نگاه صحیح
با نگاه صحیح به سمت اصلاح الگوی مصرف می رویم


نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 10:26 AM 

بی گمان آموزه های زندگی ساز اسلام ـ که پاره ای از آن در احکام فقهی به چشم می خورد ـ ناظر به روند حیات فرد و جامعه بشری بوده و مصلحتهای همگانی را در بر دارد. به سخنی دیگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پایه فلسفه ها و حکمتهایی استوار گشته است که هر کدام، از خیرگرایی و رهنمونی انسانها به رستگاری دنیا و آخرت حکایت دارد.
برخی حکمها و قانونهای اسلام، در مکتب امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و یا در گفتار و سیره نبوی و نیز در آیات قرآن کریم بدان اشاره رفته است. برخی دیگر را می توان از رهگذر خردورزی و تأمل در چند و چونی احکام و حدود الهی به دست آورد. به هر حال هیچ حکم و قانونی در اسلام، در بوته ابهام و تاریکی نبوده و به سهولت می توان مقصود از انجام یا ترک و پرهیز از آن را فراچنگ آورد.
ناگفته نماند که مقوله فلسفه احکام یا رازگشایی از چرایی اوامر و نواهی خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهی ـ از دیرباز در میان فقیهان مورد نظر و اهتمام بوده است.
در این مجال، نگاهی گذرا به فلسفه حکم تحریم اسراف و تبذیر خواهیم داشت. البته باکوشش بیش تر می توان به شمار فزون تری از علل تحریم اسراف و نیز نکوهش و کیفر دنیوی و اخروی اسراف پیشگان دست یافت.
:::::::::::::::::: بقیه ادامه مطلب :::::::::::::::::::
منبع: نشریه فرهنگ جهاد تابستان 1383، شماره 36




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 10:23 AM 

مقدمه

بی تردید ابتلا به اسراف و تبذیر، یکی از مشکلات جامعه است. مصرف گرایی و زیاده روی در مصرف، مشکلات اقتصادی بسیاری برای جامعه ایجاد کرده است. مشکل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده است که صرفه جویی و جلوگیری از اسراف و تبذیر به عنوان یکی از راه حلهای اساسی تنظیم اقتصاد جامعه اسلامی مطرح می شود.
از دیدگاه قرآن، اسراف یکی از نکوهیده ترین کارها است که حتی آن را یک عمل فرعونی دانسته و می فرماید: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِی الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفین»(1). علاوه بر آن قرآن اسراف کنندگان را اصحاب دوزخ می شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»(2).
امروزه اسراف و تبذیر به صورت عرف و عادت و گاه یک ارزش درآمده است. از اینرو تغییر زیرساختهای عرفی، اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از مهم ترین عوامل برای نابود کردن اسراف به شمار می آید که آن هم در گرو درک صحیح این مشکل است.
با توجه به اینکه قرآن گره گشای بسیاری از مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی است، برآنیم تا در این نوشتار از دیدگاه قرآن و روایات اشاره ای به پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر داشته باشیم.
از آنجا که مبلغان گرامی با رفتار و عملکرد خویش بیشترین تأثیر را بر مخاطبان می گذارند، لازم است درباره اسراف و تبذیر دقت بیشتری کنند تا خدای نکرده به صورت غیرمستقیم الگو و اسوه رواج تبذیر و اسراف برای مخاطبان خود نباشند.
در این نوشته درباره پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر در ابعاد فردی و اجتماعی در دو حوزه دنیوی و اخروی بحث می شود.

::::::::::::::::::::::بقیه در ادامه مطلب :::::::::::::::::::::::::
_____________________
منبع:نشریه مبلغان آبان و آذر 1383، شماره 60




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:12 AM 

نقش زن در سامان دهی اقتصاد خانواده

 
اقتصاد خانواده به معنای چگونگی سامان دهی و مدیریت منابع خانه است. خانواده سازمانی است که تولید و توزیع کالاهای مورد نیاز را فراهم می سازد و زن بدون مناقشه به عنوان یکی از دو رکن اساسی خانواده در این سازماندهی و مدیریت، نقش اساسی را ایفا می کند. جایگاه مادری و همسری عمده ی منابع مصرف را به زن می سپارد و انتظار می رود که او بتواند با سازماندهی و مدیریت صحیح بین درآمد و مصرف، توازن برقرار کند و با برنامه ریزی و اجرای صحیح در رشد و توسعه ی اقتصاد خانواده نقش مؤثر ایفا نماید. از آن جا که جدول بازدهی اقتصاد خانواده در تنظیم نمودار رشد و توسعه اقتصادی جامعه و برنامه های کلان بخش های مختلف دولتی و خصوصی تأثیر به سزا دارد، می توان گفت که زنان در واقع نقش کلیدی در استفاده ی بهینه از منابع را دارند. منابع در این جا شامل: زمان، پول یا درآمدهای دیگر می باشد.
 
دسترسی به منابع سخت، و از دست دادن آن ها آسان است؛ از این رو باید مدیر خانواده با سازماندهی و مدیریت صحیح و سالم بتواند بهترین انتخاب ها و گزینش ها را داشته باشد.
 
خانواده غیر از منابع مادی منابع دیگری نیز در اختیار دارد که قابل تبدیل به پول نیست و در بیشتر موارد تجدیدپذیر هم نمی باشد. از جمله ی این منابع؛ عشق، انسجام خانواده، خاطرات خوش و ... است، و چون این منابع برای اعضای خانواده رضایت خاطر ایجاد می کند، باید نقش اساسی آن ها و جایگاه خاص هر کدام مورد توجه قرار گیرد تا افراد بتوانند با بالاترین سطح مطلوب از آن ها بهترین استفاده را بنمایند؛ از این رو باید گفت: انتخاب، قلب اقتصاد خانواده است.
 
نقش الگوهای دینی در هدایت زندگی بشر به سوی فلاح و رستگاری دنیا و آخرت زنده و پویا است. حضرت زهرا(س) همان گونه که در تمام شؤون، الگویی حسنه است، در این مورد نیز بهترین نقش را در مدیریت و سازماندهی اقتصاد خانواده ایفا می نماید. در سیره ی عملی حضرت زهرا(س) نقش منابع غیر مادی در اقتصاد اسلامی مهم تر از منابع اقتصادی است که آن حضرت بهترین شکل معقول و منطقی را جهت استفاده از آن ها به کار گرفت. از آن جمله؛ شکرگزاری، دعا و کمک گرفتن از ذکر خداوند برای رفع نیازمندی های مادی خانواده و ... بیشترین رضایت خاطر را برای اعضا ایجاد می کند. آنچنان که در ماجرای اطعام مسکین و یتیم و اسیر اعضای خانواده شامل: همسر، فرزندان و حتی خادم منزل با رضایت و خشنودی کامل، حضرت زهرا(س) را همیاری نمودند.
 
امروز عوامل تأثیرگذار بر رضایت مندی یا تابع مطلوبیت خانواده در ادبیات اقتصادی شامل: عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی است که باعث افزایش مطلوبیت خانواده ها می شود.
 

وظایف اقتصادی زن در اجتماع

 
همان گونه که خانواده به عنوان واحد کوچکی از اجتماع در پیشرفت و توسعه فرهنگی جامعه نقش اول را دارد، در توسعه و رشد اقتصادی جامعه نیز نقش اساسی را ایفا می کند و میزان، چگونگی و نوع حضور او در عملکرد و چرخه های اقتصاد کشور تأثیرگذار است.
 
یکی از اساسی ترین اهداف تشکیل خانواده، بقای نسل و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه است. توسعه و رشد اقتصادی در گرو نیروی کار فعال و تحصیل کرده است؛ بنابراین یکی از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی نیروی انسانی یا سرمایه های انسانی است.
 
خانواده به عنوان اولین پایگاه تربیت و پرورش منابع انسانی است؛ از این رو جامعه باید با تقویت نهاد خانواده زمینه توسعه اقتصادی را مهیا سازد. امروزه تئوری سرمایه ی انسانی در مقابل سرمایه ی فیزیکی مورد توجه اقتصاددانان و جامعه شناسان دنیا است.
 
در این تئوری سرمایه های انسانی با ارزش تر از دارایی ها و منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی به شمار می آیند و هرچه بر روی انسان ها سرمایه گذاری شود، رشد و توسعه جامعه افزون خواهد شد.
 
از این رو؛ پیشرفت علم و دانش،‌ نگرش و مهارت افراد، ظرفیت تولیدیِ جامعه را ارتقا می بخشد و در نتیجه رشد و توسعه ی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تسهیل و تسریع می گردد. این نظریه می تواند در دو سطح خرد و کلان آثار مطلوب خود را نشان دهد. در مقطع خرد، بازدهی خصوصی را افزایش می دهد و در سطح کلان رشد و توسعه ی جامعه را به همراه دارد، و چون پرورش منابع انسانی از کانون خانواده آغاز می شود، و مادران نقش اساسی را در زمینه تربیت و پرورش فرزندان ایفا می کنند، اثرگذاری قابل توجه آنان آشکار است و این نقش، ویژه ی زنان است.
 
زنان به عنوان عامل پرورش و رشد نیروی کار، در جریان بهره وری و تولید ناخالص ملی سهم دارند، که با سرمایه گذاری در اطلاعات، دانش ها، نگرش ها و مهارت های زنان این ارزش افزوده خواهد شد؛ بنابراین تلاش حاکمان و نظارت و توجه ملّی به این امر بازخورد مستقیم در پیشرفت کشور را دارد؛ زیرا هرگاه منابع انسانی در محیطی سالم و با انگیزه و احساسات و عاطفه و خیرخواهی و ... پرورش یابد و با عزت نفس و مناعت زندگی را بگذراند، نیروی قوی تری در چرخش امور اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت. زنان با فراهم کردن و آماده ساختن محیطی با نشاط و صمیمی برای تأمین نیازهای مادی و معنوی و توجه به بهداشت روحی، جسمی و روانی اعضای خانواده اثر مستقیم بر اقتصاد جامعه می گذارند.
 
سیره ی عملی حضرت زهرا(س) جهت گیری صحیح و نتایج ارزشمندی را نشان می دهد.
 
حضرت زهرا(س) کار خانه را تا جایی که برای افراد خانواده و حتی فرزندان شیرخوار، مطلوبیت و رضایت خاطر ایجاد می کرد، برنامه ریزی می فرمود. بلال می گوید: روزی حضرت زهرا(س) را دیدم که مشغول آرد کردن گندم بود در این هنگام فرزندش حسین گریه و بی تابی می کرد. خدمتشان عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.([1])
 
این بهترین الگو برای ایفای نقش مادر و توجه به نیاز عاطفی فرزند و انتخاب صحیح در تخصیص و بهینه سازی اقتصادی است؛ چرا که با این کار حضرت زهرا(س) توجه به رضایت خاطر و مطلوبیت فرزند شیرخوارش را بر ادامه کار منزل ترجیح داد که نتیجه ی این تلاش ها، پرورش منابع و سرمایه های انسانی است؛ آن گونه که همین فرزندان در جهت برقراری عدل و داد و عدالت اجتماعی و اقتصادی و ... از تربیت و تعلیم کامل بهره مند شدند و جامعه را نیز رهبری نمودند.
 
در پرورش منابع نیروی انسانی باید به بعد معنوی و ارزش های اخلاقی و دینی توجه ویژه شود؛ تا این نیروها همراه با پیشرفت و رشد و تعالی در بعد مادی و اقتصادی بتوانند از رشد اخلاقی و ارزشی نیز برخوردار گردند و توسعه اقتصادی در جهت برقراری و تحکیم عدالت اجتماعی که از جمله برنامه های دین است پیش رود؛ وگرنه منافع توسعه ی اقتصادی برای قشر خاصی از جامعه سودبخش خواهد بود و اقشار مستضعف جامعه را در بر نخواهد گرفت.
 

نتیجه گیری؛

 
خانواده تنها منبع عرضه کننده نیروی کار جامعه می باشد. همچنین خانواده ها می توانند بخش مهمی از سرمایه فیزیکی اقتصاد جامعه را از راه سپرده گذاری، خرید اوراق مشارکت، اوراق سهام و ... فراهم کنند و سرمایه خود را در راه تولید و کسب و کار قرار دهند. از سوی دیگر چون خانواده مصرف کننده ی کالاها و خدمات تولید شده در جامعه است؛ روش استفاده ی صحیح از کالاها و خدمات، میزان بهره وری را بالا می برد و از هدر دادن امکانات و دستاوردها جلوگیری می کند. چنان که اگر فرهنگ قناعت و صرفه جویی از سوی خانواده ها رعایت شود؛ به سطح جامعه نیز کشیده شده و نیروی انسانی در سطوح مختلف اداری، صنعتی، کشاورزی و ... به سوی حیف و میل بیت المال و سرمایه های ملی و یا دست اندازی به اموال دیگران حرکت نخواهد کرد و این مسأله نتایج بسیار با خیر و برکتی به همراه دارد. به عبارت دیگر رشد و توسعه ی کشور در قالب فرهنگ سازی خانواده ها آن هم از جانب رکن تربیتی آن؛‌یعنی زن امکان پذیر است.
 
نقش زن در اقتصاد
 
مدیریت بودجه ی خانوار؛ مدیریت دارایی های خانواده با توجه به ترجیحات فرد و خانواده تعیین می شود. شاید شیوه ی تهیه ی غذاها، استفاده ی بهینه از امکانات و وسایل منزل و پوشاک و وسایل شخصی هر فرد، نظافت و نگه داری و حتی قرار دادن وسایل، مراقبت از فرزندان و تأمین سلامت آنان، در مجموعه ی سرمایه های هر خانوار ناچیز و نادیده به حساب آید، و فقط سهام اوراق مشارکت، پول و ... به عنوان سرمایه در نظر گرفته شود، امّا باید به این نکته توجه داشت که تولید مواد غذایی، البسه و دیگر مایحتاج و نیز جمع آوری و نگه داری وسایل شخصی و جمعی خانواده ها که نیاز به یک برنامه ی صحیح دارد به دست مدیر شایسته ی خانه، با کم ترین هزینه، بالاترین مطلوبیت را در پی خواهد داشت. مدیر خوب خانواده باید بتواند در مواقع کمبود یا حذف بعضی امکانات، جایگزین مناسبی را انتخاب نماید، بدون آن که تغییری در مطلوبیت ایجاد شود. مثلاً اگر برنج گران یا کم می شود، سیب زمینی یا نان را جایگزین نماید، تا ضمن برقراری تعادل بین درآمد و هزینه ها منبع تغذیه ی افراد خانواده تأمین گردد، البته رضایت خاطر یا مطلوبیت اعضای خانواده نیز مهم است.([2])
 

عوامل مؤثر در موفقیت برنامه ریزی و مدیریت بودجه ی خانوار:

 
1. بهره وری مطلوب از زمان؛ عمر آدمی محدود و تجدیدناپذیر است؛ از این رو بهره وری صحیح از زمان بهترین برنامه ریزی در طول زندگی است. همان گونه که تحصیل علم و دانش در همه ی عمر پسندیده است، امّا اگر در زمان مناسب و به موقع نباشد، نتایج مطلوب گرفته نمی شود، خسارت های اقتصادی نیز گاهی جبران ناپذیر می باشد.
 
