خدایا، کمکم کن ...
زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت که حال دخترش هر لحظه بدتر میشود. او جریان کلید اتومبیل را برای پرستار گفت. پرستار به او گفت که سعی کند با سنجاق سر در اتوموبیل را باز کند.
زن سریع سنجاق سرش را باز کرد، نگاهی به در انداخت و با ناراحتی گفت: “ولی من که بلد نیستم از این استفاده کنم.”
هوا داشت تاریک میشد و باران شدت گرفته بود. زن با وجود ناامیدی زانو زد و گفت: “خدایا کمکم کن!”
در همین لحظه مردی ژولیده با لباسهای کهنه به سویش آمد. زن یک لحظه با دیدن قیافه مرد ترسید و با خودش گفت: “خدای بزرگ، من از تو کمک خواستم آنوقت این مرد…!”
زبان زن از ترس بند آمده بود، مرد به او نزدیک شد و گفت: “خانم، مشکلی پیش آمده؟”
زن جواب داد: “بله، دخترم خیلی مریض است و من باید هرچه سریعتر به خانه برسم ولی کلید را داخل ماشین جا گذاشتهام و نمیتوانم درش را باز کنم.”
مرد از او پرسید که آیا سنجاق سر همراه دارد؟ و زن فورا سنجاق سرش را به او داد و مرد در عرض چند ثانیه در اتومبیل را باز کرد!
زن بار دیگر زانو زد و با صدای بلند گفت: “خدایا متشکرم!”
سپس رو به مرد کرد و گفت: “آقا متشکرم، شما مرد شریفی هستید!”
مرد سرش را برگرداند و گفت: “نه خانم، من مرد شریفی نیستم. من یک دزد اتومبیل بودم و همین امروز از زندان آزاد شده ام!!!”
خدا برای کمک به زن یک دزد فرستاده بود، آن هم یک دزد حرفهای!
زن آدرس شرکتش را به مرد داد و از او خواست که فردای آن روز حتما به دیدنش برود
فردای آن روز وقتی مرد ژولیده وارد دفتر رئیس شرکت شد، فکرش را هم نمیکرد که روزی به عنوان راننده مخصوص در آن شرکت بزرگ استخدام شود.
ادامه مطلب
برای آنان که مهربانند ...
درک و فهم انسانی
کاش میشد ...
کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واقعه همان لبخند است
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
که فراموش نگرددکه هنوز انسانیم
ادامه مطلب
سرشار از امید باش «آنتونی رابینز» در كتاب «یادداشتهای یك دوست» مینویسد:
دوستانش او را ابله خواندند. شاید در دل خود حرف آنها را تصدیق میكرد، با وجود این هرگز از رؤیاهای خود دست برنداشت. دابلیو میچل آینده خود را در كنار این زن بسیار تابناك میدید. بنابراین از فنون جلب توجه و هوش و شوخطبعی، روح آزاده، و شخصیت پویای خود برای جلب توجه او كمك گرفت و سرانجام با وی ازدواج كرد.
بیشتر مردم اگر در شرایط او باشند برای رسیدن به چنین هدفی كمترین تلاشی هم نمیكنند، اما او بخت خود را آزمود و زندگیش برای همیشه تغییر كرد.
پس تعلل نكنیم و بدانیم كه ما بهترین افراد برای داشتن یك زندگی عالی هستیم. بنابراین نباید خود را محدود كنیم. با خودتان دوست شوید، بابت اتفاقهایی كه در گذشته رخ داده خود را مجازات نكنید بلكه خود را از مشکلات برگیرید و به راهحلها فكر كنید. اهداف و آرزوهای خود را در برگه سفیدی بنویسید و برای آنها زمان معین كنید. باور كنید اگر روزی دوبار در جای آرامی بنشینید و چند دقیقهای به هدفتان فكر كنید حتماً به آنها دست مییابید. لذت، غرور، هیجان ناشی از رسیدن به آرزوها را احساس كنید و در صفحه ذهن خود جزئیات شگفتانگیز آن موفقیت را به چشم ببینید و به گوش بشنوید. لازم نیست تنها به خودتان فكر كنید بلكه كسان دیگری را هم كه در زندگیتان نقشی دارند در نظر بگیرید. اگر دلیل كافی برای نیل به هدفهای خود
داشته باشید واقعاً میتوانید هر كاری را در این جهان انجام دهی
ادامه مطلب
جدول کلمات متقاطع
مهربانی ...
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ، دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او .
آنگاه که مهر می ورزی ؛ مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند پس خود را گناهکار مبین.
من عیسی نامی را می شناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت.
من خدایی می شناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر.
پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند .پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش که این روح توست که با مهربانی آرام می گیرد .
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ؛
پس به راهت ادامه بده .


ادامه مطلب







