نگاه صحیح
با نگاه صحیح به سمت اصلاح الگوی مصرف می رویم


نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:25 AM 

چکیده

الگوی مصرف هر جامعه نقشی تعیین کننده در تخصیص منابع تولید، نوع کالاهای تولیدی و شیوه توزیع آن ها دارد؛ زیرا تخصیص بهینه منابع برای تولید کالاها و ارائه خدمات به منظور تأمین نیازهای ضروری و حیاتی جامعه و رفع فقر و محرومیت، تا حد زیادی به شناخت الگوی صحیح مصرف و حاکمیت آن بستگی دارد و این امر مبتنی بر جهت دهی معقول و منطقی به افکار، عقاید، آداب و رسوم و ارزش های مورد قبول جامعه یا به طور خلاصه، فرهنگ عمومی مردم می باشد. این مقاله در دو بخش «مبانی نظری» و «مبانی راهبردی» سامان دهی شده است؛ تا هم آگاهی و شناختِ لازم برای تشخیص الگوی صحیح مصرف به دست آید و هم در مرحله عمل و صحنه اجرایی، ویژگی های الگوی مناسب مصرف برای افراد جامعه روشن شود و شیوه های صحیح تخصیص درآمدها و مصرف کالاها و خدمات تعیین گردند.
بقیه در ادامه مطلب.....




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:20 PM 

مقدمه

قرن 18 در اروپا که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire)بگذار مرزها آزاد باشند( در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى، براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار، نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد.

ضرورت مسئله

الگوهاى مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات، سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد.

در واقع مصرف کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت، مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است .

الگوهاى مصرف در همه موارد باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست.

تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و هنجارى و نظامهاى بیانى )نیازها و الگوهاى رفتارى ( اند. تفکرى که اساس این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه ها )تلویزیون، سینماو تبلیغات( با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند.

به موازات این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند .

کارکنان شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است.

نکته آخر اینکه این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها و هنجارهاست .

هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این محصولات خود در اندونزى موفق بوده است.

علاوه براین توانسته است فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط هواپیما صورت مى گیرد.

در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان تمام شود.

ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد. براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14 میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40% نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند.

اساس این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى تغذیه )ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب( در قیاس با محصولات غربى غالباً پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد.

براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است.

یکى از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف، فعالیت شرکت نستله و سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى غذایى خود و جایگزین کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار گرفته شده است :

1. توزیع مجانى و غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى )لاکتوژن(

2. اجراى برنامه هاى تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت، این پرستاران اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان بیمارستان اشتباه گرفت.

3. توزیع مجانى کارت هاى مربوط به وزن نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این مضمون که مادران تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟

4. تبلیغات تلفیقى در بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد )براى مثال این دو موضوع در نیجریه اهمیت زیادى دارند(. در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن باعث نیرومندى و سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد.

مصرف شیر خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن بود. در حال حاضر شیر خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد.

بنابراین فعالیت شرکت هاى فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر پیدا مى کنند و فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به موازات این فرآیند، تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن آنها با محصولات جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى دارد. این تنها چیزى است که مى توان گفت.

روستائیان مکزیک بیش از پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم ارزان تر است و هم پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهى و موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند. اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در مغز مردم رسوخ کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات کلوگ استفاده مى کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا و شامبورسى، شرکت هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مکزیک و برنامه هاى تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان 350% افزایش داده است.

فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى فراملیتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى تسلط دارند : مثل شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ سیگارى که در جهان سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است. شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(، امریکن براندز )ایالات متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن، رامبراند روپرت(. این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى ساخت تولید کنندگان کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان سیگار باعث نابودى تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان، جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است. سیگار کرتک در اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع ویرجینیایى کنار گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع تبلیغاتى شرکت هاى فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى در این برنامه ها برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى، سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند که لاینقطع تکرار مى شوند.

گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است براى فروش فرآورده هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در کلمبیاست، نه از آن رو که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل به خاطر آنکه براى محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست تسهیلات و امکانات خاصى در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید مرغ در کلمبیا دو برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید.

کودکان به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر پذیرند، هدف مطلوبى براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید کننده نوشابه هاى غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها، نوشابه و یخچال را به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر جنرال فودز در مکزیک با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود بازاریابى مى کنند.

بسیارى از کالاها (کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان چیزى است که تبلیغ کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى سیاستهاى بازاریابى در کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا مردم به اندکى تجمل نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى معطر نیاز ندارند؟

بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى کولا و کوکاکولا در برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور هیچ راهى براى هدایت و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى یا اجتماعى بهره مند نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است، آنها نیز خوشحال اند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند.

بنابراین ورود شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى چندین قرن بدون تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف جدید مى تواند نتیجه مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى )لوکس ونوبودن( و هم به خاطر نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که شدیداً مجذوب اسلوب زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود. پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا در کل جامعه است. در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه مى کنند که برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان کوتاهى پس از عرضه این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف کنندگان این کالاها خواهند شد.

طرح کلى در این جریان چنین است : شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند.

روش هاى نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات، نسبتاً غیر عمدى از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و خدمات تولیدى شرکت هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن نیازهاى اساسى مردم به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن بى اطلاع باشند، بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى قبلاً آزموده شده به زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى.

جمع بندى

بنابراین مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با معرفى عادات مصرفى غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى دخالت مؤثر دارند. زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند، سنتهایشان را تلفیق واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها در هم مى آمیزند.

از این دیدگاه بسط و ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش )زیاد( این محصولات، بلکه بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد.

نکته دیگر این است که سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در سایر حوزه ها نیز مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات کشاورزى که عمدتاً ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى و تکنولوژیکى این کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست منابع کمیاب است. با تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش مى یابد. از سوى دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع گیاهى است. براى مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع پروتئینى ارزان شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین منابع حیوانى به مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام شده، حاصل کشت علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله ،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست مى آید. حال اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر بیشتر از کشت علوفه مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید خوراک و علوفه حیوانى بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که حداقل، 1 درصد آب پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال شعبه شرکت نستله در ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل عاجى به طور متوسط سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص جزء مهمى از رژیم هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل غذا را دارد به عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى درست شده و مصرفش دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است، باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه مى گردد، امرى که در کشور فوق مشهود است.

بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى محصولات و یا خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى آمال مردم باشند، ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا حافظه هایشان است. از این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى اجتماعى تلقى کرد. که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر ندارد.

منابع:

1. همایونفر، على از استقلال کشورها تا ماجراجویى هاى شرکت هاى چند ملیتى رسالت، (11مهر 1383): ص 7.

2. آیزاک، رابرت اى استراتژى شرکت هاى چند ملیتى و سرمایه گذارى خارجى ترجمه مهدى تقوى، اطلاعات، (19 خرداد 1380): ص 12.

3. نژند، مژگان تولید کنندگان غربى عاملان بحران غذایى در جهان کیهان، 9 خرداد 1387: ص 12.

4. عراقى، مهدى جهان به تسخیر چند ملیتى ها در نیامده است ابرار، (7 آبان 1380): ص 6.

5. کالیش، دیوید زد و بند شرکت هاى چند ملیتى تولید سیگار و سینماى هالیوود ترجمه کیکاووس زیارى، سینما، سال 5، ش 19) 242 دى 1375): ص 22.

6. سویزى، پل شرکت هاى چند ملیتى ترجمه سهراب بهداد، تهران: مؤسسه انتشارات علمى دانشگاه صنعتى شریف، 1358، ص 75.

7. رهنما، سعید شرکت هاى چند ملیتى و کشورهاى توسعه نیافته، تهران: بهاران، 1357، ص 42.

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

منبع: نشریه پگاه حوزه شماره 254





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:16 PM 

چکیده

نیازهاى مادى بشر یکى از واقعیت هاى زندگى است و دین و رهبران دینى همواره بر تأمین این نیازها از راه صحیح آن تأکید و انسان را به تلاش و کسب درآمد حلال تشویق کرده اند. ولى با توجه به برخى روایات این شبهه در ذهن زنده مى شود که گویا اسلام فقر را مى پسندد و از آن تجلیل مى کند. این مقاله در پى اثبات این مطلب است که فقر مورد تشویق، فقرمادى نیست، بلکه فقرمعنوى دربرابر قدرت بى منتهاى الهى موردنظر مى باشد.

اسلام فقر را زمینه ساز فساد مى داند و ایجاد فساد را از عمده ترین اهداف شیطان و انسان هاى شیطان صفت مى شمارد. از این رو پیروان خود را به کسب درآمد از راه شرعى تشویق نموده، راه هایى را براى مبارزه با فقر معرفى کرده است. نیز با فساد اقتصادى و مالى چون رشوه، رانت خوارى و اختلاس به شدت به مبارزه برخاسته و رواج رفاه طلبى و ثروت اندوزى را باعث فراموشى ارزش هاى دینى و انحطاط جامعه مى داند. اسلام تبعیض را از هر نوع آن محکوم مى کند و آن را یکى از راه هاى گسترش فساد و فقر مى شمارد که باید با آن مبارزه کرد.

کلید واژه ها: فقر ـ فساد ـ تبعیض ـ اقتصاد

مقدمه

اقتصاد و دین، در معنا بخشیدن به زندگى مادّى و معنوى بشر و نیل او به مدارج عالى کمالِ روحى، نقش تعیین کننده اى دارند و مى توان گفت، در این جهت مکمّل یکدیگرند. از سویى زندگى فردى و اجتماعى انسانها، بدون اقتصاد شکوفا و رشد یافته، بسى تلخ، دشوار و قرین نکبت و بدبختى است. اقتصاد بیمار، زمینه ساز نابودى ارزشهاى دینى و استیلاى سایه سیاه فقر، فساد، فحشا، جرم و جنایت بر زندگى بشر است. چه بسا انسانهایى که وامانده گرده نانى براى قطع نشدن رگ حیات خود هستند، نتوانند به تعالى معنوى بیندیشند و از آرمانهاى انسانى و فضایل و مکارم اخلاقى، تصوّر و ترسیم روشن و شایسته اى داشته باشند. از این رو است که رسول خدا(ص) تهیدستى را سخت تر از قتل، و امیر مؤمنان على(ع)، مردن و زیر خاک رفتن را بهتر از نادارى دانسته اند.

از سوى دیگر، رفاه روز افزون مادّى و تسلّط لجام گسیخته پول و سرمایه، اگر به وسیله ایمان به خدا و پایبندى به فضایل اخلاقى و ارزشهاى معنوى مهار نشود، آنچنان آدمى را در باتلاق خور و خواب و خشم و شهوت فرو مى برد که بکلّى همه کرامتهاى روحى و استعدادهاى تکامل بخش خدادادى خویش را به فراموشى مى سپرد و به شکل حیوانى ثروتمند و رفاه طلب مسخ مى شود؛ همان حقیقت روشنى که قرآن کریم در باره اش مى فرماید:

«اِنَّ الاِ نْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَاهُ اسْتَغْنى»(علق / 6 ـ 7)

به یقین انسان طغیان مى کند از این که خود را بى نیاز ببیند.

از میان رفتن توازن و تعادل منطقى در اقتصاد، کار را به افراط و تفریط مى کشاند. فقر، حدِّ تفریط، و حاکمیّت بى قید و شرط سرمایه، حدّ افراط است. در این دو حدّ است که اخلاق، فضیلت، علم و فرهنگ، تباه و قربانى مى شود. هم فقر اقتصادى مى تواند مانع اساسى رشد فکرى و تعالى فرهنگى شود و هم تکاثر و مال اندوزى عامل فساد، سقوط و انحطاط معنوى است. لزوم پرهیز از افراط و تفریط در این دو مقوله، مى طلبد که آدمى تلاش سازنده اش در راه تحصیل ثروت مادى و بهبود زندگى دنیوى را، تحت حاکمیّت بایدها و نبایدهاى دینى قراردهد و به دستورهاى غنى و متین قرآن کریم و پیشوایان بزرگوار اسلام، در زمینه فعالیّتهاى اقتصادى گردن نهد، تا از آثار ناهنجار فساد آن در امان ماند.

مقاله حاضر مرورى دارد بر فقر و فساد و تبعیض ازدیدگاه اسلام و رابطه آن ها و عوامل تأثیر گذار بر آنها. امید است این مختصر بتواند نمایى از بحث مهم و اساسى را براى خوانندگان گرامى روشن نماید.


ادامه در ادامه مطلب

::::::::::::::::::

برگرفته از نشریه حصون شماره 4





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:12 PM 

 

صلاح الگوی مصرف جوانان

طیبه چراغى

1. چیستی الگوی مصرف

الف) مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.[2]

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراکی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراکی‌ها، شامل گروه‌های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]

به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

ب) الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم‌فایده؛

گسترش روحیه مصرف‌گرایى؛

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى؛

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌کند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر؛

2.‌رقابت و مسابقه در مصرف؛

3.‌تجمل‌گرایی و تشریفات زاید.[4]

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می‌کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.

شرکت‌های جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید:

ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[6]

انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

از مجموعه آموزه‌های دینی اسلام می‌توان پایه‌های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره ‌بردن از نعمت‌های الهى؛ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می‌پردازیم.

یک بهره بردن از نعمت‌های الهى

در آموزه‌های اسلام، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد،‌به پاسخ‌گویی به نیازهای بشری به‌عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می‌خواهد از آنها به درستی بهره‌برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت‌های الهی با عناوینی چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد می‌‌کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت‌های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.

خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می‌فرماید:

فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.

پس، از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌‌ای که خداوند روزی‌تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می‌پرستید، سپاسگزار نعمت‌های او باشید.

زیبایی و آراستگى، محبوب فطری انسان‌هاست. ازاین‌رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه‌هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]

از دیدگاه اسلامى، هر چیزی که سبب عیب‌پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس‌هایی که موجب آراستگی انسان می‌شود.

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که خداوند متعال نعمت‌های خود را برای همه بندگان، به‌ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت‌های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می‌فرماید:

زمانی که نعمت‌ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]

قرآن کریم می‌خواهد که انسان‌ها از نظر روحی و معنوی به‌گونه‌ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه‌شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش‌های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش‌های فرد عبادت خواهد بود.

بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:‌»رنگ خدایى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت‌های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می‌شود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می‌شود.[10]

دو اعتدال و میانه‌روى

هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه‌روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه‌ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی‌ها و خوردنی‌ها باید از اسراف پرهیز شود.[11]

در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.

قناعت و زهد، از ویژگی‌های ستوده‌شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می‌شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه‌های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.

از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران، اعتدال و حدّ ‌وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان‌ها، زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، تفاوت پیدا می‌کند. ازاین‌رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]

امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می‌فرماید:

میانه‌روى، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می‌آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]

بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره‌گیری از امکانات زندگی به‌گونه‌ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف‌کننده باشد.[14]

با آنکه در آموزه‌های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه‌روى را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه‌ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق‌کننده نباشد و خود و خانواده‌اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق‌های دیگر باقی می‌ماند و فرد برای تأمین نیازمندی‌های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:10 PM 

.

شکوفایى تمایلات نفسانى، حالات هیجانى و عاطفى و احساسات مذهبى، از ویژگى هاى دوران جوانى است. اگر این تمایلات، تعدیل و مهار نشود و به افراط یا تفریط بگراید، قطعاً آثار زیان بارى بر جسم و جان جوان خواهد گذاشت.

متأسفانه بعضى از افراد، به دلیل عدم آگاهى، براى یافتن روش صحیح، راه هاى انحرافیِ افراط یا تفریط را مى آزمایند، ولى چه بهتر که از همان ابتد، نقطه تعادل را بشناسند و همان را برگزینند. با توجه به اهمیت این موضوع در زندگى فردى و اجتماعى جوان مطالبى را در باره آن مى نگاریم.

معناى اعتدال

اعتدال در لغت، به معناى رعایت حد وسط و میانه در بین دو حال است از جهت کمیت و مقدار و از جهت کیفیت و چگونگی1 و نیز به معناى توازن در مقدار، هموزنى، برابر بودن دلایل، برابرى و یکسانى در کم و کیف آمده است;2 مثلاً حد وسط تهور و ترس، شجاعت است که در آن نه افراط است و نه تفریط.

جایگاه اعتدال در اسلام

یکى از ویژگى هاى بارز دین مقدس اسلام که آن را از ادیان دیگر متمایز مى سازد، اعتدال و میانه روى است. قرآن مجید، امت اسلامى را (امت وسط) نامیده است: (و کذلک جعلناکم امة وسطاً;3 ما شما را امتى وسط قرار دادیم). و در آیه اى دیگر، امت اسلامى را بهترین امت پدید آمده از میان مردم مى داند. 4

امام صادق(ع) در تبیین بهترین امت مى فرماید: آنها امتى هستند که خداوند در بین آنها و از میان آنها و به سوى آنها برانگیخت و آنها مردمى میانه رو هستند; از این رو بهترین امتى هستند که براى مردم فرستاده شده اند. 5

جایگاه اعتدال با نمونه هاى زیر روشن تر مى شود:

1 ـ اعتدال، شیوه معصومان: در فرهنگ دینى پیشوایان دین، اعتدال به حدى مورد توجه است که به داشتن آن افتخار نموده و در مقام تعریف، خویشتن را با آن معرفى مى کنند. امام باقر(ع) مى فرماید: (نحن الامة الوسط;6 ما امت وسط و میانه هستیم. )

2 ـ اعتدال، بهترین خط مشى: از نظر اسلام تعادل و اعتدال، یکى از دوست داشتنى ترین و بهترین امور محسوب مى شود. رسول اکرم(ص) مى فرماید: (خیار الامور اوسطها و لیکن احب الامور الیک اوسطها فى الحق;7 بهترین کاره، معتدل ترین آنهاست و باید دوست داشتنى ترین امور در نزد تو، معتدل ترین آنها در کارهاى حق باشد. )

3 ـ اعتدال، صفت مؤمن: امام على(ع) یکى از صفات مؤمن را اعتدال در زندگى مى داند و مى فرماید: (المؤمن سیرته القصد;8 شیوه مؤمن، میانه روى است. )

4 ـ اعتدال، هدیه الهى: از روایات معصومین بر مى آید که همه افراد نمى توانند خود را به صفت اعتدال بیارایند، بلکه تنها شامل کسانى مى شود که از لطف الهى برخوردارند. امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: زمانى که خداوند متعال اراده کند به بنده اش خیرى برساند، میانه روى و تدبیر را به او الهام مى کند و بى تدبیرى و زیاده روى را از او دور مى سازد9.