2. تقسیم کار؛ یکی دیگر از عوامل مؤثر در موفقیت برنامه ریزی، تقسیم کار است.
 
شاید اداره ی خانه، ساده و بدون پیچیدگی به نظر آید، امّا به کار بستن ظرافت های خاص و برنامه ریزی و اجرای صحیح توسط مدیر با کفایت سکون و آرامش را در کانون خانواده برقرار می سازد. تقسیم کار بین افراد خانواده می تواند بازدهی را بالا ببرد و از سنگینی و فشار کار بر یک نفر بکاهد. با تقسیم کار نیازی به صرف بخشی از بودجه ی خانواده برای اجیر کردن کارگر و مستخدم نخواهد بود. کارهای منزل بنا بر توان و مسؤولیت و نقشی که هر یک از افراد خانواده دارند، باید تقسیم شود. عدم تعادل در تقسیم کار منجر به ضعف جسمی و روحی و روانی یکی از دو رکن خانه؛ یعنی زن و مرد یا دیگر اعضای خانواده می شود.
 
تقسیم کار باید براساس برتری های نسبی باشد؛ یعنی به هر کس کاری را که می تواند بهتر انجام دهد، واگذار شود تا بازدهی نیز مطلوب گردد؛ چرا که کارِ خانه نیز جزء اساسی سیستم اقتصادی و اجتماعی است.
 
حضرت زهرا(س) از این نظر نیز اسوه ی حسنه است. آن حضرت بهترین تقسیم کار را در منزل تنظیم می فرماید.
 
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز کارها را با توجه به توان و شرایط روحی، روانی و جسمی زن و مرد بین حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) تقسیم فرمود. کارهایی که با نقش مادری و همسری ارتباط نزدیک دارد و در منزل انجام می شود بر عهده ی حضرت زهرا(س) و کارهای بیرون از منزل به امام علی(ع) سپرده شد.
 
البته این تقسیم کار منحصر به هر کدام نبود؛ بر همین اساس در سیره عملی حضرت علی(ع) می خوانیم که هشام می گوید: امام صادق(ع) فرمود: امیرالمؤمنین در کارِ خانه با حضرت زهرا(س) همکاری می کرد. هیزم جمع می نمود، آب می کشید، جارو می کرد و حضرت زهرا(س) گندم آسیاب می کرد و نان می پخت.([3])
 
حضرت زهرا(س) با آن همه مقام و منزلت، کار خانه را خود انجام می داد و حتی کارها را با خادم خود تقسیم کرده بود. یک روز ایشان کارهای منزل را انجام می داد و روز دیگر فضه.([4])
 
یادآور می شود که تقسیم کار به این معنا نیست که فعالیت زن منحصر در کار خانه است، بلکه زن می تواند با توجه به مدیریت و سازماندهی صحیح در امور خانواده و با محاسبه ی مطلوبیت حاصل از اشتغال همچون؛ خستگی ناشی از کار در منزل و بیرون از منزل، مخارج و ... علاوه بر بالا بردن سطح فعالیت های اجتماع در زمینه های مختلف به بودجه ی خانوار نیز کمک نماید.
 
نتیجه آن که نقش زن در اقتصاد خانواده همواره براساس مطلوبیت خانوار و ترجیحات فرهنگی و اجتماعی و صرف وقت در محیط خانه برای تأمین نیازمندی های خانوار یا صرف همان زمان در محیط خارج از خانه، یا حتی کارهای اقتصادی داخل منزل، باید مورد توجه مدیران بالای جامعه قرار گیرد؛ بدیهی است غفلت از این امر یا پرداختن به نقش های فرعی و حاشیه ای زن، ضربه های جبران ناپذیری بر شخصیت او و نیز کاهش بهره گیری اجتماعی از توان خدادادی این موجود نقش آفرین خواهد شد.
 

حداکثر سازی رفاه و مطلوبیت خانواده

 
پیداست که درآمد خانواده تنها می تواند درصدی از نیازهای افراد خانواده را تأمین کند؛ از این رو باید از میان خواسته ها بهترین و لازم ترین انتخاب به عمل آید. نیاز به انتخاب در تمام طول زندگی وجود دارد. و همان گونه که اشاره شد؛ انتخاب قلب اقتصاد خانواده است.
 
 
انتخاب کالاهای مختلف بستگی به درآمد خانواده و تشخیص آن ها دارد. هرچه درآمد محدود باشد، ترجیحات نیز محدود می گردد و در نتیجه باید انتخاب ها درست و بهینه باشد تا بیشترین رضایت خاطر و مطلوبیت را برای افراد خانواده به بار آورد.
 
برای رسیدن به این سطح، همکاری پدر و مادر لازم و ضروری است، ولی نقش مادر با توجه به مسؤولیت مادری و همسری از پدر مهم تر است. بریز و بپاش ها و مخارج فرعی و غیر ضرور یا گاهی زیان آور، نه تنها سطح بهره وری اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه به صورت فرهنگ و عادت نامطلوب به نسل های آینده منتقل می گردد. مادر می تواند با مهیا کردن شرایط صحیح برای افراد خانواده به حداکثر سازی رفاه و مطلوبیت افراد خانواده بپردازد تا تمامی افراد خانواده با عزت نفس، تندرستی روح و جسم و تعلیم و تربیت و آموزش صحیح سرمایه ی انسانی خود را در جهت اعتلا و رضای خدا به کار گیرند. و در آینده نیز افراد مفیدی برای جامعه باشند.
 
در جامعه اسلامی حداکثر سازی رفاه و مطلوبیت خانواده فقط از طریق تأمین نیازهای مادی به دست نمی آید، بلکه نقش خانوار، در ارتباط با تولید و اقتصاد جامعه آن گاه بیشتر روشن می شود که بدانیم: نیروهای خلاّق و مبتکر و مدیران کارآفرین و مغزهای دگرگون کننده مسیر جامعه همه و همه از کانون خانواده بر می خیزند و همان گونه که کیفیت مواد اولیه به کیفیت و عیار بالای معدنی که در دل طبیعت است، بستگی دارد؛ ظهور انسان های کارآفرین و درجه اهمیت آن ها به کیفیت پرورش خانواده بستگی دارد. تمام کسانی که تا کنون تمدن انسانی را متحول ساخته اند، حاصل مدیریت مطلوب کانون قدرتمند، سالم، عاطفی و کارآمد خانواده هستند؛ از این رو نقش عوامل غیر اقتصادی همچون عشق، محبت، راستی، امانت، ایثار و گذشت و ... در پرورش نیروی انسانی مؤثرند.
 
به عنوان نمونه کاربردی، پرورش و تربیت فرزندان راست گو باعث افزایش کیفیت نیروی کار می شود؛ زیرا راست گویی و درست کاری در فرآیند تولید و بازرگانی، موجب کسب درآمد بیشتر و جلب نظر مشتریان می گردد. پرهیز از دروغ و حیله و نیرنگ، اعتماد مردم را به تولید کننده و عرضه کننده بالا می برد و این امر موجب افزایش رونق اقتصادی جامعه و نیز گرمی بازار کار و اشتغال می گردد.
 
می توان از نمونه های کاربردی دیگر به ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان اشاره نمود. این امر موجب می شود تا آن ها با تکیه بر اندیشه ی خلاّق خود، انسان هایی کارآفرین شده و با جدیّت و امید به نتایج درخشان تحقیق، همواره به دنبال کشف راه های جدید برای ارایه کالاها و خدمات با هزینه کمتر، امّا کیفیت بالاتر باشند، همچنان که در دهه ی اخیر برخی از کشورها با رشد افزوده رو به رو بوده اند.
 
در سیره عملی حضرت زهرا(س) توجه به شخصیت بخشی فرزندان و ایجاد اعتماد به نفس در آن ها کاملاً مشهود است. از جمله ابزارهایی که روح اعتماد به نفس و مشکل ستیزی را در کودک زنده نگه می دارد، مسابقه و رقابت های سازنده است. روبه رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آن ها موجب بالا رفتن حس اعتماد می گردد. این مسأله به قدری ارزشمند و سرنوشت ساز است که اولیای کودک باید برای آن برنامه ریزی کنند.
 
حضرت زهرا(س) برای ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آن ها را وادار و تشویق به مسابقه و ورزش می کرد.([5])
 
از جمله نمونه ه ی دیگر؛ روحیه شادابی و نشاط و محبت در بین افراد خانواده است. افراد خمود و پژمرده از کارآیی لازم و مفید در امور اقتصادی و غیر اقتصادی برخوردار نمی باشند. افزایش کارآیی، موجب کاهش هزینه های تولید و در نتیجه سود افزوده و بهره وری اقتصادی بیشتر می شود.
 
از منظر اسلام، نفع شخصی و مطلوبیت فرد به تنهایی مطرح نیست، بلکه سهم هر یک از افراد جامعه در ضرر و منفعت کل جامعه اثر گذار است. ایثار، پشتکار، گذشت، درستی و راستی و دیگر فضایل و ارزش های فردی شاکله ی اجتماع را سالم و پر ثمر می سازد.
 
نتایج عملی این شیوه ی رفتاری در سیره ی حضرت زهرا(س) آشکار است.
 
توجه به آثار بخشش اطعام به مسکین و یتیم و اسیر در ماجرای نذر حضرت زهرا(س) جهت استشفای حسنین: راهنمای خوبی برای جامعه ی اسلامی است. امام علی(ع) و فرزندان و فضه ی خادمه نیز به این نذر عمل کردند. امام علی(ع) سه صاع جو برای آن سه شب تهیه کرد. حضرت زهرا(س) روز اول یک صاع آرد نمود و نان تهیه کرد. غروب آن روز مسکینی به در خانه آمد و تقاضای طعام کرد. شب دوم و سوّم نیز یتیم و اسیر تقاضای غذا کردند و در این سه شب متوالی، روزه داران درگاه الهی با آب افطار کردند و قوت افطار را در راه خدا به نیازمندان بخشیدند. روز چهارم امام علی(ع) به اتفاق نور چشمان امام حسن و امام حسین8 خدمت پیامبر(ص) رسیدند. پیامبر از دیدن حال ضعف آن ها گریست و جبرئیل آیات ذیل را در شأن حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) و امام حسن و امام حسین8 نازل کرد.([6])
 
(ویُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتیماً وأَسیر إنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلاَ شُکُور)([7])؛ و به [پاس] دوستیِ [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند. ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم.
 
یکی از زیبایی های ایثار؛ ترجیح مطلوبیت دیگری بر مطلوبیت خویش است و این گونه رفتار نزد خدای متعال محبوب است و رضایت پروردگار را در پی دارد. قرآن می فرماید: آن ها به خاطر رضایت خداوند اطعام نمودند، بی آن که انتظار اجر و پاداش داشته باشند. نیز آن حضرت در شب عروسی لباس خود را به دختری فقیر بخشید و خود با لباس کهنه به خانه داماد رفت و به آیه ی: (لَنْ تَنَالُوا الْبِرِّ حَتَّی تُنفقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ...).([8]) عمل نمود.([9])
 

مدیریت و نقش تغذیه

 
مدیر لایق و قوی برای تغذیه سالم و کافی نیز برنامه ریزی می نماید. توجه به بهداشت و سلامتی روحی، روانی و جسمی افراد خانواده، افرادی سالم و نیرومند را به جامعه تحویل می دهد.
 
روش تربیتی و اخلاقی حضرت زهرا(س) بهترین شیوه و تجربه برای ساختن نسلی پاک و سعادت مند است.
 
لقمه ی پاک و حلال و نیز تأمین مواد غذایی لازم، سلامت روحی و جسمی فرزند را در پی دارد. آرامش و آسایش افراد خانواده به دنبال در اختیار داشتن امکانات فراوان نیست، بلکه برعکس هرچه امکانات و لوازم زندگی بیشتر باشد عمر انسان برای استفاده از آن ها بیشتر صرف می گردد؛ در نتیجه دلواپسی و نگرانی ها رو به افزایش است و دغدغه ی رسیدگی و نگه داری وسایل بر اضطراب و استرس روزانه ی افراد نیز می افزاید؛ بنابراین با زندگی ساده و دور از تجملات، آسایش و آرامش بیش تر فراهم می گردد و انسان بهتر می تواند به رشد و پیشرفت معنوی و روحی بپردازد. با ماشینی تر شدن زندگی نه تنها از مشکلات زندگی کاسته نشده، بلکه شلوغی و پرکاری، استراحت و آسایش خاطر را به مخاطره می اندازد. بارها در تاریخ خوانده ایم که حضرت زهرا(س) فرزندان را به قیمت گرسنگی خود سیر می کرد. و این نکته توجه خاص حضرت به تغذیه فرزندان را نشان می دهد.
 
زندگی ساده، خانه ی گلی و ... حضرت زهرا(س) محل رشد و کمال والاترین بندگان خدا بود.
 

تحرک و بازی

 
توجه به تحرک و بازی کودکان در شیوه ی تربیتی حضرت زهرا(س) جایگاه خاصی دارد. تا آن جا که فعالیت و تکاپو برای سلامتی و رشد مناسب کودک ضروری است، حتی برای تشویق کودکان به تحرک و بازی، بزرگ ترها نیز باید تن به بازی و جست و خیز بدهند.([10]) همچنان که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: من کان عندَه صبیُّ فلیتصابَ له([11])؛ در خانه ای که بچه ای باشد تو باید برای او بچه شوی [با او مثل خودش که بچه است بازی کنی و هم بازی او باشی].
 
هم بازی شدن رسول خدا(ص) با فرزندان حضرت زهرا(س) بیان گر این نکته است که بازی و تحرک کودک یکی از لوازم تربیت صحیح محسوب می شود.([12]) توجه کافی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) در خانه به بازی کودکان موجب شادابی و نشاط روز افزون آن ها می شد. بی شک بالا رفتن کیفیت بهره وری و کارآیی نیروی انسانی، در توسعه و رشد جامعه تأثیر شایان توجه دارد.
 

