سلام بر وارث غدیر

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
"هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید."
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.
ادامه مطلب
وصف جان در سخن جانان

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در شخصیت بی انتهای علی علیه السلام و کمالات بی نظیر و فضایل بی پایانش احادیثی فرموده اند که به بخشی از آنها اشاره می نماییم .
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود:
- اگر تمام باغ ها قلم گردد، همه دریاها مرکب، همه جن ها حسابگر و انسان ها نویسنده شوند تا همه فضایل و مناقب علی را بشمارند نمی توانند . (1)
- سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند . (2)
- هر کس دوست دارد مثل من زندگی کند و مثل من بمیرد، به ولایت علی بن ابیطالب تمسک کند . (3)
- پروردگار عالم به من وحی کرد و مرا مأمور ساخت که علی علیه السلام را با لقب امیرالمومنین بخوانم و فرمود: تا به حال، کسی را با این لقب نخوانده ام و آن را به کسی نخواهم داد . (4)
- پیامبراکرم صلوات الله علیه قبل از وفات خویش از آینده خبر داد و فرمود: پیروان حضرت موسی به هفتاد و یک گروه تقسیم شدند؛ همه آنان اهل آتش هستند جز گروهی که از وصی اش" یوشع " پیروی نمودند و پیروان حضرت مسیح نیز به هفتاد و دو گروه تقسیم گردیدند و همگی گرفتار عذاب اخروی می گردند، جز آنان که از جانشین او" شمعون" تبعیت کردند، امت من نیز به هفتاد و سه شعبه تقسیم می شوند همگی در قهر خدا گرفتار خواهند شد مگر آن گروه راستین که از وصی و جانشینم علی بن ابیطالب علیه السلام پیروی نمایند . (5)
- هر کس می خواهد حضرت نوح (ع) را در عزم و اراده اش بنگرد و علم سرشار حضرت آدم (ع) را درک کند و به جدم حضرت ابراهیم (ع) در حلم و بردباری اش نگاه کند و حضرت موسی (ع) را در ذکاوت و هوشیاری و حضرت عیسی (ع) را در زهد و بی توجهی به دنیا ببیند، وجود مبارک علی علیه السلام را ببیند . (6)
- من شهرعلم هستم و علی درِ آن است، هر کس می خواهد وارد آن شود باید از درش بگذرد . (7)
- علی از حیث قضاوت و داوری نیز در میان امت من بی نظیر است . (8)
- سرلوحه دفتر هر فرد با ایمان محبت و دوستی علی ابن ابیطالب است . (9)
- علی داناترین امت من ، بعد از من است . (10)
پی نوشت ها:
1- محجة البیضاء، ج 4، ص 206.
2- مسند احمد حنبل به نقل شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 168.
3- شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 168.
4- بحار الانوار، ج 37، ص 290.
5- وسایل الشیعه، ج 18، ص 31.
6- محجة البیضاء، ج 4، ص 192.
7- کنزالعمال، ج 11، ص 600 .
8- آفتاب ولایت، ص 138.
9- بحارالانوار، ج 39، ص 229.
10- کنز العمال، ج 6، ص 153.
ادامه مطلب
او همچنان ناشناخته است

از آن زمان که کودکی نو پا بودم، به یاد دارم هر گاه که می خواستم برخیزم ، به من آموخته بودند «یا علی» بگویم ، هر گاه می خواستم باری را بلند نمایم «یا علی» می گفتم، ام ا«یا علی» چه بود ؟ و «علی» که بود ؟ نمیدانستم.
امروز هم که بزرگ شده و مطالعاتی در سیره و سرگذشت آن حضرت داشتهام ، باز هم باید اقرار کنم که چیزی نمیدانم و درک جلوه های شخصیت ابر مردی که ماوراء شخص وی، حتی برای اصحابش ناشناخته بود و هست؛ برای فردی چون من، ناممکن است مگر نمی از یمی.
مولوی بلخی با آن اندیشه عمیق و روح بلند درباره حضرت علی علیه السلام میگوید:
در شجاعت شیر ربانیستی در مروت خود که داند کیستی؟
و ابوعلی سینا، متفکر و فیلسوف شرق نیز در مقام تشبیه او چنین میگوید:
[علی علیه السلام نسبت به اصحاب، مانند «معقول» بود نسبت به «محسوس»] و نیز میگوید: «علی علیه السلام در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود.»
