نگاه صحیح
با نگاه صحیح به سمت اصلاح الگوی مصرف می رویم


نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:16 PM 

چکیده

نیازهاى مادى بشر یکى از واقعیت هاى زندگى است و دین و رهبران دینى همواره بر تأمین این نیازها از راه صحیح آن تأکید و انسان را به تلاش و کسب درآمد حلال تشویق کرده اند. ولى با توجه به برخى روایات این شبهه در ذهن زنده مى شود که گویا اسلام فقر را مى پسندد و از آن تجلیل مى کند. این مقاله در پى اثبات این مطلب است که فقر مورد تشویق، فقرمادى نیست، بلکه فقرمعنوى دربرابر قدرت بى منتهاى الهى موردنظر مى باشد.

اسلام فقر را زمینه ساز فساد مى داند و ایجاد فساد را از عمده ترین اهداف شیطان و انسان هاى شیطان صفت مى شمارد. از این رو پیروان خود را به کسب درآمد از راه شرعى تشویق نموده، راه هایى را براى مبارزه با فقر معرفى کرده است. نیز با فساد اقتصادى و مالى چون رشوه، رانت خوارى و اختلاس به شدت به مبارزه برخاسته و رواج رفاه طلبى و ثروت اندوزى را باعث فراموشى ارزش هاى دینى و انحطاط جامعه مى داند. اسلام تبعیض را از هر نوع آن محکوم مى کند و آن را یکى از راه هاى گسترش فساد و فقر مى شمارد که باید با آن مبارزه کرد.

کلید واژه ها: فقر ـ فساد ـ تبعیض ـ اقتصاد

مقدمه

اقتصاد و دین، در معنا بخشیدن به زندگى مادّى و معنوى بشر و نیل او به مدارج عالى کمالِ روحى، نقش تعیین کننده اى دارند و مى توان گفت، در این جهت مکمّل یکدیگرند. از سویى زندگى فردى و اجتماعى انسانها، بدون اقتصاد شکوفا و رشد یافته، بسى تلخ، دشوار و قرین نکبت و بدبختى است. اقتصاد بیمار، زمینه ساز نابودى ارزشهاى دینى و استیلاى سایه سیاه فقر، فساد، فحشا، جرم و جنایت بر زندگى بشر است. چه بسا انسانهایى که وامانده گرده نانى براى قطع نشدن رگ حیات خود هستند، نتوانند به تعالى معنوى بیندیشند و از آرمانهاى انسانى و فضایل و مکارم اخلاقى، تصوّر و ترسیم روشن و شایسته اى داشته باشند. از این رو است که رسول خدا(ص) تهیدستى را سخت تر از قتل، و امیر مؤمنان على(ع)، مردن و زیر خاک رفتن را بهتر از نادارى دانسته اند.

از سوى دیگر، رفاه روز افزون مادّى و تسلّط لجام گسیخته پول و سرمایه، اگر به وسیله ایمان به خدا و پایبندى به فضایل اخلاقى و ارزشهاى معنوى مهار نشود، آنچنان آدمى را در باتلاق خور و خواب و خشم و شهوت فرو مى برد که بکلّى همه کرامتهاى روحى و استعدادهاى تکامل بخش خدادادى خویش را به فراموشى مى سپرد و به شکل حیوانى ثروتمند و رفاه طلب مسخ مى شود؛ همان حقیقت روشنى که قرآن کریم در باره اش مى فرماید:

«اِنَّ الاِ نْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَاهُ اسْتَغْنى»(علق / 6 ـ 7)

به یقین انسان طغیان مى کند از این که خود را بى نیاز ببیند.

از میان رفتن توازن و تعادل منطقى در اقتصاد، کار را به افراط و تفریط مى کشاند. فقر، حدِّ تفریط، و حاکمیّت بى قید و شرط سرمایه، حدّ افراط است. در این دو حدّ است که اخلاق، فضیلت، علم و فرهنگ، تباه و قربانى مى شود. هم فقر اقتصادى مى تواند مانع اساسى رشد فکرى و تعالى فرهنگى شود و هم تکاثر و مال اندوزى عامل فساد، سقوط و انحطاط معنوى است. لزوم پرهیز از افراط و تفریط در این دو مقوله، مى طلبد که آدمى تلاش سازنده اش در راه تحصیل ثروت مادى و بهبود زندگى دنیوى را، تحت حاکمیّت بایدها و نبایدهاى دینى قراردهد و به دستورهاى غنى و متین قرآن کریم و پیشوایان بزرگوار اسلام، در زمینه فعالیّتهاى اقتصادى گردن نهد، تا از آثار ناهنجار فساد آن در امان ماند.

مقاله حاضر مرورى دارد بر فقر و فساد و تبعیض ازدیدگاه اسلام و رابطه آن ها و عوامل تأثیر گذار بر آنها. امید است این مختصر بتواند نمایى از بحث مهم و اساسى را براى خوانندگان گرامى روشن نماید.


ادامه در ادامه مطلب

::::::::::::::::::

برگرفته از نشریه حصون شماره 4





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:12 PM 

 

صلاح الگوی مصرف جوانان

طیبه چراغى

1. چیستی الگوی مصرف

الف) مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.[2]

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراکی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراکی‌ها، شامل گروه‌های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]

به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

ب) الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم‌فایده؛

گسترش روحیه مصرف‌گرایى؛

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى؛

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌کند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر؛

2.‌رقابت و مسابقه در مصرف؛

3.‌تجمل‌گرایی و تشریفات زاید.[4]

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می‌کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.

شرکت‌های جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید:

ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[6]

انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

از مجموعه آموزه‌های دینی اسلام می‌توان پایه‌های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره ‌بردن از نعمت‌های الهى؛ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می‌پردازیم.

یک بهره بردن از نعمت‌های الهى

در آموزه‌های اسلام، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد،‌به پاسخ‌گویی به نیازهای بشری به‌عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می‌خواهد از آنها به درستی بهره‌برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت‌های الهی با عناوینی چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد می‌‌کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت‌های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.

خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می‌فرماید:

فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.

پس، از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌‌ای که خداوند روزی‌تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می‌پرستید، سپاسگزار نعمت‌های او باشید.

زیبایی و آراستگى، محبوب فطری انسان‌هاست. ازاین‌رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه‌هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]

از دیدگاه اسلامى، هر چیزی که سبب عیب‌پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس‌هایی که موجب آراستگی انسان می‌شود.

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که خداوند متعال نعمت‌های خود را برای همه بندگان، به‌ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت‌های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می‌فرماید:

زمانی که نعمت‌ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]

قرآن کریم می‌خواهد که انسان‌ها از نظر روحی و معنوی به‌گونه‌ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه‌شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش‌های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش‌های فرد عبادت خواهد بود.

بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:‌»رنگ خدایى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت‌های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می‌شود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می‌شود.[10]

دو اعتدال و میانه‌روى

هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه‌روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه‌ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی‌ها و خوردنی‌ها باید از اسراف پرهیز شود.[11]

در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.

قناعت و زهد، از ویژگی‌های ستوده‌شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می‌شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه‌های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.

از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران، اعتدال و حدّ ‌وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان‌ها، زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، تفاوت پیدا می‌کند. ازاین‌رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]

امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می‌فرماید:

میانه‌روى، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می‌آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]

بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره‌گیری از امکانات زندگی به‌گونه‌ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف‌کننده باشد.[14]

با آنکه در آموزه‌های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه‌روى را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه‌ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق‌کننده نباشد و خود و خانواده‌اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق‌های دیگر باقی می‌ماند و فرد برای تأمین نیازمندی‌های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:10 PM 

.

شکوفایى تمایلات نفسانى، حالات هیجانى و عاطفى و احساسات مذهبى، از ویژگى هاى دوران جوانى است. اگر این تمایلات، تعدیل و مهار نشود و به افراط یا تفریط بگراید، قطعاً آثار زیان بارى بر جسم و جان جوان خواهد گذاشت.

متأسفانه بعضى از افراد، به دلیل عدم آگاهى، براى یافتن روش صحیح، راه هاى انحرافیِ افراط یا تفریط را مى آزمایند، ولى چه بهتر که از همان ابتد، نقطه تعادل را بشناسند و همان را برگزینند. با توجه به اهمیت این موضوع در زندگى فردى و اجتماعى جوان مطالبى را در باره آن مى نگاریم.

معناى اعتدال

اعتدال در لغت، به معناى رعایت حد وسط و میانه در بین دو حال است از جهت کمیت و مقدار و از جهت کیفیت و چگونگی1 و نیز به معناى توازن در مقدار، هموزنى، برابر بودن دلایل، برابرى و یکسانى در کم و کیف آمده است;2 مثلاً حد وسط تهور و ترس، شجاعت است که در آن نه افراط است و نه تفریط.

جایگاه اعتدال در اسلام

یکى از ویژگى هاى بارز دین مقدس اسلام که آن را از ادیان دیگر متمایز مى سازد، اعتدال و میانه روى است. قرآن مجید، امت اسلامى را (امت وسط) نامیده است: (و کذلک جعلناکم امة وسطاً;3 ما شما را امتى وسط قرار دادیم). و در آیه اى دیگر، امت اسلامى را بهترین امت پدید آمده از میان مردم مى داند. 4

امام صادق(ع) در تبیین بهترین امت مى فرماید: آنها امتى هستند که خداوند در بین آنها و از میان آنها و به سوى آنها برانگیخت و آنها مردمى میانه رو هستند; از این رو بهترین امتى هستند که براى مردم فرستاده شده اند. 5

جایگاه اعتدال با نمونه هاى زیر روشن تر مى شود:

1 ـ اعتدال، شیوه معصومان: در فرهنگ دینى پیشوایان دین، اعتدال به حدى مورد توجه است که به داشتن آن افتخار نموده و در مقام تعریف، خویشتن را با آن معرفى مى کنند. امام باقر(ع) مى فرماید: (نحن الامة الوسط;6 ما امت وسط و میانه هستیم. )

2 ـ اعتدال، بهترین خط مشى: از نظر اسلام تعادل و اعتدال، یکى از دوست داشتنى ترین و بهترین امور محسوب مى شود. رسول اکرم(ص) مى فرماید: (خیار الامور اوسطها و لیکن احب الامور الیک اوسطها فى الحق;7 بهترین کاره، معتدل ترین آنهاست و باید دوست داشتنى ترین امور در نزد تو، معتدل ترین آنها در کارهاى حق باشد. )

3 ـ اعتدال، صفت مؤمن: امام على(ع) یکى از صفات مؤمن را اعتدال در زندگى مى داند و مى فرماید: (المؤمن سیرته القصد;8 شیوه مؤمن، میانه روى است. )

4 ـ اعتدال، هدیه الهى: از روایات معصومین بر مى آید که همه افراد نمى توانند خود را به صفت اعتدال بیارایند، بلکه تنها شامل کسانى مى شود که از لطف الهى برخوردارند. امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: زمانى که خداوند متعال اراده کند به بنده اش خیرى برساند، میانه روى و تدبیر را به او الهام مى کند و بى تدبیرى و زیاده روى را از او دور مى سازد9.

اعتدال از نظر دانشمندان

بسیارى از حکما و دانشمندان مانند خواجه نصیرالدین طوسى، ملا هادى سبزوارى، بوعلى سین، ملا محمد مهدى نراقى و دانشمندان دیگر، اساس اخلاق فاضله انسانى را تعادل در امور دانسته اند. ارسطو معتقد بود که انسان داراى قوه غضبیه و شهویه و عقل است. سعادت انسان در تعادل آنهاست تا از قوه غضب، شجاعت و از نیروى شهوت، عفت و از عقل، حکمت، پدید آید و هر گاه میان این قوا تعادل برقرار شود، ملکه عدالت شکل مى گیرد.

دستور سقراط براى زندگى سالم، پیمودن راه اعتدال بود. روان شناسان نیز مى گویند: نیازهاى روحى و جسمى انسان ها باید به طور طبیعى و معتدل بر آورده شود.

انسان براى شناخت اعتدال و تمییز افراط و تفریط، به شاخص و مقیاسى نیازمند است تا در امور مختلف به آن مراجعه و راه صحیح و معتدل را انتخاب کند. در اسلام، قرآن و اهل بیت، معیار اعتدال به شمار مى آیند. امام على(ع) مى فرماید: از این امت هیچ کس با آل محمد قیاس نمى شود، زیرا این خاندان، پایه دین و تکیه گاه یقین هستند. تندروان به سوى آنها باز خواهند گشت و واپس ماندگان، ناگزیر خود را به آنها مى رسانند. 10

استاد مطهرى مى گوید: (اگر ما آن راهى را که ائمه اطهار در مقابل راه هاى دیگران براى ما باز کرده اند برویم، هم از افراط و تندروى هاى بعضى مصون مى مانیم و هم از تفریط و جمود بعضى دیگر.) 11

آثار و فواید اعتدال در زندگى

اعتدال، در زندگى فردى و اجتماعى انسان تأثیر دارد. مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 ـ تربیت: یکى از راه کارهاى تربیت و اصلاح نفس، میانه روى است، زیرا تربیت، در سایه تعدیل قواى نفسانى و کنترل قوه غضب و شهوت و عقل به دست مى آید. بر این اساس امام على(ع) مى فرماید: هر گاه به اصلاح خود مایل بودى، میانه رو، قانع و کم آرزو باش. 12

2 ـ نجات انسان: پیامبر اکرم (ص) یکى از اسباب نجات آدمى را اعتدال در هنگام دارایى و ندارى مى داند. 13 این نجات شامل نجات انسان از ناملایمات زندگى دنیا و عذاب عالم برزخ و قیامت مى شود.

3 ـ بى نیازى: امام صادق(ع) مى فرماید: (ان ّ القصد یورث الغنى;14 به درستى که میانه روى، سبب بى نیازى و ثروت مى شود). دلیل این بى نیازى آن است که با اعتدال و اندازه گیرى در زندگى، فعالیت هاى اقتصادى مانند مصرف، تولید، و هزینه هاى زندگى سامان مى یابد و از اسراف جلوگیرى مى شود.

4 ـ سلامتى: سلامت بدن انسان به تعادل قواى جسمانى بستگى دارد. غدد هورمونى اگر کمتر یا زیادتر ترشح کند، سلامت آدمى را تهدید خواهد کرد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: هر کس سلامتى مى خواهد، پس باید میانه رو باشد. 15

5 ـ وحدت: پیامبر اکرم (ص) مى فرماید: بر شما باد به میانه روى، زیرا ملتى که میانه رو باشد، هرگز دچار تفرقه نخواهد شد. 16

6 ـ الفت: رسول اکرم(ص) مى فرماید: استووا تستِو قلوبکم;17 معتدل باشید تا دل هاى شما به هم نزدیک شود). دلیل این الفت و نزدیکى آن است که بسیارى از اختلافات فرقه ها و افراد مختلف جامعه بر اثر افراط و تفریط در مباحث اجتماعى و دینى پدید مى آید.

7 ـ آسان شدن مشکلات: امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: میانه روى در کارها را فراگیر، زیرا کسى که میانه روى را فرا گیرد، امور زندگى بر او آسان خواهد شد. 18 انسان میانه رو آمادگى نسبى براى رویارویى با مشکلات اجتماعى را دارد; مثلاً کسى که اهل قناعت است و براى کم خرج کردن تمرین کرده، در واقع خود را براى روزهاى سخت آماده نموده است.

8 ـ رشد و بالندگى: رسول اکرم(ص) مى فرماید: خداى تعالى هر گاه ماندگارى و رشد امتى را بخواهد، اعتدال و پاک دامنى را روزیشان مى کند. 19

9 ـ در امان ماندن از هلاکت: امام على(ع) مى فرماید: (لن یهلک من اقتصد;20 کسى که میانه روى کند، هلاک نمى شود. )

آثار عدم اعتدال

خروج از زندگى متعادل، نتایج مخرب و زیان بارى دارد که به مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:

1 ـ انحراف: یکى از آثار حتمى عدم اعتدال، انحراف از جاده مستقیم است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (من ترک القصد جار;21 کسى که میانه روى را ترک کند، از راه حق منحرف خواهد شد). آن حضرت در جایى دیگر، انحراف به چپ و راست (افراط و تفریط) را منشأ گمراهى، و جاده حق را راه مستقیم معرفى نموده است. 22

اگر به انحرافات عقیدتى که امروزه در جوامع مختلف بروز و ظهور کرده نظرى بیفکنیم، در مى یابیم که عامل اصلى این انحرافات، افراط یا تفریط بوده است. آنان که درباره امام على(ع) راه اعتدال را پیموده و به افراط کشیده شدند، در صف غلات و على اللهى ها در آمدت که امامان از آنها بیزارى جسته و ایشان را مورد لعن قرار داده اند. آن حضرت در همین زمینه مى فرماید: به زودى دو طایفه در باره من هلاک خواهند شد: یکى، دوستى که در دوستى افراط کند به طورى که محبت بى اندازه، او را به غیر حق بکشاند و دیگر، دشمنى که از حد تجاوز کرده و دشمنى بى اندازه، او را به غیر حق سوق دهد. و بهترین مردم در باره من، گروه میانه رو مى باشند; پس همراه این گروه باشید23.

قبل از آن نیز رسول اکرم(ص) از افراط و تفریط درباره امام على(ع) خبر داده و او را به عیسى بن مریم تشبیه کرده بود24.

گروهى بر اثر تفریط، آن چنان با حضرت على(ع) دشمنى کردند که او را کافر خواندند و جنگ با ایشان را واجب دانستند; مثل خوارج که جنگ نهروان را به راه انداختند. امیرمؤمنان على(ع) با هر دو دسته یعنى (غلات) و (خوارج) شدیداً برخورد کرد.