بهداشت و درمان

 
حفظ تندرستی و سلامتی افراد خانواده از مهم ترین وظایف خانواده است و باید بخشی از درآمد خانواده به این مهم اختصاص یابد. مصرف بخشی از درآمد برای بهداشت می تواند جلوگیر بسیاری از هزینه های درمان بیماری ها باشد. واکسیناسیون اعضای خانواده در برابر بیماری، استفاده از وسایل بهداشتی و ... در سلامت خانواده مؤثر است. توجه و مراقبت مادر و برنامه ریزی و عمل نمودن به موقع مهم ترین اقدام به شمار می آید.([13])
 

آثار رفتار اقتصادی زنان بر مصرف کل جامعه

 
بی شک رفتارهای مصرفی بر حجم مصرف کل در جامعه تأثیرگذار است. از دید اقتصادی هرچه میل نهایی افراد جامعه به مصرف، بیشتر باشد؛ فرآیند ضریب فزاینده و روابط بین متغیرهای کلان اقتصادی مصرف کل بیشتر خواهد شد. با ایجاد تقاضای مؤثر برای کالاها و خدمات، تولید کل فزونی یافته و در نتیجه درآمد ملی افزایش می یابد. از نظر اسلام مصرف باید در چارچوب صحیح و متعادل و دور از اسراف و تبذیر صورت پذیرد. همان گونه که اسلام تأکید و سفارش به اسراف نکردن و مصرف صحیح و به اندازه دارد؛ بر انفاق نیز تأکید می نماید. با انفاق؛ روح هم بستگی و کمک به دیگران تقویت می شود. زن می تواند با پرهیز از اسراف و تبذیر جلوی اتلاف و هدر رفتن امکانات، لوازم، مواد غذایی، پوشاک و ... بگیرد و جامعه را به سوی مصرف صحیح راهنما باشد.
 

کالاهای مصرفی هر خانواده را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

 
1. کالاهای مصرفی با دوام؛ همچون مواد غذایی که باید براساس برنامه استفاده شود. مادر خانواده باید مواد ضروری چهارگانه (پروتئین، چربی، قند، ویتامین) را در برنامه غذایی افراد خانواده بگنجاند؛ بدین منظور آشنایی به اصول علم تغذیه و آگاهی از قیمت مواد غذایی مختلف و توجه به بودجه خانواده از عناصر اصلی تهیه ی مواد غذایی مناسب می باشد. مادر می تواند در صورت محدودیت درآمد با جای گزینی مواد غذایی ارزان تر (با خواص مشابه) نیازهای تغذیه ای خانواده را تأمین کند. مادر خانواده باید در این جای گزینی توجه به ذائقه و ترجیحات خانواده داشته باشد. غذا باید به اندازه نیاز خانواده تهیه شود. پرخوری در اسلام مذموم است و موجب بیماری و افزایش هزینه ی خانواده می شود که در صورت محدودیت درآمد، باعث فشار و تحدید بر دیگر بخش های تقسیم درآمد می گردد. و حال آن که اگر خانواده ها بخشی از هزینه ی مواد غذایی را صرف خریداری کتاب و محصولات فرهنگی بنمایند از مشکلات و ضعف فرهنگی جامعه کاسته خواهد شد.
 
ب. کالاهای با دوام؛ مانند مسکن که باید به هنگام خرید آن توجه به امکانات، محلّه و ... نمود و از نظر قیمت متناسب با درآمد و انتظار باشد تا میزان مطلوبیت و رفاه خانواده بالا رود.([14])
 

آثار رفتار اقتصادی زنان بر پس انداز کل جامعه

 
در بینش اسلام سرمایه گذاری در راه فعالیت های تولیدی ممدوح است. پیامبر اعظم(ص) فرمود: اگر مسلمانی اقدام به کشت درخت و زراعت نماید که پرنده یا انسانی از آن استفاده کند؛ این کار برای او عمل خیر به حساب خواهد آمد و بهترین سرمایه، سرمایه اخروی است.([15])
 
تقسیم و بخشش درآمد فدک از سوی حضرت زهرا(س) به مستمندان و تلاش برای احقاق حق و باز پس گیری آن از غاصبان به عنوان بهترین سرمایه برای جامعه مسلمین و رفع محرومیت و پیشرفت اقتصادی به شمار می آید؛ چرا که آن حضرت در پی جلب و کسب منافع شخصی و خانوادگی خویش نبود، بلکه از سرمایه ی آن در جهت سازندگی و توسعه و پیشرفت اقتصادی جامعه اسلامی استفاده می نمود.
 

خلاصه ی کلام:

 
1. مادران می توانند در اقتصاد خانه و در سطح اقتصاد کلان جامعه نقش اساسی و محوری داشته باشند.
 
2. زنان جامعه امروز ما، با الگو گرفتن از فاطمه زهرا(س) نقش کارآمدی در رشد و بالندگی سرمایه های انسانی دارند.
 
3. زن می تواند با سازماندهی و مدیریت صحیح بین درآمد و مصرف توازن برقرار سازد.
 
4. زنان به عنوان عامل نیروی کیفی کار، در جریان بهره وری و تولید ناخالص ملی ایفای نقش می نمایند.
 
5 . مهیا ساختن کانونی گرم برای اعضای خانواده و ایجاد محیطی سرشار از محبت، دوستی، تفاهم و ... در افزایش بهره وری عوامل تولید تأثیرگذار است.
 
6 . زنان با تأسی به سیره ی عملی حضرت زهرا(س) نقش مؤثر و کلیدی در سلامت جامعه و پرورش نیروهای فعال و مولد، در رشد و توسعه اقتصادی جامعه سهم عمده ای دارند.
 
 
--------------------------------------------------------------------------------
 

پی نوشت:

 
[1]. ذخائر العقبی، ص 51 .
 
[2] . اقتصاد خانواده، ص 28 .
 
[3] . بحارالانوار، ج 43، ص 151.
 
[4] . احقاق الحق، ج 10، ص 277.
 
[5] . ر.ک؛ نهج الحیة، ص 45.
 
[6] . تفسیر مجمع البیان، ج 5 ، ص 402.
 
[7]. الدّهر (76) : 8 و 9.
 
[8] . آل عمران (3) : 92.
 
[9]. کریمی جهرمی، سیره و سخن فاطمه(س)، و ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ص 104.
 
[10]. جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س)، ص 37.
 
[11]. وسایل الشیعة، ج 15، ص 22.
 
[12]. ابراهیم امینی، فاطمه بانوی نمونه اسلام.
 
[13]. اقتصاد خانواده، ص 124
 
[14]. اقتصاد خانواده، ص 104.
 
[15]. اسلام و توسعه اقتصادی، ص 205.
 
___________________
منبع:نشریه نامه جامعه  تیر 1386، شماره 34




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:17 AM 

بسیاری از والدین فکر می کنند که وظیفه تربیتی آنان صرفا در زمان هایی است که آنان با فرزندان شان به بحث و گفتگو می نشینند یا بازی ها و مناسبات شان را با اطرافیان جهت دار می نمایند. اما فرزندان نه تنها باید افرادی شرافتمند باشند بلکه لازم است مدیرانی خوب و شرافتمند نیز باشند. به همین دلیل توجه به اقتصاد در خانواده زمینه بسیار مناسبی برای پرورش خصوصیات مهم اخلاقی در مدیران آینده جامعه است.
با رهبری صحیح و بجا در اقتصاد خانواده، خصوصیات جمع گرایی، صداقت، دلسوزی، صرفه جویی، مسئولیت پذیری، استعداد سمت گیری و دیگر خصوصیات مثبت رشد و پرورش می یابد.
هر گاه بچه ها از محل عایدی خانواده خود اطلاعی نداشته باشند و عادت کنند صرفا نیازمندی های خود را مرتفع سازند و به نیازمندی های سایر اعضای خانواده بی اعتنا باشند، صرفا مصرف کنندگان حریصی خواهند بود که بعدها می توانند هم برای خود و هم برای جامعه زیان های جبران ناپذیری به بار بیاورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورد، خوب بپوشد و در یک کلام همه چیز داشته باشد، در عین حال خود را از ضروری ترین چیزها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا برده اند. آنان از نیازهای والدین شان بی اطلاع مانده و تنها راه ارضای امیال خود را خواهند شناخت. این شیوه تربیتی بسیار نادرست و زیان آور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگری از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود.
به همین دلیل:
1ـ بچه ها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشواری های شغل شان آگاهی داشته باشند.
2ـ بهتر است والدین فرزندان خود را با برخی از همکاران شان آشنا کنند.
3ـ اگر مادر، خانه دار است بچه ها باید اهمیت وظایف، کار و زحمات خانه داری را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچه ها باید بدانند که کارهای خانه به زحمت و تلاش فراوان نیاز دارد.
4ـ بچه ها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده مانند فرش، رادیو، تلویزیون، کتاب و ... را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرف نظر نمایند.
5ـ بهتر است بچه ها با بودجه خانواده آشنا باشند و از مقدار حقوق و یا دستمزد والدین خود آگاهی یابند.
6ـ نباید به بچه ها اجازه داد که اگر وضع مالی خانواده رضایت بخش است او به خود ببالد و به اصطلاح لاف ثروت شان را بزند. در چنین خانواده هایی که از رفاه نسبی بیشتر و بهتری برخوردارند، بهتر است پول ها صرف نیازهای عمومی خانواده بشود. به عنوان مثال خرید کتاب بهتر از خریدن لباس اضافی است.
7ـ اگر خانواده ای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده می کنند، بچه ها باید بدانند که انسان ها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور می کنند تا در پول اضافی و ثروتی که بدون دردسر به دست آمده است. در چنین خانواده هایی باید بردباری، تلاش در راه آینده ای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ و پرورش داد. والدین هرگز نباید در مقابل بچه ها از وضع زندگی خود بنالند و یا شکایت کنند. بر عکس آنها باید خود را خوشبخت نشان بدهند و برای بهبود معیشت خانواده تلاش و روزهای بهتری را برای خود و خانواده آرزو نمایند.
8ـ وسایلی که مورد نیاز زندگی خانواده هستند به تدریج فرسوده و کهنه می شوند که باید وسایل جدید و نو جانشین آنها شوند. از طرف دیگر وسایل جدید را باید خرید. بنابراین لازم است از درآمد خانواده مبلغی پس انداز شود. همچنین لازم است بچه ها بیاموزند که از وسایل زندگی به طور عاقلانه ای استفاده نمایند و نسبت به وسایل مشترک و عمومی خانواده دلسوزی لازم را از خود نشان بدهند.
9ـ ملاحظه کاری را باید در بچه ها تقویت نمود. ملاحظه کاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و تصورات انسان ها تجلی می یابد اما ملاحظه کاری در عادات ظاهر می شود. بچه ها باید قادر باشند و یاد بگیرند بدون اینکه لوازم و وسایل خانه را کثیف کنند یا بشکنند، از آنها استفاده نمایند.
10ـ حس مسئولیت پذیری در بچه ها را باید بالا برده و تقویت نمود. حس مسئولیت پذیری یعنی اینکه هر گاه چیزی در اثر قصور یا اشتباهی خراب یا از بین رفت، انسان بی آنکه مجازات شود، احساس خجالت و شرمساری نماید. بنابراین نباید بچه ها را برای خراب کردن یا از بین بردن سهوی وسایل خود و خانواده، مجازات یا تهدید نمود. بچه ها باید از بی احتیاطی شان، خودشان قلبا احساس تأسف کنند. این مهم نیز با صحبت کردن و توضیح دادن به بچه ها میسر خواهد شد.
 

منبع: ــــــــــــــــــــــــــ

 
گفتارهایی در باره تربیت فرزندان، نوشته: آنتوان ماکارنکو، ترجمه: ابوتراب باقرزاده.
 
 
 
 
 
______________
منبع نشریه پیام زن تیر 1384،‌شماره 160 
 




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:16 AM 

خیمه عفافی که به نام «کانونانواده»، با هزار رنج و امید و آرزو برپا می شود، باید سرپا نگاه داشت و از وزیدن تندبادهایی که این خیمه را برهم می زند باید جلوگیری کرد و اگر هم طوفانی وزیدن آغاز کرد، باید چنان با تدبیر و دوراندیشی و متانت عمل کرد که این خیمه از هم نگسلد
و این کانون از هم نپاشد.
مسایل مالی و مادی و آنچه به درآمد و مصرف و هزینه و حقوق برمی گردد، می تواند یکی از موارد بحران زا و طوفان خیز باشد.
 

مداخل و مخارج

 
برنامه ریزی اقتصادی و به تعبیر روایات اسلامی «تقدیر المعیشه»، یکی از ارکان ثبات و پایداری بنیان خانواده است و بدون آن، جای پایی برای بروز اختلاف پیش خواهد آمد.
زن و شوهر (و به تبع، فرزندان خانه) باید موازنه ای معقول و منطقی بین «دخل» و «خرج» ایجاد کنند و با پذیرش واقعیتها، مانع مسأله ساز شدن توقعات فردی شوند.
اگر بر اساس توسعه طلبی های برخی همسران یا مهار نکردن «مخارج غیر ضروری»، این موازنه برهم بخورد، یا اصلاً در امر «درآمد» و «مخارج»، حسابگری و انطباق و همسویی در کار نباشد، ناهنجاریهای رفتاری در خانواده پیش می آید.
سعدی گوید:
بر احوال آنکس بباید گریست
که دخلش بود نوزده، خرج بیست
«بعضی ها با حقوق کارمندی، پز مهندسی می دهند ...» و این نوعی عدم موازنه در دخل و خرج است و برای جلب توجه دیگران یا خودنمایی، بیش از توان مالی خرج می کنند و نتیجه اش پیدایش بحران در معیشت خانواده است.
زنان خانه دار، مدیریت امور خانه را اگر بر محور «قناعت» و پرهیز از خرجهای غیر لازم و تشریفاتی و تجملاتی تنظیم نکنند و از شوهران خود، توقعات غیر منصفانه و بی جا و خارج از توان مالی و میزان درآمد او داشته باشند، یا هزینه های غیر ضروری را بر آنان «تحمیل» کنند، باید منتظر بروز «تنش» باشند، چون یا همسرشان به خواسته های افزون طلبانه آنان وقعی نمی گذارد، که نتیجه اش بروز حرفها و مجادلات است، یا از هر راهی (حلال و حرام و رشوه و سوء استفاده و ...) سعی در تأمین خواسته های زن می کند، که نتیجه اش آلوده ساختن زندگی به حرام است.
اساس خانواده و زندگی مشترک، بر «همکاری» است. اگر هر یک از زن و شوهر، «طلبکارانه» یا «تحمیل گرانه» با طرف مقابل برخورد کنند، آن «تفاهم» پدید نخواهد آمد.
سست شدن پایه های «نهاد خانواده»، گاهی در اثر همین مسایل مادی و اقتصادی است و آغاز آن هم چه بسا از امور جزئی و بی اهمیت است و سر از «بحران» در می آورد.
 

