ناتوانی...

اگر فرد منتظر، فاقد مهارتها و توانائى هايى باشد كه بايد در جهت آمادگى براى پذيرائى از ميهمان خود بكار گيرد، فلسفه انتظار را درك نخواهد كرد و يك منتظر حقيقى نخواهد بود; زيرا مدت انتظار، فرصتى است براى باز سازى و توانمنديهاى فكرى، روحى و ايمانى جهت درك برنامه تحول، و فرد معتقد، نيازمند كسب توانمنديهاى غنى جهت درك اين فسلفه انتظار مى باشد. همچنين اگر درك فرد منتظر از نقشى كه بايد در ايجاد زمينه ظهور بازى كند، دركى منفى باشد، باز مى توان آن را يك ناتوانى فكرى ناميد، كه به تلاش در جهت آمادگى و آماده سازى محيط، منجر نخواهد شد .

 يا اگر فرد منتظر، فلسفه انتظار را به طور صحيح درك نكرده باشد و چنين برداشت نمايد كه نقش او صرفاً پذيرش ظلم و عدم آگاهى دادن به جامعه است و فرد منجى بايد خود بيايد و از جامعه رفع ظلم نمايد، برداشتى منفى از نقش منتظر خواهد داشت; لذا هيچگونه تلاشى در جهت رشد فردى و اجتماعى براى كمك به زمينه سازى تحول انجام نخواهد داد .

يا اگر منتظر، نقشى را كه در زندگى براى خود ترسيم نموده است، با نقشى كه منتظر از او انتظار دارد، سازگار نباشد، باز اين فرد منتظر به يك فردى معتقد به تحول، بدل نخواهد گرديد; زيرا تا ارزشهاى الهى را در فكر و رفتار خود قبول نكرده و رعايت ننمايد، همخوانى ميان باورهاى ذهنى خود و اعتقادات دينى در جهت تحول جهانى نخواهد داشت. بنابراين چنين فردى حتى با فرض قبول نظريه تحول دينى، پويايى لازم را نخواهد داشت


ادامه مطلب


[ شنبه 15 آذر 1393  ] [ 12:06 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

پيامبر عزيز اسلام (ص)

پيامبر اسلام(ص) فرمود:

طوبى‏ لِمَن لَقِيهُ، و طوبى‏ لِمَن أحَبَّهُ، و طوبى‏ لِمَن قالَ بِهِ؛

خوشا به حال كسى كه مهدى(عج) را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته باشد و خوشا به حال كسى كه قائل به امامت وى باشد.
هم‏چنين فرمودند:

اَلمَهدىُّ طاووسُ أهلِ الجَنَّةِ؛ مهدى(عج) طاووس بهشتيان است.

و نيز فرمودند:

يَخرُجُ أناسٌ مِنَ الْمَشرِقِ فَيُوَطَّؤُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلطانَهُ؛

مردمى از مشرق زمين قيام مى‏كنند و زمينه حكومت مهدى(عج) را فراهم‏مى‏سازند.


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:58 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

داعش پرچمداران سیاه پوش آخرالزمان؟!

 

 

داعش

سه سالی از غائله ی وهابیت با ساختار غربی ـ عربی در سوریه و بعد عراق می ‌گذرد. کسانی که به نام اسلام و با پرچم توحید اما به رنگ سیاه قد برافراشتند و با اقدامات ننگین و وحشیانه ‌ی خود روسیاه ترین جنایتکاران تاریخ را رو سفید کردند.


گذشته از ماهیت آمریکایی ـ صهیونی این گروه که ایجاد و بقایشان به اعتراف مسئولان وقت ایالات متحده برای تامین اهداف آنها بود نگاهی هم می ‌توان به باورها و آرمان های آنها داشت و فارغ از آن ماهیت به نقد و بررسی آن نشست که در نوشته ی پیش رو هدف همین است.

 

خلافت برای اجرای شریعت

این گروه مدعی ‌اند که به دنبال اجرای شریعت هستند و تنها راه اجرای آن در عصر حاضر نیز بازگشت به گذشته و برپایی نظام خلافت است. برگزیدن نام ابوبکر برای خود از سوی نفر اول این گروه (بدری سامرایی) و دستور بیعت به تمام سران حکومت های اسلامی از پیامدهای همین طرز تفکر است. اما این هدف در عمل تبدیل شد به همان که معاویه و بنی امیه به دنبال آن بودند یعنی مبارزه با طرف های مقابل به هر شکل و از هر راهی برای رسیدن به حکومت البته به نام اسلام.

