نگاه صحیح
با نگاه صحیح به سمت اصلاح الگوی مصرف می رویم


نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:55 AM 

«اسراف » در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال و کلمه «تبذیر» از «بذر» به معنای تخم پاشیدن و یا ریخت و پاش کردن است . می شود گفت این دو کلمه قریب المعنی بوده و باهم مترادف هستند . اسراف اگرچه در هرکار ممکن است ولی معمولا زیاده روی در خرج معیشت را اسراف گفته اند که اینجا مورد بحث ماست . اسراف و تبذیر در نزد عرفا و عقلا بسی مذموم بوده و آن باعث ا ز بین رفتن حاصل دسترنج و درآمد و اندوخته زندگی انسان می باشد که متعاقبا گرفتاری، بدبختی و درماندگی به بار می آورد . اعجب العجائب این است که در زمان فعلی که اکثریت مردم، بلکه همه از وضع گرانی تورم و نارسائیها ناله بر آسمان بلند کرده از چگونگی معاش خود سخت ناراضی و ناراحت هستند، در چنین اوضاع و شرائط استثنائی عوض این که برای خلاصی از ورطه فشار گرانی به صرفه جوئی و قناعت توجه کنند، متاسفانه برعکس روز بروز بر اسراف و تبدیر خود می افزایند . در مصرف لباس، کفش، مبلمان منزل و سایر لوازم خانگی هرچند روز; مد و دکور عوض می کنند و یا در خوردنیها و نوشیدنیها زیاده روی بی حد و حساب روا می دارند مسافرتهای تقلیدی روی هوسبازیهای نابخردانه با هزینه های سرسام آور انجام می دهند و یا در مراسم عروسی و مراسم سرمزار اموات انواع خرجهای کمرشکن و غیر منطقی را بر خود تحمیل می نمایند و در اثر تقلید کورکورانه از گل بازی های این و آن تاج گلهای کذائی به بهای هنگفت تهیه دیده با چه تشریفات منفور در سر خاک متوفی له کرده و به هدر می دهند خانم های محترم چه پولهای کلان در طریق آرایش بی مورد و غیر معقول ابرو، لب، ناخن، مو، پوست و یا صحبت طولانی بی حد و حصر غیر ضروری در تلفن بدون توجه به اخلال وقت عزیز دیگران اندوخته های ارزشمند خود را برباد فنا داده و بدینوسیله گرفتاری، محتاجی و پریشانی را بر جان خود می خرند وااسفا تا چه حد مدپرستی، تجمل بازی و تشریفات نابجا بر رگ و ریشه مردم این زمان رسوخ کرده و گرفتاری خطرناکی را به ارمغان آورده که بلای خانمانسوز زندگی بشر گردیده است . امان از دست تقلید کورکورانه .

در این باره مولوی گوید:

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

البته تقلید از خیر و خوبی خوبست ولی تقلید از ضرر و بدی چقدر بد است درکتاب ارزشمند «مشکل اسراف » آمده است هزینه آرایش زنان ایرانی نسبت به پنجاه سال قبل هزاربرابر شده است .

«مک نامارا» (رئیس بانک جهانی) گفته است: 800 میلیون نفر در جهان گرسنه اند .

اطلاعات شماره 14214: هر شب یک میلیون نفر گرسنه می خوابند و سالانه بین 10 تا 20 میلیون نفر در جهان در اثر گرسنگی با علتهای منسوب به آن می میرند .

اطلاعات شماره 14835: در آمریکا زن و مردی دختر 12 ساله خود را به 30 هزار دلار فروختند و آن را خرج مبلمان اطاق و تعویض ماشین خود کردند .

کیهان شماره 8908: طبق آمار سال 1974 به موجب آمار گالوب 40 میلیون سگ منهای سگهای ولگرد بین خانواده های آمریکائی به اصطلاح متمدن زندگی می کنند آمریکائیها در پذیرائی سگ گوی سبقت را از همه ربوده اند هزینه کل نگهداری سگها در آمریکا سر به میلیونها دلار می زند درصورتی که هزینه تغذیه، استحمام و دارو و دکتر سگ و گربه می تواند شکم همه گرسنگان جهان را سیر کند .

خلاصه اینکه: اسراف در اسلام حرام است و از معاصی کبیره محسوب شده است کتاب آسمانی، «قرآن مجید» پانزده قرن پیش به ضرر و خطر اسراف توجه مخصوص داشته و به عبارت شیوا در مورد آن فرموده:

«... کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (سوره اعراف، آیه 30) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید مسلما او (خدا) اسراف کنندگان را دوست نمی دارد . اینجا به عبارت ظریف فرموده که مسرفین دشمن خدا هستند .

در جای دیگر فرموده: «ان المسرفین هم اصحاب النار» (سوره غافر، آیه 47): قطعا اسراف کنندگان اهل جهنم هستند . در این جمله ضمیر هم دلالت بر تاکید دارد یعنی مسرفین حتما در عذاب شدید جهنم خواهند بود . و در محل دیگر فرموده: «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین وکان الشیطان لربه کفورا» (سوره اسراء، آیه 30): مسلما اسراف کنندگان برادران شیاطین هستند و شیطان بر خدا کافر است .

و نیز قرآن مجید فرعون را از مسرفین یاد کرده است و در سوره بقره، آیه 138 آمده است: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و کان الرسول علیکم شهیدا» شما را آنچنان امت میانه رو قرار دادیم تا بر مردم دیگر الگو باشید و پیغمبر نیز بر شما الگو و گواه ماست .

علی علیه السلام می فرماید: «کن سمحا و لا تکن مبذرا و کن مقدرا و لا تکن مقترا»: بخشنده باش، ، اسراف کننده مباش، ، قناعت کننده باش ولی سختگیر و خسیس مباش .

حاصل این که: در راه زندگی همیشه معتدل و میانه رو باش تندروی و کندروی هر دو غلط است راه زندگی به راه این جهان بیشتر شباهت دارد در رانندگی اگر انسان تند و تیز رود احتمال خطر حتمی است و اگر کندروی کند به موقع به مقصد نمی رسد پس بنا به فرمایش گهربار پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله «خیرالامور اوسطها» بهترین کارها میانه رویست .

پس چگونه می توان به طور همه جانبه جلو اسراف را گرفت:

1 - به وسیله نیروی ایمان به خدا و معاد . البته کسی که بر وجود خدا و روز قیامت باور صددرصد داشته باشد، هیچگاه از دستورات خدا سرپیچی نمی کند و خود را گرفتار عذاب خدا نمی کند .

2 - از راه تبلیغ شفاهی و کتبی در مساجد و مدارس و محافل به وسیله مبلغین و معلمین و رسانه های گروهی و نصب تابلوها راجع به ضرر اسراف در معابر به طرق مختلفه که بایستی مجریان در این خصوص خود را در پیشگاه خداوندی مسؤول بدانند و به خصوص نسل جوان را تفهیم و کمال آگاهی را بدهند که اسراف چه ضررهای خانمانسوز برای خانواده ها فراهم می سازد و چه دودمانها و ملتها در اثر وابستگی و مصرفی بودن از بین رفته و مضمحل شده اند .

3 - ساده زیستن را باید به مردم تلقین نمود و زندگی مشعشع پیشوایان دین مثل پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام را به مردم الگو و سرمشق معرفی نمود .

4 - کم مصرف کردن را باید عادت داد . سعدی در کتاب خود آورده است: کسی را گفتند هیچ خبر داری حریر در بازار گران شده؟ او در جواب گفت: ما ارزانش می کنیم . گفتند: چگونه؟ در جواب گفت: نخریم و نپوشیم . و گفته اند سزای گرانفروش نخریدن است .

5 - مبارزه با اسراف . باید از طبقات بالا و از سازمانهای دولتی شروع شود تا دیگران از آنها پیروی و متابعت نمایند .

6 - فاصله گرفتن از مسرف و محدود کردن رفت و آمد با آنها و ایجاد تنفر از مسرف در جامعه . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
 
_______________
منبع:مجله مکتب اسلام، شماره 7 ( سال 76)، پزشکی، عزیز الله؛




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:53 AM 

تامین نیازهای واقعی بشر و دسترسی به رفاه اقتصادی الاترین هدف عدالت اقتصادی است. اما متأسفانه قرن بیستم شاهد پدیدة جدیدی در تاریخ اقتصادی بشر بوده که ((مصرف گرایی)) را بالاترین هدف در زندگی قرار داد و این روند در قرن بیست ویکم نیز همچنان با شدت بیش تر ادامه دارد. بنیاد جهانی سازی سرمایه سالارانه بر اساس ثروت و لذات جسمی و خوشی های حسی قرار گرفته است و این موارد تنها یا مهم ترین ارزش های ممکنی هستند که انسان غربی در راه تحققش تلاش می کند. مصرف هدف نهایی زندگی اقتصادی و اصل متعالی ((سعادت)) بنتامی مهم ترین توجیه کننده هر تلاش و کار بشری شد. همچنان که برترین فضیلت ها، دستیابی به بیش ترین درآمد و اشباع تمایلات شد. هر کاری که فرد برای دستیابی به این هدف انجام دهد مباح است؛ زیرا سود مخصوص به خود و در نتیجه در پایان کار، سود عموم را تحقق می بخشد. این فلسفه، سهم اساسی در انحطاط اینچنین اخلاقی در غرب داشت؛ انحطاطی که ممکن بود تا حد زیادی کاهش یابد، اگر اعتقادات دینی و ارزش های اخلاقی باقی می ماند و نقش پالایش اخلاقی اجتماع را ایفا می کرد. زادگاه این شیوه، زندگی آمریکایی است و لفظ ((آمریکایی)) روح آن را به بهترین شکل مجسم می نماید. ویکتور لِبو تحلیلگر خرده فروشی در دوره وفور آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، چنین اعلام می کند:
 
اقتصاد فوق العاده بارآور ما چنان می طلبد که ما مصرف را به شیوة زندگی خویش بدل کنیم، که خرید و فروش کالاها را به صورت آیین در آوریم. می طلبد که اقناع خود، اقناع روح خود را در مصرف بجوییم. ما نیازمند آنیم که چیزها مصرف شوند، بسوزند، فرسوده و تعویض شوند و با سرعتی رو به تزاید اسقاط گردند.
 
مطابق آمارهای سال 1992، در یک تقسیم بندی بوم شناختی، مردم دنیا در سه طبقه کلی جای می گیرند: ((جامعه مصرفی))، ((جوامع با درآمد متوسط و فقیران)). فقیران دنیا که رقم آنها 1/1 میلیارد نفر است، شامل همه خانوارهایی می شوند که متوسط درآمد برای هر عضو خانواده کمتر از 700 دلار باشد. اینان اغلب روستاییان افریقایی، هندی و سایر مناطق جنوب آسیا هستند. اینان تقریباً به طور انحصاری از غلّه، محصولات ریشه ای و بقولات تغذیه می کنند و بیش ترشان آب ناسالم می نوشند. این گروه بیش تر در کلبه ها و حلبی آبادها زندگی می کنند، پیاده مسافرت می نمایند و بیش تر دارایی آن ها از سنگ، چوب و دیگر مواد موجود در محیط محلی ساخته شده است. این یک پنجم جمیعت دنیا فقط 2 درصد از درآمد جهان را به خود اختصاص می دهد.
 
3/3 میلیارد نفر از مردم طبقه متوسط دنیا بین 700 تا 7500 دلار در ازای هر عضو خانواده درآمد دارند. اینان بیش تر در آمریکای لاتین، خاورمیانه، چین و شرق آسیا زندگی می کنند. این طبقه همچنین خانواده های کم درآمد در بلوک شوروی سابق و کشورهای صنعتی را نیز در بر می گیرد. به جز یک عده قابل توجه این قشر، دیگران اغلب رژیم غذایی مبتنی بر غله و آب دارند و در خانه های متوسط مجهز به برق، روشنایی، رادیو و به طور روز افزون یخچال و ماشین لباس شویی زندگی می کنند. اینان با اتوبوس، قطار و دوچرخه مسافرت می کنند و دارایی آن ها شامل ذخیره متوسطی از کالاهای بادوام است. این طبقه مجموعاً 33 درصد درآمد جهانی را به خود اختصاص می دهد.
 
حدود 1/1 میلیارد نفر، از اعضای ((جامعه مصرفی جهانی)) هستند که شامل همه خانوارهایی می شود که درآمد سرانة اعضای خانواده در سال از 7500 دلار بالاتر است. اعضای این ((جامعه مصرف جهانی)) از گوشت و غذاهای بسته بندیشده تغذیه می کنند و نوشابه و دیگر نوشیدنی ها را از بسته بندی های یکبار مصرف می آشامند. بخش عمدة اوقات خود را در ساختمان هایی به سر می برند که هوای آن کنترل شده است و به یخچال و ماشین لباس شویی، خشک کن و آب گرم فراوان، ماشین ظرف شویی، اجاق مایکروویو و بسیاری از دیگر وسایل برقی نو ظهور مجهز می باشند. اینان با اتومبیل و هواپیما مسافرت می کنند و گردشان را کالاهای کم عمر یک بارمصرف گرفته است. این جامعه مصرفی 64 درصد درآمد جهانی را کسب می کند (32 بار بیش از طبقات فقیر).
 
قسمت عمده آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و شهروندان سنگاپور، هنگ کنگ و شیخ نشین های نفتی خلیج فارس به این جامعه تعلق دارند. شاید نیمی از مردم اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع روسیه نیز جزو این جامعه باشند. همان طور که حدود یک پنجم مردم آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی و کشورهای تازه صنعتی شدة آسیا، مانند کره جنوبی، نیز در این گروه جای می گیرند.
 
البته تذکر این نکته لازم است که در این جامعه مصرفی 1/1 میلیارد نفری، سهم بیش تر اسراف و تبذیر از آن طبقات ثروتمند این جامعه است. ثروتمندان در مقایسه با مصرف کنندگان دیگر، پول بیش تری کسب می کنند. منابع طبیعی را بیش تر مصرف می کنند و نظام های بوم شناختی را بیش تر آشفته می سازند.
 
به هرحال، ظهور جامعه مصرفی را می توان از روی مصرف سربه فلک کشیده ای معلوم کرد که به صورت نماد عصر جدید درآمده است. از نیمة قرن بیستم، مصرف سرانه مس، انرژی، گوشت، فولاد و چوب در سراسر جهان تقریباً دو برابر، سرانة مالکیت اتومبیل و مصرف سیمان چهار برابر، سرانة مصرف پلاستیک پنج برابر، سرانة مصرف آلومینیم هفت برابر رشد یافته و سرانة مسافرت هوایی 33 برابر گردیده است. بهره کشی جامعه مصرفی از منابع طبیعی به صورت مصرف مسرفانة آب و غذا، استفاده تجملی از اتومبیل و هواپیما و بهره برداری سرسام آور از مواد آلوده ساز و دارای پیامدهای زیست محیطی مانند سیمان، فولاد و کاغذ، به خوبی در کتاب ((جامعه مصرفی و آینده زمین)) تبیین گردیده است. اما آن چه مهم است، این نکته می باشد که اقتصادهای جوامع مصرفی، به ویژه جوامع سرمایه داری صنعتی، تدارکاتی مصرف خود را نه فقط از منابع طبیعی خود، بلکه به طور عمده از منابع طبیعی جوامع غیر مصرفی (جوامع با درآمد متوسط و جوامع فقیر) تأمین کرده و این خطوط تدارکاتی جهانی داغ پاک نشدنی خود را بر اکوسیستم های خشکی می گذارند.
 
به هر تقدیر، جهان سرمایه داری با رفتارهای نابخردانة خود و مصرف بیرویة منابع سبب شده است که خاک تخریب شود، تنوع بیولوژیکی کاهش یابد، آب آلوده شود و هدر رود و خلاصه، کلّ اکوسیستم صدمه ببیند. این تمدن، طالب مصرف است و مشوّق آن. با ایجاد نیازهای کاذب، دل انسان ها را برای مصرف بیش تر به تپش می اندازد و بر شوق مصرف می افزاید.
 