بر اساس «خِرد» یا «هوس»؟

 
ثروت و امکانات، برای تأمین رفاه معیشتی و آرامش روحی و سکون خاطر است و نباید گذاشت به «مایه تشنّج» و «ماده اختلاف» تبدیل شود.
به کارگیری عقل و تدبیر در تنظیم اقتصادی خانواده، ایجاب می کند که از «چشم و هم چشمی» و رقابتهای کمرشکن یا حسادتهای خانمان برانداز، پرهیز کنند و اجازه ندهند «هوس» به جای «عقل» بنشیند و صفای زندگی را از میان بردارد.
«قناعت» یکی از شیوه های خردمندانه در مصرف و خرج است. به تعبیر حضرت علی(ع): «القناعةُ مالٌ لا یَنْفَدُ»؛(1) قناعت، ثروتی پایان ناپذیر است.
نقطه مقابل قناعت و میانه روی و اعتدال اقتصادی، «ولخرجی» و «اسراف» است که هم ناسپاسی به نعمتهای خداست، هم زمینه ساز بروز فقر و تنگدستی است و هم هدردادن امکانات به شمار می رود که نابخردانه است. خرجهای اسرافکارانه هرگز ستوده نیست و کسی که خردمند باشد، کس دیگر را بر ولخرجی نمی ستاید، بلکه ملامت هم می کند و اگر هم کسی در اثر اسراف و تبذیر و ریخت و پاش به فقر و افلاس کشیده شد، دل کسی بر او نمی سوزد و جای ترحم نیست، چرا که هر چه کرده، خود کرده است. این مضمون کلام امیرالمؤمنین(ع) است که فرموده است: «اسرافکار را واگذار! که نه بخشش او ستایش انگیز است، نه تنگدستی اش ترحم انگیز.»(2)
آنکه می خواهد «داشته»هایش را به رخ دیگران بکشد و در مقابل اقوام و دوستان و همکاران و همسایگان به «ثروت» و «مکنت» خویش بنازد و ببالد و وسایل خانه و امکانات مالی خود را به عنوان نشانه های «تشخّص» جلوه دهد، هم غمی بر دل دیگران وارد می سازد، هم دور این گونه رقابتهای پایان ناپذیر را در زندگی خود و دیگران سرعت می بخشد و هیزم کش شعله های حرص و آز و افزون خواهی می گردد.
«تجمل گرایی»، بیش از آنکه راحتی بیاورد، ناراحتی می آفریند و به جای «آرامش»، زندگیها را دستخوش آشفتگی ها و زلزله های ویرانگر می سازد. در ورای بسیاری از چهره های به ظاهر شاد و شنگول طبقات مرفه و تشریفاتی، غمی سنگین و اضطرابی دایمی نهفته است.
کیست که نداند درون این گونه خانواده ها که با هم به رقابت و چشم و هم چشمی پرداخته اند، چه مصیبتها و مشکلات و کدورتها و بغضهایی پنهان است که گاهی هم سرباز می کند و به بیرون درز می کند! ...
 

نه «اسراف»، نه «بُخل»

 
مدیریت اقتصادی خانه، نیازمند ایجاد توازن در دخل و خرج و به کارگیری عقل و مصلحت به جای هوس و اسراف و تبذیر است. در این مسأله، زن و مرد شریکند و سهیم، و باید برای رسیدن به «سطح متعادل» در معیشت، همکاری داشته باشند و بکوشند تا نگذارند «مسایل مالی» در زندگی مشترک، «عواطف انسانی» و «مهر و صفا» را تحت الشعاع قرار دهند.
حرکت در مرز تعادل دشوار است. مواظبت بر اینکه نه گرفتار بخل و امساک شود و نه در دامن اسراف و ولخرجی بیفتد، هوشیاری و منطق می طلبد. برخی با عنوانِ اینکه باید قناعت کرد و حسابگر بود، بر خانواده خود سخت می گیرند و گاهی حق آنان را هم تضییع می کنند. برخی هم با عنوان اینکه باید دست و دل باز و بخشنده و کریم بود، مال خود را هدر می دهند و ولخرجی می کنند.
بخشندگی و سخاوت، تا آنجا ارزشمند است که به اسراف و تبذیر کشیده نشود و قناعت و برنامه ریزی تا حدی پسندیده است که سر از بخل و آزمندی درنیاورد و شناخت مرز این دو، هم دشوار است، هم ضروری!
حضرت امیر(ع) در سخن حکیمانه ای به رعایت مرزی معتدل میان این افراط و آن تفریط دستور می دهد و می فرماید:
«کُنْ سَمْحا وَ لا تَکُنْ مُبَذِّرا، وَ کُنْ مُقَدِّرا وَ لا تَکُنْ مُقَتِّرا»؛(3)
بخشنده باش، ولی نه ولخرج و اسرافکار، و اندازه گیر باش، ولی نه سختگیر و بخیل.
آنان که در زیر خیمه مشترکِ «خانواده» زندگی می کنند، اگر عاقلانه و با تفاهم در این موضوعات به «وحدت نظر» و هماهنگی نرسند، پیوسته مسایل مالی، مسأله ساز خواهد شد و این خیمه فرو خواهد خوابید.
آنچه در آغاز زندگی و تشکیل خانواده و در هنگامه خواستگاری و عقد و عروسی به نظر «ناچیز» و «غیر مهم» جلوه می کند، گاهی در آینده سبب بروز مشاجرات و اختلاف می شود. در گرماگرم اول ازدواج، شاید هر دو طرف برای پا گرفتن یک «وصلت»، چنین وانمود کنند که با هر شرطی موافق اند و در هر شرایطی سازگارند و هر مهریه ای را می پذیرند. ولی در بستر زمان، وقتی به «نتوانستن» برخورد کنند، «ناسازگاری» چهره زشت و ناهنجار خود را نشان می دهد، مگر آنکه زوجین بتوانند «صفای زندگی» را بر این گونه ناهنجاریها غلبه دهند.
در ایجاد تفاهم اقتصادی در زندگی مشترک، دو جانب مؤثر است:
یک طرف قضیه به «بانو» مربوط می شود، طرف دیگر به «آقا».
یکی باید «قناعت» به خرج دهد، یکی هم باید بر «تلاش» بیفزاید.
یکی باید کم توقع و صبور باشد، دیگری هم باید از بخل و سختگیری بی مورد و بیش از حد دست بردارد.
 

هزینه های لازم

 
گرچه تأمین مخارج زندگی بر عهده مرد خانه است، ولی زن نیز نباید خارج از وسع و توانِ مادی شوهر، توقع داشته باشد.
گرچه زن، باید صبوری و تحمل و قناعت پیشه کند، ولی مرد هم باید در حد توان و وسعِ خویش، بر زن و فرزندان خود وسعت و گشایش دهد و از آنچه خداوند روزی کرده است، خرج کند. این همکاری، به استحکام بنیان خانواده کمک می کند.
در حدیثی امام کاظم(ع) فرموده است:
«یَنْبَغی لِلّرَجُلِ انْ یُوَسِّعَ عَلی عَیاله کَی لا یتمنَّوْا مَوْتَهُ»؛(4)
سزاوار است که مرد، بر خانواده خود گشایش و وسعت دهد، تا اهالی خانه آرزوی مرگ او را نداشته باشند.
و این سخن، شوخی نیست. نمونه های واقعی آن را در جامعه خودمان فراوان می توان یافت. خرج کردن برای خانواده و رفع نیازهای آنان، تأکید و سفارش پیامبر اکرم(ص) است که فرمود:
«اِبْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ ...»(5) از خانواده و افراد تحت تکفل خود آغاز کن.
اگر مرد، در حدی که وظیفه اوست و در توان او می گنجد، به تأمین نیازهای همسر و فرزندانش نپردازد، هم از چشمها می افتد، هم آنان عقده ای می شوند. هم حقشان زیر پا گذاشته می شود، هم در پی فُسحت و گشایش و وسعت در دوره «پس از او» چشم به آینده می دوزند و از روزنه مرگ پدر یا همسر، به آن آینده دلپذیر و راحت و پرنعمت می نگرند.
آنچه را حق خانواده است، اگر مرد تهیه کرد، منت هم نباید بگذارد. منت نهادن بر خرج کردنها، هم شیرینی آن خرج و هزینه را به زهر تبدیل می کند، هم اجر و ثواب آن را از بین می برد. قرآن کریم دستور می دهد: صدقات خودتان را با منت نهادن و آزاردادن، باطل نکنید.(6)
اگر زن و مرد، وظیفه خود را «بشناسند» و به آن «عمل کنند»، زمینه ای برای بسیاری از مشکلات خانوادگی پیدا نخواهد شد.
پس هم باید به «تعادل اقتصادی» اندیشید، هم از ریخت و پاشهای غیر ضروری در مخارج و مصارف پرهیز کرد، هم سختگیری های بی جا و آزاردهنده را کنار گذاشت، هم با تفاهم و تبادل نظر به برنامه ریزی درست و قوام بخش زندگی پرداخت، هم معیار خرد و منطق را به کار گرفت نه هوسها و تجمل گرایی های مشکل آفرین و چشم و هم چشمی های حسودانه را، هم نیازهای واقعی را از «نیازهای کاذب» بازشناخت، هم بر سختیها و ناداریها و کمبودها تحمل داشت، هم صفای خانه و خانواده را با مطرح ساختن نزاعهای مالی و پولی برهم نزد، هم «سطح زندگی» را بر مبنای سطح درآمد تنظیم کرد و استوار ساخت، هم از درون خانواده های گرفتار تشریفات که بسیار تلخ و رنج آور است عبرت گرفت، هم خواسته های خود را بر طرف مقابل تحمیل نکرد، هم قناعت را به عنوان یک «سرمایه معنوی» پاس داشت، که گفته اند: «چو دخلت نیست، خرج آهسته تر کن.»
اینهاست پایه های قوام و استحکام خیمه عفاف.
ادامه دارد.
 

 
1 ـ نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 54.
2 ـ غرر الحکم، (چاپ دانشگاه)، ج7، ص160.
3 ـ نهج البلاغه، حکمت 32.
4 ـ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص68.
5 ـ وسائل الشیعه، ج6، ص323.
6 ـ لا تُبطِلوا صَدَقاتکم بِالمنِّ و الأذی (بقره، آیه 246).
 
___________منبع: مجله پیام زن تیر 1379، شماره 100




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:14 AM 

همزمان با آغاز سال جدید، رهبر معظم انقلاب آیت اللّه العظمى خامنه اى سال 88 را سال اصلاح الگوى مصرف اعلام فرمودند که این ابتکار ضرورى در ساختار اقتصاد کشور نقش تعیین کننده دارد. همانگونه که در تنظیم معیشت توده مردم از تأثیر انکارناپذیرى برخوردار است. در همین حال طرح هدفمند کردن یارانه ها در لایحه بودجه 88 از سوى دولت تقدیم مجلس شوراى اسلامى گردید که هر چند بنا به مصلحت اندیشى و ملاحظات نمایندگان در بودجه سال 88 ادغام نگردید ولى همچنان در دستور کمیسیون ویژه و رایزنى نمایندگان و کارشناسان قرار دارد که انتظار است در برنامه پنجم توسعه لحاظ شود و ایده هدفمند کردن یارانه ها که سالها مورد توجه دولتها و مجالس پیشین بوده و شجاعت اقدام آن را نداشتند در این دولت و مجلس بزودى عملیاتى شود.
 
همانگونه که سهمیه بندى بنزین که بخشى از اصلاح الگوى مصرف است در همین دولت و مجلس به اجرا درآمد که در صورت ادامه آن مى تواند از هدر رفتن این سرمایه ملى جلوگیرى کند.
از آنرو که این مسئله علاوه بر مدیریت اقتصادى کشور که با حمایت عدالت اجتماعى سرو کار دارد، در شرع مقدّس و تعالیم دینى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، نخست به توصیه هاى دینى در این مسئله و منع از اسراف و تبذیر نگاهى بیفکنیم و آنگاه مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوى مصرف را با توجه به واقعیت هاى اجتماعى مورد بحث قرار دهیم.
در منابع دینى ما، قرآن و حدیث و سیره مبارکه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام به شیوه بهره ورى از نعمت ها و تضییع نکردن آنها بصورت گسترده تأکید و توصیه شده است که توجه به بخشى از آن در این مجال ضرورى است. از جمله قرآن کریم به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و از آن نهى کرده و آنرا عمل شیطانى نامیده است. همانگونه که استفاده از خوراک پاک را توصیه نموده، از تعدى و تجاوز نهى فرموده است: به عنوان نمونه: «کلوا من طیّبات مارزقناکم ولاتطغوا فیه فیحلّ علیکم غضبى؛از غذاهاى پاک که به شما روزى داده ایم بخورید و از حدّ آن فراتر نروید که مستوجب غضب خداوند گردید.»(سوره طه، آیه 81).
و در آیه دیگر به خوردن و آشامیدن که نیاز طبیعى انسان است فرمان داده از اسرافکارى نهى فرموده است: «یا بنى آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین؛اى فرزندان آدم براى هر مسجد (و محل عبادت) که وارد مى شوید از زیور خود برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.»(سوره اعراف، آیه 31). و در ادامه همین آیه کریمه به ردّ و انکار منطق و عمل کسانى که از نعمت هاى خداوندى استفاده نمى کنند و با شیوه ریاضت گرایى خود آن را تحریم مى نمایند پرداخته و مى فرماید: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق، قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا، خالصة یوم القیامة...؛ بگو چه کسى زیورهایى که خداوند براى بندگان خود آفریده و غذاهاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند (هر چند دیگران نیز از آن استفاده مى کنند) ولى در آخرت ویژه مؤمنان است.»
(سوره اعراف، آیه 31)
در قرآن کریم آیات دیگرى هست، با این محتوا و مضمون که خداوند نعمت هاى روى زمین را براى بندگان خود پدید آورده که از آن بهره گیرند. هرچند گروه هایى راه افراط و تفریط پیموده اند. گروهى به اسراف و پرخورى روآورده و به تضییع این نعمت ها پرداخته و گروهى دیگر به پندار غلط خود آن را تحریم کرده و به ریاضتهاى نامعقول یا نامشروع رو آورده اند همانند متصوفه که نمونه عملکرد افراطى آنها در تاریخ این فرقه ضبط شده است و حتى با ائمه اطهار بر سر این مسائل به جدال و مناظره مى نشسته اند.
بارى سخن از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر و امساک و تقتیر یعنى خروج از حد اعتدال و تفصیل آن موضوع اصلى این مقال نیست. هدف اصلى بحث صرفه جویى در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر و هدر دادن نعمت هاى خدا است. همان چیزى که در آیات آن را ملاحظه کردیم. به موجب این آیات که با روایات اهلبیت نیز تفسیر و تأیید مى شود دقت در مصرف و کنترل لازم در چگونگى آن به عنوان یک اصل مطرح گردیده است اکنون به پاره اى از روایات این باب نیز بنگریم:
در کافى و تفسیر عیاشى آمده است که امام صادق(ع) خطاب به مردى فرمود: «اتق اللّه و لاتسرف ولاتقتروکن بین ذلک قواما.انّ التبذیر من الاسراف قال اللّه تعالى و لا تبذّر تبذیراً؛ از خدا بترس و اسراف نکن و در خرج کردن بخل نورز بلکه میان این دو راه استوار و اعتدال را برگزین، چه تبذیر از اسراف کارى است.خداى متعال مى فرماید: تبذیر و ولخرجى نکن.» (تفسیر صافى، ذیل آیه شریفه)
در روایت دیگر است که پیامبر اکرم(ص) یکى از یاران به نام سعد را دیدند که وضو مى گرفت. به او فرمود: این اسراف کارى است اى سعد! سعد گفت: مگر در وضو گرفتن هم اسراف وجود دارد؟ فرمود: بلى حتى اگر در کنار نهر جارى باشى. و زیاده مصرف کنى، این اسرافکارى است.(همان مدرک)
و نیز از امام صادق(ع) معنى آیه: «ولاتبذر تبذیراً» را پرسیدند، حضرت فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة اللّه فهو مبذر و من انفق فى سبیل اللّه فهو مقتصد؛ کسى که چیزى را در غیر طاعت خداوند خرج کند تبذیر کرده و کسى که در راه خدا خرج کند راه اعتدال پیموده است.» (همان)
و نیز از آن حضرت پرسیدند: آیا در راه حلال نیز تبذیر وجود دارد؟ فرمود: آرى. و نیز در روایت آمده که امام صادق(ع) خرما طلب کرد. یکى از حاضران خورد و هسته خرما را به دور افکند. امام فرمود: «این کار را نکن که این کار از مصادیق تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»(همان)
 

