جایگاه نماز در دین


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:32 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

نماز اول وقت


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:30 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

نماز جماعت


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:29 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

اهمیت نماز


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:24 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

مرید ولایتیم تا شهادت

امام خامنه ای

امام خامنه ایامام خامنه ای


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:21 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او اجابت کرد

غرش فرزند علی رو عشقه...

https://rasekhoon.net/_files/images/photogallery/6a8a2ba2-cf99-4c4c-a21c-2d5619f7a4ab.jpg


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 8:18 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

من، و مهربانی که مدیون اویم

روش دین اسلام در وادار کردن مردم به تقدیر از ولیّ نعمت خویش تربیتی و دور از اجبار است. در این دین به کرامت انسانها توجه شده و تمرکز بر روی رشد و انجام عمل از روی انتخاب آزادانه است. لذا رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در قبال اجر و مزد رسالت خویش، تنها مودت در حق ذی القربی را تعیین فرمودند و در این درخواست نکته ای مهم نهفته که به صورت خودجوش امت را به سمت ادای حق منعِم سوق می دهد که همان پیروی از راه و اندیشه ی این بزرگواران می باشد.

سهیلا آقاجانلو -بخش مهدویت تبیان
باران

در طول زندگی بسیار پیش آمده که خود را مدیون کسی دانسته ایم که گره ای از مشکلاتمان گشوده یا هبه و هدیه ای از جانب او به ما رسیده است. و بارها تلاش کرده ایم تا زحمات این اشخاص را جبران کنیم اما در اغلب اوقات از ولیّ نعمت حقیقی خود غافل مانده ایم که همه داشته هایمان را مدیون وجود مقدس و مبارکش هستیم. اندکی تامل، کافی است که بدانیم اگر تمام عمر خود را در کسب رضایت او بگذرانیم، باز نتوانسته ایم حق ولیّ نعمت خویش را ادا کنیم.

«اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا: پریشانی ما را به آن امام جمع گردان؛

وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا: پراکندگی امور ما را به وجود او اصلاح فرما؛
وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا: شکاف و تفرقه های ما را به وجود مقدسش اتحاد بخش؛

وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا: عده ما را به برکت او بسیار گردان؛

... وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنَا: فقر ما را به حضور حضرتش جبران فرما؛
وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنَا: خلل ما را به یمن وجودش مسدود ساز؛

وَ یَسِّرْ بِهِ عُسْرَنَا: به واسطه بودنش سختی ها را بر ما آسان فرما

وَ بَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنَا: به وجود او ما را رو سفید گردان ...»(١)
در جای جای این خواسته ها ،گره خورده ایم به وجود مقدس و آسمانی حضرت حجت علیه السلام که ولیّ نعمت ما هستند و واسطه فیض خداوند. اگر بناست عطایی از جانب خداوند به بندگان برسد و یا بلایی دفع گردد تنها علت و بهانه این عنایات، وجود مبارک حجت خدا بر روی زمین است که امام باقر علیه السلام فرمودند: «اگر برای لحظه ای وجود امام از زمین برداشته شود زمین ساکنان خود را چنان به تلاطم می اندازد که امواج دریا دریانشینان را.»(٢)
اندکی چشمها را بشوییم و پیرامون خود را بهتر بنگریم که چه نعمتها و عنایتها که بدون تلاش و زحمت روزیمان شده و چه بلاها که در بی خبریمان از ما دفع گردیده، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشیم. کافیست زمان کوتاهی وقت بگذاریم و نعمتهای رسیده و بلاهای دفع شده از خود را لیست کنیم تا عمیقا درک کنیم که نیاز ذاتی به امام معصوم به چه معناست؟!