اعتدال از نظر دانشمندان

بسیارى از حکما و دانشمندان مانند خواجه نصیرالدین طوسى، ملا هادى سبزوارى، بوعلى سین، ملا محمد مهدى نراقى و دانشمندان دیگر، اساس اخلاق فاضله انسانى را تعادل در امور دانسته اند. ارسطو معتقد بود که انسان داراى قوه غضبیه و شهویه و عقل است. سعادت انسان در تعادل آنهاست تا از قوه غضب، شجاعت و از نیروى شهوت، عفت و از عقل، حکمت، پدید آید و هر گاه میان این قوا تعادل برقرار شود، ملکه عدالت شکل مى گیرد.

دستور سقراط براى زندگى سالم، پیمودن راه اعتدال بود. روان شناسان نیز مى گویند: نیازهاى روحى و جسمى انسان ها باید به طور طبیعى و معتدل بر آورده شود.

انسان براى شناخت اعتدال و تمییز افراط و تفریط، به شاخص و مقیاسى نیازمند است تا در امور مختلف به آن مراجعه و راه صحیح و معتدل را انتخاب کند. در اسلام، قرآن و اهل بیت، معیار اعتدال به شمار مى آیند. امام على(ع) مى فرماید: از این امت هیچ کس با آل محمد قیاس نمى شود، زیرا این خاندان، پایه دین و تکیه گاه یقین هستند. تندروان به سوى آنها باز خواهند گشت و واپس ماندگان، ناگزیر خود را به آنها مى رسانند. 10

استاد مطهرى مى گوید: (اگر ما آن راهى را که ائمه اطهار در مقابل راه هاى دیگران براى ما باز کرده اند برویم، هم از افراط و تندروى هاى بعضى مصون مى مانیم و هم از تفریط و جمود بعضى دیگر.) 11

آثار و فواید اعتدال در زندگى

اعتدال، در زندگى فردى و اجتماعى انسان تأثیر دارد. مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 ـ تربیت: یکى از راه کارهاى تربیت و اصلاح نفس، میانه روى است، زیرا تربیت، در سایه تعدیل قواى نفسانى و کنترل قوه غضب و شهوت و عقل به دست مى آید. بر این اساس امام على(ع) مى فرماید: هر گاه به اصلاح خود مایل بودى، میانه رو، قانع و کم آرزو باش. 12

2 ـ نجات انسان: پیامبر اکرم (ص) یکى از اسباب نجات آدمى را اعتدال در هنگام دارایى و ندارى مى داند. 13 این نجات شامل نجات انسان از ناملایمات زندگى دنیا و عذاب عالم برزخ و قیامت مى شود.

3 ـ بى نیازى: امام صادق(ع) مى فرماید: (ان ّ القصد یورث الغنى;14 به درستى که میانه روى، سبب بى نیازى و ثروت مى شود). دلیل این بى نیازى آن است که با اعتدال و اندازه گیرى در زندگى، فعالیت هاى اقتصادى مانند مصرف، تولید، و هزینه هاى زندگى سامان مى یابد و از اسراف جلوگیرى مى شود.

4 ـ سلامتى: سلامت بدن انسان به تعادل قواى جسمانى بستگى دارد. غدد هورمونى اگر کمتر یا زیادتر ترشح کند، سلامت آدمى را تهدید خواهد کرد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: هر کس سلامتى مى خواهد، پس باید میانه رو باشد. 15

5 ـ وحدت: پیامبر اکرم (ص) مى فرماید: بر شما باد به میانه روى، زیرا ملتى که میانه رو باشد، هرگز دچار تفرقه نخواهد شد. 16

6 ـ الفت: رسول اکرم(ص) مى فرماید: استووا تستِو قلوبکم;17 معتدل باشید تا دل هاى شما به هم نزدیک شود). دلیل این الفت و نزدیکى آن است که بسیارى از اختلافات فرقه ها و افراد مختلف جامعه بر اثر افراط و تفریط در مباحث اجتماعى و دینى پدید مى آید.

7 ـ آسان شدن مشکلات: امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: میانه روى در کارها را فراگیر، زیرا کسى که میانه روى را فرا گیرد، امور زندگى بر او آسان خواهد شد. 18 انسان میانه رو آمادگى نسبى براى رویارویى با مشکلات اجتماعى را دارد; مثلاً کسى که اهل قناعت است و براى کم خرج کردن تمرین کرده، در واقع خود را براى روزهاى سخت آماده نموده است.

8 ـ رشد و بالندگى: رسول اکرم(ص) مى فرماید: خداى تعالى هر گاه ماندگارى و رشد امتى را بخواهد، اعتدال و پاک دامنى را روزیشان مى کند. 19

9 ـ در امان ماندن از هلاکت: امام على(ع) مى فرماید: (لن یهلک من اقتصد;20 کسى که میانه روى کند، هلاک نمى شود. )

آثار عدم اعتدال

خروج از زندگى متعادل، نتایج مخرب و زیان بارى دارد که به مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:

1 ـ انحراف: یکى از آثار حتمى عدم اعتدال، انحراف از جاده مستقیم است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (من ترک القصد جار;21 کسى که میانه روى را ترک کند، از راه حق منحرف خواهد شد). آن حضرت در جایى دیگر، انحراف به چپ و راست (افراط و تفریط) را منشأ گمراهى، و جاده حق را راه مستقیم معرفى نموده است. 22

اگر به انحرافات عقیدتى که امروزه در جوامع مختلف بروز و ظهور کرده نظرى بیفکنیم، در مى یابیم که عامل اصلى این انحرافات، افراط یا تفریط بوده است. آنان که درباره امام على(ع) راه اعتدال را پیموده و به افراط کشیده شدند، در صف غلات و على اللهى ها در آمدت که امامان از آنها بیزارى جسته و ایشان را مورد لعن قرار داده اند. آن حضرت در همین زمینه مى فرماید: به زودى دو طایفه در باره من هلاک خواهند شد: یکى، دوستى که در دوستى افراط کند به طورى که محبت بى اندازه، او را به غیر حق بکشاند و دیگر، دشمنى که از حد تجاوز کرده و دشمنى بى اندازه، او را به غیر حق سوق دهد. و بهترین مردم در باره من، گروه میانه رو مى باشند; پس همراه این گروه باشید23.

قبل از آن نیز رسول اکرم(ص) از افراط و تفریط درباره امام على(ع) خبر داده و او را به عیسى بن مریم تشبیه کرده بود24.

گروهى بر اثر تفریط، آن چنان با حضرت على(ع) دشمنى کردند که او را کافر خواندند و جنگ با ایشان را واجب دانستند; مثل خوارج که جنگ نهروان را به راه انداختند. امیرمؤمنان على(ع) با هر دو دسته یعنى (غلات) و (خوارج) شدیداً برخورد کرد.

2 ـ حسرت و پشیمانى: یکى از آثار عدم اعتدال، حسرت و پشیمانى است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (ایاکم و التفریط فتقع الحسرة حین لا تنفع الحسرة، 25 زنهار، از کوتاهى کردن، زیرا کوتاهى کردن، حسرت به بار مى آورد; زمانى که دیگر حسرت سودى ندارد. )

قرآن مجید از این حسرت چنین خبر مى دهد: (ان تقول نفس یا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله;26 روز قیامت گفته مى شود افسوس بر من از تفریط و کوتاهى هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم. )

همچنین امام على(ع) مى فرماید: تندروى بى ج، نوعى از دیوانگى است، زیرا صاحبش پشیمان مى شود و اگر پشیمان نشود، معلوم مى شود که جنون او ریشه دار است. 27

3 ـ ملامت: از عواقب عدم تعادل، مورد سرزنش قرار گرفتن است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (احذروا التفریط فانه یوجب الملامة;28 از کوتاهى کردن بپرهیزید که مورد سرزنش قرار خواهید گرفت. )

4 ـ قبول نشدن دعا: عدم استجابت دع، علل مختلفى دارد که یکى از آنه، رعایت نکردن میانه روى است. امام صادق(ع) یکى از چهار گروهى را که دعایشان مستجاب نمى شود فقیرى مى داند که مالى داشته و آن را تلف کرده است و از خداوند طلب روزى مى کند; خداوند در جواب چنین شخصى مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اعتدال، امر نکرده ام؟29

5 ـ فقر: فقر و نیازمندى، از جمله آثار خروج از اعتدال است، زیرا کسى که از مرز اعتدال پا فراتر گذارد فاقد تدبیر و دوراندیشى است و از اداره زندگى و امرار معاش عاجز مى ماند. امام على(ع) مى فرماید: (الاقتصاد ینمى القلیل و الاسراف یفنى الجزیل;30 میانه روى، کم را زیاد مى کند و اسراف، زیاد را از بین مى برد. )

6 ـ هلاکت: یکى دیگر از آثار خروج از اعتدال، هلاکت و عذاب اخروى است. قرآن مجید مى فرماید: هر کس را که زیاده روى کند و به آیات خدا ایمان نیاورد، مجازات مى کنیم و عذاب آخرت سنگین تر و پاینده تر است. 31

7 ـ عذاب الهى: عاقبت و سرانجام کسانى که از مرز اعتدال خارج شده و به دام اسراف گرفتار شده اند چیزى جز ورود به جهنم نخواهد بود. قرآن مجید مى فرماید: (ان ّ المسرفین هم اصحاب النار;32 اسراف کنندگان، اهل جهنم هستند. )

قلمرو اعتدال

امور فردى و اجتماعى اعم از اقتصادى، سیاسى، عقیدتى، عبادى، رفتارى و غیره، در قلمرو اعتدال قرار مى گیرند. اعتدال، در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر مطرح است، حتى در کارهاى نیک مانند عبادت و انفاق نیز، این اصل رعایت شده که بیانگر اهمیت و جایگاه اعتدال است. در این بحث به مهم ترین مواردى که اعتدال و میانه روى در آنها سفارش شده است، مى پردازیم:

1 ـ امور عبادى

عبادت، نیاز ثابت بشر در همه اعصار و ادوار به شمار مى رود. براى رسیدن به تکامل و قرب به پروردگار، باید از نردبان عبادت و پرستش خدا استفاده کرد، لکن بدیهى است که از این داروى شفابخش و غذاى روح باید به جا استفاده شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد. همان طورى که کوتاهى در عبادت، آدمى را از فضاى ملکوتى دور و به پرتگاه سقوط نزدیک مى کند، افراط در عبادت نیز موجب خستگى و بى میلى شده و آن را بى تأثیر مى سازد. راه صحیح و اصولى، همان راه اعتدال است. این موضوع به قدرى حایز اهمیت است که در کتاب هاى روایى ـ مانند کافى و وسائل الشیعه ـ باب مستقلى با عنوان (اعتدال در عبادت) گشوده شده است. به تبع بزرگان و به دلیل ابتلاى زیاد افراد، این مورد را جداگانه ذکر مى کنیم، هر چند مربوط به امور شخصى است که بعد متذکر مى شویم.

رسول خدا(ص) مى فرماید: این دین، محکم و متین است; پس به آرامى در آن در آیید و عبادت خدا را به بندگان خدا به زور تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده اى باشید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبى را به جا گذاشته است;33 یعنى کسانى که در امور عبادى، براى رسیدن به هدف خود، زیاده روى مى کنند، اصلاً به مقصد نمى رسند. مَثَل این گونه افراد مَثَل آن شخصى است که سوار بر مرکبى مى شود تا به شهرى برود، اما براى این که زودتر به مقصدش برسد، به مرکبش بیش از حد طاقت، فشار مى آورد. طبیعى است که این مرکب در وسط راه مى ماند و صاحبش را به مقصد نخواهد رساند.

حضرت صادق(ع) مى فرماید: من در طواف بودم که پدرم بر من گذشت. من جوان بودم و در عبادت کوش، پدرم مرا دید که عرق از من سرازیر است. به من فرمود: اى جعفر! اى پسر جان! چون خدا بنده اى را دوست داشته باشد او را به بهشت وارد مى کند و به اندکى از او راضى مى شود. 34

اولی، مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت، همواره باید رفق و مدارا و اعتدال را در برنامه هاى عبادى منظور نمایند و از برقرارى مجالس طولانى دعا و توسل و روضه خوانى و… اجتناب ورزند. باید حوصله و طاقت و کشش نونهالان را در نظر داشته باشند و آنان را به مسئولیت هاى فردى و اجتماعى شان متوجه سازند تا ابعاد مختلف آنها متوازن و معتدل رشد یابد تا شاهد عبادت گرایان جامعه گریز و جامعه گرایان عبادت گریز نباشیم که هر دو از جاده اعتدال خارج هستند.

متأسفانه در جامعه افرادى را مى بینیم که با تلقى نادرست از عبادت، نقش اصلى خود را در خانواده و جامعه ایفا نمى کنند و از قبول مسئولیت، شانه خالى مى کنند و در مقابل، افرادى به بهانه خدمت به خلق و عمل به وظایف اجتماعى، از انجام تکالیف دینى سرباز مى زنند; اما حقیقت این است که راه وسط نه آن است و نه این.

2 ـ مسائل اعتقادى

یکى از موارد اعتدال، میانه روى در عقیده و پرهیز از جمود، تساهل و بى مبالاتى است. پیشوایان دین، با وجود سخت گیرى، جمود و خشک مقدسى خوارج (که مرتکب کبیره را کافر مى خواندند) و تساهل و بى مبالاتى مرجئه (فرقه اى که صرف ادعاى ایمان را کافى مى دانستند)، شیعیان را به اعتدال در امور دعوت مى کردند.

از سوى دیگر، امامان معصوم مسلک معتزله را (که هر چه با عقل هم خوانى نداشت، فوراً در صدد انکار آن بر مى آمدند) و مسلک اشاعره را (که هر چیزى را به مفهوم محسوس حمل مى کردند)، مظهر افراط و تفریط مى دانستند و راه میانه اى را در پیش گرفته و کارایى عقل را در امور کلى پذیرفته اند و یا بین جبر و تفویض، راه سومى را که نه به جبر ختم شود و نه به تفویض، ارائه نموده اند.

البته این بحث، مجالى واسع مى طلبد که از حوصله ما خارج است. علاقه مندان مى توانند به کتاب هاى کلامى مراجعه نمایند.

3 ـ امور اجتماعى

در برخوردها و مناسبات اجتماعى، باید اعتدال و میانه روى رعایت شود. اهم موارد امور اجتماعى عبارت اند از:

3 ـ 1. دوستى: دوست شایسته یکى از سرمایه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوش بختى بشر محسوب مى شود تا جایى که امام على(ع) مى فرماید: (من فقد اخاً فى الله فکأنّما فقد اشرف اعضائه;35 کسى که دوست پاک ضمیر خود را که براى خدا با وى پیوند دوستى داشته از دست دهد، مانند آن است که شریف ترین اعضاى بدنش را از دست داده است. )

با وجود این، اسلام با افراط در رفاقت و دوستى مخالف است. امام على(ع) مى فرماید: (احبِب حبیبک هوناً ما عسى ان بغیضک یوماً ما و ابغض بغیضک هوناً ما عسى ان یکون حبیبک یوماً ما;36 با دوست خود در حد اعتدال دوستى کن، چرا که ممکن است روزى دشمن تو گردد و در دشمنى با دشمن نیز معتدل باش، که ممکن است روزى دوست تو گردد. )

متأسفانه این اصل مهم در رفاقت چه بسا نادیده گرفته مى شود. بعضى آن چنان با دوست خود یکى مى شوند که همه اسرار و حتى مسائل خصوصى زندگى خود را با وى در میان مى گذارند. غافل از این که شاید همین شخص، دشمن او گردد. از طرفى بعضى افراد در دشمنى افراط مى کنند به طورى که راه برگشت را به روى خود مى بندند و به اصطلاح، همه پل ها را خراب مى کنند.

روش صحیح، اعتدال است، نه افراط در حال برقرارى رابطه و نه تفریط هنگام قطع رابطه. امام على(ع) مى فرماید: اگر خواستى رابطه ات را با برادرت قطع کنى، راهى را برایش بگذار که اگر روزى خواست برگردد راه بازگشت داشته باشد. 37

سعدى نیز در این باره مى گوید: هر آن سرى که دارى با دوست در میان منه، چه دانى که وقتى دشمن گردد، و هر گزندى که توانى به دشمن مرسان، باشد که وقتى دوست شود. 38

انـدازه نگـه دار کــه انـدازه نـکـوست

هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

3 ـ 2. اعتماد: یکى از ریشه دارترین پایه هاى حیات اجتماعى، اعتماد متقابل در روابط انسانى است. اسلام هر آنچه را که در اعتماد سازى مؤثر است مورد تأیید قرار داده و از هر چه که موجب سلب اعتماد دیگران مى شود ممانعت نموده است. ولى اعتماد کردن نیز حدى دارد و اگر به افراط متمایل شود، به حال فرد و جامعه مضر خواهد بود. شارع مقدس همگان را به رعایت جانب احتیاط به خصوص در مسائل خطیر و سرنوشت ساز توصیه نموده است. امام صادق(ع) مى فرماید: (لا تثقن بأخیک کل الثقه فان ّ صرعة الاسترسال لا تستقال;39 به برادرت زیاد اطمینان و اعتماد نکن که در این صورت قابل جبران نیست. )

3 ـ 3. دفاع: در نظام حقوقى اسلام، حق دفاع براى همه افراد محفوظ و مشروع است. قرآن مجید بدگویى مظلوم از ظالم را روا مى شمارد04 و در روایات، جان باختن بر سر حفظ مال و جان و ناموس، شهادت محسوب شده است. اما در عین حال، دفاع باید عاقلانه و عادلانه باشد و از حد تجاوز نکند. قرآن کریم مى فرماید: (فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم;41 آن کس که به شما تجاوز کرد مى توانید به همان اندازه به او پاسخ دهید. )

البته این سخن با مسئله عفو و گذشت منافاتى ندارد و معنایش قانون شکنى نیست، بلکه به منظور برقرارى نظم اجتماعى لازم است دفاع در چهار چوب قانون انجام گیرد.

