حضرت مهدی(عج)بیا....


به احترام غم مادرت بیا مهدی(عج)
به قدر عمر کم مادرت بیا مهدی(عج)
به چادری که شده پرچم عزاداری
به پرچم علم مادرت بیا مهدی(عج)
.
.
.
مهدی(عج) جان بیا...

ادامه مطلب
گفتگو با عضو هیئت مدیره حرم مطهر عباسی پیرامون پیشبینی حضور بیش از ۲۰ میلیون زائر
هر ساله با نزدیک شدن به سالروز اربعین حسینی، خیل عظیمی از عاشقان و دلدادگان حسینی با پای پیاده راهی زیارت کربلا میشوند اما آنچه که اربعین امسال را متفاوت از سالهای گذشته و به نوعی دیدنیتر کرده، استقبال بی نظیر و میلیونی مردم و شیعیان از اقصی نقاط دنیا برای حضور در این حماسه معنوی است.
این روزها و در آستانه اربعین حسینی، کشور عراق میزبان زائران زیادی از کشورهای مختلف دنیا است که آمدهاند تا با پای پیاده راهی زیارت کربلا شوند. این روزها نه تنها عراق بلکه جای جای این کره خاکی، بوی کربلا میدهد. این روزها اگر میخواهی عظمت حسین(ع) را درک کنی باید سری به همین مسیرهای منتهی به کربلا بزنی تا ببینی خاک کربلا چه بر دلهای عاشقان آورده و چه شوری در وجود آنها برپا کرده است.
اما آنچه که مراسم اربعین امسال را متفاوت از سالهای گذشته...
خواندن بیشتر و عکس بیشتر در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
حالا که میل روضه به بازار شام خورد
این اشکها حضور تو را داد میزند
عطر نگاه تو به خدا داد میزند
آهی کشیدهاید که روضه گرفته است؟
تشریف چشمهای شما داد میزند
این لحظهها تمام حواسم شده همین...
چشمت کجای روضۀ ما داد میزند؟
شاید همین کنار دلم گریه میکنی
این آه اشناست کجا داد میزند؟
تا روضهخوان رسید به گودال ناگهان...
دیدم که پا به پات فضا داد میزند
حالا که میل روضه به بازار شام خورد
خون از نگات وای چرا داد میزند؟
ادامه مطلب
تصویر پیاده روی به سمت کربلا در سال ۱۹۷۰
یکی از اعمالی که هر ساله زائران سید و سالار شهیدان، حضرت أبا عبدالله الحسین علیه السلام در روز أربعین حسینی انجام می دهند، پیاده رفتن به سمت کربلا برای زیارت حرم مطهر آن حضرت است.
در این تصویر تاریخی که در سال ۱۹۷۰ میلادی یعنی بیش از ۴۳ سال پیش توسط عکاسی «فلوجی» در نجف أشرف گرفته شده نیز زائرانی دیده می شود که عزم خود را جزم کرده و راهی کربلای معلی شده اند.

ادامه مطلب
عاشورا راه گشای تشیع
نهضت عاشورا قیامی بزرگ بود، قیامی که آن روز بهظاهر بینتیجه ماند، اما نتیجه نه که نتیجهها درپی داشت و هنوز هم دارد؛ در این، جای سخن نیست.
در برپایی این نهضت چه کسانی شریک بودند؟ و چه میخواستند؟ اینجاست که سخن بسیار است و کمتر بدان توجه شده است. چنانکه میدانیم این نهضت پنجاه سال پس از رحلت رسول -صلی الله علیه واله وسلم- آغاز گردید و برپا کنندگان آن عراقیان بودند...
نهضت عاشورا قیامی بزرگ بود، قیامی که آن روز بهظاهر بینتیجه ماند، اما نتیجه نه که نتیجهها درپی داشت و هنوز هم دارد؛ در این، جای سخن نیست.