داعش که خود را پیرو سَلَف یعنی گذشتگان می داند نگاه به شام (مرکز خلافت امویان) و عراق (مرکز خلافت عباسیان) دارد تا به دست آورد آنچه را که امویان و عباسیان از کف دادند. آنها نیز ابتدا با نام خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آغاز کردند و بعد هدف خود که سلطنت و سکونت در کاخ های مجلل و حکمرانی بر سرزمین های اسلامی بود را محقق ساختند و البته داعش فعلا در ابتدای راه است و ادعای خلافت هم برای رسیدن به همان سلطنت شکوهمندی است که امویان و عباسیان در عراق و شام داشتند با ذکر این نکته که این گروه برای رسیدن به اهداف خود، فقط و فقط آدم کشی و فشار را به عنوان ابزار انتخاب کرده و با جهاد نامیدن این اقدامات ددمنشانه تلاش دارد تا هم رنگ توجیه به جنایت های خود بزند و هم در جذب نیرو برای ادامه کار موفق باشد.

استفاده از مضامین دینی

این گروه به مانند دیگر جریان های منادی اسلام گستری، همواره تلاش دارد از مضامین دینی (قرآنی، حدیثی و تاریخی) استفاده کند تا بتواند خود را به جامعه مسلمانان قبولانده و از آنها برای خود یارگیری کند. این استفاده نمودهایی در چهره ی بیرونی این گروه دارد که به دو نمونه از آن اشاره می کنیم.

قبل از بیان این دو نمونه باید قصه ‌ی پر غصه ای را اینجا به اجمال و در فرصتی دیگر به تفصیل مرور کرد و آن این که امروز تبلیغات سطحی نگر و پر هیجان جولان دارند و پرمشتری هستند؛ و آنچه غریب است و جز عده ی محدود خریدار آن نیستند درستی و راستی متکی بر پژوهش های علمی است. همین سبب شده تا در این آشفته بازار هیچ متاعی بی مشتری نماند و هر ندایی حتی برای قصابی کردن انسان های بی گناه به نام دین با لبیک هزاران نفر مواجه شود.

و اما آن دو نمونه مضمون دینی که در داعش نمود پیدا کرده است:

الف. روایات مربوط به فضائل شام

«شام مبارک»، اصطلاحی است که فراوان در ادبیات گروه های تکفیری به چشم می ‌خورد و بر اساس همین روایات است که شماری از مسلمانان سایر کشورها، به هوای هجرت و اطلاق کلمه مهاجر بر آنها از دیار خود کوچ کرده و راهی این سرزمین شده و می شوند.

محمود ابوریه متخصص تاریخ و منتقد جدی احادیث ساختگی، با اشاره به روایات جعلی «کعب الأحبار» درباره ی شام می گوید: از پیامدهای آمدن کعب الاحبار به شام در زمان حاکمیت معاویه، روایاتی بود که درباره ‌ی فضائل شام جعل شد.[۱]

با خواندن این احادیث که در مسند احمد بن حنبل و آثار دیگر فراوان آمده است این تصور در ذهن خواننده ایجاد می شود که گویا «شام» سرزمین مبارک و مقدسی است به اندازه ی قداست ملائکه الله و انبیاء الهی و تمامی نیکان جامعه انسانی در آنجا زیست می کنند.

نمونه آن این حدیث است که زید بن ثابت می ‌گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «طوبی للشام: خوشا به حال شام» آنگاه وقتی علت را پرسیدند فرمود: «لان ملائکه الرحمن باسطو اجنحتها علیه: زیرا ملائکه بال های خود را در شام گشوده ‌اند.»

روایت دیگر این است که «شامیان، تازیانه خداوند در روی زمین هستند و خداوند از هر کدام از بندگانش که بخواهد به کمک آنان انتقام می گیرد.[۲]

داعش

در روایتی دیگر چنین آمده است: «سیصیر الامر إلى أن تکونوا جنودا مجنده …: امور چنان خواهد شد که در آینده، سپاهیانی شکل خواهد گرفت. سپاهی در شام، سپاهی در یمن و سپاهی در عراق. بر شما باد شام، آنجا زمین برگزیده خداوند است که بهترین بندگانش از آنجایند، اگر به شام نرفتید به یمن بروید و از غدیرهاتان سیراب شوید! به درستی که خداوند متعال درباره شام و اهل آن به من سفارش کرده است.»[۳]

این دقیقا همان روایتی است که در جریان اختلاف میان گروه های تکفیری سوریه و عراق مورد استفاده قرار گرفت و طرفداران جبهه النصره، از آن علیه گروه داعش که به عراق رفت استفاده کردند.