اما بشریت باید تصویر روشن واقعیات را فراروی خود قرار دهد و به دنبال راه حل های مؤثری باشد که می توانند رفتارهای مصرفی و مخلّ به حال امروز و فردای کرة زمین را تغییر دهند. در این میان، آن چه اهمیت بیش تری دارد، تغییر در ارزش ها و نوع نگاه به انسان، طبیعت و کلّ هستی است. باید با این ایده فراگیر که ((بیشتر یعنی بهتر)) مبارزه کرد. مردم جوامع مصرفی می باید شیوه زندگی خاصی را در پیش بگیرند که نوعی برگردان از نظر فنی پیچیده الگوی زندگی کسانی باشد که هم اکنون در پله های پایین تر نردبان اقتصاد جای گرفته اند. پیشرفت های علمی، قوانین بهتر، تجدید ساختار صنایع، پیمان های جدید، مالیات های زیست محیطی و مبارزات گروه های مردمی، همه می توانند جامعه مصرفی را در رسیدن به این هدف یاری دهند. اما برای تأمین محیط زیستی که بتواند زندگی بشریت را تأمین کند، باید ارزش های خود را دگرگون کرد. ای.اف. شوماخر، نقاد اجتماعی در سخنرانی های سال 1977 خود در سراسر ایالات متحده، اظهار داشته است که:
 
فوری ترین نیاز زمان ما لزوم بازساخت ما بعد الطبیعه هست و خواهد بود و باید عالی ترین تلاش مان در راه روشن ساختن ایمان عمیق مان درباره مسئله آدمی باشد؛ این که انسان از کجا آمده است؟ هدف زندگی چیست؟
 
اسلام عزیز هدف زندگی را قرب به خدا تعیین کرده است و برای تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، آموزه های دینی به ما می گویند که تقوا کلید و جداکنندة حق و باطل است:
 
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً .
 
ای کسانی که ایمان آورده اید، ] اگر از مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی دهد ]روشن بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت[.
 
برخلاف عصر جهانی سازی سرمایه سالارانه که نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، توسط بیش تر مردم دنیا تشخیص داده نمی شود و مصرف گرایی از طریق ((جامعه مصرفی جهانی)) به دو جامعه دیگر متوسط و فقیر با تبلیغات و چشم و هم چشمی سرایت می کند، در عصر جهانی سازی مهدوی، حکمت و عقل عملی بشر در اثر تقوا به تکامل می رسد و مردم به آن روشن بینی خاص قرآنی می رسند. امام باقر(علیه السلام)در روایت ابوخالد کابلی میفرماید:
 
((اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم)).
 
هنگامی که قائم(علیه السلام) ظهور کند، شعاع نورانیت و هدایتش همة بندگان خدا را فرا میگیرد و عقول مردم متمرکز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار کامل میشود.
 
رفتار امام(عج) به عنوان انسانی کامل، به همراه یاران خالص و کامل خود در عرصه فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، به تدریج، نهادهای قدیمی ضعیف یا شیطانی را اصلاح یا تغییر داده و نهادهای جدیدی ابداع کرده و ساختارهای نوینی به وجود می آورد. آن ساختارها به تدریج، تعداد انسان های کامل و نخبه و نوآور را تکثیر نموده و این فرایند تأثیر متقابل نوآوران بر نهادهای قدیم و نهادهای جدید و بر افراد جامعه جهانی، اهداف جهانی سازی مهدوی را در زمینه تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، قوام بودن ((مال)) و مصرف به حد کفایت برای همگان، محقق خواهد ساخت. در آن عصر است که بشر قوام بودن مال را به طور کامل درک کرده و ارزش ها و نهادهای جدید قدرت، ترک اسراف و تبذیر را برای انسان ها امکان پذیر می کنند. هنگامی که قوام بودن مال به گونه ای صحیح درک شود، عقلانیت اقتصادی با ارزش های واقعی هستی هماهنگ شده و کارایی مطلق اقتصادی (کارایی بدون هزینه اجتماعی) تحقق می یابد. رسول خدا (ص) درباره درک عمیق آدمیان، حتی مجرمان و گنهکاران آن عصر نسبت به اموال می فرماید:
 
زمین بهترین چیزهایی که در دل دارد، بیرون می ریزد؛ مانند پاره های طلا و نقره. آن گاه قاتل می آید و چنین می گوید: برای این ها دست به قتل زدم و کسی که قطع رحم کرده است می گوید: این باعث قطع رحم شده بود. دزد می گوید: برای این دستم بریده شد. پس همگی طلا را رها می کنند و چیزی از آن بر نمی دارند.
 
معنی اسراف و قوام مال: در آیه ?وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسرِفُوا وَ لَمْ یَقْترُوا وَ کانَ بَینَ ذَلِک قَوَاماً? واژه های انفاق، اسراف و قوام را بررسی می کنیم.
 
((انفاق)) به معنی هزینه کردن و بذل و بخشش مال برای نیازهای خود یا دیگران است و می توان گفت این واژه اعم از انفاق اصطلاحی بوده و با مصرف در اصطلاح اقتصادی آن مترادف می باشد. در تفسیر اسراف و اقتار که نقطه مقابل یکدیگرند، مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر باز می گردد و آن این است که اسراف مصرف بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد و اقتار آن است که کم تر از حق و مقدار لازم بوده باشد.
 
کلمه قوام - به فتح قاف - نیز به معنای حد وسط و معتدل است و همین کلمه به کسر قاف به معنای مایه قوام هر چیز است. جملة بین ذلک متعلق است به قوام. بنابراین معنای آیه این است که بندگان رحمان انفاق می کنند و انفاقشان همواره در حد وسط و میان اسراف و اقتار است. امام صادق(ع) در یک تمثیل، میان سه حالت ((اسراف))، ((اقتار)) و ((قوام)) مقایسه مناسبی می نمایند. ایشان مشتی سنگریزه را گرفته و آن را در دست مبارک فشردند، به گونه ای که هیچ دانه ای از آن فرو نیفتاد. سپس فرمود:
 
((این رفتاری است که خداوند در کتاب خود، از آن به بخل یاد کرده است)). آن گاه دست خود را به طور کامل باز کرد، به گونه ای که هیچ ریگی در آن باقی نماند. بعد فرمود: ((این نیز اسراف است)). مشتی دیگر از ریگ برداشته و دست را به گونه ای گشود که مقداری از ریگ ریخت و مقداری در آن باقی ماند و فرمود: ((این است قوام و حدّ وسط)).
 
دربارة ملاک تشخیص قوام و حد وسط، برخی، از جمله مرحوم نراقی، در این باره قائل اند که:
 
ملاک تشخیص اعتدال و وسط، عرف است؛ زیرا مرجع در شناخت حقایق معانی لغوی مصادیق عرفی است و از نظر عرف، حد وسط عبارت است از هزینه کردن مال به اندازه نیاز و یا به مقداری که با موقعیت شخص تناسب دارد. بنابراین هرگونه هزینه و انفاق مال خارج از این دو ملاک رعایت نیاز و تناسب با موقعیت اسراف است؛ چه این که اتلاف و تضییع مال باشد، خارج از موقعیت فرد باشد و یا مورد نیاز نباشد.
 
به هر حال، محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانة اجتماعات بشری روشن می سازد که اگر ارزش های الهی حاکم شوند و این اسراف ها و شادخواری ها به صورتی درست و اصولی مهار گردد و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر، جلوی عیاشی و ریخت وپاش های بیش از اندازه گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تامین می گردد. مطالعه آمار و ارقام منتشرشده از طرف سازمان های خواروبار و تولید و مصرف جهانی، هم چنین آمارهای اقتصادی کشورها این موضوع را ثابت می کند که تنها از اضافه غذایی که در برخی کشورهای سرمایه داری در ظرف های زباله می ریزند یا مصرفی بیش از اندازه دارند و مواهب طبیعی را اسراف می کنند، می توان برخی کشورهای پرجمعیت جهان را به خوبی تغذیه کرد. در سال های اخیر، دنیا سالانه حدود 250 میلیون تن غله و دانه های غذایی تولید کرده و کشورهای توسعه یافته با داشتن تنها ربع جمعیت جهان، بیش از نیمی از این تولیدات را مصرف می کنند. حیوانات آن ها یک چهارم تمامی غله دنیا را می خورند که معادل است با غذای مصرفی 3/1 میلیارد از مردم چین و هند. در آمریکا برای سرسبز نگاهداشتن زمینهای گلف، چمن ها و قبرستان ها سالانه بیش از 2 میلیون تن کود شیمیایی از میان می رود و این مقدار برابر است با کمبود کود مصرفی در کشورهای عقب نگه داشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهای جهان سوم مصرف می شد، می توانست اضافه تولیدی برابر با 15 تا 20 میلیون تن غله داشته باشند. نمونه دیگر مصرف های اضافی و اسرافی هزینه های سرسام آور نظامی است. اکنون همة کارشناسان سرشناس و حتی کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگی بر بحران مالی جهان، جابه جا کردن اعتباراتی است که به هزینه های نظامی اختصاص یافته است. بر باد دادن بی حساب اعتبارات دولتی در راه سیاست های تسلیحاتی از عوامل مهم برانگیزنده مشکلات کنونی اقتصاد جهان است. این حرف را حتی می توان به شکل صریح تری بیان کرد: مسابقه تسلیحاتی راه را بر بهبود و رشد اقتصادی جهان می بندد. با هزینه تولید یک هواپیمای جنگی می توان حدود 000/40 داروخانه روستایی برپا کرد. هزینة تولید زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموعه بودجه های آموزشی 23 کشور رو به رشد با 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند.
 
_________________________________
منبع:دانشنامه حوزه نت




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:51 AM 

ضرورت بازگشت به الگوهاى مصرف اسلامى

استفاده صحیح از نعمت هاى الاهى از بزرگترین دغدغه هاى پیشوایان دین بوده است . از این رو ست که سیره مصرفى اهل بیت(ع) مشاهده مى شود که ایشان «دورى از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاکید ایشان بوده است . این در حالى است که پیروان ایشان در کشورى اسلامى چون ایران امروزه گرفتار اسراف و تبذیر و مصرف گرایى شده اند. ما را چه شده است که امروزه ایران و ایرانیان را در شمار مصرف گرا ترین مردمان محسوب مى کنند؟!

با نگاهى به آمار مقایسه اى مصرف ایران با دیگر کشورها؛ به ویژه کشورهاى پیرو مکاتب مادى گرا و دنیا طلبى چون فرانسه ،چین، ژاپن و آمریکا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفى اسلام و پیروى از الگوهاى مصرف اسلامى رخ مى نماید .

بر اساس گزارش موسسه «مارکت اوراکل»، ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختى به این کالا نخستین کشور در میان کشورهاى جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاى بنزینى در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است، در حالى که متوسط مصرف سوخت در کشورهاى دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است. هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر مى شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانى یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفى جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر مى شود. یعنى ایران در مقایسه با میانگین جهانى 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف مى کند. هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف مى شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص مى یابد. در حالى که در صورت مصرف استاندارد، ایران مى تواند یکى از صادر کنندگان بنزین باشد.

سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانى، حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهاى اروپایى نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در

سال است، بیش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طى پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جارى این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طى 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان، میزان یارانه پرداختى به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.

براساس گزارش صندوق بین المللى پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژى با رقم 37 میلیارد دلار مى باشد . مصرف سرانه انرژى در ایران به ازاى هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشورى مانند اندونزى با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژى در ایران با بسیارى از کشورهاى جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .

در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژى به ازاى هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهاى صنعتى است که در بعضى از شهرهاى کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر مى رسد.

تبریزى مدیرعامل سابق شرکت ملى پالایش و پخش فرآورده هاى نفتى در خصوص میزان مصرف گاز ایران گفته است: ایران بعد از کشورهاى امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعى در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینى مى شود در سال 2012 میلادى میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال هاى آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعى در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالى است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگى تعلق داده است.

الگوى مصرف آب آشامیدنى بر اساس اعلام بانک جهانى براى یک نفر در سال، یک متر مکعب و براى بهداشت در زندگى به ازاى هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوى جهانى آب مصرف مى شود! از نظر مصرف برق هم، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست، و دولت سالیانه یارانه 4 هزار میلیارد تومانى براى برق در نظر مى گیرد. دکتر داوودى معاون اول رئیس جمهور در همایش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ایرانى ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرم است در حالى که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم مى باشد، و نیز تحقیقات کارشناسان نشان مى دهد ایرانى ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانى روغن مصرف مى کنند، و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانى است.

همانطور که مشاهده مى کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش هاى مختلف با سایر کشورها، نشان دهنده وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالب تر اینجاست که سالیانه نزدیک به 12/2 هزار میلیارد تومان یارانه واقعى و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت مى کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزى در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.

گذشته از آمارهاى فوق، فقدان مدیریت صحیح زمان و صرف بى رویه عمر در صف ها، ترافیک ها ،مسافرت هاى غیر ضرورى، و گذراندن عمر در برنامه هاى غیر مفید براى دنیا و آخرت؛ از دیگر مواردى است که در مقایسه با دیگر ملت ها و کشورها، مصرفى بى رویه داریم. چنان که مشهور است، کار مفید کار گران و کارمندان ایرانى نسبت به برخى کشورها بسیار کم تر است.

در حقیقت صرفه جویى در استفاده از نعمت هاى خداوندى، امرى است که در مکتب اسلام بدان اهتمام بسیار است . این در حالى است که پیروان مکاتب مادى گرا و دنیاپرستى چون مکاتب لیبرالیسم و کمونیسم در کشورهاى چین و فرانسه و آمریکا و ....؛ بیش از پیروان مکتب اسلام به الگوهاى مصرفى اسلام پایبند هستند. از این رو ست که باید به الگوهاى مصرفى اسلامى بازگردیم و پرونده مصرف گرایى خود را مورد تجدیدنظر قرار دهیم . تحقق واقعى فرمایشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالى)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعى و ملى محسوب مى گردد. لذا باید گام هاى عملى در اصلاح الگوهاى مصرفى خود برداریم، تا خود را به الگوهاى مصرفى اسلامى نزدیک تر کنیم. بدین سان نباید خودمان

را با برگزارى چند سمینار وکنگره در این خصوص، سرگرم کرده؛ از اصل پیام مقام معظم رهبرى غافل شویم.

مصرف بى رویه چیست؟

مصرف به معناى استفاده از آن چه در اختیار انسان است، بوده و مصرف بى رویه را مى توان استفاده نا به جا و نامناسب تعریف کرد. تعبیر مصرف بى رویه در برابر تعبیر مصرف بهینه است . معیار مناسب و بهینه بودن مصرف را مى توان بر اساس اصول مصرفى اسلام و شرایط زمانى و مکانى تبیین نمود. گفتنى است، الگوى مصرف در کشورهاى مختلف بسته به فرهنگ ها و سنت هاى مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوى مصرف در جامعه ما از دیرباز مترادف با اصول مصرفى اسلامى چون قناعت، خوددارى از اسراف بوده است. بدون تردید اصلاح الگوى مصرف در کشور ما به معناى ترویج و جامعه پذیرى الگوى مصرف ایرانى-اسلامى است.

از سوى دیگر، کشور ما امروز نیازمند تولید ثروت است و تحقق این مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوى مصرف در کشور است. خط کش مدرج توسعه یافتگى واقعى، نشان مى دهد که بین مصرف گرایى و تولید ثروت در یک جامعه رابطه عکس وجود دارد. اگر امروز بازارهاى جهانى در چنبره مصنوعات چینى و ژاپنى قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان این کشورهاست. پرهیز از مصرف گرایى در کشورهایى مثل چین، ژاپن و برخى از کشورهاى بزرگ اروپایى که اقتصادهاى بزرگى دارند کاملا مشهود است. انقلاب اسلامى به مردم ما یاد داد که با فرهنگ صرفه جویى و قناعت مى توان بر تمام مشکلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سیاست هاى غلط اقتصادى و فرهنگى سال هاى پس از جنگ تحمیلى و به تبع آن تغییر ذائقه مردم؛ و همچنین رویکردهاى جدید دشمن در مقابله نرم افزارى با انقلاب اسلامى به یک باره تمام دستاوردهاى ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار دیگر تجمل گرایى، مصرف گرایى و اسراف در کشور ترویج شد. این در حالى است که عمده پیشرفت هاى کشورهایى مثل ژاپن، کره جنوبى و... بر شالوده تجربیات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ دیده صورت گرفت. در واقع باید اذعان کنیم ما پس از جنگ به دلیل سیاست هاى غلط یک فرصت تاریخى را از دست دادیم. اما امروز به واسطه عزم جدى مسئولان کشور و یک صدایى دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادى در تمام زمینه ها؛ بار دیگر این فرصت احیا شده است که، فرهنگ صرفه جویى و قناعت ترویج و ترمیم گردد. رمز تولید ثروت در یک کشور پرهیز از مصرف گرایى است و کشورهایى به دام تجمل و اسراف مى افتند که تولید در فرهنگ عمومى آنها جایگاهى ندارد. امروز به ضرس قاطع باید تاکید کرد راه پیشرفت کشور همان گونه که مقام معظم رهبرى فرمودند، پرهیز از اسراف و ترویج الگوى مصرف بومى و اسلامى است.