قرآن در باره حق قصاص مى فرماید: (کسى که از روى عمد و بى گناه کشته شود، به ولى او حق قصاص داده ایم. پس او نباید در کشتن زیاده روى کند. )42

امیرالمؤمنین(ع) هنگامى که به دست ابن ملجم ضربت خورد، در ضمن وصیتى به امام حسن و امام حسین^ فرمود: اى نوادگان عبد المطلب! نکند بعد از شهادت من دست خود را از آستین بیرون آورید و در خون مسلمانان فرو برید و بگویید امیرمؤمنان کشته شد. براى من فقط قاتل مرا بکشید. هر گاه من از این ضربه جهان را بدرود گفتم، او را تنها یک ضربه بزنید تا ضربه اى در برابر ضربه اى باشد و این مرد را مُثله نکنید (یعنى گوش، بینى و اعضاى او را نبرید). 43

3 ـ 4. انتقاد: انتقاد سازنده یکى از بهترین روش هاى اصلاحى به شمار مى رود و از نظر اسلام، یکى از حقوق برادرى تلقى مى شود. امام کاظم(ع) مى فرماید: از واجب ترین حقوق برادرت این است که او را به خیر متوجه کنى و هیچ چیزى را که براى دنیا و آخرتش مفید است، از او پنهان ندارى. 44 امام صادق(ع) انتقاد را بهترین هدیه اى مى داند که کسى به برادرش مى دهد. 45

اگر انتقاد از حد اعتدال خارج و به سرزنش هاى مداوم منجر شود، تأثیر خود را از دست داده و نتیجه معکوسى خواهد داشت. امیرمؤمنان(ع) مى فرماید: زیاده روى در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مى کند. 46 گاهى زیاده روى در انتقاد، به عیب جویى و بر هم زدن نظم عمومى و مصالح اجتماعى منتهى مى شود که باید از آن پرهیز کرد.

3 ـ 5. مدح و ذم: یکى از اساسى ترین عوامل تحریک و تهییج انسان، تشویق و سپاس گزارى از عملکرد دیگران است. قدردانى در عین حال که عمل ساده اى به نظر مى آید، اثرى اعجاب آور دارد که مى تواند روحى تازه به کالبد بى جان جامعه بدمد و چرخ زندگى را به گردش در آورد. امام على(ع) در این باره مى فرماید: تحسین، مردان شجاع را در راه نیکوکارى تهییج مى کند و مسامحه کاران را به خواست خداوند به کار و فعالیت تشویق مى کند. 47

آن حضرت، گروه حق نشناس را در صف حیوانات قرار داده و فرموده است: هر کس از خوبى نیکوکاران قدردانى نکند، حیوانى بیش نیست. 48

قدرشناسى و تحسین نیز داراى حد و مرزى است و نباید از اندازه معقول و منطقى آن تجاوز کند; همان طورى که بى اعتنایى به اقدامات مثبت افراد، به رکود استعدادها مى انجامد، زیاده روى در تحسین نیز همان تملق و چاپلوسى مذموم است که نوعى فاصله گرفتن از واقعیات و خروج از حق مى باشد. اسلام، دو طرف افراط و تفریط در تحسین را محکوم کرده است. امیرمؤمنان(ع) مى فرماید: ثنا گفتن بیشتر از حد شایستگى، تملق است و کمتر از آنچه سزاوارند، یا ناشى از عجز است و یا منشأ آن حسادت است. 49 آن حضرت بزرگ ترین مراتب حماقت را زیاده روى در تحسین و توبیخ مى داند. 50

3 ـ 6. تواضع: یکى از وظایف مسلمانان، احترام به شخصیت دیگران و رعایت فروتنى و تواضع است. در آیین اسلام، این خصلت، منحصر به مسلمین نسبت به یکدیگر نیست، مردم غیر مسلمان نیز از این خلق پسندیده بهره مند بوده و از تکریم مسلمانان برخوردار بوده اند.

اما در برخورد با دیگران باید حد اعتدال رعایت شود و آن، تواضع است، اگر احترام به دیگران از حد خارج شود و به افراط گراید، سر از چاپلوسى و ذلت نفس در مى آورد و اگر به مردم بى توجهى و جانب تفریط گرفته شود، به تکبر و خودخواهى منجر خواهد شد. امام على(ع) چه زیبا روش صحیح در برخورد با مردم را ترسیم فرموده اند: همیشه در قلب خود دو حس متضاد را با هم داشته باش; همیشه احساس کن که به مردم نیازمندى و احساس کن که از مردم بى نیازى. اما نیاز تو به مردم، در نرمى سخن و حسن سیرت و تواضع است و بى نیازى است از مردم، در حفظ آبرو و بقاى عزت است. 51

امام صادق(ع) حد اعتدال و میانه روى در معاشرت با مردم را چنین بیان کرده است: (لا تکن فظّاً غلیظاً یکره الناس قربک و لا تکن واهناً یحقرک من عرفک;52 تند خو و بد برخورد مباش که مردم نخواهد با تو معاشرت کنند و خودت را آن قدر پست نگیر که هر کس تو را مى شناسد، تحقیرت کند. )

روزى رسول اکرم(ص) به جمعى از اصحاب وارد شد. آنان با گشاده رویى و حسن احترام، حضرت را سید و مولاى خود خواندند. حضرت سخت خشمگین شد و فرمود: این طور سخن مگویید و مرا سید و مولا نخوانید، بلکه بگویید: پیغمبر ما و فرستاده خد، به راستى و حقیقت سخن بگویید و در گفتار خود زیاده روى و غلوّ نکنید که گرفتار ضلالت و گمراهى خواهید شد.53

اسلام تواضع را تا جایى تأیید مى کند که به ذلت منجر نشود. امام على(ع) مردان با ایمان را چنین توصیف مى کند: (سهل الخلیقه لین العریکه نفسه اصلب من الصلد و هو اذل من العبد;54 اینان اخلاقى هموار و ملایم و طبیعتى نرم و متواضع دارند. روانشان از سنگ سخت محکم تر است و در رفتار با مردم از بندگان زر خرید افتاده ترند); یعنى مؤمن در عین حال که فروتن است، با وقار و عزیز است.

شخصى به امام حسین(ع) عرض کرد: در وجود تو یک نوع بزرگ نمایى دیده مى شود. حضرت در پاسخ فرمود: هرگز چنین نیست، مقام کبریایى مخصوص ذات پاک خداست، ولى در من عزت است. 55

3 ـ 7. روابط دوستى: یکى از موارد اعتدال، احسان به دوستان و حفظ روابط دوستى است. گاهى صمیمیت و دوستى زیاد، باعث تضییع حق رفیق مى شود و حرمت او از بین مى رود. مثل این که دوست شما وارد مجلسى شود و همه به او احترام بگذارند و پیش پاى او بلند شوند، اما شما به دلیل رفاقتى که با او دارى، احترام نکنى. این گونه برخورد سرد قطعاً در روابط شما دو نفر تأثیر خواهد گذاشت. امام على(ع) بر حفظ پیوند دوستى تأکید کرده و مى فرماید: (هیچ گاه به اعتماد رفاقتى که بین تو و برادرت هست، حق او را ضایع مکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى دیگر برادر تو نخواهد بود. 56

در مقابل، افرادى بیش از حد توان خود، براى رفیقشان مایه مى گذارند و خود را به زحمت و تکلف مى اندازند، این روش نیز از نظر اسلام مردود است. امام على(ع) مى فرماید: رفیق خوبى نیست آن کس که خود را براى تو به مشقت مى اندازد و آن کس که تو را به مدارا نیازمند و به عذرخواهى ناگزیر مى سازد. 57

4 ـ امور اقتصادى

اعتدال در امور اقتصادى در دو بخش تولید و مصرف قابل بررسى است. آنچه در این زمینه مهم است، عبارت اند از:

4 ـ 1. کار و فعالیت: اسلام با بیکارى و رخوت و تنبلى مخالف است; همان طورى که زیاده روى در فعالیت اقتصادى و حرص و مال اندوزى را مورد نکوهش قرار داده است. پیشوایان ما با گفتار و عملشان، همواره پیروان خود را به تلاش براى روزى حلال سوق داده و هر گونه کار و فعالیت اقتصادى را که به منظور رفاه خانواده صورت گیرد، در حکم جهاد در راه خدا شمرده اند. اما در عین حال، خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زیاده خواهى را نیز گوشزد نموده و به میانه روى در طلب روزى فرا خوانده اند. امام صادق(ع) مى فرماید: دنبال روزى باش، ولى دنبال روزى رفتن تو از حد کسانى که خود را تضییع مى کنند، بالاتر و از حد حریصان، پایین تر باشد. 58

4 ـ 2. انفاق: بعضى افراد براى انفاق، حد و مرزى قائل نیستند و هر چه دارند به دیگرى مى دهند و خود محروم مى مانند. در مقابل، بعضى چنان بخل مى ورزند که حاضر نیستند دینارى در این راه به مصرف برسانند. اسلام هر دو گروه را که جانب افراط و تفریط را گرفته اند، محکوم نموده و به جاى اسراف و اقتار، اعتدال در انفاق را مطرح کرده است.

اسلام به صاحب مال اجازه نمى دهد هر طور بخواهد انفاق و اسراف کارى کند. قرآن مجید خطاب به رسول خدا(ص) مى فرماید: (و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کل ّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً;59 هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (ترک انفاق و بخشش منما) و پیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى. )

مبند از سر امساک دست بر گردن

که خصلتى است نکوهیده پیش خدا

مکن به جانب اسراف نیز چندان میل

که هر چه به یک دم کنى زدست رها

پس اختیار کن وسط را در جمیع امور

بدان دلیل که خیر الامور اوسطها

قرآن مجید یکى از ویژگى بندگان خاص الهى را اعتدال در انفاق مى داند و مى فرماید: آنان در انفاق نه اسراف مى کنند و نه سخت گیرى، بلکه حد وسط این دو را مى گیرند. 60

امام صادق(ع) سه موضوع امساک، اسراف و اعتدال در آیه فوق را به شیوه خاصى ترسیم نموده است. آن حضرت در برابر یکى از یارانش مشتى از ریگ هاى زمین را برداشت و آنها را در دست خود محکم گرفت، به طورى که دانه اى از آن به زمین نریخت و فرمود: این همان تقتیرى است که خداوند بیان کرده است. سپس مشت دیگرى برداشت و دست خود را باز کرده همه را به زمین ریخت و فرمود: این همان اسراف است. سپس مشت دیگرى برداشت و قسمتى را ریخت و قسمتى را در دست نگاه داشت و فرمود: این همان میانه روى است که روش عادلانه است و خداوند از آن به لفظ (قواماً) یاد کرده است. 61

البته گاهى شرایط اقتضا مى کند که انسان براى مصالح اجتماعى، دیگران را بر خود ترجیح دهد و ایثار کند و این با اعتدال در انفاق که دستور عمومى و همگانى است، منافاتى ندارد.

4 ـ 3. مصرف و مخارخ زندگى: اعتدال در مصرف، راه میانه اى است که اسراف، تبذیر، بخل و امساک را نفى مى کند و اسلام از آن حمایت کرده است. استفاده از روزى خدا و به مصرف رساندن مال پاکیزه و حلال، حق طبیعى همه افراد است. اما قرآن مجید براى آن حدى قائل شده و مى فرماید: (کلوا من طیبات ما رزقناکم و لا تطغوا فیه;62 از آنچه روزى شما از پاکیزه ها شده بخورید و در آن طغیان نکنید). در آیه اى دیگر مى فرماید: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا;63 بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید. )

از نظر اسلام هر گونه سخت گیرى بى جا و در مضیقه و تنگنا قرار دادن اعضاى خانواده، مردود است. اگر کسى قدرت مالى دارد، باید زندگى عایله خود را توسعه دهد و از تأمین رفاه و آسایش خانواده خوددارى نکند. رسول اکرم(ص) مى فرماید: (لیس منّا من وسّع علیه ثم ّ قتر على عیاله;64 کسى که وسعت مالى دارد و داراى تمکن است ولى بر خانواده خود سخت بگیرد، از ما نیست. )

برنامه ریزى زندگى باید بر اساس اعتدال صورت گیرد. این موضوع براى بهبود وضع اقتصاد خانواده و جامعه بسیار مهم و قابل توجه است. از این رو در روایتى از امام باقر(ع)، اندازه گیرى و اعتدال در امر معاش، در کنار دین شناسى و خویشتن دارى و صبر در مصیبت، به عنوان سه عنصر کمال انسانى معرفى شده است. 65

بخشى از مشکلات جامعه م، معلول نادیده گرفتن اقتصاد و میانه روى در صرف مال و عدم توازن هزینه و درآمد است. کسانى که از درآمد کمى برخوردارند، با قناعت مى توانند با سربلندى و عزت نفس به حیات خود ادامه دهند و افراد متمکن نیز با صرفه جویى، مى توانند بر مواسات و رسیدگى به وضع محرومان توفیق یابند. بى جهت نیست که امام على(ع) مى فرماید: (ما عال امرؤ اقتصد;66 کسى که در زندگى اعتدال را رعایت کند، هرگز فقیر نمى شود. )

5 ـ امور شخصى

اسلام، اعتدال را در زمینه امور فردى و شخصى، اعم از گفتار و رفتار، منظور داشته و بر آن تأکید ورزیده است. مهم ترین موارد امور شخصى عبارت اند از:

5 ـ 1. راه رفتن: با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مسئله اى جزیى و پیش پا افتاده به نظر مى آید اما قرآن مجید اعتدال در آن را نیز مورد توجه قرار داده و فرموده است: (و اقصد فى مشیک;67 در راه رفتن میانه رو باش). در آیه اى دیگر، اولین نشانه عباد الرحمان (بندگان خاص الهى) را تواضع در راه رفتن که همان اعتدال است، بر مى شمارد. 68

حالت افراطى، راه رفتنِ مغرورانه و حالت تفریطى، راه رفتنِ ذلیلانه است.

5 ـ 2. حرف زدن: سخن و بیان، از نعمت هاى بزرگ الهى و مهم ترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمى است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است. 69 اما این گوهر ارزش مند در صورتى مفید است که از حد اعتدال خارج نگردد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل;70 سخن گفتن مانند دارو است; کم آن، نفع مى رساند و زیاده روى در آن، کشنده است). آن حضرت در روایتى دیگر مى فرماید: زیاده گویى، حکیم را مى لغزاند و صبور را دل آزرده مى کند. پس زیاده سخن مگو که دل گیر کنى و کوتاهى مکن که خوار شوى. 71

در روایت فوق، انسان از افراط در سخن گفتن (زیاده گویى) و تفریط در آن (ناتوانى در سخن گفتن) بر حذر داشته شده است.

کم گوى و گزیده گوى چون درّ

کـز انـدک تـو جـهـان شــود پـر

علاوه بر اعتدال در سخن گفتن، لحن گفتار و شیوه سخن گفتن نیز باید معتدل باشد. قرآن مجید مى فرماید: (و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر;72 سخن آرام بگو ـ نه با فریاد و صداى بلند ـ که زشت ترین صداه، صداى الاغ است. )

5 ـ3. خوردن و آشامیدن: هر انسانى براى ادامه حیات، به غذا و آب احتیاج دارد، اما اعتدال را باید رعایت کند. قرآن مجید بلا فاصله پس از امر به خوردن و آشامیدن، انسان ها را از افراط و زیاده روى در آن که اسراف است، نهى کرده است: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین;73 بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. )

نه چندان بخور کـز دهـانت بر آید نه چندان که از ضعف جانت بر آید

5 ـ 4. خوابیدن: آدمى در کنار فعالیت هاى روز مره، احتیاج به خواب و استراحت دارد. کم خوابى و پر خوابى، هر دو، به سلامت انسان آسیب وارد مى کند. در احادیث آمده است: شخصى به پیامبر اسلام(ص) گفت: من قبلاً حافظه خوبى داشتم ولى اکنون به فراموشى مبتلا شده ام. حضرت فرمود: شاید عادت داشته اى هنگام ظهر استراحت کنى و ترک نموده اى؟ گفت: آرى. حضرت به او فرمود: استراحت نیمه روز را ترک نکن که حافظه ات همچون نخست خواهد شد. 74

خواب زیاد نیز موجب فساد بدن و قساوت قلب مى شود. امام صادق(ع) مى فرماید: (کثرة النوم مذهبة للدین و الدنیا;75 خواب زیاد، دین و دنیاى شخص را از بین مى برد. )

5 ـ 5. پوشش: یکى دیگر از موارد اعتدال، میانه روى در شیوه پوشش است. امیرالمؤمنین(ع) آن را یکى از صفات متقین بر شمرده است. 76 متقین کسانى اند که نه لباس گران قیمت به تن مى کنند و نه لباس بسیار حقیر و ناچیز و مندرس که اصلاً قابل پوشیدن نباشد، بلکه از جامه اى میان این دو استفاده مى کنند.

در روایتى از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت از دو شهرت نهى مى فرمودند: شهرت در نازکى و ضخامت لباس، نرمى و زبرى آن و بلندى و کوتاهى آن; بلکه باید حد وسط را میان این خصوصیات رعایت کرد. 77 امام على(ع) نیز مى فرماید: لباس بپوش به طورى که نه به آن شهرت پیدا کنى و نه باعث خفت تو گردد. 78

البته اعتدال در شیوه پوشش با توجه به شرایط زمانى، متفاوت است; یعنى ممکن است یک لباس براى شخص و یا در زمانى اسراف حساب شود، ولى براى دیگرى اسراف نباشد.

5 ـ 6. ارضاى غریزه جنسى: دست تواناى آفرینش و خالق هستى به موجب حکمت خویش، غریزه جنسى را به منظور تولید مثل و بقاى نسل در انسان قرار داده است. متأسفانه با این خواسته طبیعى، دو برخورد نامتعادل (افراطى و تفریطى) صورت گرفته است. بعضى مانند اولیاى کلیس، با نگاه بدبینانه خود به غریزه جنسى و پلید دانستن آن، جانب تفریط را گرفته و برخى چون فروید و همفکران او با طرح نظریه ارضا و اشباع بى حد و حصر شهوت و بى بند و بارى جنسى، راه افراط را برگزیده اند. اما اسلام نه موافق سخت گیرى هاى شدید و محدودیت هاى نابه جا و سرکوب کردن غریزه جنسى است و نه آزادى جنسى را تأیید مى کند، بلکه ارضاى غریزه جنسى در حد حاجت طبیعى و کنترل آن را به دور از افراط و تفریط، مطرح کرده است. اسلام ضمن پیشنهاد ازدواج، آزادى جنسى و زیاده روى در اعمال غریزه جنسى را مورد نقد قرار داده و در مورد عواقب آن هشدار داده است. امام على(ع) مى فرماید: کسى که در شهوت تندروى کند، آفات و بلایا نیز با سرعت به سوى او مى شتابد.79

ما در این باره به طور مفصل در دو شماره 53 و 54 مجله سخن گفته ایم.