در برپائی این نهضت چه کسانی شریک بودند؟ و چه میخواستند؟ اینجاست که سخن بسیار است و کمتر بدان توجه شده است. چنانکه میدانیم این نهضت پنجاه سال پس از رحلت رسول -صلی الله علیه واله وسلم- آغاز گردید و برپا کنندگان آن عراقیان بودند.
عراقیان چه مردمی بودند و چه میخواستند؟ همگی مسلمان بودند و با سالار نهضت همآواز؟ چون او از بدعتها که در دین پدید آمده بود رنج میبردند؟ و میگفتند: «میخواهیم سنت مرده را زنده و بدعت زنده را بمیرانیم»؟
اگر چنین بود پس چرا نهضت، پایانی چنان غمانگیز گرفت؟ در کتاب «پس از پنجاه سال» دراینباره تحلیلی کردهام و با توجه به جامعهشناسی تاریخ ریشههای آن را یافتهام و گمان دارم اگر همهی کسانی که دراینباره تحقیق میکنند بدین دقیقه توجه فرمایند با من همسخن خواهند شد. پس باز هم میپرسم عراقیان یا پدیدآورندگان نهضت چه کسانی بودند؟ خلاصهی پژوهش من این است:
عراقیان گروههایی چند بودند و هر گروهشان، از این نهضت، رسیدن به هدفی خاص را در نظر داشت:
۱. مردمی که از روزگار رسول خدا -صلی الله علیه واله وسلم- تا سالهای نخست حکومت اموی، سادگی اسلام را دیده بودند و از عدالت اسلامی آگاهی داشتند، سپس آن دوره را با آنچه جای آن را گرفت میسنجیدند و بر روزگار گذشته دریغ میخوردند، چنانکه شیوهی هر نسلی است که چون پا را از مرزهای چهل و پنجاه سالگی فراتر مینهد میگوید: چه روزگارخوشی بود «یاد باد آن روزگاران، یاد باد»
۲. گروهی که پایبند دین و احکام اسلام بودند و میدیدند چگونه حدود شریعت معطل مانده و فقه اسلام و سنت رسول -صلی الله علیه واله وسلم- بازیچهی حکومتها گردیده است، اینان خون دل میخوردند و روی به خدا میبردند که خدایا برسان آن را که بدعتها را بزداید و سنتها را زنده نماید.
۳. گروهی که سالها پیش برای شرکت در فتح اسلامی و برخورداری از غنیمتهای جنگی از بیابانهای نجد و تهامه به راه افتاده بودند و در پادگانها به سر میبردند، آسیبهای جنگی برای آنان بود و بهره گرفتن از بیتالمال برای دیگران، بدین رو فرصت میبردند تا برخیزند و حق خود را بگیرند.
۴. مردمی از ایران که پیش از درآمدن سپاهیان مسلمان بدان سرزمین جاهی یا نانی داشتند و آن را از دست دادند، ناچار رو به عراق نهادند، بیشتر در کوفه و کمتر در بصره رخت افکندند، از عجم رانده و در دیدهی عرب خوار، بهظاهر آرام و در نهان دستبهکار.
۵. مردمی که داستانهای درگیری لخمی و غسانی رادهان به دهان شنیده بودند و به خاطر داشتند که پدرانشان سالها با مردم سرزمینهای شمال عربستان میجنگیدند و اکنون میدیدند شام مرکز خلافت اسلامی است و عراقیان ریشخند شامیاناند.
۶. کسانی که فریب وعدههای دروغین معاویه را خوردند و علی -علیهالسلام- و فرزندان او را رها کردند و چون معاویه بر مسند نشست آنان را از خود راند و این روش حکومتهای خودکامه بوده و هست.
۷. سودجویانی که بهرهگیری را در اوضاع آشفته میبینند و میکوشند تا چنین پیش آید و از آن بهره گیرند.
اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کوفه را که آن روز سیاست گزار عراق بودند این مردم تشکیل میدادند. اینان همگی در یکچیز یکسخن بودند «حکومت دمشق برافتد و عراق مرکز خلافت اسلامی شود» اما همۀ آنان حکومت دین و زمامداری فرزند رسول خدا -صلی الله علیه واله وسلم- را میخواستند؟ چنانچه نوشتم جای سخن بلکه سخنهاست. سرانجام گروهها دستبهکار شدند.
در اجتماعی که دین- هرچند بهظاهر- مورد پذیرش همگان باشد بیشتر از هر چیز مردم را به نام دین میتوان به راه انداخت، پس نهضت باید به نام دین آغاز شود و شخصیتی که همهی این گروهها او را میپذیرند، اداره کنندهاش گردد، چه کسی بهتر از پسر دختر پیامبر که هیچگاه با حاکم شام بیعت نکرد.
پایان غمانگیز نهضت را همه میدانید و چنانکه نوشتم تحلیلی از آن را در کتاب «پس از پنجاه سال» آوردهام؛ اما با شهید شدن حسین -علیهالسلام- خون نخوابید. یزید به گمان خود نهضت را خاموش ساخت؛ لیکن پنداری باطل بود و از خامی چون وی جز آنچه کرد انتظار نمیتوان داشت.
این نهضت، بهظاهر خاموش شد ولی هیچگاه از سوزش نیفتاد، گاه با قیام سلیمان پسر صرد که مردی مخلص بود و گاه با حکومت مختار که به نام خونخواهی سالار شهیدان پایههای حکومت خود را برای مدتی کوتاه محکم ساخت؛ و از آن پس وسیلهای گردید برای آنان که از دست حاکمان اموی در رنج بودند و چنانکه میدانیم تیرهای از عرب از حکومت آنان دلخوش نداشت، کوشید تا با یاری خراسانیان و همهی آن گروهها که برشمردیم و در هر عصر و هر نهضتی دستبهکار میشوند حکومت را سرنگون کردند اما به جای «الرضامن آل محمد»، «الرضامن آل عباس» پیش از پانصدسال بر سرزمینهای اسلامی خلافت کرد.
در همۀ این آشوبها و قیامها دستهای که کمتر بهره گرفت دوستداران راستین رسولالله -صلی الله علیه واله وسلم- و آل علی -علیهالسلام- بودند که زبانهایشان همان را میگفت که دلهایشان میخواست.
و آنان که در حکومت آل عباس بیش از همه ستم دیدند فرزندان رسول خدا بودند که از دم تیغ گذشتند و یا در سیاه چالهها پوسیدند و یا از ترس جان گمنام در دهکدهها و بیغولهها به سر میبردند.
و پایان کار بعضی از آنان را در مقاتلالطالبیین ابوالفرج و دیگر کتابها میتوان دید.
از پس این ناکامیها بود که شیعیان راستین و دلبستگان به خاندان پیغمبر دردهای درونی را در قالب چکامهها ریختند و با سوزناکترین تعبیرها، مظلوم بودن خود را به گوش این و آن رسانیدند.
نوحهگری درون خانهها آغاز شد، سپس به مسجدها و حلقههای عزا کشید. نمونهای از این سوگواریها و سرودهها را در کتاب زندگانی فاطمه (س) آوردهام و به سال ۳۵۲ هجری که زنان شیعه روی سیاه کردند و با گریبان چاک در بازارهای بغداد به راه افتادند، صفحهای تازه در تاریخ عزاداری سالار شهیدان گشوده شد و آنچنان مؤثر افتاد که تاریخنویسان سنی آن سال را سنهالبدعه نامیدند. هرچه سالیان میگذشت بر شمار این مردم میافزود.
همین عزاداریها بود که اندک اندک پایههای حکومت بنیعباس را به لرزه درآورد. نمونههایی از این مرثیهها را تاریخ از آغاز سدهی دوم ثبت کرده است، لیکن مسلماً آغاز آن از روز حادثه، یا اندکی پس از آن بوده است، اما به دست ما نرسیده است.