در حقیقت مصرف بى رویه خود مانع بزرگى در برابر رسیدن به اهداف چشم انداز جمهورى اسلامى است. دست یابى به پیشرفت، صرفا با ساخت صنایع بیشتر و امکانات، امکان پذیر نیست . در حال حاضر وضع به گونه اى است که، گویا قرار است ایران با رسیدن به درجات بالاى پیشرفت، به درجه اول مصرف گرایى نیز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگى نیز، نیاز به توسعه آموزه هاى فرهنگ اسلامى در میان نیروى انسانى پیشرفت ساز است. در حقیقت بایست آموزه ها و اصول مصرفى اسلام را بازخوانى کرده، بار دیگر مردم را بدان توجه داد. از این رو به بررسى اصول مصرفى از دیدگاه اسلامى مى پردازیم.

نگاهى به اصول مصرفى اسلام

1. پرهیز از اسراف

اسراف چیست؟

اسراف در لغت به معناى ولخرجى، بى اعتدالى و تجاوز از حد است(1). و در اصطلاح عملى است خارج از حدود و موازین مشروع و معقول باشد . از این رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسیر نادرست اسراف نامیده مى شود. امام على (ع) در روایتى بد ترین نوع مصرف را اسراف مى دانند(2) و در روایت دیگرى مى فرمایند: « واى بر اسرافکار، که( با اسراف) خود چقدر از صلاح خویش دور شد»(3) مى توان مصادیق اسراف را چنین بر شمرد:

1. استفاده نامناسب از اموال شخصى

استفاده نامناسب از اموال را مى توان در چندین صورت اسراف تلقى کرد.

الف- ضایع کردن مال و بیهوده تلف کردن آن، اگر چه کم باشد از بارزترین مصادیق اسراف است مانند بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى در محیط کار، دور ریختن غذا و میوه به بهانه استفاده از آن . نقل شده است که

امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى که بطور کامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد. ایشان با دیدن میوه نیم خورده خشمگین شده و (با عتاب) فرمودند: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به کسى بدهید که نیازمند آن است.(4)

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى کنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى کنیم؟ چرا در استفاده از کاغذ، لوازم التحریر، دستمال کاغذى زیاده روى مى کنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى کنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه نگهدارى آن اصول لازم را به کار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ولو با درآمدهاى خود با استفاده از ابزار و لوازم لوکس ضایع مى کنند؟ چرا الگوهایى که در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملکرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یک زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى کشد؟ و ده ها چراى دیگر که همه روزه با آن برخورد داریم. امام صادق(ع) مى فرماید: «میانه روى در زندگى چیزى است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد، چرا که آن هسته به کار مى آید. یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد».(5)

در روایتى امام موسى کاظم (ع) در پاسخ به این سئوال که» آیا اگر کسى ده پیراهن داشته باشد اسراف کرده است ؟»، پاسخ منفى داده مى فرمایند: «لا، و لکن ابقى لثیابه و لکن السرف ان تلبس ثوب صونک فى المکان القذر»(6)؛ اسراف آن است که لباس فاخر خود را در مکان آلوده و کثیف بپوشى. آرى ! استفاده نا بجا از امکانات زندگى مانند لباس، غذا و ... نیز اسراف است .

یکى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است که در مصرف و استفاده از بعضى امکانات « شان و موقعیت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاک اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زمانى و موقعیت اقتصادى و اجتماعى فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زیور آلات را در شان و جایگاه همسر منوط کرده است. البته باید توجه داشت که وسعت و سادگى چیزى است، و تجمل پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مسئله اى که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که بهره بردارى از نعمت هاى الهى، چنان چه از حد طبیعى فرد منزلت اجتماعى او بگذرد، اسراف است. استفاده از امکانات در حد اعتدال پسندیده است و چه بسا کمتر از این حد در مورد بعضى افراد، مصداق بخل باشد. حضرت على (علیه السلام) درباره نشانه مسرف مى فرماید: «للمسرف ثلاث علامات: یاکل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له»؛ اسراف کار سه ویژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد، بیش از شأن خود مى پوشد و بیش از منزلت خود خریدکند.

در این بحث نباید غافل بود که برخى براى توجیه ولخرجى ها و چشم و هم چشمى هاى خویش، شان و منزلتى ساختگى براى خویش مى سازند . لذا باید از تقلید کور کورانه از دیگران پرهیز نمود. در تعابیر اسلامى حدى را که براى مسکن معین کرده اند این است که به اندازه «کفایت» و «کفاف» آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمان ها و مناطق متفاوت است. در عین حال این امر باید به گونه اى باشد که از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نکند. حضرت على(علیه السلام) در بیان حد لباس انسان هاى باتقوا مى فرماید: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشیدن متقین در حد اعتدال و میانه روى است. نه لباس هاى قیمتى مى پوشند و نه لباس هاى ژولیده و پست. بلکه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاکیزه و متین دارند.(7)

ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى، در صورتى که مضر باشد.

امام صادق (علیه السلام)مى فرماید: «انما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن»(8) اسراف در چیزى است که موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسیب رساندن به بدن را مى توان در مواردى چون استعمال دخانیات، نوشیدنى ها و تنقلات مضر، جراحى هایى مانند جراحى هاى زیبایى و مانند آن صادق دانست .

البته مواردى مانند جایى که درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه زیاد نیاز دارد، باید هزینه کرد و به یقین اسراف نخواهد بود.

ج- صرف مال در مصارفى که شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.

استفاده اموال در مسیر حرام ناسپاسى بزرگى است که نعمت پرروده اى چون انسان به نعمت رسانى چون رازق هستى، دارد. «لئن کفرتم ان عذابى لشدید»(9). بزرگ ترین اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.

2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر

نوع دیگرى از اسراف، اتلاف بیهوده عمر است. امروزه عمر بسیارى از مردم به سبب دور

شدن فاصله ها، به ویژه فاصله محل کار تا محل سکونت، موجب شده است که عمر بسیارى از مردم در طى این فاصله ها به هدر رود. در این میان ترافیک، نیز عمر بسیارى از مردم را به خود اختصاص مى دهد. برخى از شهروندان تهرانى 3 الى 4 ساعت از وقت خود را در خیابان ها مى گذرانند.

3. استفاده نا مناسب از امکانات اجتماعى

امکانات اجتماعى، اعم از آب ،برق، گاز، بنزین، تلفن، نان ارزان و ... از نعمت هاى بزرگى است که در کشور اسلامى ما مورد استفاده همگان است. اما متأسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در این زمینه ها هستند. چنان که در آمار ذکر شد، بسیارى از کشورهاى غیر مسلمان در صرفه جویى و خوددارى از اسراف در آن ها، بیش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حدیثى از رسول اکرم(ص) آمده است که « لا خیر فى السرف» خیرى در اسراف نیست. امام موسى کاظم(ع) مى فرمایند: «هر آن کس که مال دارد، از نابود کردن آن برحذر باشد. به درستى که مصرف مال در راه نا مناسب تبذیر و اسراف است»(10) امام صادق علیه السلام مى فرماید: «ان مع الاسراف قلة البرکة»(11) بدرستى که اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است.

در یک بررسى کوتاه مى توان به کارهاى اسراف گونه بسیارى از مردم در جامعه ایرانى پى برد. گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران، حدود3 میلیون «دور ریز» مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبک متفاوت را 150 گرم فرض کنیم، در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهیم داشت که از کانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراک دام و طیور مى رسد ،(که آن هم براى دام بدون اشکال بهداشتى نیست). با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان کرد. و یا گرسنگان بسیارى را در سطح جهان سیر کرد.

این روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزین و دیگر امکانات اجتماعى جارى است . آیا این قدر استفاده بى رویه و مصرف نادرست امکانات اسراف نیست؟

2. صرفه جویى و میانه روى

از دیگر اصول مصرفى در اسلام صرفه جویى و اعتدال در مصرف است . این اصل در برابر اسراف و مصرف بى رویه قرار دارد. امام کاظم علیه السلام مى فرماید:» من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هرکس که در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه کند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر کس که تبذیر و اسراف کند، نعمت از او گرفته مى شود (و فقیر مى گردد) . آن گاه که نعمت ها کاهش یابند و روحیه خودکفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمى روى آورد. به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیت خویش را از دست خواهد داد. در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «کسى که اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقیر نمى شود»(12) باید برحذر بود از روزى که اسراف و مصرف بى رویه امکانات زندگى موجب نیازمندى مردم مسلمان ایران به کفار گردد که آن گاه به تعبیر روایت دعاى ما مستجاب نخواهد شد . امام صادق (علیه السّلام) مى فرمایند: « چهار گروه هستند که دعاى آنها مستجاب نمى شود ... 3. کسى که داراى ثروتى باشد و آن را تباه نماید و بگوید خدایا بمن رزق و روزى بده که خداوندمى فرماید: مگر من به تو دستور ندادم که در زندگى اقتصاد و اعتدال و شایستگى داشته باشى؟ سپس حضرت این آیه 67 را قرائت فرمودند که خداوند متعال در سوره فرقان فرماید: «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً». بندگان خدا کسانى هستند که به هنگام انفاق نه اسراف مى کنند و نه کم روى و میان این دو حالتى متوسط و معتدل دارند»(13).

بنابراین از مهم ترین اصول مصرفى دین مبین اسلام میانه روى در مصرف و رعایت اعتدال است. بر این اساس لازم است که مصرف معتدل و مناسب ترین الگوهاى مصرف در هر چیزى معرفى گردد و مردم به رعایت این الگوهاى ترغیب و تشویق شوند. ضمن این که از اسراف کاران و کسانى که بیش از الگوى مصرف، مصرف مى کنند؛ نباید حمایت نمود. از این رو حذف یا کاهش یارانه اسراف کاران راه حلى منطقى به نظر مى رسد.

3. قناعت محورى

قناعت اصل دیگرى است که همواره در منابع اسلامى مورد تاکید ویژه قرار گرفته است . قناعت به معناى قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روى نداشته ها است . در ارشاد القلوب آمده است در تفسیرآیه «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً» (او را به زندگى خوش و گوارا

زنده مى گردانیم) مراد از این زندگى، قناعت است که باو مى دهیم . قناعت چنان نعمت حیات بخشى است که سلیمان نبى آن گاه که از خدواند ملک عالمیان را خواست، و فرمود:» رَبِّ اغْفِرْ لِى وَ هَبْ لِى مُلْکاً لا یَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِى « بنا به گفته تفاسیر از خداوند قناعت خواست. سلیمان با فقیران مى نشست و مى گفت فقیرى در جرگه ى فقیران نشسته.آرى ! قناعت قدرت و ملک آدمى را افزون مى کند. از این روست که در روایتى از امام صادق (ع) قناعت به گنجى تمام نشدنى تشبیه شده است . در حقیقت قناعت مانع از مصرف بى رویه و بى حساب شده موجب استفاده بهینه از دارایى هاى آدمى است .

اگر مردم کشور اسلامى ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستى و زیاده خواهى فاصله گرفتند، روند فزاینده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاى استفاده بى رویه از امکانات و نعمت هاى خدا دادى، از آن ها براى پیشرفت اقتصادى بیشتر مدد مى گیرد. براى درک ظرفیت بالاى اصل قناعت در میان اصول مصرفى اسلام توجه به این خبر جالب به جاست . بنا به گزارش واحد مرکزى خبر، در چین به دلیل قناعت بسیار مردم و به ویژه هفتصد میلیون روستایى، مصرف کالاهاى چینى در خود چین بسیار اندک است . از این رو، دولت چین براى فروش کالاهاى خود به شهروندان خود، طرحى را در پیش گرفته است که مصرف گرایى را در این کشور افزایش دهد تا کالاهایش روى دست تولید کنندگان نماند. جالب این است که دولت با تخفیف هاى ویژه سعى دارد که پس اندازهاى ده ها میلیون چینى را با وسوسه ایشان به خرید محصولات، به جیب سرمایه داران و تولید کنندگان بریزد . تا جایى که متقاعد کردن این جمعیت انبوه به خرج کردن پس اندازهایشان به عنوان طرحى سرنوشت ساز براى اقتصاد این کشور شده است. (14)

نکته جالب توجه در این خبر آن است که در این کشور بر خلاف ایران مردم آن قدر، قانع و کم مصرف هستند که سرمایه داران سعى در تبلیغ مصرف گرایى براى از بین بردن الگوهاى مصرف دارند. این در حالى است که در حقیقت یکى از عوامل پیشرفت کشورى پرجمعیت مانند چین پرهیز از مصرف گرایى و رعایت الگوى مصرف صحیح با تکیه بر قناعت است. سعدى به جا گفته است که :

قناعت توانگر کند مرد رخبر کن حریص جهانگرد را

قناعت کن اى نفس بر اندکىکه سلطان و درویش بینى یکى

چو سیراب خواهى شدن ز آب جوى چرا ریزى از بهر برف آبروى

نمونه هایى از الگوهاى مصرفى در روایات

در منابع روایى شیعه در مورد مصرف برخى امکانات توصیه هاى خاصى وارد شده است که نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحیح دارد. به نمونه هایى از این موراد اشاره مى شود:

1.مصرف صحیح آب

در مورد سیره مصرفى رسول اکرم (ص) آمده است که ایشان با یک «مد» آب (تقریبا ده سیر) وضو مى گرفت و با یک «صاع» (تقریبا سه کیلوگرم) از آب غسل مى کرد.(15)

«راوى مى گوید: به ابو جعفر باقر(ع) و یا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براى غسل جنابت چند پارچ آب کافى است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با یک طشت آب، غسل مى کردند که پنج پارچ آب ظرفیت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه پارچ آبى داشت که بیش از یک کیلوگرم ظرفیت داشت. آن پارچ را پر آب مى کرد و وضو مى گرفت و مقدار کمى از باقیمانده آن را مى نوشید. طشت آبى داشت که پنج پارچ ظرفیت آن بود، آن طشت را پر آب مى کردند و با همسرش دو نفرى غسل مى کردند. موقعى که رسول خدا به تنهائى غسل مى کرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مى ریخت و با آن آب غسل مى نمود».(16)

با توجه به این که وضو و غسل از مهم ترین اعمال عبادى مسلمانان است، محدوده مصرفى آب بسیار ناچیز توصیه شده است . این در حالى است که، متأسفانه، برخى مسلمانان براى مصرف آب بسیار غیر مهم تر آب بسیارى مصرف مى کنند.