6 ـ امور اخلاقى

براى فضیلت هاى اخلاقى حد و مرزى وجود دارد که تجاوز از آنه، به رذیلت منجر مى شود; اگر سخاوت به افراط کشیده شود، به اسراف تبدیل مى شود و اگر به جنبه تفریط متمایل گردد، سر از بخل در مى آورد. شجاعت یک صفت ارزنده اخلاقى است که اگر از حد بگذرد، تهور و بى باکى است و اگر به تفریط گراید، جبن و ترس خواهد بود. صفت ارزش مند غیرت، اگر به شکل افراطى در آید، موجب بدبینى مى شود و اگر در آن تفریط صورت گیرد، به بى عفتى منتهى خواهد شد. امام على(ع) در نامه خود به امام حسن(ع) فرموده اند: (ایاک و التغایر فى غیر موضع الغیرة;80 از غیرت ورزى بى مورد پرهیز کن، زیرا این کار، زنان درست کار را به نادرستى و پاک دامن را به ناپاکى مى کشاند. )

شناخت مرز مسائل اخلاقى بسیار دقیق است. متأسفانه در جامعه ما به دلیل عدم توجه به این نکته، شاهد افراط و تفریط در مسائل اخلاقى هستیم.

آنچه گذشت، نمونه هایى از اعتدال مورد نظر اسلام است و هرگز به موارد مذکور منحصر نمى شود، بلکه رعایت اعتدال در همه امور، امرى است پسندیده; چنان که امام على(ع) مى فرماید: (علیک بالقصد فى الامور;81 بر تو باد به میانه روى در همه کارها. )

پى نوشت ها:

1ـ ابن منظور، لسان العرب، ج 11، ص 433.

2ـ خلیل جر، فرهنگ لاروس، ج 1، ص 593.

3ـ بقره(2)آیه 143.

4ـ آل عمران(3) آیه 110.

5ـ بحار الانوار، ج 24، ص 153.

6ـ همان، ج 22، ص 441.

7ـ مستدرک الوسائل، ج 8، ص 255.

8ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 388.

9ـ همان، ج 3، ص 175.

10ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 2.

11ـ اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 113.

12ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 3، ص 192.

13ـ تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.

14ـ کافى، ج 4، ص 53.

15ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 226.

16ـ فردوس الاخبار، ج 1، ص 387.

17ـ کنز العمال، ح 20575.

18ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 3، ص 440.

19ـ در المنثور، ج 3، ص 270.

20ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 70.

21ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31.

22ـ همان، خطبه 16.

23ـ همان، خطبه 27.

24ـ بحار الانوار، ج 35، ص 319.

25ـ همان، ج 10، ص 95.

26ـ زمر(39) آیه 56.

27ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 247.

28ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 271.

29ـ کافى، ج 4، ص 56.

30ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 92.

31ـ طه (20) آیه 127.

32ـ غافر(40) آیه 43.

33ـ اصول کافى، ج 3، ص 137.

34ـ همان، ص 138.

35 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 472.

36 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 260.

37 ـ همان، نامه 31.

38 ـ گلستان سعدى، باب هشتم.

39 ـ بحار الانوار، ج 71، ص 174.

40 ـ نساء (4) آیه 148.

41 ـ بقره (2) آیه 194.

42 ـ اسراء (17) آیه 33.

43 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 47.

44 ـ کافى، ج 8، ص 125.

45 ـ سفینة البحار، ج 2، ص 295.

46 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 43.

47 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 53.

48 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 342.

49 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 339.

50 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 396.

51 ـ وسائل الشیعه، ج 8، ص 401.

52 ـ بحار الانوار، ج 75، ص 283.

53 ـ به نقل از: محمد تقى فلسفى، کودک، ج 2، ص 462.

54 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 325.

55 ـ بحار الانوار، ج 44، ص 198.

56 ـ نهج البلاغه، نامه 31.

57 ـ محجة البیضاء، ج 3، ص 344.

58 ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 30.

59 ـ اسراء (17) آیه 29.

60 ـ فرقان (25) آیه 67.

61 ـ فروع کافى، ج 4، ص 54.

62 ـ طه (20) آیه 81.

63 ـ اعراف (7) آیه 31.

64 ـ مستدرک الوسائل، ج 15، ص 256.

65 ـ تحف العقول، ص 292.

66 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 134.

67 ـ لقمان (31) آیه 19.

68 ـ فرقان (25) آیه 63.

69 ـ رحمان (55) آیه 1 ـ 4.

70 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 159.

71 ـ همان، ص 109.

72 ـ لقمان (31) آیه 19.

73 ـ اعراف (7) آیه 31.

74 ـ سفینة البحار، ج 2، ص 458.

75 ـ همان، ص 624.

76 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 184.

77 ـ کنز العمال، ح 41172.

78 ـ غررر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 185.

79 ـ همان، ج 5، ص 327.

80 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31.

81 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 4، ص 291.

_______________________________________
منبع : کتاب درسی دبیرستان




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:07 PM 

 

بهره وری را می توان به استفاده مطلوب از امکانات، سرمایه ها، نیروها، منابع و فرصت ها در تولید کالا و عرصه خدمات تعریف کرد. در این مقاله، به مناسبت روز بهره وری، به تلخیص کتاب بهره روی در پرتو اسلام با این مشخصات کتاب شناسی می پردازیم:

حسین بافکار، بهره وری در پرتو اسلام، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1384، 159صفحه.

ضرورت بحث بهره وری

بهره وری می تواند بیشترین استفاده از کمترین امکانات و منابع در راه رسیدن به رشد و شکوفایی همه جانبه زندگی انسان باشد. اگر می خواهیم در دنیای پر رقابت امروزی، رونق اقتصادی، اجتماعی و زندگی بهتری داشته باشیم، لازم است به بهره وری بالایی برسیم؛ زیرا ایستادگی و تداوم حیات در صحنه جهانی، سرعت و دقت افزون تری می طلبد. با توجه به آنکه در سه دهه اخیر، شاهد تحول های بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله انقلاب، جنگ، توطئه های استکبار جهانی و همچنین بلایای طبیعی متعدد بوده و فرصت های بسیاری را از دست داده ایم، باید برای جبران ویرانی ها، گرفتاری ها و رفع تنگناهای موجود، زمان را به همراه حفظ کیفیت و کمیت به بند کشیم. البته این مسئله جز با توجه به اصل بهره وری، شدنی نیست، وگرنه رقابت های آینده، طومار هر کشوری را در هم خواهد پیچید.

در حال حاضر، در برخی کشورهای توسعه یافته با وجود محدودیت منابع، سرمایه گذاری های فراوانی در راه بهبود بهره وری در سطح ملی، منطقه ای، بخشی، سازمان ها، مؤسسه ها و حتی افراد انجام می گیرد. آنان پیشرفت روزافزون خود را مرهون توجه به اصل بهره وری می دانند.

اهداف بهره وری

از اهداف مهم بهره وری می توان به کاهش هزینه، افزایش تولید و خدمات، افزایش کیفیت و استفاده بهینه از زمان اشاره کرد. بهره وری بدون ارتقای کیفیت، امری بیهوده است. افزایش کیفیت می تواند شامل بهبود امور مادی نظیر تولید کالا و خدمات و بهبود شرایط کار، و امور معنوی مانند بهبود شیوه زیستن، عبادت و اجرای احکام الهی باشد. در اسلام به افزایش کیفیت توجه ویژه ای شده است، به گونه ای که خداوند در آیات نورانی قرآن کریم، بارها انسان را به انجام بهترین ها دعوت می کند.

از دیگر اهداف مهم بهره وری، کاهش هزینه است. دین مبین اسلام در موارد فراوانی به مؤمنان سفارش می کند از منابع در اختیارشان درست استفاده کنند تا با پیش گیری از خسارت های احتمالی، هزینه ها را کاهش دهند. اسلام با سفارش به استفاده معتدل از منابع، می خواهد از اسراف که هزینه فراوانی به افراد تحمیل می کند، جلوگیری کند تا هزینه های اضافی، در موارد ضروری تر و مهم تر به کار گرفته شود.

بهره گیری مناسب از زمان

در فرهنگ غنی اسلام، بهره وری تنها معیاری اقتصادی و مالی نیست، بلکه برنامه ریزی دقیق و درست برای بهره گیری مناسب از لحظه لحظه عمر است. بی شک، برای به بند کشیدن این لحظه های ارزشمند و بهره برداری بهینه از آنها، نیازمند راه کارهای مناسبی هستیم. نخستین عامل برای استفاده بهینه از نعمت وقت، شناخت ارزش آن است. با توجه به آنکه وقت، نعمتی برگشت ناپذیر است، باید با انتخاب هدف های روشن و مطلوب در مسیر زندگی، از اتلاف آن پیش گیری کرد. یکی از اساسی ترین رمزهای موفقیت بزرگان دین، برنامه ریزی مناسب برای زمان و فرصت ها بوده است. همچنین باید کوشید کارهای مهم تر و باارزش تر در اولویت قرار گیرد؛ زیرا در غیر این صورت، به فرموده امام علی علیه السلام ، فرصت انجام کارهای مهم از دست می رود.

معیارهای اسلامی بهره وری

ایمان، در کمیت و کیفیت نیروهای انسانی و در نهایت بهره وری و پیشرفت امور نقش بسزایی دارد. از آنجا که انسان مسلمان به شدت از هرگونه تنبلی نهی شده است، مسلمان واقعی از هر سستی که مانع بهره وری است، پرهیز می کند.

تقسیم کار، یکی دیگر از عوامل اساسی پیشرفت و بهره وری است که در فرهنگ اسلامی بر آن تأکید شده است. تقسیم کار موجب صرفه جویی در وقت و پیشرفت امور می شود. بی شک، اگر تقسیم کار با در نظر گرفتن انگیزه، استعداد، لیاقت و توانایی افراد انجام پذیرد، موجب افزایش رضایت کاری آنها و بهره وری بیشتر خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای به فرزند بزرگوارش، امام حسن علیه السلام ، این مهم را چنین یادآور می شود: «کار هر کدام از خدمت کارانت را معیّن کن که او را در برابر آن مسئول بدانی. تقسیم کار موجب می شود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمت سستی نکند.» انضباط نیز از جمله عوامل بهره وری است که در اسلام بر آن تأکید شده است. در اهمیت نظم همین بس که حضرت علی علیه السلام در آخرین لحظه های عمر بدان سفارش می کند.

آسیب شناسی بهره وری در منابع انسانی

از جمله مشکلات بهره وری در بخش نیروی انسانی، کیفیت اشتغال است؛ یعنی بیشتر جمعیت، مصرف کننده صرف هستند و در تولید نقشی ندارند. حدود 37 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر 24 سال دارند. از نظر جوانی، جمعیت ایران، سومین کشور جوان جهان است. از این جمعیت جوان، تعداد اندکی در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی نقش دارند و بقیه به دلیل اشتغال به تحصیل، مصرف کننده هستند. حال اگر بی کاران، سالمندان و از کارافتادگان را نیز به این آمار اضافه کنیم، خواهیم دید فقط تعداد کمی از جمعیت، در بهره وری جامعه فعال هستند که برخی از آنان نیز شغل کاذب دارند. برخی هم مانند معلمان، کارگران و کشاورزان به اقتضای شغل در فصل هایی از سال فعال نیستند و بهره وری لازم را ندارند که باید برای آن راه کاری اندیشید.

آسیب شناسی بهره وری در بخش مصرف

مصرف درست و به اندازه، پشتوانه بزرگی برای اقتصاد هر کشور به شمار می آید. یکی از معضل های بخش مصرف کشور، عادت نکردن مردم به تهیه به اندازه نیازهای زندگی است. آنها ترجیح می دهند نیازمندی های خود، به ویژه نیازهای خوراکی را به صورت فله ای تهیه کنند. شاید این مسئله از عرضه مواد به شکل فله ای سرچشمه گیرد. نتیجه این نوع عرضه، افزایش میزان ضایعات مواد غذایی خواهد بود.

خریدهای انبوه و فله ای مواد غذایی، افزون بر آنکه موجب راکد ماندن سرمایه خانواده و اشتغال فضای خانه می شود، به مرور زمان، کیفیت اولیه خود را از دست می دهد و حتی گاه فاسد می شود و موجب تولید زباله می گردد که نیازمند هزینه اضافی در جمع آوری است.

خانواده و بهره وری

خانواده، ابتدایی ترین نهاد اجتماعی است که انسان در آن چگونه زیستن را در دامان پدر و مادر می آموزد. به یقین، اگر همه افراد خانواده با مفهوم بهره وری و شیوه زندگی بهتر و متعالی تر آشنا شوند، در آن مسیر گام برمی دارند و در بهبود فعالیت های فردی و اجتماعی نقش خواهند داشت. برای بهبود بهره وری در خانواده، بیش از هر چیز باید پدر و مادر با اصول بهره وری آشنا شوند و سپس با استفاده از داشته های خود، به تربیت فرزندان بپردازند. بی شک، فرزندانی که این گونه تربیت شوند، به بهره وری در جامعه کمک خواهند کرد.

نهادهای اجتماعی و بهبود بهره وری

موفقیت در دست یابی به اهداف بهره وری در هر جامعه، تا حدود زیادی به همکاری سازمان ها و نهادهای اجتماعی و همکاری کارکنان آنها بستگی دارد؛ زیرا بخش بزرگی از امکانات، منابع، سرمایه ها و نیروی انسانی در اختیار آنهاست. در این میان، نقش مدیران آگاه و شجاع، اساسی است. آنان باید به آموزش هدفمند، به هنگام و متناسب با نیازهای شغلی و تخصصی نیروی انسانی بپردازند تا افزون بر کاهش حجم مشکلات سازمان، به بهره وری مطلوب برسند؛ زیرا از راه آموزش می توان بسیاری از روش های کاری را در راه بهره وری اصلاح کرد. حقوق و پاداش مناسب، همواره از عوامل انگیزه آفرین در محیط های کاری بوده است. اگر کارکنان احساس کنند حقوقشان بر پایه ارزش کار است و در صورت فعالیت بیشتر و بهینه تر می توانند درآمد بیشتری به دست آورند، انگیزه شان فزونی می یابد و در راه ارتقای بهره وری سازمان تلاش می کنند.

دولت و بهره وری

از آنجا که بهبود بهره وری در تشکیلات دولتی بر افراد جامعه اثر می گذارد و عزم ملی را برای بهره ور ساختن جامعه تقویت می کند، وظیفه دولت است که فرهنگ بهره وری را در قالب طرح ملی «جنبش بهره وری» در جامعه مطرح کند. همچنین تمام دستگاه های دولتی و غیر دولتی به گسترش آن در سطح سازمان های تحت نظارت خود ملزم شوند و به همکاری با سازمان ملی بهره وری بپردازند که وظیفه سازمان دهی، آموزش و ارتقای بهره وری را در همه ابعاد به عهده دارد. در این راستا، باید همه ساله از دستگاه ها و سازمان های موفق در امر بهره وری قدردانی شود. دولت نیز باید به بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات اضافی و دست وپاگیر بپردازد تا از ویژگی انعطاف پذیری برخوردار شود و با گزینش مدیران کارآمد و تقویت نظام های نظارتی، به بهبود سطح بهره وری کمک کند. بازرسی و نظارت، اصل مهمی در فرهنگ بهره وری است؛ آن گونه که امام علی علیه السلام ، بررسی و نظارت در امور کارکنان را موجب خدمت رسانی بهتر و در نتیجه، بهره ور شدن بیشتر ایشان می داند.

برای رسانه

الف) احادیث نبوی

1. کار اندک آگاهانه سودمند افتد و عمل بسیار جاهلانه سودی نبخشد.

2. محبوب ترین کارها نزد خدا کاری است که دوام آن بیشتر باشد.

3. خدا دوست دارد وقتی کسی کاری می کند، آن را محکم و کامل انجام دهد.

4. هرگاه قصد کاری داشتی، آن را با دانش، درایت و تخصص انجام بده.

ب) پیام اندیشمندان

1. بهره وری؛ یعنی انجام کارهایی که تاکنون قادر به انجام آن نبوده ایم. (مانزی)

2. زمانی کارکنان، بهره وری خود را افزایش می دهند که احساس کنند با آنها منصفانه رفتار می شود.(میس چکنه)

3. یک راه برای افزایش بهره وری، انجام سریع تر کاری است که به آن مشغولیم. (گروو)

4. مشکلات بهره وری ناشی از عملکرد بد کارکنان نیست، بلکه از عملکرد بد مدیریت سرچشمه می گیرد.(منیگ)

ج) پرسش های چهار گزینه ای

1. کدام یک از این موارد از اهداف بهره وری است؟

الف) افزایش کارآوری ب) افزایش کیفیت

ج) افزایش کمیت د) هر سه مورد

2. کدام یک از این موارد جزو مبانی و اصول بهره وری اسلامی است؟

الف) حفظ کرامت انسانی ب) بهره گیری مناسب از عمر و زمان

ج)استفاده بهینه از نعمت د) هر سه مورد

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله به کدام یک از یاران خود سفارش می کند بر عمرش حریص تر از پول و ثروت باشد؟

الف) ابوذرب) سلمان ج) مقدادعمار

4. کدام پیشوای معصوم فرموده است: «کسی که آب و زمین کشاورزی داشته و با این حال فقیر باشد، از رحمت خدا به دور است».

الف) رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ب) امام باقر علیه السلام

ج) امام علی علیه السلام د) امام سجاد علیه السلام

د) پرسش های مردمی

1. آیا شما از فرصت های زندگی و عمرتان به صورت شایسته استفاده می کنید؟بلی(چگونه)خیر (چرا؟)

2. به نظر شما برای رسیدن به بهره وری چه کارهایی باید انجام داد؟

3. به نظر شما بهره ور به چه کسی گفته می شود؟

4. آیا شما از امکانات خود، به خوبی بهره برداری می کنید؟ بلی(چگونه)خیر (چرا؟)

5.

اگر شما به جای یکی از دولت مردان کشور بودید، برای توسعه بهره وری چه کارهایی انجام می دادید

******************

منبع: خلاصه کتاب بهره وری(مجله گلبرگ شماره87)





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:04 PM 

 

آفت اقتصاد و معیشت

جهان هستی برپایه عدل استوار است، آسمانها و زمین را میزان و ترازی است که اگر نظم و قاعده آن برهم خورد نظام هستی در هم خواهد ریخت. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می فرماید: «والسماء رفعها و وضع المیزان» خداوند آسمان را برافراشت و میزان نهاد.