ناگفته نماند که همه ی این احادیثِ جعلی، کار امویان نیست؛ بلکه در دوره های بعد، آنان که اموی مسلک بودند از یک سو و بسیاری از کسانی که می خواستند شام را در برابر عراق، مهم تر جلوه دهند همواره احادیثی در فضیلت «شام» ساختند و پراکندند.

شمار این گروه از احادیث به حدی بود که در قرن پنجم، شخصی با نام علی بن محمد ربعی مالکی کتابی با عنوان «فضائل الشام» نوشته است.

 

ب. استفاده از گفتمان مهدویت

در برخی منابع حدیثی روایاتی وجود دارد معروف به روایات «رایات السود» یعنی پرچم های سیاه. در این روایات بعد از خبر برافراشته شدن پرچم هایی سیاه در آستانه ی ظهور به مسلمانان توصیه شده به یاری کسانی بشتابند که این پرچم ها را برافراشته اند چرا که آن منجی به کمک همین افراد جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

این روایات که در منابع شیعه و سنی به چشم می ‌خورد مورد نقد و ارزیابی دانشمندان شیعه[۴] قرار گرفته است و در میان مشایخ اهل سنت نیز هستند کسانی که این احادیث را نادرست دانسته و نادرست تر، تطبیق آنها را بر حوادث روز مانند مسائل سوریه می دانند.

و اما امروز داعشی ها با استناد به این روایات، پرچم هایی سیاه؛ بلکه لباس هایی سراسر سیاه بر تن کرده و وانمود می کنند که همین ها هستند که زمینه ساز برپایی دولتی به واقع اسلامی در سراسر جهانند. این کار سابقه ای نیز در قرن دوم داشته است آنجا که ابومسلم خراسانی پرچمی سیاه به دست گرفت و جامه ای سیاه بر تن کرد و خلق الله را به کشتن داد به نام اسلام و به کام بنی عباس که بیایند و با سقوط امویان بر مسند قدرت قرار گیرند.

به عبارتی دیگر داعشی ها با استفاده از گفتمان مهدویت و روایات “پرچم های سیاه” وانمود می کنند که زمینه ساز برپایی دولتی به واقع اسلامی اند. آنها پا را فراتر نهاده و مخالفان خود از جبهه النصره را که در شام حضور دارند، “لشگر سفیانی” می ‌نامند که به دست آنها نابود خواهند شد. این نیز یکی دیگر از موارد به کارگیری مضامین اسلامی در پیشبرد اهداف از سوی داعشی هاست.

اما این بر اهل اندیشه حتی حامیان فکری این گروه پوشیده نیست که اعمال ننگین داعش هیچ تناسبی با آموزه های اسلام که سراسر رحمت است و در آن حقوق افراد، جان و ناموس آنها محترم است ندارد[۵] و ادعای خلافت و دولت اسلامی همگی فریبی برای پیشبرد اهداف با استفاده از مسلمانان ناآگاه و فریب خورده است.

 

پی نوشت:

۱٫       الاضواء‌ علی السنه‌ المحمدیه، ص۱۱۹

۲٫       کنز العمال، ج۱۲، ص۲۷۳

۳٫       همان ص ۲۷۵

۴٫       نقد و بررسی مفصل این روایات را می توانید از این آدرس دریافت کنید.

۵٫       سعد بن ناصر الشثری، مفتی عربستان و عضو سابق هیات علمای این کشور در گفت وگویی که از شبکه ماهواره ای المجد پخش شد گفت: گروه داعش با خدا و رسول گرامی اسلام می جنگد، به مساجد حمله می کند، علما را به قتل می رساند، بندگان خدا را شکنجه می ‌کند و به همین علت گرایش و پیوستن به این گروه گناه کبیره و به عبارتی خروج از دین اسلام است. (خبر آنلاین. ۱۱/۶/۹۳)

 

در این مقاله از یادداشت های استاد رسول جعفریان که در خبرآنلاین منتشر می شود بهره برده ایم.