2. مصرف صحیح مواد غذایى ونان

مواد غذایى، اعم از نان، غذا ، میوه و سبزیجات است که اسلام نسبت به هر کدام توصیه هاى تغذیه اى دارد . اما آن چه در همه این توصیه ها مشترک است، پرهیز از زیاده روى در مصرف آن ها ست . به عنوان مثال از دور ریختن نان ، میوه و غذا نهى شده است و توصیه به استفاده بهینه و حداکثرى از آن ها شده است . در سیره امام سجاد(ع) آمده است که هر گاه ایشان مى دیدند نانى در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم کش مورچه اى بود، از وعده غذایى خانواده اش به اندازه آن مى کاست.(17) در روایات بر مصرف ریزه هاى نان و غذا توصیه بسیارى شده است . از باقى گذاشتن میوه و استفاده از نیم خورده آن توصیه شده است . از دعوات قطب راوندى نقل شده است که، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «هر که یک لقمه افتاده یافت و آن را خوب پاک کرد و خوب شست و خورد، در درونش

جا نگیرد تا خدایش از دوزخ آزاد کند»(18). در محاسن از امام صادق ( علیه السّلام) نقل شده است: که هر که میوه یا تیکه نان که روى زمین افتاده برگیرد و پاک کند و بخورد در درونش جاگیر نشود، جز این که، بهشت او را بایست گردد».(19)

از سوى دیگر، پر خورى و زیاده روى در مصرف مواد غذایى نهى شده است. چنان که امام باقر(ع) فرموده اند: «هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از شکم پر نیست»(20). لذا از آداب غذا خوردن دست کشیدن از غذا پیش از سیرى است: امام رضا(ع) در این باره مى فرمایند: «و ارفع یدیک من الطعام و یک الیه بعض القرم و عندک میل فإنه اصلح لمعدتک و بدنک و اذکى لعقلک و اخف على جسمک»(21). در حالى که هنوز گرسنگى باقى و میل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار که این چنین غذا خوردن براى معده و بدن اصلح و براى عقل پاکیزه تر و بر جسم و تن بارى سبک تر است.

سخن آخر

با توجه به شرایط فعلى ایران اسلامى، نیاز جدى براى ترویج اصول مصرفى اسلامى احساس مى شود. چرا که با فرهنگ عمومى مردم سازگار تر است . بنابراین بازخوانى و بازگویى آموزه هاى مصرفى اسلام، نقش بسزایى در اصلاح الگوى مصرفى مردم دارد. براى رسیدن به این هدف بایست نهادهاى فرهنگى و رسانه ها، با برنامه ریزى در این زمینه ، اقدام به تولید محصولات و بسته هاى فرهنگى با زبانى نو نمایند. اصلاح الگوى مصرف از طریق تکیه بر اصول مصرفى اسلام ؛چون قناعت، پرهیز از اسراف، میانه روى و اعتدال در مصرف؛ یکى از بزرگ ترین گام هایى است که در مسیر توسعه و پیشرفت پایدار، برداشته خواهد شد.

پى نوشت ها:

1. فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیاح، ج 1 ص659 .

2. غررالحکم، اسراف.

3. غررالحکم، همان.

4. مستدرک الوسایل، کتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61

5. حر عاملى، وسایل الشیعه، ج 15، ص 257 . بحار النوار ج71 ص346.

6. بحار الانوار ج 79، ص 317 .

7. نهج البلاغه، خطبه متقین ،خطبه 193، محمد دشتى.

8. کلینى، کافى، ج 4، ص 54.

9. ابراهیم، 7 .

10. بحار ج 78 ،ص 377.

11. وسایل الشیعه، ج 15، ص 261.

12. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 343.

13. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 340.

14. واحد مرکزى خبر، 1/2/88.

15. سنن النبى صلى الله علیه و آله.

16. گزیده کافى، محمد باقر بهبودى، ج2، ص 21، حدیث 5.

17. آسمان و جهان،ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج10، باب بیستم خوردن تکه نان و ریزه خوان، ص: 209.

18. همان، ص 208.

19. همان، 207..

20. همان، باب پنجم در نکوهش پرخورى، ص 133.

21. طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام، نصرالدین امیر صادقى، نشر معراجى، 106.





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:49 AM 

حضرت امام خمینی(ره) در مورد اسراف در همه ابعادش و به ویژه درمصرف، حساسیت مخصوصی داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زیر جلب می کنم:
 
1 یکی از مسوولین دفتر امام خمینی قدس سره می نویسد: یک بارمسوول امور مالی، پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک جواب آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما دراین قطعه کوچک نیز می توانستید بنویسید.»
 
از این رو آن برادر کاغذهای خورده ها را جمع و جور می کرد و درکیسه ای می گذاشت، و هنگامی که می خواست، برای امام چیزی بنویسد،روی آن کاغذ پاره ها می نوشت، امام هم زیرش جواب می نوشتند.
 
2 سرکار خانم زهرا مصطفوی(دختر امام)از خاطرات دوران کودکی خود، چنین می گوید:
 
درس امام در ساعت یازده و نیم تمام می شد، ایشان در این هنگام بیست دقیقه با ما(که کودک بودیم)بازی می کرد، سپس ده دقیقه به ظهر، برای انجام مقدمات نماز حاضر می شد، امام با خرید اسباب بازی خیلی مخالف بودند و می گفتند: این پول باطلی است، باوسایلی مانند گل، تیله درست می کردیم، بعد می چیدیم و می گفتیم هرکس به این تیله ها بزند برنده است، بازی بیست دقیقه ما این گونه ساده بود...
 
3 یکی از اعضاء دفتر امام خمینی قدس سره نقل کرد: یک روز برطبق وظیفه ای که هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را(در جماران)به خدمت امام فرستادیم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت وآمدهای امام، پول برق خانه را نوشته بودیم، هنگامی که صورت مخارج را نزد امام می فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمدآقا(فرزند امام)تلفن زد وگفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه امام در این ماه ازده هزار تومان(آن عصر)تجاوز کرده است لذا امام می فرماید:
 
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلا ازاین جا می روم.»
 
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است. تا به آقا بگوییم و خیال امام راحت شود.
 
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلا:
 
1 گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود ما گفتیم که آن را در انبار حسینیه جماران بریزند.
 
2 به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد، و براثربی توجهی راننده خسارتی به آن وارد شده بود، و هزینه ای پیدانموده بود.
 
3 ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام، تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجاپاس می دادند.
 
صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، و درنتیجه ایشان احساس آرامش کرده و آسوده خاطر شدند. از همین یک نمونه می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی در مخارج خانه را به دست آورد.




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 8:47 AM 

استفاده شخصی از تلفن دفتر، هرگز

زندگی ساده و بی آلایش امام گواهی زنده و گویا بر روح مردمی امام است، یک زندگی که حتی افراد معمولی نیز از آن مزایا برخوردارند و با اینکه همیشه مبالغ زیادی از وجوهات اسلامی در خدمت امام است؛ ولی دقت بسیار عجیبی روی مصارف به کار می بردند. بارها امام به افراد دفتر شدیدا اخطار فرموده بودند، راضی نیستم که حتی از تلفن های دفتر برای کارهای شخصی استفاده کنید؛ لذا ما معمولاً برای کارهای شخصی از تلفن های عمومی و بیرون استفاده می کردیم.

حتی مرحوم حاج احمد آقا هم

مرحوم حاج آقا مصطفی که به نظر امام از امیدهای آینده اسلام بود، می بایست هفته به هفته به خدمت آقا می آمد و خرج هفته اش را می گرفت، و به هیچ وجه امام مخارج اضافه به او نمی دادند، حتی وقتی حاج آقا مصطفی خواست که به مکه برود، با پول فروش خانه ای که در قم داشت و مقدار پولی که از خانمش بود به مکه رفت، حتی امام می فرمودند، هیچ کس حق ندارد از اینجا تلفن زیادی بکند، تلفن به داخل نجف را اجازه می دادند، اما به کربلا یا جای دیگر اجازه نمی دادند و تحریم کرده بودند، حتی به مرحوم حاج احمد آقا فرموده بودند: تو حق نداری به تهران یا جای دیگر تلفن بکنی؛ ولی اگر در مسیر انقلاب بود کاملاً اجازه می دادند؛ مثلاً اگر می خواستیم به وسیله تلفن اعلامیه منتشر کنیم یا خبر بگیریم، اجازه می فرمودند. یادم می آید که یک بار مرحوم حاج احمد آقا تلفن هایی کرده بود و احتمال می داد که امام راضی نباشند؛ لذا ناچار شد از جایی پول فراهم کند و به آیت اللّه رضوانی، مسئول مالی دفتر حضرت امام بدهد.

بقیه را بده!

صرفه جویی و حساب رسی و دقت حضرت امام در امور مالی باید سرمشق همه ما باشد، سرمشق برای مردم در صرفه جویی و قناعت و اجتناب از اسراف و تبذیر و برای مسئولان دولتی در کنترل دقیق بودجه بیت المال و اموال عمومی، مشهدی حسین پیرمرد وارسته ای بود که در طی سال ها مورد علاقه و اعتماد امام بود و مسئول خرید منزل معظم له، یک روز نقل کرد که امام ربع دینار (یعنی 250 فلس) برای خرید به من دادند، وقتی از بازار «حویش» برگشتم، نان، پنیر، ماست و سبزی و غیره را خریده بودم به اندرون برده و مراجعت نمودم. هنوز به درب خانه نرسیده بودم که امام صدا زدند: مشهدی حسین! برگشتم، فرمودند: چقدر شد؟ حساب کردم دویست و سی و پنج فلس شده بود تا ربع دینار پانزده فلس باقی می ماند. امام فرمودند: بقیه را بده!
معلوم است پانزده فلس چیز قابل ذکری نبود؛ ولی مسئله مهم این است که همه چیز هر چند هم ناچیز، باید روی حساب و دقت باشد، و باید به این روش عادت کرد.

بر روی کاغذهای کوچک

آیت اللّه رضوانی، که مسئول مالی و دیگر کارهای امام بود، پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای امام فرستاده بود، ایشان در یک کاغذ کوچک جواب داده بودند و زیر آن نوشته بودند: شما در این کاغذ کوچک می توانستید بنویسید، و لذا آیت اللّه رضوانی کاغذهای کوچک را جمع و جور می کرد و در یک کیسه ای می گذاشت، وقتی که می خواست برای آقا چیزی بنویسد بر روی آن کاغذپاره ها می نوشت و برای امام می فرستاد، امام هم زیرش جواب می نوشتند.

روی کاغذهای باطله هم می توان نوشت

حجت الاسلام ناصری می گوید: در بین سال چند روزی که حضرت امام در کربلا تشریف داشتند، من گاهی با ایشان کار داشتم و چون وضع اتاق بیرونی کربلا طوری بود که من نمی توانستم داخل بروم، گاهی مطالبم را بر روی کاغذ می نوشتم و به اتاق اندرونی می دادم. یک بار روی کاغذی مطلبم را نوشتم و دادم. امام به بیرونی تشریف آوردند تا به حرم برویم و در بین راه به من فرمودند: «تو احتیاط نمی کنی»، من ذهنم از این حرف ها خالی بود، اصلاً باورم نمی شد که کاری کرده باشم؛ یعنی خطایی در ذهنم نبود. لذا عرض کردم که چه کار کردم؟ می خواستم ببینم خطایم چیست که دیگر تکرار نکنم.امام فرمودند: «تو این مطلب را روی کاغذ باطله هم می توانستی بنویسی.» و این یکی از درس های خیلی ارزنده ای بود که من یاد گرفتم.

خرید گوجه فرنگی نوبرانه برای طلاب، ممنوع

آیت اللّه ال اسحق: یکی از دوستانم تعریف می کرد که روزی به منزل حضرت امام در نجف رفتم. احساس کردم که حضرت امام با حاج آقا مصطفی مشغول گفت وگو هستند، نگران شدم؛ ولی با آمدنم قضیه تمام شد.بعد پرسیدم جریان چه بود؟ خادم گفت که: حاج آقا مصطفی ربع دینار (معادل پنج تومان در آن روز) در اول فصل که هنوز گوجه فرنگی تازه و نوبرانه است، گوجه فرنگی خریده است. امام او را دعوا می کردند، اخم کرده بودند، فریاد می کشیدند که: «با چه مجوزی تو از بیت المال گوجه فرنگی نوبرانه خریده ای؟ حالا وقت خوردن گوجه فرنگی برای طلبه ها نرسیده است.» باآنکه حاج آقا مصطفی کار حرامی انجام نداده بودند؛ ولی حضرت امام برای خودشان و فرزندشان این عمل را مناسب نمی دانستند. «آری فقط برای ربع دینار».

سهم امام را نمی شود به فقیر داد!

آیت اللّه آل اسحق: یکی از دوستانم که ساکن نجف بود، نقل کرد که: در مسجد شیخ انصاری که امام در آنجا نماز جماعت می خواندند، بین نماز مغرب و عشاء فقیری آمد و گفت: عیالوارم، زندگی ام نمی چرخد، فقیرم به من کمک کنید، امام جواب ندادند. بار دوم، بار سوم، داد کشید و فریاد زد و گفت: آقا من... . امام فرمودند: «من پول ندارم.» فقیر گستاخانه گفت: من دیدم امروز عصر فلانی مقدار زیادی پول برای شما آورد، امام فرمودند: «آن پول سهم امام است و به شما نمی رسد.» دوباره با فریاد و داد از امام پول می خواست که دوستم برخاست و ربع دینار به فقیر داد و او هم رفت. بعد از نماز که امام برخاستند تا بروند، من هم پشت سر امام بلند شدم و از مسجد بیرون آمدیم. وقتی خلوت شد، می خواستم به امام انتقاد کنم که ایشان پیش دستی کردند و گفتند: «این پول چی بود؟ از کدام پول بود؟» گفتم: آقا پول شهریه بود، گفتند: «با چه مجوزی دادی؟» گفتم: آقا من می خواستم به شما عرض کنم که چرا ندادید؟ گفتند: «من پول شخصی که ندارم، پول من، بیت المال است، سهم امام است، سهم امام را به فقیر نمی شود داد، نه اینکه من نمی خواهم بدهم، نمی شود داد، من چه کار کنم؟ تو چه جوری دادی؟ جواب خدا را چه خواهی داد؟ این بودجه مخصوصی است و برای مصرف خاصی است».

امام در سطح سایر مردم

حجت الاسلام استادی می گوید: با آنکه حضرت امام موجه ترین استاد حوزه علمیه قم و در عداد مراجع تقلید و شخصیت مبرز و عظیم الشأن حوزه بودند؛ ولی یک تلفن جهت ارتباط با مردم نداشتند (زیرا اولاً، اکثر علما نداشتند و ثانیاً، احساس می کردند که در صورت نیاز و ضرورت با ایشان تماس خواهند گرفت). لذا فرد مؤمن و متمکنی با پول شخصی خودش (نه از وجوهات و سهم امام)، تلفنی برای امام تهیه می کند.
(البته این به آن معنی نیست که امروز تلفن ضروری نیست، اتفاقاً ضروری است مخصوصاً برای علما).

حتی در سوگ فرزند عزیز

حجت الاسلام آشتیانی: بعد از شهادت حاج آقا مصطفی؛ فرزند والا مقام، دانشمند، عالم، عارف و مجتهد حضرت امام، ماجرایی در نجف پیش آمد که نقل آن بیان گر روح تعبد حضرت امام نسبت به مسائل شرعی و احکام خداست. ماجرا به این شکل بود که خانواده امام قصد داشتند از طریق تلفن منزل رهبر انقلاب، با تهران تماس بگیرند؛ لیکن رهبر انقلاب حتی در این موقعیت که فرزند خود را از دست داده بودند، صریحاً به خانواده خود فرمودند: «تلفنِ خانه از اموال بیت المال است و خواست شما برای استفاده از آن امری شخصی است، بنابراین تماس با آن جایز نیست.» هر وقت انسان موقعیت امام و همسرشان را به عنوان پدر و مادری فرزند از دست داده تجسم می کند و حساسیت حضرت امام را حتی در آن موقعیت خاص نسبت به بیت المال می بیند، جدا در مصرف بیت المال حساس تر می شود.

امام، شخصا کنترل می کردند

حجت الاسلام آشتیانی: حضرت امام با تمام مشغله ای که داشتند، تمامی هزینه هایی که برای منزل ایشان می شد، شخصا کنترل می کردند و مسئولان مالی مراقب بودند قبل از انجام هر خریدی برای بیت، لیست اقلامی که قصد خرید آنها را دارند، به امام عزیز بدهند تا در صورت تصویب، خرید نمایند.
_______________
منبع: نشریه طوبی خردادوتیر 1385، شماره 7




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:52 AM 

سم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

اسراف یکی از نمونه های آشکار حرکتهای نابخردانه است. عقل و وحی بر کاربرد امکانات در زمینه های مورد نیاز تاکید دارد و دور ریختن، هدر دادن و از بین بردن موارد لازم قابل استفاده را محکوم و ناپسند می داند، وجدان انسان از اسراف نفرت دارد و این تنبلی ها و ناآگاهیها، غفلت ها و رفاه زدگیهاست که زمینه را برای اسراف هموار می سازد.