تفسیر این آیه کریمه که اشاره به یک راز بزرگ کیهانی دارد موضوع اصلی این مقال نیست. در برخی روایات آمده است: «بالعدل قامت السماوات و الارض» آسمان و زمین بر پایه عدل استوار است. بدین ترتیب عدل و میزان نه فقط در حیات فردی و اجتماعی انسان مطرح است بلکه در گستره خلقت از ذره تا کهکشان جاری، ملکول ها و اتمها نیز از این قاعده مستثنی نیستند اگر ملکول ها و اتمها نظم خود را از دست بدهند موجود وابسته به آنها نیز سامانه خود را از دست می دهد و ماهیت آن موجود تغییر می کند. به انسان و حیات فردی و اجتماعی او می نگریم. انسان نیز مشمول همین قانون است و بلکه نظم و قانون در وجود او ابعاد پیچیده تری دارد. هم از بُعد فیزیکی و مادی و هم از بعد معنوی و روانی. همانگونه که جسم انسان در سایه قاعده قانون و نظم و عدل ادامه حیات می دهد اگر هر یک از ارگانیزم بدن مثل گردش خون، ضربان قلب و سایر عوامل حیاتی دستخوش بی نظمی یا به عبارت دیگر بی عدالتی شود بدن از حال عادی خارج شده و دچار فشار خون یا افت فشار می گردد که هر کدام از اینها نوعی نابسامانی در بدن است و اگر از حد و مرز بگذرد موجب مرگ خواهد بود. در بعد روحی و معنوی نیز مطلب به همین قرار است اگر مغز آدمی دستخوش بی نظمی شود و تعادل آن مختل گردد به کج فهمی و جنون و نابسامانی روانی می انجامد که این همان خروج از عدل است. اوصاف و افعال و غرائز و فعل و انفعالات دیگر درونی انسان نیز مشمول همین قاعده است. لذا علمای اخلاق عدل را به عنوان یک عامل تنظیم کننده و حاکم بر تفکر و تعقل و شهوت و غضب دانسته و اصول چهارگانه اخلاق، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت از اینجا نشأت می گیرد که شرح هر یک از اینها را باید در کتب اخلاق مخصوص فلسفه اخلاق جستجو کرد.

آنچه در این مقال موضوع سخن است عدل در معیشت و حاکمیت نظم است که از آن به اقتصاد تعبیر می شود. جالب این است که اقتصاد از ماده قصد است و قصد یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. از این رو در منابع اسلامی قصد و اقتصاد به معنی مدیریت صحیح معیشت یعنی درست بدست آوردن و درست خرج کردن آمده است و به معنی فراگیرتر میانه روی در همه امور که همان راه عدل و اعتدال که سیره برگزیدگان خدا است. امیر مؤمنان(ع) در وصف پیامبر اکرم می فرماید: «سیرته القصد و سنّته الرشد»(نهج البلاغه، خطبه 94) سیره پیغمبر میانه روی بود و سنّت او هدایتگری و نیز در وصف آنحضرت می فرماید: «و هدی الی الرشد و امر بالقصد»(همان، خطبه 195) به سوی کمال هدایت کرد و به میانه روی و اعتدال فرمان داد. در مقابل آن راه گمراهان را روی برگردانی از عدل و راه میانه و صراط مستقیم دانسته و در نامه ای به معاویه می نویسد: «و عدلت بهم عن القصد»(نامه 32) و مردم را از راه راست منحرف کرده و به گمراهی کشاندی.

موارد متعددی از این قبیل در سخن امام علی و دیگر ائمّه زیاد است بطور خلاصه واژه قصد و اقتصاد با مفهوم کلیّ همان میانه روی که در همه امور توصیه شده. در باب معیشت و مال و خرج و دخل نیز اقتصاد واژه ای است که در روایات به کار آمده از جمله علی علیه السلام می فرماید: «ما عال من اقتصد»(کلمات قصار، 140) کسی که اعتدال و میانه روی پیشه کند تهیدست و نیازمند نخواهد شد.

در روایت از عدل در معیشت به تعبیر «تقدیر المعیشة» تعبیر شده که به معنای اندازه گیری و حفظ حدود یعنی اعتدال در خرج و دخل است که یکی از اصول اولیّه در تنظیم زندگی است. اگر انسانها به قدر درآمد خود خرج کنند چه در زندگی فردی یا خانوادگی یا اجتماعی، وضع دولت و بیت المال دستخوش بی نظمی و نابسامانی نخواهد شد. بخش عمده مشکل معیشت بد خرج کردن است و گرنه خداوند برای معیشت انسان همه چیز در زمین قرار داده و از آسمان نیز فرو می فرستد که اگر به درستی استخراج و استحصال شود و بدرستی توزیع گردد و بنحواحسن مدیریت شود از فقر و بیچارگی در جهان اثری نخواهد ماند .

مشکل بشر همواره این بوده که عدّه ای زیاده طلب به ناحق روزی انسان ها را به تاراج برده و با حرص و ولع به جانب خود کشیده اند و فقر و رنج و بیماری را بر دیگران تحمیل کرده اند.

امیرالمؤمنین(ع) که خود تراز عدل و داد است این مطلب را به صراحت بیان نموده است. «ان اللّه سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الابما متع به غنی و اللّه تعالی سائلهم عن ذالک»(همان، قصار 328).

خداوند سبحان در ثروت اغنیاء روزی فقیران را قرار داده است پس فقیری گرسنه نمی ماند مگر اینکه توانگری روزی او را برده است و خداوند متعال از آنها بازخواست آن را خواهد کرد. عدالت اجتماعی اینست که همه انسان ها از ثروت این دنیا برخوردار شوند، از زمین و آب که سرچشمه همه خیرات است تا انفال و منابع ارضی و محصولات آن که اگر حق هر کس داده شود و زیاده طلبان در پی تضییع حق دیگران نباشند و مالداران سهم مقرر و مشروع نیازمندان را بدهند، واژه فقر از قاموس زندگی بشر برچیده خواهد شد. و در همین راستا و به منظور درک مشکل نیازمندان، خداوند حاکمان را موظف نموده از ولخرجی و زیاده روی و تجمل و رفاه بپرهیزند تا همه مشکل طبقات ضعیف جامعه را درک کنند و هم جامعه فقیر با دیدن ساده زیستی حاکمان دستخوش رنج و حسرت وبی اعتباری نگردند.

امیرالمؤمنین(ع) که شیوه حکومتش برای همه حاکمان مسلمان سند و سرمشق است در این باره می فرماید: «ان اللّه فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره.» (همان قصار 209) خداوند بر رهبران عدالت واجب نموده که خود را با ضعفای مردم همسان سازند برای آنکه فقر و تهی دستی بر فقیران دشوار نیاید و سر به عصیان برندارند. این را امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسی گفت که زندگی ساده و فقیرانه از آن حضرت را دید و آن را ملاک قرار داد که من نیز می خواهم چنین باشم و حضرت یادآور شدند که این برای همگان میسور و حتی لازم نیست و همینکه دیگران از اسراف کاری و حرامخوری بپرهیزند می توانند از رفاه در معیشت برخوردار باشند. پیام سخن امام این است که زمامداران اسلام مانند طبقات پائین جامعه باید زندگی کنند، مشکل آنها را درک کنند و برای نیازمندان عقده آفرین نباشند. باری سخن از این مقوله را به فرصتی دیگر محول می کنیم و بالأخره آنچه در این مقال مد نظر است. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج کردن که بخل و خساست است، اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین تر از هدر دادن مال شخص است. هر چند اسراف همه جا ناپسند است و قرآن کریم از آن نهی فرموده: «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و تبذیر و هدر دادن مال را عمل شیطانی دانسته است: «انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»(سوره اسرا، آیه 26).

ایران اسرافکارترین

می توان گفت: اسراف زیاده روی در خوردن و آشامیدن و مصارف دیگر زندگی است. و تبذیر هدر دادن مال و بی مورد خرج کردن که ایندو در اموال شخصی و عمومی مصداق دارد.تبذیر در اموال شخصی مانند دور ریختن مال با مصارف نامناسب مانند سیگار و مشابه آن و دور ریختن نان و هدر دادن آب، مواد سوختی چون بنزین و... که متأسفانه امروز بصورت یک فرهنگ درآمده است. در اموال دولتی چون هدر دادن بیت المال و بیهوده خرج کردن سرمایه های ملی از بودجه دولتی رائج شده است.

ایران اسرافکارترین کشورها

گفته می شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.

مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می شود به ارزانترین وجه هدر داده می شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.

در مصرف برق که معمولاً در خانه ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می کنند و پنجره باز گذاشته می شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.

در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران ها و هتل ها و میهمانیها و خانه ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می شود و نعمت خداوند دور ریخته می شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری ها سرازیر می گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی ها از تلفن همراه استفاده می کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل ها و صحبت های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.

جای آن دارد که رسانه ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می شود و به قیمت ارزان داده می شود و مشکل مهم ترافیک .

از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه های انسان ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش ها نشان می دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می کنند و برای جهان سومی ها می فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!

به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی کنیم!! رسانه های ما به جای همه چیز همه اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد

...............................................................

منبع: مجله پاسدار اسلام شماره 306.





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:00 PM 

مقدمه

تا آن جا که در حافظه تاریخ مانده است، از دیرباز تاکنون، انسان ها برای گذران زندگی خویش، با نیازهای نامحدود و منابع محدود روبه رو بوده اند و همین ناهمگونی، علت پیدایش علم اقتصاد بوده است و اهمیت این مسئله، باعث شده است تا متفکّران و فیلسوفانی مثل افلاطون و ارسطو و سیسرون حکیم، نظریه های خاصی در برخی ابواب اقتصادی، مطرح نمایند.(1)

زیاده طلبی و منفعت پرستی انسان، موجب می شود تا هر کس که قدرت بیشتری دارد، از منابع موجود بیشتر استفاده و بهره برداری کند. لذا عدالت اقتصادی و پرهیز از رباخواری، «شاه بیت» نظریه های اقتصادی بوده اند.

بعضی از مکتب های اقتصادی، اهرم وجود دولت را برای این کار پیش بینی کرده اند که برای نمونه می توان به مرکانتیلیست ها، سوسیالیست ها و کینزین ها اشاره کرد.

در مقابل، مکتب های دیگری اعتقاد دارند که حذف دولت از اقتصاد و زمینه ایجاد رقابت، می تواند فضای جامعه را با عدالت عطرآگین نماید. فیزیوکرات ها و کلاسیک ها، از نمونه های گروه دوم اند. تفکر غالب در اقتصاد امروزی، اقتصاد مختلط است؛ یعنی نه به طور کامل اقتصاد خصوصی و سرمایه داری و نه اقتصاد دولتی و لذا موفّقیت اقتصادی را باید با این دید بررسی کرد. در این نوشتار، بعضی از معیارهای موفقیت اقتصادی را از دو منظر غیر اسلامی و اسلامی، در جنبه های مصرف و تولید، بررسی می کنیم.

1. معیارهای موفقیت در اقتصاد غیر اسلامی

الف) حداکثر کردن مطلوبیت

مطلوبیت، یک صفت کیفی است که مصرف کننده از یک کالا احساس می کند و این مطلوبیت، همراه با افزایش مصرف، کاهش می یابد. در یک مثال ساده، فرض کنید شما در هوای گرم، بسیار تشنه هستید. اوّلین لیوان آب را که می نوشید، برای شما مطلوبیت بالایی دارد؛ ولی دومین لیوان، لذت لیوان اوّل را ندارد و همین طور لیوان سوم از لیوان دوم مطلوبیت کم تری دارد. همان طور که گفته شد، مطلوبیت، صفتی کیفی مانند هوش، استعداد، زیبایی و... است که با عدد و رقم قابل اندازه گیری نیست؛ گرچه واحدهایی برای اندازه گیری آن معیّن نموده اند. مثلاً در نمونه آب و تشنگی، گفته شده لیوان اوّل، صد یوتیل(Util) و لیوان دوم، هشتاد یوتیل مطلوبیت دارد. گفته شده که مصرف کننده با توجه به بودجه ای که در اختیار دارد و می تواند به دو کالا اختصاص دهد، ترکیبی از دو کالا را انتخاب می کند که مطلوبیت بالاتری نسبت به ترکیبات دیگر داشته باشد. در شکل روبه رو از ترکیب، منحنی«ج» را انتخاب می کند که هم با بودجه اش سازگاری دارد و هم بهترین و بالاترین مطلوبیت را به او می دهد.(2)

ب) حداکثر کردن سود

تولیدکنندگان، باتوجه به شرایط اقتصادی، هزینه های تولید و تقاضای بازار، برای ایجاد یک کارگاه تولیدی به ارزیابی می پردازند و در نهایت، به تولید کالا یا خدماتی می پردازند که بالاترین سود را برای آنها به ارمغان آورد. حتی در هنگام افزایش یا کاهش تولید نیز همین هدف را دنبال می کنند. با همین معیار، هر سال کارخانه را ارزیابی می کنند و در صورتی که این هدف محقق نشود، کارخانه را تعطیل می کنند. کم تر کسی در اقتصاد غرب، نظر به نیازهای جامعه یا رضایت خداوند دارد.

ج) تحلیل هزینه - فایده

هرگونه تصمیم گیری در اقتصاد بر اساس این تحلیل صورت می گیرد که آیا هزینه ای که برای تصمیم خاص اقتصادی پرداخت می شود، چه مقدار منفعت دارد. اگر منفعت آن بیشتر از هزینه ها باشد، آن را عملی می کند وگرنه چشم پوشی کرده، به دنبال جایگزین می گردد. این بند، تقریباً مشابه بند «ب» است؛ فقط در این جا هزینه های معنوی نیز لحاظ می شود. فرض کنید کشوری بخواهد ارتباط تجاری با کشورهایی برقرار کند که علاوه بر کالاهای متداول، مواد مخدر نیز تولید می کنند. در این صورت، ارتباط با این کشورها هزینه های معنوی بالایی دارد. گرچه دولت در قبال آنها پولی نمی دهد؛ امّا آثار مخرّب اعتیادی که دامن جوانان را می گیرد، بسیار سنگین است. باتوجه به هزینه های مادی و معنوی، اشخاص، بنگاه ها و دولت ها، گزینه ای را انتخاب می کنند که فایده اش بیش از هزینه هایش باشد.

2. معیارهای موفقیت اقتصادی از نظر اسلام

در این دیدگاه، ملاک موفقیت، فقط عوامل مادی نیست و کسی که فقط در پناه تصمیمات اقتصادی، دنیای خویش را آباد کند، فرد موفقی نخواهد بود. در قرآن آمده است: «رَبَّنا آتِنا فی الدُّنیا حَسَنةً و فی الآخِرةِ حَسَنة»(3)

و وزن آخرت با دنیا یکی گرفته شده است. حتی در آیات دیگری برای آخرت، اهمیت بیشتری قائل شده است: «والآخِرةُ خَیرٌ لَک مِنَ الاُولی »(4)

و در آیه دیگری آمده است: «والآخرةُ خَیرٌ وَ أبقی »(5)

. یا در سوره مطّففین، وقتی خداوند از نعمت های بهشتی یاد می کند، از مشتاقان می خواهد که برای رسیدن به آن نعمت ها از یکدیگر پیشی بگیرند.

ملاحظه می شود که برخلاف اقتصاد رایج دنیا، مسابقه فقط با معیار تحلیل هزینه - فایده و حداکثر کردن مطلوبیت نیست؛ مسابقه در نعمتی است که ما فقط وصف آن را شنیده ایم. از دیدگاه اسلام، باید به دنبال موفقیتی بود که دو جنبه مادی و معنوی را تأمین کند. عوامل موفقیت در سطح فرد و جامعه را باید در لابه لای آیات قرآن و کلمات معصومان(ع) جستجو کرد. قطعاً عوامل زیادی را می توان نام برد که از حوصله این نوشتار و خواننده خارج است. در این جا به بعضی از آنها در زمینه تولید و مصرف اشاره می کنیم.

بخش اوّل: تجارت و تولید

الف) تجارت نمودن برای خود

رشد تولید را می توان به عنوان معیاری برای پیشرفت کشورها مطرح ساخت. آنچه می تواند جامعه اسلامی را در قبال زورمداران مصون بدارد، عدم وابستگی به آنهاست و این مهم تحقق نمی یابد، مگر این که واحدهای تولیدی باتوجه به نیازها افزایش یابند که در نتیجه، هم بین واحدهای تولیدی رقابت ایجاد می کند و هم تولید، از نظر کمّی و کیفی افزایش پیدا می کند. این ملاک را از بیان امام صادق(ع)، می توان فهمید:

عمّار ساباطی از امام صادق(ع) پرسید: «اگر شخصی اجیر شود، همان مقداری را به دست می آورد که خودش تجارت کند؟». حضرت فرمود: «اجیر کسی نشود، تجارت کند و از خدا طلب روزی نماید».(6)

ب) ریسک پذیری

در شرایط عادی، هرکار تولیدی یا تجاری با خطر (ریسک) روبه روست. تولیدکننده نمی داند در موقع محصول کالا، شرایط جامعه چگونه خواهد بود. آیا تقاضا برای کالای تولیدی او وجود خواهد داشت؟

گرچه موقع تأسیس واحد تولیدی، ارزیابی مثبتی از شرایط موجود و آینده داشته است، ولی ممکن است هم زمان با او محصولات بهتری از طریق دیگر، تولید شوند. ممکن است مشابه این کالاها از خارج وارد گردد و به قیمت ارزان، در دسترس مردم قرار گیرد؛ ممکن است تا زمان تولید، سلیقه مردم عوض شود؛ ممکن است بر اثر شرایط سیاسی کشور، مواد اوّلیه، کمیاب شود و تولید آن را با خطر مواجه کند. اگر تولیدکننده در گرداب این افکار فرو رود، نباید تولید کند و تاجر نباید تجارت نماید؛ ولی امروزه گفته می شود افراد ریسک پذیر، نسبت به افراد ریسک گریز، موفق ترند. امام علی(ع) فرمود:

تاجر ترسو، محروم است و برای تاجر جسور (ریسک پذیر)، رزق و روزی تضمین شده است.(7)

ج) انتخاب کشاورزی به عنوان بهترین بخش برای تولید

بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات، از جمله بخش های مهم اقتصاد هستند که هر کشوری به فراخور وضعیت جغرافیایی و امکانات، در یکی از آنها مزیّت نسبی دارد و می تواند همان را فعال کند و در بخش های دیگر، مصرف کننده کالاهای دیگران باشد. البته بعضی کشورها قابلیت رشد در همه بخش ها را دارند. در روایات ما بدون توجه به شرایط و به طور مطلق، بر احیای کشاورزی تأکید شده است. حتی از دیدگاه فقه شیعه، اگر کسی زمین های معطّل افتاده را آباد کند، با شرایطی مالک آن می شود. امروزه به محصولات کشاورزی مثل گندم و برنج به عنوان کالای مصرفی نگاه نمی شود؛ بلکه از آنها به عنوان ابزارهای سیاسی در دست قدرت های بزرگ یاد می شود. در گذشته، برنج تولید داخل ژاپن، به قیمت چند برابر برنج وارداتی تمام می شد، ولی ژاپنی ها تحمل کردند تا در نهایت، نیاز خود را در داخل برآورده کنند. حیف است مسلمانان با توجه به امکاناتی که دارند،

نیازمند محصولات کشاورزی دیگران باشند. امام علی(ع) می فرماید:

هر کس آب و خاک کافی داشته باشد و حقیر بماند، از خدا دور شده است.(8)

امام باقر(ع) نیز فرمود:

هیچ شغلی نزد خدا محبوب تر از کشاورزی نیست و همه پیامبران، به غیر از ادریس، کشاورز بوده اند.(9)

د) - تولید کالاهای ضروری

در روایت مفصّلی از امام صادق (ع) آمده است که در تولید باید چهار اصل رعایت شود:

1. اصل احتیاج عمومی،

2. اصل سودمندی عمومی،

3. اصل قوام اجتماعی،

4. اصل پاسخگویی به نیازمندی های عمومی توده ها.(10)

بخش دوم: مصرف

الف) - میانه روی در مصرف

همان گونه که در مقدمه آمد، انسان با محدودیت منابع مالی و نامحدود بودن نیازها روبه روست و علم اقتصاد نیز زاییده همین کمیابی (Scarcity) است. لذا با همین معیار، بعضی کالاها مثل هوا، اقتصادی نیستند، چون به میزان نامحدود، وجود دارد و هر کس برای هر اندازه از مصرف آن آزاد است. برای چیره شدن بر کمیابی، تنها راه، میانه روی است که در روایات از آن تعبیر به اقتصاد شده است.

