ناعمه

  نَعَمَ، نَعْمَةً و مَنْعَماً الْرَجُلُ: طاب و لان و إتَّسَعَ،
يقال: هذا منزل ينعمهم، أي، يوافقهم و يطيب لهم، زندگانى به كام او شد و زندگانى او خوش شد.

الناعمة: المترفهة الحسنة العيش والغذاء،

ناعمه: شاداب، بهره‏مند، زن خوش زندگانى، خرمّى و شادى كه در رخسار نمايان باشد. فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در روز قيامت با چهره‏ى شادابى همراه با عاشقان خود به طرف بهشت رهسپار خواهد شد.

فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام زنى شاداب در روز قيامت.

يا فاطمة! والذّي بعثني بالحقّ لقد حرمت الجنة على الخلائق حتى أدخلها و أنّك لأوّل خلق اللَّه يدخلها بعدي كاسية حالية ناعمة يا فاطمة! هنيئا لك،
به همان خدايى كه مرا برانگيخت، بهشت بر مردم حرام است تا آنكه من وارد بهشت گردم و پس از من تو اولين كسى هستى كه بر بهشت قدم مى‏نهد. فاطمه جان! بهشت گوارايت باد. (1)

  1- بحارالانوار، ج 22، ص 490، ر 36.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:27 PM ] [ محمد عباسی اول ]

کریمه

 كَرُمَ، كَرَماً و كَرَمَةً و كَرامَةً: أعطى السهولة و جاد، ضد لؤم،

الكريم: ذوالكَرَم، يقال «رجل كريم»، أي، سخي معطاء، يطلق «الكريم» من كل شى‏ء على أحسنه و على كل ما يرضى و يحمد في بابه،

الكريمة: ذوالكرم والحسب، يقال «فلان كريمة قومه»، أي، كريمهم و شريفهم.

زنى كه اهل بخشش و كَرَم باشد، كريمه ناميده مى‏شود. زهراء عليهاالسلام عين كرم و بخشش است. كسى نيست كه از بخششهاى آن بزرگوار بى‏خبر باشد. كريمه‏ى اهل‏بيت، فاطمه عليهاالسلام است. حتى ائمه‏ى اطهار عليهم‏السلام نيز هنگام گرفتارى دست به دامان كريمه اهل‏بيت، فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام مى‏زدند. ر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام اهل جود و كرم.

«... اللهمّ صلّ على السيدة المفقودة «الكريمة» المحمودة الشهيدة العالية الرشيدة...
خداوندا! بر سرور بانوان كه (قبرش) از ديدگان پنهان شده، زنى باكرامت و پسنديده، زنى شهيده در راه خدا، زنى بلندهمت و رشيده درود فرست.» (1)

  1- بحارالانوار، ج 102، ص 220، ر 1 از عتيق غروى.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:26 PM ] [ محمد عباسی اول ]

منصوره

  نَصَرَ، نَصْراً: أعانه على دفع ضد أو رد عدو، در لغت يارى رساندن را گويند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در روز قيامت تمام عاشقان خود را يارى خواهد رساند و اگر ايشان دست ما گدايان درگه‏اش را نگيرد چگونه از آتش رهايى خواهيم يافت؟اسم مفعول به معناى اسم فاعل است.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام ميوه‏ى بهشتى است.

عن أبى‏عبداللَّه جعفر بن محمّد بن علي عن أبيه عن جدّه عليهم‏السلام قال: قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله:

«معاشر الناس! تدرون لما خلقت فاطمة عليهاالسلام؟ قالوا: اللَّه و رسوله أعلم. قال صلى اللَّه عليه و آله: خلقت فاطمة عليهاالسلام حوراء إنسية لا إنسية و قال:... قالوا: يا رسول‏اللَّه! استشكل ذلك علينا تقول: حوراء إنسية لا إنسية. قال صلى اللَّه عليه و آله:... إهدى إليّ ربّي تفاحة من الجنة أتاني بها جبرئيل عليه‏السلام... ثم قال: يا محمّد! كلْها. قلت: يا حبيبى! يا جبرئيل! هدية ربّي توكل؟ قال عليه‏السلام: نعم قد اُمرت بأكلها فأفلقتها (1)