2 ـ حسرت و پشیمانى: یکى از آثار عدم اعتدال، حسرت و پشیمانى است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (ایاکم و التفریط فتقع الحسرة حین لا تنفع الحسرة، 25 زنهار، از کوتاهى کردن، زیرا کوتاهى کردن، حسرت به بار مى آورد; زمانى که دیگر حسرت سودى ندارد. )

قرآن مجید از این حسرت چنین خبر مى دهد: (ان تقول نفس یا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله;26 روز قیامت گفته مى شود افسوس بر من از تفریط و کوتاهى هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم. )

همچنین امام على(ع) مى فرماید: تندروى بى ج، نوعى از دیوانگى است، زیرا صاحبش پشیمان مى شود و اگر پشیمان نشود، معلوم مى شود که جنون او ریشه دار است. 27

3 ـ ملامت: از عواقب عدم تعادل، مورد سرزنش قرار گرفتن است. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (احذروا التفریط فانه یوجب الملامة;28 از کوتاهى کردن بپرهیزید که مورد سرزنش قرار خواهید گرفت. )

4 ـ قبول نشدن دعا: عدم استجابت دع، علل مختلفى دارد که یکى از آنه، رعایت نکردن میانه روى است. امام صادق(ع) یکى از چهار گروهى را که دعایشان مستجاب نمى شود فقیرى مى داند که مالى داشته و آن را تلف کرده است و از خداوند طلب روزى مى کند; خداوند در جواب چنین شخصى مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اعتدال، امر نکرده ام؟29

5 ـ فقر: فقر و نیازمندى، از جمله آثار خروج از اعتدال است، زیرا کسى که از مرز اعتدال پا فراتر گذارد فاقد تدبیر و دوراندیشى است و از اداره زندگى و امرار معاش عاجز مى ماند. امام على(ع) مى فرماید: (الاقتصاد ینمى القلیل و الاسراف یفنى الجزیل;30 میانه روى، کم را زیاد مى کند و اسراف، زیاد را از بین مى برد. )

6 ـ هلاکت: یکى دیگر از آثار خروج از اعتدال، هلاکت و عذاب اخروى است. قرآن مجید مى فرماید: هر کس را که زیاده روى کند و به آیات خدا ایمان نیاورد، مجازات مى کنیم و عذاب آخرت سنگین تر و پاینده تر است. 31

7 ـ عذاب الهى: عاقبت و سرانجام کسانى که از مرز اعتدال خارج شده و به دام اسراف گرفتار شده اند چیزى جز ورود به جهنم نخواهد بود. قرآن مجید مى فرماید: (ان ّ المسرفین هم اصحاب النار;32 اسراف کنندگان، اهل جهنم هستند. )

قلمرو اعتدال

امور فردى و اجتماعى اعم از اقتصادى، سیاسى، عقیدتى، عبادى، رفتارى و غیره، در قلمرو اعتدال قرار مى گیرند. اعتدال، در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر مطرح است، حتى در کارهاى نیک مانند عبادت و انفاق نیز، این اصل رعایت شده که بیانگر اهمیت و جایگاه اعتدال است. در این بحث به مهم ترین مواردى که اعتدال و میانه روى در آنها سفارش شده است، مى پردازیم:

1 ـ امور عبادى

عبادت، نیاز ثابت بشر در همه اعصار و ادوار به شمار مى رود. براى رسیدن به تکامل و قرب به پروردگار، باید از نردبان عبادت و پرستش خدا استفاده کرد، لکن بدیهى است که از این داروى شفابخش و غذاى روح باید به جا استفاده شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد. همان طورى که کوتاهى در عبادت، آدمى را از فضاى ملکوتى دور و به پرتگاه سقوط نزدیک مى کند، افراط در عبادت نیز موجب خستگى و بى میلى شده و آن را بى تأثیر مى سازد. راه صحیح و اصولى، همان راه اعتدال است. این موضوع به قدرى حایز اهمیت است که در کتاب هاى روایى ـ مانند کافى و وسائل الشیعه ـ باب مستقلى با عنوان (اعتدال در عبادت) گشوده شده است. به تبع بزرگان و به دلیل ابتلاى زیاد افراد، این مورد را جداگانه ذکر مى کنیم، هر چند مربوط به امور شخصى است که بعد متذکر مى شویم.

رسول خدا(ص) مى فرماید: این دین، محکم و متین است; پس به آرامى در آن در آیید و عبادت خدا را به بندگان خدا به زور تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده اى باشید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبى را به جا گذاشته است;33 یعنى کسانى که در امور عبادى، براى رسیدن به هدف خود، زیاده روى مى کنند، اصلاً به مقصد نمى رسند. مَثَل این گونه افراد مَثَل آن شخصى است که سوار بر مرکبى مى شود تا به شهرى برود، اما براى این که زودتر به مقصدش برسد، به مرکبش بیش از حد طاقت، فشار مى آورد. طبیعى است که این مرکب در وسط راه مى ماند و صاحبش را به مقصد نخواهد رساند.

حضرت صادق(ع) مى فرماید: من در طواف بودم که پدرم بر من گذشت. من جوان بودم و در عبادت کوش، پدرم مرا دید که عرق از من سرازیر است. به من فرمود: اى جعفر! اى پسر جان! چون خدا بنده اى را دوست داشته باشد او را به بهشت وارد مى کند و به اندکى از او راضى مى شود. 34

اولی، مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت، همواره باید رفق و مدارا و اعتدال را در برنامه هاى عبادى منظور نمایند و از برقرارى مجالس طولانى دعا و توسل و روضه خوانى و… اجتناب ورزند. باید حوصله و طاقت و کشش نونهالان را در نظر داشته باشند و آنان را به مسئولیت هاى فردى و اجتماعى شان متوجه سازند تا ابعاد مختلف آنها متوازن و معتدل رشد یابد تا شاهد عبادت گرایان جامعه گریز و جامعه گرایان عبادت گریز نباشیم که هر دو از جاده اعتدال خارج هستند.

متأسفانه در جامعه افرادى را مى بینیم که با تلقى نادرست از عبادت، نقش اصلى خود را در خانواده و جامعه ایفا نمى کنند و از قبول مسئولیت، شانه خالى مى کنند و در مقابل، افرادى به بهانه خدمت به خلق و عمل به وظایف اجتماعى، از انجام تکالیف دینى سرباز مى زنند; اما حقیقت این است که راه وسط نه آن است و نه این.

2 ـ مسائل اعتقادى

یکى از موارد اعتدال، میانه روى در عقیده و پرهیز از جمود، تساهل و بى مبالاتى است. پیشوایان دین، با وجود سخت گیرى، جمود و خشک مقدسى خوارج (که مرتکب کبیره را کافر مى خواندند) و تساهل و بى مبالاتى مرجئه (فرقه اى که صرف ادعاى ایمان را کافى مى دانستند)، شیعیان را به اعتدال در امور دعوت مى کردند.

از سوى دیگر، امامان معصوم مسلک معتزله را (که هر چه با عقل هم خوانى نداشت، فوراً در صدد انکار آن بر مى آمدند) و مسلک اشاعره را (که هر چیزى را به مفهوم محسوس حمل مى کردند)، مظهر افراط و تفریط مى دانستند و راه میانه اى را در پیش گرفته و کارایى عقل را در امور کلى پذیرفته اند و یا بین جبر و تفویض، راه سومى را که نه به جبر ختم شود و نه به تفویض، ارائه نموده اند.

البته این بحث، مجالى واسع مى طلبد که از حوصله ما خارج است. علاقه مندان مى توانند به کتاب هاى کلامى مراجعه نمایند.

3 ـ امور اجتماعى

در برخوردها و مناسبات اجتماعى، باید اعتدال و میانه روى رعایت شود. اهم موارد امور اجتماعى عبارت اند از:

3 ـ 1. دوستى: دوست شایسته یکى از سرمایه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوش بختى بشر محسوب مى شود تا جایى که امام على(ع) مى فرماید: (من فقد اخاً فى الله فکأنّما فقد اشرف اعضائه;35 کسى که دوست پاک ضمیر خود را که براى خدا با وى پیوند دوستى داشته از دست دهد، مانند آن است که شریف ترین اعضاى بدنش را از دست داده است. )

با وجود این، اسلام با افراط در رفاقت و دوستى مخالف است. امام على(ع) مى فرماید: (احبِب حبیبک هوناً ما عسى ان بغیضک یوماً ما و ابغض بغیضک هوناً ما عسى ان یکون حبیبک یوماً ما;36 با دوست خود در حد اعتدال دوستى کن، چرا که ممکن است روزى دشمن تو گردد و در دشمنى با دشمن نیز معتدل باش، که ممکن است روزى دوست تو گردد. )

متأسفانه این اصل مهم در رفاقت چه بسا نادیده گرفته مى شود. بعضى آن چنان با دوست خود یکى مى شوند که همه اسرار و حتى مسائل خصوصى زندگى خود را با وى در میان مى گذارند. غافل از این که شاید همین شخص، دشمن او گردد. از طرفى بعضى افراد در دشمنى افراط مى کنند به طورى که راه برگشت را به روى خود مى بندند و به اصطلاح، همه پل ها را خراب مى کنند.

روش صحیح، اعتدال است، نه افراط در حال برقرارى رابطه و نه تفریط هنگام قطع رابطه. امام على(ع) مى فرماید: اگر خواستى رابطه ات را با برادرت قطع کنى، راهى را برایش بگذار که اگر روزى خواست برگردد راه بازگشت داشته باشد. 37

سعدى نیز در این باره مى گوید: هر آن سرى که دارى با دوست در میان منه، چه دانى که وقتى دشمن گردد، و هر گزندى که توانى به دشمن مرسان، باشد که وقتى دوست شود. 38

انـدازه نگـه دار کــه انـدازه نـکـوست

هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

3 ـ 2. اعتماد: یکى از ریشه دارترین پایه هاى حیات اجتماعى، اعتماد متقابل در روابط انسانى است. اسلام هر آنچه را که در اعتماد سازى مؤثر است مورد تأیید قرار داده و از هر چه که موجب سلب اعتماد دیگران مى شود ممانعت نموده است. ولى اعتماد کردن نیز حدى دارد و اگر به افراط متمایل شود، به حال فرد و جامعه مضر خواهد بود. شارع مقدس همگان را به رعایت جانب احتیاط به خصوص در مسائل خطیر و سرنوشت ساز توصیه نموده است. امام صادق(ع) مى فرماید: (لا تثقن بأخیک کل الثقه فان ّ صرعة الاسترسال لا تستقال;39 به برادرت زیاد اطمینان و اعتماد نکن که در این صورت قابل جبران نیست. )

3 ـ 3. دفاع: در نظام حقوقى اسلام، حق دفاع براى همه افراد محفوظ و مشروع است. قرآن مجید بدگویى مظلوم از ظالم را روا مى شمارد04 و در روایات، جان باختن بر سر حفظ مال و جان و ناموس، شهادت محسوب شده است. اما در عین حال، دفاع باید عاقلانه و عادلانه باشد و از حد تجاوز نکند. قرآن کریم مى فرماید: (فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم;41 آن کس که به شما تجاوز کرد مى توانید به همان اندازه به او پاسخ دهید. )

البته این سخن با مسئله عفو و گذشت منافاتى ندارد و معنایش قانون شکنى نیست، بلکه به منظور برقرارى نظم اجتماعى لازم است دفاع در چهار چوب قانون انجام گیرد.

قرآن در باره حق قصاص مى فرماید: (کسى که از روى عمد و بى گناه کشته شود، به ولى او حق قصاص داده ایم. پس او نباید در کشتن زیاده روى کند. )42

امیرالمؤمنین(ع) هنگامى که به دست ابن ملجم ضربت خورد، در ضمن وصیتى به امام حسن و امام حسین^ فرمود: اى نوادگان عبد المطلب! نکند بعد از شهادت من دست خود را از آستین بیرون آورید و در خون مسلمانان فرو برید و بگویید امیرمؤمنان کشته شد. براى من فقط قاتل مرا بکشید. هر گاه من از این ضربه جهان را بدرود گفتم، او را تنها یک ضربه بزنید تا ضربه اى در برابر ضربه اى باشد و این مرد را مُثله نکنید (یعنى گوش، بینى و اعضاى او را نبرید). 43

3 ـ 4. انتقاد: انتقاد سازنده یکى از بهترین روش هاى اصلاحى به شمار مى رود و از نظر اسلام، یکى از حقوق برادرى تلقى مى شود. امام کاظم(ع) مى فرماید: از واجب ترین حقوق برادرت این است که او را به خیر متوجه کنى و هیچ چیزى را که براى دنیا و آخرتش مفید است، از او پنهان ندارى. 44 امام صادق(ع) انتقاد را بهترین هدیه اى مى داند که کسى به برادرش مى دهد. 45

اگر انتقاد از حد اعتدال خارج و به سرزنش هاى مداوم منجر شود، تأثیر خود را از دست داده و نتیجه معکوسى خواهد داشت. امیرمؤمنان(ع) مى فرماید: زیاده روى در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مى کند. 46 گاهى زیاده روى در انتقاد، به عیب جویى و بر هم زدن نظم عمومى و مصالح اجتماعى منتهى مى شود که باید از آن پرهیز کرد.

3 ـ 5. مدح و ذم: یکى از اساسى ترین عوامل تحریک و تهییج انسان، تشویق و سپاس گزارى از عملکرد دیگران است. قدردانى در عین حال که عمل ساده اى به نظر مى آید، اثرى اعجاب آور دارد که مى تواند روحى تازه به کالبد بى جان جامعه بدمد و چرخ زندگى را به گردش در آورد. امام على(ع) در این باره مى فرماید: تحسین، مردان شجاع را در راه نیکوکارى تهییج مى کند و مسامحه کاران را به خواست خداوند به کار و فعالیت تشویق مى کند. 47

آن حضرت، گروه حق نشناس را در صف حیوانات قرار داده و فرموده است: هر کس از خوبى نیکوکاران قدردانى نکند، حیوانى بیش نیست. 48

قدرشناسى و تحسین نیز داراى حد و مرزى است و نباید از اندازه معقول و منطقى آن تجاوز کند; همان طورى که بى اعتنایى به اقدامات مثبت افراد، به رکود استعدادها مى انجامد، زیاده روى در تحسین نیز همان تملق و چاپلوسى مذموم است که نوعى فاصله گرفتن از واقعیات و خروج از حق مى باشد. اسلام، دو طرف افراط و تفریط در تحسین را محکوم کرده است. امیرمؤمنان(ع) مى فرماید: ثنا گفتن بیشتر از حد شایستگى، تملق است و کمتر از آنچه سزاوارند، یا ناشى از عجز است و یا منشأ آن حسادت است. 49 آن حضرت بزرگ ترین مراتب حماقت را زیاده روى در تحسین و توبیخ مى داند. 50

3 ـ 6. تواضع: یکى از وظایف مسلمانان، احترام به شخصیت دیگران و رعایت فروتنى و تواضع است. در آیین اسلام، این خصلت، منحصر به مسلمین نسبت به یکدیگر نیست، مردم غیر مسلمان نیز از این خلق پسندیده بهره مند بوده و از تکریم مسلمانان برخوردار بوده اند.

اما در برخورد با دیگران باید حد اعتدال رعایت شود و آن، تواضع است، اگر احترام به دیگران از حد خارج شود و به افراط گراید، سر از چاپلوسى و ذلت نفس در مى آورد و اگر به مردم بى توجهى و جانب تفریط گرفته شود، به تکبر و خودخواهى منجر خواهد شد. امام على(ع) چه زیبا روش صحیح در برخورد با مردم را ترسیم فرموده اند: همیشه در قلب خود دو حس متضاد را با هم داشته باش; همیشه احساس کن که به مردم نیازمندى و احساس کن که از مردم بى نیازى. اما نیاز تو به مردم، در نرمى سخن و حسن سیرت و تواضع است و بى نیازى است از مردم، در حفظ آبرو و بقاى عزت است. 51

امام صادق(ع) حد اعتدال و میانه روى در معاشرت با مردم را چنین بیان کرده است: (لا تکن فظّاً غلیظاً یکره الناس قربک و لا تکن واهناً یحقرک من عرفک;52 تند خو و بد برخورد مباش که مردم نخواهد با تو معاشرت کنند و خودت را آن قدر پست نگیر که هر کس تو را مى شناسد، تحقیرت کند. )

روزى رسول اکرم(ص) به جمعى از اصحاب وارد شد. آنان با گشاده رویى و حسن احترام، حضرت را سید و مولاى خود خواندند. حضرت سخت خشمگین شد و فرمود: این طور سخن مگویید و مرا سید و مولا نخوانید، بلکه بگویید: پیغمبر ما و فرستاده خد، به راستى و حقیقت سخن بگویید و در گفتار خود زیاده روى و غلوّ نکنید که گرفتار ضلالت و گمراهى خواهید شد.53

اسلام تواضع را تا جایى تأیید مى کند که به ذلت منجر نشود. امام على(ع) مردان با ایمان را چنین توصیف مى کند: (سهل الخلیقه لین العریکه نفسه اصلب من الصلد و هو اذل من العبد;54 اینان اخلاقى هموار و ملایم و طبیعتى نرم و متواضع دارند. روانشان از سنگ سخت محکم تر است و در رفتار با مردم از بندگان زر خرید افتاده ترند); یعنى مؤمن در عین حال که فروتن است، با وقار و عزیز است.

شخصى به امام حسین(ع) عرض کرد: در وجود تو یک نوع بزرگ نمایى دیده مى شود. حضرت در پاسخ فرمود: هرگز چنین نیست، مقام کبریایى مخصوص ذات پاک خداست، ولى در من عزت است. 55

3 ـ 7. روابط دوستى: یکى از موارد اعتدال، احسان به دوستان و حفظ روابط دوستى است. گاهى صمیمیت و دوستى زیاد، باعث تضییع حق رفیق مى شود و حرمت او از بین مى رود. مثل این که دوست شما وارد مجلسى شود و همه به او احترام بگذارند و پیش پاى او بلند شوند، اما شما به دلیل رفاقتى که با او دارى، احترام نکنى. این گونه برخورد سرد قطعاً در روابط شما دو نفر تأثیر خواهد گذاشت. امام على(ع) بر حفظ پیوند دوستى تأکید کرده و مى فرماید: (هیچ گاه به اعتماد رفاقتى که بین تو و برادرت هست، حق او را ضایع مکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى دیگر برادر تو نخواهد بود. 56

در مقابل، افرادى بیش از حد توان خود، براى رفیقشان مایه مى گذارند و خود را به زحمت و تکلف مى اندازند، این روش نیز از نظر اسلام مردود است. امام على(ع) مى فرماید: رفیق خوبى نیست آن کس که خود را براى تو به مشقت مى اندازد و آن کس که تو را به مدارا نیازمند و به عذرخواهى ناگزیر مى سازد. 57

4 ـ امور اقتصادى

اعتدال در امور اقتصادى در دو بخش تولید و مصرف قابل بررسى است. آنچه در این زمینه مهم است، عبارت اند از:

4 ـ 1. کار و فعالیت: اسلام با بیکارى و رخوت و تنبلى مخالف است; همان طورى که زیاده روى در فعالیت اقتصادى و حرص و مال اندوزى را مورد نکوهش قرار داده است. پیشوایان ما با گفتار و عملشان، همواره پیروان خود را به تلاش براى روزى حلال سوق داده و هر گونه کار و فعالیت اقتصادى را که به منظور رفاه خانواده صورت گیرد، در حکم جهاد در راه خدا شمرده اند. اما در عین حال، خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زیاده خواهى را نیز گوشزد نموده و به میانه روى در طلب روزى فرا خوانده اند. امام صادق(ع) مى فرماید: دنبال روزى باش، ولى دنبال روزى رفتن تو از حد کسانى که خود را تضییع مى کنند، بالاتر و از حد حریصان، پایین تر باشد. 58

4 ـ 2. انفاق: بعضى افراد براى انفاق، حد و مرزى قائل نیستند و هر چه دارند به دیگرى مى دهند و خود محروم مى مانند. در مقابل، بعضى چنان بخل مى ورزند که حاضر نیستند دینارى در این راه به مصرف برسانند. اسلام هر دو گروه را که جانب افراط و تفریط را گرفته اند، محکوم نموده و به جاى اسراف و اقتار، اعتدال در انفاق را مطرح کرده است.

اسلام به صاحب مال اجازه نمى دهد هر طور بخواهد انفاق و اسراف کارى کند. قرآن مجید خطاب به رسول خدا(ص) مى فرماید: (و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کل ّ البسط فتقعد ملوماً محسوراً;59 هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (ترک انفاق و بخشش منما) و پیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى. )

مبند از سر امساک دست بر گردن

که خصلتى است نکوهیده پیش خدا

مکن به جانب اسراف نیز چندان میل

که هر چه به یک دم کنى زدست رها

پس اختیار کن وسط را در جمیع امور

بدان دلیل که خیر الامور اوسطها

قرآن مجید یکى از ویژگى بندگان خاص الهى را اعتدال در انفاق مى داند و مى فرماید: آنان در انفاق نه اسراف مى کنند و نه سخت گیرى، بلکه حد وسط این دو را مى گیرند. 60

امام صادق(ع) سه موضوع امساک، اسراف و اعتدال در آیه فوق را به شیوه خاصى ترسیم نموده است. آن حضرت در برابر یکى از یارانش مشتى از ریگ هاى زمین را برداشت و آنها را در دست خود محکم گرفت، به طورى که دانه اى از آن به زمین نریخت و فرمود: این همان تقتیرى است که خداوند بیان کرده است. سپس مشت دیگرى برداشت و دست خود را باز کرده همه را به زمین ریخت و فرمود: این همان اسراف است. سپس مشت دیگرى برداشت و قسمتى را ریخت و قسمتى را در دست نگاه داشت و فرمود: این همان میانه روى است که روش عادلانه است و خداوند از آن به لفظ (قواماً) یاد کرده است. 61

البته گاهى شرایط اقتضا مى کند که انسان براى مصالح اجتماعى، دیگران را بر خود ترجیح دهد و ایثار کند و این با اعتدال در انفاق که دستور عمومى و همگانى است، منافاتى ندارد.