رسول خدا فرمود:

میانه روی در خرج کردن، نصف معیشت است.(11)

هم ایشان می فرماید:

هر کس میانه روی کند، خدا او را بی نیاز گرداند.(12)

امام علی(ع) نیز فرموده است:

میانه روی، مال اندک را رشد می دهد.(13)

وامام کاظم(ع) می فرماید:

انسانی که میانه روی کند، فقیر نشود.(14)

ب) سربارِ دیگران نبودن

یکی از مشکلات کشورهای جهان سوم، بحثی به نام «بار تکفّل» است؛ یعنی هر کسی مسئولیت سیر کردن چند نفر را دارد و این رقم در این کشورها بالاست. در روایات سفارش شده که انسان باید از دستْ رنج خویش ارتزاق کند.

فضل بن ابی قرّه می گوید:

بر امام صادق(ع) وارد شدم، در حالی که مشغول کار بود. عرض کردم: جان ما فدای شما باد! کار را رها کنید یا ما یا غلامان برای شما انجام دهند. حضرت فرمود: «مرا به حال خود واگذارید. دوست دارم خدا مرا ببیند که با دست خویش کار می کنم و به دنبال طلب حلال هستم».(15)

روایات فراوان دیگری در مورد مذمّت تقاضا از دیگران و وابستگی به آنها وارد شده است. امام صادق(ع) فرمود:

شیعیان ما از کسی تقاضای چیزی نمی کنند؛ گرچه از گرسنگی بمیرند.(16)

و پیامبر(ص) فرمود:

هرگاه شخصی باب سؤال (درخواست و تقاضا) را بر روی خود بگشاید، خداوند، هفتاد باب فقر را بر او می گشاید.(17)

ج) پرهیز از اسراف و تبذیر

اسراف یعنی کالاهای زیاد مصرف کردن و تبذیر؛ یعنی از یک کالا که مورد نیاز واقعی او نیست استفاده کند، و بهای سنگینی در مقابل آن بپردازد. حد مصرفی مورد سفارش اسلام، «حدّ کفاف» است و این حد، کمیّت مشخصی ندارد. اسحاق بن عمار می گوید:

به امام کاظم(ع) گفتم: مردی ده پیراهن دارد. آیا در این کار اسراف کرده است؟ فرمود: «این، باعث دوام بیشتر جامه های اوست، و اسراف آن است که لباس آبرومند خود را در جاهای آلوده بپوشی و آن را ضایع کنی».(18)

علاوه بر آنچه گذشت، عوامل دیگری نیز وجود دارند که در آینده چنانچه مجالی باشد، به ذکر و توضیح آنها خواهیم پرداخت.


1 - کلیات علم اقتصاد، یدالله دادگر.

2 - کلیات علم اقتصاد، باقر قدیری اصلی، ص 113.

3 - سوره بقره، آیه 201.

4 - سوره ضحی، آیه 93.

5 - سوره اعلی، آیه 87.

6 - الکافی، ج 5، ص 90.

7 - کنزالعمال، ح 9239.

8 - قرب الإسناد، ص 115، ح 404.

9 - مستدرک الوسائل، ج 13، ص 461، ح 15898.

10 - ر.ک: الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 6، ص 264.

11 - کنزالعمال، ح 5434.

12 - تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.

13 - غررالحکم، ح 334.

14 - الخصال، ص 620.

15 - کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 163، ح 3595.

16 - وسائل الشیعة، ج 6، ص 309.

17 - جامع الأخبار، ص 379، ح 1061.

مکارم الأخلاق، ص 18-112

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

منبع از سایت حوزه نت





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 1:56 PM 

یکی از آسیب های مهم بر فرد و جامعه اسراف و زیاده روی است که پی آمدهای منفی و گاه خطرناکی، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد اخلاقی بر جای می گذارد. اسراف، در اصل به معنای تجاوز ار حد وسط است. مفهوم و گستره معنایی این واژه در قرآن کریم، همان معنای لغوی آن است. راغب اصفهانی می گوید: «سَرَف» تجاوز از حد در هر کاری است که آدمی انجام می دهد». واژه «تبذیر» نیز، پراکنده ساختن و جدا کردن چیزی است که به تدریج در معنای مجازی نابود کردن و هدر دادن مال و در تعبیر عامیانه «ریخت و پاش» به کار رفته است.
 
بنابراین، اسراف معنای نزدیکی با تبذیر دارد، با این تفاوت که اسراف، بیشتر زیاده روی در مصرف است؛ ولی تبذیر، هدر دادن مال و اتلاف آن است. همچنین، گستره اسراف، تمام افعال آدمی را در برمی گیرد، در حالی که گستره تبذیر، اختصاص به امور مالی دارد. هر چند در روایت ها گاهی در یک معنا هم به کار می روند.
 
تشخیص تبذیر به معنای هدر دادن و اتلاف ثروت و کالا دشوار نیست، ولی تشخیص اسراف به معنای تجاوز از حد و گذر از میانه روی و رسیدن به افراط گرایی دشوار است؛ زیرا باید حد معتبر و محکم در اسراف را با ملاک ها و معیارهایی سنجید.

پیام متن:

1. اسراف به معنای تجاوز از حد وسط است؛

2. معیارهای اسراف، شرعی و عرفی است؛

3. معیارهای عرفی اسراف، تضییع بی جهت، زیان باری آن برای بدن و استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز است.

اسراف در خوردنی ها و نوشیدنی ها

روایت های اسلامی از زیاده روی در مصرف آب و به ویژه هدردادن آن نهی کرده اند؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «أدْنی الاسرافِ هراقةُ فَضْلِ الماءِ؛ کمترین حد اسراف، دور ریختن ته مانده آب (ظرف) است».

از برخی روایت ها برمی آید که اسراف آب، حتی در امور عبادی همچون وضو و غسل، خواه با هدردادن آب و خواه با زیاده روی در شست و شوی اعضا ممنوع است، هر چند از آب رودخانه و آب های کشاورزی باشد. در همین مورد آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از کنار شخصی که وضو می گرفت، عبور کرد و فرمود: این اسراف برای چیست؟ آن شخص گفت: آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود: آری، اگر چه کنار نهری جاری باشی. در قرآن نیز با اشاره به حق آدمی در استفاده از غذا و آب، بر این نکته تأکید شده است که در این امر، هرگز اسراف و زیاده روی نشود: «وَ کُلُوا و اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا». (اعراف: 7)

آموزه های روایی نیز به این دستور قرآنی توجه کرده و آورده اند که: پرخوری و اسراف در خوردن، در پیشگاه پروردگار نکوهیده است و رحمت الهی را از آدمی دور می سازد.

پیام متن:

قرآن و روایت های ائمه معصوم از زیاده روی در مصرف خوردنی ها و آشامیدنی ها نکوهش کرده اند.

اسراف در پوشیدنی ها و وسایل نقلیه

لباس، ارمغانی الهی و مایه آراستگی و پوشش آدمی است و آموزه های دینی بر میانه روی در استفاده از آن تأکید ورزیده و تجاوز از آن را اسراف دانسته اند. در این آموزه ها درباره چگونگی استفاده از لباس، سفارش هایی شده است. شخصی می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد؟ فرمود: بله. گفتم: بیست عدد چطور؟ فرمود: بله. گفتم: سی تا؟ فرمود: بله. این اسراف نیست، اسراف آن است که لباس بیرونت را لباس خانه قرار دهی. مصرف نادرست کالا، نوعی از اسراف است. به گونه ای که امام صادق علیه السلام ما را به این امر توجه می دهد و در روایت بالا می فرماید: لباس بیرونت را که با آن در اجتماع حاضر می شوی، لباس خانه ات قرار نده. البته داشتن لباس به تعداد کافی، مایه دوام بیشتر آن می شود، ولی استفاده نابجا از آن، نوعی هدر دادن و مصداق اسراف است. مَرْکب و وسیله نقلیه نیز ممکن است از نظر کمیت و کیفیت به کارگیری، مصداقی برای اسراف باشد. امام صادق علیه السلام به زیبایی آن را بیان فرموده است :

و خداوند تجویز کرد که مردم در حد میانه از مرکب استفاده کنند. آیا چنین می پنداری که خداوند، مالی را نزد مردی امانت می نهد و آن گاه به وی اجازه می دهد تا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسبی به بیست درهم، او را کافی است. مگر نه این است که خود فرمود: اسراف مکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد!

پیام متن:

1. میانه روی در استفاده از پوشیدنی ها و وسایل نقلیه.

2. توجه به استفاده کیفی از کالاها.

اسراف در مسکن و وسایل زندگی

از دیدگاه قرآن و روایت، احداث بناهایی که ثمره چندانی ندارد، کاری عبث و بیهوده معرفی شده است. در حدیثی آمده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از گذرگاهی می گذشت، چشمش به ساختمانی افتاد که یکی از انصار ساخته بود. هنگامی که صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام کرد، ایشان صورت را از او برگردانید. پس از آنکه وی علت بی اعتنایی حضرت را دریافت، برگشت و بنا را با خاک یکسان کرد. در پی این جریان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

اِنَّ لِکُلِّ بَناءٍ یُبْنی وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ اِلا ما لابُدَّ مِنْهُ.

بی تردید، هر بنایی که ساخته شود، روز قیامت باری بر دوش صاحبش خواهد بود؛ مگر آنچه گریزی از آن نیست (مورد نیاز وی است).

از امام صادق علیه السلام نیز در همین باره نقل است:

کُلُّ بَناءٍ لَیْسَ بِکَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ.

هر ساختمانی که بیشتر از حد کافی باشد، روز قیامت وبال صاحبش خواهد بود.

بنابراین، ساختن بناهایی که از نظر کمی و کیفی به آن نیازی نیست، مصداق اسراف خواهد بود. البته، منظور این نیست که اگر کسی به ساختمانی وسیع برای پذیرایی مهمانان و پیوند با خویشاوندان خود نیاز دارد، از آن استفاده نکند. در تهیه و مصرف دیگر وسایل زندگی نیز باید حد اعتدال را رعایت کرد. جمع آوری وسایل غیرضروری و کم مصرف، نادرست و از مصداق های آشکار اسراف است. در روایت اسلامی، معیاری مشخص برای استفاده درست از دیگر امکانات زندگی معرفی شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:

فِراشٌ للرّجلِ وَ فِراشِ لِأَهْلِه و فِراشٌ لِضَیْفِهِ وَ فِراشٌ لِلشیطان.

رختخوابی برای مرد و رختخوابی برای خانواده اش و رختخوابی برای میهمانش [لازم است] و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است.

آنچه مسلم است اینکه باید از نظر کمی و کیفی، استفاده از امکانات به گونه ای باشد که معیارهای اسراف بر آن صدق نکند.

پیام متن:

1. استفاده از امکانات، در حد نیاز انسان؛

2. پرهیز از تجملات و یا نگهداری امکانات غیر ضروری.

پرهیز از انباشت سرمایه و تجمل گرایی

انباشت سرمایه، به تدریج روحیه رفاه زدگی و تجمل گرایی را در آدمی به وجود می آورد و در جای جای زندگی نمود می یابد. یکی از این نمودها، استفاده نابجا از نور و چراغ است که نمونه ای از تجمل و اسراف به حساب می آید. امام کاظم علیه السلام به نقل از حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پنج چیز ضایع می گردد، یکی از آنها، چراغی است که آن را در (نور) خورشید برافروزی و نوری که از آن استفاده نشود».

بنابراین، استفاده غیرضروری از نور و روشن کردن لامپ های اضافی، از مصداق های آشکار تجمل گرایی و اسراف به حساب می آید. اسراف به هیچ وجه استثناپذیر نیست و حتی در هزینه کردن دارایی برای کارهای خیر نیز باید متعادل بود و از حد میانه خارج نشد. گفتنی است که مال و ثروت به طور طبیعی، زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است.

و کم کم روحیه مصرف گرایی و رفاه زدگی و به تعبیر قرآن «اتراف» در آدمی شکل می گیرد. قرآن کریم، مترفان را اصحاب دوزخ می داند و سپس اسراف کاران را نیز همردیف آنها می بیند و می فرماید: «وَ أِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسراف کاران، همدمان آتشند». (مومن: 43)

چنان که در جای دیگر فرموده است:

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ... إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ (واقعه:41 و45)

و یاران چپ، کدامند یاران چپ، اینان بودند که پیش از این، ناز پروردگان بودند.

در روایت ها نیز استفاده نابجا از امکانات مادی، به قصد فخرفروشی و خودنمایی نکوهش شده است. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است: «هر کس جامه ای بپوشد و با آن فخر فروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد».

نیز می فرماید:

هر کس برای خودنمایی و ستایش دیگران ساختمانی سازد، روز قیامت، در حالی آن را حمل خواهد کرد که چون آتشی شعله ور، بر گردنش آویخته است و به آتش افکنده خواهد شد... گفته شد: ای رسول خدا! چگونه آن را برای خود نمایی و ستایش جویی می سازد؟ فرمود: فراتر از حد نیاز می سازد تا بر همسایگانش برتری جوید و به برادرانش فخر فروشد.

از سوی دیگر، قرآن کریم برای نفی چنین رفتاری و پرهیز از الگوگیری از آن، دستور می دهد که هرگز از اسراف کاران پیروی نکنید: «وَ لا تُطیعُوا اَمْرَ الْمُسْرِفینَ.» (شعرا: 151) در روایت های بزرگان نیز چشم دوختن به کسانی که از سطح زندگی بالاتری بهره مندند، نهی شده و تأثیرپذیری منفی از آنان را نکوهش می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید:

«ایّاکَ أنْ تَطْمَحْ بَصَرَکَ إلی مَنْ فَوْقَکَ؛ بپرهیز از اینکه به بالاتر از خود (در امور مادی) چشم بدوزی».

پیام متن:

1. مال و ثروت، به تدریج روحیه رفاه زدگی و اتراف در آدمی ایجاد می کند؛

2. روایت های امامان معصوم علیهم السلام ، استفاده نابجا از امکانات مادی به قصد فخر فروشی و خودنمایی را نکوهش می کند؛

3. تأثیر نپذیرفتن از زندگی مترفین، خواست قرآن مجید و روایت های اسلامی است.

اسراف و نابودی امکانات

آشکارترین اثر نامطلوب اسراف و تبذیر، هدر دادن امکانات و منابع است. ممکن است از نگاه فردی و محدود، اسراف در کالاهایی همچون مواد غذایی و انرژی، ناچیز و بی اهمیت به حساب آید، اما روی هم رفته در سطح عمومی، خسارت های سنگینی به بار می آورد. اثر مستقیم این رویه، به ویژه در جوامعی که درآمد و امکانات محدودی دارند، فقر و محرومیت است. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ بذَّرَ أَفْقَرَهُ اللّه ؛ هر کس (در اموالش) اسراف و تبذیر کند، خداوند وی را فقیر سازد».

همچنین، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است: «القصد مَثْراةٌ وَ السَّرَفُ مَثْواةٌ؛ میانه روی، ثروت زاست و اسراف، نابود کننده».

بر اساس آموزه های دینی، اسراف و تبذیر، از گناهانی است که نعمت را به نقمت و بلا تبدیل می کند و برکت را از میان می برد. امام صادق علیه السلام داستان کسانی را بازگو می کند که در رفاه و نعمت و فراوانی به سر می بردند، ولی با اسراف و تبذیر در مواد غذایی و استفاده نادرست از آن، به فرمان خدا گرفتار بلاهای زمینی شدند و به مشقت افتادند. امام فرمود: اینان، اهالی همان آبادی اند که خداوند در این آیه از آنان یاد فرموده است:

و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی اش از هر سو فراوان می رسید. پس، [ساکنانش [نعمت های خدا را ناسپاسی کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به ایشان چشانید. (نحل: 112)

با نگاهی دقیق تر پی می بریم که در بعضی از موارد، عرضه نادرست کالا بر اثر ضعف وجدان کاری و نیز کوتاهی در انجام وظیفه، باعث دورریز و اتلاف اموال می شود. امام علی علیه السلام ، غلامان را به دلیل پخت نان با کیفیت پایین، سرزنش می فرمود. بنابراین، در آموزه های روایی بر تولید کالا به گونه ای که کمترین ضایعات را داشته باشد، تأکید شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور می داد اندازه نان را کوچک بگیرند تا دورریز آن کمتر باشد.

پیام متن:

1. اسراف و تبذیر، عاملی در جهت تبدیل نعمت به نقمت؛

2. عرضه درست کالا و ارتقای کیفی آن، با استفاده درست از آن، رابطه تنگاتنگی دارد.

اسراف و سقوط اخلاقی

اسراف کاران برای تأمین هزینه های خود، به رذیلت های اخلاقی، همچون بخل و حرص و مفاسد اقتصادی مانند ربا، رشوه و اختلاس گرفتار می شوند. معمولا اسراف با مصرف گرایی، رفاه زدگی و غرق شدن در لذات مادی و اتراف همراه است که خود، منشاء بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی است و در پاره ای از موارد، به انحراف های عقیدتی می انجامد. افزون بر آن، اسراف کاری عده ای در جامعه، به طور طبیعی بر دیگران تأثیر نامطلوب می گذارد و آنان را نیز به همین سمت و سو هدایت می کند. قرآن کریم، اسراف کاران را مفسدانی می داند که از آنان انتظار اصلاح گری نمی رود. از این رو، نباید از شیوه زندگی آنان تقلید شود.

وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ * الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی اْلأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ. (شعرا: 151 و 152)

و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید. آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی شوند.

اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و دور شدن آدمی از مقام قرب الهی را در پی دارد. محرومیت اسراف کاران و تبذیرکنندگان از دوستی و هدایت خاص خدا و گمراهی و هم سانی با شیاطین، از پی آمدهایی است که قرآن کریم به آن اشاره می کند.