فرأيت منها نوراً ساطعاً ففزعت من ذلك النور. قال عليه‏السلام: كل! فإنّ ذلك نور المنصورة، فاطمة عليهاالسلام. قلت: يا جبرئيل! و من «المنصورة»؟ قال عليه‏السلام: جارية تخرج من صلبك و إسمها فى السماء منصورة و في الأرض فاطمة عليهاالسلام. فقلت: يا جبرئيل! و لم سميت في السماء منصورة و في الأرض فاطمة عليهاالسلام؟ قال عليه‏السلام: سمّيت فاطمة عليهاالسلام في الارض لأنه فطمت شيعتها من النار و فطموا أعداوها عن حبّها و ذلك قوله اللَّه في كتابه و «يومئذ يفرح المؤمنون بنصراللَّه» بنصر فاطمة عليهاالسلام لمحبيها.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: اى اصحاب من! آيا مى‏دانيد فاطمه عليهاالسلام از چه خلق شده است؟ عرضه داشتند: خدا و پيامبرش بر اين مطلب آگاهترند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: فاطمه عليهاالسلام، فرشته‏ى انسانى است كه تنها انسان نيست. (مردم از سخن پيامبر چيزى نفهميدند) عرضه داشتند: اين مطلب برايمان مشكل شد، مى‏فرماييد فرشته است و انسان، اين چگونه ممكن است؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود:... جبرئيل يك سيب از بهشت برايم هديه آورد و سپس گفت: اى محمد! اين سيب را ميل نماييد. گفتم: اى دوست من، اين سيب هديه‏ى خداوند است، چگونه آن را بخورم؟ گفت: شما امر شده‏ايد كه اين سيب را بخوريد. پس آن را شكافتم، ناگهان نورى از آن درخشيد. از آن نور در هراس شدم. گفت: بخور! اين نور، نور فاطمه‏ى منصوره است. گفتم: منصوره كيست؟! گفت: دختر شما خواهد بود كه اسمش در آسمانها منصوره است و در زمين فاطمه.

سؤال كردم: چرا در آسمان و زمين به او منصوره و فاطمه مى‏گويند. گفت: در زمين فاطمه است، زيرا شيعيان او، از آتش جهنم گرفته شده‏اند و از دشمنانش حب او را گرفته‏اند. و در آسمان او را منصوره گويند به خاطر سخنى كه خداوند در آيه‏ى «و يومئذ يفرح المؤمنون بنصراللَّه» دارد، يعنى يارى رسانيدن فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام به ياران و دوستان خود.» (2)

 

 1- شكافتن و جدا نمودن.
2- بحارالانوار، ج 43، ص 18، ر 17 از تفسير فرات بن ابراهيم.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:26 PM ] [ محمد عباسی اول ]

مؤمنه

  أَمَنَ، أَمْناً، ه: وثق به و أركن إليه،

آمن إيماناً به: صدَّقه و وثق به.

المؤمن: المصدّق، خلاف الكافر،

الإيمان: التصديق مطلقاً، نقيض الكفر، فضيلة فائقة البيعة بها نؤمن إيماناً ثابتاً بكل ما أوحاه اللَّه.

زنى را كه ايمان به خدا و عالم بعد از مرگ دارد، مؤمنه گويند. زهراء عليهاالسلام به راستگويى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله ايمان دارد. صفت راستگويى يكى از صفات مهم مقام نبوت است. بعضى از فرقه‏ها اين صفت را لازمه‏ى نبوت نمى‏دانند.

ايمان به راستگويى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله.

«...السلام عليك و على ولدك و رحمةاللَّه و بركاته أشهد أنّك أحسنت الكفالة و أديت الأمانة و إجتهدت في مرضات اللَّه و بالغت في حفظ رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله، عارفة بحقه «مؤمنة» بصدقه، معترفة بنبوّته... (1)

درود بر تو (اى فاطمه‏ى زهرا!) و درود بر فرزندان تو، رحمت و بركات خداوند بر شما باد. گواهى مى‏دهم كه سرپرستى از رسول‏اللَّه را نيكو به جاى آوردى حق امانت را ادا نمودى و براى رضايت خداوند و محافظت از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سعى وافرى نمودى در حالى كه حق او را به خوبى شناخته‏ايى و به راستگويى ايشان ايمان دارى و به نبوتش اعتراف دارى.»

  1- بحارالانوار، ج 100، ص 218، ر 17 از مصباح‏الزائر، ص 28 والمزار الكبير ص 23.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:25 PM ] [ محمد عباسی اول ]

موفقه

  وَفِقَ يَفِقُ وَفْقاً الأمَر: صادفه موافقاً،

وَفَّقَ الأمر: جعله موافقاً،

تَوَفَّقَ: نجح مسعاه، كان مظهراً لتوفيق اللَّه و تسهلت له طرق الخير.