اسراف همیشه و همه جا بر پیکر اخلاق و اقتصاد و سلامتی فرد و جامعه ضربه وارد می کند، اما در شرایط کنونی جامعه اسلامی ما که فشار استکبار غرب برای تحمیل و تشدید فقر بر امت اسلام، هر چه بیشتر شده است، اسراف، گناهی کوچک نیست، اسراف در اموال شخصی گناه و در بیت المال مسلمین گناهی بزرگتر است. متاسفانه امروز اسراف و تبذیر در جامعه ما بقدری زیاد و گسترده شده که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی سال 1376 خود از آن بشدت اظهار نگرانی کرده و از تمام لت خواستند تا از اسراف جلوگیری نمایند.

انتخاب چهل هشدار از گفتار پیشوایان اسلام در زمینه اسراف، بدین امید انجام گرفته است که امت اسلامی با کاهش و جلوگیری از ریخت و پاش ها بر عزت و قدرت خویش بیفزایند و در برابر خداوند متعال و جهان اسلام سرفراز
باشند.
 
بقیه در ادامه مطلب>>>>>
 




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:50 AM 

و قال الملک ائتونی به استخلصه لنفسی فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین امین(54) قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم(55) و کذلک مکنا لیوسف فی الارض یتبوا منها حیث یشاء نصیب برحمتنا من نشاء و لا نضیع اجر المحسنین(56) و لاجر الاخرة خیر للذین ءامنوا و کانوا یتقون(57) ترجمه :

54 - ملک ( مصر ) گفت : او ( یوسف ) را نزد من آورید تا وی را مخصوص خود گردانم هنگامی که ( یوسف نزد وی آمد و ) با او صحبت کرد ( ملک به عقل و درایت او پی برد و ( گفت تو امروز نزد ما منزلت عالی داری و مورد اعتماد هستی .

55 - ( یوسف ) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمین ( مصر ) قرار ده که نگهدارنده و آگاهم .

56 - و اینگونه ما به یوسف در سرزمین ( مصر ) قدرت دادیم که هرگونه می خواست در آن منزل می گزید ( و تصرف می کرد ) ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم ( و شایسته بدانیم ) می بخشیم و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کنیم .

57 - و پاداش آخرت برای آنها که ایمان آورده اند و پرهیزگارند بهتر است .

تفسیر :

یوسف خزانه دار کشور مصر می شود در شرح زندگی پر ماجرای یوسف ، این پیامبر بزرگ الهی به اینجا رسیدیم تفسیر نمونه ج : 10 ص : 4

که سرانجام پاکدامنی او بر همه ثابت شد و حتی دشمنانش به پاکیش شهادت دادند ، و ثابت شد که تنها گناه او که به خاطر آن وی را به زندان افکندند چیزی جز پاکدامنی و تقوا و پرهیزکاری نبوده است .

در ضمن معلوم شد این زندانی بی گناه کانونی است از علم و آگاهی و هوشیاری ، و استعداد مدیریت در یک سطح بسیار عالی ، چرا که در ضمن تعبیر خواب ملک ( سلطان مصر ) راه نجات از مشکلات پیچیده اقتصادی آینده را نیز به آنها نشان داده است .

در دنبال این ماجرا ، قرآن گوید : ملک دستور داد او را نزد من آورید ، تا او را مشاور و نماینده مخصوص خود سازم و از علم و دانش و مدیریت او برای حل مشکلاتم کمک گیرم ( و قال الملک ائتونی به استخلصه لنفسی ) .

نماینده ویژه ملک در حالی که حامل پیام گرم او بود ، وارد زندان شد و به دیدار یوسف شتافت ، سلام و درود او را به یوسف ابلاغ کرد و اظهار داشت که او علاقه شدیدی به تو پیدا کرده است ، و به درخواستی که داشتی - دائر به تحقیق و جستجو از زنان مصر در مورد تو - جامه عمل پوشانیده ، و همگی با کمال صراحت به پاکی و بی گناهیت گواهی داده اند .

اکنون دیگر مجال درنگ نیست ، برخیز تا نزد او برویم . یوسف به نزد ملک آمد و با او به گفتگو نشست ، هنگامی که ملک با وی گفتگو کرد و سخنان پر مغز و پر مایه یوسف را که از علم و هوش و درایت فوق العاده ای حکایت می کرد شنید ، بیش از پیش شیفته و دلباخته او شد و گفت تو امروز نزد ما دارای منزلت عالی و اختیارات وسیع هستی و مورد اعتماد و وثوق ما خواهی بود ( فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین امین ) .

تو باید امروز در این کشور ، مصدر کارهای مهم باشی و بر اصلاح امور همت کنی ، چرا که طبق تعبیری که از خواب من کرده ای ، بحران اقتصادی شدیدی برای این کشور در پیش است ، و من فکر می کنم تنها کسی که می تواند بر این بحران غلبه کند توئی ، یوسف پیشنهاد کرد ، خزانه دار کشور مصر باشد و گفت : مرا در راس خزانه داری این سرزمین قرار ده چرا که من هم حافظ و نگهدار خوبی هستم و هم به اسرار این کار واقفم ( قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم ) .

یوسف می دانست یک ریشه مهم نابسامانیهای آن جامعه مملو از ظلم و ستم در مسائل اقتصادیش نهفته است ، اکنون که آنها به حکم اجبار به سراغ او آمده اند ، چه بهتر که نبض اقتصاد کشور مصر را در دست گیرد و به یاری مستضعفان بشتابد ، از تبعیضها تا آنجا که قدرت دارد بکاهد ، حق مظلومان را از ظالمان بگیرد ، و به وضع بی سر و سامان آن کشور پهناور سامان بخشد .

مخصوصا مسائل کشاورزی را که در آن کشور در درجه اول اهمیت بود ، زیر نظر بگیرد و با توجه به اینکه سالهای فراوانی و سپس سالهای خشکی در پیش است ، مردم را به کشاورزی و تولید بیشتر دعوت کند ، و در مصرف فرآورده های کشاورزی تا سر حد جیره بندی ، صرفه جوئی کند ، و آنها را برای سالهای قحطی ذخیره نماید ، لذا راهی بهتر از این ندید که پیشنهاد سرپرستی خزانه های مصر کند .

بعضی گفته اند ملک که در آن سال در تنگنای شدیدی قرار گرفته بود ، و در انتظار این بود که خود را به نحوی نجات دهد ، زمام تمام امور را بدست یوسف سپرد و خود کناره گیری کرد .

ولی بعضی دیگر گفته اند او را بجای عزیز مصر به مقام نخست وزیری نصب کرد ، این احتمال نیز هست که طبق ظاهر آیه فوق ، او تنها خزانه دار مصر شده باشد .

ولی آیات 100 و 101 همین سوره که تفسیر آن بخواست خدا خواهد آمد دلیل بر این است که او سرانجام بجای ملک نشست و زمامدار تمام امور مصر شد ، هر چند آیه 88 که می گوید برادران به او گفتند یا ایها العزیز ، دلیل بر این است که او در جای عزیز مصر قرار گرفت ، ولی هیچ مانعی ندارد که این سلسله مراتب را تدریجا طی کرده باشد ، نخست به مقام خزانه داری و بعد نخست وزیری و بعد بجای ملک ، نشسته باشد .

به هر حال ، خداوند در اینجا می گوید : و این چنین ما یوسف را بر سرزمین مصر ، مسلط ساختیم که هر گونه می خواست در آن تصرف می کرد ( و کذلک مکنا لیوسف فی الارض یتبوء منها حیث یشاء ) .

آری ما رحمت خویش و نعمتهای مادی و معنوی را به هر کس بخواهیم و شایسته بدانیم می بخشیم ( نصیب برحمتنا من نشاء ) .

و ما هرگز پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد و اگر هم به طول انجامد سرانجام آنچه را شایسته آن بوده اند به آنها خواهیم داد که در پیشگاه ما هیچ کار نیکی بدست فراموشی سپرده نمی شود .

( و لا نضیع اجر المحسنین ) .

ولی مهم این است که تنها به پاداش دنیا قناعت نخواهیم کرد و پاداشی که در آخرت به آنها خواهد رسید بهتر و شایسته تر برای کسانی است که ایمان آوردند و تقوا پیشه کردند ( و لاجر الاخرة خیر للذین آمنوا و کانوا یتقون ) .

نکته ها:

1 - چگونه یوسف دعوت طاغوت زمان را پذیرفت ؟

نخستین چیزی که در رابطه با آیات فوق جلب توجه می کند این است که چگونه یوسف این پیامبر بزرگ حاضر شد ، خزانه داری یا نخست وزیری یکی از طاغوتهای زمان را بپذیرد ؟ و با او همکاری کند ؟ پاسخ این سؤال در حقیقت در خود آیات فوق نهفته است ، او به عنوان یک انسان حفیظ و علیم ( امین و آگاه ) عهده دار این منصب شد ، تا بیت المال را که مال مردم بود به نفع آنها حفظ کند و در مسیر منافع آنان به کار گیرد ، مخصوصا حق مستضعفان را که در غالب جامعه ها پایمال می گردد به آنها برساند .

به علاوه او از طریق علم تعبیر - چنانکه گفتیم - آگاهی داشت که یک بحران شدید اقتصادی برای ملت مصر در پیش است که بدون برنامه ریزی دقیق و نظارت از نزدیک ممکن است جان گروه زیادی بر باد رود ، بنابر این نجات یک ملت و حفظ جان انسانهای بی گناه ایجاب می کرد که از فرصتی که بدست یوسف افتاده بود به نفع همه مردم ، مخصوصا محرومان ، استفاده کند ، چرا که در یک بحران اقتصادی و قحطی پیش از همه جان آنها به خطر می افتد و نخستین قربانی بحرانها آنها هستند .

در فقه در بحث قبول ولایت از طرف ظالم نیز این بحث بطور گسترده آمده است که قبول پست و مقام از سوی ظالم همیشه حرام نیست ، بلکه گاهی مستحب و یا حتی واجب می گردد و این در صورتی است که منافع پذیرش آن و مرجحات دینیش بیش از زیانهای حاصل از تقویت دستگاه باشد . در روایات متعددی نیز می خوانیم که ائمه اهلبیت (علیهم السلام) به بعضی از دوستان نزدیک خود ( مانند علی بن یقطین که از یاران امام کاظم (علیه السلام) بود و وزارت فرعون زمان خود هارون الرشید را به اجازه امام پذیرفت ) چنین اجازه ای را می دادند .

و به هر صورت قبول یا رد اینگونه پستها تابع قانون اهم و مهم است ، و باید سود و زیان آن از نظر دینی و اجتماعی سنجیده شود ، چه بسا کسی که قبول چنین مقامی می کند سرانجام به خلع ید ظالم می انجامد ( آنچنانکه طبق بعضی از روایات در جریان زندگی یوسف اتفاق افتاد ) و گاه سرچشمه ای می شود برای انقلابها و قیامهای بعدی ، چرا که او از درون دستگاه زمینه انقلاب را فراهم می سازد ( شاید مؤمن آل فرعون از این نمونه بود ) .

و گاهی حداقل اینگونه اشخاص سنگر و پناهگاهی هستند برای مظلومان و محرومان و از فشار دستگاه روی اینگونه افراد می کاهند .

اینها اموری است که هر یک به تنهائی می تواند مجوز قبول اینگونه پستها باشد .

روایت معروف امام صادق (علیه السلام) که در مورد این گونه اشخاص فرمود کفارة عمل السلطان قضاء حوائج الاخوان : کفاره همکاری با حکومت ظالم برآوردن خواسته های برادران است نیز اشاره ای به همین معنی است .

ولی این موضوع از مسائلی است که مرز حلال و حرام آن بسیار به یکدیگر نزدیک است ، و گاه می شود بر اثر سهل انگاری کوچکی انسان در دام همکاری بیهوده با ظالم می افتد و مرتکب یکی از بزرگترین گناهان می شود در حالی که به پندار خود مشغول عبادت و خدمت به خلق است .

و گاه افراد سوء استفاده چی زندگی یوسف و یا علی بن یقطین را بهانه ای برای اعمال ناروای خود قرار می دهند ، در حالی که هیچگونه شباهتی میان کار آنها و کار یوسف یا علی بن یقطین نیست .

در اینجا سؤال دیگری مطرح می شود و آن اینکه چگونه ، سلطان جبار مصر به چنین کاری تن در داد در حالی که می دانست یوسف در مسیر خودکامگی و ظلم و ستم و استثمار و استعمار او گام برنمی دارد ، بلکه به عکس مزاحم مظالم او است .

پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته چندان مشکل نیست ، و آن اینکه گاهی بحرانهای اجتماعی و اقتصادی چنانست که پایه های حکومت خود کامگان را از اساس می لرزاند آنچنانکه همه چیز خود را در خطر می بینند ، در اینگونه موارد برای رهائی خویشتن از مهلکه حتی حاضرند از یک حکومت عادلانه مردمی استقبال کنند ، تا خود را نجات دهند .

2 - اهمیت مسائل اقتصادی و مدیریت گر چه ما هرگز موافق مکتبهای یک بعدی که همه چیز را در بعد اقتصادی خلاصه می کنند و انسان و ابعاد وجود او را نشناخته اند نیستیم ، ولی با این حال اهمیت ویژه مسائل اقتصادی را در سرنوشت اجتماعات هرگز نمی توان از نظر دور داشت ، آیات فوق نیز اشاره به همین حقیقت می کند ، چرا که یوسف از میان تمام پستها انگشت روی خزانه داری گذاشت ، زیرا می دانست هر گاه به آن سر و سامان دهد قسمت عمده نابسامانیهای کشور باستانی مصر ، سامان خواهد یافت ، و از طریق عدالت اقتصادی می تواند سازمانهای دیگر را کنترل کند .

در روایات اسلامی نیز اهمیت فوق العاده ای به این موضوع داده شده است از جمله در حدیث معروف علی (علیه السلام) یکی از دو پایه اصلی زندگی مادی و معنوی مردم ( قوام الدین و الدنیا ) مسائل اقتصادی قرار داده شده است ، در حالی که پایه دیگر علم و دانش و آگاهی شمرده شده است .

گر چه مسلمین تاکنون اهمیتی را که اسلام به این بخش از زندگی فردی و اجتماعی داده نادیده گرفته اند ، و به همین دلیل از دشمنان خود در این قسمت عقب مانده اند ، اما بیداری و آگاهی روز افزونی که در قشرهای جامعه اسلامی دیده می شود ، این امید را به وجود می آورد که در آینده کار و فعالیتهای اقتصادی را به عنوان یک عبادت بزرگ اسلامی تعقیب کنند و با نظام صحیح و حساب شده عقب ماندگی خود را از دشمنان بی رحم اسلام از این نظر جبران نمایند .

ضمنا تعبیر یوسف که می گوید انی حفیظ علیم دلیل بر اهمیت مدیریت در کنار امانت است ، و نشان می دهد که پاکی و امانت به تنهائی برای پذیرش یک پست حساس اجتماعی کافی نیست بلکه علاوه بر آن آگاهی و تخصص و مدیریت نیز لازم است ، چرا که علیم را در کنار حفیظ قرار داده است . و ما بسیار دیده ایم که خطرهای ناشی از عدم اطلاع و مدیریت کمتر از خطرهای ناشی از خیانت نیست بلکه گاهی از آن برتر و بیشتر است ! با این تعلیمات روشن اسلامی نمی دانیم چرا بعضی مسلمانان به مساله مدیریت و آگاهی هیچ اهمیت نمی دهند و حداکثر کشش فکر آنها در شرائط واگذاری پستها ، همان مساله امانت و پاکی است با اینکه سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و علی (علیه السلام) در دوران حکومتشان نشان می دهد ، آنها به مساله آگاهی و مدیریت همانند امانت و درستکاری اهمیت می دادند .