در سرودههای شاعران کشورمان پیش از سدۀ هشتم هجری دراینباره نمونههایی اندک میبینیم اما در سدههای دهم تا امروز کمتر شاعری است که با سرودن مرثیهای، ارادت خود را به خاندان پیامبر نشان نداده باشد؛ و این مرثیهها و عزاداریها بود که هر سال گروههای تازهای را به تشیع درمیآورد.
در بسیاری از شهرهای شبهقارۀ هند و برخی سرزمینهای مسلمان نشین تعزیه سرایی و نوحهسرایی است که نخست دلها را به سوی حسین -علیهالسلام- کشاند، سپس گردن آنان را به امامت پدر و فرزندان حسین -علیهالسلام- درآورد. امروز نیز چنین است و به خواست خدا چنین خواهد بود.
برگرفته از موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا
منبع: مجموعه مقالات اولین کنگره بین المللی امام خمینی (س) و فرهنگ عاشورا، (دفتر اول - سوم)
ادامه مطلب
از این به بعد، بیرق نهضت به دوش توست
بر تلّ پایداری خود ایستادهای
در کربلای دوم خود پا نهادهای
از این به بعد، بیرق نهضت به دوش توست
دریای استقامت و کوهِ ارادهای!
با پرچم سحر به سوی شام میروی
صبح امید قافله! خورشید زادهای
نشناخته صلابت زهرایی تو را
هر کس که فکر کرده تو از پا فتادهای
داغ هزار طعنه به جانت خریدهای
در دست باد رشتۀ معجر ندادهای
هر چند خم شده قدت از داغ کربلا
تو در مصاف کوفه و شام ایستادهای
ادامه مطلب
جلوههای صبر در عاشورا و پس از آن
صبر گسترده امام حسین-علیهالسلام- بیانگر ایمان وصفناپذیر آن حضرت است.
امام حسین-علیهالسلام- میفرماید: هر جا حقی بر گردن تو لازم میافتد اگر آن را خوش نداشتی، بر ناخوشی، شکیبا باش و در هر چه که هوای نفس تو دوست دارد و تو را بدان میخواند نیز شکیبایی بورز.
آن حضرت-علیهالسلام- در روز عاشورا به یارانش فرمود: گواهی میدهم که شهادتِ شما امضا شده است. پس از خدا پروا کنید و شکیبا باشید.
صبر امام -علیهالسلام- در مصیبت علی اکبر -علیهالسلام-
امام صادق از امام باقر از امام زین العابدین-علیهمالسلام- نقل میکنند که: چون علیاکبر برای مبارزه به سوی لشکر عمر سعد رفت امام حسین-علیهالسلام- چشمش گریان شد و گفت «خدایا! تو بر آن گواه باش که فرزند پیامبرت و شبیهترین مردم به او در شکل و اخلاق، به سوی آنان رفت .»
آن گاه ده تن از دشمنان را کشت. سپس به نزد پدرش بازگشت و گفت: ای پدر، عطش!
امام حسین-علیهالسلام- فرمود: «پسر عزیزم شکیبا باش. جدت با کاسهی پر، تو را سیراب میکند.»
علیاکبر بازگشت و باز جنگید تا چهل نفر از آنان را کشت. سپس، خود به شهادت رسید. درود خدا بر او باد!۱
صبر امام -علیهالسلام- در مصیبت علیاصغر -علیهالسلام-
در روز عاشورا پس از آنکه تیر بر گلوی نازکتر از گل حضرت علیاصغر-علیهالسلام- نشست، امام گریست و دو دست خود را زیر گلوی فرزند شیرخوارش نهاد، سپس فرمود «ای نفس شکیبایی پیشه کن و آنچه را بر تو وارد میشود، به حساب خدا بگذار. خدایا! آنچه را در حال حاضر بر ما واقع میشود، میبینی، پس آن را پشتوانهای برای روز قیامتمان قرار ده.» ۲
سپس بر جنازه او نماز گذارد، امام خود به این امر واقف بودند که خواندن نماز بر روی جنازه طفل شیرخوار واجب نیست امَا می خواست که مطابق آیه ۴۵ سوره بقره از صبر و نماز هر دو یاری جوید تا طاقت و توان تحمل مصیبت به این سنگینی را داشته باشد.»۳
صبر و شکیبایی امام حسین -علیهالسلام- در هنگام شهادت
امام حسین-علیهالسلام- در شکیبایی نمونه بود و در همهی مراحل به شکیبایی سفارش میکرد. او به هنگام آخرین وداع با خاندانش، آنان را توصیه به صبر کرد و ضمن اندرز حکیمانه، آنان را از جزع و بیتابی در مقابل دشمنان نهی فرمود و از دخترکوچکش خواست تا پدر زنده است نگرید و قلب او را شعلهور نسازد.
