... وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
پژوهشگر ، از احفاد حضرت سید الشهداء امام حسین (ع) و پایبند به مرام آزادگی ، ستمستیزی و پایداری آن مدافع بزرگ « حق » و سرور آزادگان جهان است . روحانیزاده ، متولد 1324 شهر یزد ، قریب به هفتاد سال هزاران بار شخصا" در مراسم مورد نظر شرکت داشته ؛ حتی در تحصیلات دوره دکتری خود در مردم شناسی در فرانسه همیشه و در همه حال متوجه حرمت شهادت یزرگان اسلام و پاسداری خون ایشان بوده است
نویسنده
علیرضا آیت اللهی .
آماروبلاگ
کل بازدید : 74691
تعداد نظرات : 45 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 2 آبان 1393  عدد
تعداد کل پست ها : 94
آخرین بروز رسانی : شنبه 5 آبان 1397 
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
 
امربه معروف و نهی از منکر .
 
به عقیده معتزله : برهرشخص مسلمانی « واجب » است که کسی را که از امر خدای یگانه سر پیچی کرده است ، چه کافر باشد و چه مسلمانِ فاسق ، به هر وسیله و ترتیبی که مبتنی بر عقل ببیند به راه راست هدایت کند و در صورت لزوم حتی فرد کافر را بکشد .
منتهی :
اولا" : امر به معروف و نهی از منکر » یک واجب کفائی است و اگر دیگری آن را انجام می دهد از عهده ی ما ساقط می شود . 
ثانیا" : فقط بنا بر احساس و تمایل شخصی نبوده عقل و منطق در آن رعایت شود ؛ پس :
ثالثا" آمر به معروف و ناهی به منکر میبایست بر کاری که می کند ، علاوه بر کاربرد عقل خود ، کاملا" آگاه باشد ( آموزش های لازم را دیده باشد ) ؛ و اصولا" اساس این عمل وی بر استدلالی کافی باشد .
رابعا" پس از آگاهی دادن که وظیفه هر مسلمانی است صدور حکم و اجرای آن بر عهده وی نیست و هرکسی مسؤول اعمال خود است و خداوند افعال بندگان را به خودشان واگذاشته است .
و.... چنان شرایطی بود که به امر به معروف و نهی از منکر نظام می داد تا جامعه را به میدان منازعات شخصی بنام دین و به بهانه ی عمل به وظیفه دینی دین تدیل نکند؛ و به هرج و مرج نکشاند ؛ و مهم تر از همه اینکه :
رابعا" : در مواردی مهم چون قتال و قصاص نیاز به نظر مجتهد است تا حکم بر قصاص یا جهاد بدهد .
از جمله در باره چنین شرایطی بود که معتزله با دیگران به مناظره می پرداختند و باز از جمله به دلیل همین مناظرات بود که به متکلمین مشهور شدند .
معتزله به حدی امر به معروف و نهی از منکر را واجب می شمردند که در راه آن ، منتهی مشروط به تعقل و آگاهی لازم ، دست به تبلیغاتی وسیع زده مبلغانی به اقصی نقاط جهان آن روز اعزام می داشتند . شاید اصل ، قبل از هر چیز ، بر آن بوده است که هر فرد مسلمانی به منظور مقاومت در برابر خدعه و فریب های غیر مسلمانان و در خطر افتادن اسلام ، ذهنیت کافی ، علمی و منطقی برای مقابله با آنان را داشته باشد .
در خصوص آگاهی دادن به مردم ، امر به معروف و نهی از منکر حتی در امور ظاهرا" غیر اسلامی را نیز واجب می شمردند . 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، پنج شنبه 29 آبان 1393 1:42 PM | نظرات (2)
 