به راستی کدام بُعد از ابعاد وجود علی علیه السلام را می توان بررسی کرد ؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار، گذشت، علم، آگاهی و معرفت ، زهد و تقوا و ... کدام یک؟علی علیه السلام، شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد؛ حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر ، بی گذشت و دقیق النظر بود.
به راستی شناخت کامل از این دریای ناپیدا کرانه فضیلت ، تقوا و دانش، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله که معلم و مربی اوست و اولاد مطهرش که پرورش یافتگان مکتب او هستند؛ تنها ایشان هستند که مقام و رتبت او را، چنان که هست، در می یابند و دیگران را راهی به شناخت شخصیت والای او نیست.
امیرالمؤمنین دریایی است از خصایص عالی بشری و جامع صفات ممتاز یک انسان برتر، و به حقیقت انسانی کامل. ایشان در این صفات، تا آنجا پیش رفته که حتی دشمنانش نیز زبان به تمجید او گشودهاند.
آوردهاند: روزی محقن بن ابی محقن که از حضرت علی علیه السلام روی برگردانده و به سوی معاویه رفته بود، برای شادمان ساختن معاویه گفت: « من از نزد بی زبان ترین مردم به نزد تو آمدم!» این چاپلوسی چنان مشمئز کننده و بی جا بود که معاویه گفت: " وای بر تو! علی بی زبان ترین افراد است؟! قریش پیش از علی از فصاحت آگاهی نداشت، علی به قریش درس فصاحت آموخت!"(1)
"طه حسین" نیز درباره امام چنین می گوید: " من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم." (2)ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین و آنان که میخواستند اسلام را از مسیر اصلیاش منحرف ساخته، به وادی انحراف، امتیازات طبقاتی و سنن جاهلی بکشانند، حقیقتی است روشن.
حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمین، در حالی که "خار در چشم و استخوان در گلو" داشت، حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.
علی علیه السلام در آن گردبادهای اغراض و جهالت و در طوفانهای کینه توزی از مطامع دنیوی، ناشناخته بود و سخنان آتشین و مواعظ از دل برخاسته اش در دل های قسوت گرفته و سنگین، کمتر اثری نداشت تا جایی که امام سر به بیابان مینهاد و درد دل را تنها با خواص اصحابش در میان میگذاشت یا در سکوت عمیق چاه درد تنهایی را باز میگفت.
علی علیه السلام که چشمههای حکمت و دانش از ستیغ کوهساران شخصیت والایش ریزان بود و قادر بود سعادت دو جهان را برای همگان به ارمغان آورد؛ او که به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر بود، او که از شمیم روح پرور وحی محمدی صلی الله علیه و آله بهره مند شده و از کودکی در آغوش پر مهر نبوت پرورش یافته بود؛ او که عادل ترین داوران و شجاع ترین دلاوران، امیرمؤمنان و پناهگاه ستم رسیدگان و دردمندان بود؛ همچنان ناشناخته ماند و جز تنی چند از یاران وفادارش، دیگران به ارزش وجودی او پی نبردند و یا نخواستند پی ببرند...
" به واقع علی(علیه السلام)، مظلوم تاریخ اسلام است. "
پینوشتها:
1- سیری درنهج البلاغه ، مرتضی مطهری، ص 15.
2- همان ، ص 19.
ادامه مطلب
اعمال عید غدیرخم
امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه مىكند:
1- صیام :
در برخى روایات وارد شده كه روزه این روز برابر است با صد بار حج و صد بار عمره. و در روایت دیگرى، كفاره شصت سال گناه است. پس حتما برادران و خواهران به این فضیلت بسیار مهم توجه كنند و حتما آن را روزه بدارند.
2- قیام:
اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار، اطلاق مىشود ولى ممكن است قیام كنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوتها و ستم پیشگان باشد.
بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا، نیز یك عبادت بزرگ است بلكه از اهم فرائض و واجبات است.
3- اطعام الطعام:
مهمانى كردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگىهاى تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است كه بر آن تاكید شده است. و قطعا خرسند نمودن مؤمنین، از برترین عباداتى است كه رضایت پروردگار را به دنبال دارد.
