

آمارها نشان داده است که شکاف اجتماعی نه تنها در سطح جهانی، بلکه در یک کشور بسیار وسیع است در یک قطب ثروت انباشته تر می شود و در قطب دیگر فقر به صورت دلخراش گسترده تر می گردد و این موضوع عصیان و پرخاش را در جامعه به وجود می آورد و نمی توان آن را نادیده گرفت به ویژه اگر ثابت شود که این ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زیان دیگران است همه اینها در ارزشها، اخلاق، شیوه های رفتار اجتماعی و چه بسا در فرهنگ و معیارهای سنجش ارزشها، اثر منفی می گذارد.

یکی از دانشمندان غرب در کتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه » می نویسد:

«اگر نقشه جهانی گرسنگی را مورد مطالعه قرار دهیم، و اگر عواملی را که موجب پیدایش و بروز آن در نواحی گوناگون هستند تجزیه و تحلیل کنیم، به وضوح در می یابیم که گرسنگی دسته جمعی یک پدیده اجتماعی است که به طور کلی پیدایش آن نتیجه استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعی یا به دنبال توزیع غلط آن مواد خوراکی است که به این ترتیب به دست می آید با در نظر گرفتن حقائق آشکاری که ما ذکر کرده ایم دیگر ممکن نیست بتوان قبول کرد که گرسنگی یک پدیده طبیعی باشد، زیرا مسلم است که علل آن بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی است. ونه از عوامل طبیعی حقیقی که پنهان کردن آن دشوار است اینکه در جهان به اندازه کافی منابع طبیعی وجود دارد برای اینکه جمیع اجتماعات بشری بتوانند از یک تغذیه شایسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسیاری از «مهمانان زمین » نمی توانند از این خوان نعمت بهره مند باشند از آن روست که کلیه تمدنها واز جمله تمدن ما نیز براساس نهایت نابرابری اقتصادی پی ریزی واستوار شده است. (25)

جالب اینجاست که قرنها پیش از آنکه کتاب «انسان گرسنه » نوشته شود، و «علم » به کشف مساله گرسنگی بپردازد، و به قول بعضیها صدها سال پیش از آنکه «جان بویدار» لرد انگلیسی، شکایت سردهد که در «عالم سیاست » هیچ گاه مساله گرسنگی بینوایان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشکارا می بینیم که «مساله گرسنگی » در صفحات «نهج البلاغه » همواره موج می زند و اساسی ترین کوشش و «رنج راستین علی » پیشرو صمیمی ترین پیشوایان سوسیالیستی که تاکنون تاریخ سیاست جهان بر اریکه زمامداری عملی به خود دیده است «سیر کردن گرسنگان » و ایجاد تفاهم در حکمرانان و طبقات توانگر، نسبت به رنجهای توان فرسای آنان است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام خوراک و پوشاک و آسایش را، بر خود تحریم می کند، تا مبادا لحظه ای از درد توده ها، از رنج اکثریت همنوعان خود، غافل ماند. (26)

یک دستور مهم بهداشتی و اقتصادی

مضمون آیه شریفه: «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید). گرچه بسیار ساده به نظر می رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا طبق تحقیقات دانشمندان سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است بر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونتها و بیماریها، لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازی جسم عملی گردد.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری » است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست.

امام رضاعلیه السلام می فرماید:

«لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم » (27) (اگر مردم در طعام میانه روی کنند بدنهای آنها اعتدال پیدا می کند).

مرحوم طبرسی در تفسیر شریف «مجمع البیان » مطلب جالبی نقل کرده که «هارون الرشید» طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود، روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم، درحالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید واسراف نکنید) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء واعط کل بدن ما عودته »(معده خانه بیماریهاست و امساک سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده ای(از عادت صحیح و مناسب) آن را دریغ مدار).

طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید گفت: «ما ترک کتابکم ولا نبیکم لجالینوس طبا»! قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است. (28)

پی نوشتها:

1 ) سوره فرقان، آیه 67.

2 ) بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 29 سوره اسراء.

3 ) نهج البلاغه، خطبه 126.

4 ) غرر و در رآمدی، ج 6، ص 42.

5 ) غرر و درر آمدی، ج 4، ص 293.

6 ) انعام، آیه 141 - اعراف، آیه 31.

7 ) غافر، آیه 43.

8 ) شعراء، آیه 151.

9 ) ذاریات، آیه 43.

10 ) غافر، آیه 28.

11 ) یونس، آیه 83.