امید پیشگر       

بخش مهدویت تبیان


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:48 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

اوصاف یاران حضرت مهدی (عج)

آیا یاران اصلى امام زمان(عج) عصاره تاریخ‏اند و از میان این همه انسان‏هاى صالح و اولیاى الهى انتخاب آنان چگونه صورت مى‏گیرد، یعنى آنها داراى چه ویژگى‏هاى مى‏باشند که به این مقام برگزیده شده‏اند؟!

 

انقلابى بزرگ و جهانى، نیازمند رهبران و مدیرانى لایق، کارکشته، وارسته و پرتوان است که هم پیروزى‏اش تأمین گردد و هم اهداف و برنامه‏هاى فراگیر آن تحقق یابد. بستر زمان و تاریخ، دروازه ورودى انسان‏ها به دانشگاه مهدوى است؛ دانشگاهى که در آن ملیّت و قومیّت، مذهب، نژاد، مقطع زمانى و… مطرح نیست؛ بلکه فراملى، قومى، نژادى و انسانى است. براین اساس قیام مهدوى، به حدى گسترده و فراگیر است که در قلمرو آن، همه ملیت‏ها و گروه‏ها – از گذشته تا حال و آینده – حضور دارند و حتى ملائکه الهى نیز در آن به ایفاى نقش مى‏پردازند.

 

پس از آنجایى که در میان یاران حضرت، پیامبران و اولیاى الهى (چون عیسى، یوشع، خضر، اصحاب کهف و…) و هم از اصحاب پیامبر اسلام و امیرمؤمنان«ع» (چون سلمان و مالک، ابوذر و…) حضور دارند، مى‏توان گفت آنان عصاره تاریخ خواهند بود. علاوه بر آن که خود حضرت مهدى(عج) ادامه دهنده راه همه پیامبران و اوصیا و دارنده همه سنن و مواریث آنان است؛ به طور طبیعى یارانش نیز دارنده این میراث گران بها خواهند بود.

 

البته در مجامع روایى بر ۳۱۳ یار خاص...


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:45 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

خدا کند تو بیایى

 

چقدر منتظرم من،  خدا کند تو بیایى

از آن درخت شکسته، ازآن پرنده ى خسته

همیشه در سفرى تو،  بهاروبرگ وبرى تو

غریب مانده ام اینجا،  غریب مثل پرستو

شب است وماه،  تویى تو؛نشان راه تویى تو

 


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:43 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

کشتی حضرت نوح (ع)

گروهی از دانشمندان روسی برای معدن یابی،  مشغول کندن زمین بودند که به تخته چوب های پوسیده ای برخوردند که از علائمی که داشتند, دریافتند این چوب ها غیرعادی  و مشتمل بر راز نهفته ای هستند. در میان چوبها،  تخته چوبی مستطیل شکل یافتند که همه را به حیرت انداخت زیرا در اثر گذشت زمان، پوسیدگی به تمام چوب ها راه یافته بود جز این تخته که ۱۴ اینچ طول و ۱۰ اینچ عرض داشت.
دولت روس برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب کمیته ای متشکل از ۷ استاد برجسته زبان شناس و باستان شناس تشکیل داد که عبارت بودند از:
۱) سولی نوف:  استاد بخش زبان دانشگاه مسکو
۲) ایفاهان خینو:  استاد زبان های باستان دانشگاه رچاینا
۳) میثانن لوفارتگ: رییس اداره باستان شناسی
۴) دی راکن:  عتیقه شناس و استاد دانشگاه لنین
۵)تانمول گورت: استاد زبان دانشگاه کیفزو
۶) ایم احمد کولاد:  ناظم اداره تحقیق زتکومن
۷) میچر کولتوف:  ناظر دفتر تحقیقات دانشکده استالین
بالاخره بعد از ۸ ماه تحقیق وکاوش، معلوم شد که این تخته چوب متعلق به کشتی حضرت نوح ع است که برای مددخواهی چیز هایی بر روی آن نوشته ودر کشتی نصب شده است.
در وسط تخته یک تصویر پنجه مانند وجود داشت که عباراتی به زبان سامانی برآن نگاشته شده بود.  کمیته مذکور بعد از ۸ ماه فکرو دقت وزحمت نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی درآوردند . سپس استاد زبان شناسی بریتانیا آقای ان. اف.  مکس آن را به زبان انگلیسی درآورد که ترجمه آن چنین است:
ای خدای من!  ای مددکار من! به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذات های مقدس محمد،  ایلیا (علی)، شبر (حسن)،  شبیر (حسین) و فاطمه دست مرا بگیر.این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند وتمام دنیا برای آنها بر پاشده پس مرا به واسطه نامشان یاری فرما.  تو میتوانی همه را به راه راست هدایت فرمایی.
این واقعه در سه مجله اروپایی زیر به چاپ رسیده :
ماهنامه starof bartania  چاپ لندن
مجله ۲۳ Manchester Sunlight
مجله ۱   London
– http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5248/5279/48768
هدیه به ارواح طیبه اهل بیت علیهم السلام صلوات