پیام روایات در الگوى مصرف

از این روایات نکات جالب توجهى بدست مى آید: اسراف کردن در آب حتى براى وضو گرفتن پسندیده نیست. حتى اگر در کنار نهرى باشد. یعنى مسئله کم بود آب نیست، بلکه رعایت الگوى مصرف حتى با فراوانى آب مدّ نظر قرار دارد. مسئله این است که یک مسلمان باید بداند و عادت کند آب را هدر ندهد حتى اگر آب فراوان باشد. بدیهى است که مصرف کردن آب در شرائطى که کمبود آب باشد و تضییع و هدر دادن آن موجب محرومیت دیگران باشد ناپسندتر و گاه حرام است زیرا مسلمان باید به گونه اى عمل کند که از مواهب طبیعت همه بندگان بهره گیرند نه با مصرف گرائى دیگران را محروم کند.
مورد دیگر روایات، دور افکندن هسته خرما است در حالى که هسته خرما مى تواند بذر یک درخت باشد و گاه خوراک براى گرسنگان. در چنین حالتى دور افکندن هسته خرما نوعى فساد است و خداوند فساد را دوست ندارد در اینجا نیز هسته خرما مثال است و هر مورد دیگرى از مواد غذائى یا کشاورزى را شامل مى شود.
همچنین روایات نوع خرج کردن مال را بیان کرده که نباید در راه معصیت و گناه باشد که یکى از مصادیق اسراف و تبذیر و عمل
شیطانى است. در حالیکه مصرف مال در راه خیر و خدمت رسانى از مصادیق اعتدال و اقتصاد به شمار مى آید. بنابراین یک مسلمان مى بایست مصارف مالى خود را به دقت بنگرد و مال را در مسیر صحیح خرج کند.
 
 
مشکل اصلى کمبود نیست بلکه بى عدالتى و بد مصرف کردن است
با توجه به موارد یاد شده که بخش کوچکى از تعالیم اسلامى در باب صرفه جویى و مصرف صحیح و تقدیر معیشت و هزینه مال و استفاده از مواهب الهى است به ما مى آموزد که در کلیه موارد زندگى از آب و نان گرفته تا سوخت و برق و گاز و غیره الگوى مصرف را اصلاح کنیم. نکته مهم در این است که در جهانى که آدمیان زندگى مى کنند آفریدگار جهان و انسان، بالفعل و بالقوه همه امکانات را قرار داده و اگر از این امکانات و استعدادها به درستى استفاده شود در هیچ نقطه اى از کره خاک محروم و گرسنه اى وجود نخواهد داشت.
فقر و تبعیض از آنجا پدید مى آید که نعمت هاى روى زمین و ذخائر درون زمین از یک سو غیر عادلانه توزیع مى شود و از سوى دیگر بى مورد هدر مى رود که این دو در بحث عدالت اجتماعى مى بایست مورد توجه قرار گیرد.
در اینجا بى تناسب نیست به بخشى از موارد اسراف و تبذیر در کشورمان بنگریم تا عامل نابسامانى هاى اقتصادى در بخش تولید و مصرف بازشناخته شود و آنگاه ضرورت جدى گرفتن اصلاح الگوى مصرف و هدفمند کردن یارانه ها بهتر ملموس خواهد شد و اینکه مى بایست براى عدالت اجتماعى به یک تحوّل جدى و گسترده رو آوریم و اقتصاد خود را بازسازى کنیم که مشکل اصلى ما کمبود نیست بلکه بد مصرف کردن و سامانه درست نداشتن است. کشور ایران که در یکى از مناطق زرخیز جهان و در شرائط جغرافیایى حساس و آب و هواى معتدل قرار دارد، به ضمیمه استعدادهاى برتر انسانى مى تواند الگوئى شایسته براى دیگر مردم جهان باشد به شرط آنکه اصول عدالت و تولید و مصرف در مدیریت کشور مورد توجه قرار گیرد و اجرایى شود.
 

مدیریت آب و نان

یکى از مسائل ما کمبود آب است که گاه با خشکسالى نیز همراه شده و تبعات نامطلوبى ببار مى آورد ولى هرگاه مسئله آب را به درستى مدیریت کنیم خواهیم توانست در رفع این مشکل پیروز آییم. منابع آبى در سراسر کشور اسلامى ما وجود دارد که اگر با سیاستهاى علمى و عملى مدیریت شود و با ایجاد سد و آبخیزدارى این آبها مهار و هدایت گردد دیگر کمبود آب رنج دهنده نخواهد بود. در مسئله کشاورزى روش هاى سنتى پاسخگو نیست و مى بایست از روش هاى مدرن بارانى و قطره اى بهره گرفت آنگاه خواهیم دید بهره ورى از آب به ده برابر وضع موجود ارتقا خواهد یافت. سرمایه گذارى در این پروژه از اهم وظائف جهاد کشاورزى و مدیریت آب است. اصلاح الگوى مصرف آب یک بخش آن به مدیران آب و کشاورزى و صنعت مربوط مى شود و بخش دیگر آن به صرفه جوئى که وظیفه آحاد مردم است که این عطیه بزرگ الهى و مایه حیات را هدر ندهند. این در حالى است که مى بینیم مردم ما در مصرف آب خصوصاً در آب تصفیه شده مخصوص شرب توجه به این صرفه جویى ندارند و آب آشامیدنى را که با هزینه هاى سنگین فراهم شده در مواردى چون شستشوى ماشین و حیات و مغازه و ساخت و ساز و غیره هدر مى دهند در حالیکه شهرداریها مى بایست جواز ساختمان را مشروط به فراهم کردن تانکر آب ساختمانى کنند و اجازه ندهند آب شرب در کار بنایى و ساختمان سازى صرف شود. موارد از این قبیل فراوان است .
به مردم باید آموخت که شیر آب را در مصارف زندگى چون آبدارخانه و آشپزخانه و حتى غسل و وضو و لباسشوئى آنگونه رها نسازند که آب بدون مصرف صحیح به فاضلاب سرازیر شود در حالیکه صدها روستا در مناطق کشور هستند که آب آشامیدنى آنها با تانکر حمل مى شود و از کمبود آب رنج مى برند. در مسئله آب سخن فراوان است که در اینجا به پاره اى موارد اشاره شد.
مسئله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتى به قیمت کیلویى 75 ریال به نانوایى داده مى شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم براى دولت پنج هزار ریال تمام مى شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده مى شود و این همان یارانه اى است که سالانه براى ایرانیان پرداخته مى شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکى نیست که براى یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ مى شود. این در حالى است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته مى شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمى است که متأسفانه همه سال اتفاق مى افتد در حالى که در حال حاضر به دلیل خشکسالى ما از خارج گندم وارد مى کنیم و بهاى کلان آن را و یارانه اش را مى پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانى و غله در این میدان است.
که از یکسو به پخت نان بستگى دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیرى شود. به نانوایى ها آرد داده مى شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشى از آرد دولتى را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوى و قاطع و جدى لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوى دیگر، مصارف خانگى است که متأسفانه الگوى درستى ندارد. در بیشتر خانه ها نیمى از نان خریدارى شده هدر مى رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه اى است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمى از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده مى شود. وقتى نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعى است که براى این مشکل باید چاره اندیشى کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از
نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازى و آگاهى دادن به مردم نقش اساسى دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.
 
 

روایات و مصرف نان

روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندى است که در صدر مقال به پاره اى از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزى آن حضرت از کوچه اى عبور مى کردند. قطعه نانى بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهدارى کند. ساعتى گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمى خوردى آن را با آب شستشو مى کردم و مى خوردم.
این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه مى گذرد آنگاه ببینید جزاى این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابى لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائى متأسفانه در زندگى روزمرّه ما عادى شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکارى را در خانه ها، رستوران ها، تالارهاى مجالس عقد و عروسى و عزا و حتى افطارى ها و مجالس دینى مى بینیم که غذاها در بشقاب ها مى ماند و در کیسه هاى زباله ریخته مى شود در حالیکه گرسنگانى هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه اى از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمى توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزى و دامدارى و گرانى ارزاق عمومى است که ملاحظه مى کنیم...
موارد دیگرى از لجام گسیختگى مصرف در سایر امور زندگى و مایحتاج عمومى وجود دارد از قبیل برق، گاز، بنزین، تلفن و لباس و خرج و برج ها و همایش ها و سفرهاى خارجى و غیره که پرداختن به آنها و ارائه آمار اسرافکارى و مصرف بى رویه در آنها را به مقال دیگرى موکوم مى کنیم که اصلاح الگوى مصرف را فورى و ضرورى مى سازد و رهبرى مآل اندیش نظام را بر آن داشته که مسؤولین امر را توجه دهند، این مسؤولیت سخت متوجه دستگاه هاى دولتى است و سپس عموم مردم و هم فرهنگ سازى مى خواهد و هم برنامه ریزى و کنترل و نظارت که امید است از شعار و لفّاظى فراتر رفته و به مرحله عمل درآید. آنگاه خواهیم دید چه تحوّلى در کشور پدید خواهد آمد تحوّلى که مى تواند براى دیگر کشورها الگو و سرمشق باشد. و اعتقاد ما بر این است که این کار شدنى است و عزم جدى و پشتکار لازم را مى طلبد که خوشبختانه همه دستگاه ها فرمان رهبرى نظام را دریافت کرده و در ساز و کار برنامه ریزى هستند و براى همه آنها و عموم مردم مان آرزوى موفقیت در همه عرصه ها را داریم «این بحث با توجه به لایحه دولت و هدفمند کردن یارانه ها و تصمیمات مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.»
 
_____________
منبع: مجله پاسدار اسلام اردیبهشت 1388 - شماره 329




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:12 AM 

مقدمه

نظر به اهمیت جدی موضوع استراتژیک «روش کارآمد تخصیص منابع در جهت تحقق عدالت اجتماعی در کشور» و به منظور بررسی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، با هدف نیل به نظر اجماعی در این خصوص و درچارچوب تحقق بخشی به برنامه چشم انداز بیست ساله کشور، کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و وزارت بازرگانی سلسله نشست های علمی کاربردی را به عنوان «همایش اقتصاد یارانه» با دعوت از صاحبنظران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور به منظور تهیه « طرح نقدی کردن یارانه ها» برگزار کردند.
بیان مسأله
یکی از عمده ترین مشکلات اقتصاد ایران دو گانگی قیمت برخی از کالاها است که دارای دو قیمت آزاد و دولتی هستند. برخی از این کالاها مثل کالاهای اساسی و حامل های انرژی مشمول یارانه می باشند, اما برخی دیگر مثل خودروها و کالاهای پتروشیمی نظیر قیر، مواد شیمیایی، پلاستیک و ... که به «کالاهای اداره شده» معروفند منشأ بسیاری از مفاسد و رانت های اقتصادی هستند. (کافی است چند دستگاه کامیون از سهم دولتی به سهم آزاد تغییر داده شود تا رانت بالایی را نصیب دارنده این امتیاز سازد). دو گانگی قیمت این کالاها مشکلات عدیده ای را از جمله عدم تخصیص کارآمد، افزایش مصرف، افزایش در اتلاف منابع، قاچاق و بروز مفاسد اقتصادی در اقتصاد ایران ایجاد می کند، درعین حال یارانه ها نیز در این موارد به صورت هدفمند به مصرف کنندگان پرداخت نمی شود. بسیاری از یارانه ها از قبیل یارانه بنزین عمدتا شامل مصرف کنندگانی می شود که صاحب خودرو هستند و بقیه مردم از یارانه ه سهم چندانی ندارند.
از 27 تا 30 هزار میلیارد ریال یارانه کالاهای اساسی حدود 75 درصد مربوط به یارانه نان است و 25 درصد بقیه به اقلام دیگر نظیر برنج، روغن، دارو و شکر مربوط است. درخصوص حامل های انرژی با در نظر گرفن قیمت فوب در خلیج فارس ما به التفاوت قیمت داخلی از این قیمت به عنوان یارانه حامل های انرژی شناخته می شود. میزان این مابه التفاوت در سال 1383 حدود4/10 تریلیون تومان بوده است.
اختصاص مبالغ کلانی از بودجه دولت به یارانه ها نه تنها باعث از دست رفتن فرصت های مفید و ضروری می شود، بلکه باعث اتلاف منابع و استفاده ناکارآمد از آنها می شود. برای مثال ضایعات گندم در حدود 25 درصد است و لذا حدود 1/3 میلیون هکتار از محصول اراضی مستعد کشور (در حدود 5/1 میلیون هکتار) ضایع می شود.