فلسفه اسلامی - شیعی - حسینی - عاشورائی
 
معتزله
 
معتزله گروهی بودند که از اواخر قرن اوٌل تا اواخر قرن پنجم ه . قمری در راه خرد گرائی ، آزاد اندیشی و ورود علم و فلسفه به دنیای اسلام که به تشکیل مذهب شیعه دوازده امامی و عزاداری های عاشورا ئی و... انجامید ، و قبل از هر چیز به دو اصل توحید و عدل و مجموعا" به پنج اصل معتقد بودند :
- توحید
- عدل
- وعد و وعید
- المنزلة بین المنزلتین
- امر به معروف و نهی از منکر
توحید
در مورد توحید معتقد بودند که خداوند قابل رؤیت نیست که چون یک جسم در باره وی بحث و گفتگو شود . وی ذاتا" قادر ، عالم ، حیٌ و سمیع است .
عدل
در عدل ، معتقد بودند که  انسان در اعمالی که انجام می دهد دارای « اختیار » است و نه اینکه مجبور بوده هیچ چیز به اراده ی خودش نباشد .  اگر خداوند انسان را گاملا" بی اختیار در اعمال خود ، و « مجبور » در هرکاری که انجام می دهد ، آفریده بود به دور از عدل بود که انسان های مجبور به گناه را به دوزخ ببرد ؛ حال آنکه خداوند عادل است و چنین سرنوشتی را برای بشری که خود به کاری مجبور کرده باشد تعیین نمی کند ؛ و اصولا" انسان رابه هیچ کاری وادار و مجبور نمی کند .
وعد و وعید 
 خداوند صادق است ؛ و  به وعده هائی که ( در قرآن کریم ) به بشر داده است عمل می کند ؛ کسانی که ثواب کرده باشند را پاداش خیر و بهشت می دهد ؛ و کسانی که گناه کرده باشند را  به سزای اعمالشان می رساند و به جهنم می فرستد اگرچه  فقط کسانی را نهایتا" به جهنم می فرستد که گناه کبیره مرتکب شده باشند ؛ و آنهم در صورتی که در این دنیا توبه نکرده باشند .
المنزلة بین منزلتین
تکفیر کردن دیگران امری کاملا" غلط است  : کسی که گناه کبیره مرتکب شده است درست است که مؤمن نیست ، امٌا کافر و مشرک و محکوم به عذاب و جهنم ابدی هم نیست . بلکه « فاسق » است و بین این دو قرار دارد ؛ به خصوص که اعتقادش به خدای یگانه ( توحید ) را از دست نداده است ؛ و بد مطلق نبوده صفاتی نیکو نیز دارد . 
( ادامه دارد )

 



نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 28 آبان 1393 9:22 PM | نظرات (3)
 
فلسفه  ی حسینی
 
قریب به سال 100 هجری قمری مهمترین مسئله ای که در تفکر و بنابراین در فلسفه اسلامی یا حکمت پدیدار شد این بود که آیا انسان اختیار اعمال خود را دارد یا خیر ؟ . بنابر این دو گروه پدیدار آمدند :
گروه مجبٌره یا اشاعره ؛ یا « جبر » گرایان ؛ معتقد بودند که انسان اختیار دار اعمال خود نیست « اعمالی که خداوند خواسته است از او سر می زند » (1) .
گروه قدریٌه ؛ معتقد بودند که انسان در کارهایش آزاد و مختار ، یعنی « اختیار » دار است ؛ و خداوند افعال و اعمال بندگان را به خود ایشان واگذاشته ؛ و نمی توان گفت که هر خیر یا شرٌی که اتفاق می افتد مشیٌت و مقدر محض الهی است ؛ و انسان در آن کوچکترین نقشی ندارد .
حسن بصری ، رئیس حوزه قدریٌه ، معتقد بود که گناهکاردر اسلام از کافر هم بدتر و در واقع « منافق » بوده و فقط لایق آتش دوزخ است ؛ چرا که کافر با صراحت و صداقت کفر می کند حال آنکه منافق تحت لوای اسلام ، مرتکب گناه می شود و این دوروئی و ریا کاری به هیچ وجه قابل بخشش نیست .
معتزله با اعتقاد به دوری از سختگیری ، و پیشگیریِ مشی اعتدال و انعطاف ، از قدریٌه منشعب شدند و افکار ، فلسفه یا حکمتی آوردند که در بخشی بسیار مهم از خود ، مورد پسند ایرانیان و شیعیان نیز قرار گرفت و فلسفه کربلا را در این حوزه تفکر هم به صورتی گسترده  بر رسی کرده اند .
حکومت آل بویه ، به ویژه وزیر باتدبیر ، شیعه و و عزادار امام حسین آنها ، یعنی صاحب ابن عباد نیز در ترویج معتزله ، مشهور به متکلمین ، شیعه و نهایتا" عزاداری عاشورائی سهمی به سزا داشته است . در مقابل ، گذشته از چند خلیفه عباسی ، سایر عباسیان بر علیه معتزله و گاه بر علیه مذهب شیعه نیز ، بوده اند .
معتزله در بدو امر و به مقتضای « اصل امر به معروف و نهی از منکر » خود ، گاهی مظالم هیئت حاکم را به آنان گوشزد می کردند، ولی از شورش و قیام خودداری می نمودند .تا در اواخر حکومت هارون الرشید که مغضوب دربار هارون الرشید عباسی قرار گرفتند . امٌا باز در زمان مامون عباسی به فعالیت باز گشتند و تحت حکومت وی و جانشینانش ، به ترتیب معتصم و واثق ، که هرسه گرایشاتی چشمگیر نسبت به ایران و ایرانیان ، و انعطافاتی نسبت به امامان (ع) و شیعیان داشتند ، به فعالیت باز گشتند تا در زمان متوکل عباسی (2) که بحث های کلامی را ممنوع کرد  و از آن زمان با مخالفت عباسیان با بحث های مبتنی بر کلام و عقل مجددا" مجبور به عقب نشینی شدند تا در زمان احمد آل بویه و وزارت صاحب بن عباد که به کمک ایشان دوره ای از رونق را برای « کلام » به وجود آوردند . 
(1) این گروه را در فلسفه و جامعه شناسی ازوپائی و امریکائی « فاتالیست ها » می خوانند؛ یعنی کسانی که در امور سیاسی هم معتقد به مقدٌر الهی هستند ؛ کوچکترین اقدام سیاسی را علیه مقدرات الهی می دانند و قاعدتا" به هیچ قیام و انقلابی نیز معتقد نیستند . 
(2) متوکل عباسی ( 847 - 861 م / 226 - 240 شمسی ) ، پسر هارون الرشید و برادر واثق ، ابزار دست ترکان قرارگرفت ؛ مذهب شافعی اختیار کرد حد یثیان ، به خصوص احمدبن حنبل را گرامی داشت ، حکام معتزلی را برکنار کرد ، به امام علی (ع) توهین می کرد و دستور داد حرم امام حسین (ع) را چنان تخریب کنند که اثری از آن باقی نماند 
 