{اللهم صل على محمد وال محمد وعجهل فرجهم }

 


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:40 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

حكومت امام زمان(عج)

بايد توجه داشت سختى و فقر و گرفتارى‏ها و... وسيله‏اى هستند، براى پيشرفت و رشد انسان البته آن هم به شرطى كه انسان به خوبى از آنها بهره‏بردارى كند. برخى بر اثر سختى و فقر نه تنها رشد نكرده‏اند؛ بلكه عقب گرد داشته و گاه از دين خارج شده‏اند! پس اين مجموعه وسيله شدن به كمالند، نه اين كه خود هدف و كمال باشند.
اما اين كه در دوران امام زمان(عج) هيچ گونه سختى، بلا و مشكل وجود نداشته باشد، فرض درستى نيست. جهاد پيگير، تشكيل حكومت، رسيدگى به كارهاى مردم و... همه و همه در آن دوران هم وجود دارد. بنابراين اين‏گونه نيست كه در آن دوران راحتى مطلق باشد و ناز نعمت و بخور و بخواب به حدى است كه انسان از رشد ايمانى، و شكوفايى عمل باز ماند! بلكه عدالت جهانى و فراگير وجود دارد، تبعيض‏ها از بين مى‏رود. امنيت در تمام ابعادش (فردى، اجتماعى، اقتصاد سياسى و...) بر جامعه حاكم مى‏شود، اما سختى نيز هست، چرا كه متدينان و همراهان حضرت مهدى(عج) بايد او را در اداره جهان آن هم با عدالت فراگير، يارى كنند. قطعاً در اداره جهانى به اين گستردگى و وسعت مشكلات و... همه با معجزه حل نمى‏شود.
در رابطه با كمال انسان راه‏هاى بديلى وجود دارد و مسئله مهم آن است كه در هر شرايط از عوامل با دليل استفاده كند. راه تكامل گاه از گردنه‏هاى سخت و دشوار بلاها و مصايب عبور مى‏كند و گاه از دشت هموار نعمت‏ها، اما هيچ يك از اين دو خود به خود رساننده به كمال نيستند. مهم آن است كه در گاه سختى و نعمت انسان چگونه با آنها برخورد كند و در راه كمال آن را به كار گيرد.
آنچه در زمان استقرار حكومت امام مهدى(عج) رخ مى‏دهد، شرايطى هموار است كه انسان‏ها در پناه آن مى‏توانند با افزايش معرفت به اصلاح اخلاق و تهذيب نفس خويش، مدارج كمال و سير الى الله را با سهولت بيشترى نسبت به شرايط پيشين طى كنند. (مهدويت2، رحيم كارگر، كد: 12/500028)

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 13 آذر 1393  ] [ 12:21 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

سفیانی کیست؟


ظهور «سفیانی» همانند ظهور «دجّال» نیز در بسیاری از منابع حدیث شیعه و اهل تسنّن به عنوان یکی از نشانه های ظهور مصلح بزرگ جهانی، و یا به عنوان یکی از حوادث آخر زمان، آمده است. [1]

گرچه از بعضی روایات بر می آید که «سفیانی» شخص معیّنی از آل ابوسفیان و فرزندان او است; ولی از پاره ای دیگر استفاده می شود که سفیانی منحصر به یک فرد نبوده بلکه اشاره به صفات و برنامه های مشخصی است که در طول تاریخ افراد زیادی مظهر آن بوده اند.

از جمله در روایتی از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده:

«امر السّفیانی حتم من اللّه ولایکون قائم الاّ بسفیانی» [2]؛ ظهور سفیانی از مسائل حتمی و مسلّم است: و در برابر هر قیام کننده ای یک سفیانی وجود دارد!»