4 ـ 3. مصرف و مخارخ زندگى: اعتدال در مصرف، راه میانه اى است که اسراف، تبذیر، بخل و امساک را نفى مى کند و اسلام از آن حمایت کرده است. استفاده از روزى خدا و به مصرف رساندن مال پاکیزه و حلال، حق طبیعى همه افراد است. اما قرآن مجید براى آن حدى قائل شده و مى فرماید: (کلوا من طیبات ما رزقناکم و لا تطغوا فیه;62 از آنچه روزى شما از پاکیزه ها شده بخورید و در آن طغیان نکنید). در آیه اى دیگر مى فرماید: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا;63 بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید. )

از نظر اسلام هر گونه سخت گیرى بى جا و در مضیقه و تنگنا قرار دادن اعضاى خانواده، مردود است. اگر کسى قدرت مالى دارد، باید زندگى عایله خود را توسعه دهد و از تأمین رفاه و آسایش خانواده خوددارى نکند. رسول اکرم(ص) مى فرماید: (لیس منّا من وسّع علیه ثم ّ قتر على عیاله;64 کسى که وسعت مالى دارد و داراى تمکن است ولى بر خانواده خود سخت بگیرد، از ما نیست. )

برنامه ریزى زندگى باید بر اساس اعتدال صورت گیرد. این موضوع براى بهبود وضع اقتصاد خانواده و جامعه بسیار مهم و قابل توجه است. از این رو در روایتى از امام باقر(ع)، اندازه گیرى و اعتدال در امر معاش، در کنار دین شناسى و خویشتن دارى و صبر در مصیبت، به عنوان سه عنصر کمال انسانى معرفى شده است. 65

بخشى از مشکلات جامعه م، معلول نادیده گرفتن اقتصاد و میانه روى در صرف مال و عدم توازن هزینه و درآمد است. کسانى که از درآمد کمى برخوردارند، با قناعت مى توانند با سربلندى و عزت نفس به حیات خود ادامه دهند و افراد متمکن نیز با صرفه جویى، مى توانند بر مواسات و رسیدگى به وضع محرومان توفیق یابند. بى جهت نیست که امام على(ع) مى فرماید: (ما عال امرؤ اقتصد;66 کسى که در زندگى اعتدال را رعایت کند، هرگز فقیر نمى شود. )

5 ـ امور شخصى

اسلام، اعتدال را در زمینه امور فردى و شخصى، اعم از گفتار و رفتار، منظور داشته و بر آن تأکید ورزیده است. مهم ترین موارد امور شخصى عبارت اند از:

5 ـ 1. راه رفتن: با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مسئله اى جزیى و پیش پا افتاده به نظر مى آید اما قرآن مجید اعتدال در آن را نیز مورد توجه قرار داده و فرموده است: (و اقصد فى مشیک;67 در راه رفتن میانه رو باش). در آیه اى دیگر، اولین نشانه عباد الرحمان (بندگان خاص الهى) را تواضع در راه رفتن که همان اعتدال است، بر مى شمارد. 68

حالت افراطى، راه رفتنِ مغرورانه و حالت تفریطى، راه رفتنِ ذلیلانه است.

5 ـ 2. حرف زدن: سخن و بیان، از نعمت هاى بزرگ الهى و مهم ترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمى است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است. 69 اما این گوهر ارزش مند در صورتى مفید است که از حد اعتدال خارج نگردد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: (الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل;70 سخن گفتن مانند دارو است; کم آن، نفع مى رساند و زیاده روى در آن، کشنده است). آن حضرت در روایتى دیگر مى فرماید: زیاده گویى، حکیم را مى لغزاند و صبور را دل آزرده مى کند. پس زیاده سخن مگو که دل گیر کنى و کوتاهى مکن که خوار شوى. 71

در روایت فوق، انسان از افراط در سخن گفتن (زیاده گویى) و تفریط در آن (ناتوانى در سخن گفتن) بر حذر داشته شده است.

کم گوى و گزیده گوى چون درّ

کـز انـدک تـو جـهـان شــود پـر

علاوه بر اعتدال در سخن گفتن، لحن گفتار و شیوه سخن گفتن نیز باید معتدل باشد. قرآن مجید مى فرماید: (و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر;72 سخن آرام بگو ـ نه با فریاد و صداى بلند ـ که زشت ترین صداه، صداى الاغ است. )

5 ـ3. خوردن و آشامیدن: هر انسانى براى ادامه حیات، به غذا و آب احتیاج دارد، اما اعتدال را باید رعایت کند. قرآن مجید بلا فاصله پس از امر به خوردن و آشامیدن، انسان ها را از افراط و زیاده روى در آن که اسراف است، نهى کرده است: (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین;73 بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. )

نه چندان بخور کـز دهـانت بر آید نه چندان که از ضعف جانت بر آید

5 ـ 4. خوابیدن: آدمى در کنار فعالیت هاى روز مره، احتیاج به خواب و استراحت دارد. کم خوابى و پر خوابى، هر دو، به سلامت انسان آسیب وارد مى کند. در احادیث آمده است: شخصى به پیامبر اسلام(ص) گفت: من قبلاً حافظه خوبى داشتم ولى اکنون به فراموشى مبتلا شده ام. حضرت فرمود: شاید عادت داشته اى هنگام ظهر استراحت کنى و ترک نموده اى؟ گفت: آرى. حضرت به او فرمود: استراحت نیمه روز را ترک نکن که حافظه ات همچون نخست خواهد شد. 74

خواب زیاد نیز موجب فساد بدن و قساوت قلب مى شود. امام صادق(ع) مى فرماید: (کثرة النوم مذهبة للدین و الدنیا;75 خواب زیاد، دین و دنیاى شخص را از بین مى برد. )

5 ـ 5. پوشش: یکى دیگر از موارد اعتدال، میانه روى در شیوه پوشش است. امیرالمؤمنین(ع) آن را یکى از صفات متقین بر شمرده است. 76 متقین کسانى اند که نه لباس گران قیمت به تن مى کنند و نه لباس بسیار حقیر و ناچیز و مندرس که اصلاً قابل پوشیدن نباشد، بلکه از جامه اى میان این دو استفاده مى کنند.

در روایتى از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت از دو شهرت نهى مى فرمودند: شهرت در نازکى و ضخامت لباس، نرمى و زبرى آن و بلندى و کوتاهى آن; بلکه باید حد وسط را میان این خصوصیات رعایت کرد. 77 امام على(ع) نیز مى فرماید: لباس بپوش به طورى که نه به آن شهرت پیدا کنى و نه باعث خفت تو گردد. 78

البته اعتدال در شیوه پوشش با توجه به شرایط زمانى، متفاوت است; یعنى ممکن است یک لباس براى شخص و یا در زمانى اسراف حساب شود، ولى براى دیگرى اسراف نباشد.

5 ـ 6. ارضاى غریزه جنسى: دست تواناى آفرینش و خالق هستى به موجب حکمت خویش، غریزه جنسى را به منظور تولید مثل و بقاى نسل در انسان قرار داده است. متأسفانه با این خواسته طبیعى، دو برخورد نامتعادل (افراطى و تفریطى) صورت گرفته است. بعضى مانند اولیاى کلیس، با نگاه بدبینانه خود به غریزه جنسى و پلید دانستن آن، جانب تفریط را گرفته و برخى چون فروید و همفکران او با طرح نظریه ارضا و اشباع بى حد و حصر شهوت و بى بند و بارى جنسى، راه افراط را برگزیده اند. اما اسلام نه موافق سخت گیرى هاى شدید و محدودیت هاى نابه جا و سرکوب کردن غریزه جنسى است و نه آزادى جنسى را تأیید مى کند، بلکه ارضاى غریزه جنسى در حد حاجت طبیعى و کنترل آن را به دور از افراط و تفریط، مطرح کرده است. اسلام ضمن پیشنهاد ازدواج، آزادى جنسى و زیاده روى در اعمال غریزه جنسى را مورد نقد قرار داده و در مورد عواقب آن هشدار داده است. امام على(ع) مى فرماید: کسى که در شهوت تندروى کند، آفات و بلایا نیز با سرعت به سوى او مى شتابد.79

ما در این باره به طور مفصل در دو شماره 53 و 54 مجله سخن گفته ایم.

6 ـ امور اخلاقى

براى فضیلت هاى اخلاقى حد و مرزى وجود دارد که تجاوز از آنه، به رذیلت منجر مى شود; اگر سخاوت به افراط کشیده شود، به اسراف تبدیل مى شود و اگر به جنبه تفریط متمایل گردد، سر از بخل در مى آورد. شجاعت یک صفت ارزنده اخلاقى است که اگر از حد بگذرد، تهور و بى باکى است و اگر به تفریط گراید، جبن و ترس خواهد بود. صفت ارزش مند غیرت، اگر به شکل افراطى در آید، موجب بدبینى مى شود و اگر در آن تفریط صورت گیرد، به بى عفتى منتهى خواهد شد. امام على(ع) در نامه خود به امام حسن(ع) فرموده اند: (ایاک و التغایر فى غیر موضع الغیرة;80 از غیرت ورزى بى مورد پرهیز کن، زیرا این کار، زنان درست کار را به نادرستى و پاک دامن را به ناپاکى مى کشاند. )

شناخت مرز مسائل اخلاقى بسیار دقیق است. متأسفانه در جامعه ما به دلیل عدم توجه به این نکته، شاهد افراط و تفریط در مسائل اخلاقى هستیم.

آنچه گذشت، نمونه هایى از اعتدال مورد نظر اسلام است و هرگز به موارد مذکور منحصر نمى شود، بلکه رعایت اعتدال در همه امور، امرى است پسندیده; چنان که امام على(ع) مى فرماید: (علیک بالقصد فى الامور;81 بر تو باد به میانه روى در همه کارها. )

پى نوشت ها:

1ـ ابن منظور، لسان العرب، ج 11، ص 433.

2ـ خلیل جر، فرهنگ لاروس، ج 1، ص 593.

3ـ بقره(2)آیه 143.

4ـ آل عمران(3) آیه 110.

5ـ بحار الانوار، ج 24، ص 153.

6ـ همان، ج 22، ص 441.

7ـ مستدرک الوسائل، ج 8، ص 255.

8ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 388.

9ـ همان، ج 3، ص 175.

10ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 2.

11ـ اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 113.

12ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 3، ص 192.

13ـ تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.

14ـ کافى، ج 4، ص 53.

15ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 226.

16ـ فردوس الاخبار، ج 1، ص 387.

17ـ کنز العمال، ح 20575.

18ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 3، ص 440.

19ـ در المنثور، ج 3، ص 270.

20ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 70.

21ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31.

22ـ همان، خطبه 16.

23ـ همان، خطبه 27.

24ـ بحار الانوار، ج 35، ص 319.

25ـ همان، ج 10، ص 95.

26ـ زمر(39) آیه 56.

27ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 247.

28ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 271.

29ـ کافى، ج 4، ص 56.

30ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 92.

31ـ طه (20) آیه 127.

32ـ غافر(40) آیه 43.

33ـ اصول کافى، ج 3، ص 137.

34ـ همان، ص 138.

35 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 472.

36 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 260.

37 ـ همان، نامه 31.

38 ـ گلستان سعدى، باب هشتم.

39 ـ بحار الانوار، ج 71، ص 174.

40 ـ نساء (4) آیه 148.

41 ـ بقره (2) آیه 194.

42 ـ اسراء (17) آیه 33.

43 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 47.

44 ـ کافى، ج 8، ص 125.

45 ـ سفینة البحار، ج 2، ص 295.

46 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 43.

47 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 53.

48 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 5، ص 342.

49 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 339.

50 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 396.

51 ـ وسائل الشیعه، ج 8، ص 401.

52 ـ بحار الانوار، ج 75، ص 283.

53 ـ به نقل از: محمد تقى فلسفى، کودک، ج 2، ص 462.

54 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 325.

55 ـ بحار الانوار، ج 44، ص 198.

56 ـ نهج البلاغه، نامه 31.

57 ـ محجة البیضاء، ج 3، ص 344.

58 ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 30.

59 ـ اسراء (17) آیه 29.

60 ـ فرقان (25) آیه 67.

61 ـ فروع کافى، ج 4، ص 54.

62 ـ طه (20) آیه 81.

63 ـ اعراف (7) آیه 31.

64 ـ مستدرک الوسائل، ج 15، ص 256.

65 ـ تحف العقول، ص 292.

66 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 134.

67 ـ لقمان (31) آیه 19.

68 ـ فرقان (25) آیه 63.

69 ـ رحمان (55) آیه 1 ـ 4.

70 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 159.

71 ـ همان، ص 109.

72 ـ لقمان (31) آیه 19.

73 ـ اعراف (7) آیه 31.

74 ـ سفینة البحار، ج 2، ص 458.

75 ـ همان، ص 624.

76 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 184.

77 ـ کنز العمال، ح 41172.

78 ـ غررر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 185.

79 ـ همان، ج 5، ص 327.

80 ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31.

81 ـ غرر الحکم و درر الکلم، ج 4، ص 291.

_______________________________________
منبع : کتاب درسی دبیرستان




نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:07 PM 

 

بهره وری را می توان به استفاده مطلوب از امکانات، سرمایه ها، نیروها، منابع و فرصت ها در تولید کالا و عرصه خدمات تعریف کرد. در این مقاله، به مناسبت روز بهره وری، به تلخیص کتاب بهره روی در پرتو اسلام با این مشخصات کتاب شناسی می پردازیم:

حسین بافکار، بهره وری در پرتو اسلام، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1384، 159صفحه.

ضرورت بحث بهره وری

بهره وری می تواند بیشترین استفاده از کمترین امکانات و منابع در راه رسیدن به رشد و شکوفایی همه جانبه زندگی انسان باشد. اگر می خواهیم در دنیای پر رقابت امروزی، رونق اقتصادی، اجتماعی و زندگی بهتری داشته باشیم، لازم است به بهره وری بالایی برسیم؛ زیرا ایستادگی و تداوم حیات در صحنه جهانی، سرعت و دقت افزون تری می طلبد. با توجه به آنکه در سه دهه اخیر، شاهد تحول های بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله انقلاب، جنگ، توطئه های استکبار جهانی و همچنین بلایای طبیعی متعدد بوده و فرصت های بسیاری را از دست داده ایم، باید برای جبران ویرانی ها، گرفتاری ها و رفع تنگناهای موجود، زمان را به همراه حفظ کیفیت و کمیت به بند کشیم. البته این مسئله جز با توجه به اصل بهره وری، شدنی نیست، وگرنه رقابت های آینده، طومار هر کشوری را در هم خواهد پیچید.

در حال حاضر، در برخی کشورهای توسعه یافته با وجود محدودیت منابع، سرمایه گذاری های فراوانی در راه بهبود بهره وری در سطح ملی، منطقه ای، بخشی، سازمان ها، مؤسسه ها و حتی افراد انجام می گیرد. آنان پیشرفت روزافزون خود را مرهون توجه به اصل بهره وری می دانند.

اهداف بهره وری

از اهداف مهم بهره وری می توان به کاهش هزینه، افزایش تولید و خدمات، افزایش کیفیت و استفاده بهینه از زمان اشاره کرد. بهره وری بدون ارتقای کیفیت، امری بیهوده است. افزایش کیفیت می تواند شامل بهبود امور مادی نظیر تولید کالا و خدمات و بهبود شرایط کار، و امور معنوی مانند بهبود شیوه زیستن، عبادت و اجرای احکام الهی باشد. در اسلام به افزایش کیفیت توجه ویژه ای شده است، به گونه ای که خداوند در آیات نورانی قرآن کریم، بارها انسان را به انجام بهترین ها دعوت می کند.

از دیگر اهداف مهم بهره وری، کاهش هزینه است. دین مبین اسلام در موارد فراوانی به مؤمنان سفارش می کند از منابع در اختیارشان درست استفاده کنند تا با پیش گیری از خسارت های احتمالی، هزینه ها را کاهش دهند. اسلام با سفارش به استفاده معتدل از منابع، می خواهد از اسراف که هزینه فراوانی به افراد تحمیل می کند، جلوگیری کند تا هزینه های اضافی، در موارد ضروری تر و مهم تر به کار گرفته شود.

بهره گیری مناسب از زمان

در فرهنگ غنی اسلام، بهره وری تنها معیاری اقتصادی و مالی نیست، بلکه برنامه ریزی دقیق و درست برای بهره گیری مناسب از لحظه لحظه عمر است. بی شک، برای به بند کشیدن این لحظه های ارزشمند و بهره برداری بهینه از آنها، نیازمند راه کارهای مناسبی هستیم. نخستین عامل برای استفاده بهینه از نعمت وقت، شناخت ارزش آن است. با توجه به آنکه وقت، نعمتی برگشت ناپذیر است، باید با انتخاب هدف های روشن و مطلوب در مسیر زندگی، از اتلاف آن پیش گیری کرد. یکی از اساسی ترین رمزهای موفقیت بزرگان دین، برنامه ریزی مناسب برای زمان و فرصت ها بوده است. همچنین باید کوشید کارهای مهم تر و باارزش تر در اولویت قرار گیرد؛ زیرا در غیر این صورت، به فرموده امام علی علیه السلام ، فرصت انجام کارهای مهم از دست می رود.

معیارهای اسلامی بهره وری

ایمان، در کمیت و کیفیت نیروهای انسانی و در نهایت بهره وری و پیشرفت امور نقش بسزایی دارد. از آنجا که انسان مسلمان به شدت از هرگونه تنبلی نهی شده است، مسلمان واقعی از هر سستی که مانع بهره وری است، پرهیز می کند.

تقسیم کار، یکی دیگر از عوامل اساسی پیشرفت و بهره وری است که در فرهنگ اسلامی بر آن تأکید شده است. تقسیم کار موجب صرفه جویی در وقت و پیشرفت امور می شود. بی شک، اگر تقسیم کار با در نظر گرفتن انگیزه، استعداد، لیاقت و توانایی افراد انجام پذیرد، موجب افزایش رضایت کاری آنها و بهره وری بیشتر خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای به فرزند بزرگوارش، امام حسن علیه السلام ، این مهم را چنین یادآور می شود: «کار هر کدام از خدمت کارانت را معیّن کن که او را در برابر آن مسئول بدانی. تقسیم کار موجب می شود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمت سستی نکند.» انضباط نیز از جمله عوامل بهره وری است که در اسلام بر آن تأکید شده است. در اهمیت نظم همین بس که حضرت علی علیه السلام در آخرین لحظه های عمر بدان سفارش می کند.

آسیب شناسی بهره وری در منابع انسانی

از جمله مشکلات بهره وری در بخش نیروی انسانی، کیفیت اشتغال است؛ یعنی بیشتر جمعیت، مصرف کننده صرف هستند و در تولید نقشی ندارند. حدود 37 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر 24 سال دارند. از نظر جوانی، جمعیت ایران، سومین کشور جوان جهان است. از این جمعیت جوان، تعداد اندکی در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی نقش دارند و بقیه به دلیل اشتغال به تحصیل، مصرف کننده هستند. حال اگر بی کاران، سالمندان و از کارافتادگان را نیز به این آمار اضافه کنیم، خواهیم دید فقط تعداد کمی از جمعیت، در بهره وری جامعه فعال هستند که برخی از آنان نیز شغل کاذب دارند. برخی هم مانند معلمان، کارگران و کشاورزان به اقتضای شغل در فصل هایی از سال فعال نیستند و بهره وری لازم را ندارند که باید برای آن راه کاری اندیشید.