طرح نقدی کردن یارانه ها:

یارانه, سهم قابل توجهی از بودجه های تورمی سالانه را به خود اختصاص می دهد و در عین حال گروه های مستحقق را در موارد زیادی هدف قرار نمی دهد, اما در عین حال باعث تخصیص ناکارآمد و اتلاف منابع می شود. برای مثال، باوجود اینکه فاصله قیمت 800 الی 2000 ریال قیمت بنزین به عنوان یارانه محسوب می شود, اما گروه های کم درآمد عمدتاً سهمی از این یارانه ندارند. در حالی که در نتیجه فروش ارزان بنزین و استفاده نا به جا از خودروها، شهری چون تهران به پارکینگ بزرگ خودروها تبدیل می شود.
«طرح نقدی کردن یارانه ها» با این هدف در حال تهیه است که ضمن تداوم یارانه های دارای توجیه, در عین حال مشکلات و آثار منفی تخصیص یارانه نظیر تخصیص ناکارآمد منابع و تشدید قاچاق و مفاسد اقتصادی از میان برداشته شود. البته قبل از همه لازم است باور عمومی درخصوص اجرای طرح به وجود آید و زمینه های لازم برای رفع نگرانی عمومی از مشکلات اجرایی آن مهیا شود و همین طور نگرانی موجود نسبت به تداوم یارانه ها نیز باید جدی گرفته شود. با توجه به این بحث و به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اجرای این طرح و کاهش هزینه های اجتماعی آن سلسله نشست های علمی کاربردی با عنوان «همایش اقتصاد یارانه» در محل دانشگاه امام صادق (علیه السلام) برگزار می شد.

فرضیه اصلی

کلیه یارانه های موجود در نظام تخصیص نقدی یارانه ها در مورد کالاهای اساسی و حامل های انرژی کماکان به مصرف کنندگان پرداخت می شود, ولی به جای نظام کالا برگ در کالاهای اساسی، و یا اعمال قیمت پایین تر نسبت به قیمت مرزی در مورد آرد و یا حامل های انرژی، در این روش جدید سعی می شود یارانه موجود به صورت عادلانه و براساس تعداد افراد خانوار به صورت نقدی به مصرف کنندگان پرداخت شود و دولت در این رابطه هیچ گونه صرف جویی مالی نداشته و تنها به رفع مشکلات موجود از جمله اصلاح نظام تخصیص منابع، و جلوگیری از قاچاق خواهد پرداخت.

سؤالات و زمینه های اصلی بحث

1- تشریح ابعاد ناکارآیی نظام فعلی یارانه ها در مورد کالاهای اساسی و حامل های انرژی از قبیل: غیر هدفمند بودن، مصرف بالا، هدر رفتن منابع، قاچاق و ...
2- نقدی کردن یارانه ها تا چه حد بر افزایش عمومی قیمت ها کمک می کند؟ اثرات مستقیم و غیر مستقیم تورمی این اقدام چیست؟ اثر این اقدام در افزایش هزینه دهک های مختلف جمعیتی چقدراست؟
3- پرداخت های ناشی از طرح نقدی کردن یارانه ها درآمد هر یک از دهک های مختلف جمعیتی را چند درصد متأثر می کند؟
4- تغییرات قدرت خرید دهک های مختلف جمعیتی با توجه به دریافت ناشی از طرح نقدی کردن یارانه ها و همین طور افزایش هزینه مربوط به سبد مصرفی آنان چقدر است؟
5- کارآمد ترین شیوه اجرای طرح نقدی کردن یارانه ها چیست؟
1-5-بررسی شیوه های مختلف اجرای طرح
2-5-روش های ایجاد اطمینان در افکار عمومی نسبت به تداوم اجرای طرح
3-5-روش های جلوگیری از کاهش مصرف کالاهای اساسی و جلوگیری از افزایش مصرف کالای لوکس بعد از اجرای طرح
4-5-روشهای جلوگیری از آثار نامطلوب مثل گرایش به افزایش جمعیت بعد از اجرای طرح
5-5-در مورد کدامیک از کالاهای یارانه ای موجود، پرداخت نقدی یارانه دارای توجیه کافی نیست؟
6-5-روشهای توجیه افکار عمومی نسبت به ضرورت اجرای طرح.
6-بررسی آثار اجرای طرح
1-6- میزان کاهش در مصرف کالاهای یارانه ای
2-6-میزان کاهش در قاچاق
3-6-میزان کاهش در اتلاف منابع
4-6-بررس آثار زیست محیطی نقدی کردن یارانه حامل های انرژی

شیوه برگزاری:

همایش اقتصادی یارانه شامل بیش از پنجاه نشست طی 9 هفته در دو نوبت صبح (12-9) در روزهای فرد و بعد ازظهر (17-14) در روزهای زوج با مشارکت کارشناسان و صاحبنظران داخل و خارج از کشور بور و از سخنرانان درخواست شد با توجه به نظرات کارشناسی وزارتخانه یا نهاد متبوع خود ابعاد مختلف این طرح را بررسی نموده, به سؤالات مربوط پاسخ دهند. مدت طرح بحث و پاسخ به سؤالات 40 دقیقه در نظر گرفته شد. مباحث هر جلسه بلافاصله تدوین و تایپ و درسایت اختصاصی همایش جهت مطالعه و اظهار نظر کارشناسان قرار داده می شد. مجموعه این بحث ها به صورت کتاب مجموعه مقالات همایش اقتصاد یارانه» به چاپ خواهد رسید.

دبیرخانه نشست ها:

تهران: بزرگره شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام(علیه السلام)؛ دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد؛ ساختمان علامه امینی؛ تالار شهید صدر.
تلفکس : 8081404، صندوق پستی 159-14655
آدرس سایت همایش:www.eco.ir:
E-mai:ireco@isu.ac.ir

دکتر شیبانی:

بدون تردید پرداخت یارانه ها آسیب پذیری خاصی را به کشور تحمیل کرده است. یارانه پنهان و آشکار, سالانه حداقل 16 میلیارد دلار هزینه در برداشته است که این رقم برای هر اقتصاددانی نگرانی ایجاد می کند. فعلاً دولت ها با حساب ذخیره نفتی مسأله را حل می کنند, اما سرانجام روزی می رسد که بهمن یارانه ها فرو می ریزد. برای اصلاح یارانه ها سه نکته را همواره باید مد نظر قرار داد: نخست اینکه هیچ دولتی نمی تواند این حجم یارانه را پرداخت کند. دوم اینکه یک عده حتماً باید بگیرند و سوم اینکه یک عده نباید بگیرند. انجام این کار یک حسن بزرگ خواهد داشت که اگر یک عده یارانه نگیرند و یک عده بگیرند، می توانید به آن عده که لازم است به قدر کافی بدهید نه اینکه یک عده را همیشه زخمی کنید و اصلاً معلوم نباشد چقدر پرداخت می کنید. نکته دیگر اینکه در اقتصاد لازم نیست همه کالاها مورد حمایت قرار گیرند. اگر آثار پرداختی یارانه ها را در سطح کلان مورد بررسی قرار دهیم درمی یابیم که این روند سبب تشدید اختلاف طبقاتی و مصرف بی رویه می شود که این حتی با معیارهای عدالت نیز سازگاری ندارد. الآن درخصوص بنزین, وضع بسیار ناعادلانه است و اقشار بالای جامعه 20 برابر اقشار پایین بنزین مصرف می کنند. آیا گازوئیل را به کسی که می خواهد آب استخرش را در زمستان گرم کند باید به همان قیمتی داد که فردی می خواهد خانه اش را گرم کنید؟ این وضع درست نیست و یک بار برای همیشه باید آن را معالجه کرد.
دکتر دانش جعفری: در حال حاضر یارانه ها برای آن هدفی که نظام یا قانونگذار به دنبال آن بوده به کار نمی رود. شاید بهترین نوع یارانه ای که موجود است یارانه نان است که از 3000 میلیارد تومان یارانه کالاهای اساسی حدود 75 درصد آن را به خود اختصاص داده است. این یارانه به طور مستقیم در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد و در عین حال هیچ محدودیتی ندارد و هر کس می تواند از این نان با قیمت ارزان استفاده کند. اما در ارتباط با برخی موارد دیگر که با اغماض می توان گفت در محدوده کالاهای یارانه ای هستند نحوه استفاده فقرا و ثروتمندان متفاوت است. روشن است که دهک های بالای درآمدی بیشترین مصرف بنزین را دارند در حالی که دولت می تواند این بنزین را حداقل برای آن بخش که از خارج وارد می کند به قیمت ارزان در اختیار خود محرومین قرار دهد و وضعیت زندگی و هزینه های آنها را ترمیم کند. این پرداخت های یارانه ای مشکلاتی را در زمینه مصرف انرژی ایجاد کرده است. طبق بررسی های صورت گرفته مصرف انرژی صنایع سیمان ایران حدود 35 درصد بالاتر از نُرم های جهانی است یا در صنایع فولاد مصرف انرژی 58 درصد بیشتر از مصرف کارخانه های مشابه در ژاپن است یا مثلاً مصرف خودروهای داخلی ما 37 درصد نسبت به خودروهای مشابه بالاتر است که این امر نشان دهنده ناکارایی سیستم قیمت گذاری انرژی است. البته چالش هایی نیز در این بین وجود دارد, از جمله اینکه میزان افزایش قیمت ها چقدر است؟ آیا با استفاده از جدول داده ستانده می توان این افزایش قیمت ها را در مورد کالاهای مختلف محاسبه کرد؟ آیا منابعی که در طرح نقدی کردن یارانه ها نقد می شود به اندازه ای است که بتواند افزایش سطح قیمت ها را برای دهکهای حمایتی جبران کند؟ آیا با توجه به خاطراتی که مردم در ذهن دارند این اطمینان شکل خواهد گرفت که دولت قصد درآمدزایی ندارد؟

دکتر سبحانی:

فرضیه ای که میخواهم در این قسمت مطرح کنم این است که حامل های انرژی در کشور ما یارانه ندارند. یک میلیون و ششصد هزار بشکه نفت که شرکت ملی نفت ایران از چاه های نفت استخراج میکند به صورت رایگان تحویل پالایشگهها میشود، هزینه این عملیات را که شامل استخراج و حمل و نقل و پالایش است، میتوان حداکثر چهار دلار برای هر بشکه نفت منظور کرد. هر بشکه حدود 159 لیتر است که از آن حدود 150 لیتر فراورده بدست میآید. اگر آن 4 دلار را تقسیم بر 150 لیتر کنیم هر لیتر 4 سنت میشود. حال اگر قیمت دلار را 880 تومان در نظر بگیریم هر سنت 88 ریال میشود و لذا هزینه تمام شده بنزین برای تولید کننده 35 تومان میشود. 15 تومان هم مالیات و عوارض به آن بسته میشود. بنابراین چه بنزین را 180 تومان و چه 65 تومان حساب کنیم، این نتیجه بدست میآید که برای بنزین و فرآوردههای جانبی آن اصولاً یارنهای پرداخت نمیشود.
مبلغ 10 تا 12 هزار میلیارد تومان یارانه ای که ادعا میشود واقعاً وجود خارجی ندارد. بایدتوجه کرد که چنین پولی برای توزیع مستقیم بین مردم در هیچ بخشی از بودجه دولت وجود ندارد.
نظر دیگری که در این بین مطرح است اینکه قیمت حاملهای انرژی را براساس قیمت در بندر آزاد تعیین کنیم. مسأله مهم اینجاست که قیمت هر کالا یا نهادهای متأثر از مؤلفه های مختلفی است که بر عرضه و تقاضای آن کالا در درون یک جغرافیا تأثیر میگذارد. آیا این به لحاظ منطقی قابل دفاع است که قیمت عرضه و تقاضا درون اقتصاد یک مملکت از خارج به آن اقتصاد تزریق شود؟ سخن دیگر اینکه در کشور مرتباً سخن از قیمت واقعی حامل های انرژی است. قیمت واقعی در یک اقتصاد، توسط عرضه و تقاضا مشخص میشود.در حالی که در ایران شرکت ملی نفت یا شرکت پخش و پالایش تولید کننده و توزیع کننده انحصاری این فراوردهها است. بنابراین بازار غیر رقابتی و انحصاری است. در بازار انحصاری هم تولید کننده با درجات مختلف، بسته به نوع کالا میتواند اعمال سلطه کند.

دکتر توکلی:

پرداخت یارانه به نظر بنده،چه مستقیم چه غیر مستقیم، چه به صورت نقدی و چه غیر نقدی (جنسی)، عقلاً وشرعاً باید به اهلش صورت بگیرد. چنانچه به غیر اهل، زکات یا خمس دهیم بری الذمه نمیشویم. از نظر عقلی هم در تمام جهان جاهایی سیستم های یارانه دهی موفق است که یارانه مشخص به آدم های مشخص و شناسنمهدار میدهند.
در اقتصاد کلاسیک اساساً یارانه وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، برای عدالت خواهی نیست. چون هدف اقتصاد نئوکلاسیک حداکثر کردن کارایی یعنی دستیابی به نقطه بهینة پارتو است. بهینة پارتو هم حالتی است که عوامل تولید به بهترین نحو تخصیص داده میشوند، کلمة بهترین یعنی اینکه سود به حداکثر میرسد و محصولات تولید شده به مصرف کنندگان تخصیص داده می شود و اینجا هم کلمة بهترین، یعنی اینکه مطلوبیت کل تولید اضافه میشود. تولید فقط به یک گروه خاصی برسد و یا بین گروههای اجتماعی کاملاً مساوی تقسیم شود. برای رسیدن به نقطة بهینة پارتو قیمت را تنها بازار کارآمد تعریف میکنند و هر گونه مداخلة دولت را در این سیستم ممنوع میدانند. چون میگویند مداخلة دولت باعث میشود که قیمت ها از حالت تعادلی آزادخود منحرف شوند و سیستم از نقطة بهینة خود دور شود. به عبارت دیگر کارآیی سیستم را کاهش میدهد. به همین دلیل میگویند چون دادن یارانه ها، پیام رسانی قیمت ها را مخدوش میکند، قیمت ها منحرف شده و آن کارکردی که از آن قیمت انتظار میرود که بهترین تخصیص عوامل و کالا و محصول اتفاق افتد، اتفاق نمیافتد. در نتیجه با یارانه دادن علی الاصول مخالف هستند.

