سرباز سایبری حرم
آزادی امروز را مدیون شهداییم.
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
  • اسفند 1393
  • شهریور 1392
  • مهر 1392
    چهارشنبه 10 مهر 1392 

    جانباز موجی

    سلامتی اون همسر جانباز موجی‌ای که بهش گفتن: چرا هر بار وایمیسی و از شوهرت ... کتک میخوری ؟

    گفت : اگر خودمو نندازم جلو ، شروع می‌کنه خودش رو می‌زنه ،

    آنقدر می‌زنه تا داغون شه ،
    آخه موجیه دست خودش نیست
    .

    تقدیم به:( حاج قاسم و یاران )



    ادامه مطلب


     

    چهارشنبه 10 مهر 1392 

    پوتین رزمنده

    گردان پشت میدون مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتین هایش را به یكی از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!... پابرهنه رفت!... راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»

    تقدیم به:( حاج قاسم و یاران )

     


     



    ادامه مطلب


     


    فرار در نماز جماعت

    در عملیات والفجر ۲، یه پیش‌نمازی داشتیم به نام حاج‌آقای جمکرانی بود، این همراه گردان از گیلان‌غرب که ما اعزام شدیم توی منطقه عملیاتی حاج‌عمران – پیرانشهر داخل خاک عراق، این روحانی با ما بود و آدم بسیار با سواد، خوب، شجاع و دلیر. فرماندهان گردان ما، اسم گردان رو علی ابن جعفر گذاشتن و خیلی هاشون تو. همین گلزار شهدای علی‌ابن جعفر دفن شدند بعد از اون حرکتی که روی اون قله های سربه فلک کشیده خاک عراق و کوهستانها از خودشون نشون دادن....



    ادامه مطلب


     

    سه شنبه 9 مهر 1392 


    کرامت امامزاده

    وقتی ما فاو را گرفتیم دشمن یک تحرکی که داد مهران را گرفت، امام گفت: مهران باید آزاد بشه. بنده نبودم ولی نقل می کنم از تقی عابدی، میگفت: ما مهران را آزاد کردیم و اومدیم جلوی دشمن، حرکات دشمن را دفع کنیم، گفت آتیش شروع شد و نیروها تعدادی به شهادت رسیدن، عده ای هم مجروح شدن، تو خط فاصله نیروها با هم زیاد شده‌بود. میگفت:...



    ادامه مطلب


     

    سه شنبه 9 مهر 1392 

    اخراجی گردان

    والله به حضرت عباس علیه السلام اینها را به تاریخ نمیشه نوشت، با قلم نمی‌شه شجاعت بعضی از این بچه ها رو بیاری. یکی بود به نام مهدی یتیم‌لو، اصفهانی الاصل بود، بچه اصفهان بود ولی از قم با ما اعزام شده بود. این از همونهایی بود که می خواستن از گردان اخراجش کنند و بچه تُخْسی بود. رفته بود در پادگان ارتش، سیمهای راپل که برای آموزش دافوس و اینها هست، این می رفت روی این سیمها...



    ادامه مطلب


     

    شهدا، داوطلبان شهادت

    خدا امام را رحمت کنه، گفت: این جنگ ما را تاریخ بعد ها می فهمه، این مظلومیت جنگ ما بعدها دنیا می فهمه که چه خبر بوده، جنگ ما واقعاً هم حالا همینجور شد، شهدا کار خودشون رو کردند، حالا ما باید چکاره باشیم؟ ما پیغمبر صلوات الله علیه را ندیدیم، امام حسین علیه السلام را ندیدیم، ولی یک سیدی از پاره تن پیغمبر صلوات الله علیه را این بچه ها دیدند، تو همین عملیات بستان می گفتند:...



