دلم می خواست با یک مرد مذهبی که حتما جانباز باشد ازدواج کنم . گفتند آقای فضلی از بچه های انجمن است .سید و جانباز هم هست تا گفتیم خانم قاضی زاده خوشحال شد.گفتم مگه آقای فضلی جانبازه؟ جانبازی اش چند درصده؟

من یک تصور مبهم از آقا سید در ذهنم بود چون یکی دو بار گذرم به کار گزینی بیمارستان افتاده بود. گفتند یک پایش قطع شده و چند درصد از شنوایی اش هم از دست داده . گفتم نه به درد من نمی خوره. من می خوام دو تا پاش یا دو تا دستش قطع شده باشد یا قطع نخاع شده باشه. گفتند :تو ضعیفی نمی توانی از پسش بر بیای؟ گفتم یک پا که چیزی نیست احتیاج به کسی نداره . بلاخره با اصرار زیاد بچه ها قرار شد همدیگر را ببینیم و.............