3 - نظارت بر مصرف در مسائل اقتصادی تنها موضوع تولید بیشتر مطرح نیست ، گاهی کنترل مصرف از آن هم مهمتر است ، و به همین دلیل در دوران حکومت خود ، سعی کرد ، در آن هفت سال وفور نعمت ، مصرف را به شدت کنترل کند تا بتواند قسمت مهمی از تولیدات کشاورزی را برای سالهای سختی که در پیش بود ، ذخیره نماید .

در حقیقت این دو از هم جدا نمی توانند باشند ، تولید بیشتر هنگامی مفید است که نسبت به مصرف کنترل صحیحتری شود ، و کنترل مصرف هنگامی مفیدتر خواهد بود که با تولید بیشتر همراه باشد .

سیاست اقتصادی یوسف (علیه السلام) در مصر نشان داد که یک اقتصاد اصیل و پویا نمی تواند همیشه ناظر به زمان حال باشد ، بلکه باید آینده و حتی نسلهای بعد را نیز در بر گیرد ، و این نهایت خودخواهی است که ما تنها به فکر منافع امروز خویش باشیم و مثلا همه منابع موجود زمین را غارت کنیم و به هیچوجه به فکر آیندگان نباشیم که آنها در چه شرائطی زندگی خواهند کرد ، مگر برادران ما تنها همینها هستند که امروز با ما زندگی می کنند و آنها که در آینده می آیند برادر ما نیستند .

جالب اینکه از بعضی از روایات چنین استفاده می شود که یوسف برای پایان دادن به استثمار طبقاتی و فاصله میان قشرهای مردم مصر ، از سالهای قحطی استفاده کرد ، به این ترتیب که در سالهای فراوانی نعمت مواد غذائی از مردم خرید و در انبارهای بزرگی که برای این کار تهیه کرده بود ذخیره کرد ، و هنگامی که این سالها پایان یافت و سالهای قحطی در پیش آمد ، در سال اول مواد غذائی را به درهم و دینار فروخت و از این طریق قسمت مهمی از پولها را جمع آوری کرد ، در سال دوم در برابر زینتها و جواهرات ( البته به استثنای آنها که توانائی نداشتند ) و در سال سوم در برابر چهارپایان ، و در سال چهارم در برابر غلامان و کنیزان ، و در سال پنجم در برابر خانه ها ، و در سال ششم در برابر مزارع ، و آبها ، و در سال هفتم در برابر خود مردم مصر ، سپس تمام آنها را ( به صورت عادلانه ای ) به آنها بازگرداند ، و گفت هدفم این بود که آنها را از بلا و نابسامانی رهائی بخشم .

4 - مدح خویش یا معرفی خویشتن بدون شک تعریف خویش کردن کار ناپسندی است ، ولی با این حال این یک قانون کلی نیست ، گاهی شرائط ایجاب می کند که انسان خود را به جامعه معرفی کند تا مردم او را بشناسند و از سرمایه های وجودش استفاده کنند و بصورت یک گنج مخفی و متروک باقی نماند .

در آیات فوق نیز خواندیم که یوسف به هنگام پیشنهاد پست خزانه داری مصر خود را با جمله حفیظ علیم ستود ، زیرا لازم بود سلطان مصر و مردم بدانند که او واجد صفاتی است که برای سرپرستی این کار نهایت لزوم را دارد .

لذا در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که در پاسخ این سؤال که آیا جایز است انسان خودستائی کند و مدح خویش نماید ؟ فرمود : نعم اذا اضطر الیه اما سمعت قول یوسف اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم و قول العبد الصالح و انا لکم ناصح امین : آری هنگامی که ناچار شود مانعی ندارد آیا نشنیده ای گفتار یوسف را که فرمود : مرا بر خزائن زمین قرار ده که من امین و آگاهم ، و همچنین گفتار بنده صالح خدا ( هود ) من برای شما خیرخواه و امینم ، و از اینجا روشن می شود اینکه در خطبه شقشقیه و بعضی دیگر از خطبه های نهج البلاغه علی (علیه السلام) به مدح خویشتن می پردازد و خود را محور آسیای خلافت می شمرد ، که همای بلند پرواز اندیشه ها به اوج فکر و مقام او نمی رسد ، و سیل علوم و دانشها از کوهسار وجودش سرازیر می شود ، و امثال این تعریفها همه برای این است که مردم ناآگاه و بیخبر به مقام او پی ببرند و از گنجینه وجودش برای بهبود وضع جامعه استفاده کنند .

5 - پاداشهای معنوی برتر است گرچه بسیاری از مردم نیکوکار در همین جهان به پاداش مادی خود می رسند ، همانگونه که یوسف نتیجه پاکدامنی و شکیبائی و پارسائی و تقوای خویش را در همین دنیا گرفت ، که اگر آلوده بود هرگز به چنین مقامی نمی رسید .

ولی این سخن به آن معنی نیست که همه کس باید چنین انتظاری را داشته باشند و اگر به پاداشهای مادی نرسند گمان کنند به آنها ظلم و ستمی شده ، چرا که پاداش اصلی ، پاداشی است که در زندگی آینده انسان ، در انتظار او است .

و شاید برای رفع همین اشتباه و دفع همین توهم است که قرآن در آیات فوق بعد از ذکر پاداش دنیوی یوسف اضافه می کند و لاجر الاخرة خیر للذین آمنوا و کانوا یتقون : پاداش آخرت برای آنانکه ایمان دارند و تقوی پیشه کرده اند برتر است .

6 - حمایت از زندانیان زندان هر چند همیشه جای نیکوکاران نبوده است ، بلکه گاهی بی گناهان و گاهی گنهکاران در آن جای داشته اند ، ولی در هر حال اصول انسانی ایجاب می کند که نسبت به زندانیان هر چند ، گنهکار باشند موازین انسانی رعایت شود .

گرچه دنیای امروز ممکن است خود را مبتکر مساله حمایت از زندانیان بداند ولی در تاریخ پرمایه اسلام از نخستین روزهائی که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) حکومت می کرد ، توصیه ها و سفارشهای او را نسبت به اسیران و زندانیان به خاطر داریم ، و سفارش علی (علیه السلام) را نسبت به آن زندانی جنایتکار ( یعنی عبد الرحمن بن ملجم مرادی که قاتل او بود ) همه شنیده ایم که دستور داد نسبت به او مدارا کنند و حتی از غذای خودش که شیر بود برای او می فرستاد ، و در مورد اعدامش فرمود بیش از یک ضربه بر او نزنند چرا که او یک ضربه بیشتر نزده است ! یوسف نیز هنگامی که در زندان بود رفیقی مهربان ، پرستاری دلسوز ، دوستی صمیمی و مشاوری خیرخواه ، برای زندانیان محسوب می شد ، و به هنگامی که از زندان می خواست بیرون آید ، نخست با این جمله توجه جهانیان را بوضع زندانیان ، و حمایت از آنها ، معطوف داشت ، دستور داد بر سر در زندان بنویسند : هذا قبور الاحیاء ، و بیت الاحزان ، و تجربه الاصدقاء ، و شماتة الاعداء ! : اینجا قبر زندگان ، خانه اندوه ها ، آزمایشگاه دوستان و سرزنشگاه دشمنان است ! و با این دعا علاقه خویش را به آنها نشان داد : اللهم اعطف علیهم بقلوب الاخیار ، و لا تعم علیهم الاخبار : بارالها ! دلهای بندگان نیکت را به آنها متوجه ساز و خبرها را از آنها مپوشان .

جالب اینکه در همان حدیث فوق می خوانیم : فلذلک یکون اصحاب السجن اعرف الناس بالاخبار فی کل بلدة : به همین دلیل زندانیان در هر شهری از همه به اخبار آن شهر آگاهترند ! ! و ما خود این موضوع را در دوران زندان آزمودیم که جز در موارد استثنائی اخبار به صورت وسیعی از طرق بسیار مرموزی که مامورین زندان هرگز از آن آگاه نمی شدند به زندانیان می رسید ، و گاه کسانی که تازه به زندان می آمدند خبرهائی در درون زندان می شنیدند که در بیرون از آن آگاهی نداشتند ، که اگر بخواهیم شرح نمونه های آنرا بدهیم از هدف دور خواهیم شد
 
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
منبع مقاله: تفسیر نمونه جلد دهم، مکارم شیرازی ، ناصر




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:48 AM 

اک و منزه است خالق آسمان‌ها و زمین و هر آنچه در آنهاست.[1] خدایی که هر چیز را به قدر و اندازه‌ای معلوم آفرید.[2] آب‌ها را به قدر تشنگی موجودات نازل کرد. باران را از ‌آسمان فرو فرستاد، ولی در هر رودی به اندازه ظرفیتش جاری کرد.[3] خداوندا! هر آفریده‌ای را نزد تو ارزشی معیّن است.[4] تو قدرت بی‌منتهایی که روزی هر کس را به اندازه معلوم، بر او نازل می‌کنی که اگر بیشتر به او ببخشى، همانا طغیان می‌کند[5] و به راستی که تو به حال بندگانت آگاه و بینایى.

خداوندا! تنها تویی که قدر و ارزشت بی‌نهایت است و در حساب نمی‌گنجد. خدایا! تنها تویی که قَدْرت را هرگز نمی‌توان آن‌گونه که هست، دانست و شناخت.[6]

خداوندا!تو را به قدر و عظمت بی‌نهایتت سوگند می‌دهم، یاری‌ام کن که قدر نعمت‌های بی‌شمارت را بدانم و سپاس‌گزار تو باشم. یاری‌ام کن که درباره آنچه به من عطا کرده‌اى، هرگز اسراف نکنم و آفریده‌های ارزشمند تو را هدر ندهم. خدایا! پناه می‌برم به تو از اینکه ‌لحظه‌های زندگی‌ام را بیهوده تلف کنم. پناه می‌برم به تو از اینکه عمر گران‌بهایم را که والاترین نعمت توست، در راه خطا سپری کنم.

خدایا! مبادا از اسراف‌کنندگان در گناه باشم. مبادا از آن کسانی باشم که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اند.[7] مبادا جوانی‌ام را، حیاتم را و تمام فکر و نیرویم را به جای آنکه در راه شناخت خود و خالق خویش به کار بندم، در راه هوای نفس و پیروی از ابلیس هدر دهم. خداوندا! شیطان، اعمال اسراف‌کنندگان را در نظرشان زیبا می‌نمایاند.[8] می‌دانم که تو اسراف‌کنندگان را دوست ندارى،[9] حتی آنان‌که در انفاق کردن اسراف می‌کنند.[10]

پروردگارا! پناهم بده. مبادا از آنان باشم که روز قیامت، بر سر می‌کوبند که چرا عمر خویش را در گناه و غفلت از یاد خدا هدر داده‌اند.[11] یاری‌ام کن که هرگز از اسراف‌کنندگان نباشم؛ چه آنان‌که نعمت‌های پروردگارشان را اسراف می‌کنند، چه آنان‌که به بندگان تو ستم می‌کنند و چه آنان‌که غرق در گناهند. همانا اسراف‌کاران، برادران شیطانند.[12] و من پناه می‌برم به خدای خویش از اینکه پیرو شیطان باشم.

سپاس‌ها و ستایش‌ها همه از آنِ خداوند است؛ خدایی که بندگان خویش را به میانه‌روی در کارها سفارش[13] و راه میانه‌روی را نیز بر آنان آشکار کرده است. [14] پاک و منزّه است خدایی که بندگانش را به امن و آسایش فرامی‌خواند،[15] سلام بر آنان‌که پیرو راه راست و هدایتند.[16]

پی‌نوشت‌ها:

[1] . نبا:‌.

[2] . قمر: 49.

[3] . رعد: 17.

[4] . حجر: 21.

[5] . شورا: 27.

[6] . انعام: 91.

[7] . زمر: 53.

[8] . یونس:12.

[9] . انعام: 14.

[10] . فرقان: 67.

[11] . زمر: 56.

[12] . اسرا: 27.

[13] . لقمان: 31.

[14] . نحل: 9.

[15] . یونس: 25.

[16] . طه: 47
________________________
 
منبع:نشریه بشارت  مرداد 1388 - شماره 123




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:45 AM 

صرفه جویى در مصرف و اسراف نکردن، بهترین راه برای سپاس از خالق یکتاست. اسراف، عملی غیر اخلاقی و مورد نکوهش آیین‌های الهی است. اما برخى، بی‌مبالات و بی‌پروا، الگوی صحیح مصرف را رعایت نکرده و به اسراف و اسراف‌کاری می‌پردازند. این افراد نه تنها در برابر آیندگان مسئول هستند، بلکه در روز قیامت نیز در پیشگاه خداوند گنه‌کار محسوب می‌شوند و در ردیف شیاطین قرار می‌گیرند. قرآن در نکوهش اسراف کاران می‌فرماید: اسراف کاران، برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.([1]) همچنین می‌فرماید: خداوند اسراف کاران را دوست نمی­دارد.([2]) همچنان که در آیه‌ای دیگر، جایگاه اسراف کاران را دوزخ معرفی می‌کند. ([3]) برنامه‌ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت‌های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می‌شود.

محمدبن حمزه سرورى، از یاران امام حسن عسکری7، می‌گوید: نامه‌ای به محضر امام حسن عسکری7 نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی حاصل نماید. حضرت در جواب چنین فرمودند: پسر عمویت یحیی‌بن­حمزه از دنیا رفت و مبلغ صدهزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم‌ها بر تو وارد می‌شودبه ارث به تو می‌رسد، پس خدا را سپاسگزاری کن و بر تو باد به میانه‌روی و از اسراف بپرهیز که از رفتارهای شیطانی است.

پس از چند روزى، پیکی از شهر حرّان آمد و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه‌ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسر عمویم یحیی‌بن­حمزه دقیقاً همان روزی فوت کرده است که امام(ع) آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی‌ام، طبق دستور امام(ع) زندگی خود را براساس میانه‌روی تنظیم کرده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی‌ام سامان یافت، در حالی که درگذشته فردی اسراف‌کار بودم.([4])

پی­نوشت:

[1]. الإسراء17 : 27.

[2]. الأعراف7 : 31.

[3]. غافر40 : 43.

[4]. کشف الغمه، ج 2، ص 424.
 
____________________
منبع:نشریه نامه جامعه خرداد 1388 - شماره 57




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:42 AM 

« قَالَ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ(ع): «عَلَیْکَ بِالِاقْتِصَادِ وَ اِیَّاکَ وَ الْاِسْرَافَ فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّیْطَنَةِ؛بر تو باد به میانه روی و پرهیز کن از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»(1)

یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی در فرهنگ دینی موضوع «اسراف» و «تبذیر» و ریخت و پاش ها و ولخرجی های بی حد و حساب است.

لغت شناسان در تعریف و ترسیم اسراف گفته اند:

«تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر و یقال تارة اعتبارا بالقدر و تاره بالکیفیة؛خارج شدن انسان از حد و مرز در هر کاری که انجام می دهد را اسراف گویند گر چه این معنی در انفاق مشهورتر است و اسراف هم گاهی در اندازه و مقدار (یک چیز است) و گاهی در کیفیت و چگونگی آن.»(2)

واژه «اسراف» و «تبذیر» در برابر واژه «اقتصاد» و «اعتدال» قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می رسانند.

با در نظر گرفتن ریشه این دو لغت (اسراف و تبذیر) چنین به نظر می رسد که وقتی این دو در مقابل هم قرار می گیرند اسراف به معنی خارج شدن از حد اعتدال، بی آن که چیزی را ظاهرا ضایع کرده باشد، مثل این که، ما لباس گرانقیمتی بپوشیم که بهایش صد برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حد گذرانده ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما:

«تبذیر» و ریخت و پاش، آن است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامد مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از جاهلان چنین می کنند و به آن افتخار می نمایند و باقی مانده را در زباله دان می ریزند و اتلاف می کنند.»(3)

البته گاهی هم می شود که در کاربردها، این دو واژه در یک معنی به کار می رود و به اصطلاح عطف تفسیری می شوند، امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:

«اَلَا وَ اِنَّ اِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ اِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ

یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است. ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.»(4)

از حدیث آغاز نوشتار و این حدیث شریف معلوم شد که:

1ـ میانه روی و اقتصاد و اعتدال یک فضیلت انسانی و رفتار سالم اجتماعی است.