يقال: «لا يَتَوَفَّقَ عبدٌ إلاّ بتوفيق اللَّه».
فراهم آمدن وسايل انجام عمل مطلوب را توفيق گويند و بنابر روايتى از امام جواد عليه‏السلام، توفيق الهى يكى از صفات مؤمنين است. توفيق الهى، يعنى خداوند تمام وسايلى كه براى انجام اعمال نيك نياز است براى انسان فراهم آورد تا با صرف كمترين فرصت، بيشترين خدمت را انجام داده و به ثواب وافرى نائل گردد. اين سخن در بيان علما چنين آمده است: التوفيق توجيه اسباب الخير نحو المطلوب. موفقه به زنى گويند كه خداوند بر او عنايت كرده و وسايل انجام امور نيك را برايش مهيا نموده است.
توفيقاتى كه نصيب فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام گشت تا توانست الگوى همه جهانيان گردد بر هيچكس پوشيده نيست.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام همراه با توفيقات الهى.
عن موسى بن جعفر عن أبيه عليهم‏السلام... قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «موفّقة» رشيدة مهديّة ملهمة...،

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: تو يك زن موفقه و رشيده هستى كه از سوى خداوند مورد الهام واقع شده است و از طرف او هدايت يافته‏اى.» (1)
روايتى ديگر در لقب «سعيده» گذشت. (2)

  1- بحارالانوار، ج 22، ص 492، ر 37 همچنين، ج 81، ص 324، ر 18، ر. ك: لقب رشيده.

2- الثاقب في المناقب ابي‏محمد بن على الطوسي المعروف بابن حمزه، صص 281 و 280.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:25 PM ] [ محمد عباسی اول ]

طيبه

  طاب: طيباً و طاباً و طيبة و تطياباً: لذّ و حلا و حسن و جاد، الطيب،

طيبة: ذوالطيبة، خلاف الخبيث، الحلال، يقال: «كلمة طيبة» إذا لم يكن فيها مكروه، يقال: «بلدة طيبة»، أي، آمنة، كثيرة الخير.

زن پاك و طاهر را طيبه گويند. در افرادى عادى منظور از پاكى، طهارت ظاهرى مى‏باشد، اما در مورد حضرت زهراء عليهاالسلام هم طهارت ظاهرى و هم پاكى معنوى مراد است. طهارت ظاهرى، يعنى ايشان هيچ‏گاه خون حيض و نفاس نمى‏ديدند و پاكى باطنى، يعنى حضرت فاطمه عليهاالسلام به هيچ گناهى آلوده نشدند و هيچ‏گاه فكر معصيت نيز نكردند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پاكيزه از هر بدى و آلودگى.

«... اللهمّ صلّ على فاطمة «الطيبة» الطاهرة المطهرة التى إنتجبتها و طهّرتها و فضّلتها على نساء العالمين...
خداوندا! بر فاطمه‏اى كه پاك و پاكيزه از هر آلودگى است، درود فرست، همان فاطمه‏اى كه خود، او را انتخاب نمودى و از هر آلودگى رهايش دادى و او را بر همه‏ى زنان عالم برترى بخشيدى.» (1)
1

  - بحارالانوار: ج 101، ص 263، ر 42.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:25 PM ] [ محمد عباسی اول ]

ريحانه

  راحَ يَرُوحُ راحة الشى‏ءَ: وجد رائحته و ريحاً الشى‏ء: وَجَدَ ريحَهُ،

الريح: الرائحة لما يدرك بحاسّة الشم، الشى‏ء الطيّب،

الريحان: كل نبات طيّب الرائحة: هر گياهى خوشبوى،

الريحانة: طاقة الرَيحان.
ريحانه در لغت، گياهى خوشبوى است، البته براى موجود لطيفى چون زن نيز استعمال مى‏گردد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مكرر مى‏فرمودند: «فاطمه عليهاالسلام ريحانه‏ى من است، كه هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم او را مى‏بويم.» پس زهراء عليهاالسلام گلى خوشبوى بودند كه بوى بهشت مى‏دادند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله.

«... أنا زوج البتول، سيّدة نساءالعالمين، فاطمة التقية الزكية البَرَّة المهدية، حبيبة، حبيب‏اللَّه و خير بناته و سلالته و «ريحانة» رسول‏اللَّه...،

... من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمه‏اى كه اهل پاكدامنى است، نيكوكار است، از طرف خداوند هدايت شده است، دوستِ، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است....» (1)

در موارد بسيارى اميرالمومنين عليه‏السلام براى معرفى خود، به جاى آنكه بگويد من على ابن ابيطالب هستم، خود را توسط حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفى مى‏نمايد. در اينجا نيز خود را بوسيله‏ى فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام به ديگران معرفى مى‏كند و مى‏گويد: من همسر زهراى اطهرم.