12 ) انبیاء، آیه 9.

13 ) اسراء، آیه 29.

14 ) بنقل تفسیر صافی، ذیل آیه 29 سوره اسراء، - و عین این مطلب از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است(تفسیر عیاشی، ج 2، ص 288).

15 ) همان مدرک.

16 ) مکارم الاخلاق، ص 118 - بحار، ج 75، ص 303.

17 ) انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی(مهران) ص 65 چاپ امیر کبیر.

18 ) خصال صدوق، ج 1، ص 47، حدیث شماره 257 - وسائل الشیعة، ج 12، ص 401.

19 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2712، شماره 9465.

20 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2888.

21 ) غرر و درر، ج 4، ص 1652.

22 ) غرر و درر، ج 4، ص 1568.

23 ) وسائل، ج 1، ص 255 - سفینة البحار، ج 1، ص 375 کلمه «خبز».

24 ) سوره فصلت، آیه 10.

25 ) ژوزونه دوکاسترو، ژپوپلیتیک گرسنگی انسان گرسنه، ص 404 ترجمه منیر جزنی(مهران) چاپ امیرکبیر.

26 ) دکتر صاحب الزمانی، دیپاچه ای بر رهبری، ص 329.

27 ) وسائل الشیعه، ج 16، ص 406.

28 ) بنا به نقل تفسیر نمونه، ج 6، ص 153 و 154
 
___________________________
منبع:مجله مکتب اسلام، شماره 4 (سال 76)، الهامی، داود؛




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:36 AM 

مقدمه

دین مقدس اسلام بهره برداری مشروع از نعمتهای الهی و زیباییهای زندگی را مباح و روا و اسراف و زیاده روی را حرام و ناروا می داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایی و کارآیی خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد . در این صورت فرد اسرافکار قهرا از اجرای مسؤولیت و تعهدات اجتماعی خود بازمی ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه می زند .

قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعی در قالبهایی زیبا بیان می کند و با هشدار به پیروان خود می فرماید : ( و انفقوا فی سبیل الله ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکة ) (1) یعنی در راه خدا انفاق کنید و با دستهای خود، خود را به هلاکت و نابودی نیفکنید. از این آیه شریفه چنین استفاده می شود که اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهای مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاکت و سقوط می انجامد .

صرف نظر از اهمیت خودداری از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت خاص کشور اسلامی که در محاصره حکومتهای سلطه گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگی را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه روی را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده ایم و به پیروزی نهایی نزدیکتر شده ایم. در نتیجه این شعار را در اقصی نقاط عالم و دنیای اسلام و بالاخص ایران اسلامی اعلام کرده ایم که ما از تنگناهای اقتصادی نمی هراسیم و قدرت آن را داریم که روی پای خود بایستیم و به هیچ قدرتی جز خداوند متعال متکی نیستیم .
 
 
بقیه در ادامه مطلب....




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:33 AM 

قرآن پیرامون پنجمین ویژگی ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنین می فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواما» آنان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.»

این آیه بیانگر یکی از مهمترین مسایل زندگی است که رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره های مشکلات و برطرف کردن بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی می گردد. و می توان آن را به عنوان معجزه زندگی خوشبختانه یادکرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال یعنی میانه روی و حدفاصل بین افراط و تفریط، که چنین کاری از نظر اسلام در همه چیز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پیروی از اسلام، به عنوان «امت وسط » یعنی امت معتدل خوانده ومی فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا» این گونه شما را امت میانه قرار دادیم.

امیرمومنان علی(ع)آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط یاتفریط کشانده می شوند، جاهل خوانده می فرماید: «لاتری الجاهل الامفرطا او مفرطا» همیشه جاهل را نمی نگری جز این که یا زیاده روی می کند، و یا کم می آورد.

در آیه مورد بحث که بیانگر پنجمین نشانه بندگان ممتاز خدااست، از یکی از شاخه های مهم اعتدالی، که مربوط به امور اقتصادی و زندگی اجتماعی است، سخن به میان آورده که نقش مهمی در اصلاح زندگی و سامان یافتن شوون اجتماعی و خانوادگی دارد، و آن رعایت اعتدال در مصرف است، یعنی انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف می کند و نه سخت گیری، بلکه راه میانه بین این دو رابرمی گزیند.
 
بقیه در ادامه...........