قدرشناسی از محبوب

امام معصوم در ازای اهدای شاخه گلی توسط یک کنیز، آزادی اش را به او هدیه می دهد. حال در مقابل ولیّ نعمتی که حیات و هستی و هر چه نیاز زندگی مادی و معنوی مان است، به واسطه او ساری و جاری است، چگونه حق مطلب را ادا خواهیم کرد؟

طراحی نظام هستی به گونه ای قرار گرفته که رحمت عام الهی از کانال امام معصوم شامل حال تمام بندگان می شود: «بِكُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِكُمْ یُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ» (3) حتی بدیهی ترین اتفاق عالم که آسمان بالای سرمان، در جای خود مستقر شده و بر روی زمین نمی افتد به برکت وجود مقدسی است که اغلب اوقات از او غافلیم.
یکی از دستورات اخلاقی دینمان این است که هرگاه فردی لطفی در حق ما می کند باید به احسانی بهتر، از او قدردانی کنیم. امام على علیه السلام فرمود: «إذا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بأحسَنَ مِنها، و إذا اُسدِیَت إلَیكَ یَدٌ فكافِئْها بِما یُربی عَلیها، و الفَضلُ مَعَ ذلكَ لِلبادِئِ»(4)؛ هرگاه به تو درودى گفته شد، با درودى بهتر از آن پاسخ گوى و هرگاه احسانى به تو شد، به احسانى بهتر از آن جبرانش كن. با وجود این، فضیلت از آنِ آغازگر [نیكى] است.
در همین راستاست که امام معصوم در ازای اهدای شاخه گلی توسط یک کنیز، آزادی اش را به او هدیه می دهد. حال در مقابل ولیّ نعمتی که حیات و هستی و هر چه نیاز زندگی مادی و معنوی مان است، به واسطه او ساری و جاری است، چگونه حق مطلب را ادا خواهیم کرد؟
هنگامی که صاحب نعمت در مقابل قدرنشناسی منعَم، از ابزار محدودیت و قطع روزی بهره می گیرد، انسانها می آموزند که در مقابل هر قدرنشناسی نعمتی را از دست خواهند داد لذا به اجبار و نه از روی معرفت مراتب سپاسگزاری را به انجام خواهند رساند. اما زمانی که منعِم دارای صفت حلم و بردباری است و در مقابل جرم بندگان گذشت و چشم پوشی فراوان دارد، غفلت و فراموشی بر انسانها حاکم می شود و به مرور این تصور که رزاقیت وظیفه و تکلیف منعِم است، بر مردم غالب می شود. آنگونه که در دعای افتتاح می خوانیم که: «خدایا عفو و گذشت تو از خطاها و پرده پوشیت بر اعمال زشت و حلم و بردباری ات بر جرم و گناه سبب شد از تو در خواست کنم چیزی را که استحقاق آن را ندارم و اگر حاجتم را دیر برآوردی از نادانی بر تو عتاب کردم...»
این روحیه غالب مردم در مقابل ولیّ نعمتان در طول تاریخ است.

نسخه شفابخش دین

روش دین اسلام در وادار کردن مردم به تقدیر از ولیّ نعمت خویش تربیتی و دور از اجبار است. در این دین به کرامت انسانها توجه شده و تمرکز بر روی رشد و انجام عمل از روی انتخاب آزادانه است. لذا رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در قبال اجر و مزد رسالت خویش، تنها مودت در حق ذی القربی را تعیین فرمودند و در این درخواست نکته ای مهم نهفته که به صورت خودجوش امت را به سمت ادای حق منعِم سوق می دهد که همان پیروی از راه و اندیشه ی این بزرگواران می باشد.

اندکی چشمها را بشوییم و پیرامون خود را بهتر بنگریم که چه نعمتها و عنایتها که بدون تلاش و زحمت روزیمان شده و چه بلاها که در بی خبریمان از ما دفع گردیده، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشیم. کافیست زمان کوتاهی وقت بگذاریم و نعمتهای رسیده و بلاهای دفع شده از خود را لیست کنیم تا عمیقا درک کنیم که نیاز ذاتی به امام معصوم به چه معناست؟!

جمع بندی نظرات موجود پیرامون تفاوت محبت و مودت نشان می دهد که مودت، محبتی است که با گرایش و تمایل به سمت چیزی یا کسی همراه باشد. در واقع، طرح و برنامه دین برای انسان سازی راهی متفاوت از اجبار و اکراه است. اسلام می خواهد که انسانها از مسیر درست و مطمئن به یک خصیصه دست یابند و هر چند، ممکن است در این مسیر دچار انحرافهایی شوند اما با رسیدن به آن، دارای استقامت لازم خواهند بود.