آسیب شناسی بهره وری در بخش مصرف

مصرف درست و به اندازه، پشتوانه بزرگی برای اقتصاد هر کشور به شمار می آید. یکی از معضل های بخش مصرف کشور، عادت نکردن مردم به تهیه به اندازه نیازهای زندگی است. آنها ترجیح می دهند نیازمندی های خود، به ویژه نیازهای خوراکی را به صورت فله ای تهیه کنند. شاید این مسئله از عرضه مواد به شکل فله ای سرچشمه گیرد. نتیجه این نوع عرضه، افزایش میزان ضایعات مواد غذایی خواهد بود.

خریدهای انبوه و فله ای مواد غذایی، افزون بر آنکه موجب راکد ماندن سرمایه خانواده و اشتغال فضای خانه می شود، به مرور زمان، کیفیت اولیه خود را از دست می دهد و حتی گاه فاسد می شود و موجب تولید زباله می گردد که نیازمند هزینه اضافی در جمع آوری است.

خانواده و بهره وری

خانواده، ابتدایی ترین نهاد اجتماعی است که انسان در آن چگونه زیستن را در دامان پدر و مادر می آموزد. به یقین، اگر همه افراد خانواده با مفهوم بهره وری و شیوه زندگی بهتر و متعالی تر آشنا شوند، در آن مسیر گام برمی دارند و در بهبود فعالیت های فردی و اجتماعی نقش خواهند داشت. برای بهبود بهره وری در خانواده، بیش از هر چیز باید پدر و مادر با اصول بهره وری آشنا شوند و سپس با استفاده از داشته های خود، به تربیت فرزندان بپردازند. بی شک، فرزندانی که این گونه تربیت شوند، به بهره وری در جامعه کمک خواهند کرد.

نهادهای اجتماعی و بهبود بهره وری

موفقیت در دست یابی به اهداف بهره وری در هر جامعه، تا حدود زیادی به همکاری سازمان ها و نهادهای اجتماعی و همکاری کارکنان آنها بستگی دارد؛ زیرا بخش بزرگی از امکانات، منابع، سرمایه ها و نیروی انسانی در اختیار آنهاست. در این میان، نقش مدیران آگاه و شجاع، اساسی است. آنان باید به آموزش هدفمند، به هنگام و متناسب با نیازهای شغلی و تخصصی نیروی انسانی بپردازند تا افزون بر کاهش حجم مشکلات سازمان، به بهره وری مطلوب برسند؛ زیرا از راه آموزش می توان بسیاری از روش های کاری را در راه بهره وری اصلاح کرد. حقوق و پاداش مناسب، همواره از عوامل انگیزه آفرین در محیط های کاری بوده است. اگر کارکنان احساس کنند حقوقشان بر پایه ارزش کار است و در صورت فعالیت بیشتر و بهینه تر می توانند درآمد بیشتری به دست آورند، انگیزه شان فزونی می یابد و در راه ارتقای بهره وری سازمان تلاش می کنند.

دولت و بهره وری

از آنجا که بهبود بهره وری در تشکیلات دولتی بر افراد جامعه اثر می گذارد و عزم ملی را برای بهره ور ساختن جامعه تقویت می کند، وظیفه دولت است که فرهنگ بهره وری را در قالب طرح ملی «جنبش بهره وری» در جامعه مطرح کند. همچنین تمام دستگاه های دولتی و غیر دولتی به گسترش آن در سطح سازمان های تحت نظارت خود ملزم شوند و به همکاری با سازمان ملی بهره وری بپردازند که وظیفه سازمان دهی، آموزش و ارتقای بهره وری را در همه ابعاد به عهده دارد. در این راستا، باید همه ساله از دستگاه ها و سازمان های موفق در امر بهره وری قدردانی شود. دولت نیز باید به بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات اضافی و دست وپاگیر بپردازد تا از ویژگی انعطاف پذیری برخوردار شود و با گزینش مدیران کارآمد و تقویت نظام های نظارتی، به بهبود سطح بهره وری کمک کند. بازرسی و نظارت، اصل مهمی در فرهنگ بهره وری است؛ آن گونه که امام علی علیه السلام ، بررسی و نظارت در امور کارکنان را موجب خدمت رسانی بهتر و در نتیجه، بهره ور شدن بیشتر ایشان می داند.

برای رسانه

الف) احادیث نبوی

1. کار اندک آگاهانه سودمند افتد و عمل بسیار جاهلانه سودی نبخشد.

2. محبوب ترین کارها نزد خدا کاری است که دوام آن بیشتر باشد.

3. خدا دوست دارد وقتی کسی کاری می کند، آن را محکم و کامل انجام دهد.

4. هرگاه قصد کاری داشتی، آن را با دانش، درایت و تخصص انجام بده.

ب) پیام اندیشمندان

1. بهره وری؛ یعنی انجام کارهایی که تاکنون قادر به انجام آن نبوده ایم. (مانزی)

2. زمانی کارکنان، بهره وری خود را افزایش می دهند که احساس کنند با آنها منصفانه رفتار می شود.(میس چکنه)

3. یک راه برای افزایش بهره وری، انجام سریع تر کاری است که به آن مشغولیم. (گروو)

4. مشکلات بهره وری ناشی از عملکرد بد کارکنان نیست، بلکه از عملکرد بد مدیریت سرچشمه می گیرد.(منیگ)

ج) پرسش های چهار گزینه ای

1. کدام یک از این موارد از اهداف بهره وری است؟

الف) افزایش کارآوری ب) افزایش کیفیت

ج) افزایش کمیت د) هر سه مورد

2. کدام یک از این موارد جزو مبانی و اصول بهره وری اسلامی است؟

الف) حفظ کرامت انسانی ب) بهره گیری مناسب از عمر و زمان

ج)استفاده بهینه از نعمت د) هر سه مورد

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله به کدام یک از یاران خود سفارش می کند بر عمرش حریص تر از پول و ثروت باشد؟

الف) ابوذرب) سلمان ج) مقدادعمار

4. کدام پیشوای معصوم فرموده است: «کسی که آب و زمین کشاورزی داشته و با این حال فقیر باشد، از رحمت خدا به دور است».

الف) رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ب) امام باقر علیه السلام

ج) امام علی علیه السلام د) امام سجاد علیه السلام

د) پرسش های مردمی

1. آیا شما از فرصت های زندگی و عمرتان به صورت شایسته استفاده می کنید؟بلی(چگونه)خیر (چرا؟)

2. به نظر شما برای رسیدن به بهره وری چه کارهایی باید انجام داد؟

3. به نظر شما بهره ور به چه کسی گفته می شود؟

4. آیا شما از امکانات خود، به خوبی بهره برداری می کنید؟ بلی(چگونه)خیر (چرا؟)

5.

اگر شما به جای یکی از دولت مردان کشور بودید، برای توسعه بهره وری چه کارهایی انجام می دادید

******************

منبع: خلاصه کتاب بهره وری(مجله گلبرگ شماره87)





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:04 PM 

 

آفت اقتصاد و معیشت

جهان هستی برپایه عدل استوار است، آسمانها و زمین را میزان و ترازی است که اگر نظم و قاعده آن برهم خورد نظام هستی در هم خواهد ریخت. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می فرماید: «والسماء رفعها و وضع المیزان» خداوند آسمان را برافراشت و میزان نهاد.

تفسیر این آیه کریمه که اشاره به یک راز بزرگ کیهانی دارد موضوع اصلی این مقال نیست. در برخی روایات آمده است: «بالعدل قامت السماوات و الارض» آسمان و زمین بر پایه عدل استوار است. بدین ترتیب عدل و میزان نه فقط در حیات فردی و اجتماعی انسان مطرح است بلکه در گستره خلقت از ذره تا کهکشان جاری، ملکول ها و اتمها نیز از این قاعده مستثنی نیستند اگر ملکول ها و اتمها نظم خود را از دست بدهند موجود وابسته به آنها نیز سامانه خود را از دست می دهد و ماهیت آن موجود تغییر می کند. به انسان و حیات فردی و اجتماعی او می نگریم. انسان نیز مشمول همین قانون است و بلکه نظم و قانون در وجود او ابعاد پیچیده تری دارد. هم از بُعد فیزیکی و مادی و هم از بعد معنوی و روانی. همانگونه که جسم انسان در سایه قاعده قانون و نظم و عدل ادامه حیات می دهد اگر هر یک از ارگانیزم بدن مثل گردش خون، ضربان قلب و سایر عوامل حیاتی دستخوش بی نظمی یا به عبارت دیگر بی عدالتی شود بدن از حال عادی خارج شده و دچار فشار خون یا افت فشار می گردد که هر کدام از اینها نوعی نابسامانی در بدن است و اگر از حد و مرز بگذرد موجب مرگ خواهد بود. در بعد روحی و معنوی نیز مطلب به همین قرار است اگر مغز آدمی دستخوش بی نظمی شود و تعادل آن مختل گردد به کج فهمی و جنون و نابسامانی روانی می انجامد که این همان خروج از عدل است. اوصاف و افعال و غرائز و فعل و انفعالات دیگر درونی انسان نیز مشمول همین قاعده است. لذا علمای اخلاق عدل را به عنوان یک عامل تنظیم کننده و حاکم بر تفکر و تعقل و شهوت و غضب دانسته و اصول چهارگانه اخلاق، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت از اینجا نشأت می گیرد که شرح هر یک از اینها را باید در کتب اخلاق مخصوص فلسفه اخلاق جستجو کرد.

آنچه در این مقال موضوع سخن است عدل در معیشت و حاکمیت نظم است که از آن به اقتصاد تعبیر می شود. جالب این است که اقتصاد از ماده قصد است و قصد یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. از این رو در منابع اسلامی قصد و اقتصاد به معنی مدیریت صحیح معیشت یعنی درست بدست آوردن و درست خرج کردن آمده است و به معنی فراگیرتر میانه روی در همه امور که همان راه عدل و اعتدال که سیره برگزیدگان خدا است. امیر مؤمنان(ع) در وصف پیامبر اکرم می فرماید: «سیرته القصد و سنّته الرشد»(نهج البلاغه، خطبه 94) سیره پیغمبر میانه روی بود و سنّت او هدایتگری و نیز در وصف آنحضرت می فرماید: «و هدی الی الرشد و امر بالقصد»(همان، خطبه 195) به سوی کمال هدایت کرد و به میانه روی و اعتدال فرمان داد. در مقابل آن راه گمراهان را روی برگردانی از عدل و راه میانه و صراط مستقیم دانسته و در نامه ای به معاویه می نویسد: «و عدلت بهم عن القصد»(نامه 32) و مردم را از راه راست منحرف کرده و به گمراهی کشاندی.

موارد متعددی از این قبیل در سخن امام علی و دیگر ائمّه زیاد است بطور خلاصه واژه قصد و اقتصاد با مفهوم کلیّ همان میانه روی که در همه امور توصیه شده. در باب معیشت و مال و خرج و دخل نیز اقتصاد واژه ای است که در روایات به کار آمده از جمله علی علیه السلام می فرماید: «ما عال من اقتصد»(کلمات قصار، 140) کسی که اعتدال و میانه روی پیشه کند تهیدست و نیازمند نخواهد شد.

در روایت از عدل در معیشت به تعبیر «تقدیر المعیشة» تعبیر شده که به معنای اندازه گیری و حفظ حدود یعنی اعتدال در خرج و دخل است که یکی از اصول اولیّه در تنظیم زندگی است. اگر انسانها به قدر درآمد خود خرج کنند چه در زندگی فردی یا خانوادگی یا اجتماعی، وضع دولت و بیت المال دستخوش بی نظمی و نابسامانی نخواهد شد. بخش عمده مشکل معیشت بد خرج کردن است و گرنه خداوند برای معیشت انسان همه چیز در زمین قرار داده و از آسمان نیز فرو می فرستد که اگر به درستی استخراج و استحصال شود و بدرستی توزیع گردد و بنحواحسن مدیریت شود از فقر و بیچارگی در جهان اثری نخواهد ماند .

مشکل بشر همواره این بوده که عدّه ای زیاده طلب به ناحق روزی انسان ها را به تاراج برده و با حرص و ولع به جانب خود کشیده اند و فقر و رنج و بیماری را بر دیگران تحمیل کرده اند.

امیرالمؤمنین(ع) که خود تراز عدل و داد است این مطلب را به صراحت بیان نموده است. «ان اللّه سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الابما متع به غنی و اللّه تعالی سائلهم عن ذالک»(همان، قصار 328).

خداوند سبحان در ثروت اغنیاء روزی فقیران را قرار داده است پس فقیری گرسنه نمی ماند مگر اینکه توانگری روزی او را برده است و خداوند متعال از آنها بازخواست آن را خواهد کرد. عدالت اجتماعی اینست که همه انسان ها از ثروت این دنیا برخوردار شوند، از زمین و آب که سرچشمه همه خیرات است تا انفال و منابع ارضی و محصولات آن که اگر حق هر کس داده شود و زیاده طلبان در پی تضییع حق دیگران نباشند و مالداران سهم مقرر و مشروع نیازمندان را بدهند، واژه فقر از قاموس زندگی بشر برچیده خواهد شد. و در همین راستا و به منظور درک مشکل نیازمندان، خداوند حاکمان را موظف نموده از ولخرجی و زیاده روی و تجمل و رفاه بپرهیزند تا همه مشکل طبقات ضعیف جامعه را درک کنند و هم جامعه فقیر با دیدن ساده زیستی حاکمان دستخوش رنج و حسرت وبی اعتباری نگردند.

امیرالمؤمنین(ع) که شیوه حکومتش برای همه حاکمان مسلمان سند و سرمشق است در این باره می فرماید: «ان اللّه فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره.» (همان قصار 209) خداوند بر رهبران عدالت واجب نموده که خود را با ضعفای مردم همسان سازند برای آنکه فقر و تهی دستی بر فقیران دشوار نیاید و سر به عصیان برندارند. این را امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسی گفت که زندگی ساده و فقیرانه از آن حضرت را دید و آن را ملاک قرار داد که من نیز می خواهم چنین باشم و حضرت یادآور شدند که این برای همگان میسور و حتی لازم نیست و همینکه دیگران از اسراف کاری و حرامخوری بپرهیزند می توانند از رفاه در معیشت برخوردار باشند. پیام سخن امام این است که زمامداران اسلام مانند طبقات پائین جامعه باید زندگی کنند، مشکل آنها را درک کنند و برای نیازمندان عقده آفرین نباشند. باری سخن از این مقوله را به فرصتی دیگر محول می کنیم و بالأخره آنچه در این مقال مد نظر است. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج کردن که بخل و خساست است، اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین تر از هدر دادن مال شخص است. هر چند اسراف همه جا ناپسند است و قرآن کریم از آن نهی فرموده: «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و تبذیر و هدر دادن مال را عمل شیطانی دانسته است: «انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»(سوره اسرا، آیه 26).

ایران اسرافکارترین

می توان گفت: اسراف زیاده روی در خوردن و آشامیدن و مصارف دیگر زندگی است. و تبذیر هدر دادن مال و بی مورد خرج کردن که ایندو در اموال شخصی و عمومی مصداق دارد.تبذیر در اموال شخصی مانند دور ریختن مال با مصارف نامناسب مانند سیگار و مشابه آن و دور ریختن نان و هدر دادن آب، مواد سوختی چون بنزین و... که متأسفانه امروز بصورت یک فرهنگ درآمده است. در اموال دولتی چون هدر دادن بیت المال و بیهوده خرج کردن سرمایه های ملی از بودجه دولتی رائج شده است.

ایران اسرافکارترین کشورها

گفته می شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.

مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می شود به ارزانترین وجه هدر داده می شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.

در مصرف برق که معمولاً در خانه ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می کنند و پنجره باز گذاشته می شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.

در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران ها و هتل ها و میهمانیها و خانه ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می شود و نعمت خداوند دور ریخته می شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری ها سرازیر می گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی ها از تلفن همراه استفاده می کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل ها و صحبت های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.

جای آن دارد که رسانه ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می شود و به قیمت ارزان داده می شود و مشکل مهم ترافیک .

از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه های انسان ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش ها نشان می دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می کنند و برای جهان سومی ها می فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!

به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی کنیم!! رسانه های ما به جای همه چیز همه اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد

...............................................................

منبع: مجله پاسدار اسلام شماره 306.





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:00 PM 

مقدمه

تا آن جا که در حافظه تاریخ مانده است، از دیرباز تاکنون، انسان ها برای گذران زندگی خویش، با نیازهای نامحدود و منابع محدود روبه رو بوده اند و همین ناهمگونی، علت پیدایش علم اقتصاد بوده است و اهمیت این مسئله، باعث شده است تا متفکّران و فیلسوفانی مثل افلاطون و ارسطو و سیسرون حکیم، نظریه های خاصی در برخی ابواب اقتصادی، مطرح نمایند.(1)

زیاده طلبی و منفعت پرستی انسان، موجب می شود تا هر کس که قدرت بیشتری دارد، از منابع موجود بیشتر استفاده و بهره برداری کند. لذا عدالت اقتصادی و پرهیز از رباخواری، «شاه بیت» نظریه های اقتصادی بوده اند.

بعضی از مکتب های اقتصادی، اهرم وجود دولت را برای این کار پیش بینی کرده اند که برای نمونه می توان به مرکانتیلیست ها، سوسیالیست ها و کینزین ها اشاره کرد.

در مقابل، مکتب های دیگری اعتقاد دارند که حذف دولت از اقتصاد و زمینه ایجاد رقابت، می تواند فضای جامعه را با عدالت عطرآگین نماید. فیزیوکرات ها و کلاسیک ها، از نمونه های گروه دوم اند. تفکر غالب در اقتصاد امروزی، اقتصاد مختلط است؛ یعنی نه به طور کامل اقتصاد خصوصی و سرمایه داری و نه اقتصاد دولتی و لذا موفّقیت اقتصادی را باید با این دید بررسی کرد. در این نوشتار، بعضی از معیارهای موفقیت اقتصادی را از دو منظر غیر اسلامی و اسلامی، در جنبه های مصرف و تولید، بررسی می کنیم.

1. معیارهای موفقیت در اقتصاد غیر اسلامی

الف) حداکثر کردن مطلوبیت

مطلوبیت، یک صفت کیفی است که مصرف کننده از یک کالا احساس می کند و این مطلوبیت، همراه با افزایش مصرف، کاهش می یابد. در یک مثال ساده، فرض کنید شما در هوای گرم، بسیار تشنه هستید. اوّلین لیوان آب را که می نوشید، برای شما مطلوبیت بالایی دارد؛ ولی دومین لیوان، لذت لیوان اوّل را ندارد و همین طور لیوان سوم از لیوان دوم مطلوبیت کم تری دارد. همان طور که گفته شد، مطلوبیت، صفتی کیفی مانند هوش، استعداد، زیبایی و... است که با عدد و رقم قابل اندازه گیری نیست؛ گرچه واحدهایی برای اندازه گیری آن معیّن نموده اند. مثلاً در نمونه آب و تشنگی، گفته شده لیوان اوّل، صد یوتیل(Util) و لیوان دوم، هشتاد یوتیل مطلوبیت دارد. گفته شده که مصرف کننده با توجه به بودجه ای که در اختیار دارد و می تواند به دو کالا اختصاص دهد، ترکیبی از دو کالا را انتخاب می کند که مطلوبیت بالاتری نسبت به ترکیبات دیگر داشته باشد. در شکل روبه رو از ترکیب، منحنی«ج» را انتخاب می کند که هم با بودجه اش سازگاری دارد و هم بهترین و بالاترین مطلوبیت را به او می دهد.(2)

ب) حداکثر کردن سود

تولیدکنندگان، باتوجه به شرایط اقتصادی، هزینه های تولید و تقاضای بازار، برای ایجاد یک کارگاه تولیدی به ارزیابی می پردازند و در نهایت، به تولید کالا یا خدماتی می پردازند که بالاترین سود را برای آنها به ارمغان آورد. حتی در هنگام افزایش یا کاهش تولید نیز همین هدف را دنبال می کنند. با همین معیار، هر سال کارخانه را ارزیابی می کنند و در صورتی که این هدف محقق نشود، کارخانه را تعطیل می کنند. کم تر کسی در اقتصاد غرب، نظر به نیازهای جامعه یا رضایت خداوند دارد.