در جايى ديگر اميرالمومنين مردم را سوگند مى‏دهد و مى‏گويد:
«من شما را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا كسى غير از من در ميان شما هست كه زنش سرور زنان عالم باشد؟ مردم پاسخ دادند: نه.» (2)

اميرالمؤمنين در احتجاجى به ابوبكر مى‏گويد: «من كسى هستم كه پيامبر من را برگزيد و دخترش را به من تزوج كرد و فرمود: خداوند فاطمة عليهاالسلام رإ؛ّّ در آسمانها به عقد تو درآورد. ابابكر! تو را به خدا سوگند مى‏دهم! اين براى من است يا براى تو؟ ابوبكر جواب داد: براى شما است. (3)

اهل‏بيت عليهم‏السلام براى معرفى خود از طريق نام فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام بهره مى‏جستند، همانطور كه امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا خود را فرزند فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام معرفى كرد و فرمود: و «فاطمة امي إبنة الطُّهر أحمد» (4)

و همانگونه كه فرزدق، امام سجاد عليه‏السلام را در كنار حرم امن الهى، براى هشام چنين معرفى مى‏كند: «هذا إبْنُ سَيِّدَةُ النِسَوانِ فاطِمَة.» (5)

همه‏ى ائمه‏ى هدى عليهم‏السلام از اينكه خود را منتسب به حضرت زهرا عليهاالسلام مى‏دانستند، افتخار مى‏كردند، لذا در هنگام معرفى، خود را فرزند فاطمه‏ى مرضيه عليهاالسلام معرفى مى‏نمودند.

  1- بحارالانوار، ج 35، ص 45، را همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى.

2- قال علي عليه‏السلام:«نشدتكم بالله! هل فيكم أحد زوجته سيدة نساءالعالمين غيري؟ قالوا: لا.» فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 119 از لاحتجاج، ص 195.

3- قال على عليه‏السلام فى مناشدة طويلة مع أبي‏بكر: «فأنشدك بالله! أنا الذي إختارني رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و زوجني إبنته فاطمة عليهاالسلام و قال «الله زوجك إيّاها في السماء» أم أنت؟ قال: بل أنت.» فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 119 از الاحتجاج، ج 1، ص 171.

4- محمد صادق نجمى، سخنان حسين بن على عليه‏السلام، ص 316، چاپ هفتم، دفتر انتشارات اسلامى.

5- سيد جعفر شهيدى، زندگانى على بن الحسين عليه‏السلام، ص 121، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ سوم، 1367.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:24 PM ] [ محمد عباسی اول ]

صابره

  صَبَرَ، صَبْراً على الأمر: شكيبايى نمود بر آن كار و ثبات و دوام ورزيد. جزؤ و شجع و تجلَّد،
فهو، صابر، صبور، صبير: الحليم،
الصبر: التجلد و عدم الشكوى من ألم البلوى. صابره، يعنى زن صبورى كه سختيها را تحمل نمايد، شكيبا باشد و بر مشكلات لبخند زند. (صابره از القاب سياسى حضرت زهراء عليهاالسلام مى‏باشد)
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى شكيبا.
«... يا مُمْتَحَنَة إمتحنك اللَّه الذى خلقك قبل عن أن يخلقك فوجدك لما إمتحنك «صابرة»...
اى خانمى كه خداوند تو را قبل از خلقتت آزمايش نمود و تو را در برابر امتحانات، شكيبا يافت!» (1)
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام اسوه صبر و بردبارى.
«... السلام عليك أيّتها المظلومة «الصابرة» لعن اللَّه من منعك حقك و دفعك عن إرثك...
سلام بر تو اى مظلومه‏اى كه بر ستمهاى اهل جور صبر نمودى! خداوند كسانى را كه حق شما را از بين بردند و شما را از ارث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محروم كردند لعنت كند.» (2)


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:24 PM ] [ محمد عباسی اول ]