از این حدیث بخوبی روشن می شود که سفیانی جنبه «توصیفی» دارد نه «شخصی» و اوصاف او همان برنامه ها و ویژگیهای او است و نیز استفاده می شود که در برابر هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهد کرد.

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:

«انا و آل ابی سفیان اهل بیتین تعادینا فی الله: قلنا صدق الله و قالوا کذب الله: قاتل ابوسفیان رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) و قاتل معاویة علی بن ابی طالب(علیه السلام) و قاتل یزید بن معاویة الحسین بن علی(علیه السلام) و السّفیانی یقاتل القائم[3]؛ ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم که در مورد برنامه های الهی با هم مخالفت داریم: ما گفته های پروردگار را تصدیق کرده ایم و آنها تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مبارزه کرد; و معاویه با علی بن ابیطالب(علیه السلام); و یزید با حسین بن علی(علیه السلام); و سفیانی با امام قائم مبارزه خواهد کرد.» .

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت

ابوسفیان که سر سلسله سفیانی ها بود مشخّصات زیر را داشت:

1ـ سرمایه داری بود که از طریق غارتگری و غصب حقوق دیگران و ربا خواری و مانند آن به نوایی رسیده بود.

2ـ قدرتمندی بود که از طرق شیطانی کسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبری احزاب جاهلی را در مکّه و اطراف آن برعهده داشت; و همه شخصیّتش در این دو خلاصه می شد.

پیش از ظهور اسلام برای خود ریاست و حکومتی قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه ارکان قدرتش متزلزل گردید، چرا که اسلام دشمن سرسخت همانها بود که قدرت شیطانی ابوسفیانها بر آن قرار داشت; و جای تعجّب نیست که او دشمن شماره یک اسلام شد.

3ـ او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتی مکه به شمار می رفت و حمایت بی دریغش از بت و بت پرستی نیز به همین خاطر بود; زیرا بتها بهترین وسیله برای «نفاق افکندن و حکومت کردن» و «تحمیق و تخدیر توده های به زنجیر کشده» و در نتیجه تحکیم پایه های قدرت ابوسفیانها بودند.

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت.

او تمام این صفات را ـ از طریق تربیت و توارث ـ به فرزندش معاویه و از او به نوه اش یزید منتقل ساخت، و آن دو نیز برنامه های پدر را ـ منتها در شکل دیگر ـ تعقیب کردند هر چند سرانجام با ناکامی مواجه گشتند.

ابوسفیان یک مرد به تمام معنی ارتجاعی بود که از جنبش انقلابی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)سخت بیمناک بود; چرا که اسلام طرحی همه جانبه برای دگرگون ساختن آن جامعه عقب افتاده، و به تمام معنی فاسد داشت; طرحی که با اجرای آن محلّی برای زالوهایی همچون ابوسفیان و دار و دسته اش باقی نمی ماند.

و از این جا می توانیم درک کنیم چرا فرزندان و اعقاب او کوشش داشتند رشته های اسلام را پاره کنند و مردم را به آئینهای جاهلی باز گردانند، هر چند در زیر چرخهای آن سرانجام خرد شدند; ولی به هر حال، ضربه های سنگینی بر پیشرفت اسلام و مسلمین وارد ساختند.

در برابر قیام مصلح بزرگ جهانی «مهدی» نیز «سفیانی» یا سفیانیها قرار خواهند داشت که با قدرت جهنّمی شان سعی دارند در مسیر انقلاب راستین مهدی وقفه ایجاد کنند; زمان را به عقب برگردانند یا لااقل متوقّف سازند; از بیداری و برچیده شدن نظامهای ظالمانه طبقاتی به نفع استثمار کنندگان جلوگیری کنند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد. [4] که نظیر آن را در حکومت ابوسفیان و معاویه و یزید در تاریخ خوانده ایم.

هیچ مانعی ندارد که سفیانی آخر الزمان که در برابر مصلح بزرگ جهانی «مهدی» قیام می کند از نواده های ابوسفیان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهی گردد، همانطور که در اخبار آمده است; ولی مهمتر از مسأله نسب این است که برنامه های او و صفات و مشخّصات و تلاشها و کوششهایش همه مانند ابوسفیان است و روشی همسان او دارد.

این «سفیانی» مانند همه ابوسفیانها و همه سفیانی های دیگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام) به زانو در خواهد آمد و تلاشها و کوششها و نقشه هایش نقش بر آب خواهد شد.