ج) تحلیل هزینه - فایده

هرگونه تصمیم گیری در اقتصاد بر اساس این تحلیل صورت می گیرد که آیا هزینه ای که برای تصمیم خاص اقتصادی پرداخت می شود، چه مقدار منفعت دارد. اگر منفعت آن بیشتر از هزینه ها باشد، آن را عملی می کند وگرنه چشم پوشی کرده، به دنبال جایگزین می گردد. این بند، تقریباً مشابه بند «ب» است؛ فقط در این جا هزینه های معنوی نیز لحاظ می شود. فرض کنید کشوری بخواهد ارتباط تجاری با کشورهایی برقرار کند که علاوه بر کالاهای متداول، مواد مخدر نیز تولید می کنند. در این صورت، ارتباط با این کشورها هزینه های معنوی بالایی دارد. گرچه دولت در قبال آنها پولی نمی دهد؛ امّا آثار مخرّب اعتیادی که دامن جوانان را می گیرد، بسیار سنگین است. باتوجه به هزینه های مادی و معنوی، اشخاص، بنگاه ها و دولت ها، گزینه ای را انتخاب می کنند که فایده اش بیش از هزینه هایش باشد.

2. معیارهای موفقیت اقتصادی از نظر اسلام

در این دیدگاه، ملاک موفقیت، فقط عوامل مادی نیست و کسی که فقط در پناه تصمیمات اقتصادی، دنیای خویش را آباد کند، فرد موفقی نخواهد بود. در قرآن آمده است: «رَبَّنا آتِنا فی الدُّنیا حَسَنةً و فی الآخِرةِ حَسَنة»(3)

و وزن آخرت با دنیا یکی گرفته شده است. حتی در آیات دیگری برای آخرت، اهمیت بیشتری قائل شده است: «والآخِرةُ خَیرٌ لَک مِنَ الاُولی »(4)

و در آیه دیگری آمده است: «والآخرةُ خَیرٌ وَ أبقی »(5)

. یا در سوره مطّففین، وقتی خداوند از نعمت های بهشتی یاد می کند، از مشتاقان می خواهد که برای رسیدن به آن نعمت ها از یکدیگر پیشی بگیرند.

ملاحظه می شود که برخلاف اقتصاد رایج دنیا، مسابقه فقط با معیار تحلیل هزینه - فایده و حداکثر کردن مطلوبیت نیست؛ مسابقه در نعمتی است که ما فقط وصف آن را شنیده ایم. از دیدگاه اسلام، باید به دنبال موفقیتی بود که دو جنبه مادی و معنوی را تأمین کند. عوامل موفقیت در سطح فرد و جامعه را باید در لابه لای آیات قرآن و کلمات معصومان(ع) جستجو کرد. قطعاً عوامل زیادی را می توان نام برد که از حوصله این نوشتار و خواننده خارج است. در این جا به بعضی از آنها در زمینه تولید و مصرف اشاره می کنیم.

بخش اوّل: تجارت و تولید

الف) تجارت نمودن برای خود

رشد تولید را می توان به عنوان معیاری برای پیشرفت کشورها مطرح ساخت. آنچه می تواند جامعه اسلامی را در قبال زورمداران مصون بدارد، عدم وابستگی به آنهاست و این مهم تحقق نمی یابد، مگر این که واحدهای تولیدی باتوجه به نیازها افزایش یابند که در نتیجه، هم بین واحدهای تولیدی رقابت ایجاد می کند و هم تولید، از نظر کمّی و کیفی افزایش پیدا می کند. این ملاک را از بیان امام صادق(ع)، می توان فهمید:

عمّار ساباطی از امام صادق(ع) پرسید: «اگر شخصی اجیر شود، همان مقداری را به دست می آورد که خودش تجارت کند؟». حضرت فرمود: «اجیر کسی نشود، تجارت کند و از خدا طلب روزی نماید».(6)

ب) ریسک پذیری

در شرایط عادی، هرکار تولیدی یا تجاری با خطر (ریسک) روبه روست. تولیدکننده نمی داند در موقع محصول کالا، شرایط جامعه چگونه خواهد بود. آیا تقاضا برای کالای تولیدی او وجود خواهد داشت؟

گرچه موقع تأسیس واحد تولیدی، ارزیابی مثبتی از شرایط موجود و آینده داشته است، ولی ممکن است هم زمان با او محصولات بهتری از طریق دیگر، تولید شوند. ممکن است مشابه این کالاها از خارج وارد گردد و به قیمت ارزان، در دسترس مردم قرار گیرد؛ ممکن است تا زمان تولید، سلیقه مردم عوض شود؛ ممکن است بر اثر شرایط سیاسی کشور، مواد اوّلیه، کمیاب شود و تولید آن را با خطر مواجه کند. اگر تولیدکننده در گرداب این افکار فرو رود، نباید تولید کند و تاجر نباید تجارت نماید؛ ولی امروزه گفته می شود افراد ریسک پذیر، نسبت به افراد ریسک گریز، موفق ترند. امام علی(ع) فرمود:

تاجر ترسو، محروم است و برای تاجر جسور (ریسک پذیر)، رزق و روزی تضمین شده است.(7)

ج) انتخاب کشاورزی به عنوان بهترین بخش برای تولید

بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات، از جمله بخش های مهم اقتصاد هستند که هر کشوری به فراخور وضعیت جغرافیایی و امکانات، در یکی از آنها مزیّت نسبی دارد و می تواند همان را فعال کند و در بخش های دیگر، مصرف کننده کالاهای دیگران باشد. البته بعضی کشورها قابلیت رشد در همه بخش ها را دارند. در روایات ما بدون توجه به شرایط و به طور مطلق، بر احیای کشاورزی تأکید شده است. حتی از دیدگاه فقه شیعه، اگر کسی زمین های معطّل افتاده را آباد کند، با شرایطی مالک آن می شود. امروزه به محصولات کشاورزی مثل گندم و برنج به عنوان کالای مصرفی نگاه نمی شود؛ بلکه از آنها به عنوان ابزارهای سیاسی در دست قدرت های بزرگ یاد می شود. در گذشته، برنج تولید داخل ژاپن، به قیمت چند برابر برنج وارداتی تمام می شد، ولی ژاپنی ها تحمل کردند تا در نهایت، نیاز خود را در داخل برآورده کنند. حیف است مسلمانان با توجه به امکاناتی که دارند،

نیازمند محصولات کشاورزی دیگران باشند. امام علی(ع) می فرماید:

هر کس آب و خاک کافی داشته باشد و حقیر بماند، از خدا دور شده است.(8)

امام باقر(ع) نیز فرمود:

هیچ شغلی نزد خدا محبوب تر از کشاورزی نیست و همه پیامبران، به غیر از ادریس، کشاورز بوده اند.(9)

د) - تولید کالاهای ضروری

در روایت مفصّلی از امام صادق (ع) آمده است که در تولید باید چهار اصل رعایت شود:

1. اصل احتیاج عمومی،

2. اصل سودمندی عمومی،

3. اصل قوام اجتماعی،

4. اصل پاسخگویی به نیازمندی های عمومی توده ها.(10)

بخش دوم: مصرف

الف) - میانه روی در مصرف

همان گونه که در مقدمه آمد، انسان با محدودیت منابع مالی و نامحدود بودن نیازها روبه روست و علم اقتصاد نیز زاییده همین کمیابی (Scarcity) است. لذا با همین معیار، بعضی کالاها مثل هوا، اقتصادی نیستند، چون به میزان نامحدود، وجود دارد و هر کس برای هر اندازه از مصرف آن آزاد است. برای چیره شدن بر کمیابی، تنها راه، میانه روی است که در روایات از آن تعبیر به اقتصاد شده است.

رسول خدا فرمود:

میانه روی در خرج کردن، نصف معیشت است.(11)

هم ایشان می فرماید:

هر کس میانه روی کند، خدا او را بی نیاز گرداند.(12)

امام علی(ع) نیز فرموده است:

میانه روی، مال اندک را رشد می دهد.(13)

وامام کاظم(ع) می فرماید:

انسانی که میانه روی کند، فقیر نشود.(14)

ب) سربارِ دیگران نبودن

یکی از مشکلات کشورهای جهان سوم، بحثی به نام «بار تکفّل» است؛ یعنی هر کسی مسئولیت سیر کردن چند نفر را دارد و این رقم در این کشورها بالاست. در روایات سفارش شده که انسان باید از دستْ رنج خویش ارتزاق کند.

فضل بن ابی قرّه می گوید:

بر امام صادق(ع) وارد شدم، در حالی که مشغول کار بود. عرض کردم: جان ما فدای شما باد! کار را رها کنید یا ما یا غلامان برای شما انجام دهند. حضرت فرمود: «مرا به حال خود واگذارید. دوست دارم خدا مرا ببیند که با دست خویش کار می کنم و به دنبال طلب حلال هستم».(15)

روایات فراوان دیگری در مورد مذمّت تقاضا از دیگران و وابستگی به آنها وارد شده است. امام صادق(ع) فرمود:

شیعیان ما از کسی تقاضای چیزی نمی کنند؛ گرچه از گرسنگی بمیرند.(16)

و پیامبر(ص) فرمود:

هرگاه شخصی باب سؤال (درخواست و تقاضا) را بر روی خود بگشاید، خداوند، هفتاد باب فقر را بر او می گشاید.(17)

ج) پرهیز از اسراف و تبذیر

اسراف یعنی کالاهای زیاد مصرف کردن و تبذیر؛ یعنی از یک کالا که مورد نیاز واقعی او نیست استفاده کند، و بهای سنگینی در مقابل آن بپردازد. حد مصرفی مورد سفارش اسلام، «حدّ کفاف» است و این حد، کمیّت مشخصی ندارد. اسحاق بن عمار می گوید:

به امام کاظم(ع) گفتم: مردی ده پیراهن دارد. آیا در این کار اسراف کرده است؟ فرمود: «این، باعث دوام بیشتر جامه های اوست، و اسراف آن است که لباس آبرومند خود را در جاهای آلوده بپوشی و آن را ضایع کنی».(18)

علاوه بر آنچه گذشت، عوامل دیگری نیز وجود دارند که در آینده چنانچه مجالی باشد، به ذکر و توضیح آنها خواهیم پرداخت.


1 - کلیات علم اقتصاد، یدالله دادگر.

2 - کلیات علم اقتصاد، باقر قدیری اصلی، ص 113.

3 - سوره بقره، آیه 201.

4 - سوره ضحی، آیه 93.

5 - سوره اعلی، آیه 87.

6 - الکافی، ج 5، ص 90.

7 - کنزالعمال، ح 9239.

8 - قرب الإسناد، ص 115، ح 404.

9 - مستدرک الوسائل، ج 13، ص 461، ح 15898.

10 - ر.ک: الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 6، ص 264.

11 - کنزالعمال، ح 5434.

12 - تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.

13 - غررالحکم، ح 334.

14 - الخصال، ص 620.

15 - کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 163، ح 3595.

16 - وسائل الشیعة، ج 6، ص 309.

17 - جامع الأخبار، ص 379، ح 1061.

مکارم الأخلاق، ص 18-112

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

منبع از سایت حوزه نت





نگاشته شده توسط امير گروسی سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 1:56 PM 

یکی از آسیب های مهم بر فرد و جامعه اسراف و زیاده روی است که پی آمدهای منفی و گاه خطرناکی، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد اخلاقی بر جای می گذارد. اسراف، در اصل به معنای تجاوز ار حد وسط است. مفهوم و گستره معنایی این واژه در قرآن کریم، همان معنای لغوی آن است. راغب اصفهانی می گوید: «سَرَف» تجاوز از حد در هر کاری است که آدمی انجام می دهد». واژه «تبذیر» نیز، پراکنده ساختن و جدا کردن چیزی است که به تدریج در معنای مجازی نابود کردن و هدر دادن مال و در تعبیر عامیانه «ریخت و پاش» به کار رفته است.
 
بنابراین، اسراف معنای نزدیکی با تبذیر دارد، با این تفاوت که اسراف، بیشتر زیاده روی در مصرف است؛ ولی تبذیر، هدر دادن مال و اتلاف آن است. همچنین، گستره اسراف، تمام افعال آدمی را در برمی گیرد، در حالی که گستره تبذیر، اختصاص به امور مالی دارد. هر چند در روایت ها گاهی در یک معنا هم به کار می روند.
 
تشخیص تبذیر به معنای هدر دادن و اتلاف ثروت و کالا دشوار نیست، ولی تشخیص اسراف به معنای تجاوز از حد و گذر از میانه روی و رسیدن به افراط گرایی دشوار است؛ زیرا باید حد معتبر و محکم در اسراف را با ملاک ها و معیارهایی سنجید.

پیام متن:

1. اسراف به معنای تجاوز از حد وسط است؛

2. معیارهای اسراف، شرعی و عرفی است؛

3. معیارهای عرفی اسراف، تضییع بی جهت، زیان باری آن برای بدن و استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز است.

اسراف در خوردنی ها و نوشیدنی ها

روایت های اسلامی از زیاده روی در مصرف آب و به ویژه هدردادن آن نهی کرده اند؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «أدْنی الاسرافِ هراقةُ فَضْلِ الماءِ؛ کمترین حد اسراف، دور ریختن ته مانده آب (ظرف) است».

از برخی روایت ها برمی آید که اسراف آب، حتی در امور عبادی همچون وضو و غسل، خواه با هدردادن آب و خواه با زیاده روی در شست و شوی اعضا ممنوع است، هر چند از آب رودخانه و آب های کشاورزی باشد. در همین مورد آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از کنار شخصی که وضو می گرفت، عبور کرد و فرمود: این اسراف برای چیست؟ آن شخص گفت: آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود: آری، اگر چه کنار نهری جاری باشی. در قرآن نیز با اشاره به حق آدمی در استفاده از غذا و آب، بر این نکته تأکید شده است که در این امر، هرگز اسراف و زیاده روی نشود: «وَ کُلُوا و اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا». (اعراف: 7)

آموزه های روایی نیز به این دستور قرآنی توجه کرده و آورده اند که: پرخوری و اسراف در خوردن، در پیشگاه پروردگار نکوهیده است و رحمت الهی را از آدمی دور می سازد.

پیام متن:

قرآن و روایت های ائمه معصوم از زیاده روی در مصرف خوردنی ها و آشامیدنی ها نکوهش کرده اند.

اسراف در پوشیدنی ها و وسایل نقلیه

لباس، ارمغانی الهی و مایه آراستگی و پوشش آدمی است و آموزه های دینی بر میانه روی در استفاده از آن تأکید ورزیده و تجاوز از آن را اسراف دانسته اند. در این آموزه ها درباره چگونگی استفاده از لباس، سفارش هایی شده است. شخصی می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد؟ فرمود: بله. گفتم: بیست عدد چطور؟ فرمود: بله. گفتم: سی تا؟ فرمود: بله. این اسراف نیست، اسراف آن است که لباس بیرونت را لباس خانه قرار دهی. مصرف نادرست کالا، نوعی از اسراف است. به گونه ای که امام صادق علیه السلام ما را به این امر توجه می دهد و در روایت بالا می فرماید: لباس بیرونت را که با آن در اجتماع حاضر می شوی، لباس خانه ات قرار نده. البته داشتن لباس به تعداد کافی، مایه دوام بیشتر آن می شود، ولی استفاده نابجا از آن، نوعی هدر دادن و مصداق اسراف است. مَرْکب و وسیله نقلیه نیز ممکن است از نظر کمیت و کیفیت به کارگیری، مصداقی برای اسراف باشد. امام صادق علیه السلام به زیبایی آن را بیان فرموده است :

و خداوند تجویز کرد که مردم در حد میانه از مرکب استفاده کنند. آیا چنین می پنداری که خداوند، مالی را نزد مردی امانت می نهد و آن گاه به وی اجازه می دهد تا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسبی به بیست درهم، او را کافی است. مگر نه این است که خود فرمود: اسراف مکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد!

پیام متن:

1. میانه روی در استفاده از پوشیدنی ها و وسایل نقلیه.

2. توجه به استفاده کیفی از کالاها.

اسراف در مسکن و وسایل زندگی

از دیدگاه قرآن و روایت، احداث بناهایی که ثمره چندانی ندارد، کاری عبث و بیهوده معرفی شده است. در حدیثی آمده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از گذرگاهی می گذشت، چشمش به ساختمانی افتاد که یکی از انصار ساخته بود. هنگامی که صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام کرد، ایشان صورت را از او برگردانید. پس از آنکه وی علت بی اعتنایی حضرت را دریافت، برگشت و بنا را با خاک یکسان کرد. در پی این جریان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

اِنَّ لِکُلِّ بَناءٍ یُبْنی وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ اِلا ما لابُدَّ مِنْهُ.

بی تردید، هر بنایی که ساخته شود، روز قیامت باری بر دوش صاحبش خواهد بود؛ مگر آنچه گریزی از آن نیست (مورد نیاز وی است).

از امام صادق علیه السلام نیز در همین باره نقل است:

کُلُّ بَناءٍ لَیْسَ بِکَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ.

هر ساختمانی که بیشتر از حد کافی باشد، روز قیامت وبال صاحبش خواهد بود.

بنابراین، ساختن بناهایی که از نظر کمی و کیفی به آن نیازی نیست، مصداق اسراف خواهد بود. البته، منظور این نیست که اگر کسی به ساختمانی وسیع برای پذیرایی مهمانان و پیوند با خویشاوندان خود نیاز دارد، از آن استفاده نکند. در تهیه و مصرف دیگر وسایل زندگی نیز باید حد اعتدال را رعایت کرد. جمع آوری وسایل غیرضروری و کم مصرف، نادرست و از مصداق های آشکار اسراف است. در روایت اسلامی، معیاری مشخص برای استفاده درست از دیگر امکانات زندگی معرفی شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:

فِراشٌ للرّجلِ وَ فِراشِ لِأَهْلِه و فِراشٌ لِضَیْفِهِ وَ فِراشٌ لِلشیطان.

رختخوابی برای مرد و رختخوابی برای خانواده اش و رختخوابی برای میهمانش [لازم است] و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است.

آنچه مسلم است اینکه باید از نظر کمی و کیفی، استفاده از امکانات به گونه ای باشد که معیارهای اسراف بر آن صدق نکند.

پیام متن:

1. استفاده از امکانات، در حد نیاز انسان؛

2. پرهیز از تجملات و یا نگهداری امکانات غیر ضروری.