دکتر عیوضلو:

از لحاظ اسلامی، در شرایطی که مالکیت ها عمومی و همگانی باشد، یعنی مالکیت به فرد خاصی تعلق نگیرد، در آن صورت معیار عدالت، حق برخورداری برابر است. آنجا که مالکیت ها خصوصی باشد، معیار عدالت، شایستگی است که ارزش افزوده حقیقی تعیین کننده آن هست. افراد از تولید ملی به آن اندازه سهم دارند که تولید کردهاند، به عنوان مثال یک کشاورز وقتی سیب را میکارد، کل این سیب بنا به تعریف متعلق به کشاورز است. «الزرع للزارع» ارزش افزوده آن سیب هم مال همان کشاورز است. حال، بقیه باید سهم خودشان را جداگانه بر اساس توافق ببرند؛ ولی اصل واساس آن است که کل سیب وارزش افزوده اش برای کشاورز باشد. ولی متأسفانه ما میرویم سیب را از کشاورز به قیمت 50 تومان میخریم و میآوریم به قیمت 600 تومان میفروشیم. اسم آن را هم ارزش افزوده میگذاریم. این ارزش افزوده حق نیست. 550 تومان نصیب کسی میشود که این انتقال را ایجاد میکند که کاملاً غلط است. اینجاست که او مجبور است مهاجرت کند، چون ارزش افزوده به او نمیرسد. به نظر من در یک حکومت اسلامی به شرطی میتوانیم به وزارت جهاد کشاورزی یا هر نهاد دولتی دیگر بودجه بدهیم که بتواند کاری اثربخش انجام داده باشد. بتواند این 50 تومان را آن جایی که کشاورز آن را تولید کرده منتقل کند به جایی که مصرف کننده وجود دارد. وسایل حمل و نقل عمومی بگذارد به نحوی وسایلی در اختیار کشاورز بگذارد که وی بتواند این نقل و انتقال را انجام بدهد.

دکتر پوریان:

ما باید سیستمی داشته باشیم که قیمت ها را درست تعیین کند. بعد از اینکه نظام قیمت های صحیحی به وجود آمد، بررسی کنیم که به چه کسی یارانه بدهیم. طبیعتاً باید عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی همزمان صورت بگیرد. این توازن مسائل اقتصادی و سیاسی باید با هم جلو برود. دلیل انحراف قیمت ها این است که ما آنچنان که باید بازار نداریم و اجماع بازار وجود ندارد. برای اینکه شورایی و کمیته ای تصمیم میگیریم.حال آن که در اقتصاد صحیح نیست که به صورت شورایی و کمیته ای تصمیم گیری شود. مسأله دیگر اینکه وجود تورم که از عدم انضباط پولی و مالی دولت سرچشمه میگیرد، وضعیت انحراف قیمت ها را بدتر کرده است.وجود تورم میتواند قراردادهای بین افراد و قواعد بازی را به هم بزند. انحراف قیمت ها به نظر بنده پاشنة آشیل اقتصاد ما است و ضربة بسیار بزرگی به نظام اقتصاد وارد کرده است. نظام قیمت ها هستة اصلی هر اقتصادی است.
اقتصاد، مثل منظومهای است که هستة اولیة آن قیمت هاست که رفتارها را تبیین میکند. بنابر این مخدوش کردن و بر هم زدن نظام قیمتی تحت هر بهانه ای نابجاست. من عرض میکنم که در یک نظام حتماً عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی باید به طور موزون پیش برود. ما باید بدانیم سیستم قیمتی اصولاً چیست، بعد بررسی کنیم که یارانه ها را به چه کسی باید پرداخت کنیم و چگونه؟

دکتر عسکری آزاد:

در حال حاضر سهم دهک دهم درآمدی جامعه ده درصد پردرآمدترین اقشار جامعه از یارانه ها میباشد. در مورد بنزین، گازوئیل، برق، نفت سفید، گاز و دارو و قند وشکر به ترتیب معادل 33%،33%،17%،8/9%،17%،18%،12%، از یارانه ها را دهک اول مصرف میکند، در حالی که دهک دهم یعنی کم درآمدترین اقشار به ترتیب 8/0%،1%،9/3%،2/5%،7/3%،4% و 5/6% از این اقلام را مصرف میکنند. ما در توزیع درآمدمان در وضعیت مناسبی قرار نداریم، یعنی حتی کشورهایی که اصولاً اقتصادشان سرمایه داری است و شعار عدالت اجتماعی هم نمیدهند، توزیع درآمدشان از این نظر واز لحاظ شاخص ها بهتر از ماست. در بین کشورهای اروپائی انگلستان بدترین وضعیت توزیع درآمد را دارد که بین دهک بالا و پائین 9/9 برابر فاصله است. این تفاوت در ایران بین مناطق روستائی 20 برابر و در مناطق شهری 15 برابر است که این در واقع در رابطه با میزان درآمد گروه های مختلف نشانگر توزیع ناعادلانه است. این مسأله تأثیرات منفی روش غیر مستقیم را بیشتر میکند. توزیع درآمدها در 10 دهک و روندآن در سال های مختلف و مناطق روستایی نشان می دهد: نسبت مالکیت خودرو در بین دهک های مختلف اینگونه است که 10% بالای 36% خودرو به خودش اختصاص داده ولی سهم 10% پائین نیم درصد است. در واقع 72 برابر تفاوت وجود دارد. این در واقع توزیع مصرف بنزین رانشان میدهد که از بودجه خانوار محاسبه میشود.

دکتر کمیجانی:

اگر ارزش دلاری یارانه ها را با فرض اینکه قیمت دلار 8800 ریال است محاسبه کنیم، به رقم 1/7 میلیارد دلار دست پیدا میکنیم که این میزان 7/13 درصد ارزش تولیدناخالص ملی را شامل میشود. حل این مسأله یک عزم جدی را در سطوح مختلف دولت و مجلس و نهادهای مختلف ذیربط طلب میکند که بطور تکلیفی و در یک زمان بندی مشخص تعریف شده، اصلاحات لازم راانجام دهند. در سال 83 باز هم شاهد افزایش ارقام بودیم، قیمت حامل های انرژی در سطح جهان بالا رفته، میزان مصرف به دلیل ارزان بودن حاملها رشد داشته؛ تکنولوژی کشور نیز نسبت به سال گذشته بهبود نیافته است و لذا به لحاظ مقادیر و قیمت ها باید شاهد عملکردی فراتر از 104 هزار میلیارد ریال باشیم. در سال گذشته رقم در نظر گرفته شده 103 میلیارد ریال بود، در حالی که عملکرد به 117 هزار میلیارد رسید. فقط برای واردات 20 درصد از مصرف بنزین 3/1 میلیارد دلار بودجه درخواست شده بود که به دلیل عدم صدور مجوز لازم ممکن است روند کنونی عرضه بنزین دچار اختلال بشود. در سال جاری به دلیل افزایش قیمت ها که ناشی از دو برابر شدن قیمت نفت در بازارهای جهانی است، باید منابع بیشتری را صرف واردات بنزین کنیم.
___________________
منبع: مجله پیام صادق  بهمن 1383 تا اردیبهشت 1384، شماره 56 و 57




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 9:10 AM 

این روزها مسئله خشکسالى و گرانى و تورّم بویژه در بخش مسکن و مواد غذایى نقل مجالس و محافل و دغدغه مردم بویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه شده است.
بررسى این پدیده اقتصادى نامطلوب و ریشه یابى علل و عوامل آن سیاستگذارى جهت عبور از این مقطع دشوار و چاره جویى آن در شرایط موجود یکى از وظائف مسؤولان بویژه مسؤولان کشاورزى و بازرگانى و اقتصادى و بانکى و نخستین مسؤولیت مجلس و دولت و قوه قضائیه در شرایط کنونى است تا ساز و کارهاى مناسب را براى حل این مشکل تدارک ببینند و توطئه هاى دشمنان خارجى و عوامل مافیایى داخلى را شناسایى کرده و راه کارهاى عملى خنثى سازى این توطئه ها را به بررسى نهند و هرچه سریع تر این موج سهمگین را که تهدیدى علیه ارزشها و اعتمادها شده است بشکنند و در این میان فرهنگ سازى براى الگوى مصرف و توجیه منطقى و ارائه راه کارهاى مناسب از مسؤولیتهاى رسانه ها و صدا و سیما و وسائل ارتباط جمعى است تا از این پدیده توجیه معقول داشته باشند و آحاد جامعه و خانوده ها را آموزش دهند که چگونه در شرائط فعلى مصرف کنند و چگونه به فکر یکدیگر باشند و از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر بپرهیزند و اجازه ندهند محرومان جامعه زیر چرخهاى شکننده تبعیض و بى عدالتى خرد شوند. بویژه روستائیان، کشاورزان، اقشار کم درآمد و آنانکه با پایه حقوقى پایین باید در این شرایط پر آشوب ادامه حیات دهند.
در یک سخن، قواى سه گانه، مسؤولان اجرایى، رسانه هاى خبرى و فرهنگى و آحاد ملت مى بایست مانند زمان جنگ دست به دست یکدیگر داده و در این شرائط ناگوار به نبرد با غول تورّم برخیزند تا امید دشمنان را که چشم به مشکلات اقتصادى دوخته تا بر نظام فشار آورند و تزلزل و بى اعتمادى را دامن بزنند، به یأس مبدّل کنند.
در گذشته ملت بزرگ ما ابتلا و امتحان هاى سختى را داشته و امواج سهمگینى را در شرائط جنگى و بمباران ها با سرافرازى از سر گذرانده که مشکلات مقطع کنونى در برابر آنها ناچیز است و با همت مسؤولان و همیارى، بردبارى و هوشیارى و استقامت ملت به خواست خداوند از این گذرگاه نیز عبور خواهیم کرد و بر مشکلات فائق خواهیم آمد به شرط آنکه مدبرانه و با برنامه و سنجیده در این بحران عمل کنیم و اجازه ندهیم توطئه هاى بیگانه و مافیاى داخلى بر ملت فائق آید. و مى دانیم که دشمنان ما از پیش گفته بودند که با استفاده از شرائط تورّم و گرانیها جریان اصولگرایى را با ناکامى و ناکارآمدى مواجه خواهند ساخت و به انتخابات دوره هشتم مجلس شوراى اسلامى چشم امید بسته بودند که به خواست خداوند موفق نشدند و ملت بزرگ و هوشیار و با ایمان ما در همین شرایط که با موج گرانیها روبرو بودند، نشان دادند که وفادارى آنها به اسلام و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى خلل ناپذیر است و مسؤولیت حمایت از دست آورد خون شهیدان را در شرائط دشوار از یاد نمى برند که در اینجا از این حضور و حماسه باشکوه در دو مرحله انتخابات باید سپاسگزارى کرد.
 

ریشه یابى مشکلات اقتصادى

هرچند ریشه یابى مشکلات اقتصادى در این مختصر مقدور نیست اما به کلیّات آن مى توان اشاره کرد. بى تناسب نیست که اشاره کنیم بحرانهاى اقتصادى گریبان بسیارى کشورها را گرفته و گرانى و تورّم مسئله جهانى شده و بحران هاى غذائى بسیارى از مردم جهان را مورد هجوم قرار داده است. حتى کشورى چون آمریکا که ثروتهاى جهان را به غارت مى برد با مشکلات اقتصادى بسیارى دست به گریبان است. موضوع سهمیه بندى برنج و کمبود آن از جاى جاى جهان مخابره مى شود، از جمله آمریکا. و این در حالى است که بنابه گزارش سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا(سیا) آمریکا با دوازده هزار میلیارد دلار بدهى خارجى همچنان بزرگترین بدهکار جهان است و انگلیس و آلمان به ترتیب هر کدام 10450 میلیارد دلار و 4489 میلیارد دلار در رتبه دوم و سوم قرار دارند و همچنین فرانسه، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ژاپن و بلژیک که هزاران میلیارد دلار بدهى خارجى دارند این در حالى است که ایران بنا همین گزارش با بدهى 8/13 میلیارد دلار در رتبه 75 دنیا قرار دارد. این مقایسه نشان مى دهد که ما ایرانیها نباید خیلى هم ناراحت باشیم، و از اینکه وامدار کشورهاى خارجى نیستیم به خود ببالیم. با این حال تورّم و گرانى یکى از مشکلات اقتصادى است که باید آنرا باور کنیم و به فکر چاره جویى آن باشیم.
مسئله غذا نیز در دنیا با بحران روبروست همانگونه که اخبار آن را مى خوانیم و مى شنویم و ما نیز از آن بى بهره نیستیم. کم آبى و خشکسالى نیز بر ما فشار آورده و بسیارى از مزارع ما را نابود کرده که خسارتى است کمرشکن براى کشاورزان و باغداران و دامداران زحمت کش ما و دولت مى بایست در جبران این خسارتها با تمام امکانات بکوشد.
طبیعى است که با وجود خشکسالى و تورّم جهانى ارزاق عمومى افزایش یابد بویژه آنکه سوداگرانى در این میان به احتکار و سودجویى رو آورند و بر دشواریهابیفزایند که این مایه تأسف است که چرا باید مسلمان با همنوع خود چنین کند!
در همین روزها از احتکار برنج در انبارهاى تجار و کسبه خبر مى رسد، با اینکه احتکار ارزاق عمومى و کالاى مورد نیاز مردم حرام است اما گروهى پول پرست به حلال و حرام آن کارى ندارند! و در اینجا وظیفه دستگاه نظارتى و اجرایى چون بازرگانى و تعزیرات است که این انبارها و مغازه را شناسایى کرده و اموال احتکار شده را به قیمت عادلانه در اختیار مردم گذارند و محتکرین را مجازات نمایند تا عبرتى باشد براى دیگران. نظارت قیمت ها و تعیین آن توسط این دستگاه از دیگر وظائف است که نباید در آن قصور کرد مى دانیم که از وظائف حکومت جلوگیرى از اجحاف و گرانفروشى و بى عدالتى است.همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) تازیانه به دست مى گرفت و به بازار مى آمد و بر عملکرد کسبه نظارت مى کرد و با متخلفان برخورد مى نمود.
 