صبر ممدوح

در روايات اسلامى براى صبر ممدوح، تقسيمات متعددى ذكر شده است. آنچه مسلم است صبر، يك حالت فعال براى انسان است، نه يك حالت انفعالى، يعنى انسان در برابر مسائل مختلف بايد پافشارى كند، نه آنكه در برابر مشكلات كمر خم كند و زانوى ناتوانى در بغل گيرد. يكى از اقسام صبر، صبر بر گناه است. صبر بر گناه، به اين معنا نيست كه انسان اگر دچار گناهى شد، آن آلودگى را تحمل كند،بلكه صبر در برابر گناه، يك نوع خوددارى نفس است، يعنى بايد در برابر لذات گناه، مقاومت نمود و آلوده به گناه نشد. چون اين نوع خوددارى، كمى سختى مادى دارد و بايد لذاتى را كه طبيعت انسانى ميل شديد به آنها دارد ترك كرد، پس داراى اجر بسيار است. در قرآن اجر صابران بى‏حساب شمرده شده است و به آنها آن قدر پاداش مى‏دهند كه خودشان متعجب مى‏گردند كه اين همه پاداش از كجا در پرونده‏ى ما ثبت شده است، شايد اشتباهى رخ داده باشد.

صبر بر مصيبت، يعنى پافشارى در برابر آثار يك مصيبت، كه گاهى اين آثار بسيار خطرناك است. مصيبت ديده اگر صبور نباشد ممكن است بر قضا و قدر الهى اعتراض نمايد. مصيبت ديده اگر صبور نباشد ممكن است بر خود لطمات جانى وارد كند كه اين عمل، حرام است. مصيبت ديده اگر صبور نباشد حالتى آماده، براى انجام هزاران گناه خواهد داشت، اما كسى كه اهل صبر باشد و در برابر مصائب، تاب و تحمل خود را از دست ندهد، بر تمام اين امور فايق خواهد آمد.

اگر ائمه‏ى اطهار عليهاالسلام فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را صابره مى‏خوانند و پس از آن، جريان غصب فدك را عنوان مى‏كنند، به اين معنا نيست كه ظالمان، حق فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام را غصب كردند و ايشان در برابر اين عمل شرم‏آور، هيچ عكس‏العملى نشان ندادند، بلكه سراسر حيات فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پس از غصب فدك، مبارزه‏ى با ظالمان غاصب بود. اگر غير از خطبه‏ى فدكيه‏ى حضرت زهرا عليهاالسلام، سخنى ديگر در اين رابطه نبود، تا ما را به ظلم ستيزى آن حضرت رهنمون گرداند، همين خطبه، كافى بود. حال آنكه در طى اين نود روز پايان زندگى فاطمه عليهاالسلام، همه‏ى مسائل زندگى ايشان، حول مسأله‏ى امامت و حكومت و غصب فدك و ديگر ظلمها دور مى‏زند.

پس، صبر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام يك صبر منفى مذموم نيست، بلكه صبرى باشكوه و افتخارآميز، در راه گرفتن حق در برابر ظلم ظالمان است. (گرچه در اين راه صورتش نيلى شود و يا شربت شهادت نوشد.)

  1- بحارالانوار، ج 100، ص 194، ر 11 از التهذيب ج 6، ص 9.

2-بحارالانوار، ج 100، ص 198، ر 16 از مصباح‏الزائر، ص 25.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:24 PM ] [ محمد عباسی اول ]

حُرَّة

  حَرَّ- حَراراً العبدُ: عُتق و صار حُرًّا،
الحُرّ: خلاف العبد والأسير: الكريم،
الحُرَّة، خلاف الإمة، الكريمة
هر زن آزاده را حُرّه خوانند. زنى آزاده‏تر از فاطمه عليهاالسلام در دنيا يافت نمى‏شود. فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى كه آزادگى را معنا نمود و در راه حريت جان خويش را فدا نمود.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى آزاده.

عن سلمان و عبداللَّه بن العباس قالا:
«توفى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله... فقاما، فجلسا بالباب و دخل عليّ عليه‏السلام على فاطمة عليهاالسلام. فقال لها: أيّتها «الحُرَّة» فلان و فلان بالباب، يريدان ان يسلّما عليك فماترين؟ قالت: البيت بيتك و الحُرَّة زوجتك، إفعل ما تشاء...،
سلمان مى‏گويد: وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فوت نمودند... آن دو نفر (عمر و ابوبكر) به در خانه‏ى على عليه‏السلام آمدند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام پيش فاطمه عليهاالسلام آمدند و صدا زدند: اى آزاده! آن دو نفر پشت در خانه هستند، مى‏خواهند خدمتتان برسند و سلام عرض كنند. چه مى‏گويى؟ فاطمه عليهاالسلام گفت: خانه، خانه‏ى توست و من نيز زن تو هستم، هرچه خواهى انجام ده.» (1)

  1- بحارالانوار، ج 43، ص 197، ر 29 از كتاب سليم بن قيس الهلالى.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 اسفند 1393  ] [ 10:23 PM ] [ محمد عباسی اول ]