پرهیز از انباشت سرمایه و تجمل گرایی

انباشت سرمایه، به تدریج روحیه رفاه زدگی و تجمل گرایی را در آدمی به وجود می آورد و در جای جای زندگی نمود می یابد. یکی از این نمودها، استفاده نابجا از نور و چراغ است که نمونه ای از تجمل و اسراف به حساب می آید. امام کاظم علیه السلام به نقل از حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پنج چیز ضایع می گردد، یکی از آنها، چراغی است که آن را در (نور) خورشید برافروزی و نوری که از آن استفاده نشود».

بنابراین، استفاده غیرضروری از نور و روشن کردن لامپ های اضافی، از مصداق های آشکار تجمل گرایی و اسراف به حساب می آید. اسراف به هیچ وجه استثناپذیر نیست و حتی در هزینه کردن دارایی برای کارهای خیر نیز باید متعادل بود و از حد میانه خارج نشد. گفتنی است که مال و ثروت به طور طبیعی، زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است.

و کم کم روحیه مصرف گرایی و رفاه زدگی و به تعبیر قرآن «اتراف» در آدمی شکل می گیرد. قرآن کریم، مترفان را اصحاب دوزخ می داند و سپس اسراف کاران را نیز همردیف آنها می بیند و می فرماید: «وَ أِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسراف کاران، همدمان آتشند». (مومن: 43)

چنان که در جای دیگر فرموده است:

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ... إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ (واقعه:41 و45)

و یاران چپ، کدامند یاران چپ، اینان بودند که پیش از این، ناز پروردگان بودند.

در روایت ها نیز استفاده نابجا از امکانات مادی، به قصد فخرفروشی و خودنمایی نکوهش شده است. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است: «هر کس جامه ای بپوشد و با آن فخر فروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد».

نیز می فرماید:

هر کس برای خودنمایی و ستایش دیگران ساختمانی سازد، روز قیامت، در حالی آن را حمل خواهد کرد که چون آتشی شعله ور، بر گردنش آویخته است و به آتش افکنده خواهد شد... گفته شد: ای رسول خدا! چگونه آن را برای خود نمایی و ستایش جویی می سازد؟ فرمود: فراتر از حد نیاز می سازد تا بر همسایگانش برتری جوید و به برادرانش فخر فروشد.

از سوی دیگر، قرآن کریم برای نفی چنین رفتاری و پرهیز از الگوگیری از آن، دستور می دهد که هرگز از اسراف کاران پیروی نکنید: «وَ لا تُطیعُوا اَمْرَ الْمُسْرِفینَ.» (شعرا: 151) در روایت های بزرگان نیز چشم دوختن به کسانی که از سطح زندگی بالاتری بهره مندند، نهی شده و تأثیرپذیری منفی از آنان را نکوهش می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید:

«ایّاکَ أنْ تَطْمَحْ بَصَرَکَ إلی مَنْ فَوْقَکَ؛ بپرهیز از اینکه به بالاتر از خود (در امور مادی) چشم بدوزی».

پیام متن:

1. مال و ثروت، به تدریج روحیه رفاه زدگی و اتراف در آدمی ایجاد می کند؛

2. روایت های امامان معصوم علیهم السلام ، استفاده نابجا از امکانات مادی به قصد فخر فروشی و خودنمایی را نکوهش می کند؛

3. تأثیر نپذیرفتن از زندگی مترفین، خواست قرآن مجید و روایت های اسلامی است.

اسراف و نابودی امکانات

آشکارترین اثر نامطلوب اسراف و تبذیر، هدر دادن امکانات و منابع است. ممکن است از نگاه فردی و محدود، اسراف در کالاهایی همچون مواد غذایی و انرژی، ناچیز و بی اهمیت به حساب آید، اما روی هم رفته در سطح عمومی، خسارت های سنگینی به بار می آورد. اثر مستقیم این رویه، به ویژه در جوامعی که درآمد و امکانات محدودی دارند، فقر و محرومیت است. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ بذَّرَ أَفْقَرَهُ اللّه ؛ هر کس (در اموالش) اسراف و تبذیر کند، خداوند وی را فقیر سازد».

همچنین، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است: «القصد مَثْراةٌ وَ السَّرَفُ مَثْواةٌ؛ میانه روی، ثروت زاست و اسراف، نابود کننده».

بر اساس آموزه های دینی، اسراف و تبذیر، از گناهانی است که نعمت را به نقمت و بلا تبدیل می کند و برکت را از میان می برد. امام صادق علیه السلام داستان کسانی را بازگو می کند که در رفاه و نعمت و فراوانی به سر می بردند، ولی با اسراف و تبذیر در مواد غذایی و استفاده نادرست از آن، به فرمان خدا گرفتار بلاهای زمینی شدند و به مشقت افتادند. امام فرمود: اینان، اهالی همان آبادی اند که خداوند در این آیه از آنان یاد فرموده است:

و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی اش از هر سو فراوان می رسید. پس، [ساکنانش [نعمت های خدا را ناسپاسی کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به ایشان چشانید. (نحل: 112)

با نگاهی دقیق تر پی می بریم که در بعضی از موارد، عرضه نادرست کالا بر اثر ضعف وجدان کاری و نیز کوتاهی در انجام وظیفه، باعث دورریز و اتلاف اموال می شود. امام علی علیه السلام ، غلامان را به دلیل پخت نان با کیفیت پایین، سرزنش می فرمود. بنابراین، در آموزه های روایی بر تولید کالا به گونه ای که کمترین ضایعات را داشته باشد، تأکید شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور می داد اندازه نان را کوچک بگیرند تا دورریز آن کمتر باشد.

پیام متن:

1. اسراف و تبذیر، عاملی در جهت تبدیل نعمت به نقمت؛

2. عرضه درست کالا و ارتقای کیفی آن، با استفاده درست از آن، رابطه تنگاتنگی دارد.

اسراف و سقوط اخلاقی

اسراف کاران برای تأمین هزینه های خود، به رذیلت های اخلاقی، همچون بخل و حرص و مفاسد اقتصادی مانند ربا، رشوه و اختلاس گرفتار می شوند. معمولا اسراف با مصرف گرایی، رفاه زدگی و غرق شدن در لذات مادی و اتراف همراه است که خود، منشاء بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی است و در پاره ای از موارد، به انحراف های عقیدتی می انجامد. افزون بر آن، اسراف کاری عده ای در جامعه، به طور طبیعی بر دیگران تأثیر نامطلوب می گذارد و آنان را نیز به همین سمت و سو هدایت می کند. قرآن کریم، اسراف کاران را مفسدانی می داند که از آنان انتظار اصلاح گری نمی رود. از این رو، نباید از شیوه زندگی آنان تقلید شود.

وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ * الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی اْلأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ. (شعرا: 151 و 152)

و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید. آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی شوند.

اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و دور شدن آدمی از مقام قرب الهی را در پی دارد. محرومیت اسراف کاران و تبذیرکنندگان از دوستی و هدایت خاص خدا و گمراهی و هم سانی با شیاطین، از پی آمدهایی است که قرآن کریم به آن اشاره می کند.

در بیان قرآنی، تبذیرکنندگان، نعمت های الهی را کفران می کنند و مصرف آن را از مسیر اصلی و درست خود خارج می سازند. بر این اساس، آنان را برادران شیطان دانست. در نتیجه، یا اعمال شان همردیف کارهای شیطانی است و یا در دوزخ هم نشین شیطان خواهند بود.

زیاده روی در لذت های جسمانی، مجالی برای اندیشه در کمالات معنوی و انسانی و توجه به بعد روحی باقی نمی گذارد و راه را برای تهذیب اخلاقی می بندد. پرداختن به تجملات و کام جویی ها، همواره با ناشایستی های اخلاقی و رفتاری همچون فخرفروشی و خود برتربینی و بی بند و باری همراه خواهد بود. از این رو، قرآن کریم، مترفان را مفسد و فاسق معرفی می کند و هشدار می دهد:

چون بخواهیم شهری را نابود سازیم، خوشگذرانانش را فرمان می دهیم تا در آن به انحراف (و فساد) بپردازند. در نتیجه، عذاب بر آن (شهر) لازم می شود. پس آن را (به تمامی) نابود می کنیم. (اسراء: 16)

پیام متن:

1. مبتلا شدن به آزمندی، بخل و دیگر رذیلت های اخلاقی، به واسطه اسراف و اتراف؛

2.هشدار شدید قرآن به مسرفان و مترفان و اشاره به فرجام دردناک آنان.

راه های برون رفت از اسراف و تبذیر

یکی از شیوه های مهم آموزه های دینی، برای مقابله با مفاسد اقتصادی و اخلاقی و تحکیم ارزش های دینی، تقویت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. این اعتقاد همچون ناظری درونی، اجرای صحیح دستورهای الهی را تضمین می کند. آیه های مربوط به اسراف، با نهی و نکوهش اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و عذاب اخروی اسراف کاران را خاطر نشان می سازد. پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در روایت هایی، با یادآوری پی آمدهای اخروی اسراف، همگان را از این عمل ناشایست باز می دارند. امام علی علیه السلام می فرماید:

بدانید که بخشیدن نابجای مال، تبذیر و اسراف است که قدر بخشنده را در دنیا بالا می برد و در آخرت پایین می آورد. او را در دیده مردمان گرامی می کند و نزد خدا خوار.

تقویت ارزش هایی چون زهد، قناعت، میانه روی و مانند آن، از یک سو و ترغیب به مبارزه جدی با هواپرستی، خودنمایی و فخرفروشی از سوی دیگر، شیوه های درمان درونی اسراف و تبذیر است. یکی دیگر از عوامل بروز اسراف و تبذیر، جهل و ناآگاهی است. بنابراین، اطلاع رسانی و دادن آگاهی های صحیح و کافی درباره موضوع به مردم و نیز بازشناسی آثار و پی آمدهای اقتصادی، اجتماعی و معنوی آن، در کاهش روحیه اسراف کاری بسیار مؤثر است. همچنین، نظارت همگانی بر رفتار و اعمال آدمی که در آموزه های دینی با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد می شود، از کارآمدترین شیوه های تثبیت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم علیهم السلام نیز گاهی با نهی صریح و مستقیم و زمانی با واکنش های اخلاقی، بر این مهم نظارت داشتند. افزون براین، خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت و عملکرد فردی و اجتماعی آدمی دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذیر باشند، خواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل می شود. ائمه معصوم علیهم السلام با دیدن اسراف و تبذیر در خانواده ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان می دادند. در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام میوه ای را دید که ناخورده، بیرون خانه ای انداخته شده است، ایشان با ناراحتی فرمود:

این چیست؟ اگر شما خود سیر بودید، قطعا بسیاری از مردم سیر نیستند. آن را به کسی بخورانید که نیازمند است.

نبود عدالت اقتصادی و جلوگیری نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده ای خاص، از عوامل مهم بروز پدیده اسراف است. از این رو، اجرای عدالت و توزیع عادلانه ثروت، زمینه شروع و گسترش آن را می کاهد و یا نابود می سازد. امیرمؤمنان علی علیه السلام عامل اصلاح و ساماندهی امور جامعه را دادگستری می داند و می فرماید: «الرَّعِیّةُ لا یُصْلِحُها اِلاَّ الْعَدْلُ؛ توده های مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

یکی دیگر از راه های برون رفت از اسراف، دوری خواص و شخصیت های مهم جامعه از زندگی اشرافی و تجملی است؛ زیرا شیوه زندگی آنان بر دیگران تأثیر می گذارد. هنگامی که برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشیدنی بسیار گوارایی آوردند، فرمود: «آن را از من دور سازید که این نوشیدنی مترفان است».

ناگفته نماند که کنترل صحیح تبلیغات بازرگانی و پیش گیری از رشد روحیه مصرف گرایی نیز تأثیر بسزایی در جلوگیری از اسراف و تبذیر دارد. بنابراین، توجه جدی به این مقوله نیز حائز اهمیت است.

پیام متن:

1. تحکیم باورهای دینی، تقویت ارزش ها، نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منکر، پیش گیری از انباشت سرمایه در دست عده ای خاص و توجه به عدالت گستری و کنترل تبلیغات بازرگانی، از راه های کنترل اسراف و تبذیر است.

 
 
از نگاه قرآن و روایت های پیشوایان دین، تمام واجبات و محرمات دینی، حدود الهی است و هرگونه تغییر در احکام یا عمل نکردن به آن، خروج از حد و ممنوع است. البته کاربرد قرآنی این واژه بسیار فراوان است، برای مثال: اسراف در قتل، یعنی قصاص فرد یا افرادی غیراز قاتل (آل عمران: 3) که خود تجاوز از حد الهی قصاص است. بنابراین، مصرف هرگونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوع های گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است. در عین حال، برای ضابطه مند کردن تشخیص عرفی، معیارهایی ارائه شده است. اول اینکه، هرگاه مصرف کالا به گونه ای باشد که بخشی از آن هر چند اندک تضییع شود، اسراف خواهد بود. در این مورد امام صادق علیه السلام فرموده است:
 
میانه روی چیزی است که خدای بزرگ و والا آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش، حتی دور انداختن هسته (خرما و میوه) را ؛ زیرا آن نیز به کاری می آید و حتی دور ریختن ته مانده نوشیدنی ات را.
 
معیار دوم اینکه، هر گاه مصرف کمی یا کیفی کالا برای بدن زیان بار باشد، درصورت مصرف گونه ای از اسراف است. چنان که این مهم، از سخن امام صادق علیه السلام نیز به روشنی برمی آید: «در مصرف آنچه بدن را سالم نگاه می دارد، اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند».
 
استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز، به عنوان معیار سوم مطرح است، مانند خوردن بیش از اندازه نیاز یا ساختن منزلی بسیار وسیع که به همه آن به هیچ وجه نیازی نیست. این سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز ناظر به همین معیار است: «ما فوقَ الکَفافِ اِسرافٌ؛ بیش از اندازه کفاف، اسراف است».




نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 12:22 PM 

 

به بهانه سال اصلاح الگوی مصرفی كه رو به پایان است؛

جرقه نه، جریان!

چه بخواهیم چه نخواهیم ،ما ایرانی ها ملتی پر مصرف و-با عرض پوزش- مردمان اسراف كاری هستیم .این را هم آمار وارقام می گوید هم زندگی روزمره مان.

آب

به تعبیر آقا در حال حاضر یک سوم نان تولیدی و حداقل یک پنجم آب مصرفی در كشور ما عملاً به هدر می رود. ضمن آنكه متاسفانه هم اكنون متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران بیش از دو برابر متوسط جهانی شده و شاخص شدت انرژی در کشور ما یعنی نسبت انرژی مصرف شده به کالای تولید شده 8 برابر کشورهای پیشرفته دنیا است(!)

به قول عزیزی، ما ایرانی‌ها در كنار صفات خوب و پسندیده‌ فراوانی كه داریم، متأسفانه عادت‌ها و ویژگی‌های نامطلوبی هم ‏داریم كه آن خوبی‌ها را تحت الشعاع خود قرار می‌دهدكه یكی از شاخص‌ترین این عادت‌ها بی شك، بحث اسراف و زیاده ‏روی در مصرف می‌باشد.‏ دقیقا به دلیل اهمیت همین مساله است كه رهبر عزیزمان با درایت خویش، سالی كه پیش رو داریم را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نام گذاری كردند.

اسراف، تبذیر، ریخت و پاش بی‌مورد، خرج کردن‌های بی‌برنامه، چشم‌و هم‌چشمی‌ها، تجمل‌گرایی و بالاخره بی‌توجهی به قناعت، اگر نگوییم یک بیماری روحی و روانی به طور قطع یک بیماری اجتماعی است که از یک سو معنویّت را در افراد می‌خشکاند و از سوی دیگر، می‌تواند به یک معضل برای جامعه تبدیل شود، خصوصاً زمانی که به عنوان یک فرهنگ معقول و یک هنجار اجتماعی مورد پذیرش همگان قرار بگیرد.

اسراف، تبذیر، ریخت و پاش بی‌مورد، خرج کردن‌های بی‌برنامه، چشم‌و هم‌چشمی‌ها، تجمل‌گرایی و بالاخره بی‌توجهی به قناعت، اگر نگوییم یک بیماری روحی و روانی به طور قطع یک بیماری اجتماعی است که از یک سو معنویّت را در افراد می‌خشکاند و از سوی دیگر، می‌تواند به یک معضل برای جامعه تبدیل شود

 یادم هست كه مقام معظم رهبری در خطبه های عید فطر سال 86 به همین موضوع اشاره داشتندو با حالتی گلایه آمیز فرمودند:«ما مردم مسرفی ‏هستیم؛ ما اسراف می‌كنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در ‏بنزین.‏ كشوری كه تولید كننده نفت است، وارد كننده فرآورده نفت ـ بنزین است! این تعجب آور نیست؟! هر سال ‏میلیارد‌ها بدهیم بنزین وارد كنیم یا چیز‌های دیگر وارد كنیم برای این كه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان ‏می‌خواهد ریخت و پاش كنند! این درست است؟!‏ ما ملت به عنوان یك عیب ملی به این نگاه كنیم. اسراف بد است حتی در انفاق راه خدا هم می‌گویند... افراط و ‏تفریط نكنید، میانه روی؛ میانه روی در خرج كردن. این را باید ما به صورت یك فرهنگ ملی در بیاوریم.»‏

 شاید بگویید در جامعه‌ای که درصد بالایی از افراد، زیر شاخص‌ فقر زندگی می‌کنند، چه جای سخن گفتن از اسراف و بریز و بپاش است؟ در چنین اجتماعی بایستی از فقر و نداری سخن گفت، نه از اسراف و تبذیر!

مصرف

 جواب اما این است که اولاً اسراف و ریخت و پاش‌ خارج از ضابطه که گناه کبیره است، خاص ثروتمندان نیست و می‌تواند همة افراد را شامل گردد. ثانیاً سخن، مخاطب خود را پیدا می‌کند؛ چنان که آب، چاله را. طرح یک معضل و فرهنگ غلط اجتماعی، مخاطب خاص خود را نشانه می‌گیرد؛ همان‌طور که شاید تلنگر و تنبهی باشد بر کسانی كه آگاهانه یا ناآگاهانه در آن معضل گرفتارند.

 مخلص كلام اینكه ما به دلیل شرایط خاص داخلی و خارجی، چاره ای نداریم جز آنكه برای رسیدن به اهدافمان -كه در سند چشم انداز بیست ساله به بخش مهمی از آنها اشاره شده-هر چه سریع تر وبا جدیت الگوی مصرفمان را اصلاح كنیم. برای این منظور هم لزوما نیاز به آپولو هوا كردن (!) نداریم بلكه اگر هر كدام از ما به نوبه خود ودر زندگی فردی واجتماعی مان ،راه ورسم درست مصرف كردن را یاد گرفته ، راه ورسم قناعت پیشه كردن را بیاموزیم و جدای از شعار دادن به آنچه كه می گوییم عمل كنیم و از همه مهم تر ، به فرهنگ غلط «به من چه و به تو چه »‏پشت پا بزنیم، بی برو برگرد نتیجه اش كه همانا شكوفایی وپیشرفت است رابه چشم می بینیم. امیدوارم كه نام گذاری امسال شروع خوبی برای این مهم باشد واین كه، این شروع تنها یك جرقه نباشد وبه یك جریان پایدار وفرهنگی ملی در سال های آتی تبدیل شود انشاالله

منبع: سایت خبر دانشجو





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:51 AM 

 

رکن اساسی توسعه غرب

«مصرف یكی از اركان نظام اقتصادی غرب است، چرا كه اصولاً عرضه و تولید بیشتر هنگامی ضرورت پیدا می‌كند كه تقاضا و مصرف بیشتر در جامعه موجود باشد و تقاضا و مصرف بیشتر نیز مستقیماً بر تبلیغات مبتنی است. نیازهای حقیقی بشر محدود است، بنابراین تنها راهی كه برای تشویق و ترغیب جامعه به مصرف بیشتر باقی می‌ماند از یك‌سو جلا و تزیین و تنوع دادن كالاهای مصرفی است و از سوی دیگر ایجاد گرایش‌هایی انحرافی مثل مدگرایی و تجددطلبی و... تا در او تقاضای بیشتری برای مصرف ایجاد شود.»   