در بیان قرآنی، تبذیرکنندگان، نعمت های الهی را کفران می کنند و مصرف آن را از مسیر اصلی و درست خود خارج می سازند. بر این اساس، آنان را برادران شیطان دانست. در نتیجه، یا اعمال شان همردیف کارهای شیطانی است و یا در دوزخ هم نشین شیطان خواهند بود.

زیاده روی در لذت های جسمانی، مجالی برای اندیشه در کمالات معنوی و انسانی و توجه به بعد روحی باقی نمی گذارد و راه را برای تهذیب اخلاقی می بندد. پرداختن به تجملات و کام جویی ها، همواره با ناشایستی های اخلاقی و رفتاری همچون فخرفروشی و خود برتربینی و بی بند و باری همراه خواهد بود. از این رو، قرآن کریم، مترفان را مفسد و فاسق معرفی می کند و هشدار می دهد:

چون بخواهیم شهری را نابود سازیم، خوشگذرانانش را فرمان می دهیم تا در آن به انحراف (و فساد) بپردازند. در نتیجه، عذاب بر آن (شهر) لازم می شود. پس آن را (به تمامی) نابود می کنیم. (اسراء: 16)

پیام متن:

1. مبتلا شدن به آزمندی، بخل و دیگر رذیلت های اخلاقی، به واسطه اسراف و اتراف؛

2.هشدار شدید قرآن به مسرفان و مترفان و اشاره به فرجام دردناک آنان.

راه های برون رفت از اسراف و تبذیر

یکی از شیوه های مهم آموزه های دینی، برای مقابله با مفاسد اقتصادی و اخلاقی و تحکیم ارزش های دینی، تقویت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. این اعتقاد همچون ناظری درونی، اجرای صحیح دستورهای الهی را تضمین می کند. آیه های مربوط به اسراف، با نهی و نکوهش اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و عذاب اخروی اسراف کاران را خاطر نشان می سازد. پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در روایت هایی، با یادآوری پی آمدهای اخروی اسراف، همگان را از این عمل ناشایست باز می دارند. امام علی علیه السلام می فرماید:

بدانید که بخشیدن نابجای مال، تبذیر و اسراف است که قدر بخشنده را در دنیا بالا می برد و در آخرت پایین می آورد. او را در دیده مردمان گرامی می کند و نزد خدا خوار.

تقویت ارزش هایی چون زهد، قناعت، میانه روی و مانند آن، از یک سو و ترغیب به مبارزه جدی با هواپرستی، خودنمایی و فخرفروشی از سوی دیگر، شیوه های درمان درونی اسراف و تبذیر است. یکی دیگر از عوامل بروز اسراف و تبذیر، جهل و ناآگاهی است. بنابراین، اطلاع رسانی و دادن آگاهی های صحیح و کافی درباره موضوع به مردم و نیز بازشناسی آثار و پی آمدهای اقتصادی، اجتماعی و معنوی آن، در کاهش روحیه اسراف کاری بسیار مؤثر است. همچنین، نظارت همگانی بر رفتار و اعمال آدمی که در آموزه های دینی با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد می شود، از کارآمدترین شیوه های تثبیت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم علیهم السلام نیز گاهی با نهی صریح و مستقیم و زمانی با واکنش های اخلاقی، بر این مهم نظارت داشتند. افزون براین، خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت و عملکرد فردی و اجتماعی آدمی دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذیر باشند، خواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل می شود. ائمه معصوم علیهم السلام با دیدن اسراف و تبذیر در خانواده ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان می دادند. در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام میوه ای را دید که ناخورده، بیرون خانه ای انداخته شده است، ایشان با ناراحتی فرمود:

این چیست؟ اگر شما خود سیر بودید، قطعا بسیاری از مردم سیر نیستند. آن را به کسی بخورانید که نیازمند است.

نبود عدالت اقتصادی و جلوگیری نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده ای خاص، از عوامل مهم بروز پدیده اسراف است. از این رو، اجرای عدالت و توزیع عادلانه ثروت، زمینه شروع و گسترش آن را می کاهد و یا نابود می سازد. امیرمؤمنان علی علیه السلام عامل اصلاح و ساماندهی امور جامعه را دادگستری می داند و می فرماید: «الرَّعِیّةُ لا یُصْلِحُها اِلاَّ الْعَدْلُ؛ توده های مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

یکی دیگر از راه های برون رفت از اسراف، دوری خواص و شخصیت های مهم جامعه از زندگی اشرافی و تجملی است؛ زیرا شیوه زندگی آنان بر دیگران تأثیر می گذارد. هنگامی که برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشیدنی بسیار گوارایی آوردند، فرمود: «آن را از من دور سازید که این نوشیدنی مترفان است».

ناگفته نماند که کنترل صحیح تبلیغات بازرگانی و پیش گیری از رشد روحیه مصرف گرایی نیز تأثیر بسزایی در جلوگیری از اسراف و تبذیر دارد. بنابراین، توجه جدی به این مقوله نیز حائز اهمیت است.

پیام متن:

1. تحکیم باورهای دینی، تقویت ارزش ها، نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منکر، پیش گیری از انباشت سرمایه در دست عده ای خاص و توجه به عدالت گستری و کنترل تبلیغات بازرگانی، از راه های کنترل اسراف و تبذیر است.

 
 
از نگاه قرآن و روایت های پیشوایان دین، تمام واجبات و محرمات دینی، حدود الهی است و هرگونه تغییر در احکام یا عمل نکردن به آن، خروج از حد و ممنوع است. البته کاربرد قرآنی این واژه بسیار فراوان است، برای مثال: اسراف در قتل، یعنی قصاص فرد یا افرادی غیراز قاتل (آل عمران: 3) که خود تجاوز از حد الهی قصاص است. بنابراین، مصرف هرگونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوع های گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است. در عین حال، برای ضابطه مند کردن تشخیص عرفی، معیارهایی ارائه شده است. اول اینکه، هرگاه مصرف کالا به گونه ای باشد که بخشی از آن هر چند اندک تضییع شود، اسراف خواهد بود. در این مورد امام صادق علیه السلام فرموده است:
 
میانه روی چیزی است که خدای بزرگ و والا آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش، حتی دور انداختن هسته (خرما و میوه) را ؛ زیرا آن نیز به کاری می آید و حتی دور ریختن ته مانده نوشیدنی ات را.
 
معیار دوم اینکه، هر گاه مصرف کمی یا کیفی کالا برای بدن زیان بار باشد، درصورت مصرف گونه ای از اسراف است. چنان که این مهم، از سخن امام صادق علیه السلام نیز به روشنی برمی آید: «در مصرف آنچه بدن را سالم نگاه می دارد، اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند».
 
استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز، به عنوان معیار سوم مطرح است، مانند خوردن بیش از اندازه نیاز یا ساختن منزلی بسیار وسیع که به همه آن به هیچ وجه نیازی نیست. این سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز ناظر به همین معیار است: «ما فوقَ الکَفافِ اِسرافٌ؛ بیش از اندازه کفاف، اسراف است».




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 1:34 PM 

چندسالی می‌شد که از کشور کویت برگشته بود. گاه‌گاهی متناسب با اهل مجلس خاطراتی از آن روزها را به عنوان نقل مجلس بر زبان می‌آورد. از بازاری که یک حجرة محقر در آن داشته است، از ارتباط با دوستان و تفریحات دوستانه، از ملاقات با امیر کویت به عنوان یکی از ایرانیان سرشناس ساکن کویت، از خورد و خوراک و پوشاک مردم و از خیلی چیزهای دیگر.

از جمله آنکه گفت: در برخی از مهمانی‌های طبقة اعیان، یکی از ملاک‌های افتخار آن است که پس از ناهار یا شام چه مقدار گوشت و مواد غذایی قابل مصرف در سطل زباله ریخته شده باشد! سیخ‌های کباب دست نخورده و ماهی‌های لابد سفید ( که در شب عید در خطة شمال هر کیلو تا یازده‌هزارتومان قد می‌کشد) و دیگر مواد غذایی.

من هم تعجب کردم، مثل شما که با خواندن این مطلب شگفت‌زده شدید. مرحبا بر کسانی که شناسنامة افتخار و مباهات آن‌ها را ته ماندة مواد غذایی‌شان صادر می‌کند!

اسراف، تبذیر، ریخت و پاش بی‌مورد، خرج کردن‌های بی‌برنامه، چشم‌و هم‌چشمی‌ها، تجمل‌گرایی و بالاخره بی‌توجهی به قناعت، اگر نگوییم یک بیماری روحی و روانی است، به طور قطع یک بیماری اجتماعی است که از یک سو معنویّت را در افراد می‌خشکاند و از سوی دیگر، می‌تواند به یک معضل برای جامعه تبدیل شود، خصوصاً زمانی که به عنوان یک فرهنگ معقول و یک هنجار اجتماعی مورد پذیرش قرار بگیرد.

شاید گفته شود در جامعه‌ای که درصد بالایی از افراد، زیر شاخص‌ فقر زندگی می‌کنند، چه جای سخن گفتن از اسراف و بریز و بپاش است؟ در چنین اجتماعی بایستی از فقر و نداری سخن گفت، نه از اسراف و تبذیر.

جواب آن است که اولاً اسراف و ریخت و پاش‌ خارج از ضابطه که گناه کبیره است، خاص ثروتمندان نیست و می‌تواند همة افراد را شامل گردد. ثانیاً سخن، مخاطب خود را پیدا می‌کند؛ چنان که آب، چاله را. طرح یک معضل و فرهنگ غلط اجتماعی، مخاطب خاص خود را نشانه می‌گیرد؛ همان‌طور که شاید تلنگر و تنبهی باشد بر کسانی آگاهانه یا غیرآگاهانه در آن معضل گرفتارند.

بر این اساس، نمی‌توان این نکته را منکر شد که فرهنگ اسراف و تبذیر و تجمل‌گرایی پایه‌های زندگی بسیاری از خانواده‌ها را در جامعة ما می‌لرزاند و از آنجا که بسیاری از آنچه مصداق بارز اسراف و تبذیر به حساب می‌آید، صورت نوعی ضرورت زندگی و استفادة معمولی از مواهب طبیعی را به خود گرفته، بیم آن می‌رود که افراد برای به دست آوردن این «ضرورت» و رسیدن به این «مواهب طبیعی» انجام دادن هرکار و چیدن هر تمهیدی را مباح بدانند. در همین نقطه است که اسراف و تبذیر شکل یک فرهنگ پذیرفته شده به خود می‌گیرد.

از سوی دیگر، اسراف و تجمل‌گرایی تنها به عنوان یک نقیصة اجتماعی مطرح نیست، تا گفته شود هرگاه سطح رفاه عموم مردم به نقطة مطلوبی رسید، اسراف و تجمل‌گرایی و تبذیر و ولخرجی منطقاً مجاز است؛ بلکه این مهم به عنوان یکی از گناهان کبیره در ضمن مباحث اخلاقی و در حقیقت در قالب یکی از عواملی که انسان را از رسیدن به تکامل معنوی باز می‌دارد مطرح است. نگرش به اسراف از این زاویه، اهمیت مطلب را دو چندان می‌کند.

معنای اسراف

شهید آیت‌الله دستغیب در کتاب ارزشمند «گناهان کبیره»، اسراف را به عنوان یکی از گناهان کبیره مورد بحث و بررسی قرار داده است.

«اسراف» به معنای تجاوز از حد و زیاده‌روی‌کردن است و آن یا از جهت کیفیت است که صرف کردن مال است در موردی که سزاوار نیست ... و یا از جهت کمیّت است و آن صرف کردن مال است در موردی که سزاوار است لیکن بیشتر از آنچه شایسته است و بعضی صرف مال را در موردی که سزاوار نیست، «تبذیر» گفته‌اند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار است، اسراف دانسته‌اند...1

اسراف و تبذیر در آیات قرآن و روایات ائمه(ع) مذمّت و نکوهش شده است.

چنانکه در آیة بیست و نه سورة مبارکة اعراف آمده است: «بخورید و بیاشامید، ولی از حد نگذرانید. به درستی که خداوند اسراف کنندگان (تجاوز کنندگان از حد) را دوست نمی‌دارد.»

هم‌چنین در سورة مبارکة مؤمن آیة سی‌وچهار به اسراف‌کنندگان و شک‌کنندگان، وعدة عقوبت و عذاب داده شده و در آیة بیست و هفت از سورة‌ مبارکة بنی‌اسرائیل در یک تشبیه زیبا و هشدار دهنده اسراف کنندگان، برادران شیطان خوانده شده‌اند.

در روایات صادره از معصومین(ع) نیز اسراف و تبذیر نکوهش شده؛ چنان‌که رسول اکرم(ص) فرمودند: «کسی که بنایی برای دیدن و شنیدن مردم می‌سازد، خدای متعال آن بنا را ... طوقی برگردنش کرده و او را به آتش می‌اندازد.» از آن حضرت سؤال شد منظور از بناکردن برای دیدن و شنیدن مردم چیست؟ حضرت فرمود: «بنایی است که زیادتر از احتیاج بسازد، بدان منظور که بر همسایگان و برادران دینی خود مباهات ورزد.»

در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «جز این نیست که خداوند، اقتصاد (میانه‌روی در مخارج زندگی) را دوست، و اسراف را دشمن می‌دارد...» 2

معیار و میزان اسراف

قبل از بیان مصادیقی از اسراف و تبذیر لازم است معیار و میزانی در این زمینه دانسته شود. به عبارت دیگر، دانستن این نکته لازم است که مرز میان اسراف و اقتصاد در زندگی و شاخص مخارج مجاز از غیرمجاز چیست؟ در برخی از روایات، شاخص‌های گویایی در این مورد عنوان شده‌اند. به سه معیار که در روایتی از امام علی(ع) آمده است، توجه فرمایید:

امام علی(ع) فرمود:«برای اسراف کننده سه علامت است: یکی آن که آنچه سزاوار او نیست، می‌خورد».

در روایت دیگر از امام صادق(ع) آمده است: «لباسی که برای حفظ آبرو و پوشیدن در انظار مردم تهیه کرده‌ای، هرگاه آن را در موقع کار کردن و جایی که مناسب آن نیست بپوشی، اسراف به حساب می‌آید.»

در این زمینه روایات دیگری نیز وارد شده که به همین مقدار بسنده می‌شود.

ملاحظه می‌گردد که شاخص‌ها و مرز اسراف از غیر اسراف در روایات صادره از امام علی(ع) در سه مقولة خوراک، پوشاک وخرید لوازم(که این خود دامنة وسیعی دارد) مشخص و محرز شده‌اند.

بیان این معیارها و میزان‌ها راه را برای تبیین و ترسیم مصادیق اسراف و تبذیر روشن می‌سازد. در این‌ خصوص، عرف و شرایط زمانی تعیین‌کننده است. مثلاً خریدن یک دست لباس گران‌قیمت از سوی فردی که درآمد او متوسط است، مصداق اسراف است؛ جمع‌آوری پول با مشقت فراوان و ترتیب دادن یک مسافرت خارج از کشور برای کارمندی که درآمد او در حد حقوق کارمندی است، اسراف و تبذیر محسوب می‌شود. خرید یک دستگاه کامپیوتر پیشرفته برای کارگری که هر صبح بایستی سرچهارراه چشم به راه کسب باشد (و آن هم یک خط در میان) مصداق بارز اسراف و تبذیر می‌باشد. هرگاه نیاز ضروری انسان با خرید یک دستگاه پیکان برآورده می‌شود، به آب و آتش زدن و جورکردن وام‌های بانکی با اقساط بالا (به اسم جعاله و مضاربه و ...) و خرید یک دستگاه پژو یا سمند و ... بدون تردید اسراف قلمداد می‌گردد. خرید مبلمان راحتی برای منزل برای به رخ کشیدن و چشم و هم‌چشمی اسراف خواهد بود. اختصاص دو و نیم میلیون تومان برای خرید لوازم چوبی منزل ـ از سوی عروس ( به عنوان جهیزیه) و یا از سوی داماد (در قالب شیربها) در حالی که ‌داماد بی‌کار است و این مبلغ می‌تواند سرمایة اولیه‌ یک تولیدی کوچک را برایش فراهم آورد، بدون تردید اسراف است.

خرید یک دستگاه تلویزیون رنگی دویست و پنجاه‌هزارتومانی برای یک کارگر که کل درآمد او یکصد و بیست هزارتومان در ماه می‌باشد و معمولاً نیمی از این مبلغ را دائم‌القسط است، اسراف و تبذیر است.

ده‌ها مورد دیگر را نیز که متأسفانه در زندگی بسیاری از افراد جامعة ما شکل ضرورت به خود گرفته است، می‌توان به عنوان مصادیق بارز اسراف و زیاده‌روی به حساب آورد.

نقش زمان در مصادیق اسراف

نقش زمان و عرف را نیز در تعیین مصادیق اسراف نباید از نظر دور داشت. به عبارت دیگر، اوضاع و احوال اقتصادی زمان، عنصر تعیین‌کننده‌ای در ترسیم اسراف و تبیین حد و مرز آن با ضرورت‌های زندگی است. مثلاً در زمان امام علی(ع) چه بسا نوع خاصی از پوشش، اسراف به حساب می‌آمد، در حالی که همان پوشش در زمان امام صادق(ع) نه تنها اسراف قلمداد نمی‌گردید؛ بلکه از حد عرف افراد معمولی نیز پایین‌تر بود. در این زمینه نیز سطح زندگی عموم افراد جامعه میزان و شاخص تعیین‌کننده‌ای است. حکایت زیر، گویای همین نکته است:

در زمان رسول خدا(ص) و امام علی(ع) عموم مردم در فقر و بی‌نوایی زندگی می‌کردند، در حالی که از زمان امام سجاد(ع) به بعد، اوضاع اقتصادی مسلمانان رونق قابل ملاحظه‌ای یافت. به اقتضای این پیشرفت اقتصادی، تغییری در نحوة زندگی و خوراک و پوشاک ائمه(ع) نیز پیش آمد. لذا برخی افراد ظاهربین از این بزرگواران سؤال می‌کردند که چرا لباس‌های فاخر پوشیده‌اند، در حالی که اجدادشان چنین لباس‌هایی نمی‌پوشیدند. جواب آن‌ها این بود که در زمان رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) فقر و بی‌نوایی عمومیت داشت و پوشش مناسب زمان آنان، همان بود که آن‌ها می‌پوشیدند، در حالی که در شرایط فعلی، وضع اقتصادی عموم جامعه در سطحی است که هرگاه لباس‌هایی هم‌چون لباس‌ اجدادمان بپوشیم، چه بسا مورد اهانت قرار بگیریم.