2ـ اسراف و تبذیر خارج شدن از حد و مرز فضیلت است و به عنوان رذیلت شناخته می شود.

3ـ اهمیت پرهیز از اسراف به اندازه ای است که امام معصوم(ع) با به کارگیری واژه «ایاک» و نیز کلمه «الا» هشدار می دهد و مردم را به آگاهی و بیداری فرا می خواند.

از آیات و روایات کاملاً این معنا به دست می آید که افراط و تفریط و خروج از خط اعتدال در هر کاری مذموم و ناپسند است. زیست شایسته در سایه معتدلانه حرکت کردن و مقتصد بودن امکان پذیر است. بی تردید نعمت ها و مواهب موجود در کره زمین از سوی خدای رب العالمین به گونه ای تنظیم و تقدیر شده است که برای ساکنان زمین کافی است و همه می توانند در سایه بهره گیری درست از آن مواهب استفاده بهینه ببرند، لیکن خرج های بیهوده و مصرف کردن های بی اندازه این نعمت را هدر می دهد و چه بسا اسراف و تبذیر در گوشه ای از جهان و منطقه ای از زمین دلیل محرومیت انسان های دیگری در منطقه ای از جهان گردد. و نیز بدمصرف کردن و بی رویه بهره برداری کردن از منابع طبیعی و نعمت های خدادادی نسل های آینده را دچار محرومیت و تهدید قرار می دهد.

به همین جهت قرآن کریم با عبارت های گوناگون، مسلمانان را از این بلای خانمانسوز و جهانسوز پرهیز داده و فرموده است:

«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و (از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.»(5)

قرآن مسرفان را چهره های منفور پیش خداوند معرفی کرده زیرا آنان با این رفتار غیرانسانی و غیراسلامی از حد و حدودی که خداوند تعیین کرده و انبیای او اعلام کردند پا را فراتر نهاده و رهنمودهای حکیمانه و واقع بینانه را نادیده گرفته اند.

روشن است آن که قانون شکنی می کند و حرکت قوانین انسان ساز و جامعه ساز را رعایت نمی کند پیش قانونگذار عالم و عادل چهره ناپسند و مبغوضی خواهد داشت.

باز در قرآن مجید می خوانیم:

«اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِین؛فرعون، برتری جویی در زمین داشت و از اسرافکاران بود.»(6)

اسراف کاری را روش فرعون می شمارد و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می کند.

و در جای دیگر اسراف کاران و مبذّران را برادران شیطان می نامد:

«وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرا؛ اِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز (و همچنین حق) مستمند وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطنند. و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.»(7)

گر چه اسراف به معنای گسترده هرگونه تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد اما بیشتر در مورد هزینه ها و خرج های مالی گفته می شود و حتی انفاق و کارهای خوب را نیز شامل می شود. قرآن در سوره فرقان اسراف را در برابر سخت گیری و بخل و فشرده دستی قرار داده و می فرماید:

«وَ الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما؛(بندگان شایسته خداوند) کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری و بخل می ورزند بلکه میان این دو حد اعتدال و میانه را می گیرند.»(8)

مصادیق اسراف

معمولاً هر کسی واژه «اسراف» را می شنود، موضوع ولخرجی، زیاده روی و تجاوز از حد و شأن اجتماعی به ذهن او می رسد، لیکن در لابه لای کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می تواند هشداری اجتماعی برای کسانی باشد که از این گونه اسراف ها غافلند یا این گونه امور را در ردیف معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی آورند.

دورافکندن هسته خرما و...

بشر بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته های آن را دور می انداخت، حضرت دستش را گرفت و فرمود:

«لَا تَفْعَلْ اِنَّ هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.»(9)

شاید آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی افتاد. اما امروز بشر با پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که می کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و از تفاله ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب ها به وسیله تصفیه، آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد.

یقینا از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه ها و امکانات مدرن امروز می توان غذا برای دام ها و مرغ ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه ها و دانه های دیگر بیشتر و بهتر است.

آن روزی که امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل آن به این گونه استفاده ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه جانبه از مسائل اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم آمیخته است.

در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می فرماید:

«اَدْنَی الْاِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ؛ کمترین اندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) و تبدیل لباس بیرون به لباس خانه و دم دستی است.»(10)

در نگاه امام صادق(ع) آن که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می نوشد و می خورد و باقیمانده آن را دور می ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا می توان تشنه ای را سیراب و گرسنه ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و گلی را شاداب کرد و حیوانی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد.

نگاه ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا مثلاً نماز و مجالس می پوشد این هم به گونه ای گرفتار رذیلت اسراف شده است.

از امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر، بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهن هایش بیشتر عمر کند. اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی.»(11)

بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است.

از جمله موارد اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می توان موارد ذیل را برشمرد:

هر چه دلت بخواهد خوردن(12)

به بدن ضرر و صدمه وارد کردن(13)

به هنگام وضو آب زیاد مصرف کردن(14)

حلال ها را حرام شمردن و خون ریختن(15)

بیش از شأن و موقعیت اجتماعی مصرف کردن (در پوشیدن و خوردن و خریدن)(16)

و به کارهای باطل نازیدن و به کار خیر بی رغبتی نشان دادن(17)

عیب ملی

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر سال 86 ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره کردند و فرمودند:

«ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است. این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد است.»(18)

در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟»

ایشان جواب داده اند:

«شکی نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد.»(19)

از مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه گرفتار شده ایم که:

جمال زندگی را با تجمل گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه پرداخته ایم.

این اسراف ها و ریخت و پاش های جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً رواج می دهد.

از مقام معظم رهبری در این رابطه پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم داشته اند که:

«اینجانب از این کسانی که می کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه می برم... برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه ای انقلابی و رسمی اسلامی است.»(20)

بار دیگر سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از امام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به میانه روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»

حسن ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و امیرمؤمنان علی(ع) زینت می بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت:

«فَدَعِ الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَةَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه زنان را از آن منع می کنی؟ بدان انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می گردد.»(21) والسلام.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

22. سفینه البحار، هشت جلدی، اسوه، ج 4،ص 132.

23. مفردات راغب، واژه سرف.

24. تفسیر نمونه، ج 12،ص 116و 115.

25. نهج البلاغه، خطبه 126.

26. سوره اعراف، آیه 21.

27. سوره یونس، آیه 82.

28. سوره اسراء، آیات 26و 27.

29. سوره فرقان، آیه 67.

30. میزان الحکمه، ری شهری، مترجم، ج 5، ص 2462.

31. همان مدرک

32. همان، ص 2463.

33. همان

34. همان

35. همان

36. همان

37. همان، ص 2460.

38. همان

39. سخنرانی 21/7/86.

40. استفتائات، ص 352.

41. به نقل از عبرت های عاشورایی، شماره 94، 13/7/86.

42. نهج البلاغه، نامه 21
 
//////////////////////////////////////////////////////////////
منبع:آذر 1386، شماره 312




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:40 AM 

«اسراف »به معنی وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود و از قرآن به خوبی استفاده می شود که اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است. (1)

«تبذیر» در اصل از ماده «بذر» و به معنی پاشیدن دانه می آید، منتها این کلمه مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی و فساد، مصرف می کند و معادل آن در فارسی امروز «ریخت و پاش » و «ولخرجی » است و به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هرچند زیاد باشد.

چنانکه امام صادق علیه السلام که در ذیل آیه «و لا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کننده ای فرمود: «من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد». (2)

کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیر کننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن این دو لغت «اسراف و تبذیر» ممکن است میان آنها تفاوتی باشد، ولی بسیار می شود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند. چنانکه علی علیه السلام می فرماید:

«الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ». (3)

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف » (4) از بلندمرتبه ترین شرف یعنی بلندی مرتبه، باز ایستادن از اسراف و تبذیر است.

در اینجا «تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است.

باز آن حضرت فرمود:

«علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف » (5)

تبذیر و اسراف را ترک کن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است و همچنین «عدل » و «انصاف ».

غرض «اسراف » و «تبذیر» از نظر اسلام بسیار نکوهیده است و علاوه بر اینکه عیب بزرگی برای انسان به شمار می رود و بلای بزرگ اجتماعی است که باعث محرومیتهای انسانهای بی گناه می گردد. بدون شک نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنانش کافی است اما به شرط اینکه بیهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرند و گرنه این مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد. و ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود و یا اسراف و تبذیر نسل امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روزی که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به این مساله پی نبرده بودند که جمعیت بشر سریعتر از مواد غذائی زیاد می شود و در نتیجه برای آینده نگرانی روزافزون و سختی زندگی و فقر و فاقه دائمی پیش بینی نشده بود، اسلام هشدار داده که در بهره گیری از مواهب الهی در زمین، از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

قرآن مجید در آیات زیادی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است.

درجائی می گوید: «ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (6) (اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد).

ودر مورد دیگر: اسرافکاران را اصحاب دوزخ می شمرد و می فرماید:

«و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7) واز اطاعت فرمان مسرفان نهی می کند:«و لا تطعوا امر المسرفین » (8) و مجازات الهی در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربک للمسرفین » (9) اسرافکاران دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب ». (10)

اسراف یک برنامه فرعونی شمرده شده است: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین » (11) و سرانجام سرنوشت اسرافکاران هلاکت و نابودی است علیهم السلام «واهلکنا المسرفین ». (12)

«ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین » (13) (تبذیر کنندگان برادران شیطانند).

بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده است. در روایات دقت در مساله اسراف و تبذیر تا آن حدی است که در حدیثی می خوانیم: پیامبرصلی الله علیه وآله از راهی عبور می کرد یکی از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زیاد می ریخت، فرمود: چرا اسراف می کنی ای سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت علی نهر جار(آری هرچند در کنار نهر جاری باشی). (14)

ونیز از آن حضرت نقل شده است که روزی دستور داد رطب و خرمای تازه برای خوردن حاضران بیاورند، بعضی خرما را می خوردند و هسته آن را به دور می افکندند، فرمود: این کار را نکنید که این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمی دارد. (15)

امام صادق علیه السلام فرمود:

«ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوی ». (16)

پائین ترین حد اسراف ریختن باقی مانده آب و بذل کردن لباس که مورد حاجت باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامی آن قدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده است که حتی از ریختن باقی مانده آب وضو واز دور افکندن هسته خرما نهی گردیده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضیقه در پاره ای از مواد، سخت به این موضوع توجه دارد تا آنجا که از همه چیز از زباله ها و تفاله ها و فاضل آبها از تصفیه استفاده می کند چرا که احساس کرده اند که مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد باید از همه به صورت «دورانی » بهره گیری نمود.

با اینکه نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است و لیکن گرسنگی یک پدیده جهانی بشمار می رود واکثریت ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند.

دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت آن را به ما تحمیل کرده باشد، با مطالعه این پدیده در نواحی مختلف جهان به این واقعیت رسیده اند که به طور کلی عوامل و شرائط طبیعی نیستند که گروهها و اجتماعات انسانی را دچار قحطی و گرسنگی می سازند، بلکه مسئولیت این فاجعه به عهده برخی از شرائط فرهنگی است. (17)

به این معنی مصیبت گرسنگی یک پدیده طبیعی و پیوند یافته با زندگی نیست و مانند مرگ یک حادثه اجتناب ناپذیر نمی باشد، بلکه گرسنگی یک نوع زخم و درد اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.

و عمدتا نتیجه اسرافکاریهائی است که ابرقدرتهای جنایتکار بر جهان بشریت تحمیل کرده اند پس کشورهای استعمارگر بانی اصلی گرسنگی و فقر جهانی است.

برای همین است که در اسلام از «اسراف » و «تبذیر» به شدت مذمت شده است.

علی علیه السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: یاکل ما لیس له و یلبس ما لیس له و یشتری ما لیس له » (18) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه می خورد در خور وی نیست. لباسی پوشد که شایسته اونیست و کالائی می خرد که زیبنده وی نیست.

علی علیه السلام فرمود: «ما فوق الکفاف اسراف » (19) بالاتر از کفاف اسراف است.

یعنی هرکس موظف است از مال خود به اندازه «کفاف » خرج کند. کفاف قدری از مال را گویند که برای هزینه زندگی انسان و خانواده اش در حد اعتدال کفایت کند و خرج کردن بیش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره » (20) چه دور است اسراف کننده از تدارک نمودن زیان کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف » (21) سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.

باز می فرماید: «ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره » (22) اسراف کننده را واگذار زیرا جود و بخشش او پسندیده نیست و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.

آری امروز بشر فهمیده است که حتی در زوائد اموال خود نیز دقیق باشد اگر نان زیادی دارد به درد او نمی خورد به درد دیگران خواهد خورد و سیر شدن دیگران باز استفاده اش به او بر می گردد.

البته اینها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده ای است که در اسلام بیش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولی می داند اسراف مال و زیرپا ریختن برکت خداگناه دارد و درباره گرامی داشتن نان و نهی از بی حرمتی آن روایات فراوانی وارد شده است. (23)

طبق منطق قرآن خداوند به زمین برکت داد تا قوت تمام مردم روی زمین در چهار نوبت سال به طور یکسان برآورده شود (24) درحالی که هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان درنتیجه مصرف بی رویه مواد غذائی و افراط در آن به افزایش کلسترول، چربی و قند مبتلا شده و در اثر بیماری زودرس قلب و عروق و سرطان در می گذرند و درنتیجه همین اسراف و تبذیر در مواد غذائی، میلیونها انسان در دنیا با گرسنگی دست به گریبان بوده و روزانه هزاران نفر از بی غذائی تلف می شوند.

به موجب آماری که نقل شده، تعداد فقرا در جهان 3/1 میلیارد نفر تخمین شده که اغلب آنها در آسیا و آفریقا زندگی می کنند، هر سال 12 میلیارد نفر کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند.

آمارها نشان داده است که شکاف اجتماعی نه تنها در سطح جهانی، بلکه در یک کشور بسیار وسیع است در یک قطب ثروت انباشته تر می شود و در قطب دیگر فقر به صورت دلخراش گسترده تر می گردد و این موضوع عصیان و پرخاش را در جامعه به وجود می آورد و نمی توان آن را نادیده گرفت به ویژه اگر ثابت شود که این ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زیان دیگران است همه اینها در ارزشها، اخلاق، شیوه های رفتار اجتماعی و چه بسا در فرهنگ و معیارهای سنجش ارزشها، اثر منفی می گذارد.

یکی از دانشمندان غرب در کتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه » می نویسد:

«اگر نقشه جهانی گرسنگی را مورد مطالعه قرار دهیم، و اگر عواملی را که موجب پیدایش و بروز آن در نواحی گوناگون هستند تجزیه و تحلیل کنیم، به وضوح در می یابیم که گرسنگی دسته جمعی یک پدیده اجتماعی است که به طور کلی پیدایش آن نتیجه استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعی یا به دنبال توزیع غلط آن مواد خوراکی است که به این ترتیب به دست می آید با در نظر گرفتن حقائق آشکاری که ما ذکر کرده ایم دیگر ممکن نیست بتوان قبول کرد که گرسنگی یک پدیده طبیعی باشد، زیرا مسلم است که علل آن بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی است. ونه از عوامل طبیعی حقیقی که پنهان کردن آن دشوار است اینکه در جهان به اندازه کافی منابع طبیعی وجود دارد برای اینکه جمیع اجتماعات بشری بتوانند از یک تغذیه شایسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسیاری از «مهمانان زمین » نمی توانند از این خوان نعمت بهره مند باشند از آن روست که کلیه تمدنها واز جمله تمدن ما نیز براساس نهایت نابرابری اقتصادی پی ریزی واستوار شده است. (25)

جالب اینجاست که قرنها پیش از آنکه کتاب «انسان گرسنه » نوشته شود، و «علم » به کشف مساله گرسنگی بپردازد، و به قول بعضیها صدها سال پیش از آنکه «جان بویدار» لرد انگلیسی، شکایت سردهد که در «عالم سیاست » هیچ گاه مساله گرسنگی بینوایان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشکارا می بینیم که «مساله گرسنگی » در صفحات «نهج البلاغه » همواره موج می زند و اساسی ترین کوشش و «رنج راستین علی » پیشرو صمیمی ترین پیشوایان سوسیالیستی که تاکنون تاریخ سیاست جهان بر اریکه زمامداری عملی به خود دیده است «سیر کردن گرسنگان » و ایجاد تفاهم در حکمرانان و طبقات توانگر، نسبت به رنجهای توان فرسای آنان است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام خوراک و پوشاک و آسایش را، بر خود تحریم می کند، تا مبادا لحظه ای از درد توده ها، از رنج اکثریت همنوعان خود، غافل ماند. (26)

یک دستور مهم بهداشتی و اقتصادی

مضمون آیه شریفه: «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید). گرچه بسیار ساده به نظر می رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا طبق تحقیقات دانشمندان سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است بر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونتها و بیماریها، لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازی جسم عملی گردد.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری » است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست.