از همه مهمتر آن است که باید مردم «دجّالها» و «سفیانی ها» را بشناسانند. این سفیانی ها گذشته از نشانه هایی که قبلا گفتیم نشانه دیگری نیز دارند که نمونه اش در تاریخ اسلام به روشنی دیده می شود، و آن این که:

صلحا و شایستگان را از صحنه اجتماع کنار می زنند و افراد ناصالح و مطرود را به جای آنها قرار می دهند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد

«بیت المال» را ـ چنانکه در حکومت دودمان ابوسفیان آمده ـ میان حواشی و طرفداران خود تقسیم می کنند; طرفدار انواع تبعیضها، تحمیق ها و پراکندگیها هستند و با این مشخّصات می توان آنها را شناخت و شناساند.

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست.

میان شیعه معروف است که او از اولاد عنبسه پسر ابوسفیان است و شاید از این رو آن را عیینه دانسته اند که کلمه عیینه در روایت با عنبسه اشتباه شده است. و در روایتی دیگر که شیخ طوسی آن را روایت کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر ابوسفیان یاد می کند.

فرزندان ابوسفیان پنج نفرند: عتبه، معاویه، یزید، عنبسه و حنظله. [5]

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست
ولی در یکی از نامه های امیرمؤ منان(علیه السلام) به معاویه، بطور صریح آمده است که سفیانی از فرزندان معاویه است.

«ای معاویه، مردی از فرزندان تو، بدخوی و ملعون و سبک مغز و ستمکار و واژگون دل و سختگیر و عصبانی است. خداوند رحمت و مهر را از قلب او برده است دائی های او همچون سگ خون آشام اند. گوئیا من، هم اینک او را می بینم اگر می خواستم او را نام می بردم و توصیف می کردم که او پسری چند ساله است، لشکری به سوی مدینه گسیل می دارد. آنها وارد مدینه می شوند و بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء می زنند در این حال مردی پاک و پرهیزکار از آنها فرار می کند، کسی که زمین را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده است و من نام او را می دانم و می دانم که در آن روز چند سال دارد و نشانه اش چیست.»

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «او از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است». [6] و ممکن است جدش عنبسه یا عتبه یا عیینه یا یزید از نسل معاویه پسر ابوسفیان باشد که در این صورت اشتباه، برطرف می شود.

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است که فرمود:

«اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید: پروردگارا انتقام من با آتش ‍ است.» [7]

موارد فوق نشانه هایی از سفیانی بود.

پی نوشت ها:

(1) بحارالانوار/ ج 53/ص 182، 190، 192، 206، 208، 209

(2) بحارالانوار/ ج 52/ص182

(3) بحارالانوار/ ج 52/ص 190

(4) بحارالانوار/ ج 52/ ص26

(5) بحارالانوار/ ج 52/ص212

(6) نسخه خطی ابن حماد/ ص75

(7) بحارالانوار/ج52/ص354


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 13 آذر 1393  ] [ 12:11 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