4- صلة الاخوان:
احسان و نیكى به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیكو است ولى در این روز، تاكید بر آن شده است. در روایت دارد كه هر وقت با برادر مومنى دیدار كردید، براى تهنیت به او بگویید:
«الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام »؛ سپاس و حمد خداى را كه ما را جزء تمسك جویان به ولایت امیرمومنان و دیگر امامان که درود خداى رحمان بر آنان باد، قرار داد.
فرا رسیدن این عید بزرگ اسلامى را به مقام شامخ ولى الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و عموم مسلمانان و شیعیان و پیروان امامان، تبریك و تهنیت عرض نموده، از خداى بزرگ خواهانیم ما را جزء شیعیان و ولایت پذیران واقعى قرار دهد.
ادامه مطلب
عید غدیر؛ عید الله اکبر
عید غدیر؛ عید الله اکبر

عید غدیر، عید الله اكبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامىاست. هیچ روزى در طول سال، فرخنده تر و مبارك تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل بیت نیست. امام صادق سلام الله علیه مىفرماید:
«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بین الكواكب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد كه عید غدیر را تشبیه به ماه كرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزنده تر و گرانبهاتر است، كامل نمىشود و محقق نمىگردد جز با ولایت علىعلیه السلام « و ما نودى بشىء مثل ما نودى بالولایه».
محب الدین طبرى از علماى بزرگ اهل سنت نقل مىكند كه رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «اذا جمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم یجزها احد الا من كانت له براء ة بولایة على بن ابى طالب»؛ در روز قیامت كه خداوند تمام مردم را جمع مىكند و صراط بر پل دوزخ زده مىشود، هیچ كس از آن نمىگذرد جز كسى كه با ولایت على ابن ابىطالب، گذرنامه بىزارى و برائت از جهنم را داشته باشد.
ولایت على علیه السلام همان دین حنیف است كه فرمود: « فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها»؛ پس اى پیامبر(همراه با پیروانت) به سوى آیین پاك اسلام روى آور كه فطرت الهى است و مردم بر آن مفطور شدهاند.
و ولایت على همان طریقه و روش صحیح زندگى است كه اگر مردم آن روش را برگزینند، خداوند در روز رستاخیز، از آب گواراى حوض كوثر به دست على علیه السلام سیرابشان مىگرداند. « و ان لو استقاموا على الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا»؛ و ولایت همان نعمتى است كه حتما از آن سؤال مىشود كه با آن چگونه رفتار كردید« ثم لتسالن یومئذ عن النعیم».
آلوسى، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر كبیر روح المعانى پس از ذكر آیه شریفه« وقفوهم انهم مسئولون»؛ و آنان را متوقف كنید و ایست بدهید كه مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند، در ذیل تفسیر این آیه، اقوال گوناگونى را نقل مىكند و سپس نتیجه مىگیرد و مىگوید:
« سزاوارترین و صحیح ترین سخن این است كه در آن روز از عقاید و اعمال انسان سؤال مىشود و از همه مهم تر و عظیمتر، قطعا ولایت على كرم الله وجهه است».
و در این روز بزرگ كه یادآور نصب و تعیین امیرالمؤمنین به دست مبارك رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و به امر پروردگارش است، باید این فطرت الهى را در دلها زنده كرد و پردههاى ظلمت و جهالت و تارهاى نادانى و غفلت را از دیدگان غافلان برداشت تا بر طریقه حق پایدار گردند و به صراط مستقیم الهى روى آورند و دینشان كامل شود.
از امام صادق علیه السلام مىپرسد: مولاى من! آیا به من دستور مىدهى كه این روز را روزه بداریم؟
حضرت پاسخ مىدهد: « اى والله اى والله انه الیوم الذى نجى فیه ابراهیم من النار فصام لله شكرا لله عزوجل ذلك الیوم، و انه الیوم الذى اقام رسول الله امیرالمؤمنین علما و ابان فضله و وصیته، فصام ذلك الیوم، و ذلك یوم صیام و قیام و اطعام الطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن و مرغمة الشیطان»؛ آرى، به خدا قسم آرى، به خدا قسم! این همان روزى است كه خداوند، حضرت ابراهیم را از آتش رها ساخت، پس او به شكرانه این لطف الهى، این روز را روزه گرفت. و همانا این روز، روزى است كه رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام را بر مردم نصب كرد و بزرگوارى و فضلش را نمایان ساخت و او را وصى و جانشین خود قرار داد، پس او هم در این روز، روزه گرفت و این روز، روز روزه گرفتن و دعا كردن و مسلمانان را اطعام نمودن و به دیدار برادران دینى رفتن است و در این روز، رضایت خداى رحمان به دست مىآید و بینى شیطان به خاك مالیده مىشود (مایوس مىگردد).
