خب برگردیم به حرفهای خودمونیمون .....
خب بچه ها شلوغ پلوغ نکنید که جناب خان میاد براتون ...نه چیز شد ...
به نظر من عید قبربان عملی بوده که ما نسانها یاد بگیریم ..درس زندگی بخشیدن و رها کردنش ...
درس فداکاری در اه خدا
همانطوریکه میدوند حضرت ابراهیم (ع) این جریان رو به مادر اسماعیل ( هاجر) نگفته بودند ولی شیطان به صورت فردی ظاهر شده و ماجرا را به هاجر گفته بود و هاجر هم در جواب داده بود جان م ن و جان اسماعیل فدای راه خدا باد ... و این یعنی اعتقاد به خدا .... اعتقاد به بزرگی خدا ... اعتقاد به وجود خدا ....اعتقاد به امتحان الهی و.....
بنابراین ما هم باید یاد بگیریم و فقط به ظاهر قضیه نگاه نکینم ...
باید یائ بگیریم که هر کار خیری رو انجام میدیم فقط برای رضای خدا باشه نه برای چشم هم چشمی ..
باید یاد بگیریم که وجدیت خودمون رو برای چند روزی که تو این دنیا زندگانی میکنیم نفروشیم حالا به هر شکل که میتونید تصورش بکنید ...از کم فروشی و غیبت گرفته تا رفتن به راهی که هوا ی نفسانی از ما میخواد ...
باید یاد بگیریم که اون دنیایی هم هست و ما هممون مسعول اعمال خودمونیم هستیم ...
باید یاد بگیریم که هر کاری که تو جامعه شاید اکقثریت انجام میدن درست هست باید طبق اصول و عقاید خودمون پیش بریم ....