آنگاه که با زخمهای بیشمار و فرق شکافته و پیشانی شکسته و سینه در هم کوبیده و سوراخ شده از تیر سه شعبه بر ریگهای تفتیده نینوا افتاده است و در همان حال تیرهای ستم در گلو و حلق و گردنش فرو نشسته، زبان از شدت عطش و بسیاری حرکت، مجروح و جگر شعلهور و لبها خشک است، قلب مبارکش از سویی با دیدن انبوه شهیدان بر خون تپیدهاش سوخته و از دگر سو، با نظاره بر خاندان محاصره شدهاش سخت در تب و تاب است و محاسن و سر و صورت به خون آغشته است. در همان شرایط از یک طرف فریاد دادخواهی خاندان را میشنود و از طرف دیگر صدای شادمانی و شماتت دشمنان را، چون چهره از خاک برمیدارد و دیده به اینسو و آنسو میگشاید، پیکرهای به خون آغشتهای را مینگرد که در کنار هم چیده شدهاند، ولی با همه این پیشامدهای سهمگین و مصایب بزرگ و طاقت فرسا چون کوهی ثابت و استوار بر موضع بر حق و قهرمانانهاش ایستاده است، نه آهی میکشد، نه دریغی میدارد و نه یک قطره اشک ضعف در برابر دشمن میریزد، تنها زیر لب زمزمه دارد که:
«صبراً علی قضاءک لا معبود سواک، یا غیاث المستغیثین؛ بار خدایا! من در برابر حکم تو شکیبایم! جز تو معبودی نیست، ای فریادرس دادخواهان.»۴
که «عبدالله بن عمار بن یغوث» میگوید:
فوالله! ما رایتُ مکثوراً قط ّ قد قُتلَ وُلدهُ اهلُ بیتهِ وصَحبُه، اربَطَ جاشاً و لا امضی جناناً؛ سوگند به خدا! هرگز مرد مغلوب و گرفتاری مانند حسین-علیهالسلام- ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند و در عین حال استوارتر و قویتر از آن حضرت-علیهالسلام- باشد.
حضرت در لحظههای آخر عمر نیز در مناجاتش با خدا از صبر و استقامت میگفت و عرض میکرد: پروردگارا! بر قضای تو صبر و استقامت میکنم.۵
صبر حضرت زینب -سلامالله علیها-
کسی که قهرمان همه جانبه «صبر و بردباری» در حماسهی عاشورا است همان زینب کبری-سلامالله علیها- است.
آن حضرت به جز از مصائبی که در فراق جدَ، پدر و مادر و برادر و خود متحمل شد، تنها در قضیۀ عاشورا، شهادت و به خون غلتیدن بیش از بیست نفر از نزدیکان خود را به چشم دید به حق میتوان او را «ام المصائب» نامید، از این رو زینب -سلامالله علیها- مادر سه شهید، خواهر هشت شهید، عمه نه شهید و خاله سه شهید و خواهر دینی و عاطفی همه شهیدان کربلا به حساب میآید.