امام رضاعلیه السلام می فرماید:

«لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم » (27) (اگر مردم در طعام میانه روی کنند بدنهای آنها اعتدال پیدا می کند).

مرحوم طبرسی در تفسیر شریف «مجمع البیان » مطلب جالبی نقل کرده که «هارون الرشید» طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود، روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم، درحالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید واسراف نکنید) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء واعط کل بدن ما عودته »(معده خانه بیماریهاست و امساک سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده ای(از عادت صحیح و مناسب) آن را دریغ مدار).

طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید گفت: «ما ترک کتابکم ولا نبیکم لجالینوس طبا»! قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است. (28)

پی نوشتها:

1 ) سوره فرقان، آیه 67.

2 ) بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 29 سوره اسراء.

3 ) نهج البلاغه، خطبه 126.

4 ) غرر و در رآمدی، ج 6، ص 42.

5 ) غرر و درر آمدی، ج 4، ص 293.

6 ) انعام، آیه 141 - اعراف، آیه 31.

7 ) غافر، آیه 43.

8 ) شعراء، آیه 151.

9 ) ذاریات، آیه 43.

10 ) غافر، آیه 28.

11 ) یونس، آیه 83.

12 ) انبیاء، آیه 9.

13 ) اسراء، آیه 29.

14 ) بنقل تفسیر صافی، ذیل آیه 29 سوره اسراء، - و عین این مطلب از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است(تفسیر عیاشی، ج 2، ص 288).

15 ) همان مدرک.

16 ) مکارم الاخلاق، ص 118 - بحار، ج 75، ص 303.

17 ) انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی(مهران) ص 65 چاپ امیر کبیر.

18 ) خصال صدوق، ج 1، ص 47، حدیث شماره 257 - وسائل الشیعة، ج 12، ص 401.

19 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2712، شماره 9465.

20 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2888.

21 ) غرر و درر، ج 4، ص 1652.

22 ) غرر و درر، ج 4، ص 1568.

23 ) وسائل، ج 1، ص 255 - سفینة البحار، ج 1، ص 375 کلمه «خبز».

24 ) سوره فصلت، آیه 10.

25 ) ژوزونه دوکاسترو، ژپوپلیتیک گرسنگی انسان گرسنه، ص 404 ترجمه منیر جزنی(مهران) چاپ امیرکبیر.

26 ) دکتر صاحب الزمانی، دیپاچه ای بر رهبری، ص 329.

27 ) وسائل الشیعه، ج 16، ص 406.

28 ) بنا به نقل تفسیر نمونه، ج 6، ص 153 و 154
 
___________________________
منبع:مجله مکتب اسلام، شماره 4 (سال 76)، الهامی، داود؛




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:36 AM 

مقدمه

دین مقدس اسلام بهره برداری مشروع از نعمتهای الهی و زیباییهای زندگی را مباح و روا و اسراف و زیاده روی را حرام و ناروا می داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایی و کارآیی خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد . در این صورت فرد اسرافکار قهرا از اجرای مسؤولیت و تعهدات اجتماعی خود بازمی ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه می زند .

قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعی در قالبهایی زیبا بیان می کند و با هشدار به پیروان خود می فرماید : ( و انفقوا فی سبیل الله ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکة ) (1) یعنی در راه خدا انفاق کنید و با دستهای خود، خود را به هلاکت و نابودی نیفکنید. از این آیه شریفه چنین استفاده می شود که اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهای مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاکت و سقوط می انجامد .

صرف نظر از اهمیت خودداری از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت خاص کشور اسلامی که در محاصره حکومتهای سلطه گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگی را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه روی را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده ایم و به پیروزی نهایی نزدیکتر شده ایم. در نتیجه این شعار را در اقصی نقاط عالم و دنیای اسلام و بالاخص ایران اسلامی اعلام کرده ایم که ما از تنگناهای اقتصادی نمی هراسیم و قدرت آن را داریم که روی پای خود بایستیم و به هیچ قدرتی جز خداوند متعال متکی نیستیم .
 
 
بقیه در ادامه مطلب....




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:33 AM 

قرآن پیرامون پنجمین ویژگی ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنین می فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواما» آنان کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.»

این آیه بیانگر یکی از مهمترین مسایل زندگی است که رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره های مشکلات و برطرف کردن بسیاری از نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی می گردد. و می توان آن را به عنوان معجزه زندگی خوشبختانه یادکرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال یعنی میانه روی و حدفاصل بین افراط و تفریط، که چنین کاری از نظر اسلام در همه چیز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پیروی از اسلام، به عنوان «امت وسط » یعنی امت معتدل خوانده ومی فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا» این گونه شما را امت میانه قرار دادیم.

امیرمومنان علی(ع)آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط یاتفریط کشانده می شوند، جاهل خوانده می فرماید: «لاتری الجاهل الامفرطا او مفرطا» همیشه جاهل را نمی نگری جز این که یا زیاده روی می کند، و یا کم می آورد.

در آیه مورد بحث که بیانگر پنجمین نشانه بندگان ممتاز خدااست، از یکی از شاخه های مهم اعتدالی، که مربوط به امور اقتصادی و زندگی اجتماعی است، سخن به میان آورده که نقش مهمی در اصلاح زندگی و سامان یافتن شوون اجتماعی و خانوادگی دارد، و آن رعایت اعتدال در مصرف است، یعنی انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف می کند و نه سخت گیری، بلکه راه میانه بین این دو رابرمی گزیند.
 
بقیه در ادامه...........




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:31 AM 

دنیای غرب می کوشد الگوهایی برای مصرف به جوامع ارائه دهد

که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی ها در محورهای زیر خلاصه می شود:
 
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم فایده؛
 
گسترش روحیه مصرف گرایی؛
 
انحراف ذهن ها از توجه به واقعیت های زندگی؛
 
اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتی.
 
غرب سعی می کند این اهداف را با شیوه های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایی، تنوع طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی گری و تجمل گرایی پی گیرد و در این راه، از دولت ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می برد.
 
بنابراین، پایه های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
 
1. تمتع و بهره وری هرچه بیشتر؛
 
2. رقابت و مسابقه در مصرف؛
 
3. تجمل گرایی و تشریفات زاید.
[1]
 
آمار و ارقام به دست آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به ظاهر پیشرفته نشان می دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است
[2] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.
 
شرکت های جهانی، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می گوید:
 
ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.
[3]
 
انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه ها مانند انفاق.
 
از مجموعه آموزه های دینی اسلام می توان پایه های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره بردن از نعمت های الهی؛ اعتدال و میانه روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می پردازیم.
یک بهره بردن از نعمت های الهی
 
در آموزه های اسلام، همه آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد، به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می خواهد از آنها به درستی بهره برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت های الهی با عناوینی چون رزق الهی، طیّبات و زینت یاد می کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.
 
خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می فرماید:
 
فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.
 
پس، از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خداوند روزی تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می پرستید، سپاسگزار نعمت های او باشید.
 
زیبایی و آراستگی، محبوب فطری انسان هاست. ازاین رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعی، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.
[4]
 
از دیدگاه اسلامی، هر چیزی که سبب عیب پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس هایی که موجب آراستگی انسان می شود.
 
از آنچه بیان شد، به دست می آید که خداوند متعال نعمت های خود را برای همه بندگان، به ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می فرماید:
 
زمانی که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.
[5]
 
قرآن کریم می خواهد که انسان ها از نظر روحی و معنوی به گونه ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش های فرد عبادت خواهد بود.
 
بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است: »رنگ خدایی، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می شود؛
[6] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می شود. [7]
دو اعتدال و میانه روی
 
هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی ها و خوردنی ها باید از اسراف پرهیز شود.
[8]
 
در نگرش اسلامی، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.
 
قناعت و زهد، از ویژگی های ستوده شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.
 
از دیدگاه برخی از صاحب نظران، اعتدال و حدّ وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان ها، زمان ها و مکان های گوناگون، تفاوت پیدا می کند. ازاین رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.
[9]
 
امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می فرماید:
 
میانه روی، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.
[10]
 
بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره گیری از امکانات زندگی به گونه ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف کننده باشد.
[11]
 
با آنکه در آموزه های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه روی را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق کننده نباشد و خود و خانواده اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق های دیگر باقی می ماند و فرد برای تأمین نیازمندی های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.
[12]
سه پرهیز از اسراف و تبذیر
 
سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف می سازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می گویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.
 
اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمت های الهی زیاده روی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسراف کار شمرده می شود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده ای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،
[13] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد، [14] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصی، [15] و اسراف در مخارج کیفی. [16]
 
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:
 
کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می پوشی، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی مانده آب و غذا را که در ظرف می ماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازی.
[17]
 
در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل می کند، حضرت در نامه ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می پردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر می داند.
[18]
ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام
 
شناسایی نیازهای واقعی، رعایت اعتدال و صرفه جویی و بهره برداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان می کند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.
 
به نظر می رسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم گیری افراد، آیینه تمام نمای عقاید، اندیشه ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش های مورد پذیرش آنهاست.
 
معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواسته های افراد آن متناسب نباشد، کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمی گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی آید.
 
جوان مسلمانی که می کوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامی، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد: مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.
یک دیگرگرایی
 
یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده اش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگی، به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد می کند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.
 
قرآن گاهی در وصف خوبان، انفاق را یکی از شاخصه های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می داند
[19] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است. [20] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است [21] و خداوند، گیرنده آن است. [22] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.
 
از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می کند.»
[23] بر این اساس، خداوند وعده داده که به گونه ای پاداش می دهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.
 
کسی که مالش را در راه خدا صرف نمی کند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:
 
کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)
دو ایثار و گذشت
 
دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهره برداری از نعمت ها و امکانات الهی، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایی، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این گونه ستوده است:
 
دیگران را بر خود مقدم می دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)
 
انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری می دهد، ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:
 
کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می شود.
[24]
 
البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:
 
خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.
[25]
 
بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز، محتاج دیگران کند.



[1] .  سید مهدی موسوی کاشمری، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان کتاب، 1377، ص 121.

[2] .  حسن فاطمی، گرسنگی؛ ارمغان استعمار، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362، ص 94.

[3] .  ریچارد بارنت و رونالد مولر، سیطره جهانی، ترجمه: مصطفی رحیمی، تهران، هاشمی، 1363، ص 298.

[4] .  علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1379 ه .ق، ج 8، ص 79.

[5] .  علامه مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1404 ه .ق، ج 47، ص 232.

[6] .  سباء: 15.

[7] .  نک: اعراف: 85؛ هود: 84 86.

[8] .  نک: انعام: 141؛ اعراف: 31.

[9] .  نک: محمدعلی انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ه .ق، ج 3، ص 186.

[10] .  شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، قم، آل البیت(ع)، 1409 ه .ق، ج 21، ص 551.

[11] .  علی اکبر کلانتری، اسلام و الگوی مصرف، قم، بوستان کتاب، 1387، ص 43.

[12] .  برای نمونه، از امام باقر(ع) روایت شده است فلان شخص از انصار که مزرعه ای داشت، هرگاه محصول آن را جمع می کرد، تمام آن را صدقه می داد و خود و عیالش تهی دست می ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد. (وسائل الشیعه، ج 6، باب 16، ابواب زکات الغلات)

[13] .  «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنّهُ لا یُحِبّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف: 31)

[14] .  امیرمؤمنان علی(ع): «بترسید از فساد، به درستی که دادن مال به غیر جایگاه آن، تبذیر و اسراف است. آن چنان کاری که نام صاحبش را نزد مردم بالا می برد، در حالی که مقامش را نزد خداوند پایین می آورد». (نهج البلاغه: 390)

[15] .  امام صادق(ع): «لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! هر چیزی نشانه ای دارد که با آن شناخته می شود و برای مصرف نیز سه نشانه است: چیزی که در شأن او نیست، می خرد؛ چیزی که در شأن او نیست، می پوشد و چیزی که در شأن او نیست، می خورد». (بحارالانوار، ج 12، ص 415)

[16] .  امام صادق(ع): «کسی که بیش از آنچه برای سکونت لازم دارد، مسکن بنا کند، باید در روز قیامت آن را بر دوش خود حمل نماید». (همان، ج 4، ص 54)

[17] .  میزان الحکمه، ج 4، ص 448.

[18] .  وسائل الشیعه، ج 11، ص 260.

[19] .  انفال: 2 4؛ سجده: 15 و 16؛ حجرات: 15؛ توبه: 88.

[20] .  بقره: 3 و 110؛ انفال: 3.

[21] .  بقره: 254؛ تغابن: 17.

[22] .  توبه: 99 و 104.

[23] .  تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 379.

[24] .  ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ج 6، ص 79.

[25] .  محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 5، ص 63.
 
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
منبع:پایگاه حوزه نت




نگاشته شده توسط امير گروسی چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 10:27 AM 

چکیده مقاله 

در شماره گذشته، بحث اصلاح الگوی مصرف مطرح و برداشتهای مختلف از این موضوع بیان شد، سپس فرایند اصلاح الگوی مصرف تحت عناوین استاندارد سازی ،فرهنگ سازی، تعیین الزامات قانونی، اجرا و پیگیری، و اعمال باز خورد، مورد بحث قرار گرفت.

از بین عناوین مختلف، استاندارد سازی مصرف ، تعیین الزامات قانونی، اجرا وپیگیری ، و اعمال بازخورد در برنامه‌ها بیش از همه جنبه حکومتی داشته، سیستمهای دولتی باید بدان بپردازند؛ اما فرهنگ سازی که یکی از حلقه های بسیار مهم در فرایند اصلاح الگوی مصرف می‌باشد، تلاش همه سازمانهای تأثیر‌گذار در فرهنگ مانند صدا و سیما، وزارتخانه‌های ارشاد، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فن آوری، مجلات، روزنامه‌ها، و ... را می‌طلبد.

از آنجا که مردم ما غالبا با ایمانی عمیق نسبت به دستورات دینی حساس بوده، سعی دارند به وظایف اسلامی خود عمل کنند و بهترین راه دریافت مسائل دینی ر روحانیون و مبلغان می‌دانند، برای فرهنگ سازی می‌توان از این ظرفیت عظیم اعتقادی بهره برده، مردم را در جهت مسائل دینی اجتماعی راهنمائی کرد؛ از اینرو در بخش فرهنگ سازی، روحانیون می‌توانند دارای تأثیری شگرف باشند.

پرداختن به این موضوع توسط مبلغان، از سویی ادای تکلیف دینی است و از سوی دیگر وظیفه‌ای است که پرداختن بدان از جانب رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است.

ما هم سعی می‌کنیم در این مقاله، موضوع اصلاح الگوی مصرف را از دیدگاه دین مورد بررسی قرار داده، زمینه تبیین این امر توسط روحانیون محترم را فراهم سازیم.

امید آنکه بخشهای دیگر تأثیر گذار در فرهنگ نیز هر کدام باتوجه به ظرفیتهای خویش به این امر بپردازند و سازمانهای مسئول ومرتبط هم هر کدام با فعالیتی بایسته به اجرای این امر خداپسندانه کمک کرده، با تدابیر لازم و با پیگیری تا دستیابی به نتیجه، مجدّانه آن را دنبال کنند.







  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5