ادامه مطلب
آیا ما غایبیم یا امام عصر سلام الله علیه ؟!
شرح پرسش:
آیا این سخن صحیح است که بگوییم: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب نیست، در اصل ما غایب هستیم و امام زمان علیه السلام منتظر واقعی است، یعنی ما غایب هستیم و ایشان منتظر آمدن ماست؟
پاسخ:
معنای غیبت امام مهدی علیه السلام ظاهر نبودن ایشان است و این که بعضی تصور می کنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان علیه السلام در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را می بیند و از حال ما باخبر است، چنان که در روایات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پرده ای نیست و لذا ما را می بیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همه مسلمین و بلکه انسان ها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمی کنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار می کشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل جهانی را بگستراند.
خلاصه این که مطلبی که در سوال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
منبع: تبیان
ادامه مطلب
آیا فاجعه عید قربان در منا از علائم آخرالزمان است؟
شرح پرسش:
آیا پیامی که در شبکههای مجازی درخصوص این که فاجعه منا و کشته شدن حاجیان در اثر ازدحام جمعیت یکی از نشانههای ظهور و آخرالزمان است، منتشر شده، درست است؟
پاسخ از حجت الاسلام جواد جعفری (پژوهشگر مهدوی):
در رابطه با حادثهای که در منا اتفاق میافتد و در سال ظهور خواهد بود، چند نکته وجود دارد:
اول این که چنین حدیثی در منابع شیعه نیست. بنابراین این روایت که در فضای مجازی منتشر شد و عکس کتاب است و در پاورقی نشان میدهد که این حدیث در بحار الانوار جلد 51 صفحه 81 آمده است، از اساس دروغ است.
کتاب بحار الانوار در این صفحه چنین حدیثی ندارد و در چند صفحه قبل و بعدش مرحوم مجلسی احادیثی در مورد امام زمان علیه السلام نقل کردهاند که اشارهای به این حدیث ندارد، بنابراین نکته اول این که در منابع شیعی چنین حدیثی نقل نشده است.
نکته دوم این است که این حدیث در کتابهای اهل سنت نقل شده است، این حدیث در کتاب فتن ابن حماد متوفی 228 قمری نقل شده، بعد از ایشان حاکم نیشابوری در المستدرک این حدیث را نقل کرده که ایشان هم متوفی 405 قمری است. او هم این حدیث را از ابن حماد نقل میکند. در کتاب فتن نوشته دانی متوفی 444 قمری نیز این حدیث نقل شده است، ابن حماد در فتن خود در جلد اول صفحه341 گفته در ماه ذیقعده قبایل یارگیری میکنند و آن سال حاجیان غارت میشوند و جنگی در منا رخ میدهد، تعبیر روایت این است که کشتههای بسیاری خواهد داشت و به قدری کشته میشوند که خون جاری میشود و از منا به جمره عقبه میرسد.
همین حدیث را مستدرک حاکم در جلد 4 صفحه 549 از ابن حماد نقل میکند و در ادامه آن یک حدیث دیگر میگوید، مبنی بر این که وقتی حاجیان در منا هستند، گویی که بیماری مثل هاری به آنها دست میدهد، مردم هار میشوند، با هم میجنگند تا خون جاری میشود، حاجیها به جان هم میافتند و کشته زیادی میدهند.
دانی در حدیث دیگری در فتن میگوید که در ماه رمضان صدایی شنیده میشود و در ماه شوال مردم از چیزی ممانعت میشوند و در ذیقعده قبایل با هم میجنگند و حجاج غارت می شوند و جنگی در منا رخ میدهد.
اینها روایاتی است که در کتابهای اهل سنت آمده اما خود اهل سنت که اینها را بررسی کردند، مانند آلبانی در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه گفته است که همه اسناد این روایت ضعیف هستند.