الگوى مصرف

نکته دیگر رعایت الگوى مصرف است که در این شرائط از اهمیت خاصى برخوردار است. مى دانیم که در همین شرایط که تهیه مواد غذایى براى فقرا و کم بضاعت ها دشوار است عدّه اى هستند که همچنان به اسراف و تبذیر خو گرفته و نمى توانند روش صحیحى را در مصرف بکار گیرند در بسیارى از میهمانیها و عروسى ها مبالغ زیادى غذا هدر مى رود و کسى نیست جلو این اسرافکاریها را بگیرد و درس اخلاق و شیوه نوعدوستى را بیاموزد حتى رسانه هاى ملى در این میدان کمترین توجهى ندارند، اینهمه برنامه هاى بى حاصل در صدا و سیما وجود دارد اما فاقد آموزش اقتصاد در معیشت و رعایت الگوى مصرف است. این بى انضباطى مالى و مصرف را نه فقط در مواد غذائى بلکه در مصرف آب و برق و گاز و تلفن به فراوانى مى بینیم و در مصرف کاغذ و سررسید و گزارش کار با کاغذهاى گلاسه چهار رنگ که در ادارات و سازمان ها مدل سازى شده و هر یک در آن مسابقه مى دهند و نیز در سفره ها و سفرهاى داخلى و خارجى و هتل هاى گران قیمت و اینها از منابع بیت المال هزینه مى شود و حق مأموریت که در سفرهاى خارجى هر روز 130 دلار مى دهند و فلسفه آن نامعلوم است و از کیسه بیت المال خاصه خرجى خرجى کردن و نظائر آن.
آیا کشورى که اینهمه نیازمند دارد و آنهمه حقوق بگیر ضعیف نمى تواند صرفه جویى در این موارد بکند که از انباشت آن به هزاران نفر اعانه داده شود؟
 

مدیریت اقتصاد و معیشت

مدیریت یعنى تدبیر صحیح و سیاست گذارى و کنترل و نظارت و مهارت در جهت دادن امکانات و نیروهاى انسانى و استفاده بهینه از آنها در جهت مطلوب. اگر مدیریت قوى و حساب شده و علمى و تجربى و سازنده وجود داشته باشد، از امکانات محدود بهره مناسب گرفته و مشکلات را از پیش پاى بر خواهد داشت. در روایات از مدیریت اقتصادى گاه به "تقدیر معیشت" تعبیر شده و گاه به تعابیر دیگر مانند پرهیز از اسراف و تبذیر و "اقتصاد" و نظائر آن که امروزه نیز کاربرد دارد.
در روایتى از امام باقر(ع) از تقدیر معیشت و اندازه گیرى دخل و خرج به عنوان یک عنصر کمال تعبیر شده. و در سخن امیرالمؤمنین(ع) است: «ما عال من اقتصد» این تدبیر و تقدیر و اقتصاد و همه عرصه هاى زندگى را از فردى و اجتماعى شامل است در یک خانه که یک واحد کوچک اجتماعى زندگى مى کند اگر حقوق و درآمد مدیریت شود آن واحد خانوادگى مى تواند زندگى را سامان دهد ولى اگر قرار باشد خرج و برج بیش از درآمد باشد تعادل زندگى برهم مى خورد.
سعدى هم در این باره گفته:
چو دخلت نیست خرج آهسته ترکنکه خوش گویند ملاحان سرودى
اگر باران به کوهستان نباردبه سالى دجله گردد خشک رودى
بیشتر مشکلات زندگى امروز به دلیل نداشتن ضابطه و الگو و تدبیر معیشتى است البته موارد بسیارى نیز هست که کمى درآمد و بى عدالتى و حق کشى باعث نابسامانى اقتصادى است زیرا زمام اموال به دست نا اهلان افتاده و حقوق ضعفا در آن پایمال شده. در این خصوص امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: «ثروتى انباشته ندیدم مگر آنکه حقى در قبال آن ضایع شده است.»
بارى نقش مدیریت اقتصاد در ساماندهى معیشت اجتماعى و ملى نیز به همین منوال است و بلکه مهم تر و سرنوشت سازتر. دولت و دستگاه هاى نظارتى و اجرایى مى بایست سرمایه هاى ملى را مدیریت کنند و بودجه ها را در جهت مصالح کشور و رفاه ملت با اولویت هدایت کنند به گونه اى که عدالت اجتماعى در جامعه مستقر شود آنگونه که امیرمؤمنان(ع) رهنمود داد و در عمل نشان داد که حتى برادرش عقیل با داشتن عائله سنگین نمى تواند بیش از آنچه سایر مسلمانان سهمیه دارند، از بیت المال استفاده کند و این سیاست را با آهن داغ شده به برادرش عقیل تفهیم کرد. با چنین سیاستى بود که آن حضرت مى فرمود: در حکومت من همه مردم از مسکن و آب و غذا برخوردارند و کسى را بر دیگرى امتیاز نیست.
 

سرمایه هاى ملى ما

امروزه سرمایه هاى ملى مدیریت درستى ندارد و این ضعف مدیریت است که کار را به جایى رسانده که به اعتراف خود مسؤولین امر، رانت و ویژه خوارى رواج یافته است. بانک هاى دولتى که مى بایست پشتوانه اقتصاد کشور و تولید و اشتغال و رفع محرومیت باشند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورند معلوم نیست چه مى کنند! چرا که بر آنها نظارت درستى نیست و متخلفانى که از دادن یک یا دو میلیون وام بخل مى ورزند میلیون ها و میلیاردها در اختیار کسانى مى گذارند که بروند در بازار و دلالى کنند و میلیون ها ثروت باد آورده به جیب بزنند. بسیارى از وام گیرندگان که براى بنگاه هاى زودبازده وام هایى گرفتند بدلیل عدم نظارت رفتند و این پولها را به خرید و فروش زمین سوق دادند و فاجعه گرانى مسکن یکى از عواملش همین پولهاى بى مهار بود.
این روزها فروش تسهیلات و وام هاى کلان سیستم بانکى در شرکت هاى خصوصى با ثروت اندوزى دلالان و خرید و فروش مصوبات بانکى ماجراى ویژه خوارى گسترده اى را در بازار پول پیدا کرده که گزارش تفصیلى آن به مطبوعات روز کشیده شده است و کسى نمى پرسد چرا نظارت بر این لجام گسیختگى پولى وجود ندارد؟ حتى مسؤولین امر نیز شکایت آن را در پیشگاه ملت مطرح مى کنند!! به جاى اینکه در محاکم قضائى و بازرسى و تخلّفات بانکى مطرح و متخلفان را مجازات کنند!! و در همین اوضاع و احوال که برنج یک مشکل اجتماعى معیشتى مردم شده است، عدّه اى از تجار هزاران تن برنج را در انبارها مخفى کرده اند در حالى که دستگاه هاى نظارتى همچون بازرگانى و تعزیرات حکومتى مى توانند این انبارها را کشف و کالاى احتکار شده را در معرض فروش عادلانه بگذارند و محتکرین حرامخوار را مجازات کنند. بطور خلاصه نداشتن برنامه جامع و منسجم ضعف مدیریت و نداشتن قاطعیت در اجرا و سوءاستفاده هاى فرصت طلبان شرائط نامطلوب اقتصادى را بوجود آورده و بر اینها بیفزاییم تحریم هاى خارجى و گرانى جهانى و خشکسالى و بیکارى که هر یک عاملى در گسترش بحران اند و در این شرائط مسؤولان امر باید تمهیدى اندیشند که این درد با گفتگو درمان نمى شود و باید به میدان عمل آمد و از خداوند کمک خواست، به خدا رو آورد و از گناهان توبه کرد.
نمى دانم شاید همین بى رحمى هاست که سبب شده خداوند باران آسمان را از ما بگیرد تا هشدارى باشد و عامل بازگشت به خدا که هیچ حادثه اى در این جهان بدون علت و حکمت نیست
___________________
منبع: مجله پاسدار اسلام خرداد 1387، شماره 318




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:56 AM 

اسراف و تبذیر

«مصرف گرایی به صورت اسراف یکی از بیماری های خطرناک هر ملتی است، ما یک خرده به این مصرف گرایی افراطی دچار هستیم... وظیفه ی مسؤولین و دست اندر کاران ... است که به این مسأله باید با اهمیت نگاه کنند»؛ «مصرف گرایی و مسابقه ی تجمل پرستی و مسابقه ی پول درآوردن و تلاش برای پول کردن ... ، یک طبقه ی جدیدی درست کرده. نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق آن است...، اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه ی اشرافی گرى، برای تجمل پرستى؛ این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور که قبلاً هم گفته ام: اسراف و مصرف گرایی افراطی».
این ها جملاتی بود که مجدداً همچون شقشقه ای پر خروش بر زبان رهبر معظم انقلاب اسلامیدر سفر شیراز ایشان فراز آمد و فرو نشست و چون نه برای برخی آب استخر پر می کرد و نه برای بعضی دیگر نان ریاست می پخت به فراموشی سپرده شد!
رفاه زدگی و اسراف و مصرف و سابقه ی پول و گردآوری درهم و دینار و برده و شتر و باغ و ییلاق را خبر داریم که چگونه همچون برگ برنده ای در دست معاویه می لغزید و پای مردان مرد را می لغزانید. عده ای از یاران ساده لوح امیرالمؤمنین(ع) که گمان می کردند با شرکت دادن آن حضرت در این مسابقه ی پرجاذبه می توانند برخی دلدادگان زر و سیم را از لغزیدن باز دارند، نزد آن حضرت آمده و اصرار نمودند تا او نیز رعایت موقعیت افراد! را نموده، پیشگامان در اسلام و انقلاب و مبارزان و مجاهدان صدر اسلام و بدر و احزاب و اشراف و شخصیت های سابقه دار را پاس داشته و به بهانه های گوناگون بر مستمری و جوایز آنان بیفزاید، اما نمی دانستند که با این پیشنهاد چه آشوبی در دل تندیس عدالت می افکنند. علی(ع) با شنیدن سخن آنان برآشفت و فرمود: «أتأمرونّی أن أطلُبَ النَّصَر بِالجَورِ فیمَن وُلّیتُ علیه» آیا از علی می خواهید تا برای پیروزی و موفقیتش در سیاست به زیر دستانش ستم روا دارد؟! از بیت المال مردم حق السکوت بدهد؟ «وَاللهِ لا أطورُ به ما سَمَرَ سَمیرٌ، وَما أمَّ نجم فی السّماء نجماً؛ به خدا سوگند تا شب و روز در گردشند و ستاره ای در پی ستاره ی دیگر روان است پیرامون چنین شیوه ای نمی چرخم؛ لَو کان المالُ لی لَسَوَّیتُ بَینَهم، فَکَیفَ وَ إنَّما المالُ مالُ اللهِ؛ اگر مال، از آن من بود به مردم برابر هم می دادم چه رسد به این که مال، مال خداست».
آن گاه امیرالمؤمنین(ع) در رد نظر برخی از عقلای قوم! که در مسیر پیشبرد اهداف خود هر منکری را توجیه عقلایی نموده و هر حرامی را با ذبح شرعی مشروع، و بلکه واجب جلوه می دهند، فرمود: «ألاَ و إِنّ إعطاء المالِ فی غَیرِ حَقِّه تَبذیرٌ و إسرَافٌ؛ مصرف نابه جای مال، افراط در مصرف و اسراف است. برخی اسراف را تنها در مصرف بی رویه خوراکی ها و دارو و وسایل آرایشی و لباس و انرژی و ... می شمرند و حقّا که ما در این میدان از تمامی جهان گوی سبقت را ربوده ایم و در حیف و میل نعمت های الهی از خدانشناس ها نیز بی محاباتریم، ولی مگر مردم این روحیه را از شکم ما درآورده اند؟ به راستی کدامین برنامه رسانه ی ملی در ترویج قناعت گامی عملی برداشته و خود پیش قدم شده است؟ مگر مردم از حقوق های چند میلیونی برخی افراد و حق التدریس های بهت آور برخی دیگر و جوایز بی محابای اهدایی به بازیگران فوتبال و سالن های ورزشی آن چنانی و فرهنگ سراهای آن چنانی تر، جوایز تودیع مدیران، ساختمان ها و دکورهای عجیب و غریب برخی ادارات، سواری های ردیف شده ی بعض دیگر، هزینه های میلیاردی برخی همایش ها و ... را نمی بینند؟! البته در مقابل این ها هنوز در بعضی روستاها و بخش ها و بلکه محلات جنوب شهر مدارس مخروبه، کتابخانه های بی کتاب و صندلى، مساجد خشت و گلی و یا محقر و کج و معوج و کثیف و آلوده و بدون یک بلندگو و نیز روستاها و بخش های بدون بهداری و پزشک و معلّمان دوچرخه ای و موتورگازی و بالاخره جمعیت میلیونی زیر خط فقر و ... را نیز می بینند.
«وَ هُویَرفَعُ صَاحِبِه فِی الدَّنیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ، وَ یُکرِمُهُ فِی النّاسِ و یُهینُهُ عِندَالله؛ این گونه توزیع ناعادلانه اسم و رسم و نام و نشان دنیایی می سازد، عناوین و القاب یدکی ردیف می کند، از افراد بی چهره، چهره های خیره کننده می پردازد، با دیدن سیما و شنیدن صدایش آب دهان ها سرازیر می شود و یا لیت یا لیت ها ورد زبان می شود، اما این همه در دنیاست و در چشم مردم ظاهربین و فردای تاریخ و روز قیامت باید پاسخ گوی فرهنگ خطرناک اشرافی گری و تجمل پرستی و مسابقه برای پول و پول و پول باشد که در جامعه اسلامی رواج داده است. و البته در آن روز همین مگسان دور شیرینی نیز از اطراف او پراکنده می شوند؛ «وَلَم یَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وَلاَ عِندَ غَیرِ أهلِهِ إلاّ حَرَمَهُ اللهُ شُکرَهُم وَکَانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم. فَإنْ زَلَّت بِهِ النَّعلُ یَوماً فَاحتَاجَ إلی مَعُونَتِهِم فَشَرُّ خلیلٍ [خدینٍ] و ألأمُ خَدینٍ؛ آنان که به امید رأی بیشتر حقوق برخی قشرها را افزایش دادند، نخست از پشتیبانی همان ها محروم شدند و به چشم دیدند که به دیگران پیوستند و یقیناً اگر روزی پای برخی بلغزد و نیازمند یاری همان کسانی باشد که سرمایه عمومی را به ناحق در جیب آنان سرازیر کرده است، همانا بدترین دوست و خسیس ترین رفیق او خواهند بود. در این زمینه باز هم از نهج البلاغه درس خواهیم گرفت».
 
________________
منبع: مجله نامه جامعه تیر 1387 - شماره 46






  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5