نیازی فراتر از ذهنها

آنچه که بیان آن مهم به نظر می رسد این است که اولا نباید فراموش کنیم که نیاز ما به امام عصر علیه السلام نیازی غیرقابل تصور توسط ذهن محدود ماست و نیازی در تمام ابعاد مادی و معنوی و در تمام عوالم هستی بوده و همین نکته سبب نیاز ذاتی ما به حضرت می باشد. در مرحله دوم لازم است سپاس و قدردانی خود را در مقام عمل ابراز کرده و تلاش نماییم که محبت ایشان را به بهترین شکل پاسخ دهیم و بدانیم قطعا بهترین مدل برای جبران، همان چیزی است که این ذوات مقدس از ما انتظار دارند. حقیقت مطلب این است که خداوند متعال با این تدبیر مردمی را که به دنبال تلاش برای جبران محبت اولیای خود هستند، به سمت انجام فرائض دینی و طی مسیر سعادت سوق داده است که نشانه ای دیگر از الطاف بی پایان ذات باری تعالی است.

پی نوشت:

1) مفاتیح الجنان، اعمال ماه مبارک رمضان، دعای افتتاح.
2) منتخب میزان الحکمة، محمدی ری شهری، ج 1 ص73 ح 291.
3) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
4) میزان الحکمة ج10 ح17863.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

وقتی که خوبان باز می گردند

 

رجعت

 

 


«رجعت» در لغت به معنی بازگشت است، و در اصطلاح به معنی بازگشت گروهی از مومنان خالص و عده‌ای از منافقان فاجر، پیش از قیامت به این جهان است. اعتقاد به رجعت یکی از عقاید مسلم و تردیدناپذیر شیعه است، که بر اساس آیات قرآن و احادیث معصومین استوار می ‌باشد. زیرا خداوند منان بر طبق حکمت بالغه ‌اش مقرر فرموده که به هنگام پیاده‌ شدن احکام الهی و استقرار یافتن حکومت واحد جهانی، چشم‌ انتظاران آن روزگار مسعود بازگردند و از برکات بی ‌پایان دولت کریمه خاندان وحی برخوردار شوند.


هنگامی ‌که مومنان خالص برای مشاهده الطاف حق و درک لذت زندگی در پناه دولت حق باز می ‌گردند. ستمگران و ملحدان نیز باز می ‌گردند، تا پیش از آخرت قسمتی از واکنش اعمال خود را ببینند و مایه سرور و طیب خاطر ستمدیدگان گردد.
فرمان رجعت همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند قادر متعال صادر می‌ شود و جمعی از بندگان خالص خداوند، که سالها و احیاناً قرنها پیش از آنان دیده از جهان فروبسته‌ اند، باز می‌ گردند و تجلی قدرت خداوند را در دولت کریمه امام مهدی علیه ‌السلام می‌ بینند. آیات بی‌ شماری از قرآن کریم، توسط امامان، به‌ عنوان آیات رجعت مطرح شده، که از بررسی آنها وقوع رجعت در میان پیشینیان و امکان آن در آینده به ‌روشنی اثبات می ‌گردد.

 

رجعت وعده الهی

اموراتی که در قرآن و روایات برای آینده پیشگویی شده است بر دو دسته اند: برخی از آنها وعده است و برخی دیگر نشانه.
نشانه ها قابل تغییرند و احتمال عدم تحقق آنها وجود دارد، مانند برخی علائم غیرحتمی ظهور. امّا وعده های الهی تخلف ناپذیرند و قطعاً تحقق می یابند چه اینکه قرآن می فرماید: "إِنَّ اللَّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ "( آل عمران، آیه 9) حال اگر وعده ای مقدمه لازمی داشته باشد که بدون آن نتواند تحقق یابد، آن مقدمه هم قطعی خواهد بود.