با توجه به مطالبی که گفته شد، نتیجهگیری میکنیم که:
اولا این آدرسی که در شبکههای اجتماعی با نشان دادن صفحه کتابی آمده، دروغ بوده و در منابع شیعی چنین روایاتی وجود ندارد، دوما این روایت که آمده به بررسی خود اهل سنت، اسنادش ضعیف است و اعتبار ندارد.
ثانیا اگر چنین حادثهای قرار است اتفاق بیفتد. نتیجه جنگ است نه سوء مدیریت عربستان صعودی و ازدحام جمعیت. بنابراین این اتفاق علاوه بر ضعف روایات، قابل تطبیق نیست.
آفت شبکههای مجازی و نقل قول غلط
یکی از آفات شبکههای مجازی این است که افراد بدون تامل شروع به انتشار مطالب میکنند. کسانی که سر و کار با شبکههای اجتماعی دارند، برخی مطالب را فوری بدون اندیشه منتشر میکنند و مصداق روایت معصومین میشوند مبنی بر این که برای دروغگو بودن یک فرد همان کافی است که هر آنچه میشنود، نقل میکند. این معضل شبکههای اجتماعی است که بدون توجه به صحت مطلبی آن را منتشر میکنند.
انتشار این مطالب بدون سند باعث آسیب میشود. عدهای نیز توان علمی لازم را ندارند و به معنای حدیث توجه نمیکنند که این فاجعه در آخرالزمان بر اثر جنگ خواهد بود. در حالی که در این اتفاق حجاج در اثر ازدحام و سوء مدیریت آل سعود مظلومانه کشته شدند.
منبع: خبرگزاری شبستان
ادامه مطلب
چرا انسان براى رسيدن به هدف اصلى آفرينش،نياز به هدايت انبيا دارد؟
اگر ما بر يك مركب خيالى و افسانه اى كه از امواج نور ساخته شده باشد سوار شويم، و در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر (50 هزار فرسخ) در اين فضاى بيكران سير كنيم، بى شك هزاران عمر نوح مى خواهد تا بتوانيم تنها گوشه اى از اين جهان پهناور و گسترده را تماشا كنيم.
اين عالم با اين وسعت سرسام آورش مسلماً بيهوده آفريده نشده و به طورى كه در درس هاى خداشناسى آموختيم آفرينش اين جهان سود و فايده اى به حال خدا ندارد، چرا كه او وجودى است از هر نظر كامل و بى نياز و بى نهايت، او كمبودى ندارد كه بخواهد از طريق آفرينش جهان و بشر آن را برطرف سازد.بنابراين نتيجه مى گيريم كه هدفش اين بوده كه بر ديگران جود و بخشش كند و ساير موجودات را به تكامل برساند، همچون آفتاب كه بر ما زمينيان مى تابد بى آن كه احتياج به ما داشته باشد، اين تابش آفتاب تنها به سود ماست وگرنه ما چه كارى براى خورشيد مى توانيم انجام دهيم.از سوى ديگر آيا معلومات ما به تنهايى براى پيمودن راه تكامل و رسيدن به مرحله يك انسان كامل از هر نظر كافى است.
ما چه مقدار از اسرار جهان را مى دانيم؟ اصلا حقيقت حيات چيست؟اين جهان از كى به وجود آمده؟ هيچ كس پاسخ دقيق اينها را نمى داند.تا كى باقى خواهد ماند؟ باز كسى نمى تواند به آن پاسخ بگويد.از نظر زندگى اجتماعى و اقتصادى هر يك از دانشمندان بشر نظريه اى دارند.مثلا گروهى «سرمايه دارى» را توصيه مى كنند،و گروه ديگرى «سوسياليسم و كمونيسم» را و گروه سومى نه اين را مى پسندند و نه آن را و هر دو را زيانبار مى شمرند.در مسائل ديگر زندگى نيز اين گونه اختلاف نظرها ميان دانشمندان فراوان است.انسان حيران مى شود كه در اين ميان كدام را بپذيرد؟!در اين جا، از روى انصاف بايد اعتراف كرد كه براى رسيدن به هدف اصلى آفرينش يعنى «نمو و تكامل و پرورش انسان در تمام زمينه ها» احتياج به يك سلسله تعليمات صحيح و خالى از اشتباه و متّكى به واقعيّات زندگى است، تعليماتى كه بتواند در اين راه طولانى براى رسيدن به مقصد اصلى به او كمك كند.و اين تنها از طريق علم خدا يعنى وحى آسمانى به وسيله پيامبران حاصل مى شود و به همين دليل خداوندى كه ما را براى پيمودن اين راه آفريده بايد چنين علم و دانشى در اختيار ما بگذارد.