    ادامه مطلب


     

    فیلتر ماسک در حمله شیمیایی

    چهار روزی توی اون خط بودیم، روز چهارم، گردان سیدالشهدا علیه السلام می خواست خط رو از ما تحویل بگیره، گردانی که ۴ شب نخوابیدیم، از آتیش دشمن و… .
    ما توی کانال عراقی‌ها بودیم و از اونجایی که گِرای سنگرهاش رو داشت، سه راهی مرگ می‌گفتند و اونجا معروف بود. من یادم نمیره، این جمله لاحول و لا قوه الا بالله که ۷ مرتبه می گَند بخونید برای...



    ادامه مطلب


     

    روحیه دادن به سرباز زخمی

    بعد از عملیات کربلای ۸ ما جز گردان حضرت معصومه بودیم، ۴ شب تو خط عراق، تو کانال دوئیجی بودیم، یه جائی هم بود به نام سه راهی مرگ معروف بود، شبی که من وارد شدم ساعت حدود ۲ نصف شب بود، صبح شد ما اومدیم دوشکا و خمپاره¬ها و قناصه-هامون رو مستقر بکنیم،...



    ادامه مطلب


     

    شهدای اینجا دیگر تشنه نیستند

    یکشنبه 9 آبان 1389 ساعت 02:28 ب.ظ

    اذن دخول سرزمین فکه ، تشنگی است. 

    فکه یادآور نام چهار عملیات است : والفجر مقدماتی (بهمن 61) ؛ والفجر یک (فروردین 62) ؛ ظفر چهار (تیر63)؛ و عاشورای سه (مرداد63) . فکه روایت سر زمینی است که رمل‌ های آن پیکر خونین بسیاری از عزیزان این سرزمین را کفن کرده است .

    فکه

    این روایت ، ساده و مختصری است از منطقه فکه که احتمالا یا رفته‌ای یا قرار است بروی و ببینی ؛ اما من می‌خواهم روایت دومی را هم از فکه بیان کنم روایتی که این‌قدر مختصر نباشد و گوشه ‌ای از حقایق را به تصویر بکشد.

    بسیجی‌ها هشت تا چهارده کیلومتر را در حالی با پای پیاده از میان رمل‌ ها و ماسه ‌های روان فکه گذشتند که وزن تقریبی تجهیزاتی که همراه داشتند دوازده کیلو بود؛ تازه بعضی ‌ها هم مجبور بودند قطعات چهل کیلویی پل را نیز حمل کنند. این پل ‌ها قرار بود روی کانال ‌ها تعبیه شود تا عبور رزمندگان به مشکل فوگاز برنخورد. تا همین جا را داشته باش تا برسیم سر موانع ، اصلا عملیات والفجر مقدماتی را به خاطر همین می‌گفتند عملیات موانع . هدف بسیجی‌ ها خط دشمن بود . مجموعه‌ای از کانال‌ها ، سیم‌خاردارها و میدان مین ‌ها که گاهی عمق آن به چهار کیلومتر می‌رسید ، بچه ‌ها یکی را که رد می‌کردند به دیگری می‌ رسیدند. موانع معروف فکه هنوز زبانزد نیرو های عملیاتی است ؛ کانال ‌هایی به عرض سه تا نه متر و عمق دو تا سه متر و پر از سیم‌خاردار ، مین والمر و بشکه ‌های پر از مواد آتش ‌زا. ...

     



    ادامه مطلب


     

    به مناسبت انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر حاشیه‌ کتاب «نورالدین پسر ایران»
    جانبازی ۷۰درصد با هشتادماه حضور در جبهه که می‌گوید کاری برای جنگ نکرده است.

    خبرگزاری فارس: سال 1373 یک شب خواب دیدم آقای خامنه‌ای ورقه‌هایی در دست دارد می‌خواند و گریه می‌کند. من هم در آن اتاق بودم. کسی گفت این‌ها خاطرات یک جانباز 70 درصد است که 80 ماه در جبهه‌ها بوده و باز می‌گوید که در مورد جنگ کاری نکرده‌ام

    خبرگزاری فارس: جانبازی ۷۰درصد با هشتادماه حضور در جبهه که می‌گوید کاری برای جنگ نکرده است
    ...

     



    ادامه مطلب


     




    ( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


 
 
بالاي صفحه