مومنانی که در اثر ظلم ظالمان و بیدادگری غاصبان و توطئه منافقان، به زندان ها و  تبعیدگاه ها افتاده اند و در نتیجه به فیض شهادت نایل آمده اند باید در آخرالزمان به دنیا باز گردند تا این وعده الهی درباره آنان محقق گردد و لذت و شیرینی گسترش دین موردپسند خداوند را که در راه استقرار آن لحظه ای درنگ نکرده اند چشیده و شاهد استقرار دولت کریمه، عزت اسلام و مسلمین و ذلّت نفاق و منافقین باشند

رجعت، وعده تخلف ناپذیر و یا نشانه تغییرپذیر

اکنون باید به این موضوع بپردازیم که آیا رجعت مانند قیامت و ظهور حضرت مهدی علیه السلام یک وعده الهی است که تخلف ناپذیر باشد و یا نشانه ای از نشانه های عصر ظهور و قیامت می باشد که تغییرپذیر باشد؟

و پاسخ آن این است که رجعت وعده الهی است.  امّا درباره ی وعده بودن آن به یک آیه و یک روایت اشاره می کنیم. قرآن کریم می فرماید:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ.(آیه 55 سوره نور)

رجعت

"خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمین جانشین قرار دهد، همان گونه كه كسانى پیش از ایشان را جانشین كرد، و قطعاً دینى را كه خداوند براى آنان پسندیده است، براى آنان استقرار و اقتدار بخشد و از پى ترسشان امنیّت را جایگزین كند، تا (تنها) مرا بپرستند و چیزى را براى من شریك نگیرند، و هر كس بعد از این، كفر ورزد پس آنان همان فاسقانند."
نکاتی که در مورد این آیه باید مورد بررسی قرار گیرد این است که:
اولاً این وعده الهی شامل همه مومنان نیست، بلکه یک گروه خاصی از مومنان است که به اعلی درجه ی ایمان و عمل صالح رسیده باشند، زیرا آیه صراحت دارد که همه مومنان مشمول این وعده نیستند که از عبارت "منکم" استفاده می شود. و مومنان هم از سه حال خارج نیستند:
الف) مومنان کامل که در اعلی درجه ایمان و عمل صالح رسیده اند.
ب) مومنان متوسط که ایمان و عمل صالحشان در حد متوسط است.
ج) مومنان مستضعف که ایمان و عمل صالحشان در حدّ ضعیف است.

گروه دوم و سوم نمی تواند مورد وعده الهی باشد، زیرا ترجیح مرجوح بر راجح، ظلم و عقلا قبیح است. پس وعده داده- شدگان منحصرند در گروه اول که مصداق آنان در مرتبه اول پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام هستند، سپس مومنانی که در درجه ی اعلی بعد از آنان می باشند.
بنابراین خدای سبحان به مومنان کامل وعده ی قطعی داده است که به زودی زمینه ی حکومت آنان را در روی زمین فراهم کرده و آنان را وارث زمین قرار دهد و کره ی زمین را از لوث کفر و نفاق پاک نماید به طوری که هیچ سببی از اسباب ترس و نا امنی مومنان حاکم را تهدید نمی کند، بلکه سرتاسر عالم را خیرات و امنیت فرا می گیرد و جامعه از هر گونه ترس و دلهره در امان و آسایش می باشد و زندگی پاک و طیب را در سایه ی حکومت کریمه تجربه می کند.
ثانیاً آیه می فرماید: اسلام که دین حق و مرضیّ الهی است به طور اساسی و بنیادی در روی زمین استقرار پیدا نموده و هیچ چیزی استقرار او را تهدید نمی کند و هیچ مانعی از نفوذ و اجرای احکام آن در جامعه وجود ندارد، بشر به آن حد از رشد و کمال می رسد که فقط خدای یگانه را پرستش نموده و هیچ چیز دیگری را مستحق عبادت و پرستش نداند.

فرمان رجعت همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند قادر متعال صادر می‌ شود و جمعی از بندگان خالص خداوند، که سالها و احیاناً قرنها پیش از آنان دیده از جهان فروبسته‌ اند، باز می‌ گردند و تجلی قدرت خداوند را در دولت کریمه امام مهدی علیه ‌السلام می‌ بینند.