 

 



نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، دوشنبه 26 آبان 1393 4:02 PM | نظرات (2)
عزاداری عاشورا در آمریکا
 
عزاداری عاشورا در جهان قدیم و جدید
 
از شگفتی ها یا شاید عبرت های تاریخ ، یکی هم این است که اسپانیائی ها که پنج قرن مسلمان بوده اند باز گشته مسیحی شده اند ! یا ترکیه ای ها که طی همان پنج قرن اوائل اسلام مسیحی بوده اند نه تنها مسلمان شده اند ، بلکه ادعای خلافت اسلامی را هم داشته اند . در مصر نیز مقارن حکومت آل بویه در خاور میانه ، فاطمیون بر سریر قدرت بوده شیعه مذهب بوده اند ؛ و در روز عاشورا عزاداری به پا می داشته اند . 
عزاداری امام حسین (ع) نه تنها منحصر به فارسی زبانان نیست بلکه به این نژاد و آن نژاد ، و این قوم یا آن قوم هم محدود نمی شود . امروز ، جغرافیای تشیع ، حسینی بودن و عزاداری برای آن حضرت ، از اندونزی و مالزی گرفته تا نیویورک را در بر می گیرد .
در زمانهای اولیه در برخی از کشور های اسلامی حتی بیش از امروز عزاداری برای امام حسین یا در واقع در مصیبت حق و انحراف اسلام صورت می گرفته است . 
« حاکمان فاطمی مصر نیز با آنکه با ال بویه رقیب بودند از روش آنان در عزاداری پیروی کردند.تقی الدین مقریزی در این باره می‌نویسد که:
در زمان المعزلدین الله به سال ۳۶۳ (قمری) در کشور مصر تمام فاطمیین و شیعه در روز عاشورا در کنار مقبره ام کلثوم و سیده نفیسه اجتماع نموده و به عزاداری پرداختند و مبلغ بی حساب برای اطعام و عزاداری و شربت مخارج نمودند و به سال ۳۹۶ (قمری) در مصر کلیه بازارها را تعطیل عمومی کردند و ابن مأمون در سال ۵۱۵ (قمری) از موقوفات و صدقات کشور مصر روز عاشورا را تعطیل و روز توزیع صدقات قرار داد. » .
 در زمان وزارت افضل بن بدرالدین در مسجد حسینی قاهره حصیر می گستردند ، افضل خود در صدر مجلس جای می گرفت ، قاضی و داعی نیز در طرف دست راست و در طرف دست چپش می نشستند ٍ شاعران مرثسه هائی را که در عزای امام حسین (ع) سروده بودند می خواندند و مردم به نوحه و صیحه می پرداختند . و نوشته اند که  افضل بدین سان در قلب مردم راه یافت .....
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، شنبه 24 آبان 1393 9:37 AM | نظرات (3)
 
به زبان دیگر ...
 