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:31 AM 

دنیای غرب می کوشد الگوهایی برای مصرف به جوامع ارائه دهد

که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی ها در محورهای زیر خلاصه می شود:
 
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم فایده؛
 
گسترش روحیه مصرف گرایی؛
 
انحراف ذهن ها از توجه به واقعیت های زندگی؛
 
اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتی.
 
غرب سعی می کند این اهداف را با شیوه های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایی، تنوع طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی گری و تجمل گرایی پی گیرد و در این راه، از دولت ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می برد.
 
بنابراین، پایه های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
 
1. تمتع و بهره وری هرچه بیشتر؛
 
2. رقابت و مسابقه در مصرف؛
 
3. تجمل گرایی و تشریفات زاید.
[1]
 
آمار و ارقام به دست آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به ظاهر پیشرفته نشان می دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است
[2] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.
 
شرکت های جهانی، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می گوید:
 
ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.
[3]
 
انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه ها مانند انفاق.
 
از مجموعه آموزه های دینی اسلام می توان پایه های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره بردن از نعمت های الهی؛ اعتدال و میانه روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می پردازیم.
یک بهره بردن از نعمت های الهی
 
در آموزه های اسلام، همه آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد، به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می خواهد از آنها به درستی بهره برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت های الهی با عناوینی چون رزق الهی، طیّبات و زینت یاد می کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.
 
خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می فرماید:
 
فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.
 
پس، از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خداوند روزی تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می پرستید، سپاسگزار نعمت های او باشید.
 
زیبایی و آراستگی، محبوب فطری انسان هاست. ازاین رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعی، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.
[4]
 
از دیدگاه اسلامی، هر چیزی که سبب عیب پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس هایی که موجب آراستگی انسان می شود.
 
از آنچه بیان شد، به دست می آید که خداوند متعال نعمت های خود را برای همه بندگان، به ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می فرماید:
 
زمانی که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.
[5]
 
قرآن کریم می خواهد که انسان ها از نظر روحی و معنوی به گونه ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش های فرد عبادت خواهد بود.
 
بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است: »رنگ خدایی، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می شود؛
[6] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می شود. [7]
دو اعتدال و میانه روی
 
هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی ها و خوردنی ها باید از اسراف پرهیز شود.
[8]
 
در نگرش اسلامی، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.
 
قناعت و زهد، از ویژگی های ستوده شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.
 
از دیدگاه برخی از صاحب نظران، اعتدال و حدّ وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان ها، زمان ها و مکان های گوناگون، تفاوت پیدا می کند. ازاین رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.
[9]
 
امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می فرماید:
 
میانه روی، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.
[10]
 
بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره گیری از امکانات زندگی به گونه ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف کننده باشد.
[11]
 
با آنکه در آموزه های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه روی را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق کننده نباشد و خود و خانواده اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق های دیگر باقی می ماند و فرد برای تأمین نیازمندی های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.
[12]
سه پرهیز از اسراف و تبذیر
 
سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف می سازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می گویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.
 
اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمت های الهی زیاده روی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسراف کار شمرده می شود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده ای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،
[13] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد، [14] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصی، [15] و اسراف در مخارج کیفی. [16]
 
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:
 
کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می پوشی، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی مانده آب و غذا را که در ظرف می ماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازی.
[17]
 
در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل می کند، حضرت در نامه ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می پردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر می داند.
[18]
ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام
 
شناسایی نیازهای واقعی، رعایت اعتدال و صرفه جویی و بهره برداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان می کند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.
 
به نظر می رسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم گیری افراد، آیینه تمام نمای عقاید، اندیشه ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش های مورد پذیرش آنهاست.
 
معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواسته های افراد آن متناسب نباشد، کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمی گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی آید.
 
جوان مسلمانی که می کوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامی، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد: مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.
یک دیگرگرایی
 
یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده اش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگی، به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد می کند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.
 
قرآن گاهی در وصف خوبان، انفاق را یکی از شاخصه های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می داند
[19] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است. [20] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است [21] و خداوند، گیرنده آن است. [22] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.
 
از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می کند.»
[23] بر این اساس، خداوند وعده داده که به گونه ای پاداش می دهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.
 
کسی که مالش را در راه خدا صرف نمی کند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:
 
کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)
دو ایثار و گذشت
 
دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهره برداری از نعمت ها و امکانات الهی، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایی، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این گونه ستوده است:
 
دیگران را بر خود مقدم می دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)
 
انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری می دهد، ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:
 
کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می شود.
[24]
 
البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:
 
خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.
[25]
 
بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز، محتاج دیگران کند.