آنچه مسلم است این جامعه با این خصوصیات، از آغاز بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تا به امروز، هرگز محقق نشده است و چشم گیتی مصداق چنین جامعه ای را هنوز ندیده است و برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام و مومنانی که در مرتبه بعدی قرار دارند هیچ گاه چنین زمینه ای در طول تاریخ فراهم نشده است، بلکه همه ی آنان در اثر ظلم ظالمان و بیدادگری غاصبان و توطئه منافقان، به زندان ها و  تبعیدگاه ها افتاده اند و در نتیجه به فیض شهادت نایل آمده اند پس باید در آخرالزمان به دنیا باز گردند تا این وعده الهی در باره آنان محقق گردد و لذت و شیرینی گسترش دین موردپسند خداوند را که در راه استقرار آن لحظه ای درنگ نکرده اند چشیده و شاهد استقرار دولت کریمه، عزت اسلام و مسلمین و ذلّت نفاق و منافقین باشند.
و نیز امام صادق علیه السلام می فرمایند: وَاللهِ لا تَذهَبُ الأیَامُ و اللّیالیُ حتّی یُحیِیَ اللهُ المَوتی و یُمیتَ الأحیاءَ، و یَرُدَّ اللهُ الحَقَّ إلی أهلِهِ و یُقِیمَ دینَهُ الّذِی ارتَضاهُ لِنَفسِه و نَبِیِّهِ، فَأَبشِروا، ثُمَّ أبشِرُوا. فَوَ اللهِ ما الحَقُّ إلاّ فی أیدِیکُم.( الکافی، ج ۳، ص ۵۳۸٫)
به خدا قسم روزها و شب ها به پایان نمی رسد تا اینکه خداوند مردگان را زنده کند و زنده ها را بمیراند و خداوند حقّ را به اهلش بازگرداند و دینی را که مورد رضایت خود و رسولش می باشد به پا دارد. پس بشارت باد بر شما و بشارت باد بر شما. به خدا قسم که حقّ جز در دست های شما نمی باشد.
در این روایت امام علیه السلام با قسم به خداوند زنده شدن مردگان و برپایی دین حق به دست مومنان را خبر داده اند.

بنابراین به طور حتم این وعده الهی در آینده محقق شده و حکومت عدل الهی در زمین به دست صالحان بر پا می شود. تعدادی از یاران خاص امام زمان علیه السلام از رجعت کنندگان و تعدادی هم از مومنین خالص همان زمان می باشند و ما باید تمام سعی و تلاشمان این باشد که در راه رضایت خدا و امام زمان قدم برداریم تا انشاء الله بتوانیم از یاران خاص حضرت باشیم.

اعظم کارگر شریف                     
کارشناس علوم قرآنی سطوح عالی حوزه علمیه
                                                                      بخش مهدویت تبیان


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 2:19 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

مهدی علیه السلام، زیباترین معنای زندگی

زندگی برای هر فرد، تعریفی دارد؛ گاهی می شنوم که مردم از یکدیگر می ‌پرسند: آیا این زندگی است؟ و به رفاه، معنی ‌اش می ‌کنند. تعبیر شاعرانه‌ ی آن "سیبی است که گاز باید زد با پوست و آب- ‌تنی کردن در حوضچه اکنون"؛(١) و دانشمندان و فیلسوفان حیات را حقیقت مجهول ‏الكنهى می ‌دانند كه دو خاصیت دارد: یكى آگاهى و دیگرى جنبش.(٢) ولی من می‌ بینم آنانی را که مرفه ‌اند، در زمان حال، خوش هستند و حرکت نیز دارند؛ اما زندگی نه؛ آن‌ گاه تأملی کرده و تعریف خود را از زندگی ارائه می ‌دهم.

خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان

 

یا صاحب الزمان

زندگیِ من

از نظر من زندگی یعنی شما، مهدی مولا! یعنی نوشتن از شما، گفتن از شما، فکر کردن به شما، جلب رضایت شما، شاید بپرسند که خودت چه؟! آیا این تو نیستی که زنده‌ ای؟! و من قلبم را نشان شان می‌ دهم و ضربان آن را! بگذار بگویند که نیستی این متوهّمان هستی! وقتی‌که ضرباهنگ قلب من، در هر تپش می‌ گوید «مهدی»!

 

مهدی مولا! تویی که همه وجودمی       مهدی آقا! تویی که نبود و بودمی
 مهدی سرور! تویی که دلا اسیرته     مهدی بابا! تویی که ملک فقیرته

به نظرتان شعار داده و از واقعیت دور افتاده ‌ام؟! اگر این‌ گونه است این شواهد چیست؟:

حیات زمین؛ حیات زمان

زندگی از نظر هر کس معنایی دارد؛ اما معنی واقعی زندگی نَفَس کشیدن در فضای خدمت به حجت الهی است؛ زیرا در کنار او، رشد انسانی محقق می ‌شود و زندگی معنا می‌ یابد. خداوند می ‌فرماید: ای مومنان! وقتی خدا و رسول شما را به آن ‌چه زندگی ست می‌ خوانند، اجابتشان کنید! (٣) چرا دوست دارید مرده باشید؟! آنان برای شما زندگی می‌ خواهند آنچه پشت شیشه‌ ی نمایشگاه‌ های لوکس ماشین و افکار خیال اندود طلایی مسافرتهای آنچنانی، می‌ یابیدش، زندگی نیست؛ رفاه است و حرکت!
نیامدیم که مرده باشیم و متحرّک؛ آمدیم که خودی نشان دهیم؛ بدون مهدی علیه السلام، چگونه می- ‌توان خودی نشان داد؟! وقتی‌ که او شریف ‌ترین موجودات است و هر کس به میزان توجّه و خدمت به او، درجه می ‌گیرد. هر که بیشتر خاطرخواه شده باشد، بیشتر وارد زندگی شده است.
زیبایی زندگی در کنار حجت خدا، به جاودانگی آن است؛ زندگی ‌ای که به همین 70 سال تعلّق ندارد، اقیانوس هستی، قطره‌ ها را راه داده و در خود گم می ‌کند. حجت خدا، جاودانه است؛ زیرا هر آنچه خدایی شد، با نیستی بیگانه است و هستی محض! (٤)

در تعجبم از آنانی که دمِ مسیحایی عیسی علیه السّلام را دیدند یا شنیدند و باور کردند؛ اما نَفَس حیاتبخش مهدی علیه السلام را باور نمی ‌کنند! چگونه ممکن است قدرت نجات جان یا بینایی شخصی به اذن الهی، برای پیامبری، میسّر باشد، ولی قدرت نجاتبخشی محتاجان برای مولا، به اذن الهی، میسّر نباشد؟!

هر که به دنبال زندگی است، درب آرامش موقتی و گاهی شیطانی فلان مکتب را، نزند؛ از با او بودن پُر شویم؛ چرا که ویژگی او، حیات مردمان است؟ (٥) و آن‌ گاه هنوز ظهور رخ نداده، قلبهایمان متولّد می ‌شود؛ قلبی پر از بی ‌نیازی؛ پر از مهربانی؛ همدلی؛ پر از درد مردم و عشق؛ پر از خدا و ذکر او؛ و چقدر خالی از کینه، حسد، غرور و بخل!
اگر پس از ظهور، زمین زنده می‌ شود؛ (٦) در زمان غیبت نیز، هر که غفلت، باعث غیبتش نشده، محضر امام را خود درک می ‌کند و با تأیید امامش، زنده می ‌شود و نشاط می‌ یابد و با لبخند او به زندگی علاقه‌ مند شده و گامهای خود را محکمتر بر می ‌دارد. هر کاری که می ‌کند و در هر شغلی که هست یک چشمش رو به سوی اوست و هر لحظه، کوچکترین کدورتی در چهره‌ ی محبوبش، ببیند عطایش را به لقایش می‌ بخشد و هر چه باشد به راحتی کنارش می ‌گذارد؛ زیرا دست در دست دوست واقعی، ترسی برای او باقی نگذاشته است.