منبع:50 درس اصول عقائد براي جوانان آيت الله العظمي مكارم شيرازي ص150
ادامه مطلب
آيا بهشت براي بهشتيان ملالت آور نيست؟
پاسخ :
قرآن در مورد قيامت مي فرمايد : « لايبغون عنها حولا »(1) چون اين توهم در ذهن اشخاص پيدا مي شود كه حالا ما بهشت رفتيم، بهشت براي انسان يك سال، دو سال، ده سال، صد سال، هزار سال لذت داشته باشد، بعد عادي مي شود ، وقتي عادي شد ديگر خستگي آور مي شود(انسان مي گويد )عجب جاي ملالت آور و خستگي آوري است! قرآن مي گويد: «لايبغون عنها حولا » غصه اين را نخوريد،اگر كسي آنجا بيايد ديگر تحول ازآنجارا نمي خواهد.
سرّ مطلب اين است كه مهماندارش خداست. محال است انسان از خدا بيزار شود و غير او را بخواهد. از هر چيزي بيزاري پيدا مي شود براي اينكه انسان مي خواهد به خدا برسد، همين قدر كه يك ارتباط و اتصالي به او پيدا كرد، آن وقت ارزش بهشت براي او اين نيست كه آنجا خوردن و پوشيدن و لذت جنسي هست، ارزشش اين است كه سفره كرامت و پذيرايي اوست، حس مي كند و تا ابد هم حس مي كند كه دارد به دست او پذيرايي مي شود. اين ديگر خستگي آور نيست. «قد احسن الله له رزقا»(2) خداست كه براي او رزق و روزي را نيكو گردانيده است . اين همان مقام رضوان الهي است كه اگر كسي به مقام رضوان الهي برسد ، به مقامي كه خدا از او راضي باشد و او به مقام رضاي پروردگار برسد ، براي او تنها چيزي كه هدف و مقصد است رضوان پروردگار است ، كه در آيات متعدد قرآن روي اين موضوع تكيه شده است چنانكه مي فرمايد« و رضوان من الله اكبر» .(3)
پی نوشتها:
1. سوره كهف، آيه 108
2. سوره طلاق،آيه 11
3. سوره توبه، آيه 72
منبع: آشنايي با قرآن ،مرتضي مطهري، ج8،ص60و61
ادامه مطلب
تبرّی به چه معناست؟ و نسبت بین تبرّی و لعن چیست؟
پاسخ :
پاسخ توسط حجت الاسلام فلاحزاده، مطابق با فتاوای آیت الله العظمی خامنهای مدظلهالعالی:
«تولّی و تبرّی» گاهی جزو اصول دین شمرده میشود و گاهی هم جزو فروع دین و البته هر دو هم درست است؛ یعنی یک جنبهی اعتقادی دارد و یک جنبهی عملی. از حیث اعتقادی تولّی یعنی ما به ولایت اولیای الهی، پیامبران خدا و ائمهی اطهار علیهمالسلام معتقد باشیم و همچنین علاقه نسبت به آنها و پیروانشان داشته باشیم. تولّی یک جنبهی عملی نیز دارد که اطاعت از این اولیای الهی است.
تبرّی نقطهی مقابل تولّی است؛ یعنی دشمنی نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولیای خدا. مکلفین باید این دو اصل را هم از نظر اعتقادی معتقد باشند و هم در عمل به آن متمسک شوند و لزوماً اینگونه نیست که کسی که میخواهد تبرّی بجوید با لعن و ناسزا و بدگویی همراه باشد. بسیاری از مسلمانان از صدر اسلام تاکنون و حتی در عصر حاضر -نمونهاش حضرت امام رحمهالله و حضرت آیت الله العظمی خامنهای مدظلهالعالی- اینها واقعاً اهل تولّی و تبرّی هستند، ولی اهل سب و لعن نیستند. بنابراین انسان میتواند تبرّی داشته باشد، اما توهین و فحاشی و لعن به مقدسات دیگران نکند. حضرت آقا توهین به مقدسات دیگر را جایز ندانسته، بلکه حرام میدانند.
منبع: khamenei.ir
ادامه مطلب