آیا علائم ظهور واقع شده اند ؟

عده‌اي بر اين باورند كه بسياري از علائم ظهور اتفاق افتاده است و فقط علايم حتمي نزديك ظهور، باقي مانده است. به نظر مي‌آيد سخني قطعي و كامل در اين مورد نمي‌توان گفت؛ زيرا منابع اصلي و قديمي شيعه، معمولاً، از نشانه‌هاي خاص و محدود نام برده‌اند، و بسياري از اين نشانه‌هايي كه به عنوان علايم اتفاق افتاده، مطرح مي‌شود يا اصولا در اين منابع ذكر نشده و يا بسيار كم رنگ بيان شده است. اين امر، نشانه آن است كه اخباري كه اين گونه نشانه‌ها را بيان كرده‌اند، چندان مورد اعتناي علماي گذشته نبوده است.
همچنين اسناد برخي از روايات، اشكال دارد و نقل آن‌ها در كتب روايي جامع، مانند بحار به دو علت مي‌تواند باشد:
1. حفظ اصل نقل‌ها براي تامل و تدبر ديگران در مورد آنها.
2. روشن شود كه همه گروه‌ها ـ چه موافق و چه مخالف اهل بيت ـ در اصل ظهور حضرت مهدي(ع) اتفاق نظر دارند. مرحوم مجلسي در ذيل روايتي مي‌گويد: «اين روايت را كه متن آن تغيير يافته و اشتباه دارد و سند آن به بدترين خلق خدا، يعني عمر بن سعد منتهي مي‌شود، آوردم تا دانسته شود همه، حضرت مهدي(ع) را قبول دارند. (بحار، ج52، ص227، ح90).
در مواردي كه سخن از يك علامت و فرج بعد از آن مطرح شده، گويا مراد ظهور امام زمان(ع) نيست، بلكه يك گشايش و راحتي براي مؤمنان است. از امام باقر(ع) نقل شده است:«منتظر صدايي باشيد كه از طرف دمشق، ناگهان به شما مي‌رسد. در آن، گشايش بزرگ براي شما خواهد بود.(الغيبة، نعماني، ب14، ح66).
در برخي روايات، سخن امام، به گونه‌اي است كه خبر از يك اتفاق و واقعه مي‌دهد نه اين كه بخواهد آن واقعه را يكي از علايم ظهور معرفي كند، مانند وقوع گرماي شديد(الغيبة، نعماني، ب14، ح44).
برخي نشانه‌ها و بيان‌ها، به گونه‌اي است كه مي‌تواند معناي ديگري غير از معناي ظاهري داشته باشد. مانند طلوع خورشيد از مغرب كه شايد كنايه از ظهور حضرت از مكه باشد. از امام علي(ع) نقل شده است: «و هو الشمس الطالعة من مغربها»(بحار، ج52، ص194، ح26).
به علاوه معلوم نيست اين حادثه خارجي، واقعا همان نشانه‌اي باشد كه در روايت ذكر شده است، بلكه شايد پديده‌اي مشابه آن باشد. (البته بايد توجه داشت كه شباهت اين حادثه با يك علامت، اين احتمال را ايجاد مي‌كند كه شايد اين واقعه، همان علامت ظهور باشد؛ لذا حالت آمادگي را در خود منتظر ايجاد مي‌كند).
سخن آخر اين كه اين مقدار كه انسان به صورت كلي در مورد آنها بداند، كافي است و پي‌گيري وقوع يا عدم برخي از آنها فايده و نتيجه‌اي در بر ندارد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 13 آذر 1393  ] [ 12:10 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

يماني كيست ؟

 

پرسش : يماني كيست و چه نقشي در زمينه ظهور ايفا مي كند ؟

او شخصی است که در آخرالزمان خروج می کند. در اخبار آخرالزمان و علائم ظهور حضرت مهدی (ع) مکرر از آن نام برده شده است و در روایت منقول از امام باقر (ع) خطاب به شیعه چنین آمده که: سفیانی و خراسانی و یمانی همزمان خروج می کنند و پرچم او در میان پرچم هایی باشد که در آن زمان برافراشته می گردد. وی بیش از همه به راه حق هدایت می کند، زیرا وی به یار شما (بقیه الله) دعوت می نماید و چون خروج کند، بر هر مسلمانی است که به وی بپیوندد و برکسی جائز نباشد، از فرمان او سر بتابد و هر کس از اطاعت وی سرپیچی کند، اهل دوزخ است؛ چه او مردم را به راه حق و صراط مستقیم می خواند. [1]
در بخش نشانه های ظهور، خروج یمانی از روشن ترین علائم است که بیش از چهارده ماه فاصله با ظهور آن حضرت نخواهد داشت. [2] و در حدیثی آمده است: یمانی از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) است. [3]

وی فرماندهی نظامی است که با سپاهی از طرف «یمن» قیام می کند و به سوی عراق می آید؛ چنانکه سفیانی نیز همزمان خراسانی، چنین می کند. خراسانی نیز فرماندهی نظامی است که از ایران به عراق حمله خواهد کرد و با سفیانی شورشگر به نبرد خواهد پرداخت.
امام صادق (ع) فرمودند:
«خروج سه تن: خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز واقع خواهد شد. [4] در این سه، هدایتگرتر از یمانی نیست که او به حق فرا می خواند.» [5]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] سفینه البحار (به نقل از معارف و معاریف، ج 10، ص 617)
[2] روزگار رهایی، ج 2، ص 1023
[3] غیبه نعمانی، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 75

[4] مراد حرکت آن ها به سوی عراق است
[5] بحارالانوار 52: 210، به نقل از کتاب الغیبه، طوسی ره

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 13 آذر 1393  ] [ 12:08 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]