حتی از تنها شدن نمی‌ ترسد؛ تنها می ‌شود گاهی، ولی بی‌ دوست نه! تنها می ‌شود گاهی، ولی بی نَفَس نه؛ حیات، نَفَس می‌ خواهد و نَفَس منشأیی دارد که برخی هوا را منشأ آن می ‌دانند؛ اما هر که با مولا آشنا شده باشد می‌ داند که منشأ نفس، هوا نیست، هوس نیست، باعث حیات، وجود حیّ مهدی علیه السلام است. مگر نه اینکه باران باعث حیات زمین است و حیات باران، مولاست که «بکم ینزل الغیث»؛ (٧) باران و لطافت آن را حس می‌ کنیم و حیات زمین را نیز؛ ولی گاهی منتظر باران حیات وجود خودمان نمی ‌مانیم. نبض آفرینش با ماست و منتظر رجوع ما به او!

مسیح دوران

آیا هیچ شنیده ‌اید از «حیات طیبه»؟! آیا این حیات تنها در عالم ملکوت و قیامت درک ‌شدنی است؟ و یا سَری در این عالم نیز دارد؟! (٨) مگر نه اینکه عالم ملکوت، دنیا را احاطه کرده و بر آن مُشرف است؛ پس چرا در این دنیای ناسوت نیز، برای ملکوتیان حیاتی نباشد از نوع طیّبه و پاک؟!
حیاتی که منشأ آن هوا نیست، نسیم است؛ نسیم عطر آگین و جانبخش مهدی علیه السلام؛ کسی که غایب نیست؛ زنده است و زندگی ‌بخش! جاودانه است و جانبخش! در تعجبم از آنانی که دمِ مسیحایی عیسی علیه السّلام را دیدند یا شنیدند و باور کردند؛ اما نَفَس حیاتبخش مهدی علیه السلام را باور نمی ‌کنند! چگونه ممکن است قدرت نجات جان یا بینایی شخصی به اذن الهی، برای پیامبری، میسّر باشد، ولی قدرت نجاتبخشی محتاجان برای مولا، به اذن الهی، میسّر نباشد؟!

زندگی از نظر هر کس معنایی دارد؛ اما معنی واقعی زندگی نَفَس کشیدن در فضای خدمت به حجت الهی است؛ زیرا در کنار او، رشد انسانی محقق می ‌شود و زندگی معنا می‌ یابد.

آیا خداوند را به عدالت نمی‌ شناسیم؟ خاک بر دهانم باد اگر این‌گونه، عدالت خدای عادلمان را زیر سوال ببریم! خدایی که ولایت تکوینی (٩) خود را به خاطر مسئولیت خاص حجت هر زمان به او داده، به حجت حیّ ما نیز قدرت تصرّف قلوبِ خواهانِ زندگی را داده است.

زندگی ‌مان! بمانید برایمان

زندگی گاهی آدم را اسیر می‌ کند. مثل ما که اسیر شما شدیم. صید، گاهی با رنج در دست صیاد می ماند؛ اما اگر صید با دست خود به خانه ‌ی صیاد بیاید و پاشنه‌ ی آنجا را درآورد و آرزوی نظری از طرف صیاد را داشته باشد، چه؟! آیا برای او سختی دارد که پاهای زخمی و پرهای کنده ‌ی خود را ببیند؟ نه.

مولا! زخمی شدن سختمان نیست! در آخرالزمان نفس کشیدن سختمان نیست، اگر لبخند و عنایت شما باشد! مهدی مولا! چون بکوشیم همه، در پی هستی، وقتی؛ هستی از غیر شما نیست!
روی از ما برنگردانید که خواهیم مُرد؛ مانند مردمان دوران جاهلیت که مرده بودند! (١٠) دوری ما از شما ضربان قلبمان را کُند خواهد کرد. به نفسهای به شماره افتاده‌ مان رحمی کنید! آخر ما نیز دلمان برای زندگی، تنگ است!
خدایا! روزیمان کنید زندگی محمدی و آل محمدی را! به حقیقت حیات طیبه ‌ای که آنان درکش کردند ما را نیز قطره ‌ای بچشانید از آن! آنان زندگی کردند و با زندگی خود به ما زندگی بخشیدند. کمکمان کنید، عاشق زندگی مهدوی بمانیم!