به زبان دیگر ، یعنی به زبان عیر فارسی ولهجه های مختلف هم می توان شیعه  ، دوستدار علی (ع) عزادار امام حسین (ع) ، و.... منتظر الحجة بود . « وحدت کلمه » در دین و مذهب  مقتضی آن است که به همه زبان ها قدر داده شود و در این ارج نهادن به خانواده پیامبر همه به صورتی یکسان شریک و همیار و همراه باشند .
بسیاری از ایرانی ها لابد به گمان خود به منظور ارج نهادن و رعایت حرمت زبان نخستین اسلام که زبان عربی  بوده است به عربی نوشته اند و به عربی سروده اند . از جمله :
ابو بکر محمد بن عباس خوارزمی که از طرف پدر خوارزمی ، از طرف مادر طبرستانی و خود به طرفداری از آل بویه شیعی مذهب ، متوجه سراسر اسران بوده است .
بنا به نوشته ای ابوبکر خوارزمی ، « که مرثیه های زیادی به نظم درآورددر مورد اشعار خود می گفت  که حدیث حسین بن علی را برای آن بازگو می کند که رای قاتلان او را تقبیح نماید  و محکوم سازد و وی در نامه ای خطاب به  جماعتی از شیعیان ایران  ضمن تشریح سرگذشت و وضع محنت بار بزرگان شیعه » ( در آن زمان ) چنین نوشت :
« هنگامی که امامی از ائمه هدی یا شخص بزرگی از خاندان پیغمبر میمیرد ، بنی عباس به تشییع جنازه او نمی روند . ولی هنگامی که دلقک ، بازیگر مسخره ای از آنان بمیرد ، در تشییع جنازه اش قضات و حکام حضور می یابند ....» ...
این موضوع به نقل از کتاب « رسائل » وی است که با دیوان شعرش مشهورترین کتابهای وی به شمار می روند .
ابو بکر به شدٌت طرفدار آزادگی بود و تخت تاثیر فلسفه معتزله قرار داشت :
تشیع . آزادگی . معتزله 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، جمعه 23 آبان 1393 5:15 PM | نظرات (2)
 
اشعار صاحب بن عباد در مصیبت امام حسین (ع)
 
گذشته از شعر فارسی و ایرانی ، و صرفنظر از شاعران متعدد عرب ، شاعرانی ایرانی در باره امام حسین (ع) و شهادت آن حضرت سروده اند که یکی از قدیمی ترینشان صاحب بن عباد متولد 324 ق ( 1938 میلادی ) و متوفی 386 ق ، از وزرای ایرانی آل بویه است . یکی از قصاید وی به زبان عربی که ترجمه آن در مقتل خوارزمی آمده است :
 
خون دوستان محمد نبی جاری شد - باران اشکهای ما فراوان می ریزد
لعنت و نکوهش بی شمار باد - بر دشمنان او در گذشته و آینده
پریشان کنید خود را - در مصائب سختی که بر سر اولادش آمد
پس بشنوید حدیث شهادت را - که چگونه آب را از حسین دریغ داشتند
و در حالیکه او در کربلا مجاهد بود - بر او بخل و ستم ورزیدند
در زمین آتشین سر فرزند پیغمبر را از تنش جدا کردند - امٌا زنده است امام
پا در رکاب و سوار بر اسب - پادر رکاب و سوار بر اسب ، او کشته نمی شود 
آنگاه خطاکاران و بیرحمان بر اهل بیت او تاختند - بشتابید سوی رستگاری تا فرصت باقی است . عجله گنید .
شمر دعی بن البغی شمشیر را بر زمین کوبید در حالیکه می خندید ( قهقهه می زد ) - این خیر است برای پیغمبر و مقبول است .
پس سپاه بنی هند به راه افتاد - در حالیکه یرهای اولاد پیغمبر برگزیده بر سر نیزه هایشان بود
ملائکه آسمان در قتل آنان نوحه بر آوردند و چنان گریستند که از کاسبرگهای گیاهان آب جاری شد .
پس زمان بایستی که بگرید - زیرا که پس از واقعه طف خنده نا رواست .
 