آنچه به آن خواهیم پرداخت دیدگاه شهید آوینی است در باب «اصلاح الگوی مصرف». وجه تسمیه آن هم سالگرد شهادت آن آموزگار عملی و نظری مرگ‏آگاهی است.  در تقریرات آن شهید بزرگوار درباره اصلاح الگوی مصرف مستقیما"چیزی یافت نمی‏شود. لیکن نسبت مصرف و تمدن مغرب زمین كه امروز كمتر جایی در جهان یافت می‏شود كه تحت تأثیر آن نباشد،در مکتوبات او به خوبی بررسی شده است. آنچه آوینی درباره مصرف بیان می‏كند در نسبت با مفهوم توسعه و توسعه‏یافتگی و پیرامون بحث اقتصاد و جایگاه آن در تمدن غرب است.

شهید آوینی:

 توسعه‌ی بازار و جست و جوی بازارهای جدید؛ یعنی همان انگیزه‌ای كه به استعمار نو منتهی شده است

او معتقد است:«مصرف یكی از اركان نظام اقتصادی غرب است، چرا كه اصولاً عرضه و تولید بیشتر هنگامی ضرورت پیدا می‌كند كه تقاضا و مصرف بیشتر در جامعه موجود باشد و تقاضا و مصرف بیشتر نیز مستقیماً بر تبلیغات مبتنی است. نیازهای حقیقی بشر محدود است و وقتی از حد طبیعی اشباع (سیر شدن) گذشت، دیگر در وجود او میل و گرایشی برای مصرف باقی نمی‌ماند. بنابراین، تنها راه‌هایی كه برای تشویق و ترغیب جامعه به مصرف بیشتر باقی می‌ماند این است كه از یك‌سو كالاهای مصرفی جلا و تزیین و تنوع بیشتری پیدا كنند و از سوی دیگر با ایجاد گرایش‌هایی انحرافی مثل مدگرایی و تجددطلبی و... در او تقاضای بیشتری برای مصرف ایجاد كنیم. البته راه سومی نیز وجود دارد: توسعه‌ی بازار و جست و جوی بازارهای جدید؛ یعنی همان انگیزه‌ای كه به استعمار نو منتهی شده است.»

از دیدگاه شهید آوینی توسعه اقتصادی با معیارهای غربی در سایه مصرف هرچه بیشتر تحقق می‏یابد. و آنچه غرب را امروز دچار بحران اقتصادی كرده‏است همین خلل در الگوی مصرف بشر غربی است. در نظر او جامعه‌ی توسعه یافته جامعه‌ای است كه در آن همه چیز حول محور مادی و تمتع هر چه بیشتر از لذایذی كه در كره‌ی زمین موجود است معنا شده و البته برای اینكه در این چمنزارِ بزرگ همه بتوانند به راحتی بچرند یك قانون عمومی و دموكراتیك لازم است تا انسان‌ها را در عین برخورداری از حداكثر آزادی(ولنگاری) از تجاوز به حقوق یكدیگر باز دارد. این توسعه كه نتیجه‌ی حاكمیت سرمایه یا سرمایه‌داری و اصالت بخشیدن به اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است محصول مادی‌گرایی و تبیین مادی جهان و طبیعت است. لیكن در نظام اعتقادی ما آن توسعه‌ای معتبر است كه بر تعالی روحی بشر تكیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پرهیز از فزون‌طلبی و تكاثر، و منع اسراف و تبذیر، و پیروی از یك الگوی متعادل مصرف منتهی می‌شود، نه به رشد اقتصادی محض.

شهید آوینی در مقاله‏ای به نقل از كتاب «هشدار به زندگان» روژه گارودی آورده‏است: «اقتصاد آزاد «به شیوه‌ی غربی» برای رفع احتیاج بازار نیست بلكه برای ایجاد بازار احتیاج است!»

مصرف بیشتر برای تولید بیشتر، ضرورت حتمی اقتصاد امروز است، چرا كه اگر كالاهای تولید شده مصرف نشود امكان توسعه‌ی تولید، یعنی امكان توسعه‌ی اقتصادی، وجود نخواهد داشت. بنابراین، برای تولید بیشتر كه ضرورت توسعه‌ی اقتصادی است باید مردم را به مصرف هر چه بیشتر ترغیب كرد و بدین علت است كه تبلیغات ـ یا بهتر بگویم پروپاگاندـ یكی از اركان اساسی توسعه به شیوه‌ی غربی است.

تبلیغات تجاری در سراسر دنیا بر وجود حیوانی بشر و كثیف‌ترین امیال و آمال او بنا شده است و هیچ چاره‌ای جز این نیست: برای حفظ سیستم كنونی اقتصاد آزاد و دست‌آوردهای آن كه فرآورده‌های تمدن كنونی مغرب زمین باشد، باید از یك سو دوام و ماندگاری تولیدات كارخانه‌ها را تقلیل داد و از سوی دیگر مردم را به مصرف هر چه بیشتر و اسراف و تبذیر وادار كرد. تصور اینكه مردم دنیا حتی برای لحظه‌ای به نیازهای حقیقی خویش و الگویی متناسب با حوائج واقعی انسان بازگردند، برای یك اقتصاددان وحشتناك‌ترین چیزی است كه ممكن است اتفاق بیفتد. اگر حتی برای یك لحظه چنین اتفاقی در دنیا بیفتد و مردم فقط برای یك لحظه، درست به اندازه‌ی نیاز واقعی خویش مصرف كنند، ادامه‌ی روند كنونی توسعه‌ی صنعتی دچار مخاطرات و بحران‌هایی آن همه عظیم خواهد شد كه تصور آن بسیار دشوار است.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران تنها تجربه‌ای است كه حقیقت را آنچنان كه هست به مردم جهان نشان داد. انقلاب اسلامی ایران نشان داد كه برای مبارزه با قدرت جهنمی استكبار هرگز نمی‌توان از همان طرقی اقدام كرد كه او خود بنیان آن را نهاده است. شعار «مشت و درفش» و «خون و شمشیر» به‌خوبی می‌تواند از عهده‌ی بیان حقیقت برآید و همین‌طور، قیام عاشورا اسوه‌ای است كه تنها راه پیروزی بر باطل را بر ما نمایان می‌سازد. اگر جبهه‌های جنگ ما امروز بر همان سلاح‌هایی متكی بود كه خود ابرقدرت‌ها می‌سازند و اگر ادامه‌ی جنگ ما موكول به تهیه‌ی سلاح‌های مدرن می‌شد، مطمئناً امروز هیچ اثری از انقلاب اسلامی در جهان باقی نمانده بود و حتی یادگار آن نیز از كتاب‌های تاریخ پاك شده بود.اتكای ما به ایمان خود و امدادهای غیبیی است كه ایمان ما مجاری نزول آنهاست و اگر اینچنین نبود و پیروزی ما موكول به همپایی با قافله‌ی نظام اقتصادی و صنعتی غرب می‌شد.

اگر جبهه‌های جنگ ما امروز بر همان سلاح‌هایی متكی بود كه خود ابرقدرت‌ها می‌سازند و اگر ادامه‌ی جنگ ما موكول به تهیه‌ی سلاح‌های مدرن می‌شد، مطمئناً امروز هیچ اثری از انقلاب اسلامی در جهان باقی نمانده بود و حتی یادگار آن نیز از كتاب‌های تاریخ پاك شده بود

ولایت یافتن بر شرایط و مقتضیات و رها شدن از نیازهای كاذب تمدن حاضر، خرمن‌كوفتنی است كه مرد كهن می‌خواهد؛ پیری همچون پیرجماران می‌خواهد كه آن همه با معدن عظمت ذات ذوالجلال اتصال دارد كه اگر همه‌ی دنیا هم در جبهه‌ای مخالف او اجتماع كنند تردیدی در حقیقت راه خویش پیدا نكند و ابراهیم‌وار، با رضا و تسلیم و توكل، آتش را به گلستان مبدل سازد.

و امروز كه ما در میان خود داریم مرد كهنی همچون پیرجماران. شاید بنده و شما اصلاح الگوی مصرف را صرف اصلاح یك عادت غلط اجتماعی بدانیم و لی به راستی چنین نیست! در اینكه جامعه ما از اسراف در همه چیز رنج می‏برد شكی نیست، لیكن كوته‏نظری و ساده اندیشی است كه این اصلاح را به این قاعده كوچك تصور كنیم. این اصلاح - اگر بتوانیم آن را به صورت تام و تمام عملی كنیم- منشاء قدرت روزافزونی برای ما خواهد شد. كه اگر در میان تمامی مردمان جهان تسری پیدا كند پایه تمدن غرب رو به ویرانی خواهد رفت-چنان كه چنین شده‏است.?

* اغلب جملات متن برگرفته از مقالات تمدن اسراف و تبذیر، توسعه یافتگی اتوپیای قرن حاضر، دیكتاتوری اقتصاد، نظام آموزشی و آرمان توسعه‏یافتگی، از دیكتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی نوشته سیدمرتضی آوینی است كه در كتاب توسعه و مبانی تمدن غرب جمع‏آوری شده است.

سرویس دانشگاه برنا/ وحید نصیری‏كیا-عضو بسیج دانشجویی دانشگاه سمنان





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:48 AM 

 

مصرف می کنم ،پس هستم

مصرف گرایی

آیا انسان برای مصرف کردن به دنیا آمده است ؟ آیا انسان برای استفاده از این جهان پا به هستی گذاشته است؟ در ابتدای امر سوال ساده ای به نظر می رسد ، اما با کمی تأمل می توان فهمید که این پرسش ما را بسوی حقایق عمیق تری رهنمون می کند پیش از این زیاد درباره آنها به تفکر و تعمق نپرداخته ایم و از تأثیراتشان بر هستیمان زیاد آگاه نبوده ایم.

فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان

را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.

تعریف «مصرف » و «مصرف گرایی»

پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم . مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن. اگر کمی خط سیر تاریخی تمدن بشری را دنبال کنیم در می یابیم که قسمت عمده ستیز و جنگ های بشر نیز از زمانی شروع شد که انسان توانایی ذخیره منابع طبیعی و چیزهای با ارزش را پیدا کرد. تا اینجا کمتر کسی فکر منفی درباره مصرف کردن به ذهن راه می دهد و تقریبا همه موافق این نوع مصرف هستند.

اما زمانی که درباره واژه مصرف گرایی صحبت می کنیم معنای کلمه از ظاهر آن به ما رخ می نماید. این واژه بر رسم و آیین و راه و روشی در زندگی دلالت می کند که وجود انسان را فرا گرفته است و تأثیر عمیقی بر تفکرات و رفتار و در نهایت خوشبختی انسان می گذارد. در اینجا مصرف کردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح کردیم تفاوتی ماهوی دارد و نماینده فرهنگی جدید و قدرتمند در زندگی انسان است که نخستین رگه های آن را می توان از انقلاب صنعتی در جهان غرب پیگیری کرد.

پس تا اینجا باید دریافته باشید که بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمایزی بین معانی مختلف این کلمه قایلم. اما ادعای این تفاوت رااز کجا آورده ام ؟ باید بگویم که این تمایز را می توان با یررسی دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسی استنباط کرد :

1- چه چیزی مصرف می کنیم ؟

2- در کل به چه علتی مصرف می کنیم ؟

چه چیزی مصرف می کنیم

واقعیت این است که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد ، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند. در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.

بدترین اتفاقی که بوسیله تبلیغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق می افتد وخانواده ها را گرفتار می کند،  تغییر آرام و تدریجی نظام های ارزشی و باورهای فردی و اجتماعی ما درباره شیوه های زیستن است.

 آنچه امروز در سراسر دنیا تبلیغ می شود این است که انسان باید مصرف کند ، چه چیز را ؟ آنچه ما تولید می کنیم. صرف نظر از اینکه آیا واقعا انسان امروز به آن احتیاج دارد یا خیر. در حقیقت انسان در این کارزار به مصرف کننده بی اراده ای تبدیل شده که به خیال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است که در انتخاب یک محصول بجای فلان کارخانه از بهمان کارخانه خرید کند اما معمولا آگاه نیست که در خرید آن محصول مختار نیست و صرف نظر از مارکی که خرید می کند آن محصول را حتما باید بخرد. اوج این بایدها را در خریدهای جهیزیه می توانید به عینه ببینید.

 

چرا مصرف می کنیم ؟

انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.

انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان ، باشگاه و ...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود .

تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان ، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید.

 

ما خانواده های ایرانی باید برنامه و هدف مشخصی داشته باشیم و فرزندانمان در محیطی رشد کنند که زندگی هدفمند را بیاموزند. شما خانواده ای را تصور کنید که مادر آن خانواده مشتری پرو پا قرص وسایلی است که هر روز تبلیغ می شود از لوازم آشپزخانه ای که بعد از چند بار استفاده به آرشیو لوازم غیر قابل استفاده می پیوندد تا لوازم آرایشی و بهداشتی که بر خلاف بروشور های پر طمطراقشان بی تاثیرند .

فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان

را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.

 

منبع : جهان نیوز




نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:44 AM 

 

تاثیر زنان درنحوه مصرف خانواده

زنان نقش اصلی را در مدیریت اقتصاد خانواده دارند

زن

زنان در مدیریت و برنامه‌ریزی الگوهای مصرفی در خانواده نقش اصلی را دارند و در جوامع سنتی این نقش در مسیر قناعت در خانواده پر رنگ تر بود.

محمدرضا زیبایی‌نژاد(مسئول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)، در نشست تخصصی زن،‌ اقتصاد و خانواده بابیان اینكه مهمترین بخش در مقوله اقتصاد و خانواده،‌ پرداختن به مقوله مصرف و اصلاح الگوی مصرف در خانواده است،‌ گفت: برخی از كارشناسان مصرف را كلید تحلیل خانواده بیان می‌كنند چرا كه هرگونه تغییر در اصلاح الگوی مصرف می‌تواند بر رفتارهای افراد در خانواده تأثیر بگذارد.

برخی از كارشناسان مصرف را كلید فهم تحولات اجتماعی بیان می‌كنند چرا كه بر این اساس واقعیت خانواده را بهتر می‌توان شناخت. با توجه به اینكه سطح زندگی افراد در جامعه دچار تغییرات اساسی است نگاه امروز به اقتصاد در جامعه نگاهی وسیع و گسترده‌ای است.

وی به تفاوت ویژگی‌های مصرف در عصر جدید با جوامع سنتی اشاره كرد و گفت: در قدیم مصرف صرفاً یك رفتار اقتصادی بیان می‌شد به طوری كه افراد غنی به لحاظ درآمد بالا،‌ از كالاهای بیشتری هم مصرف می‌كردند حال آنكه امروزه مصرف وسیله‌ای شده كه افراد شخصیت خود را با آن به دیگران نشان دهند در واقع مصرف به یك رفتار اجتماعی تبدیل شده است.

در دنیای امروز افراد به دنبال این هستند كه با مصرف بیشتر خود را در سطح افراد غنی و ثروتمند نشان دهند نه اینكه بر اساس میزان درآمد یا دارایی شان به مصرف رو آورند.

در جوامع كنونی با وجود شبكه‌های تبلیغاتی، شبكه‌های عظیم بانكی همچنین فروشگاه‌های زنجیره‌ای مصرف به یك مقوله ساده تبدیل شده است.

خرید كالاهای قسطی همچنین استفاده از كارت‌های اعتباری برای اینكه فرد هر زمان كه بخواهد به پول دسترسی داشته باشد از عوامل ترویج مصرف‌گرایی است.

 تكثر و تنوع،‌ ویژگی مصرف در عصر جدید است همچنین روی آوردن به كالاهای كم دوام و ارزان یكی دیگر از ویژگی‌های كالاهای مصرفی در عصر جدید است.

 امروزه مصرف دارای بعد سیاسی هم شده است چراكه برخی نظام‌های سرمایه‌داری برای وابسته كردن اقتصاد كشورهای دیگر به خودشان با واردات بیشتر كالاهای مصرفی به كشورهای پرجمعیت به دنبال وابسته كردن این كشورها به خود هستند.

پول

وی به جایگاه زن در مصرف و مصرف‌گرایی اشاره كرد و گفت: باتوجه به جایگاهی كه زن در خانواده به عنوان مادر و فردی كه در انتقال ارزشهای اخلاقی به نسل بعد مؤثر است می‌تواند در اصلاح الگوی مصرف نقش بسیار مهم داشته باشد.

اگر در خانواده‌ای مصرف و استفاده از كالاهای مصرفی توسط مادر خانواده مدیریت نشود اقتصاد خانواده دچار مشكل می‌شود.

 

 

همان طور كه نقش زن در جامعه سنتی در قناعت بسیار چشمگیر بوده است،‌ در جوامع مدرن هم در گرایش یاعدم گرایش افراد خانواده به مصرف گرایی بسیار مؤثر است.

 زن با استفاده از جایگاه ویژه‌ای كه از لحاظ احساسات و عواطف در خانواده دارد نیز می‌تواند بر روی الگوی مصرف و نظام اقتصادی خانواده تأثیر مستقیم داشته باشد.

وی یكی از دلایل عمده جوامع كنونی به مصرف‌گرایی را وقت و ارزش‌دادن افراد برای خرید در زندگی بیان كرد و گفت: وقت و انرژی كه امروزه افراد برای خرید صرف می‌كنند از نكات مهمی در گرایش به مصرف‌گرایی است.

اگر مصرف كردن به عنوان یك الگوی رفتاری برای انسان به امری عادی تبدیل شود ممكن است در اخلاق جنسی وی هم تأثیر بگذارد.  همان طور كه فرد برای ارضای احساسات مصرف گرایانه خود دائم به دنبال خرید است برای ارضای تمایلات نفسانی خود بر همین اساس عمل می‌كند.

وی ابراز داشت: مقوله مصرف امروزه تحت سیطره نظام سرمایه داری شكل گرفته است و هر قدر انتظارات افراد از زندگی بیشتر باشد،‌ رضایتمندی افراد از زندگی كمتر می‌شود.

 

منبع : فارس





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:41 AM 

 

اصلاح الگوي مصرف در ازدواج!؟

زندگي هايي که عمرشان بيشتر است

ازدواج

زمان هاي قديم البته نه چندان دور،حدود بيست سي سال گذشته رسم و رسومات جشن عروسي و ازدواج با کمترين هزينه و به دور از چشم و هم چشمي هاي آشنا و فاميل برگزار مي شد اما امروزه برپايي مراسم جشن عروسي و فراهم کردن امکانات اوليه ازدواج به دغدغه اصلي جوانان و خانواده هاي آنان تبديل شده است.

 

جدل براي خريد حلقه تا جشن در بهترين تالار عروسي

از خريد حلقه تا آيينه و شمعدان و لباس عروس و داماد تا تالار عروسي بحث و جدل بين زوجين و خانواده هاي آنان تا حدي است که به گفته کارشناسان امور خانواده اين مسائل در بين زوجين در دوران نامزدي به جدايي منجر مي شود.

گاهي مواقع  زوجين به حدي مسائل مادي و هزينه هاي مراسم عروسي برايشان مهم مي شود که يادشان مي رود براي چه هدفي تصميم به زندگي مشترک گرفتند.