پی نوشت:

1) شاعر: سهراب سپهری.
2) مرتضی مطهری، مجموعه‏ آثار، احیاى تفكر اسلامى، «روح اسلامى در مسلمین مرده است»، ج‏25 ، ص424.
3) «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِیكُمْ ...»: اى كسانى ‌كه ایمان آورده ‏اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزى فرا خواندند كه به شما حیات مى ‏بخشد، آنان را اجابت كنید... (سوره مبارکه انفال، 24)
4) «مَا عِندَكمُ یَنفَدُ  وَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاق‏...»: آنچه نزد شماست فنا می‌ شود و آنچه نزد خداست ماندنی است. (سوره مبارکه نحل، 96)
5) یکی از القاب مولا «حیاة الانام» است: ر.ک: اصول الكافی، ج 1، ص ،203، ح 2؛ الغیبه نعمانی، 149.
6) امام باقر علیه السّلام در مورد آیه 17 سوره مبارکه حدید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ...»  بدانید كه خداى تعالى زنده‏ مى‏ كند زمین‏ را بعد از مردنش؛ فرمود: «خداوند زنده مى ‏كند به سبب قائم علیه السّلام زمین را بعد از مردنش به سبب كفر اهلش و كافر مرده است.»: شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمة، ص 668.
7) شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
8) ر.ک: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُوْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ (سوره مبارکه نحل،۹۷): هر کس از مرد یا زن، عمل نیک انجام دهد در حالی ‌که ایمان داشته باشد پس او را بی ‌تردید (در دنیا) به زندگی پاکیزه‌ ای زنده خواهیم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عملهای بسیار خوبشان خواهیم داد.
9) ولایت تکوینی به معنی سرپرستی موجودات جهان و قدرت تصرف در آنها است.
10) قرآن کریم در مورد مردم جاهلیت‏، مى ‏فرماید اینها امواتند: «... انَّكَ لاتُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ ما انْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِى‏ الْقُبورِ» (سوره مبارکه فاطر، 22) : (اى رسول! بدان كه) خدا هر كه را بخواهد شنوا (ى كلام حق) سازد و اما تو آن كس را كه در گورستان (كفر و جهالت و شهوت پرستى) فرو رفته هرگز شنوا نتوانى كرد.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 2:19 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

نويسنده كتاب ملاقات با امام زمان (عج)

نظرتان نسبت به نويسنده كتاب ملاقات با امام زمان (عج) و آثار دیگر ایشان چیست؟

پاسخ :
شرح پرسش:
نظرتان نسبت به نويسنده كتاب ملاقات با امام زمان (عج) و ديگر كتاب‌های ايشان چيست؟ آيا مطالعه كتاب‌های ايشان خالی از اشكال است؟ از نظر محتوا چگونه است؟

پاسخ:
آقاي سيد حسن ابطحي نويسنده كتاب ملاقات با امام زمان (عج) و پرواز روح و مصلح غيبي، يكي از نويسندگان آثار مذهبي است كه مطالعات قابل توجهي در زمينه مهدويت و امام زمان (عج) دارد.
كتاب بدون ايراد و اشكال در زمينه علوم انساني به خصوص تاريخي و مذهبي در دنيا اندک است و كتاب هاي آقای ابطحي نيز مستثنی نيست، ليكن مطالبی كه در خصوص امام زمان (عج) در كتاب‌هايش آورده، غالباً قابل استفاده برای شيفتگان حضرت بقيةالله (عج) است. در مورد ساير مطالب و كتاب‌ها و افكار و شخصيت اجتماعي وی، اطلاعات دقيق و مورد وثوق در دست نيست.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام

ادامه مطلب


[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 2:13 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]