از سوی دیگر او سرپرست کاروان آزادگان از کربلا تا کوفه و شام بود و ایراد خطبهها در آن شهرها و مبارزه سر سخت و بیامان با یزیدیان و ادای وظیفه سنگین پیام رسانی خون شهیدان و... بر مصیبتهای آن جناب میافزود، اما با این همه حضرت زینب، با تحمل و صبر تمام این بار را به دوش کشید و به مقصد واقعی آن رسانید که امام سجاد-علیهالسلام- میفرماید: با همه مصیبت و مشقتی که بر عمهام وارد شد، نماز شبش ترک نشد؛ و حتی نقلشده که امام حسین-علیهالسلام- در آخرین وداع به خواهرش فرمود: «یا اٌختاه! لا تَنسَیِّنی فی نافله اللیل؛ ای خواهر! برادرت حسین-علیهالسلام- را در نماز شب فراموش نکن.»
این درخواست امام-علیهالسلام- از خواهرش زینب صرف نظر از این که مقام بسیار والا و جایگاه معنوی و عرفانی فوقالعادهی حضرت زینب را گوشزد میکند، بیانگر پیشبینی آن امام از صبر و بردباری حیرتانگیز حضرت زینب درصحنۀ قربانی دادنها و قبول نیابت خاص از سوی امام معصوم-علیهالسلام- و ایراد خطبههای روشنگر در جمع دشمن نابکار و توجه خاص به انجام عبادتهای مستحب و نمازهای نافله و… در این ایَام دشوار بیانگر شخصیت معنوی و عرفانی حضرت زینب-سلامالله علیها- است که برای ارائهی الگوی صبر و برد باری از او باید نام برد.۶
نتیجهگیری
آنچه از آیات و روایات مذکور به دست میآید این است که انسان در تمام لحظات و مراحل زندگی خود چه امور شخصی، چه اجتماعی، چه معنوی، در جنگ و جهاد، در ادب و اخلاق و در مقابل گناه و طاعت، فقر و غنا بیماری و سلامت، مصایب و خوشیها و … همه و همه نیازمند صبر و شکیبایی است که اگر انسان در مقابل آنها صبر کند میتواند پیروز شود و هم در دنیا به موفقیتهایی دست یابد و هم در آخرت مژده و بشارت برای اوست و بهشت جاویدان از آن او خواهد بود، آنگونه که امام حسین-علیهالسلام- به خاطر صبر و بردباری که درراه طاعت و اجرای امر و فرمانها خداوند داشت هم در دنیا نام و یاد و راهش جاودانه ماند هم در آخرت به بالاترین مقام و جایگاه بهشتی نزد خداوند متعال رسید.
نویسنده: زهرا روغنی- موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا
تصحیح و تلخیص: تحریریه سایت تخصصی امام حسین علیه السلام
پی نوشت:
_______________________
۱. حکمتنامهی امام حسین-علیهالسلام- ج ۱، ص ۳۵۹٫
۲. فضایل و سیره امام حسین-علیهالسلام-در کلام بزرگان، ص ۸۱٫
۳. فضایل، مصایب و کرامات حضرت علیاصغر-علیهالسلام- ص ۱۲۳٫
۴. فضایل و سیره امام حسین-علیهالسلام- در کلام بزرگان، ص ۲۱۴٫
۵. فلسفه و عوامل جاودانگی کربلا، ص ۷۷.
۶. فلسفه و عوامل جاودانگی کربلا، ص ۱۹۹٫
ادامه مطلب
کربلایی جواد مقدم-شب بیست و هفتم محرم ۱۳۹۳

وقتی گناه شهر مرا از تو دور کرد (روضه)
در زدم بازم درو وا کردی منو مهمون (شور)
رسید زینب با دلی بی تاب (واحد سنگین)
دوباره بغض و کمی آه (شعرخوانی)
من بی سر و پام ولی شوریده (شور)
کرببلا نبر ز یادم جونیمو پای تو دادنم (شور)
اشکای پر التماسم میاد رزق حسینی (شور)
ادامه مطلب