[1] .  سید مهدی موسوی کاشمری، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان کتاب، 1377، ص 121.

[2] .  حسن فاطمی، گرسنگی؛ ارمغان استعمار، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362، ص 94.

[3] .  ریچارد بارنت و رونالد مولر، سیطره جهانی، ترجمه: مصطفی رحیمی، تهران، هاشمی، 1363، ص 298.

[4] .  علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1379 ه .ق، ج 8، ص 79.

[5] .  علامه مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1404 ه .ق، ج 47، ص 232.

[6] .  سباء: 15.

[7] .  نک: اعراف: 85؛ هود: 84 86.

[8] .  نک: انعام: 141؛ اعراف: 31.

[9] .  نک: محمدعلی انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ه .ق، ج 3، ص 186.

[10] .  شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، قم، آل البیت(ع)، 1409 ه .ق، ج 21، ص 551.

[11] .  علی اکبر کلانتری، اسلام و الگوی مصرف، قم، بوستان کتاب، 1387، ص 43.

[12] .  برای نمونه، از امام باقر(ع) روایت شده است فلان شخص از انصار که مزرعه ای داشت، هرگاه محصول آن را جمع می کرد، تمام آن را صدقه می داد و خود و عیالش تهی دست می ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد. (وسائل الشیعه، ج 6، باب 16، ابواب زکات الغلات)

[13] .  «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنّهُ لا یُحِبّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف: 31)

[14] .  امیرمؤمنان علی(ع): «بترسید از فساد، به درستی که دادن مال به غیر جایگاه آن، تبذیر و اسراف است. آن چنان کاری که نام صاحبش را نزد مردم بالا می برد، در حالی که مقامش را نزد خداوند پایین می آورد». (نهج البلاغه: 390)

[15] .  امام صادق(ع): «لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! هر چیزی نشانه ای دارد که با آن شناخته می شود و برای مصرف نیز سه نشانه است: چیزی که در شأن او نیست، می خرد؛ چیزی که در شأن او نیست، می پوشد و چیزی که در شأن او نیست، می خورد». (بحارالانوار، ج 12، ص 415)

[16] .  امام صادق(ع): «کسی که بیش از آنچه برای سکونت لازم دارد، مسکن بنا کند، باید در روز قیامت آن را بر دوش خود حمل نماید». (همان، ج 4، ص 54)

[17] .  میزان الحکمه، ج 4، ص 448.

[18] .  وسائل الشیعه، ج 11، ص 260.

[19] .  انفال: 2 4؛ سجده: 15 و 16؛ حجرات: 15؛ توبه: 88.

[20] .  بقره: 3 و 110؛ انفال: 3.

[21] .  بقره: 254؛ تغابن: 17.

[22] .  توبه: 99 و 104.

[23] .  تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 379.

[24] .  ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ج 6، ص 79.

[25] .  محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 5، ص 63.
 
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
منبع:پایگاه حوزه نت




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:27 AM 

چکیده مقاله 

در شماره گذشته، بحث اصلاح الگوی مصرف مطرح و برداشتهای مختلف از این موضوع بیان شد، سپس فرایند اصلاح الگوی مصرف تحت عناوین استاندارد سازی ،فرهنگ سازی، تعیین الزامات قانونی، اجرا و پیگیری، و اعمال باز خورد، مورد بحث قرار گرفت.

از بین عناوین مختلف، استاندارد سازی مصرف ، تعیین الزامات قانونی، اجرا وپیگیری ، و اعمال بازخورد در برنامه‌ها بیش از همه جنبه حکومتی داشته، سیستمهای دولتی باید بدان بپردازند؛ اما فرهنگ سازی که یکی از حلقه های بسیار مهم در فرایند اصلاح الگوی مصرف می‌باشد، تلاش همه سازمانهای تأثیر‌گذار در فرهنگ مانند صدا و سیما، وزارتخانه‌های ارشاد، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فن آوری، مجلات، روزنامه‌ها، و ... را می‌طلبد.

از آنجا که مردم ما غالبا با ایمانی عمیق نسبت به دستورات دینی حساس بوده، سعی دارند به وظایف اسلامی خود عمل کنند و بهترین راه دریافت مسائل دینی ر روحانیون و مبلغان می‌دانند، برای فرهنگ سازی می‌توان از این ظرفیت عظیم اعتقادی بهره برده، مردم را در جهت مسائل دینی اجتماعی راهنمائی کرد؛ از اینرو در بخش فرهنگ سازی، روحانیون می‌توانند دارای تأثیری شگرف باشند.

