ترجمه خطبه شقشقيه
ميراث من هم چنان در كف غارتگران ماند، تا او نخستين غارتگر اين ميراث بود ديده از جهان فروبست ولى در آخرين لحظه حق مرا به دوم واگذاشت.
در اينجا حضرت مولا به شعر اعشى مثل مىزند:
اين زندگى كه اكنون بر پشت شتر مىگذرانم با زندگى حيان برادر جابر قابل مقايسه نيست.
يعنى در عهد رسول اكرم صلى الله عليه و آله از اصحاب عموماً عزيزتر و شريفتر بودم ولى پس از رحلت رسول الهى «اعشى همدان» شدم كه مجبورم با شتربانى و عذاب سفر بسازم.
مايه شگفتى اين است كه ابوبكر تا زنده بود مىگفت:
اقيلوُنى فَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ وَعَلىٌّ فيكُمْ «3».
رها كنيد مرا مادامى كه على در ميان شماست بهتر از شما نيستم.
ولى دم مرگ عروس خلافت را برخلاف شرع در آغوش عمر انداخت.
هنوز خود پستان اين شتر را به دهان داشت كه عمر را هم در كنار خود نشانيد و پستان ديگر را به دهان او گذاشت