نه تنها معيارهاي ازدواج در حال حاضر تغيير کرده اند بلکه اين تغييرات تمام آيين ها و سنت آغاز يک زندگي مشترک را در برگفته است تا حدي که معيار يک مراسم ساده شب عروسي به مجلل ترين جشن با هزينه هاي ميلياردي تبديل شده است.

با توجه به فرامين مقام معظم رهبري که شعار امسال را اصلاح الگوي مصرف برشمردند بايد جوانان در شرف ازدواج اين شعار را در در آغاز ازدواج خود در نظر بگيرند تا بتوانند بر همين اصل در دوران زندگي مشترک به اهداف بالاتر دست پيدا کنند.

تضمين کننده ازدواج پايدار چيست؟

هر بنايي با پي ريزي محکم آن دوام خواهد داشت و بناي ازدواج با تغيير در الگوهاي مصرف به خصوص در دوران نامزدي و خريد عروسي و فرهنگ درست خريد کردن در بين زوج ها دوام زندگي مشترک را مستحکم تر و تضميني براي روزهاي سخت خواهد بود.

مهيا کردن شرايط ازدواج و مراسم عروسي بايد با تغيير فرهنگ غلطي که در دو سه سال گذشته در بين زوجين و خانواده ها با چشم و هم چشمي رواج يافته به فرهنگ صحيح و بر اساس اصلاح الگوي مصرف تبديل شود تا مشكلات اقتصادي ،بالابودن هزينه تهيه جهيزيه، ميزان مهريه ، اجاره و خريد خانه، بالابودن هزينه مراسم عروسي موانع سد راه ازدواج جوانان نشود.

درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود .

ازدواج دانشجويي

 

زندگي هاي با دوام

محسن نامدار کارشناس مسايل خانواده وازدواج در اين باره  گفت: براي آغاز زندگي مشترک يکي از شروط ، داشتن پول براي فراهم کردن يک زندگي متوسط است اما شرط کافي نيست يعني ماديات نمي تواند جز عواملي باشد که تضمين کننده يک زندگي پايدار است ،چه بسا افرادي بودند که با هزينه هاي بسيار بالا ، مجلل ترين مراسم هاي ازدواج را بر پا کردند ولي متاسفانه دوام زندگي شان به چند ماه بيشتر نينجاميد. آمار ها نشان مي دهد که ازدواج هاي آسان و با صرف هزينه هاي معقول پايدارتر از ازدواج هاي پر زرق وبرق است.

 

 

جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج مي دانند

ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج مي دانند." و به گفته آنان بيش از 70 درصد مشكلات جوانان براي ازدواج مربوط به مسائل اقتصادي است و همچنين عدم گرايش بسياري از افراد در جامعه به امر ازدواج ،‌ الگوبرداري از فرهنگ غرب در برگزاري مراسم ازدواج است. اما با چرخاندن زاويه ديد به مسئله ازدواج و فراهم کردن امکانات و شرايط مراسم ساده جشن و خريد عروسي باعث رواج الگوي صحيح در بين جوانان خواهد شد .

 

ازدواج به دور از افراط و تفريط

اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيري‏ها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به مهيا کردن شرايط ازدواج بينديشند ،ديگر خبري از افزايش سن ازدواج و ترس از ازدواج به دليل مشکلات اقتصادي در ميان جوانان نيست!

البته جوانان بايد از زندگي پدر و مادرها درس بگيرند که زندگي ساده ولي با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفريط، توانسته اند يک زندگي خوب داشته باشند.

 

منبع : برنا





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:32 AM 

 

برق و اصلاح الگوي مصرف

برق

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

يكي از بخش‌هايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق كشور، بعنوان يكي از پرهزينه‌ترين و فراگير‌ترين بخش انرژي كشور است.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

دريك مديريت نسبتاً مناسب، درصد تلفات نبايستي در كل شبكه بيش‌از 10 درصد باشد. از اين نمونه در كشور ما نيز ديده مي‌شود بطوريكه در استان اصفهان تلفات حدود 8.5 درصد بوده است و در استان سيستان و بلوچستان كه در سال‌هاي قبل از وضع بسيار نا‌مطلوبي برخوردار بود، در سال 1386 با يك مديريت صحيح، تلفات به زير 10 درصد رسيد در حاليكه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در شهر اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در سال 1386تلفات 23.53 درصدي را نشان مي‌داد.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

حال اگر اين مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ زماني نمي‌شود تلفات را در شبكه صفر كرد و طبيعت بالاخره مقاومت را در جاي‌جاي شبكه قرار داده است و درصدي از تلفات كه بستگي به عوامل متعدد دارد بديهي است) از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (در سال 1386) حداقل 27.6 ميليارد كيلووات ساعت بدون مصرف هرگونه انرژي پايه (گاز طبيعي گازوئيل يا مازوت) و يا ايجاد نيروگاه جديد و سرمايه‌گذاري براي آن، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه نياز به صرف هزينه‌هاي مناسب خود دارد كه لازم است به آن توجه شود ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 27.6 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (13.53 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر21.335ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه (به‌خصوص شبكه توزيع) مستهلك خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات نياز به زمان منطقي خودش را دارد زيرا در سال‌‌‌‌‌هاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكان‌پذير خواهد بود.

صرفه‌جويي ديگري كه از محل حذف بخش فوق‌الذكر از تلفات براي كشور حاصل مي‌شود عدم نياز به تأسيس حدود 7100 مگاوات نيروگاه جديد براي جبران اين تلفات است و تلفات توسعه جديد است كه با محاسبه حدود 650 دلار نياز سرمايه براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، ملاحظه مي‌شود كه كشور نيازبه سرمايه‌گذاري بيش از 4.6 ميليارد دلار خواهد داشت.

توجه داشته باشيم كه اگر برآورد‌هاي اين بخش بر اساس محاسبات توان متناظر انجام شود مقدار آن بيش از 7400 مگاوات خواهد شد كه به‌دليل بحث فوق تخصصي طراحي نيروگاه‌ها به ادبيات ساده فوق بسنده كرده‌ايم سومين موردي كه حاصل مي‌شود، صرفه جويي در مصرف حدود 6.9 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) در سال است كه روزانه به‌طور متوسط حدود 18.9 ميليون متر مكعب خواهد بود، يعني بدون مصرف اين مقدار سرمايه طبيعي كشور، برقي كه در شبكه از بين مي‌رود قابل فروش خواهد شد. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي براساس قيمتي كه هدف دولت براي افزايش قيمت گاز براساس نفت‌خام48.5 دلاري بود (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول مي‌گردد.

با اين حساب ملاحظه مي‌شود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد و توسط متخصصين توانمند ايراني براحتي قابل اجراست) در مجمع سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايه‌گذاري بالع بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند. بايد توجه داشت كه با ملحوظ نمودن طبيعت ايران و نقش دما و رطوبت هوا و ارتفاع منطقه‌اي كه نيروگاه در آن نصب شده است، براي آنها راندمان‌هاي متفاوتي متصور است ولي در مجموع بايد راندمان نيروگاه‌هاي كشور حداقل به‌طور متوسط 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مهم است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 37.8 موجود و 46 درصد مورد انتظار) كه براي افزايش 8.2 درصد راندمان آنها نياز به سرمايه‌گذاري است، باتوجه به اينكه اين نيروگاه‌ها از نوع نيروگاه‌‌هاي حرارتي است لذا مي‌توان به اين نكته دقت كرد كه اگر ظرفيت نيروگاه‌هاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم افزايش راندمان 8.2 درصد متوسط آنها، ظرفيت آنها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.

بهره‌اي كه از اين افزايش راندمان حاصل مي‌شود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد (گازوئيل يا مازوت) - (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه ها) حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع حاصل مي‌شود كه صرفه‌جويي سالانه حدود 3.75 ميليارد متر مكعب (روزانه به‌طور متوسط بيش‌از 10.27 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال خواهد داشت.

البته براي اصلاح اين نيروگاه‌ها كه اكثراً لازمه آن نصب سيكل تركيبي نيروگاه‌هاي گازي موجود است، نياز به حدود 2.3 ميليارد دلاراست كه بايد تأمين گردد و منافع آن فقط در بخش صرفه‌جويي در مصرف سوخت نيروگاهي آن‌قدر خواهد بود كه هزينه مذكور حداكثر 5 ساله مستهلك خواهد شد.

دومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم بود به آن بپردازد، اعمال روش‌هاي فني براي مديريت بار در شبكه است.كه از آن جمله- تراشيدن اوج (peak sharing) است بدين‌معني كه با اعمال روش‌هاي مختلف مي‌توان كاري كرد كه تا حد امكان از

برق

ساعات پيك مصرف كاست. مي‌دانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق به‌قدري افزايش مي‌يابد كه احتمالاً دستگاه اجرايي، علي‌رغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمان‌بندي شده، مي‌شود و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروها‌ي زحمت‌كش آن بخش، در نگراني و التهاب به‌سر مي‌برند حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاه‌ها انجام دهد بايد ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري براي ايجاد نيروگاه‌هايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي نداشته باشد.

دركشورهاي مختلف دنيا براي حل اين معضل، سياست‌هاي مختلفي را اعمال مي‌كنند كه هر يك به نوبه خود در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است از آن جمله، فروش براساس شدت جريان، (آمپر) يا تدوين تعرفه‌هاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و .... اشاره كرد.

يكي از اين روش‌ها در بند (ب) تبصره(44) قوانين بودجه سال‌هاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.

در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشائي بوده است مي‌گويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دست از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آنها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه مي‌باشد كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن در ديگر ساعات را طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد».

سه سال درقوانين بودجه اين تكليف براي وزارت نيرو تعريف شد ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت زيرا ظاهراً قانون‌گذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد.

اما اگر اين سياست اجرا شده بود و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت) اعمال مي‌شد و پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول در راستاي تامين آسايش ساكنين مناطق گرمسيري (در ماه‌هاي گرم سال) نيز اجرا مي‌شد، با تعيين تعرفه‌هاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف‌، مي‌شد امروز به بار شبكه مديريت كرد و از سرمايه‌گذاري بي‌مورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.

 امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند

مردم ما حق دارند كه از همه امكانات رفاهي مصرف‌كنندهٌ انرژي استفاده كنند و صحيح نيست كه همواره آنها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبول كه ناشي از مصرف بالاي تجهيزات ساخت داخل (يخچال، فريز، ماشين رختشويي،

برق

اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس به‌حساب مي‌آيد مثل ماشين ظرفشويي) نيز است، تدوين‌كرد. امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند.

محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي كه نه در بضاعت اينجانب است و نه يك مقاله جاي ‌آنرا دارد (كه تا اينجا هم بحث به درازا كشيده ) ولي به‌طور كلي مي‌شود انتظار داشت كه با روش هاي متنوع و منطقي نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد كه در صورتيكه براساس هزينه‌هاي ايجاد نيروگاه‌هاي سيكل تركيبي محاسبات مالي انجام شود به نظر مي‌آيد بتوان حدود1.3 تا 1.6 ميليارد دلار از سرمايه‌گذاري مازاد اجتناب كرد.

و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه كند، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي است و به تبع آن منطقي كردن تشكيلات سازماني و عريض و طويل وزارتخانه و شركت‌هاي تابعه‌ است.

به‌طور خلاصه بايد اذعان كرد كه منحصراً مصرف‌كنندگان نيستند كه بايستي رعايت الگوي‌مصرف را بنمايند (گرچه اين مورد هم از اهميت كافي برخوردار است) بلكه توليدگنندگان لوازم وتجهيزات و سرويس‌دهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و فقط استفاده از اهرم قيمت نمي‌تواند به تنهايي كارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه رسيدن به نقطه تعادل نياز به فرهنگ‌سازي دارد كه به‌عنوان يك اصل نبايد فراموش شود.

منبع:فارس





نگاشته شده توسط امير گروسی دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 11:20 AM 

حکايت اره نجار

اصلاح مصرف يا اصلاح الگوي مصرف؟

تاريخ بشري در ملل گوناگون داراي نقاط درخشنده و برجسته اي است كه مبناي ايجاد آن عموما يك حركت جمعي براساس رهنمود يك حكيم دانشمند، سياستمدار تيزهوش و يا حاكم خردمند بوده است، موضوع الگوي مصرف مي تواند يكي از اين نوع تصميمات در هر ملتي باشد .

تصميماتي كه براي جهش در مسير رشد عمومي كشور حياتي است و ضرورتا بايد از نگاه جزئي و يا گروهي بدان به شدت پرهيز كرد .

با توجه به اهميت اين موضوع و درسالي كه ازسوي رهبر فرزانه انقلاب بدين نام، نامگذاري شده است، به چند نكته دراين رابطه اشاره مي شود. اميد است كه مورد عنايت اهل انديشه و دورانديشي قرارگيرد .

مسئله استفاده بهينه از منابع يكي از اساسي ترين ستونهاي اقتصادي و فرهنگي جامعه ايده آل اسلامي است. البته اين مهم از يك نگاه جامع و عميق به مولفه هاي اساسي اين دين الهي حاصل خواهدشد و لذا اصلاح الگوي مصرف يك گام بلند در جهت اسلامي ترشدن جامعه و دستيابي به جامعه اي واجد حد بالايي از رفاه، رضايت عمومي، پيشرفت و عدالت مي باشد .

اصلاح الگوي مصرف را نبايد به معناي رياضت اقتصادي يا صرفا صرفه جويي تفسير و تعبير كرد . زيرا تجربه بشري نشان دهنده اين واقعيت است كه در جوامعي كه نقشه صحيحي براي مصرف تدوين و عملياتي شده است سطح رفاه عمومي بسيار بالاتر از سايرين مي باشد. بنابراين هدف از اين سياست تامين رفاه بيشتر با مصرف كمتر منابع اساسي كه اغلب تجديدناپذير نيز مي باشند، است. به عنوان مثال استفاده از لامپ هايي با مصرف كمتر و قدرت روشنايي بخشي بيشتر، اصلاح سيستم هاي سوخت رساني خودروها، تعويض شبكه هاي فرسوده انتقال آب يا انرژي درشهرها و داخل منازل، دورنريختن اضافي غذاها بويژه در ميهماني هاي بزرگ، اصلاح روش هاي آبياري كشاورزي و برداشت محصولات؛ اصلاح مهندسي و مصالح ساختمانها و بسياري فعاليتهاي از اين قبيل عموما ممكن است چه رياضت يا سختي را براي افراد جامعه ايجاد كنند؟

مشهور است نجاري در حالي كه عرق ريزان با اره كند مشغول بريدن درخت تنومندي بود، دانايي به او گفت: اي نجار! اره ات را تيز كن. اما نجار در پاسخ گفت: كارم عقب افتاده و فرصت اين كار را ندارم !

مسئله صرفه جويي شايد جزء توابع اصلاح الگوي مصرف باشد ولي هرگز معادل دقيق آن نيست زيرا اساساً صرفه جويي مي بايست براساس يك الگوي مصرف تعريف شود تا با كمك آن و براساس الگوي مصرف به سوي وضعيت ايده آل حركت كرد و عملا طراحي الگوي مصرف يك گام قبل از صرفه جويي قرار دارد. صرفه جويي بدون تدوين يك الگوي مناسب مصرف، حتي ممكن است آسيب آفرين باشد به عنوان نمونه ممكن است براي كاهش و صرفه جويي هزينه ساختمان از پنجره هاي معمولي استفاده شود ولي يك الگوي مصرف صحيح ايجاب مي كند حتي در صورت هزينه بالاتر از پنجره هاي دوجداره با عايق بندي مناسب در ديوارها استفاده شود .

همانطور كه اشاره شد رعايت الگوي مصرف هميشه كمتر هزينه كردن نيست و اين موضوع مي تواند پاشنه آشيل اين سياست باشد. لذا لازم است تا در تدوين روندهاي الگوهاي مصرف از كارشناسان خبره و اهل فن بهره گيري شود و از برخي كارهاي گزارشي، نمايشي يا غيراصولي به شدت پرهيز شود و مي بايست به اين نكته توجه كرد كه جريان اصلاح الگوي مصرف بيشتر بر طراحي مدل ها و روندهاي جديد استوار است تا امور سلبي و دستوري و ممنوعيت و محروميت، به هرحال عدم دقت كافي دراين مهم خيلي ممكن است شيريني و سودمندي عظيم اين سياست هوشمندانه را به تلخي برخوردهاي غيرعلمي و فني عوامل اجرايي حتي دست چندم بدل نمايد .

مشهور است نجاري در حالي كه عرق ريزان با اره كند مشغول بريدن درخت تنومندي بود، دانايي به او گفت: اي نجار! اره ات را تيز كن. اما نجار در پاسخ گفت: كارم عقب افتاده و فرصت اين كار را ندارم !

سياست اصلاح الگوي مصرف صرفا يك موضوع اقتصادي نيست بلكه هم فرهنگ در آن موثر و هم آن در فرهنگ جامعه موثر است. بايد دقت كرد كه در « اصلاح الگوي مصرف » كه با « اصلاح مصرف » تفاوت دارد- سخن از تدوين يك الگو و نقشه اي است كه اگر مصرف جامعه براساس آن الگوي ساماندهي شود، جامعه به همان ميزان مصرف نسبت به حالت قبل از سطح ثروت و رفاه چند برابري برخوردار شود، بنابراين بايد دستگاههاي فرهنگي وظايف خود را با شناخت كافي از جوانب انجام دهند .

در پايان تاكيد مي شود كه سياست اصلاح الگوي مصرف را بايد درست فهميد، درست مديريت كرد، درست اجرا و پياده سازي نمود تا جامعه از ثمرات بسيار شيرين آن بهره مند شود و همچنين بايد دقت كرد يك سياست رياضتي نيست كه برخي مديران بخواهند عدم توان طراحي و نوآوري خود را درپوشش اجراي نمايشي اين سياست با تحميل نوعي فشار يا كاهش رفاه عمومي دربخش هاي مختلف به جامعه يا دستگاهها پنهان دارند. هدف يافتن راههاي افزايش رفاه و كارآمدي با مصرف منابع كمتر است. بايد همه با هر سليقه و عقيده اي دست به دست هم دهيم تا آينده اين كشور را در طليعه دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت بسازيم .

منبع: کيهان

 





نگاشته شده توسط امير گروسی یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 2:24 PM 

مصرف گرايي

پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.

در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.

امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند:

«الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»

«آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:

ولا تسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.

بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.

در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:

«پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)

امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:

حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد. (3)

بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.

نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي

1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد. (4)

در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:

اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. (5)

در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش. (6)

ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.

2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد. (7)

در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد. (8)

بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود. الف) محروميت از دوستي خدا

خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لا يحب المسرفين»

«خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.

قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:

«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»

«پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»

ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.

خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:

«... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»

«اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد». (9)

3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

الف) افزايش واردات

اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.

ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي

در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.

راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”. بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.
 
فرهنگ سازي

1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.

مديريت قوي

2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟

طراحي ساز وكار

3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.

جلب مشاركت مردم

4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.

5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.

6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف

7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري

8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.

9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور

10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني

11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.

پي نوشت ها:

1- تفسير الميزان، جلد 7، ص. 364

2- امام علي(ع) و اقتصاد اسلامي، ص. 121

3- صحيفه نور، جلد 19، ص. 224

4- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 24

5- صحيفه نور، جلد 19، ص. 204

6- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 43

7- همان، ص 74

8- همان، ص. 56

9- آسيب شناسي رفتاري انسان از ديدگاه قرآن

منبع : روزنامه ـ کيهان






  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3