پرداختن به این موضوع توسط مبلغان، از سویی ادای تکلیف دینی است و از سوی دیگر وظیفه‌ای است که پرداختن بدان از جانب رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است.

ما هم سعی می‌کنیم در این مقاله، موضوع اصلاح الگوی مصرف را از دیدگاه دین مورد بررسی قرار داده، زمینه تبیین این امر توسط روحانیون محترم را فراهم سازیم.

امید آنکه بخشهای دیگر تأثیر گذار در فرهنگ نیز هر کدام باتوجه به ظرفیتهای خویش به این امر بپردازند و سازمانهای مسئول ومرتبط هم هر کدام با فعالیتی بایسته به اجرای این امر خداپسندانه کمک کرده، با تدابیر لازم و با پیگیری تا دستیابی به نتیجه، مجدّانه آن را دنبال کنند.





نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:25 AM 

چکیده

الگوی مصرف هر جامعه نقشی تعیین کننده در تخصیص منابع تولید، نوع کالاهای تولیدی و شیوه توزیع آن ها دارد؛ زیرا تخصیص بهینه منابع برای تولید کالاها و ارائه خدمات به منظور تأمین نیازهای ضروری و حیاتی جامعه و رفع فقر و محرومیت، تا حد زیادی به شناخت الگوی صحیح مصرف و حاکمیت آن بستگی دارد و این امر مبتنی بر جهت دهی معقول و منطقی به افکار، عقاید، آداب و رسوم و ارزش های مورد قبول جامعه یا به طور خلاصه، فرهنگ عمومی مردم می باشد. این مقاله در دو بخش «مبانی نظری» و «مبانی راهبردی» سامان دهی شده است؛ تا هم آگاهی و شناختِ لازم برای تشخیص الگوی صحیح مصرف به دست آید و هم در مرحله عمل و صحنه اجرایی، ویژگی های الگوی مناسب مصرف برای افراد جامعه روشن شود و شیوه های صحیح تخصیص درآمدها و مصرف کالاها و خدمات تعیین گردند.
بقیه در ادامه مطلب.....




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:20 PM 

مقدمه

قرن 18 در اروپا که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire)بگذار مرزها آزاد باشند( در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى، براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار، نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد.

ضرورت مسئله

الگوهاى مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات، سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد.

در واقع مصرف کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت، مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است .

الگوهاى مصرف در همه موارد باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست.

تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و هنجارى و نظامهاى بیانى )نیازها و الگوهاى رفتارى ( اند. تفکرى که اساس این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه ها )تلویزیون، سینماو تبلیغات( با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند.

به موازات این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند .

کارکنان شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است.

نکته آخر اینکه این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها و هنجارهاست .

هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این محصولات خود در اندونزى موفق بوده است.

علاوه براین توانسته است فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط هواپیما صورت مى گیرد.

در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان تمام شود.

ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد. براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14 میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40% نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند.

اساس این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى تغذیه )ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب( در قیاس با محصولات غربى غالباً پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد.

براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است.

یکى از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف، فعالیت شرکت نستله و سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى غذایى خود و جایگزین کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار گرفته شده است :

1. توزیع مجانى و غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى )لاکتوژن(

2. اجراى برنامه هاى تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت، این پرستاران اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان بیمارستان اشتباه گرفت.

3. توزیع مجانى کارت هاى مربوط به وزن نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این مضمون که مادران تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟

4. تبلیغات تلفیقى در بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد )براى مثال این دو موضوع در نیجریه اهمیت زیادى دارند(. در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن باعث نیرومندى و سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد.

مصرف شیر خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن بود. در حال حاضر شیر خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد.

بنابراین فعالیت شرکت هاى فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر پیدا مى کنند و فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به موازات این فرآیند، تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن آنها با محصولات جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى دارد. این تنها چیزى است که مى توان گفت.

روستائیان مکزیک بیش از پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم ارزان تر است و هم پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهى و موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند. اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در مغز مردم رسوخ کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات کلوگ استفاده مى کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا و شامبورسى، شرکت هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مکزیک و برنامه هاى تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان 350% افزایش داده است.

فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى فراملیتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى تسلط دارند : مثل شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ سیگارى که در جهان سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است. شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(، امریکن براندز )ایالات متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن، رامبراند روپرت(. این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى ساخت تولید کنندگان کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان سیگار باعث نابودى تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان، جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است. سیگار کرتک در اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع ویرجینیایى کنار گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع تبلیغاتى شرکت هاى فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى در این برنامه ها برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى، سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند که لاینقطع تکرار مى شوند.

گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است براى فروش فرآورده هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در کلمبیاست، نه از آن رو که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل به خاطر آنکه براى محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست تسهیلات و امکانات خاصى در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید مرغ در کلمبیا دو برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید.

کودکان به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر پذیرند، هدف مطلوبى براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید کننده نوشابه هاى غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها، نوشابه و یخچال را به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر جنرال فودز در مکزیک با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود بازاریابى مى کنند.

بسیارى از کالاها (کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان چیزى است که تبلیغ کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى سیاستهاى بازاریابى در کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا مردم به اندکى تجمل نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى معطر نیاز ندارند؟

بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى کولا و کوکاکولا در برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور هیچ راهى براى هدایت و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى یا اجتماعى بهره مند نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است، آنها نیز خوشحال اند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند.

بنابراین ورود شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى چندین قرن بدون تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف جدید مى تواند نتیجه مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى )لوکس ونوبودن( و هم به خاطر نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که شدیداً مجذوب اسلوب زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود. پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا در کل جامعه است. در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه مى کنند که برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان کوتاهى پس از عرضه این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف کنندگان این کالاها خواهند شد.

طرح کلى در این جریان چنین است : شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند.

روش هاى نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات، نسبتاً غیر عمدى از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و خدمات تولیدى شرکت هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن نیازهاى اساسى مردم به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن بى اطلاع باشند، بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى قبلاً آزموده شده به زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى.

جمع بندى

بنابراین مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با معرفى عادات مصرفى غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى دخالت مؤثر دارند. زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند، سنتهایشان را تلفیق واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها در هم مى آمیزند.

از این دیدگاه بسط و ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش )زیاد( این محصولات، بلکه بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد.

نکته دیگر این است که سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در سایر حوزه ها نیز مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات کشاورزى که عمدتاً ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى و تکنولوژیکى این کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست منابع کمیاب است. با تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش مى یابد. از سوى دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع گیاهى است. براى مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع پروتئینى ارزان شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین منابع حیوانى به مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام شده، حاصل کشت علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله ،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست مى آید. حال اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر بیشتر از کشت علوفه مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید خوراک و علوفه حیوانى بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که حداقل، 1 درصد آب پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال شعبه شرکت نستله در ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل عاجى به طور متوسط سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص جزء مهمى از رژیم هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل غذا را دارد به عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى درست شده و مصرفش دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است، باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه مى گردد، امرى که در کشور فوق مشهود است.

بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى محصولات و یا خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى آمال مردم باشند، ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا حافظه هایشان است. از این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى اجتماعى تلقى کرد. که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر ندارد.

منابع:

1. همایونفر، على از استقلال کشورها تا ماجراجویى هاى شرکت هاى چند ملیتى رسالت، (11مهر 1383): ص 7.

2. آیزاک، رابرت اى استراتژى شرکت هاى چند ملیتى و سرمایه گذارى خارجى ترجمه مهدى تقوى، اطلاعات، (19 خرداد 1380): ص 12.

3. نژند، مژگان تولید کنندگان غربى عاملان بحران غذایى در جهان کیهان، 9 خرداد 1387: ص 12.

4. عراقى، مهدى جهان به تسخیر چند ملیتى ها در نیامده است ابرار، (7 آبان 1380): ص 6.

5. کالیش، دیوید زد و بند شرکت هاى چند ملیتى تولید سیگار و سینماى هالیوود ترجمه کیکاووس زیارى، سینما، سال 5، ش 19) 242 دى 1375): ص 22.

6. سویزى، پل شرکت هاى چند ملیتى ترجمه سهراب بهداد، تهران: مؤسسه انتشارات علمى دانشگاه صنعتى شریف، 1358، ص 75.

7. رهنما، سعید شرکت هاى چند ملیتى و کشورهاى توسعه نیافته، تهران: بهاران، 1357، ص 42.

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

منبع: نشریه پگاه حوزه شماره 254







  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3