توجه : خطای احتمالی ما را در نقل ببخشید . اصل منبع در اختیار ما نبوده است . نگاه کنید به « مقتل الحسین » خوارزمی . 
 
مقبره صاحب بن عباد در اصفهان
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، پنج شنبه 22 آبان 1393 2:25 PM | نظرات (2)
تاریخ تشیٌع ، ادبیات ( شعرهای ) عاشورائی
یکی از مظاهر و شواهد تشیع در ایران ، شعر هائی است که در باره مذهب شیعه ، در مدح امامان و به ویژه دوازده امام سروده شده است که تشیٌعِ سراینده  و احتمالا" جامعه وی را نشان می دهد .
نوشته اند که کسائی مروزی ( متولد 341 قمری ؟ ) احتمالا" قدیم ترین شاعری ایرانی است که به زبان فارسی در مدح حضرات امامان امام علی (ع) و امام حسین (ع) شعر سروده است .این قصیده از اوست : 
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا 
آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا 
آمد نسیمِ سنبل، با مشک و با قرنفُل 
آورد نامة گل باد صبا به صهبا 
دست از جهان بشویم عز و شرف نجویم 
مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا 
میراث مصطفی را فرزند مرتضی را 
مقتول کربلا را تازه کنم تولا 
آن نازش محمد پیغمبر مؤبّد 
آن سید ممجد شمع و چراغ دنیا 
آن میر سر بریده در خاک خوابنیده 
از آب ناچشیده گشته اسیر غوغا 
تنها و دل‌شکسته بر خویشتن گِرسته 
از خان و مان گسسته وز اهل‌بیت آبا 
از شهر خویش رانده وز ملک برفشانده 
مولی ذلیل مانده بر تخت ملک مولی 
مجروح خیره گشته ایام تیره گشته 
بدخواه چیره گشته بی‌رحم و بی‌محابا 
بی‌شرم شمر کافر، ملعون سنان ابتر 
لشکر زده برو بر، چون حاجیان بطحا 
آن کور بسته مطرد بی‌طوع گشته مرتد 
بر عترت محمد چون ترک غز و یغما 
صفین و بدر و خندق، حجت گرفته با حق 
خیل یزید احمق یک یک به خونش کوشا 
پاکیزه آل‌یاسین گمراه و زار و مسکین 
و ان کینه‌های پیشین آن روز گشته پیدا 
آن پنج ماهه کودک، باری چه کرد ویحک 
کز پای تا به تارک مجروح شد مفاجا 
بیچاره شهربانو مصقول کرده زانو 
بیجاده گشته لؤلؤ بر درد ناشکیبا 
مؤمن چنین تمنّی هرگز کند؟ نگو، نی! 
چونین نکرد مانی، نه هیچ گبر و ترسا 
آن بی‌وفا و غافل، غرّه شده به باطل 
ابلیس‌وار و جاهل، کرده به کفر مبدا 
رفت و گذاشت گیهان، دید آن بزرگ برهان 
وین رازهای پنهان پیدا کنند فردا 
تخم جهان بی‌بر این است و زین فزون‌تر 
کهتر عدوی مهتر نادان عدوی دانا 
بر مقتل ای کسایی برهان همی نمایی 
گر هم بر این بپایی بی‌خار گشت خرما 
مؤمن درم پذیرد تا شمع دین بمیرد 
ترسا به زر بگیرد، سمّ خر مسیحا 
تا زنده‌ای چنین کن دل‌های ما حزین کن 
پیوسته آفرین کن بر اهل‌بیت زهرا  
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، چهارشنبه 21 آبان 1393 4:57 PM | نظرات (4)
دسته و دودستگی
 