براین اساس، نمی‌توان شرایط زمانی و سطح عرف و معمول جامعه را به عنوان شاخصی برای تعیین حد و مرز اسراف نادیده انگاشت. این شاخص در مرکب،‌ خانه و سایر لوازم نیز تعیین‌ کننده است؛ اما بایستی متوجه بود که در مورد این شاخص، یعنی سطح اقتصادی عموم جامعه، مصادرة‌ به مطلوب و تفسیر به رأی صورت نگیرد؛ زیرا در این صورت به جای آنکه سطح اقتصادی متوسط افراد جامعه در نظر گرفته شود، یکی‌دو پله بالاتر می‌رویم. در این صورت غلتیدن در اسراف آن هم ناخواسته و البته براساس سهل‌انگاری دور از دسترس نیست.

طرح یک سؤال

باتوجه به آنچه گذشت، ممکن است این سؤال پیش آید که «شأنیتی» که در برخی روایات در تعیین حد و مرز اسراف عنوان شده (به طوری که هرگاه خوراک و پوشاک و لوازم زندگی هرکس متناسب با شأن اجتماعی و خانوادگی او نباشد، اسراف صورت گرفته است) آیا نوعی ایجاد طبقة اجتماعی نیست؟ به عبارت دیگر، چرا نوع خاصی از پوشاک و خوراک برای طبقة فقیر، اسراف به حساب می‌آید و طبعاً عقوبت او را به دنبال داشته باشد، درحالی که استفاده از همین نوع پوشاک و خوراک برای ثروتمندان مباح باشد؟ آیا این نکته نوعی تبعیض شمرده نمی‌شود؟

به طور اجمال می‌توان چنین گفت: که اولاً، استفاده از امکاناتی بهتر (اعم از خوراک و پوشاک و سایر لوازم زندگی) ذاتاً امتیازی ارزشمند نیست که ثروتمندان بر بی‌نوایان برتری داده شده باشند؛ ثانیاً ثروتمندان نیز در معرض اسراف و تبذیر قرار دارند (البته در سطحی بالاتر از زندگی فقیران) ثالثاً ادای چند نوع حقوق مالی بر عهدة ثروتمندان است، در حالی که عموم فقیران از ادای چنین حقوقی معافند. رابعاً در عالم خلقت، تفاوت وجود دارد تا از این رهگذر رگه‌های پویندة اجتماعی مستحکم گردد و این غیر از تبعیض و برتری قوم و قشری بر قوم و قشر دیگر است. البته جواب تفضیلی به این سؤال، مجالی بیش از این نوشتار می‌طلبد و موضوعاً مورد بحث این مقاله نمی‌باشد.

قناعت؛ راه حل

آنچه می‌تواند اسراف و تبذیر و تجمل‌گرایی را ابتدا از قلب افراد و سپس از دیوارة فرهنگ اجتماع بزداید، ترویج روحیة «قناعت» و «زندگی در مسیر اقتصاد و میانه‌روی» است.

این مهم می‌طلبد که از یک سو متاع ارزشمند قناعت در بازار دل‌ها رونق بگیرد و سپس در قالب یک فرهنگ اجتماعی به عنوان دارویی که بیماری اسراف را ریشه کن می‌کند، به تولید انبوه برسد.

رسول اکرم(ص) فرمود:«قناعت مالی است که تمام نمی‌شود»

هم‌چنین از آن بزرگوار وارد شده است: «به آنچه خداوند به تو داده است قناعت کن، تا حسابت در روز قیامت آسان گردد.» 3

نیز امام صادق(ع) فرمود: «در توانمندی به آن کسی بنگر که از تو پایین‌تر است؛ نه آن کس که از تو برتر است؛ چرا که این‌کار بیشتر تو را به قناعت وا می‌دارد.»

هم‌چنین از آن حضرت روایت شده است: «کسی که در معیشت خود میانه‌روی کند، من ضمانت می‌کنم که هرگز تهیدست نگردد.»

در این میان نمی‌توان نقش حاکمیت را به عنوان قوه و قدرتی که بار اصلی فرهنگ سازی بر عهدة اوست، نادیده گرفت؛ عملکرد و شیوة زندگی مسؤولان و فرهنگی که از این آبشخور ترویج می‌گردد، در گرایش مردم به اسراف و تبذیر و یا برعکس به قناعت و میانه‌روی در زندگی نقش اساسی دارد و از مهم‌ترین کانال‌هایی که این فرهنگ را در جامعه ترویج می‌دهد، رسانه‌های عمومی خصوصاً نقش صداوسیما است.

به‌راستی صدا وسیمای ما مبلغ کدام فرهنگ است؟ قناعت یا ...؟

تحلیل و چکیده

اسراف و تبذیر از گناهان کبیره‌ای است که در حوزة اجتماع به صورت گرایش به تجمل و رفاه‌طلبی جلوه می‌کند. اسراف به معنای زیاده‌روی در مخارج زندگی اعم از خوراک، پوشاک و سایر لوازم زندگی است و براساس سطح زندگی افراد تعیین می‌شود. چه بسا خرید نوعی لباس برای قشری اسراف و برای قشر دیگری اسراف نباشد. عرف جامعه و سطح اقتصادی عموم مردم شاخصی تعیین‌کننده برای این مهم است. چه بسا رویّه‌ای خاص در زندگی در یک عصر و دوره معمولی به حساب آید و در زمان دیگر اسراف قلمداد گردد.

در جامعة ما اگر چه سطح زندگی بسیاری از افراد در حدی متوسط دور می‌زند،‌ اما بیماری اجتماعی اسراف و گرایش به تجملات، بسیاری از افراد همین قشر متوسط را در جهنمی خود ساخته می‌آزارد. برای رهایی از این ورطه، ترویج فرهنگ قناعت و زندگی برمدارِ اقتصاد و میانه‌روی چارة کار است.

پی‌نوشت‌ها:

1. گناهان کبیره، ج 2، ص 103.

2. همان، ص 100.

3. بحارالانوار، ج 77، ص 187.

_____________

برگرفته از مجله دیدار آشنا شماره 51





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 2:34 PM 

 امروز یک نمودار ناب از اینفوگرافی سخنان مقام معظم رهبری در رابطه با اصلاح الگوی مصرف میزارم که شاید جایی پیدا نشه کرد
این نمودار رو می تونید پرینت بگیرید و در جاهای عمومی مثل مسجد،اداره و غیره می تونید نصب کنید.

نمودار را به صورت پی دی اف از لینک زیر بگیرید:

نمودار سخنان مقام معظم رهبری 




نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 2:29 PM 

 با سلام
مطمئنا بهترین مفسر نقشه راه در اصلاح الگوی مصرف مقام معظم رهبری(مدظله العالی) خواهند بود. برای همین نقشه راه در سخنان مقام معظم رهبری به صورت نموداری آماده شده که با کلیک کردن بر روی لینکهای زیر می توانید ببینید


>>>>>>>>>>>>
دریافت نسخه PDF نماز عید فطر/عدالت و پیشرفت،اصلاح الگوی مصرف [ حجم فایل : 181 کیلوبایت

دریافت نسخه PDF پيام به مناسبت آغاز سال 1388 / اصلاح الگوی مصرف [ حجم فایل : 115 کیلوبایت ]





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 2:14 PM 

« تبر »

به هیزم شکن ماهری کاری دریک تجارتخانه بزرگ چوب پیشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پیشنهادی و همه شرایط کار فوق العاده بود و به همین خاطر هیزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده.

کارفرما یه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد.

روز اول 15 تا درخت رو انداخت. کارفرما برای کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همینطوری ادامه بده... این تشویق باعث شد هیزم شکن تو کارش انگیزه بیشتری پیدا کنه

روز بعد هیزم شکن بیشتر تلاش کرد ولی این بار 10 تا درخت رو انداخت

روز سوم حتی از روز دوم هم بیشتر سعی کرد ولی فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنه

هر روز که میگذشت تعداد درختها کمتر میشد

با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست میدم

رفت پیش کارفرما و بهش گفت که چی شده و اینکه چقدر ناراحته

کارفرما گفت: آخرین بار کی تبرتو تیز کردی؟

هیزم شکن گفت: تیز؟؟؟ وقت نداشتم تیزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!!

گاهی تو زندگی لازمه که یه کم وایسیم و نگاهی به خودمون و داشته هامون بندازیم.. چیزایی که داریم همیشه کافی و کامل نیستن . کلید موفقیت اینه که هر چند وقت یه بار تبر وجودمونو تیز کنیم





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 2:13 PM 

 

فرادي كه دست خود را به گريبان خود ببندند، قدرت انفاق نخواهند داشت، افرادي كه همه دست خود را بگشايند چيزي براي آنان باقي نخواهد ماند. در اين صورت مورد ملامت ديگران واقع شده به اموالي كه ديگران بخشيده هان كمال نياز را پيدا ميكنند و ناچار با حسرت به آن خواهند نگريست.

امام صادق (ع) هر سه موضوع اسراف، امساك و اعتدال را به شيوه خاصي مجسم كرده است. امام در حالي كه اين آيه را تلاوت مي كرد در برابر يكي از يارانش قرار گرفته بود، در اين موقع خم شد و مشتي از ريگ هاي بيابان را برداشت و مشت خود را محكم گرفت به طوري كه دانه اي از آن به زمين نريخت و فرمود:

«هذا الاقتار الذي ذكرالله في كتابه»

«اين همان تقتيري است كه خداوند در قرآن خود بيان كرده است »

سپس مشت ديگري برداشت و دست خود را باز كرده همه را به زمين ريخت و فرمود: « هذا الاسرف» .« اين همان اسراف است». سپس مشت ديگري برداشت و قسمتي را ريخت و قسمتي را در دست نگاه داشت و فرمود: « هذا القوام». « اين همان ميانه روي است». كه روش عادلانه است كه خداوند از آن به قواما" ياد كرده است .

نه تنها ميانه روي در انفاق اساس زندگي است ، بلكه تعاليم اسلام بر اساس ميانه روي استوار مي باشد و از هر نوع افراط و تفريط جلوگيري مي كند.

بي نيلزي و داشتن زندگي در حد اعتدال و نياز ، جزء دستورات دين اسلام است و همه ، انسانها بايد در دنيا زندگي خوبي داشته تا احتياج به ديگران پيدا نكنند.





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 12:23 PM 

 

چه شخصیتی چه می خرد؟

خرید

یکی از رایج‌ترین و روزمره‌ترین کارهایی که اصلا به نظر خیلی از ما نمی‌آید، خرید و مصرف است. شاید بعضی‌هایمان از خریدهای روزانه فقط چانه زدن و تخفیف گرفتن را به یاد بیاوریم و کمتر به این فکرکنیم که پشت هر خرید و مصرف، الگویی نهفته است که تابع شرایط روان‌شناختی است. در سالی که تحت عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف» از آن یاد می‌شود، هفته نامه سلامت گفتگویی را در همین حیطه از نگاهی متفاوت با دکتر فربد فدایی، روان‌پزشک و مدیر گروه روان‌پزشکی علوم بهزیستی و توان‌بخشی، ترتیب داده‌است که خدمت شما ارائه می دهیم.

 

الگوی خرید و مصرف در کشورهای دیگر چه تفاوتی با کشور ما دارد؟

برحسب بررسی‌ها، مثلا در کشور آمریکا، دیده می‌شود که بخش عمده خریداران کادیلاک و دیگر خودروهای پر زرق و برق را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند زیرا آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تاثیر سازوکار دفاعی روانی جبران می‌کوشند جلب توجه کنند و به پندار خویش احترام و اعتبار اجتماعی به دست بیاورند. در حالی که افراد تحصیل‌کرده و با درآمد بالاتر عموما خودروهای متوسط یا کوچک سوار می‌شوند. در کل، می‌توان گفت احساس حقارت موجب تمایل به خرید وسایل گران‌قیمت و شاید هم غیرضروری می‌شود تا به صورت جبران، احساس حقارت در پوششی از ثروت پنهان شود. 

بسیاری از افرادی که شخصیت ناپخته دارند و بسیاری از کسانی که احساس زشتی می‌کنند، ناخودآگاه با خریدن و پوشیدن جامه‌های گران‌بها و مارک‌دار و آویختن طلا و جواهر می‌کوشند بر احساس نقص خود غلبه کنند.

بیماری‌های روانی چه تاثیری بر نحوه خرید کردن ما می‌گذارد؟

در اختلال شخصیت خودشیفته از آنجا که خودشان را بالاتر از دیگران می‌پندارند، مایل نیستند کالاهایی بخرند که عموم مردم استفاده می‌کنند و به دنبال کالاهای انحصاری و مارک‌دار می‌روند که اگرچه همان کارکرد کالاهای ارزان‌تر را دارد اما قیمتش چند برابر است. این گروه، حتی زمانی هم که به پزشک مراجعه می‌کنند، می‌گویند: «آقای دکتر! برای من نوع خارجی دارو را بنویسید. من داروی ایرانی استفاده نمی‌کنم!» مبتلایان به نابسامانی‌های شخصیتی به نام نمایشی نیز می‌کوشند با نمایش ظاهر و امکانات خود، از جمله پوشاک‌های گران‌قیمت و غیرعادی، یا آرایش غلیظ با لوازم آرایش‌ گران‌قیمت، توجه دیگران را به خود جلب کنند.

خرید در بیماران مبتلا به وسواس چه ویژگی‌هایی دارد؟

در اختلال‌ شخصیت وسواسی- اجباری (که البته با بیماری‌های وسواسی- اجباری متفاوت است)، فرد مبتلا به خساست بیش از حد می‌شود و به هیچ وجه حاضر به خرید کالای نو یا دور ریختن کالاهای کهنه و بی‌مصرف نیست و حتی دلش هم نمی‌آید از وسایل نوی خودش استفاده کند. از نظر مادی هم به خود و به اطرافیانش سخت می‌گیرد و با آنکه امکان کافی دارد اما ترجیح می‌دهد لباس‌های کهنه و پاره و وصله‌دار بپوشد و خیلی پایین‌تر از سطح امکانات خود زندگی می‌کند. اما در بیماری‌ وسواسی- اجباری، گاهی خرید اجباری که فرد می‌داند به آن نیاز ندارد، انجام می‌گیرد. برای نمونه، فرد وسواسی احساس اجبار می‌کند که از یک شی، چند نمونه کاملا یکسان را بخرد و اگر این کار را نکند دچار اضطراب و تنش می‌شود؛ مثلا یک خانم وسواسی ممکن است از یک مانتو چند عدد با رنگ‌ یکسان بخرد و سپس آنها را در کمد لباس خود انبار کند بی‌آنکه آنها را بپوشد.

در بیماران دوقطبی چه‌طور؟

در بیماری شیدایی- افسردگی (نابسامانی خلقی دو قطبی) معمولا ولخرجی و خریدهای غیرضروری و گزاف که با امکانات مالی فرد سازگاری ندارد و با نیازهای او نیز هماهنگ نیست و بذل و بخشش‌های نابجا از نشانه‌های بیماری محسوب می‌شود.

چرا برخی افراد هرجور کالای خارجی را به مشابه داخلی ترجیح می‌دهند؛ شما فکر می‌کنید چرا؟

البته گاهی ترجیح کالای خارجی ممکن است ناشی از توجیهات صحیح اقتصادی باشد. اما در خیلی از موارد هم گزینش کالای غیرخودی به جای خودی مصداق این ضرب‌المثل فارسی است که : «مرغ همسایه غاز است.» برای مثال، زمانی که یک ایرانی پوشاک محصول ایتالیا را ترجیح می‌دهد که خودش از ایران پوشاک وارد می‌کند، علت را فقط باید در احساس ناموجه حقارت، چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی، جستجو کرد که سبب شده است ایرانی نسبت به کالای تولید هم‌میهن خویش بی‌اعتماد باشد و با حقارت به آن بنگرد.

زمانی که یک ایرانی پوشاک محصول ایتالیا را ترجیح می‌دهد که خودش از ایران پوشاک وارد می‌کند، علت را فقط باید در احساس ناموجه حقارت، چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی، جستجو کرد

اغلب اختلالات روانی از دوران کودکی شکل می‌گیرد. آیا نحوه خرید کردن ما نیز به شرایط و نحوه رفتار والدینمان بستگی دارد؟

از جنبه فردی، در بسیاری از خانواده‌های ایرانی به جای تکیه بر توانمندی‌های کودک بر نارسایی‌های او تکیه می‌شود و مرتبا به او بی‌عرضه خطاب می‌شود؛ و کودک هم ناخودآگاه این برداشت را درباره خودش پذیرفته است و به همه ایرانیان هم تسری داده ! در نتیجه می‌بینیم او لباس‌ها و کفش‌های مثلا ایتالیایی و ترکیه‌ای را که بالاتر از همتای ایرانی آنها نیست بهتر می‌پندارد و ترجیح می‌دهد با پرداخت مبلغی گزاف آنها را به عوض جنس خوب و ارزان ایرانی بخرد.

در سطح اجتماعی،  زمانی که فرد به این تلقی رسیده باشد که علم و صنعت و فرهنگ اروپا یا آمریکا یا ژاپن یا حتی کره، برتر از کشور اوست و در نتیجه، مردم آن کشورها را ناخودآگاه برتر از خویشتن بپندارد، خواهد کوشید خود را به شکل و شمایل مردم آن کشورها دربیاورد.

 فروشندگان هم روان‌شناسی بلدند؟!

گاهی برخی فروشندگان از ضعف‌های شخصیتی بعضی‌ها برای رسیدن به سود بیشتر بهره می‌برند. به این معنی که چند کالای مشابه را با قیمت‌های متفاوت به خریدار عرضه می‌کنند و یا گاهی فروشنده بر مبنای نوعی روان‌شناسی عامیانه افراد را به خریدهای غیرضروری یا گران‌ ترغیب می‌کند. برای نمونه می‌گوید:‌ «مشتریان با شخصیت، این کالا را انتخاب کرده‌اند.» یا «برای شما این کالای گران‌قیمت که همه کس نمی‌تواند بخرد، مناسب است.» و یا: «ما این جنس را به همه‌کس نشان نمی‌دهیم و برای خریداران مخصوص نگاه داشته‌ایم!» گاهی نیز با نصب آینه‌های کمی مقعر که افراد را کشیده‌تر و لاغرتر نشان می‌دهد موجب افزایش خرید پوشاک در یک فروشگاه می‌شوند. استفاده از رنگ‌های ویژه برای کالاهای خاص و بسته‌بندی آنها نیز در فروش موثر است. برای نمونه، استفاده از رنگ‌های آبی و سفید برای کالاهای بهداشتی و مواد شوینده و رنگ‌های زرد و سرخ و قهوه‌ای برای مواد خوراکی و بسته‌بندی آنها موجب افزایش فروش این کالاها می‌گردد.

 

دکتر فربد فدایی- روانپزشک







  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5