بنظر می رسد که عزاداری امام حسین (ع) از همان ابتدا با ستمستیزی ، همزبانی و همراهی بر علیه ظلم ، نشان دادن این وحدت کلمه در یک دسته ی همراهی و همزبانی ، شروع شده باشد ؛ و با سوء تفاهمات و بخصوص تحریک هائی نزد اهل سنٌت که این دسته برعلیه آنان نبوده و فقط بر علیه امویان بوده است که غالب اهل سنت نیز برعلیه آنان بوده اند ؛ به واکنش اهل سنٌت و دسته راه اندازی از سوی آنان و نهایتا" دو دستگی انجامیده است :
احمد معز الدوله دیلمی قبل از دستور سال 352 به مردم برای عزاداری عاشورائی ، در سال 351 هجری قمری کتیبه هائی از نکوهش معاویة ابن ابو سفیان ، دشمن امام علی (ع) ، و فجایع خاندان او بر علیه آل علی (ع) ، به خصوص برعلیه امام حسین (ع) و همراهانش در کربلا تهیه دیده و بر سردر مساجد بغداد که مرکز اصلی خلافت نامشروع بنی عباس بوده است آویخته است و آنگاه غزاداری های عاشورا و لابد دسته های عزاداری شیعیان از سال 352 شکل گرفته است .
این عزاداری و دسته ها ده سال پس از آن و اندکی با قدرت یافتن بیشتر خلیفه در بغداد ، با واکنش و تعزیه و دسته ی مقابل و مخالف رو برو گردیده است :
در عاشورای سال 1363 هجری قمری برخی از اهل سنٌت به منظور نشان دادن مخالفت خود با شیعیان علی (ع) و حسین (ع)  دسته ای به راه انداختند که « شبیه » جنگ جمل بود . در پیشاپیش آن زنی در نقش عایشة بنت ابوبکر و همسر پیامبر (ص) ، مردی در نقش طلحه و مرد دیگری در نقش زبیر شوار بر شتر حرکت می کردند تا مثلا" به جنگ امام (ع) بروند و همین که این دسته و دسته شیعیان به یکدیگر رسیدند بین آنها زد و خوردی درگرفت ؛ و از آن به بعد چنین دسته و دسته بندی هائی حتی تا پس از حکومت آل بویه ادامه یافته است .  
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، سه شنبه 20 آبان 1393 8:20 PM | نظرات (2)
فرهنگ حیسنی و به طور کلٌی فرهنگ تشیٌع در حرمت نهادن به مراد که همان امام باشد ، وی را واسطه و شفیع ساختن نزد خدا  و ساختن بنای یادبودی بر قبر وی با گنبدی که کپٌه ، قپٌه ، قبٌه ، بقعه ، مقام ، تربت ، مشهد و... خوانده می شده است بوده است . 
این بقعه ، مراد را که گاهی از امامزادگان هم بوده است نزد عموم مردم جاودانه می ساخته است ؛ و بنابر این جاودانگی و ادامه مقبره امامزاده در ایران به معنی جاودانگی تشیع و از آنجمله تشیع حسینی بوده است که طبیعتا" اگر مسجد محل عبادات اسلامی بوده است ، بقعه نقش محوریت مراسم شیعی را به خود می گرفته است .
مقبره سلطان علی بن محمد باقر (ع) که نقل شده است در سال 116 قمری شهید شده اند یکی از مقابر است که حتی دسته ( فینی ها ) و مراسم خود را دارد .
بنا به افسانه ای تاریخی امامزاده جعفر یزد در سال 424 قمری مقبره یک امامزاده ی دارای شجرة النسب قرار گرفته است .
 امٌا آنچه تقریبا" مسلم است ساختمان نسبتا" شاهکار« دوازده امام » یزد در سال 429 قمری / 427 خورشیدی / 1038 میلادی در زمان حکومت آل بویه ( آل کاکویه ) بریزد است که از ابتدا یا بعدا" و پس از شهادت امام حسن عسکری در سال 260 هجری و در زمان غیبت کبرای امام عصر (عج)  به آن نام « دوازده امام » را داده اند ؛ و این خود اگر دلیلی کامل بر قصد شیعیگری بانیان آن نبوده باشد قصد ارادت مردم قدیم یزد به تشیع و دوازده امام را نشان می دهد .
به این ترتیب از زمان آل کاکویه ( شاخه ای از آل بویه ) و سلجوقیان که قبٌه ، بقعه یا گنبد یازی در ایران ، به ویگه مناطق وفادار تر به تشیع ، رواج یافته است بقعه ها ، و البته بیشتر به تدریج ، تبدیل به مراکزی از تشیع شده خواه نا خواه به محل مراسم شیعی و چه بسا مراسم عاشورائی نیز ، گردیده اند .   
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، شنبه 17 آبان 1393 4:55 PM | نظرات (4)
رشد و توسعه شیعه در جنوب کویر مرکزی ایران
بنظر می رسد علاء الدوله کالیجار از آل بویه ، شاخه آل کاکویه ، و همسرش ارسلان خاتون سلجوقی ، شاید بزرگترین عالمه عصر خود ، همسر سابق قائم ، خلیفه عباسی ، که در سال 469 ق / 1079 م / 458 شمسی ؟ به پیشنهاد ملکشاه یلجوقی با یکدیگر ازدواج کرده حکومت مرکز ایران به پایتختی شهر یزد را یا فته اند ؛ با توجه به لقبی که به پیشنهاد خواجه نظام الملک طوسی به مناسبت عزلت گزینی نسبی این دونفر برای عبادت هرچه بیشتر به عنوان « دارالعباده » به یزد داده است ؛ و با توجه به شیعه بودن آل بویه و عداوت طبیعی ارسلان خاتون نسبت به عباسیان ، رهبریی مذهبی و عملا" شیعی  در ایران ، یا لااقل مرکز و جنوب ایران را بر عهده گرفته اند ؛ و خصائلی از ایشان عملا" به تبلیغ و ترویج تشیع کمک کرده است :
- عمران و آبادی و به طور کلی خدمت به رفاه عمومی به مفهوم علاقه ی واقعی به مردم خود
- مساهله که از خلق و خوی امویان و عباسیان به دور بوده است
- گرایش به فرهنگ ایرانی ، برخلاف عربزدگی دیگران تحت بهانه اسلام ! ، با نامگذاری فرزندانشان : گرشاسب - فرامرز
- ترویج دین و قاعدتا" ، چون از آل بویه بوده اند ، « تشیع » و از آنجمله مراسم ائمه اطهار (ع) چون امام حسین علیه السلام .
این حُکٌام متدیٌن (1) به ساخت مسجد ، مدرسه ، قبٌه (گنبد ) ، محله ، قنات ، ده ، و... مشهور اند و بر خلاف حکٌام اعزامی امویان و عباسیان (2) نه تنها به عمران و آبادی یزد همٌت گماشته اند ، و با مردم ناحیه یزد خوشرفتاری می کرده اند ، بلکه ؛ چنانچه قبلا" به آن پرداختیم ، فقیر و غنی را اطعام می کرده اند ؛ حال آنکه اغنیاء قاعدتا" نیاز به اطعام شدن ، که در غالب دیگر شهرها خاص مساکین بوده است ، نداشته اند و ما در شرح تاریخ در باره ملکه سلجوقی این خاندان می خوانیم :
« ارسلان خاتون مردم را پیوسته لباس پوشانیدی ، و هرروز دوشیلان داشتی : یکی خاص و یکی عام  . و بر سر شیلان او البته مردم حاضر کردندی به تکلیف . به مرتبه ای که مردم را در سر بازار به تکلیف به شیلان بردندی . » (3)
« شیلان » ، سفره ی اطعام حکام برای بزرگان و درباریان بوده است ، و از آنجا که بازاریان و مشتریان آنان و بنابر این مردم عادی به چنین سفره ای خوانده می شده اند ، و آنهم به « تکلیف » از سوی حکامی که به مساهله شهرت داشته اند ، می توان چنین حدس زد که این شیلان ، « سفره ی امام حسین (ع) و سفره های نظیر آن » ، و تکلیف نیز اقدامی نظیر نوعی امربه معروف به صورت دعوتی محبت آمیز بوده است و غذا نیز بیش از آنکه حالت اطعام را داشته باشد به منظور « تبٌرک » و ابزار همبستگی مذهبی صرف می شده است .
(1) از این لحاظ این دورا حکام میشماریم که علاء الدوله چندان عشق به حکومت نداشته است و ارسلان خاتون سلجوقی قاعدتا" از خلیفه اسلامی هم فرمان نمی برده است ! ...
(2) که غالبا" به حدی نزد مردم یزد مطرود و چه بسا منفور بوده اند که حتی نامی از ایشان در تاریخ یزد نیامده است .
(3) تاریخ جدید یزد . همان . ص 60 . 
 


نویسنده علیرضا آیت اللهی . ، جمعه 16 آبان 1393 2:19 PM | نظرات (3)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم